رژیم صهیونیستی و صادرات «نظامی ـ امنیتی» به اروپا

بر اساس داده‌های منتشر شده، صادرات تسلیحات و فن‌آوری‌های نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی به اروپا در دوسال گذشته، افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته و آن را به دومین مقصد صادرات تسلیحاتی رژیم مبدل نموده است.

اندیشکده راهبردی تبیین – از سال 2014 به این سو، شاهد روند رو به رشد صادرات تسلیحاتی رژیم صهیونیستی به کشورهای اروپایی، در پی افزایش تقاضا برای محصولات این رژیم هستیم. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، اروپا رتبه‌ی دوم واردات سلاح از رژیم صهیونیستی را در سال 2015 به خود اختصاص داده است. داده‌ها حاکی است که ارزش قراردادهای فروش تجهیزات و فنآوری نظامی و امنیتی به اروپا در سال 2016 نسبت به 2014، به بیش از دو برابر افزایش یافته و به یک میلیارد و هشتصد میلیون دلار رسیده است. ][1][ پیش‌بینی‌ها ادامه‌ی این روند را برای سال آینده نیز ترسیم می‌نمایند.

صادرات تسلیحاتی و امنیتی علاوه بر مزایای اقتصادی قابل ملاحظه، به عنوان ابزاری موثر و راهبردی در جهت پیشبرد سیاست خارجی، مورد توجه تصمیم سازان و تصمیم گیران صهیونیست می‌باشد. پیشرفت‌های چشمگیر در حوزه‌ی فن‌آوری‌های نظامی و به ویژه فن آوری‌های نو مانند سایبر، و به خدمت گرفتن این دانش در کنترل فضای امنیتی، قدرت مانور خوبی در اختیار اقتصاد، امنیت و سیاست خارجی رژیم صهیونیستی قرار داده است.

تامل در زمینه‌های شکل گیری این روند و بررسی فرصت‌ها و چالش های پیش روی رژیم صهیونیستی، به دریافت شناختی بهتر از منطق رفتاری این غده سرطانی کمک خواهد نمود.

 

در سال‌های اخیر و در پی تشدید بحران در کشورهای غرب آسیا، شاهد افزایش موج مهاجران و پناهندگان، خصوصا مسلمانان به کشورهای اروپایی بوده‌ایم. اين مساله كشورهاي اروپایی را با مشکلاتی روبرو کرده است.

 

جایگاه راهبردی صادرات نظامی ـ امنیتی برای رژیم صهیونیستی

1- از منظر اقتصادی: فروش تسلیحات ستون فقرات اقتصاد رژیم صهیونیستی را تشکیل می‌دهد][2][ به گونه‌ای که درآمد ۱۵۰ کارخانه‌ی مرتبط با بخش نظامی فعال در سرزمین‌های اشغالی، سالانه حدود ۳/۵ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.][3][ این رژیم با ارتقاء موقعیت خود طی ده سال گذشته، به یکی از مهمترین صادرکنندگان تسلیحات تبدیل شده است. داده‌های موسسه مطالعات صلح بین المللی استکهلم، رژیم صهیونیستی را در ردیف ده صادرکننده برتر تسلیحات نظامی در جهان در بازه 2010 تا 2016 می‌شمارد.][4][ همچنین ارزش صادرات تسلیحاتی این رژیم از 2 میلیارد دلار در سال 2003، به 7.5 میلیارد دلار در سال 2014 افزایش یافته است که روند رشد بسیار سریعی را نشان می‌دهد.][5][

البته بسیاری از کارشناسان، حجم فروش پنهان تسلیحاتی رژیم را گسترده‌تر از داده‌های آماری اعلامی می‌دانند، تا آن جا که پس از امریکا و روسیه، رتبه‌ی سوم صادر کننده بزرگ تسلیحات در جهان را برای رژیم صهیونیستی قائلند. ][6][

از نظر میزان تاثیر صنایع نظامی در تولید اشتغال برای صهیونیست‌ها، گفته می شود که 150 هزار خانوار به صنایع تسلیحاتی وابستگی اقتصادی دارند. به دیگر سخن از هر 10 نفر، یک نفر به لحاظ درآمد به این صنعت وابسته است.][7][ از سوی دیگر ارتش رژیم صهیونیستی، بخش از سلاح‌های مورد نیاز خود را از آمریکا دریافت می‌کند. لذا صنایع نظامی این کشور همواره با مازاد تولیدات داخلی مواجهند و در نتیجه صادرات برای ادامه حیات آن امری حیاتی تلقی می‌شود. ][8][

 

2- از منظر نظامی و امنیتی: رژیم صهیونیستی، یکی از معدود بازیگران منطقه‌ای و بین المللی است که پس از تشکیل، همچنان با بحران «امنیت وجودی» روبرو است. ][9][ ماهیت نامشروع این رژیم و ناهمگونی آن با منطقه‌ی غرب آسیا، او را با شرایط بسیار ویژه‌ی امنیتی و نظامی روبرو ساخته است. رتبه بندی «شاخص جهانی میزان نظامی شدن (GMI)» که نشان دهنده‌ی وزن نسبی و اهمیت دستگاه نظامی دولت‌ها در رابطه با جامعه آن کشور است، رژیم صهیونیستی را در رتبه‌ی نخست جهان می‌شناسد. ][10][ این شاخص، به خوبی گویای وضعیت بسیار خاص این رژیم از بعد امنیتی و نظامی است.

لذا از سویی صنایع نظامی رژیم صهیونیستی در زمینه‌های تحقیق، توسعه، آزمایش و به کارگیری تجهیزات، وابستگی حیاتی به بازار واقعی دارند، و از سوی دیگر با توجه به راهبردی بودن فن‌آوری‌های نظامی و امنیتی برای کشورها و وابستگی آن‌ها به فروشندگان تجهیزات، توان تاثیرگذاری‌های سیاسی و امنیتی در مواقع لازم برای رژیم صهیونیستی محتمل خواهد بود. به همین خاطر است که مشاهده می‌کنیم گسترش تعاملات نظامی با قدرت‌های بزرگ، یکی از اهداف کلیدی سیاست امنیتی رژیم صهیونیستی در سال‌های اخیر بوده است. ][11][ با توجه به موقعیت خوب توسعه‌ی اقتصادی و نظامی کشورهای اروپایی، و همچنین نقش و تاثیرگذاری قابل ملاحظه‌ی این کشورها در بحران‌های امنیتی جهانی، تمایل رژیم صهیونیستی به افزایش مبادلات نظامی ـ امنیتی با این کشورها قابل درک می‌باشد. 

 

صادرات امنیتی ـ نظامی رژیم صهیونیستی به اروپا در دو سال گذشته شامل مشاوره و فروش سامانه‌های مقابله با نفوذ پناهندگان به کشورهای اروپایی و ابزار «مبارزه با تروریسم» و همچنین فروش فن‌آوری‌های سایبری بوده است.

 

3- از منظر سیاست خارجی: اعلان دکترین «کشورهای پیرامونی» توسط رژیم در بدو تاسیس، که با هدف خروج از بحران عدم شناسایی در محیطی که براي رژیم جدید و اشغالگر مملو از دشمن بود، و کسب متحد یا کشوري که بتوان با او رابطه برقرار کرد، راهبرد تعیین کننده‌ای برای عادی سازی ماهیت دولت صهیونیستی بود. ][12][ گرچه امروزه برخی دولت‌های پیرامونی به میزان قابل توجهی از حساسیت سال‌های اولیه نسبت به این رژیم جعلی را از دست داده‌اند، اما همچنان یافتن متحدان راهبردی خارج از حاشیه‌ی پیرامونی خود؛ تبدیل مواضع مخالف به مواضع خنثی و تعمیق روابط از سطح عادی به سطح راهبردی، به عنوان دستور کار سیاست خارجی رژیم صهیونیستی مطرح است.

رژیم صهیونیستی در جهت تحقق این دستور کار، از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کند. فن‌آوری، به ویژه فن‌آوری نظامی ـ امنیتی، یکی از ابزارهای کلیدی سیاست خارجی رژیم صهیونیستی در جهت رسیدن به اهداف می‌باشد. یکی از مهم‌ترین مزیت‌هاي این رژیم براي برقراري رابطه با کشورهاي جهان، تسلیحات پیشرفته نظامی این رژیم است. این اهرم به عنوان آغازگر روابط یا تسهیل کننده مناسبات، نقشی اساسی در روابط خارجی ایفا کرده است. ][13][

 

دلایل گسترش روابط نظامی رژیم صهیونیستی با اروپا در سال‌های اخیر

1- در سال‌های اخیر و در پی تشدید بحران در کشورهای غرب آسیا، شاهد افزایش موج مهاجران و پناهندگان، خصوصا مسلمانان به کشورهای اروپایی بوده‌ایم. اين مساله كشورهاي اروپایی را با مشکلاتی روبرو کرده است. مسائل مربوط به مهاجران غیر‌قانونی، کشورهای اروپایی را وادار به افزایش بودجه‌های امنیتی و نیازمند راه حل های تکنولوژیکی برای کنترل ورود مهاجران غیر‌قانونی نموده است. مساله‌ای که از سال‌ها پیش مورد نیاز و مطالعه‌ی رژیم اشغالگر در سرزمین‌های فلسطینی بوده و راهکارهای مناسبی برای پاسخ به این نیاز یافته‌اند.

2- بحران‌ها و حوادث امنیتی در دو سال گذشته، از جمله بمب گذاری‌های مختلف تروریستی در پایتخت‌های اروپایی، چه توسط داعش و چه دیگر سازمان‌های تروریستی، به عنوان یک هدیه سیاسی به رژیم صهیونیستی خدمت کرده است. ][14][ تهدیداتی از این دست، تقاضای سازمان‌های امنیتی و دولت‌های اروپایی را به راهکارها و تجهیزات مختلف مقابله با تروریسم، خصوصا سامانه‌های سایبری شناسایی و رصد فعالیت‌های تروریستی، به شکل قابل ملاحظه‌ای افزایش داده است.

3- فرصت‌طلبی رژیم صهیونیستی در این همانی‌سازی از «حرکات تروریستی در اروپا» با «مقاومت مردم فلسطین»، به عنوان یک تاکتیک مورد استفاده سیاستمداران صهیونیست قرار گرفته است. نتانیاهو هر بار و در پی هر حمله‌ی تروریستی، آن را در خدمت سیاست خارجی اشغال قرار می‌دهد و صحبت از «منافع مشترک دنیای آزاد» در برابر «تروریسم اسلامی بنیادگرا» می‌نماید. ][15][ وجود دشمن مشترکی به نام القاعده، طالبان، وهابیت و گروه‌هاي تندرو اسلامی وابسته به این تفکر و لزوم کاستن از تهدیدهاي آنان، نزدیکی بیشتري میان دو طرف ایجاد کرده است. ][16][

4- با توجه به شرایط ویژه‌ی اروپا که ذکر شد، شاهد رشد بودجه‌ی امنیتی و نظامی کشورهای اروپایی بوده‌ایم. گزارش‌ها، افزایش رشد متوسط 3 درصدی در بودجه‌ی امنیتی کشورهای اروپایی را در فاصله‌ی سال‌های 2015 و 2016 نشان می‌دهد. ][17][

5- بحران اوکراین در سال 2014 و هراس تاریخی کشورهای اروپایی ـ خصوصاً کشورهای اروپای شرقی ـ از روسیه، مساله‌ای است که نوعی رویکرد خوداتکایی دفاعی را در برخی از کشورهای اروپا گسترش داده است. «این کشور‌ها خواستار کاهش اتحاد خود با اتحادیه اروپا به منظور تقویت نیروی نظامی خود شده اند.» ][18][ «در نتیجه انتظار می‌رود که در سال‌های آینده، شاهد افزایش تدارکات دفاعی در میان کشورهای اروپای شرقی باشیم. از جمله افزایش خرید سلاح‌های سنگین و تجهیزاتی چون هواپیما، تانک، خودروهای زرهی، موشک ها و تکنیک‌های سایبری.» ][19][

6- رویکرد خوداتکایی دفاعی و کاهش وابستگی‌ها به ناتو، منحصر به اروپای شرقی نیست. مواضع ترامپ در خصوص سهم نامتناسب آمریکا در تامین بودجه‌ی سازمان ناتو، و همچنین خروج انگلیس از اتحادیه‌ی اروپا، کشورهایی چون آلمان و فرانسه را نیز به این رویکرد سوق داده است. به تعبیر ترامپ، «اعضای ناتو در حال سواری مجانی و سوءاستفاده هستند». آمریکا در حالی بیش از ۷۰ درصد هزینه دفاعی ناتو را پرداخت می‌کند که این سازمان، اساساً برای دفاع از اروپا تأسیس شده است. اعضای ناتو توافق کرده‌اند تا دو درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به بخش نظامی و امنیتی اختصاص دهند، اما آمارها حاکی از عدم اجرای این توافق است. ][20][ درخواست ترامپ برای تحقق این امر، تردیدهایی را در خصوص قابل اعتماد بودن امریکا در حمایت از ناتو و امنیت کشورهای اروپایی به وجود آورده است. این تحولات، رژیم صهیونیستی را قادر می‌سازد صادرات نظامی خود را به این کشورهای مهم، خصوصا در زمینه تحقیق و توسعه‌ی موشکی و پهپادها افزایش دهد.

 

یکی از اهداف کلیدی رژیم صهیونیستی در مدیریت روابط با روسیه، محدود سازی جمهوری اسلامی است،

 

نوع و سطح صادرات نظامی رژیم صهیونیستی به اروپا

به طور کلی اصطلاح «صادرات امنیتی»، محدود به صادرات سلاح نبوده و شامل چهار نوع است:

1- مشاوره امنیتی به دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و نظامی کشورها؛

2- صادرات و خرید و فروش انواع ادوات و تجهیزات و سامانه‌های الکترونیکی ـ امنیتی؛

3- صادرات انواع جنگ افزارها و سلاح های نظامی و خرید و فروش آن‌ها؛

4- آموزش نیروهای نظامی و شبه نظامی و تعلیم تاکتیک‌ها و استراتژی‌های نظامی.][21][

مزیت نسبی صنایع نظامی ـ امنیتی رژیم صهیونیستی در ابعادی چون قیمت ارزان، فن آوری پیشرفته، فروشِ فارغ از تعهدات سیاسی و قوانین بین المللی، تحویل سریع و بی‌قید و شرط و انجام خدمات و پشتیبانی مطلوب و کارآمد خودنمایی می‌کند. شهرت سلاح‌هاي این رژیم، توانمندي شرکت‌هاي بزرگ تسلیحاتی آن رژیم در بازسازي جنگ‌افزارهای قدیمی روسی، هواپیماهاي تهاجمی و شناسایی بدون سرنشین و تولید انواع موشک هاي دوربرد و سلاح هاي پیشرفته هجومی، امکانات رادارهاي تدافعی با قابلیت پوشش بالا و قابلیت‌های ماهواره‌ای و هسته‌اي، شرایط خوبی را برای رژیم اشغالگر در بازار تسلیحات فراهم آورده است.][22][

صادرات امنیتی ـ نظامی رژیم صهیونیستی به اروپا در دو سال گذشته شامل مشاوره و فروش سامانه‌های مقابله با نفوذ پناهندگان به کشورهای اروپایی و ابزار «مبارزه با تروریسم» و همچنین فروش فن‌آوری‌های سایبری بوده است. بر اساس گزارش موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، معاملات این رژیم با کشورهای اروپایی همچنین شامل بهبود و توسعه‌ی هواپیماهای جنگنده و سیستم‌های دفاع هوایی (در حدود 20 درصد از کل معاملات)، مهمات و سلاح گرم (13 درصد)، دوربین‌ها و وسایل اپتیکی (18 درصد)، شبکه‌های راداری و هشدار سریع (12 درصد)، شبکه‌ها و سامانه‌های اطلاعاتی و جاسوسی سایبری (8 درصد) و هواپیماهای بدون سرنشین (7 درصد) بوده است. ][23][

 

پیامدهای نفوذ نظامی تل‌آویو در اروپا

1- بدون شک روسیه نسبت به فرصت طلبی رژیم صهیونیستی در مشارکت و تقویت بنیه دفاعی و امنیتی کشورهای اروپای شرقی حساسیت دارد. چرا که از سویی روسیه نسبت به مرزهای غربی خود در اروپا حساسیت راهبردی دارد و از سوی دیگر در گذشته‌ای نه چندان دور، این بخش حوزه‌ی نفوذ شوروی بوده است. لذا کارشناسان رژیم صهیونسیتی توصیه کرده‌اند که این رژیم در گسترش مناسبات دفاعی با کشورهای اروپای شرقی، سیاست محتاطانه‌ای را در پیش بگیرد.][24][ با توجه به حضور روسیه در سوریه، خدشه در روابط مسکو ـ تل آویو می‌تواند برای رژیم پیامدهای امنیتی منفی داشته باشد. مرور مناسبات این چنینی روسیه و رژیم صهیونیستی نشان داده است که تل آویو، خط قرمزهای مسکو را رعایت خواهد نمود و در مواقع مورد نیاز، به مثابه یک اهرم فشار، بهترین بهره را از این سیاست خواهد برد. (مانند روابط دوطرف در خصوص مساله گرجستان، در پی درگیری روسیه و گرجستان در سال 2008 ][25][)

2- با توجه به منازعه ایدئولوژیک و راهبردی جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی، و از آن‌جا که یکی از اهداف کلیدی این رژیم در مدیریت روابط با روسیه، محدود سازی جمهوری اسلامی است، احتمال تاثیر این روند بر روابط روسیه با ایران خصوصا در موضوع سوریه می‌تواند متصور باشد.

3- از آنجا که مشتری بازار تسلیحاتی مورد بحث، دولت‌های اروپایی هستند، این قراردادها بدون درنظر گرفتن تصمیمات اتحادیه اروپا در خصوص تحریم محصولات تولیدی در سرزمین های اشغالی 1967 در حال اجراست. ][26][ افزایش نقش رژیم صهیونیستی در تامین نیازمندی‌های امنیتی و تسلیحاتی اروپا ممکن است مواضع اعلامی کشورهای اروپایی در خصوص محکومیت اشغالگری در مناطق 1967 را کمرنگ سازد.

 

رژیم صهیونیستی به دنبال تقویت موقعیت خود در کشورهای عضو اتحادیه اروپا از طریق ساخت روابط استراتژیک و اتحاد با آنان است.

 

موانع گسترش روابط نظامی رژیم صهیونیستی با اروپا

1- همچنان که در سطور گذشته نیز اشاره شد، ملاحظات خاص روسیه، به ویژه در خصوص اروپای شرقی، یکی از موانعی است که بر سر راه گسترش روابط رژیم صهیونیستی و اروپا وجود دارد. از آنجا که روسیه، قدرتی بزرگ و دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل است، ملاحظاتش مورد توجه رژیم صهیونیستی قرار دارد. این محدودیت، قطعا در نوع محصولات و توانمندی‌های صادراتی به کشورهای مقصد تاثیرگذار است.

2- از دیگر سو روابط نظامی رژیم اشغال‌گر قدس با کشورها، همواره تحت تاثیر ملاحظات امریکا قرار داشته و خواهد داشت. تجربه نشان داده است علیرغم استقلال نسبی رژیم صهیونیستی، همواره ملاحظات امریکا در این خصوص دخیل بوده‌اند. به هرحال امریکا به نوعی بنیان‌گذار اولیه صنعت دفاعی این رژیم، و شریک تحقیق و توسعه نظامی آن و بالاخص اهدا کننده میلیاردها دلار به این رژیم است. ][27][ در همین زمینه قابل ذکر است که در سال 2005، رژیم صهیونیستی و آمریکا قرارداد تعهد آوری امضا کردند که این رژیم پس از آن متعهد است که مشاورت اجباری امریکا را در فروش اسلحه به کشورهای دیگر کسب کند.][28][ گرچه اروپا از دیرباز شریک راهبردی امریکا در عرصه ی بین الملل بوده است، اما به هرحال ممکن است در واگذاری سطح تکنولوژی به کشورهای اروپایی، و یا رقابت شرکت های آمریکایی ملاحظاتی از سوی ایالات متحده وجود داشته باشد.

3- در پی تهاجم رژیم صهیونیستی به نوار غزه در سال 2014، کمپین‌های همبستگی و حمایت از حقوق فلسطینیان و بر ضد سیاست‌های اشغالگرانه شدت یافته است. نمونه‌های رشد جنبش تحریم رژیم صهیونیستی در اروپا فراوان است. اما از مهمترین نمونه‌های آن می‌توان به قانون اتحادیه اروپا مبنی بر نصب علامت بر روی محصولات تولیدی در شهرک‌های صهیونیستی و نصب برچسب متمایزکننده اشاره کرد، و اینکه اراضی اشغالی سال 1967 را از توافقنامه‌های سیاسی و اقتصادی بین اتحادیه اروپا و این رژیم مستثنی کرده‌اند. این تصمیم با رای 525 نفر عضو پارلمان اروپا در مقابل مخالف فقط 70 نفر وضع شد. ][29][ همچنین برای نمونه می‌توان به حمایت بیش از 300 موسسه و جمعیت حقوق بشری و حزب سیاسی از 19 کشور اروپایی از تعلیق قراردادهای شراکت با موسسات مرتبط با رژیم اشاره کرد. ][30][

آن طور که نظر سنجی بی.بی.سی نشان می‌دهد، افزایش خصومت اروپاییان نسبت به سیاست‌های صهیونیستی در سرزمین‌های فلسطین در حال شدت یافتن است. به گونه‌ای که بین دو سوم تا سه چهارم مردم در انگلیس، اسپانیا، آلمان، فرانسه و ایتالیا دیدگاه‌های منفی نسبت به سیاست‌های این رژیم در فلسطین دارند. ][31][ گزارش مرکز تحقیقات امنیت ملی اسرائیل نیز به این نکته اشاره دارد که لازمه‌ی تقویت مناسبات اقتصادی ـ امنیتی با کشورهای اروپای غربی، رعایت جنبه‌های محرمانگی این قراردادها، با توجه به کاهش موقعیت رژیم صهیونیستی نزد افکار عمومی این کشورهاست. ][32][

 

جمع بندی: سیاست‌ها و راهبردهای رژیم صهیونیستی در صادرات نظامی و امنیتی به اروپا

رفتارهای استراتژیک رژیم صهیونیستی، تاثیرات قابل ملاحظه‌ای بر نظام موازنه‌ی قدرت در غرب آسیا دارد. موفقیت رژیم صهیونیستی در بهره‌گیری از فن آوری نظامی و امنیتی علاوه بر مزایای اقتصادی، به عنوان ابزار پیشبرد سیاست خارجی شرایط مناسبی را جهت دست‌یابی به منافع بین المللی در اختیار رژیم گذارده است. ابزاری که به منظور تاثیرگذاری بر رفتار‌ راهبردی کشورها با فرصت‌طلبی هرچه تمام‌تر به کار گرفته می شود.

محدویت‌های وضع شده بر کالاهای تولیدی شهرک‌های مناطق اشغالی از سوی اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۲ و همچنین توقف اعطای وام، جایزه یا هرگونه سرمایه‌گذاری به موسسات ساخت و ساز یا افراد درمناطق اشغالی [33]، زنگ خطری برای رژیم صیهونیستی بود. در نتیجه مقامات این رژیم تنوع دادن به شرکای تجاری خود را در دستور کار خود قرار دادند.

رژیم صهیونیستی به دنبال تقویت موقعیت خود در کشورهای عضو اتحادیه اروپا از طریق ساخت روابط استراتژیک و اتحاد با آنان است. شاهد هستیم که این رژیم، کشورهایی که روابط خوب تاریخی با فلسطینیان داشته‌اند را نیز به عنوان هدف مناسبات امنیتی و تعمیق روابط انتخاب کرده است. از آن جمله می‌توان به کشورهای شرق مدیترانه چون قبرس و یونان اشاره کرد که در حال ایجاد یک اتحاد راهبردی دفاعی با رژیم صهیونیستی هستند. ][34][

در نتیجه، ادامه‌ی روند بحران‌ها و چالش‌های امنیتی در جهان، و خصوصا آنچه کشورهای اروپایی را تحت الشعاع قرار می‌دهد، روند تقویت مناسبات راهبردی دفاعی صهیونیست‌ها با کشورهای اروپایی را تقویت خواهد نمود.


منابع:

[1]. «اروپا دومین مقصد سلاح های اسرائیلی است»، باشگاه خبرنگاران جوان، 31 مرداد 1396، قابل بازیابی در:

 http://www.yjc.ir/fa/news/6214137

[2]. میلاد معین‌الدینی، «روابط هند و رژیم صهیونیستی؛ از عدم شناسایی تا شراکت راهبردی»، اندیشکده راهبردی تبیین، 13 تیر 1396، قابل بازیابی در :

http://tabyincenter.ir/18942/

[3]. محمد جواد سلطانی، «بررسی روابط رژیم صهیونیستی و هند»، اندیشکده راهبردی تبیین، 7 بهمن 1393، قابل بازیابی در:

http://tabyincenter.ir/14215/

[4] . “TIV of arms exports from the top 200 largest exporters, 2010-2016”, SIPRI Arms Transfer Database, https://www.sipri.org/

[5]. محسن شریعتی‌نیا و طاهره میرعمادی، «تعاملات نظامی رژیم صهیونیستی با روسیه، هند و چین»، فصلنامه روابط خارجی،سال هفتم، شماره دوم، تابستان 1394، ص 104.

[6]. همان، ص 105.

[7]. همان، ص 106.

[8]. زهرا عطری، «رژیم صهیونیستی و فروش سلاح به اوکراین»، اندیشکده راهبردی تبیین، 10 اردیبهشت 1394، قابل بازیابی در:

http://tabyincenter.ir/14089/

[9]. قاسم ترابی، «ارزیابی راهبرد نیروی نظامی اسرائیل»، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال نوزدهم، شماره سوم، پاییز 1395، ص 165.

[10]. “Global militarization index 2016”, BICC, https://www.bicc.de/uploads/tx_bicctools/GMI_2016_e_2016_01_12.pdf

[11]. محسن شریعتی‌نیا و طاهره میرعمادی، همان، ص 102.

[12]. محمد جواد الرکابی، «سیاست خاورمیانه‌ای هند و اسرائیل، از تضاد تا همکاری»، فصلنامه مطالعات جهان، دوره اول، شماره 2، زمستان 90، ص 76.

[13]. همان، ص 92.

[14]. نضال محمد وتد، «انتعاش الصناعات العسكرية الإسرائيلية بفعل الأزمات الأوروبية»، العربی الجدید، 19 آگوست 2017، قابل بازیابی در:

https://www.alaraby.co.uk/politics/2017/8/18/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B4-%D8%A7%D9%84%D8%B5%D9%86%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B3%D9%83%D8%B1%D9%8A%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%8A%D9%84%D9%8A%D8%A9-%D8%A8%D9%81%D8%B9%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B2%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%8A%D8%A9

[15]. همان.

[16]. محمد جواد الرکابی، همان، ص 93.

[17]. Elai Rettig and Yotam Rosner, “Europe’s Challenges Open the Market for Israel’s Arms Industry”, INSS Insight No. 965, August 21, 2017.

[18]. نضال محمد وتد، همان.

[19].  Elai Rettig and Yotam Rosner, Ibid.

[20]. شهرام فرسائی، «ترامپ و چالش های ناتو در مقابل روسیه»، وب سایت دیپلماسی ایرانی، 20 اسفند 1395، قابل بازیابی در:

http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1967773/

[21]. محمد زارعی، «صادرات امنیتی در اسرائیل»، موسسه ندا، 28 مرداد 1394، قابل بازیابی در:

http://nedains.com/fa/news/311920/%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%84

[22]. محمد جواد الرکابی، همان، ص 92.

[23]. نظیر مجلی، «أوروبا تضاعف استيرادها السلاح الإسرائيلي منذ موجات الإرهاب»، الشرق الاوسط، 22 آگوست 2017، قابل بازیابی در:

https://aawsat.com/home/article/1004821/%D8%A3%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%B9%D9%81-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%8A%D9%84%D9%8A-%D9%85%D9%86%D8%B0-%D9%85%D9%88%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%A8

[24].  Elai Rettig and Yotam Rosner, Ibid.

[25]. زهرا عطری، همان.

[26]. نضال محمد وتد، همان.

[27]. محسن شریعتی‌نیا و طاهره میرعمادی، همان، ص 104.

[28]. همان، ص 111.

[29]. محمود جرابعه، «التوجهات الأوروبية نحو الاعتراف بالدولة الفلسطينية»، مرکز الجزیره للدراسات، 22 فوریه 2016، قابل بازیابی در:

http://studies.aljazeera.net/ar/reports/2016/02/201622212840870239.html

[30]. همان.

[31]. همان.

[32].  Elai Rettig and Yotam Rosner, Ibid.

[33]. زهرا عطری، همان.

[34]. محمود جرابعه، همان.