تاریخ انتشار :یکشنبه ۱ مرداد ۹۶.::. ساعت : ۸:۲۰ ق.ظ
print
فاقددیدگاه

ورود احتمالی ترکیه به ادلب؛ اهداف و پیامدها

در هفته‌های اخیر اخباری از تلاش ترکیه برای حضور در استان ادلب منتشر شد. در این راستا این سؤال ایجاد می‌شود که ترکیه در پس تحرک نظامی در استان ادلب به دنبال چه اهدافی است و این اقدام دارای چه پیامدهایی می‌باشد؟


400x200 - ورود احتمالی ترکیه به ادلب؛ اهداف و پیامدها

اندیشکده راهبردی تبیین – استان ادلب شامل پنج منطقه اداری ادلب، معره النعمان، أریحا، جسر الشغور و حارم با مرکزیت شهر ادلب با مساحتی در حدود شش هزار کیلومتر مربع و جمعیتی در حدود یک و نیم میلیون، یکی از استان‌های چهارده‌گانه سوریه محسوب می‌شود. این استان در شمال سوریه واقع شده، از شمال و غرب با کشور ترکیه، از شرق با استان حلب و از جنوب با استان حماه و از جنوب غرب با استان لاذقیه هم‌مرز است. این استان دارای کوهستان، بلندی‌ها و جلگه‌های بزرگی است که به این استان زیبایی خاصی بخشیده است. استان ادلب از چند جهت دارای اهمیت استراتژیک است که برخی از آنها عبارت‌اند از:

۱-هم‌مرزی با ترکیه و استان مورد مناقشه حتای (اسکندرون)؛

۲-قرار داشتن جاده‌های استراتژیک دمشق به حلب و حلب به لاذقیه؛

۳-ارتفاعات واقع در استان ادلب که از لحاظ طبیعی به استان‌های استراتژیک حلب و لاذقیه می‌رسد[۱].

 

یکی از اهداف کوتاه‌مدت ترکیه از حضور نظامی در استان ادلب حفظ وضع موجود میدانی در این استان است. تجربه بحران سوریه نشان داده است که انجام عملیات گسترده چه از سوی نظام چه از سوی معارضان در استان‌های هم‌مرز با ترکیه، موجب افزایش چشم‌گیر آوارگان به این کشور می‌شود

 

اهمیت استان ادلب موجب شده این استان از ابتدای بحران سوریه مورد توجه طرف‌های درگیر قرار گیرد به همین دلیل از اوایل بحران سوریه، میدان درگیری نیروهای ارتش سوریه و مقاومت از یک‌سو و نیروهای عمدتاً مورد حمایت ترکیه از سوی دیگر بوده است. نیروهای امنیتی ترکیه از ابتدای بحران سوریه برای کنترل و کمک به نیروهای وابسته به خود، در این استان حضور مداومی داشته‌اند و هر از چند گاهی هم نیروهای ارتش تا مناطق مرزی همچون شهر مرزی حارم نفوذ می‌کنند. مهم‌ترین اهداف ترکیه از این اقدام عبارت‌اند از:

۱-کنترل استان هم‌جوار مرزهای ترکیه و ایجاد مانع در مقابل نفوذ بحران به این کشور.

۲-جلوگیری از افزایش آوارگان سوری: یکی از اهداف کوتاه‌مدت ترکیه از حضور نظامی در استان ادلب حفظ وضع موجود میدانی در این استان است. تجربه بحران سوریه نشان داده است که انجام عملیات گسترده چه از سوی نظام چه از سوی معارضان در استان‌های هم‌مرز با ترکیه، موجب افزایش چشم‌گیر آوارگان به این کشور می‌شود و سه میلیون آواره که هم‌اکنون در این کشور هستند مشکلات زیادی را ایجاد کرده‌اند و ترکیه دیگر توان پذیرش موج جدیدی از آوارگان را ندارد[۲].

۳-جلوگیری از نفوذ کردها در قالب نیروهای دمکراتیک سوریه: نیروهای دمکراتیک سوریه مورد حمایت ایالات‌متحده آمریکا که اکثریت آن را کردها تشکیل داده‌اند پیشروی‌های خوبی در شرق و شمال شرق سوریه داشته‌اند ترک‌ها این ترس را دارند که کردها در قالب این نیروها به سمت غرب حرکت کنند که تصریحات برخی از مقامات کرد همچون سیبان حمو[۳] در این مورد نیز این ترس را تشدید کرده است[۴] و این امر از نظر ترک‌ها تهدید جدی علیه امنیت ملی آنها محسوب می‌شود. به همین دلیل برای ایجاد مانع در پیشروی احتمالی کردها اقدام به عمل پیش‌دستانه می‌کنند.

۴-پر کردن خلأ قطر: گروه‌های زیادی از معارضان مسلح تکفیری و غیر تکفیری در استان ادلب فعال‌اند که مورد حمایت ترکیه، قطر، عربستان سعودی، ایالات‌متحده آمریکا و امارات متحده عربی هستند؛ به‌خصوص که اصلی‌ترین گروه‌های فعال در این منطقه گروه‌های وابسته به القاعده و اخوانی هستند که بیشتر از سوی قطر حمایت می‌شوند. با توجه به شرایط کنونی قطر؛ ممکن است این حمایت‌ها کم و یا قطع شود. ترکیه به‌عنوان هم‌پیمان این کشور درصدد است تا اوضاع میدانی به نفع گروه‌های وابسته به عربستان سعودی تغییر نکند و به‌نوعی خلأ احتمالی قطر را در این منطقه برطرف کند.

 

با توجه به شرایط کنونی قطر؛ ممکن است این حمایت‌ها کم و یا قطع شود. ترکیه به‌عنوان هم‌پیمان این کشور درصدد است تا اوضاع میدانی به نفع گروه‌های وابسته به عربستان سعودی تغییر نکند و به‌نوعی خلأ احتمالی قطر را در این منطقه برطرف کند.

 

ورود ترکیه به استان ادلب یک امر مناقشه آمیز است که هریک از طرف‌های درگیر نسبت به آن موضع خاصی دارند. در زیر موضع هریک توضیح داده خواهد شد:

۱-نظام سوریه: نظام سوریه از ابتدای بحران مخالف هرگونه مداخله نظامی از سوی ترکیه در این کشور بوده است زیرا نسبت به نیات ترکیه بدبین است و در صورت ورود آن را اقدامی تجاوزکارانه قلمداد خواهد کرد مگر این‌که روس‌ها بتوانند نظام سوریه را قانع کنند و تضمین‌های جدی از ترکیه اخذ شده باشد. سوریه در کل موضع منفی نسبت به این امر دارد.

۲-جمهوری اسلامی ایران: سیاست کلی جمهوری اسلامی ایران در قبال سوریه این است که همه طرف‌ها با حمایت از دولت قانونی این کشور می‌بایست کمک نمایند تا نیروهای نظامی سوریه و گروه‌های مقاومت، تروریسم را در این کشور از بین ببرند و بعد از آن در یک فرایند سوری در مورد آینده این کشور تصمیم گرفته شود. به همین منظور هرگونه دخالت ترکیه در سوریه موجب تقویت موضع تروریست‌ها خواهد شد و بنابراین موضع جمهوری اسلامی ایران نسبت به دخالت نظامی ترکیه منفی می‌باشد.

۳-روسیه: دولت روسیه در برابر تحولات مختلف در سوریه مواضع متفاوتی را اخذ می‌کند. در این راستا اکثر طرف‌های درگیر در بحران سوریه سعی می‌کنند تا با مذاکره با این کشور ضمن دادن تضمین‌هایی در مورد منافع امنیتی روسیه یعنی حفظ نظام سوریه و محدود کردن حمایت از گروه‌های تکفیری، منافع خود را تأمین می‌کنند. ترکیه نیز با درک این موضوع به نظر می‌رسد تضمین‌هایی به روسیه داده است اگرچه روس‌ها با دیده تردید به اقدامات ترکیه می‌نگرند. موضع کلی روس‌ها در مورد ورود نیروهای ترکیه به استان ادلب برخورد محتاطانه با این موضوع و بازیگری محدود آنها در قبال نقش بیشتر در تحولات میدانی در این استان می‌باشد.

۴-ایالات‌متحده آمریکا: سیاست خارجی ایالات‌متحده آمریکا در قبال بحران سوریه یعنی تغییر رفتار نظام سوریه، مهار جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت و همچنین مدیریت آشوب بحران. به نظر می‌رسد موضع این کشور در قبال ورود نیروهای نظامی ترکیه به استان ادلب مثبت است زیرا به این وسیله روابط استراتژیک خود را با ترکیه در موضوع سوریه حفظ می‌کند و به ترمیم برخی از اختلافات با این کشور در موضوع حمایت از کردهای سوریه می‌پردازد. در ضمن تقویت جایگاه ترکیه به‌عنوان یکی از متحدان ایالات‌متحده آمریکا در بحران سوریه موجب تضعیف طرف‌های مقابل خواهد شد.

 

دولت روسیه در برابر تحولات مختلف در سوریه مواضع متفاوتی را اخذ می‌کند. در این راستا اکثر طرف‌های درگیر در بحران سوریه سعی می‌کنند تا با مذاکره با این کشور ضمن دادن تضمین‌هایی در مورد منافع امنیتی روسیه یعنی حفظ نظام سوریه و محدود کردن حمایت از گروه‌های تکفیری، منافع خود را تأمین می‌کنند.

 

در مورد پیامدهای توسعه‌ نفوذ ترکیه در استان ادلب می‌توان گفت که به دلیل عدم امکان حضور جدی نظام سوریه و محور مقاومت (به جز فوعه و کفریا) در این استان در کوتاه‌مدت، پیامد خاصی نخواهد داشت ولی در بلندمدت پیامدهای جدی را در پی خواهد داشت که بخشی از مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

۱-کاهش حوزه نفوذ نظام سوریه و محور مقاومت در استان ادلب؛

۲-به دست آوردن حوزه نفوذ دائمی در استان‌های مرزی سوریه مانند آن‌چه در قبرس شمالی رخ داد؛

۳-تسلط بر جاده‌ها استراتژیک حلب به دمشق و حلب به لاذقیه و معابر مرزی همچون باب الهوى در استان ادلب؛

۴-پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی بیشتر از گروه‌های مورد حمایت ترکیه و قطر.

در جمع بندی مطالب باید گفت هر تلاشی از ترکیه در جهت نفوذ و حضور در سوریه در تعارض جدی با منافع محور مقاومت قرار دارد و موجب تداوم بحران خواهد شد و می‌بایست از طرق مختلف مانع آن شد زیرا ورود این‌چنینی ترکیه اگر تبدیل به یک الگو شود، ضمن تضعیف حاکمیت ملی سوریه، زمینه‌ساز کاهش قدرت بازیگری محور مقاومت در سوریه خواهد شد.


منابع:

[۱] حسین آجورلو، علل و پیامدهای سقوط شهر ادلب، اندیشکده راهبردی تبیین، ۲۳ فروردین ۱۳۹۴:

http://www.tabyincenter.ir/print/?print=14120.

[۲] ملهم عکیدی، إدلب هدف ترکیا العسکری المحتمل، مرکز رفیق الحریری للشرق الأوسط، ۱۲ یولیو ۲۰۱۷:

http://www.achariricenter.org/the-turkish-military-is-likely-to-target-idlib-next-ar/.

[۳] إبراهیم حمیدی، قائد «الوحدات» الکردیه لـ«الحیاه»: الرقه تنضم للفیدیرالیه … و«سنحرر» إدلب إذا طلب منا، موقع الحیاه، ۲۷/۰۳/۲۰۱۷:

http://www.alhayat.com/m/story/20974812#sthash.C29pz37R.dpbs

[۴] ملهم عکیدی، إدلب هدف ترکیا العسکری المحتمل، مرکز رفیق الحریری للشرق الأوسط، ۱۲ یولیو ۲۰۱۷:

http://www.achariricenter.org/the-turkish-military-is-likely-to-target-idlib-next-ar/.

برچسب ها: ~ ~ ~ ~

دیدگاه خود را به ما بگویید.

لطفا معادله را به روز کنید