تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱۴ تیر ۹۶.::. ساعت : ۱۰:۲۷ ق.ظ
print
فاقددیدگاه

علل و شیوه های دشمن تراشی آمریکا با توجه به انقلاب اسلامی

دولت آمریکا از ابتدای انقلاب اسلامی تلاش کرده است در حوزه های داخلی و منطقه ای و بین المللی با جمهوری اسلامی ایران دشمنی کند این دشمنی که به علت ماهیت و اهداف انقلاب اسلامی بوده است در سطح گفتمانی و ایدئولوژیک، سطح منطقه ای و سیاست خارجی و نیز تاثیر بر فضای داخلی ایران دنبال شده است. ابزار این دشمنی ها عمدتا از طریق پرونده های هسته ای، حقوق-بشر، تروریسم و فعالیت های منطقه ای ایران پیگیری شده است.

دریافت نسخه چاپی

تراشی امریکا 400x200 - علل و شیوه های دشمن تراشی آمریکا با توجه به انقلاب اسلامی

 

اندیشکده راهبردی تبیین-در مقطع زمانی بعد از جنگ جهانی دوم تا انقلاب اسلامی (۱۹۴۵ تا ۱۹۷۹ م)، شاهد قطب بندی جهان به دو بلوک شرق و غرب بودیم. کمونیسم به عنوان یکی از دو گفتمان قدرت در عرصه بین-المللی دامنه ی هژمونی خود را تقریبا در نیمی از جهان و عمدتا در شرق گسترانیده و گفتمان لیبرالیسم به عنوان دیگر گفتمان قدرت هژمون در نیمه غربی جهان مسلط بود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی، گفتمان اسلام سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی ایران جریان سوم قدرت را در نظام بین الملل ایجاد نمود و قدرت های شرق و غرب را به چالش کشید . این چالش سبب شد از همان اوایل انقلاب کارشکنی های آمریکا با فعالیت در لانه ی جاسوسی، حمایت از کودتای نوژه، حمایت همه جانبه از حمله ی عراق به ایران و … آغاز شود. با این توضیح علل متعدد و مختلفی را می توان برای دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی برشمرد، که این نگاره ی کوتاه عهده دار تبیین بخشی از آن است:

۱- ماهیت و اهداف انقلاب اسلامی:

ماهیت و اهداف انقلاب اسلامی که متخذ از اندیشه های امام خمینی(ره) است، دارای اهداف و آموزه-هایی بود که قدرت های بزرگ بین المللی را به واهمه وامی داشت چرا که اساسا این انقلاب در تعارض با ارزش ها و هنجارهای نظام بین الملل که عمدتا هم سوی با منافع و ایدئولوژی قدرت های بزرگ بود به وجود آمد. از مهم ترین اهدافی که از همان ابتدای نهضت اسلامی بیان گردید، و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز انعکاس یافت مسئله ی نفی هر گونه سلطه ی بیگانگان بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگی ارتش و دیگر شئون کشور بود. از سوی دیگر ماهیت  ظلم ستیزی انقلاب اسلامی، که مبتنی بر نفی سلطه گری و حفظ تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه ی مسلمانان و نیز عدم تعهد در برابر قدرت های مستکبر بود که باعث شد، ایالات متحده ی آمریکا از همان آغاز انقلاب اسلامی دشمنی خود را با این اهداف و مکتب نمایان سازد.

 

ماهیت  ظلم ستیزی انقلاب اسلامی، که مبتنی بر نفی سلطه گری و حفظ تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه ی مسلمانان و نیز عدم تعهد در برابر قدرت های مستکبر بود که باعث شد، ایالات متحده ی آمریکا از همان آغاز انقلاب اسلامی دشمنی خود را با این اهداف و مکتب نمایان سازد.

 

شاهد مثال دیگری که اهداف مذکور را علت دشمنی آمریکا با انقلاب و جمهوری اسلامی ذکر می کند بیانات رهبر معظم انقلاب است: «جمهورى اسلامى برای خودش دشمن نمى‌تراشد. صفوف مستکبرین عالم و سرمایه‌داران زالوصفت و دشمنانى که در کمین نشسته‌اند، از این‌که مى‌بینند ملت ایران دست آنها را کوتاه کرده است خشمگین و عصبانى‌اند. نمى‌شود به یک انسان بگویند: چرا شما از خانه‌ى خودت دفاع مى‌کنى؛ از دکان خودت دفاع مى‌کنى؛ از ناموس خودت دفاع مى‌کنى تا این همه گردن کلفتها و قلچماقها و لاتها و قدّاره‌بندها با تو دشمن شوند!؟ اگر دفاع نکنیم؛ اگر درِ خانه را باز بگذاریم؛ اگر مصالح ملى را  قربانى مصالح ابرقدرتها کنیم؛ اگر مستشاران امریکایى را بر ارتش و نیروى مسلّح کشور مسلّط کنیم؛ اگر نفت را که سرمایه‌ى اساسى ملت ماست، رایگان و مفت در اختیار مصرف‌کنندگان آن و صاحبان صنایع بگذاریم، البته با ما دشمن نخواهند شد.»

 

۲- صدور انقلاب اسلامی

از دیگر مسائلی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی بر آن تکیه شد موضوع صدور انقلاب اسلامی بود، این جنبه از انقلاب اسلامی از این جهت که می توانست به مثابه ی الگویی برای دیگر کشورها و جنبش های اسلامی منطقه ای و فرامنطقه ای قرار گیرد و سرمنشاء تحولات دامنه-دار در منطقه ی غرب آسیا قرار گیرد، به شدت آمریکا را نگران کرد. چرا که کشورهای حوزه ی خلیج فارس از هم پیمانان اصلی آمریکا بودند و تسری ایدئولوژی انقلاب اسلامی به این کشورها به معنای منهدم شدن منافع آمریکا در خلیج فارس و کاهش نقش آفرینی او در منطقه بود. این مسئله به قدری با اهمیت جلوه کرده است که تحلیل گر اندیشکده بروکینگز نیز به آن پرداخته است و صادر شدن انقلاب اسلامی به کشورهای منطقه را یکی از عوامل بی ثباتی در منطقه گزارش کرده است . این مهم امری است که آمریکا از آن هراس داشت به طرزی که هم اکنون لبنان، سوریه، یمن و عراق و بخش هایی از سرزمین های شمال آفریقا در هم پیمانی ایران به سر می برند.

 

۳-فروپاشی شوروی

با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ نظم و سیستم بین المللی از دو قطبی به تک قطبی شاهد تشدید منازعات و فشارهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی هستیم. این تشدید فشارها عمدتا معلول این است که آمریکا خود را به عنوان ابر قدرت بلا منازع جهان تلقی می کرد و از سوی دیگر با حذف کمونیسم هویت گفتمان لیبرالیسم دچار بحران گردید چرا که طبق منطق گفتمان، هویت گفتمان ها همواره در نفی هویت گفتمان های رقیب و در فضای خصومت و تنازع با آنها شکل می گیرد و بدون حضور رقیب امکان استمرار وجودی گفتمان ها میسور نخواهد بود. لذا آمریکا به جهت هویت یابی خود، دشمن سازی را متوجه تروریسم و اسلام سیاسی می کند.  او جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یکی از نمایندگان این اندیشه معرفی می نماید و آن را به عنوان یکی از تهدیدات اصلی برای منافع آمریکا تعریف می نماید.

 

 

راهبردهای آمریکا:

۱- سطح تمدنی(جهان اسلام)

در راستای اهداف آمریکا در سطح تمدنی و گفتمانی، باید ذکر کرد که برای دولت آمریکا، مخالفت با یک ژئوپلیتیک یکپارچه که بتواند توازن قوا را در سطح جهان اسلام بر ضد منافع آمریکا تغییر دهد و او را قادر سازد که از تجمیع و متمرکز کردن ایدئولوژی اسلامی و قرار دادن آن در مخالفت مستقیم استکبار که هدف جمهوری اسلامی است، امری حیاتی به نظر می رسد . با این پیش فرض آمریکا تلاش دارد نزاع های موجود در منطقه را به درگیری های مذهبی و طائفی بین شیعه و سنی بکشاند و از این طریق نیروهای دو گروه مبارز را تحلیل بَرَد تا توجه شان از دشمن خارجی معطوف به دشمن داخلی شود. این سیاست آمریکا را قادر می سازد که با هر دو گروه به عنوان مهره ای برای پیشبرد راهبرد خود(آمریکا) بازی کند و گاهی یکی را علیه دیگری تقویت کند و یا از یکی برای غلبه بر دیگری امتیاز بگیرد.

در همین راستا هر چند مسئله ی به وجود آمدن هلال شیعی در منطقه ی غرب آسیا از سوی تحلیل-گران غربی زیاد مطرح می شود و علیه آن و خطراتی که برای منافع ملی آمریکا در پی دارد نگارش های زیادی انتشار می یابد اما به نظر می رسد این مسئله نیز بدیل و عدیلی است که توجه اهل تسننِ غالب در منطقه را به گسترش شیعه و درنوردیدن تشیع به مناطق دیگر جهان اسلام منحرف دارد، تا اهل تسنن تهدید فوری و اولویت دار خود را گسترش شیعه فهم کند نه نفی استقلال و غارت منابع و به یغما رفتن حکومت مردمی توسط قدرت های مستکبر. با این تحلیل دشمن اصلی آمریکا نه شیعه ی صِرف است و نه سنیِ صرف، بلکه شیعه و سنی ای که در مخالفت و تحدید بازوان قدرت و منفعت آمریکا در منطقه برخیزد برای این دولت علی السویه جلوه می کند، رد پای این نوع فریب کاری را می-توان در تروریست خواندن گروه های مقاومت در فلسطین و تقابل آن با  تقسیم بندی تروریست های موجود در سوریه به تروریست خوب و بد را به خوبی مشاهده کرد. به بیان دیگر، اینکه سیاست مقاومت اغلب از سوی شیعیان موجود در عراق، لبنان، یمن و غیره پی جویی می شود را مستمسکی قرار داده اند تا سیاست تفرقه افکنی خود را پیش ببرند و از آن استفاده ی ابزاری کنند.

۲-سطح داخلی ایران (تغییر چینش سیاسی یا تغییر رفتار):

مبتنی بر آنچه در رابطه با علل دشمنی آمریکا با ایران گفته شد، هدف اصلی ایالت متحده آمریکا در قبال ایران این است که یک سامان سیاسی متفاوت از جمهوری اسلامی لگام امور را در دست گیرد به نحوی که منافع ایدئولوژیک و یا منافع ملی این کشور مورد تهدید یا تحدید واقع نشود.  این مقصودی است که تا به حال به آن دست نیافته اند، بنابراین هدف درجه دومی را برای خود متصور شدند که از آن با عنوان «تغییر رفتار» یاد کردند. مقصود از تغییر رفتار، این است که فارغ از اینکه چه افرادی و با چه دیدگاه هایی بر کرسی حکم در ایران نشسته اند، باید نوع محاسبه ی سود و زیان در آن ها به نحوی شکل گیرد که بدانند مقاومت در برابر خواسته های ایالات متحده، پرهزینه تر از پی جویی خواسته های خود است.  بر این پایه یا باید چیدمان سیاسی در ایران تغییر کند یا اینکه افرادی با نوع تفکر مذکور زمام دار امور باشند

 

آمریکا تلاش دارد نزاع های موجود در منطقه را به درگیری های مذهبی و طائفی بین شیعه و سنی بکشاند و از این طریق نیروهای دو گروه مبارز را تحلیل بَرَد تا توجه شان از دشمن خارجی معطوف به دشمن داخلی شود.

 

۳-سطح منطقه ای :

منطقه ی غرب آسیا در حالت کنونی صحنه ی بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بسیاری است که یکی از منازعات اصلی میان ایران و آمریکا نیز در این منطقه در حال رقم خوردن است. اولین گام دولت آمریکا در مهار منطقه ای ایران این بود که به ایران بقبولاند که فناوری هسته ای خود را محدود کند، این مسئله ای است که «سوزان مالونی» بر آن صحه می گذارد و مهار ماجراجویی های هسته ای ایران را یک اولویت برای آمریکا می شمرد اما آن را تنها یا حتی مهم ترین هدف آمریکا در منطقه نمی داند. 

دومین هدف آمریکا در غرب آسیا این است که تلقی خود از تروریسم را به افکار عمومی القا کند و به ایران فشار آورد که از تروریسم –با تعریف آمریکا- حمایت نکند. در این راستا آمریکا، ایران را عامل بی ثباتی منطقه می داند که در قانون تحریم های اخیر(قانون مقابله با فعالیت های بی ثبات ساز ایران) نیز به آن اشاره کرده است. به بیان دیگر هدف آمریکا در منطقه معطوف به نقش ایران این است که اولا ایران قدرت اول غرب آسیا نباشد و ثانیا هندسه ی سیاسی منطقه را ایران تعیین نکند بلکه این هندسه مطابق با خواست آمریکا و هم پیمانانش از جمله سعودی در ژئوپلیتیک منطقه ریل گذاری شود.

تحلیل گران غربی پیشنهادهای زیادی را به لحاظ سیاسی به دولت آمریکا برای مهار ایران در منطقه می-دهند که از جمله ی آن می توان اشاره داشت به اینکه آمریکا از حکومت عراق و نیروهای مسلح عراق  به جهت نابودی داعش و بازپس گیری موصل و مناطق سنی نشین عراق حمایت کند، «مارتین اندیک» علت این حمایت را اینگونه شرح می دهد که باید توازنی متضاد با تاثیر ایران در عراق ایجاد شود و این توازن باید از طریق سرمایه گذاری روی عشائر سنی عراق انجام گیرد و نقش آفرینی نیروهای تحت  حمایت ایران محدود شود و در آخر باید از ایجاد راه خشکی بین ایران و سوریه از طریق شمال عراق جلوگیری به عمل آید. در سوریه باید تاثیر گذاری ایران را کاهش داد چرا که حذف ایران از سوریه امکا ن پذیر نیست، این کاهش تاثیرگذاری باید از طریق فشار بر روسیه برای منع کردن ایران از استفاده از بنادر سوریه انجام پذیرد چرا که این بنادر در تسلیح حزب الله نقش مهمی ایفا می کند. هدف اصلی مطرح شده برای سوریه اولا این است که بشار اسد از قدرت کنار رود سپس همه ی نیروهای خارجی از سوریه خارج شوند تا راه برای مذاکره باز شود.

استفاده از هماهنگی بین آمریکا، رژیم صهیونیستی و ترکیه و عربستان با وجود بهبود رابطه ترکیه با دولت های حاشیه ی خلیج فارس و مصر و نیز همکاری این دولت ها با رژیم صهیونیستی، جهت فشار بر فعالیت های منطقه ای ایران نیز پیشنهاد شده که در دستور کار آمریکا قرار گیرد.

 

تعدادی از حوزه‌‌های موضوعی آمریکا:

آمریکا برای راهبردهایی که در بالا ذکر شد از حوزه‌هایی به طور خاص استفاده کرده است که در اینجا به دو ابزار هسته ای و حقوق بشر به طور خاص اشاره شده است:

۱-هسته ای:

دشمن سازی و القای انگاره ی تهدید جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشوری که بدون عقلانیت در صحنه ی جهانی در حال فعالیت است و مناسبات جهانی هیچ اهمیتی برای او ندارد در حالی از ابزار های تبلیغی قدرتمند آمریکا به جهان مخابره می شود که خود مقامات دولتی و گزارش های رسمی این کشور به این ارزیابی دست نیافته اند که ایران دارای سلاح هسته ای است که می تواند به وسیله ی آن منطقه را ناامن کند. در این خصوص «اوباما» رئیس جمهور سابق این کشور که پیگیری پرونده ی هسته-ای در دوران او شدت یافت اینگونه اظهار کرده  است: «ارزیابی هر دو کشور ایالات متحده و اسرائیل این است که ایران هنوز دارای سلاح هسته ای نیست و ما به شدت در نظارت بر برنامه ی آنها جدی هستیم» شاهد دیگر این مدعا سخن وزیر دفاع وقت آمریکا در سنا است:«اطلاعات ما نشان نمی دهد آن ها تصمیم گرفته باشند سلاح هسته ای بسازند.»  با اینکه چنین تصوری از برنامه ی هسته ای ایران وجود داشته است و آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز بر آن صحه گذاشته است اما دولت آمریکا ریاکارانه و به جهت دستیابی به اهدافی که در ابتدای مقاله ذکر شد، ایران را به عنوان تهدیدی هسته ای به جهانیان القا کرد و تصور بمب سازی و بمب افکنی را در هم پیمانان خود نیز تقویت کرد تا آن ها نیز بر ایران فشار وارد آورند. اما در وضعیت کنونی پژوهشگران مرکز CSIS طی گزارشی پیشنهاد کرده اند که آمریکا باید ضمن حفظ توافق هسته ای(برجام) بر نقاط ابهام آن تکیه  کند و از این طریق منافع کشورش را تامین کند.

 

هدف آمریکا در منطقه معطوف به نقش ایران این است که اولا ایران قدرت اول غرب آسیا نباشد و ثانیا هندسه ی سیاسی منطقه را ایران تعیین نکند بلکه این هندسه مطابق با خواست آمریکا و هم-پیمانانش از جمله سعودی در ژئوپلیتیک منطقه ریل گذاری شود.

 

 

۲-حقوق بشر:

مسئله ی حقوق بشر نیز همیشه به عنوان یکی از حوزه‌های تصویرسازی علیه ایران در برنامه های مقامات آمریکایی قرار داشته است. تکیه بر عدم دموکراسی آزاد، سانسور، اعدام، حقوق زندانیان، حقوق زنان و آزادی مطبوعات و مسائلی از این دست، مندرج در طرح های حقوق بشری علیه ایران بوده است. اما وقتی به رفتار آمریکا چه در داخل و چه در مواجهه با دیگر کشورها بالاخص شیخ-نشینان خلیج فارس نگاهی می اندازیم دوگانگی و عدم صداقت در ادعاهای او را به وضوح مشاهده می کنیم، امری که «جف فاکس» نویسنده و تحلیلگر آمریکایی نیز به آن اشاره کرده است و اذعان داشته که میزان آزادی های موجود در ایران به مراتب از کشورهای عربی حوزه ی خلیج فارس بیشتر است و نیز در ایران یهودیان در پارلمان (مجلس شورای اسلامی) دارای نماینده هستند و می توانند در حدود ۶۰ کنیسه ای که در ایران وجود دارد اعمال عبادی خویش را انجام دهند اما چون منافع دولت اسرائیل(رژیم صهیونیستی) و شیخ نشینان عرب خلیج فارس و نیز گروه هایی از آمریکا در قبال دشمنی با ایران است پس ایران دشمن ماست.

 

جمع بندی:

دولت ایالات متحده آمریکا از ابتدای انقلاب اسلامی تلاش کرده است در حوزه های داخلی و منطقه ای و بین المللی با جمهوری اسلامی ایران دشمنی کند این دشمنی که به علت ماهیت و اهداف انقلاب اسلامی بوده است در سطح گفتمانی و ایدئولوژیک، سطح منطقه ای و سیاست خارجی و نیز تاثیر بر فضای داخلی ایران دنبال شده است. ابزار این دشمنی ها عمدتا از طریق پرونده های هسته ای، حقوق-بشر، تروریسم و فعالیت های منطقه ای ایران پیگیری شده است.

 


منابع:

[۱] سیدجلال دهقانی فیروزآبادی و علیرضا اسماعیلی مارگز، «انقلاب اسلامی و صورتبندی گفتمان ­های قدرت در نظام بین ­الملل»، مطالعات انقلاب اسلامی، پاییز ۹۵، شماره ۴۶، ص ۱۱۰

[۲] متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل یکصد و پنجاه دوم و یکصد و پنجاه و سوم

[۳] رهبر معظم انقلاب، بیانات در حرم مطهر رضوی(ع)، وبسایت Khamenei.ir، منتشر شده در تاریخ ۵ فروردین ۱۳۷۲، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17208

[۴] ماریتن اندیک، «استراتیجیه من ۶ عناصر للتصدی لهیمنه ایران فی المنطقه»، وبسایت www.brookings.edu، منتشر شده در تاریخ ۲۹ مارس ۲۰۱۷، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.brookings.edu/blog/markaz/2017/04/06/%D8%B3%D8%AA%D8%A9-%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D9%84%D9%84%D8%AA%D8%B5%D8%AF%D9%8A-%D9%84%D9%84%D9%87%D9%8A%D9%85%D9%86%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A9/

[۵] سیدجلال دهقانی فیروزآبادی و علیرضا اسماعیلی مارگز، «انقلاب اسلامی و صورتبندی گفتمان­ های قدرت در نظام بین­ الملل»، مطالعات انقلاب اسلامی، پاییز ۹۵، شماره ۴۶، صص ۱۱۰-۱۱۵

[۶] نفیسه فاضلی­ نیا، «علل نگرانی غرب از انقلاب اسلامی با تاکید بر عنصر ژئوپلیتیک شیعه»، فصلنامه علمی پژوهشی علوم سیاسی،زمستان ۱۳۸۵، شماره ۳۶، ص ۱۱۹

[۷] فواد ایزدی و رضا سراج، «نشست تقابل گفتمانی دو جریان انقلابی و غربگرا در حوزه­ ی سیاست خارجی»، وبسایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشر شده در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۹۵، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.tabyincenter.ir/16557/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86/

[۸] محمد جمشیدی، «تحریم ابزار آمریکا برای تغییر محاسبه ­ی هسته ای ایران»، فصلنامه مطالعه راهبردی، زمستان ۱۳۹۲، شماره ۶۲، صص ۱۲۱-۱۲۷

[۹] سوزان مالونی، «آخرین مرحله از مواجهه درازمدت میان ایالات متحده و ایران»، وبسایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشر شده در ۱ خرداد ۱۳۹۶، قابل بازیابی در پیوند زیر: http://www.tabyincenter.ir/19239/

[۱۰] ماریتن اندیک، «استراتیجیه من ۶ عناصر للتصدی لهیمنه ایران فی المنطقه»، وبسایت www.brookings.edu، منتشر شده در تاریخ ۲۹ مارس ۲۰۱۷، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.brookings.edu/blog/markaz/2017/04/06/%D8%B3%D8%AA%D8%A9-%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D9%84%D9%84%D8%AA%D8%B5%D8%AF%D9%8A-%D9%84%D9%84%D9%87%D9%8A%D9%85%D9%86%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A9/

[۱۱] محمد جمشیدی، «تحریم ابزار آمریکا برای تغییر محاسبه ­ی هسته ای ایران»، فصلنامه مطالعه راهبردی، زمستان ۱۳۹۲، شماره ۶۲، ص ۱۲۸

[۱۲] کاتلین هیکس و ملیسا دالتون، «Deterring Iran after the Nuclear Deal»، وبسایت csis.org، منتشر شده در تاریخ ۳۱ مارس ۲۰۱۷، قابل بازیابی در پیوند زیر: https://www.csis.org/analysis/deterring-iran-after-nuclear-deal

[۱۳] جف فاکس، «Why Is Iran Our Enemy»، وبسایت thenation.com، منتشر شده در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۶، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.thenation.com/article/why-is-iran-our-enemy/

 

برچسب ها: ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~

دیدگاه خود را به ما بگویید.

لطفا معادله را به روز کنید