بسته پیشنهادی اروپایی‌ها برای حفظ برجام؛ لازم اما ناقص

با خروج ترامپ از برجام، اروپایی ها بسته پیشنهادی را اعلام کردند که این بسته مبهم و غیردقیق است. این بسته پیشنهادی نشان از نوع واکنش اروپایی ها به خروج از برجام است. حال با توجه به ناقص بودن این بسته پیشنهادی واکنش ایران در صورت عدم انجام اقدام مناسب از سوی اروپایی‌ها چه باید باشد؟ این مساله مهم در نوشتار حاضر مورد بررسی قرار گرفته شده است.

اندیشکده راهبردی تبیین- مذاکرات ايران و گروه 1+5 به منظور اعتمادسازي براي قدرت هاي جهاني از صلح آميز بودن فعاليت هسته اي ايران شکل گرفت و سرانجام در 23 تير 1394 توافق هسته اي (برجام) شکل گرفت. در اين مذاکرات که همراه با حاشيه هاي بسيار بود، طرف  اروپايي همواره سعي مي کرد در طول مذاکرات ايران را نسبت به سرانجام کار  اميدوار سازد. خروج ترامپ از برجام، اين انتظار را ايجاد کرده که اروپايي ها مي بايست نسبت به بدعهدي آمريکا با توجه به مذاکرات و توافقي که صورت گرفته، همپاي طرف ايراني در مقابل آمريکا قرار گيرد. بر همين اساس، اروپايي ها بسته پيشنهادي را ارائه داده اند که شفافيت قانع کننده اي را ندارد. با اين وصف، بر آن هستيم تا بسته پيشنهادي اروپايي ها را مورد بررسي قرار دهيم.

رويکرد اروپايي‌ها نسبت به خروج آمريکا

با خروج ترامپ از برجام در 18 ارديبهشت 1397، ترامپ اعلام کرد که تحريم ها را به مانند گذشته براي ايران بر-مي گرداند. چرا که معتقد است که ايران از تروريست ها حمايت کرده و به مفاد توافق پايبند نبوده است. در اين شرايط رئيس‌جمهور آمريکا به اين دليل که اوضاع اقتصادي ايران بي‌ثبات است و اعتراضات مردم به اين وضعيت در حال افزايش است، براي ديدار، مذاکره و توافق با ايران در «هرجايي» و «هرزماني» اعلام آمادگي کرده است. (1)

اما همان طور که انتظار مي رفت بسياري از کشورهاي جهان به مقابله با رويکرد جديد امريکا در به چالش کشيدن معاهدات بين المللي برخاستند و به همين دليل اروپايي ها و برخي کشورهاي جهان از جمله چين و روسيه سعي کردند تا برجام را به هر نحوي شده، نجات دهند. پائولو جنتيلوني نخست وزير ايتاليا در پي سخنان ترامپ مبني بر خروج آمريکا از برجام، در يک پيام توئيتري با حمايت از برجام، نوشت: توافق هسته اي بايد حفظ شود. اريکسون سوريده وزير امور خارجه نروژ هم با انتشار پيامي در توييتر با ابراز تاسف از تصميم رئيس‌ جمهوري آمريکا در خروج از برجام، از ايران و ديگر طرف‌هاي برجام خواست تا در اين توافق بمانند. همچنين کنايسل وزير امور خارجه اتريش نيز در واکنش به اقدام يکجانبه دولت آمريکا در خروج از توافق بين المللي برجام، حمايت خود را از توافق هسته اي اعلام کردند و تاکيد کرد که برجام نتيجه بخش بوده است. (2) در همين حال چارلز ميشل نخست وزير بلژيک هم ضمن ابراز تاسف عميق در مورد تصميم ترامپ به خارج کردن آمريکا از برجام گفت که خروج از توافق به معناي بي ثباتي بيشتر در غرب آسيا است. اتحاديه اروپا و شرکاي بين المللي اش بايد همچنان نسبت به برجام متعهد باشند و ايران نيز بايد به اجراي الزامات و تعهداتش در قبال توافق هسته اي ادامه دهد. از سوي ديگر؛ سران انگليس، آلمان و فرانسه در واکنش به تصميم سه شنبه شب دونالد ترامپ رئيس‌جمهوري آمريکا مبني بر خروج اين کشور از برجام، با انتشار بيانيه‌ اي، بر پايبندي خود به توافق هسته اي با ايران تأکيد کردند. (3)

 

در اين زمينه مقام معظم رهبري هفت شرط را براي باقي ماندن ايران در برجام را اعلام کردند. اين هفت شرط عبارتند از: اروپايي ها بايد " سکوت خود در برابر نقض برجام توسط آمريکا را جبران کنند. "، " قطعنامهاي عليه آمريکا در شوراي امنيت ببرند که آمريکا ناقض قطعنامهي 2231 است. "، " بحث موشکي و حضور جمهوري اسلامي در منطقه را مطرح نکنند. "، "با هر گونه تحريمي عليه جمهوري اسلامي مقابله کنند."، " نفت ايران به قدري که جمهوري اسلامي ميخواهد به فروش برسد. "، " بانک هاي اروپايي انتقال وجوه مربوط به تجارت با جمهوري اسلامي را انجام دهند. "

 

در اين زمينه مقام معظم رهبري هفت شرط را براي باقي ماندن ايران در برجام را اعلام کردند. اين هفت شرط عبارتند از: اروپايي ها بايد ” سکوت خود در برابر نقض برجام توسط آمريکا را جبران کنند. “، ” قطعنامه‌اي عليه آمريکا در شوراي امنيت ببرند که آمريکا ناقض قطعنامه‌ي 2231 است. “، ” بحث موشکي و حضور جمهوري اسلامي در منطقه را مطرح نکنند. “،  “با هر گونه تحريمي عليه جمهوري اسلامي مقابله کنند.”، ” نفت ايران به قدري که جمهوري اسلامي ميخواهد به فروش برسد. “، ” بانک هاي اروپايي انتقال وجوه مربوط به تجارت با جمهوري اسلامي را انجام دهند. ” (4)

در اين راستا، مذاکرات ايران و 1+4 درباره سرنوشت برجام پس از خروج آمريکا در وين اتريش برگزار شد و با صدور يک بيانيه 10 بندي به کار خود پايان داد. بند هشتم اين بيانيه به مسائل اقتصادي پرداخته و در آن آمده است؛ اعضاي برجام بر تعهد خود در رابطه با موارد زير، با حسن نيت و در يک فضاي سازنده، تاکيد کردند: – حفظ و ارتقاء روابط گسترده تر اقتصادي در حوزه‌هاي مختلف با ايران؛ – حفظ و استمرار کانال‌هاي موثر مالي براي تعامل با ايران؛ – تداوم صادرات نفت و ميعانات گازي، محصولات نفتي و پتروشيمي؛ – تداوم روابط حمل و نقل دريايي (از جمله کشتيراني و بيمه)، زميني، هوايي و ريلي – تقويت پوشش‌هاي اعتبار صادراتي – حمايت روشن و موثر از کنشگران اقتصادي که با ايران تجارت مي‌کنند، به‌ويژه شرکت‌هاي کوچک و متوسط که شاکله اصلي بسياري از اقتصادها محسوب مي‌شوند؛ – تشويق سرمايه‌گذاري‌هاي بيشتردر ايران؛ – حمايت از کنشگران اقتصادي در سرمايه‌گذاري‌ها و ديگر فعاليت‌هاي تجاري و مالي که با، يا در رابطه با، ايران انجام مي‌دهند؛ – گرد هم آوردن کارشناسان بخش دولتي و خصوصي، از جمله از طريق تقويت شوراهاي تجاري؛ – حمايت عملي از تجارت و سرمايه‌گذاري در ايران؛ – حمايت از شرکت‌ها در برابر آثار فراسرزميني تحريم‌هاي ايالات متحده؛ اعضاي برجام مورد اقدامِ اتحاديه اروپا به منظور حمايت از شرکت‌هاي دول عضو اتحاديه، فرايند به روز رساني قانون انسداد و به روز ‌رساني مجوز اعطاي وام‌هاي خارجي توسط بانک سرمايه‌گذاري اروپا به ايران را مورد توجه قرار دادند. اعضاي برجام مستقيما به صورت دوجانبه و از طريق همکاري با شرکاي بين‌المللي بر روي موضوعات فوق‌الذکر کار خواهند کرد تا آنها را تشويق به اتخاذ سياست‌ها و ايجاد مکانيزم‌هاي مشابه در روابط اقتصادي با ايران نمايند. (5)

 اهداف اروپايي‌ها از ارائه بسته پيشنهادي به ايران

در اين ميان در مورد علت اصلي واکنش هاي اروپايي ها در مقابل دولت کنوني آمريکا به دلايل متفاوتي اشاره مي شود که برخي از آنها عبارتند از:

اولين و مهمترين ريشه اين اختلاف به دو مدل و دو الگويي که اروپا و آمريکا براي مديريت بحران ها و چالشهاي بين المللي به طور کلي و در رابطه با جمهوري اسلامي ايران به طور خاص دارند، بر مي گردد. اروپايي ها برجام را بيش از هرچيز دستاوردي اروپايي مي دانند که در چارچوب الگوي تجويزي اروپايي ها براي مديريت بحران ها، يعني ديپلماسي اجبار و راهبرد کلان اين اتحاديه در رابطه جمهوري اسلامي ايران که عبارت است از ترجيح سياست تعامل بر سياست مهار، تحقق يافته و بايد از آن پاسداري شود. به ميزاني که نظم بين المللي به اين سمت سوق پيدا کند و الگوي اروپايي براي مديريت بحران ها بيشتر مورد پذيرش قرار گيرد، امکان کنش گري و نقش آفريني آنها نيز افزايش پيدا مي کند. اما حاکم شدن يکجانبه گرايي آمريکايي که ترامپ امروز بدنبال آن است، نه تنها نقش آفريني اروپا را محدود و بي اثر خواهد کرد بلکه اعتماد و اعتبار اين اتحاديه را نزد کشورهايي مانند ايران در صورت لغو توافق از بين خواهد بُرد. (6)

علت ديگر اختلاف اروپايي ها و آمريکايي ها به دلايل اقتصادي برمي گردد. اروپايي ها بيش از هر کشور ديگري براي حضور در ايران تمايل و فرصت داشتند. در سال 2006 بيش از 35 درصد کل واردات ايران از اتحاديه اروپا بوده است. اما مطرح شدن مساله هسته اي ايران حجم روابط اقتصادي اروپا با ايران را کاهش داد به طوري که اين رقم در سال 2014 به 18 درصد رسيد. توافق هسته ايران و لغو تحريم هاي مربوط به برنامه هسته اي بار ديگر به اتحاديه اروپا امکان داده است که با اشتياق و قدرت بيشتري وارد بازار ايران شده و از مزاياي آن بهره مند شود. بنابراين کشورهاي اروپايي نمي خواهند که اين بازار مناسب را از دست بدهند. اين در حالي است که آمريکا منافع اقتصادي چنداني در رابطه با ايران ندارد که لغو برجام به آن صدمه بزند. همچنين موضوع ديگر که به ويژه در سالهاي اخير در رابطه با برجام اهميت يافته است، لابي شديد اعراب و رژيم صهيونيستي در آمريکا بر ضد جمهوري اسلامي ايران و مشخصا توافق هسته اي است. اين لابي ها در اروپا حضور کمرنگ تري دارند و از امکان تاثيرگذاري کمتري در رابطه با ايران برخوردار هستند اما در آمريکا حضور پررنگ و گسترده اي دارند و در چند سال اخير ضمن اتحاد اعراب و رژيم صهيونيستي براي لابي گري عليه توافق هسته اي، هم دولت و هم مردم آمريکا هدف تبليغات گسترده اين لابي ها بر ضد برجام قرار گرفته اند. (7) اما به نظر مي رسد به غير از اين مسائل، عوامل ديگري مانند مسائل امنيتي، حيثيتي و مقابله به نقش تخريبي آمريکا در سطح جهان نيز در تلاش اروپايي ها براي نجات برجام نقش داشته باشند.

 

توافق هسته ايران و لغو تحريم هاي مربوط به برنامه هسته اي بار ديگر به اتحاديه اروپا امکان داده است که با اشتياق و قدرت بيشتري وارد بازار ايران شده و از مزاياي آن بهره مند شود. بنابراين کشورهاي اروپايي نمي خواهند که اين بازار مناسب را از دست بدهند.

 

کاستي هاي بسته پيشنهادي اروپا

در اين راستا بود که موگريني شرايط برجام بعد از خروج آمريکا را به «خويشاوندي در اتاق مراقبت هاي ويژه» تشبيه کرد. وي گفت: «بايد بگويم که گويي يکي از اقوام ما در بخش مراقبت هاي ويژه است و همه ما مي خواهيم در اسرع وقت او را از بخش مراقبت هاي ويژه خارج کنيم». هم ايران و اروپايي ها مي دانند که وضعيت دشواري وجود دارد. اروپايي ها ابتدا بعد از خروج امريکا از برجام با درک اين که شرايط دشوار است، به دنبال اين هستند که کاري کنند که منافع خودشان و ايران در توافق هسته اي حفظ شود. به همين دليل اعضاي اتحاديه اروپا در تاريخ 26 ارديبهشت درباره «قوانين مسدودساز» که ساز و کاري براي مقابله با تحريم هاي فراسرزميني آمريکا هستند، گفت وگو کردند. در دهه 90 ميلادي اروپايي ها با اين قوانين توانستند مانع از اثرگذاري قانون داماتو شوند. قانون داماتو به دنبال اين بود که شرکت هاي خارجي را از صنعت نفت ايران دور کند؛ اما در سال هاي متعاقب اين قانون، شرکت هاي نفتي اروپايي نظير توتال و اني، سرمايه گذاري هاي قابل توجهي در ايران انجام دادند. (8)

 با وجود اين، در حال حاضر آرايش تحريم‌هاي آمريکا و ميزان نفوذ نظام مالي اين کشور به نحوي تغيير کرده که قوانين مسدودساز اثري غير از يک بيانيه سياسي و ابزاري براي هشداردهي نخواهند داشت. سال 1996، قوانين کنگره آمريکا به نحوي تنظيم شده بود که رئيس‌جمهور اين کشور را به اِعمال تحريم‌هايي عمدتاً خفيف عليه شرکت‌هايي که با ايران تجارت مي‌کردند، ملزم مي‌کرد.  اما آن تحريم‌ها به قدري خفيف بودند که هر شرکت خارجي به راحتي مي‌توانست آن را در برابر مزاياي تجارت با ايران ناديده بگيرد. اين معادله، اما در سال 2010 تغيير کرد: در آن سال، کنگره قانوني را به تصويب رساند که بزرگترين نقطه قوت آمريکا، يعني سيطره اين کشور بر مبادلات مالي دنيا را به عنوان اهرم فشار عليه تجارت با ايران به کار مي‌گرفت. در «قانون جامع تحريم‌ها، پاسخگويي و عدم سرمايه‌گذاري ايران 2010» کنگره آمريکا براي اولين بار مقرراتي براي مجازات طرف‌‌هاي ثالثي در نظر مي‌گرفت که با نهادهاي مالي تحت تحريم ايران مراوده مي‌کردند. اين قانون اعلام مي‌کرد هر بانک خارجي که روابط کارگزار بانکي خود با يک بانک تحريم‌شده ايراني را حفظ کند، روابط بانکي خود با ايالات متحده را در معرض خطر قرار مي‌دهد. مقررات مسدودساز اروپا شايد بتوانند از شرکت‌ها در برابر جريمه‌هاي آمريکا جلوگيري کند، اما تواني براي محافظت از بانک‌هاي اروپايي در برابر امکان قطع دسترسي به نظام مالي آمريکا نخواهد داشت. بنابراين، به نظر مي‌رسد اين بار براي اروپايي‌ها اين مضرات ناديده گرفتن تحريم‌هاي آمريکا است که پررنگ‌تر و زنده‌تر از مزاياي تجارت با ايران به چشم مي‌آيند. (9) در واقع تنها چيزي که ممکن است تحريم آمريکا را در اروپا بي‌اثر کند، ايجاد يک اکوسيستم حجيم غيرآمريکايي در اروپاست (بدون يورو و دلار، بدون نظارت  SEC، بدون نياز به بخش مرتبط با آمريکاي اقتصاد اروپا و بدون هيچ رابطه‌اي با شرکتهاي فعلي بزرگ اروپايي) که در کوتاه‌مدت بعيد و در بلندمدت بسيار سخت است. به نحو معناداري اگر اروپا امروز شروع کند در نسل بعد ممکن است چنين قوانين مسدودسازي کارايي داشته باشد. (10) به همين دليل احتمالا مقابله با تحريم‌هاي آمريکا به آن نحو که مد نظر مقام معظم رهبري است چندان برآورده نخواهد شد.

تضمين تجارت با ايران از سوي بانک‌هاي اروپايي مورد ديگري است که شايد اروپا در بسته پيشنهادي چندان از عهده آن برنيايد. بر اساس تحريم هاي جديد آمريکا بانک ها و شرکت هاي بيمه اي که هرگونه ارتباطي با آمريکا داشته باشند، در صورت همکاري با ايران بايد انتظار بدترين مجازات ها را داشته باشند. حتي موسسات مالي اي که نقل و انتقال پول نفت ايران به اروپا و آسيا را تسهيل مي کنند نيز ممکن است با تهديد مجازات هاي آمريکا مواجه شوند. (11) براي مثال بانک سرمايه‌گذاري اروپا که اتحاديه اروپا از آن به عنوان ابزاري براي تجارت با ايران معرفي کرده است، اعلام کرده است که نمي تواند تحريم هاي آمريکايي را ناديده بگيرد و با طرح اتحاديه اروپا براي فعاليت در ايران مخالفت کرد. هدف اتحاديه اروپا از اين طرح، حفاظت از سرمايه‌گذاري‌هاي اروپايي در ايران و حفظ برجام در برابر از سرگيري تحريم‌هاي آمريکا است. اما با وجود نقش سياسي بانک سرمايه گذاري اروپا، اين بانک اعلام کرده است که «راه حلي» براي تحقق قول هاي کشورهاي اروپايي براي حفظ برجام وجود ندارد. سخنگوي بانک سرمايه‌گذاري اروپا به خبرگزاري رويترز گفت: اين بانک ابزار مناسبي براي اين هدف نيست. مدل کسب و کار بانک اين اجازه را نمي دهد که تحريم هاي آمريکا عليه ايران را ناديده بگيرد. (12) به همين دليل بانک هاي مرکزي اروپايي عميقا در شک و ترديد هستند. آن ها مي ترسند که وارد يک توافقي شوند که مي تواند آن ها را در عمليات پولشويي و يا حتي کمک به تأمين مالي تروريسم دخيل نمايد. (13)

ارائه قطعنامه عليه آمريکا در شوراي امنيت سازمان ملل از سوي کشورهاي اروپايي مورد ديگري است که به نظر مي رسد در بسته پيشنهادي از عهده اروپا برنخواهد آمد. چرا که آمريکا عضو اصلي شوراي امنيت محسوب مي شود و طبيعي است که در صورت هر نوع اقدامي در اين زمينه با وتوي آمريکا مواجه خواهد شد. هر چند شايد يکي از اهداف ايران در اين زمينه مطرح شدن قطعنامه اي در شوراي امنيت بر عليه آمريکا است تا به اين طريق اولا صداقت اروپايي ها براي ايران مشخص شود و ثانيا اقدامات آمريکا در زمينه زير پا نهادن حقوق مسلم ايران به گوش کليه جهانيان برسد. اما همين امر نيز احتمالا از سوي اروپايي ها اجرا نخواهد شد. در اين زمينه گرت پورتر مورخ و روزنامه‌نگار تحقيقي آمريکايي در رابطه با آينده برجام، گفته است که «فکر مي‌کنم بايد منتظر ماند و ديد آيا اروپا در برابر واشنگتن سر تعظيم فرود خواهد آورد يا خير. البته اين اتفاق احتمالا رخ خواهد داد؛ چراکه آمريکا از همه قدرت خود براي تحت اختيار درآوردن اعضاي اروپايي برجام (انگليس، فرانسه، آلمان) استفاده خواهد کرد تا با آمريکا در راستاي اصلاح برجام همکاري کند. اين قدرت البته شامل آن است که اگر اروپايي‌ها با واشنگتن در اين زمينه همراهي نکنند و به تجارت خود با ايران ادامه دهند که البته در برجام بر آن تاکيد شده است، در آن صورت آمريکا دسترسي مالي آن‌ها را به موسسات و نهادهاي ملي خود قطع خواهد کرد و اين يک اهرم فشاري است که آمريکا نسبت به اروپا در اختيار دارد.« (14)

سرانجام موضع اروپا جهت تلاش براي افزودن ممنوعيت موشکي به برجام از عوامل ديگري است که باعث مي شود، ايرانيان نسبت به بسته پيشنهادي اروپا با شک و ترديد بنگرند. گفته مي شود اروپايي‌ها روي سه اصلاحيه کليدي با هم توافق کرده‌اند که عبارتند از: الزام مذاکره مجدد بر سر محدوديت‌هاي انجام آزمايش موشکي در ايران، تضمين دسترسي بدون محدوديت بازرسان به تاسيسات نظامي ايران و تمديد تاريخ انقضاي محدوديت‌هاي تعيين شده در توافق هسته‌اي پس از سال 2030 که مانع از سرگيري توليد سوخت هسته‌اي توسط ايران مي‌شود. (15) همه اين موارد عواملي هستند که مي توانند روح موجود در بسته پيشنهادي اروپا را تحت تاثير قرار دهند و منجر به بدبيني مسئولين دولت ايران گردند.

 

هدف اتحاديه اروپا از اين طرح، حفاظت از سرمايهگذاريهاي اروپايي در ايران و حفظ برجام در برابر از سرگيري تحريمهاي آمريکا است. اما با وجود نقش سياسي بانک سرمايه گذاري اروپا، اين بانک اعلام کرده است که «راه حلي» براي تحقق قول هاي کشورهاي اروپايي براي حفظ برجام وجود ندارد.

 

نواقص اشاره شده در بسته پيشنهادي اروپا مواردي است که اتحاديه اروپا بايد سعي کند تا آنها را به گونه اي رفع کند که بتواند از حقوق ايران در برجام محافظت کند. در اين راستا اروپا اولا بايد آماده پذيرش هزينه در مقابل اقدامات مخرب آمريکا باشد. همچنين اروپا نبايد به بحث موشکي ايران که خط قرمز ايران محسوب مي شود، ورود پيدا کند. محکوم کردن آمريکا از سوي اروپا در مجامع جهاني- به منظور افشاي خوي استکباري اين رژيم- مورد ديگري است که مي تواند اعتماد ايرانيان به اروپا را افزايش دهد. سرانجام تضمين فروش نفت ايران و دسترسي به نظام بانکي مورد ديگري است که اروپا بايد در مورد آن تضمين دهد. چرا که بديهي است که در صورت عدم دسترسي به ارز حاصل از فروش نفت، ايران نمي تواند از هيچ يک از مزاياي برجام برخوردار شود، و دليلي براي باقي ماندن در آن نخواهد داشت.

 پاسخ هاي موجود براي ايران در صورت عدم انجام اقدام مناسب از سوي اروپايي‌ها

حال مساله مهم اين است که با توجه به نواقص اشاره شده در بالا  واکنش ايران در صورت عدم انجام اقدام مناسب از سوي اروپايي‌ها چه بايد باشد؟ روشن است که تصميم اروپا در ارائه چنين بسته‌اي نيازمند تعهد ايران به ماندن در برجام خواهد بود. ايران از يک طرف پايبند تعهدات برجام بوده و از طرف ديگر اروپايي ها نسبت به عدم پايبند بودن ايران به تعهدات خود نگران هستند به طوري که يکي از مقامات فرانسوي در اين باره گفته است که بحران هسته‌اي در سال 2003 و به دليل نگراني از فعاليت‌هاي ايران آغاز شد. اگر ايران اين برنامه را از سر بگيرد، ما به خانه اول باز خواهيم گشت و هيچ گزينه‌اي جز اين نخواهيم داشت که با آمريکا در اعمال حداکثر فشار به ايران همراه شويم. (16) اما، ايران در حال حاضر سعي دارد تا با استفاده از ديپلماسي و مذاکره به اهداف خود در زمينه حفظ برجام و يا حداقل، منافع اصلي خود دست يابد.

ثانياً، ايران بايد سعي کند تا روابط اقتصادي و سياسي خود را با کشورهاي منطقه و شرق گسترش دهد. چين، روسيه، هند و ترکيه از جمله کشورهايي هستند که ايران مي تواند از طريق آنان بخشي از تحريم هاي غرب را دور بزند. ترکيه کشوري است که به گفته رييس جمهور آن براي گرم کردن شهروندان خود در فصل زمستان به گاز ايران نياز دارد. روسيه نيز کشوري است که به منظور مقابله با اقدامات غرب بر عليه منافع خود در منطقه  به کمک ايران نياز دارد. چين نيز  به عنوان يک اقتصاد بزرگ جهاني، نياز به نفت غرب آسيا و ايران دارد.

ثالثاً، اينکه ايران مي تواند از طريق بازگشت به غني سازي اتمي بر روي اروپا و کشورهاي منطقه فشار آورد تا از منزوي کردن ايران بپرهيزند. همانطور که مي دانيم برجام تعهداتي را براي دوطرف ايراني و 1+5 ايجاد کرده بود. حال در صورتي که طرف اروپايي و آمريکايي از تعهدات خود سرباز زنند و يا اينکه بسته پيشنهادي اروپايي نتواند خواست هاي طرف ايراني را جامه عمل بپوشاند، در آن صورت نيازي به تعهد يک طرفه ايران نخواهد بود، چرا که چنين امري به عنوان نوعي خود تحريمي محسوب خواهد شد. از سوي ديگر در صورتي که ايران غني سازي هسته اي را از سر بگيرد در آن صورت برخي از کشورهاي منطقه اي از پيشرفت هاي هسته اي ايران احساس خطر خواهند کرد و ممکن است مجبور شوند دوباره به پاي مذاکره بازگردند.

جمع بندي

با خروج ترامپ از برجام، اروپايي ها خواهان ماندن ايران در برجام هستند و از سوي ديگر، از برجام منهاي آمريکا حمايت کرده اند و مواضع مختلفي در مورد روشهاي انسداد تحريم هاي آمريکا و تشويق شرکتهاي اروپايي براي ماندن در ايران داشته اند. شايد هيچ پيشامدي مانند خروج يک‌جانبه آمريکا از برجام نمي‌توانست اروپايي‌ها را بر سر دوراهي انتخاب يکي از دو گزينه «پيروي از آمريکا» يا «استقلال از آمريکا» قرار دهد. سران اروپا که رفتار خود در مقابل برجام را منتهي به يکي از دو گزينه پيش‌گفته مي‌بينند در تلاش‌اند تا براي حفظ استقلال خود از آمريکا حداقل در ظاهر راهي را براي نحوه مواجهه با توافق هسته‌اي بيابند. (17) بر همين اساس، بسته اي که ارائه مي دهند، در عين غيرشفاف بودن، ناقص است. در مقابل اولاً ايران بايد سعي کند تا با استفاده از ديپلماسي مذاکره به اهداف خود در زمينه حفظ برجام و يا حداقل، منافع اصلي خود دست يابد تا بدين طريق از ايجاد اجماع جهاني بر عليه ايران که يکي از اهداف اصلي آمريکايي ها و مخصوصا رژيم سعودي و رژيم صهيونيستي است، جلوگيري شود. دوماً ايران بايد سعي کند تا روابط اقتصادي و سياسي خود را با کشورهاي منطقه و شرق گسترش دهد. سوماً، ايران مي تواند از طريق بازگشت به غني سازي اتمي بر روي اروپا و کشورهاي منطقه فشار آورد تا از منزوي کردن ايران بپرهيزند. که به عنوان آخرين راه حل ممکن است مورد پيشنهاد قرار گيرد. 


منابع و پی نوشت ها

1-سالار نامدار وندايي «ترامپ تشنه مذاکره و توافق؛ چه بايد کرد؟»، انديشکده راهبردي تبيين، شناسه خبر: 27262، 17 مرداد 1397، قابل بازيابي در پيوند زير:

http://tabyincenter.ir/27262/

2-واکنش کشورهاي اروپايي به تصميم ترامپ براي خروج آمريکا از برجام»، 9 ارديبهشت 1397، قابل بازيابي در ژيوند زير:

http://parstoday.com/fa/europe-i132930

3-» ترامپ غرب آسيا را به بي ثباتي سوق مي دهد»، خبرگزاري جمهوري اسلامي، کد خبر:

82909541، 19 ارديبهشت 1397، قابل بازيابي در پيوند زير:

http://www.irna.ir/fa/News/82909541

4-بيانات مقام معظم رهبري (مدظله العالي)، در ديدار سران قوا و جمعي از مسئولان و کارگزاران نظام، 03/03/1397.

5-« پنج نکته درباره بسته پيشنهادي اروپايي ها»، جامعه خبري تحليلي الف، 21 تير 1397، قابل بازيابي در پيوند زير:

https://www.alef.ir/news/3970421026.html

6-عزيزالله حاتم زاده (بي تا). «دلايل و دورنماي اختلاف اروپا و آمريکا درباره برجام»، موسسه ابرار معاصر تهران، قابل بازيابي در پيوند زير:

http://www.tisri.org/default-2538.aspx

7-عزيز الله حاتم زاده، همان.

8-« بسته پيشنهادي اروپايي ها براي نجات برجام»، وب سايت تحليلي خبري مخبر، 26 ارديبهشت 1397، قابل بازيابي در پيوند زير:

http://www.mokhbernews.ir/Home/ShowNewsInfo/5238446

9-« آيا «قوانين مسدودساز» اروپا تضمين عملي به ايران محسوب مي‌شود؟»، خبرگزاري فارس، 29 ارديبهشت 1397، قابل بازيابي در پيوند زير:

https://www.farsnews.com/news/13970218001189/

10-«قوانين مسدودساز اروپا با تحريم‌هاي اصلي آمريکا درگير نمي‌شود(خبر ويژه)»، خبرگزاري کيهان، کدخبر:132766، 28 ارديبهشت 1397 قابل بازيابي در پيوند زير:

http://kayhan.ir/fa/news/132766

11-« نظر بانک‌هاي بزرگ جهان در مورد تاثير بازگشت تحريم‌هاي ايران»، خبرگزاري تسنيم، 19 فروردين 1397، قابل بازيابي در پيوند زير:

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/01/19/1695386/

12-« بانک سرمايه‌گذاري اروپا: نمي توان تحريم هاي آمريکايي عليه ايران را ناديده گرفت»، 16 خرداد 1397، قابل بازيابي در پيوند زير:

http://fa.euronews.com/2018/06/06/european-investment-bank-cannot-ignore-american-sanctions-not-accept-to-work-iran

13-حسين عطااللهي، «عدم همکاري بانک هاي مرکزي اروپا با ايران در انجام مبادلات بين المللي»، پايگاه مقاومتي نيوز، شناسه خبر: 56405، 9 خرداد 1397، قابل بازيابي در پيوند زير:

http://moqavemati.net/56405/

14-« اروپا در موضوع برجام راه آمريکا را خواهد رفت»، وبسايت با اقتصاد، کد خبر: 8217، 12 اسفند 1396، قابل بازيابي در پيوند زير:

http://www.baeghtesad.com/

15-« نيويورک تايمز: اروپا به دنبال افزودن ممنوعيت موشکي به برجام است»، اسفند ماه 1396، قابل بازيابي در پيوند زير:

http://fa.euronews.com/2018/02/26/new-york-times-eu-to-create-new-deal-with-iran-on-missile-ban

16-«پيشنهاد دو بسته سياستي به اروپا براي حفظ ايران در برجام در صورت خروج آمريکا»، کدخبر: 796468، 16 ارديبهشت 1397، قابل بازيابي در پيوند زير:

http://www.tabnak.ir/fa/news/796468

17-محمودرضا رهبر قاضي «برجام و آزمون استقلال؛ بررسي گزينه هاي پيش روي اروپا»، انديشکده راهبردي تبيين، شناسه خبر: 26516، 19 خرداد 1397، قابل بازيابي در ژپيوند زير:

http://tabyincenter.ir/26516/

 

 

 

ارسال دیدگاه