تاریخ انتشار :شنبه ۳ تیر ۹۶.::. ساعت : ۱۰:۱۱ ق.ظ
print
فاقددیدگاه

بحران آب و دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در ‌غرب آسیا

در یادداشت حاضر ضمن بررسی مفاهیم هیدروپلیتیک در مقیاس های مختلف، پراکنش جغرافیایی مناطق بحرانی کشور از نظر منابع آب های سطحی و زیرزمینی مورد بررسی قرار می‌گیرد.


400x200 - بحران آب و دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در ‌غرب آسیا

 

اندیشکده راهبردی تبیین –  تقاضا برای آب در سطح جهانی همگام با رشد جمعیت و با سرعتی بیشتر از آن که ناشی از عواملی همچون ارتقاء سطح زندگی و بهداشت، گسترش شهرنشینی، گسترش صنایع، کشاورزی و… است، در حال افزایش است.

ایران به لحاظ جغرافیایی در کمربند خشک و نیمه خشک جهان قرار دارد و میانگین میزان بارندگی آن حدود ۲۴۰ میلی متر است که کمتر از یک سوم متوسط جهانی می باشد و با وجود اینکه ایران حدود ۲/۱ درصد سطح خشکی-های زمین و ۱ درصد جمعیت جهان را داراست ولی تنها ۳۶ صدم درصد بارش های سالانه را دریافت می کند. در دهه ۱۳۳۰ شمسی متوسط سرانه آب کشور بیش از ۸۰۰۰ متر مکعب در سال بوده ولی در حال حاضر این رقم به حدود ۱۸۰۰ متر مکعب کاهش یافته است و هنگامی که جمعیت کشور از مرز ۸۰ میلیون نفر عبور نماید، سرانه آب کشور به آستانه بحران یعنی کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب خواهد رسید.

 

برخی رابطه آب و سیاست در سطح منطقه‌ای را بیان تأثیر منابع آب در سیاست خارجی می‌دانند که چگونگی عملکرد سیاست خارجی یک کشور برای تأمین آب را تبیین می‌کند. برای مطالعه رابطه آب و سیاست در سطح منطقه‌ای، منابع آبی در دو سوی مرز مورد بحث قرار می‌گیرد و عمده‌ترین اختلافات ناشی از منابع آبی مرزی درباره بهره‌برداری از منابع آب و مدیریت حوضه رودخانه‌ها پیش می‌آید.

 

با توجه به اینکه از نظر کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل، بحران آب در حقیقت یک بحران حکمرانی محسوب می شود و چالش های بسیار زیادی را در سطوح مختلف متوجه حکومت ها خواهد کرد؛ لذا در یادداشت حاضر ضمن اشاره به مفاهیم هیدروپلیتیک (چالش‌های ج.ا.ایران با همسایگان در حوضه آب) در مقیاس های مختلف، پراکنش جغرافیایی مناطق بحرانی کشور از نظر منابع آب های سطحی و زیرزمینی و همچنین اهمیت دیپلماسی آب و نتایج سیاسی و اقتصادی در خصوص این چالش‌ها مورد بررسی قرار می گیرد.

 

 

تنش بحران آب در غرب آسیا

هیدروپلیتیک امروز بیشتر در مقیاس منطقه‌ای مورد توجه است و به سیاست‌های کشورها در رابطه با یکدیگر در خصوص توزیع، کنترل و کیفیت منابع آب می‌پردازد. این مسائل هم می‌تواند موجب تنش و هم موجب همگرایی میان کشورها گردد.

برخی رابطه آب و سیاست در سطح منطقه‌ای را بیان تأثیر منابع آب در سیاست خارجی می‌دانند که چگونگی عملکرد سیاست خارجی یک کشور برای تأمین آب را تبیین می‌کند. برای مطالعه رابطه آب و سیاست در سطح منطقه‌ای، منابع آبی در دو سوی مرز مورد بحث قرار می‌گیرد و عمده‌ترین اختلافات ناشی از منابع آبی مرزی درباره بهره‌برداری از منابع آب و مدیریت حوضه رودخانه‌ها پیش می‌آید. عمده‌ترین بحثی که در این سطح مطرح است، این است که آیا کشورها برای تقسیم آب رودخانه‌ها و استفاده از منابع آبی مشترک جهت دستیابی به توسعه با یکدیگر به توافق می‌رسند، یا توافقی بین آن‌ها حاصل نمی‌گردد و تأکید بر این نکته است که چگونه می‌توان از درگیری اجتناب کرد و در جهت همکاری با یکدیگر به توافق دست یافت .

 

حل و فصل اختلافات و بحران‌هایی که بر سر آب بین کشورها به وجود می‌آید حداقل از دو جهت دشوار است: اول اینکه در حال حاضر قانون صریح و قاطع بین‌المللی برای حمایت و تقسیم آب بین کشورها و جوامع ذی‌نفع وجود ندارد و یک‌سوم رودخانه‌های جهان همچون دانوب در اروپا تابع قراردادهای خاص محلی و منطقه‌ای هستند و توافق‌نامه هلسینکی در سال 1966 میلادی نیز که در مورد استفاده‌ از رودخانه‌های بین‌المللی است، بر این نکته تأکید دارد که هر کشوری در داخل مرزهای خود به طور منصفانه حق استفاده از آب‌های حوضه بین‌المللی را دارد.

 

تغییرات آب‌وهوایی، بهره‌برداری مفرط از منابع آبی، مصرف بیش از حد ناشی از افزایش جمعیت، محور بودن کشاورزی در اقتصاد ملی، به کارگیری شیوه سنتی در آبیاری و هدر رفتن بخش قابل توجهی از منابع نیز از مهم‌ترین عوامل کمبود آب در میان کشورهای حوزه خلیج‌فارس و بالطبع منطقه غرب آسیا به شمار می‌رود که به دلیل اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی- اجتماعی، نیاز به آب به شدت رو به فزونی است. باید افزود که کمبود آب‌ شیرین‌کن یکی از خاستگاه‌های عمده رویارویی در غرب آسیا و منطقه خلیج‌فارس در چندین دهه اخیر بوده است .

 

دیپلماسی آب

مسئله کمبود آب و کاهش تدریجی آن در اثر افزایش مصرف موجب شده که آب نقش اساسی تری در شکل دهی به روابط سیاسی- اجتماعی ملت ها و جوامع بشری به ویژه در مناطق خشک جهان ایفا کند.

امروز آب به عنوان یک موضوع ژئوپلیتیکی تجلی پیدا کرده و بر روابط کشورها تأثیر می گذارد. این تأثیر هم دارای جنبه های مثبت و همکاری بین کشورها نظیر نظام حقوقی رودخانه دانوب و نظام حقوقی دریای سیاه شده و هم دارای جنبه های منفی و مناقشه برانگیز مثل منطقه غرب آسیا و شبه‌قاره هند می باشد.

 

حجم خروجی از رودخانه‌های مرزی ج.ا.ایران حدود 10 میلیارد مترمکعب و حجم آب‌های رودخانه‌های ورودی به کشور نیز حدود 5-9 میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود که 2 میلیارد مکعب آن از مرزهای شرقی و مابقی از مرزهای شمال غربی وارد کشور می‌شوند.

 

حل و فصل اختلافات و بحران‌هایی که بر سر آب بین کشورها به وجود می‌آید حداقل از دو جهت دشوار است: اول اینکه در حال حاضر قانون صریح و قاطع بین‌المللی برای حمایت و تقسیم آب بین کشورها و جوامع ذی‌نفع وجود ندارد و یک‌سوم رودخانه‌های جهان همچون دانوب در اروپا تابع قراردادهای خاص محلی و منطقه‌ای هستند و توافق‌نامه هلسینکی در سال ۱۹۶۶ میلادی نیز که در مورد استفاده‌ از رودخانه‌های بین‌المللی است، بر این نکته تأکید دارد که هر کشوری در داخل مرزهای خود به طور منصفانه حق استفاده از آب‌های حوضه بین‌المللی را دارد. کمیسیون حقوق بین‌الملل نیز که در سال ۱۹۹۱ میلادی اولین پیش‌نویس خود را تحت عنوان «قانون استفاده‌های غیر کشتیرانی از رودخانه‌های بین‌المللی» ارائه کرد، ۴ اصل: «استفاده معقول و عادلانه از آب‌های مشترک»، «التزام به عدم آسیب‌رسانی محسوس به سایر کشورهای کنار رود»، «التزام عمومی به همکاری» و «تبادل مستمر آمار و اطلاعات» را توصیه کرده است .

بنابراین عدم قاطعیت و شفافیت قوانین بین‌المللی مانع از حصول توافق بین کشورها می‌شود. دوم اینکه بحران‌های ناشی از آب جزو بحران‌های ژئوپلیتیکی محسوب می‌شوند که برخلاف بحران‌های سیاسی که در اجلاس‌ها به راحتی حل و فصل می‌شوند، دیرپا بوده و به راحتی حل و فصل نمی‌شوند، چرا که منازعه بر سر یک ارزش جغرافیایی مثل آب است. ارزش‌های جغرافیایی در یک کشور نیز جزو منافع ملی تلقی می‌شوند و دولت‌ها به آسانی نمی‌توانند بر سر منافع ملی دست به معامله بزنند.

 

منابع آب ایران

حجم خروجی از رودخانه‌های مرزی ج.ا.ایران حدود ۱۰ میلیارد مترمکعب و حجم آب‌های رودخانه‌های ورودی به کشور نیز حدود ۵-۹ میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود که ۲ میلیارد مکعب آن از مرزهای شرقی و مابقی از مرزهای شمال غربی وارد کشور می‌شوند. در ایران حدود ۵ هزار رودخانه کوچک و بزرگ وجود دارد که برخی از آن‌ها دائمی و برخی فصلی هستند و از این تعداد ۱۷ رودخانه بیش از ۳۰۰ کیلومتر مسافت دارد.

رودخانه‌های مرزی ایران حدود ۸۹ رودخانه است که شامل ۱۷ رودخانه مشترک با کشورهای هم‌جوار، ۴ رودخانه ورودی و ۶۸ رودخانه خروجی می‌باشد .

۴ رودخانه ورودی عبارت‌اند از: ارس و اترک در شمال ایران که از ترکیه و ترکمنستان سرچشمه می‌گیرند و دو رودخانه هریرود و هیرمند در شرق کشور که سرچشمه آن‌ها افغانستان است. رودخانه‌های خروجی ایران نیز شامل: ۱۴ رودخانه که آب حدود ۵۰ رودخانه فرعی مستقیماً به دریای خزر می‌ریزند؛ ۶ رودخانه به رود ارس می‌ریزند که از مهم‌ترین آن‌ها رودخانه زنگمار است؛ ۹ رودخانه دیگر در شمال غربی و شمال ‌شرقی کشور به کشورهای آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان می‌ریزند که مهم‌ترین آن‌ها رودخانه اترک با آب‌دهی سالیانه ۳۵۰ میلیون متر مکعب است؛ ۳ رودخانه لار، پیران و روتک نیز حدود ۵۰ میلیون مترمکعب آب را از ایران به پاکستان جاری می‌کنند و در نهایت ۱۸ رودخانه از غرب وارد عراق می‌شوند و علاوه بر آن ۱۷ رودخانه مشترک مرزی اعم از فصلی و دایمی نیز حدود ۱۲۲۷ کیلومتر از مرزهای ایران را تشکیل می‌دهند .

 

رودخانه‌های مرزی ایران حدود 89 رودخانه است که شامل 17 رودخانه مشترک با کشورهای هم‌جوار، 4 رودخانه ورودی و 68 رودخانه خروجی می‌باشد .

 

در میان کشورهای همسایه، ایران با کشور عراق دارای بیشترین پیوند توپوگرافیکی و تداخل حوضه آبریز از نظر جریانات آب‌های سطحی است و به علت قرار گرفتن ایران در بالاست و داشتن موقعیت کوهستانی، سالیانه میلیاردها مترمکعب آب به عراق جریان می‌یابد.

 

بررسی چالش‌های ج.ا.ایران با همسایگان خود در حوضه آبی

 

الف: چالش های بهره برداری در شرق و شمال شرق ایران

در شمال شرق ایران، دو کشور افغانستان (در موضع بالادستی) و ترکمنستان (در موضع پایین دستی) قرار دارند که به دلیل قرار گرفتن در منطقه خشک و نیمه خشک، دچار کم آبی و نیازهای مشابهی هستند. در این منطقه رشد جمعیت، توزیع نامتناسب آب، منابع آبی مشترک، سیاست های نادرست کشاورزی، فقدان مدیریت صحیح و یکپارچه بر منابع آب و نبود موافقت نامه های بهره برداری مشکل را دوچندان کرده است.

برخلاف پیوندهای تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی این سه کشور، همکاری های آن‌ها بر سر موضوع آب محدود بوده است. سد دوستی یکی از جلوه های همکاری بین دو کشور در زمینه منابع آبی مشترک است که بین ایران و ترکمنستان صورت پذیرفت. متأسفانه به دلیل عدم همکاری سه جانبه کشورهای ایران، ترکمنستان و افغانستان در زمان ساخت سد، اخیراً کشور افغانستان با توجه به ثبات نسبی و نیاز شدیدش به آب، در حال ساخت دو سد بر روی رودخانه هریرود است که در صورت ساخت آن ها به شدت بر رواناب ورودی به سد دوستی تأثیر می گذارد و ذخیره سازی، تنظیم آب و تأمین آب کشاورزی دشت سرخس را با مشکل جدی مواجه می کند بنابراین استفاده از آب سد دوستی برای تأمین آب شرب مشهد نمی تواند یک راهکار برای رفع مشکل کم‌آبی شهر مشهد باشد و باید به آب های زیرزمینی مرزی توجه ویژه ای داشت .

قراردادهای آبی مابین ایران و افغانستان از حدود ۱۳۰ سال پیش تاکنون معطوف به آب های سطحی به ویژه استفاده از آب هیرمند بوده است که سهم ایران در هر قرارداد نسبت به قبل کمتر شده است و افغانستان با استفاده از مزیت بالادست بودن، ایران را بعضاً به موضع انفعال کشانده است. لذا با توجه به استقرار حکومت با ثبات در افغانستان، این کشور در جهت احیای کشاورزی خود که تنها بخش عمده ی اقتصادی آن است به منابع آبی نیاز بیشتری خواهد داشت.

 

در میان کشورهای همسایه، ایران با کشور عراق دارای بیشترین پیوند توپوگرافیکی و تداخل حوضه آبریز از نظر جریانات آب‌های سطحی است و به علت قرار گرفتن ایران در بالاست و داشتن موقعیت کوهستانی، سالیانه میلیاردها مترمکعب آب به عراق جریان می‌یابد.

 

آنچه تاکنون این کشورها در زمینه تأمین آب انجام داده اند بیشتر در چارچوب امنیت و منافع ملی شان و در قالب طرح هایی چون ایجاد سدهای مخزنی بوده است (راه حل هایی ناپایدار و کوتاه مدت برای حل مشکلاتی دیرپا و ماندگار) و تاکنون موردی از همکاری در زمینه ی آب های زیرزمینی در این سه کشور مشاهده نشده است؛ بنابراین برای جلوگیری از تشدید بحران کم آبی و به خطر افتادن امنیت انسانی، علاوه بر مدیریت جامع منابع آب، باید نگاه جامعی نیز به هیدروپلیتیک آب های سطحی و زیرزمینی در این مناطق داشت .

 

ب: چالش های بهره برداری در غرب و شمال غرب کشور

در بخش شمال غربی، ایران با سه کشور ارمنستان، آذربایجان و ترکیه و در غرب با کشور عراق دارای مرز مشترک است. در این منطقه پنج آبخوان مرزی وجود دارد که بزرگ ترین آن آبخوان تارووس/زاگرس است که بین کشورهای ایران، عراق و ترکیه مشترک است و ایران در این آبخوان در موضع بالادستی مطرح است. کل جمعیت تحت پوشش آبخوان تارووس/زاگرس برابر ۱٫۴۴ میلیون نفر است که شامل شهرهای مهمی چون دربندیخان و زاخو در عراق، گیلان غرب، قصرشیرین و سرپل ذهاب در ایران و همچنین شهرهای کوچکی در ترکیه مانند باسکوی و کاپیلی می‌باشد. در بقیه آبخوان های این منطقه، ایران در موضع پایین دستی مطرح است؛ بنابراین رویکردهای متفاوتی در زمینه همکاری با دیگر کشورها و مدیریت این آبخوان ها مورد نیاز است.

با توجه به اهمیت راهبردی کشورهای عراق و ترکیه در منطقه غرب و شمال غرب کشور، در ادامه به وضعیت این دو کشور و چالش های بهره برداری از آب های مرزی سطحی و زیرزمینی در این مناطق پرداخته می شود.

 

سد دوستی یکی از جلوه های همکاری بین دو کشور در زمینه منابع آبی مشترک است که بین ایران و ترکمنستان صورت پذیرفت. متأسفانه به دلیل عدم همکاری سه جانبه کشورهای ایران، ترکمنستان و افغانستان در زمان ساخت سد، اخیراً کشور افغانستان با توجه به ثبات نسبی و نیاز شدیدش به آب، در حال ساخت دو سد بر روی رودخانه هریرود است که در صورت ساخت آن ها به شدت بر رواناب ورودی به سد دوستی تأثیر می گذارد و ذخیره سازی، تنظیم آب و تأمین آب کشاورزی دشت سرخس را با مشکل جدی مواجه می کند

 

 ترکیه، به عنوان همسایه شمال غرب ایران و اثرگذار در منطقه غرب کشور، در فضای هیدروپلیتیکی دنیا به عنوان یکی از کشورهای تک‌رو مطرح شده و به نوعی در خلافِ جریانِ همکاری – محور جهانی برای استفاده عادلانه و منطقی بر مبنای اصل عدم اضطرار به غیر، حرکت می‌نماید؛ بنابراین با توجه به اینکه بیش از ۹۸ درصد آب کشور عراق، وابسته به رودخانه های دجله و فرات و به طور کلی خارج از این کشور است، فراوانی طرح های توسعه در بالادست این حوضه و کم شدن منابع آب سطحی، وابستگی این کشور به آب های زیرزمینی را نیز افزایش می‌دهد .

علاوه بر موارد مذکور، کشور ایران در بیش از ۱۰ درصد کل رودخانه دجله نقش دارد که برخی اقدامات و سیاست‌گذاری های صورت گرفته برای مسدود کردن بخشی از آب های مرزی به کشور عراق نیز به نوبه خود بر عراق تاثیرگذار بوده است. اتخاذ سیاست های این چنینی در مورد آب های زیرزمینی مرزی قطعاً در درازمدت و به طور نامحسوس با توجه به طبیعت آب های مرزی، در منطقه چالش های جدی ایجاد می کند.

باید گفت که حاکم بودن رویکرد امنیتی و نگاه های بخشی به حوزه آب در ایران (و البته در کشورهای همسایه) منجر به تصویب طرح های مهار آب های مرزی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایر نهادهای تصمیم گیری و سیاست گذاری در مجلس و دولت شده است؛ بنابراین این مسئله می تواند با یک نگاه جامع و توجه به رویکرد امنیت انسانی تا حد زیادی مرتفع شود. تلاش‌هایی در این خصوص جریان دارد.

اما نکته مهمی که باید به آن اشاره داشت این است که ترکیه در سال ۱۹۸۰، پروژه آناتولی جنوب شرقی موسوم به گاپ را که بر اساس طرح اولیه‌ای دستور آتاتورک در سال ۱۹۳۶ شکل گرفته بود،آغاز به کار کرد. این در حالی است که کشورهای سوریه و عراق که در پایین‌دست این حوضه آبریز قرار دارند، به شدت نگران سیاست‌های ترکیه در کنترل منابع آب و اثرات این پروژه بر آینده سیاسی و اقتصادی – اجتماعی خود هستند .

الگوی رفتاری ترکیه در بهره‌برداری از حوضه آبریز دجله- فرات مبتنی بر نگرش هیدروهژمونی و سیاست‌های رئالیستی، منجر به تغییر رژیم هیدروپلیتیک این حوضه شده و با پدیدار شدن جریان داعش، کشورهای عراق و سوریه به نوعی به عنوان بازیگران درجه دوم دیپلماسی آب در منطقه مطرح شده‌اند و کردهای عراق و گروه داعش به دلیل شرایط سیاسی و جغرافیایی، ظاهراً به عنوان بازیگران مهم و نوظهور این حوضه آبریز می‌توانند قدرت‌نمایی کرده و نقش نیابتی به نفع ترکیه (در جهت کاهش فشارهای سیاسی- آبی) در مقابل کشورهای پایین دست ایفا نمایند. لذا این نحوه سیاست گذاری ترکیه در حوضه آبریز دجله و فرات ساختارهای سیاسی و اجتماعی را که به نوعی با عراق و سوریه و منطقه کردستان عراق و همچنین ایران اشتراک داشته و آمیخته است، به خطر انداخته است .

 

جمع‌بندی

امروزه افزایش تقاضا برای مصرف آب و مدیریت ضعیف منابع آب، پتانسیل ایجاد تنش و یا همکاری و مشارکت بر سر استفاده از منابع آب را چه در درون کشورها و چه در روابط بین کشورها فراهم کرده است و این موضوع در مورد رودخانه های بین المللی و منابع آب زیرزمینی مشترک در یک منطقه، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

عدم وجود ساختارهای مناسب مدیریتی در بهره برداری مشترک و حکمرانی آب های سطحی و زیرزمینی می تواند بهره برداری از این منابع را به عاملی برای ایجاد بحران و تنش بین کشورها تبدیل نماید.

کشور ایران با وجود ۱۱ آبخوان مرزی در شمال شرق و شمال غرب خود، بحرانی بودن وضعیت ۷۸ درصد از منابع آب زیرزمینی و تحرکات منطقه ای کشورهای همسایه در زمینه ی برداشت آب های زیرزمینی، یکی از مناطق مستعد در این زمینه است.

نبود موافقت نامه ها و معاهدات بین المللی در زمینه آب های سطحی و زیرزمینی مرزی بین ایران و کشورهای همسایه، نشانگر عدم توجه دولت های مذکور به این منبع حیاتی و اتخاذ رویکردهایی در جهت امنیت و منافع ملی شان بوده است. علاوه بر این، نبود یک نگاه جامع به اندرکنش های آب های سطحی و زیرزمینی در این مناطق سبب شده است تا اندک توافق های صورت گرفته حول محور آب های سطحی باشد و به آب های زیرزمینی اشاره مستقیم نشود.

در پایان و با توجه مطالب ارائه شده در این بخش می توان راهبردهای زیر رای برای حل بحران بهره برداری از آبخوان های مشترک کشور ایران و همسایگان شرقی و غربی آن، در نظر گرفت:

۱-   بحران حاضر تنها از طریق ایجاد ساختارهای مدیریتی مناسب در بهره برداری مشترک و حکمرانی آب های سطحی و زیرزمینی و اعمال برنامه ریزی های کلان و واقع بینانه و مبتنی بر تعاملات بین المللی و با استفاده از تمامی امکانات و ظرفیت ها، تبدیل به فرصت شده و قابل کنترل خواهد بود.

۲-   مدیریت آبخوان های مرزی نیازمند ایجاد یک پایگاه دانش یکپارچهِ سازگار به عنوان یک پیش نیاز مبتنی بر شناخت دقیق از آبخوان مرزی است.

۳-   برای مدیریت بهتر آبخوان های بین المللی، ایجاد نهادهای مشترک برای همکاری و هماهنگی پیرامون طرح های آبی، درگیر کردن بهره برداران محلی و نهادهای غیردولتی، در نظر گرفتن طرح های متناسب با ظرفیت های آبی حوزه و حقابه هریک از کشورها، تعیین ارزش واقعی آب و تلاش برای رفع نیازهای طرفین و همچنینی برگزیدن یک رژیم حقوقی بهره برداری از آب های مشترک که متضمن استفاده عادلانه، معقول و پایدار باشد، ضروری است.

۴-  گزینش رویکردی جامع و پایدار به مقوله امنیت در حوزه مسائل آبی، ضروری است.

۵-     در نواحی شمال شرقی، باید با یک نگاه جامع و با بهره گیری از تجربه موفق همکاری های آبی میان ایران و ترکمنستان، مدیریت بهتر و کارآمدی بر روی بهره برداری از آب های مرزی صورت گیرد.

۶-   با توجه به اهمیت ژئوپلیتیک غرب کشور که به امنیت کلی کشورهای همسایه نیز گره خورده است، مذاکره و همکاری در زمینه آب های مرزی باید در دستور کار قرار گیرد.

 


منابع:

[۱]– عبدی، عطاءالله(۲۰۰۸)؛ تأثیر رویکرد هیدروپلیتیک در تحول قدرت‌های فرا منطقه‌ای فصلنامه دفاع استراتژیک، شماره ۲۰

[۲]– محمدرضا حافظ­ نیا، مطالعات منطقه ­ای خلیج­ فارس، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۹۲، ص ۲۴۱

[۳]– اسکندری مریم و محمدزاده حسین، (۲۰۰۳)مدل استاندارد برای تعریف و ایجاد سفره‌های آب به اشتراک گذاشته شده بر اساس حقوق بین‌الملل، اولین کنگره بین‌المللی علوم زمین

[۴]– موحد دانش، علی‌اصغر؛ سطح هیدرولوژی آب ایران، انتشارات سمت، ۱۳۷۳

[۵]– یدالله کریمی پور، ایران و همسایگان، انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۳۸۰

[۶]– کاویانی راد، مراد (۲۰۰۹) ؛ روابط هیدروپلیتیکی میان ایران و افغانستان، فصلنامه مطالعات راهبردی، جلد  ۸۲، شماره ۲

[۷]– حسین مختاری هشی، «هیدروپلیتیک ایران، جغرافیای بحران آب در افق ۱۴۰۴»، فصل­نامه ژئوپلیتیک، ۱۳۹۲، ص ۵۹

[۸]– محمد فرشته ­پور،  «چالش­های ژئوپلیتیکی منابع آب زیرزمینی بین­ المللی با تأکید بر منابع آب مشترک ایران»، فصل­نامه ژئوپلیتیک، ۱۳۹۴، ص ۱۹۵

[۹]– «رویکردی به وسعت چالش‌های داخلی و بین‌المللی منابع آب ایران» روزنامه دنیای اقتصاد، منتشرشده در تاریخ ۴ آذرماه ۹۵، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://donya-e-eqtesad.com/news/39157E32-503B -4A5EE7E19E21

 

[۱۰]– نجفی و وطن فدا، (۲۰۱۳) مدیریت آب فرامرزی پیشرفت‌ها، راه رو به جلو در خاورمیانه؛ مطالعه موردی: مدیریت آب فرامرزی بین ایران و همسایگان، ژئوپلیتیک فصلنامه ۸٫ شماره ۴

 

برچسب ها: ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~

دیدگاه خود را به ما بگویید.

لطفا معادله را به روز کنید