ترجمه اختصاصی

درس‌هایی از جنگ سرد برای رویارویی با ایران

کریم سجاد پور کارشناس اندیشکده کارنگی در یادداشتی در موسسه هوور راهبردهایی برای مقابله با قدرت منطقه ای ایران پیشنهاد داده است.

اندیشکده راهبردی تبیین – کریم سجاد پور کارشناس اندیشکده کارنگی در یادداشتی در موسسه هوور راهبردهایی برای مقابله با قدرت منطقه ای ایران پیشنهاد داده است. ترجمه بخشی از این یادداشت در ادامه ارائه می شود:

راهبردی موثر برای مقابله با ایران نمی تواند تنها بر قدرت سخت و قدرت نرم تکیه کند و باید تاریخ را هم در نظر بگیرد. سیاست آمریکا در قبال ایران در 4 دهه گذشته نشان می دهد واشنگتون توانایی محدودی جهت تغییر طبیعت یا رفتار ایران داشته است. راهبرد موثر در قبال ایران باید با آگاهی از واقعیات سیاسی در آمریکا و منطقه تهیه شود. بعد از پانزده سال هزینه (پول و خون) در عراق و افغانستان که بازگشت خوبی هم نداشت؛ خیلی از آمریکایی ها از اعزام سربازان آمریکایی برای مبارزه با میلیشیای مورد حمایت ایران و از هزینه کردن سرمایه آمریکایی جهت تقویت و بازسازی دولت های ساقط شده حمایت نمی کنند. تقویت مستبدان منطقه ای همراستا با آمریکا بدون هزینه نیست.

 

ایران نسبت به شوروی نیروی ضعیف تری است. تغییر راهبرد «مقابله با شوروی» در قالب مناسب برای آمریکا در جهت «مقابله با ایران» به صورت زیر پیشنهاد می شود: 1: ایجاد اجماع جهانی و استفاده از ظرفیت منطقه ای علیه اقدامات ایران 2: ایجاد شکاف در قدرت افکنی ایران (Power Projection) 3: وادار کردن رهبری ایران به اولویت بخشی منافع ملی قبل از ایدئولوژی انقلابی

 

«جان لوئیس گَدیس» در کتاب خود به نام «راهبرد های تحدید»، سه رکن تحدید موفق شوروی توسط آمریکا را این طور بیان می کند: 1-احیای توازن قدرت ناپایدار شده بدلیل شکست آلمان و ژاپن و بدلیل توسعه همزمان نفوذ شوروی در اروپا و آسیا 2- ایجاد شکاف در جامعه بین المللی کمونیست 3- اقناع رهبران روس در این مورد که منافع آنها با یادگیری زندگی در کنار دنیای حاضر بهتر تأمین می شود تا تغییر دنیا طبق تصورات خودشان.

ایران نسبت به شوروی نیروی ضعیف تری است. تغییر راهبرد «مقابله با شوروی» در قالب مناسب برای آمریکا در جهت «مقابله با ایران» به صورت زیر پیشنهاد می شود: 1: ایجاد اجماع جهانی و استفاده از ظرفیت منطقه ای علیه اقدامات ایران 2: ایجاد شکاف در قدرت افکنی ایران (Power Projection) 3: وادار کردن رهبری ایران به اولویت بخشی منافع ملی قبل از ایدئولوژی انقلابی

 

در حین ایجاد توانمندی میان کشورهای منطقه ای، رهبری آمریکا در تشویق قدرت های جهانی ضروری است. قدرت های جهانی باید مجاب شوند که حمایت ایران از میلیشیای منطقه ای و همیاری اسد، ریختن هیزم در آتش رادیکالیسم و بی ثباتی منطقه ای است. تمرکز ترامپ بر برجام به جای فعالیت های منطقه ای، موجب انزوای واشنگتون در اذهان عمومی شده است.

 

1-رویارویی با جاه طلبی منطقه ای ایران نیازمند توانمندی و تصمیم است. برخلاف قدرت های بزرگ که توانمندی مقابله مالی و سیاسی با ایران را دارند اما مصمم نیستند، کشورهای منطقه مخصوصا دولت های عرب سنی برای رویارویی با جاه طلبی منطقه ای ایران مصمم هستند. اما اکنون توانمندی مقابله یا ایجاد بازدارندگی در برابر ایران ندارند. در حین ایجاد توانمندی میان کشورهای منطقه ای، رهبری آمریکا در تشویق قدرت های جهانی ضروری است. قدرت های جهانی باید مجاب شوند که حمایت ایران از میلیشیای منطقه ای و همیاری اسد، ریختن هیزم در آتش رادیکالیسم و بی ثباتی منطقه ای است. تمرکز ترامپ بر برجام به جای فعالیت های منطقه ای، موجب انزوای واشنگتون در اذهان عمومی شده است.

2-یکی از تفاوت های ایران و شوروی در این است که تمایل به ایدئولوژی شیعه انقلابی کمتر از کمونیسم است. برخی از نائبین ایران عمیقا به ایدئولوژی این کشور متعهد هستند، اما برخی دیگر انگیزه های متفاوت [مانند مبارزه با تروریسم] برای نزدیکی با ایران دارند. این شرایط فرصتی برای رقبای ایران است. عربستان در ماه های گذشته پیشنهادهایی به مقتدی صدر و حیدر العبادی داده است.

ریاض اگر بخواهد می تواند از منابع خود استفاده کرده و نفوذ ایران در یمن را کاهش دهد. بزرگترین مانع و خاکریز مقابل ایران، هویت عربی یا ملی است.

 

گروهی در ایران به اصل انقلابی مقاومت در سیاست خارجی وفادار هستند و گروهی دیگر منافع اقتصادی را دارای اولویت بالاتری می دانند و اعتقاد دارند سیاست هایی که اول انقلاب اتخاذ شده است، 4 دهه بعد، منافع کشور را تأمین نمی کنند.

 

3-گروهی در ایران به اصل انقلابی مقاومت در سیاست خارجی وفادار هستند و گروهی دیگر منافع اقتصادی را دارای اولویت بالاتری می دانند و اعتقاد دارند سیاست هایی که اول انقلاب اتخاذ شده است، 4 دهه بعد، منافع کشور را تأمین نمی کنند.

برای گروه دوم، آشتی با آمریکا، پیش نیاز رشد اقتصادی پایدار است. برای گروه اول دشمنی با آمریکا رکن اساسی و مرکز هویت انقلابی است. این دو گروه بر سر همکاری با گروه های منطقه ای نیز اختلاف دارند.

اقناع ایران برای اولویت بخشیدن به منافع ملی در قبال ایدئولوژی انقلابی نیازمند ترکیبی از اجبار و تعامل است. یکی از مهم ترین درسه ای برجام این است که سیاست های مقابله ای با ایران مکمل یکدیگر هستند و نه متضاد. در زمان اوباما، تهران تا زمانی که با تحریم های جهانی اقتصادی مواجه نشد، تعامل را آغاز نکرد. بعد از برجام، اوباما تنها از راه تعامل، به دنبال تغییر سیاست های منطقه ای ایران بود و موفق نشد.

 

کریم سجاد پور در انتها نوشت همان طور که تحدید شوروی چند دهه قبل از فروپاشی آغاز شد، در برابر ایران راه حل کوتاه مدت وجود ندارد. تاریخ نشان داده است هرگاه تهران با اجماع بین المللی روبرو شده، تغییر سیاست داده و در داخل دچار اختلاف شده است. رویارویی با قدرت ایرانی ها، مسئله ای است که یونان باستان هم با آن مواجه بوده. یکی از استراتژیست های موفق آن دوران «Pericles» با دشمن خود در برابر تهدید ایران متحد شد. چنین راهبردی نیازمند استفاده ترکیبی از حرف و عمل است.

 

کریم سجاد پور در انتها نوشت همان طور که تحدید شوروی چند دهه قبل از فروپاشی آغاز شد، در برابر ایران راه حل کوتاه مدت وجود ندارد. تاریخ نشان داده است هرگاه تهران با اجماع بین المللی روبرو شده، تغییر سیاست داده و در داخل دچار اختلاف شده است. رویارویی با قدرت ایرانی ها،  مسئله ای است که یونان باستان هم با آن مواجه بوده. یکی از استراتژیست های موفق آن دوران «Pericles» با دشمن خود در برابر تهدید ایران متحد شد. چنین راهبردی نیازمند استفاده ترکیبی از حرف و عمل است.

 

 

***

 این مطلب، صرفاً جهت اطلاعِ مخاطبان، نخبگان، اساتید، دانشجویان، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران ترجمه شده و الزاماً منعکس‌کننده‌ی مواضع و دیدگاه‌های اندیشکده راهبردی تبیین نیست

• مترجم: گروه رصد اندیشکده راهبردی تبیین
پیوند وبگاه اصلی:

https://www.hoover.org/research/cold-war-lessons-iran-strategy

ارسال دیدگاه