بررسی تحرکات عربستان جهت افزایش نفوذ در افغانستان

تحرکات عربستان جهت افزایش نفوذ در افغانستان طی سال های اخیر، با هدف گسترش نفوذ عقیدتی و سیاسی ریاض در کابل، موجب گسترش افراطیت سلفی، بروز حوداث تروریستی فرقه ای و گسترش بی ثباتی در افغانستان شده است.

اندیشکده راهبردی تبیین- جايگاه مهم افغانستان در سياست هاي عربستان به دليل وجود متغيرهايي نظير لزوم مقابله با اشغال افغانستان توسط شوروي، وقوع جنگهاي داخلي، ظهور رژيم طالبان، حمله امريکا به افغانستان و…، همواره وجود داشته است. سعودي در زمان دولت حامد کرزاي و نيز اشرف غني کماکان درصدد افزايش نفوذ در افغانستان بوده است. هدف نوشتار حاضر اين است که ضمن بررسي تحرکات عربستان جهت افزايش نفوذ در افغانستان، به پيامدهاي اين موضوع براي افغانستان و ايران نيز بپردازد.

 

1-تحرکات عربستان جهت افزايش نفوذ در افغانستان

تحرکات عربستان جهت افزايش نفوذ در افغانستان را مي توان در قالب استفاده از ابزارهاي نرم (حضور عربستان در فرآيند صلح با طالبان، برگزاري کنفرانس علماء اسلامي در عربستان، فعاليت تبليغي از طريق مدارس و مراکز ديني، رسانه ها و مبلغان وهابي) و ابزارهاي سخت (حمايت از گروه هاي راديکال و تروريستي) تقسيم کرد. در ابتدا به تبيين استفاده سعودي از ابزارهاي نرم جهت افزايش نفوذ در افغانستان مي پردازيم.

 

عربستان در پي برتري پشتون هاي سني مذهب در مقايسه با ساير اقوام، حمايت از سياستمداران همسو با سعودي، مقابله با حضور ايران در افغانستان، گسترش نفوذ ايدئولوژيکي، سياسي و فرهنگي در آسياي مرکزي است که حضور داعش در افغانستان مي تواند در تأمين اهداف سعودي مؤثر واقع شود.

 

1-1-حضور عربستان در فرآيند صلح با طالبان

مقامات رسمي افغانستان بارها از مقامات سعودي خواستار ميانجيگري در مذاکرات صلح ميان طالبان و دولت کابل شده اند. عربستان نيز با هدف گسترش نفوذ خود در عرصه سياست داخلي افغانستان، پاسخ مثبت به اين درخواست داده است. به عنوان مثال، در سال 2008 و پس از درخواست دولت کرزاي از عربستان، هيئت طالبان با نمايندگان دولت و مجلس افغانستان در شهر مکه با يکديگر ديدار کردند. مقامات عربستان، جزئيات چنداني از اين جلسات ارائه ننمودند. حامد کرزاي مجدداً زماني که امريکا اعلام کرد قصد خروج از افغانستان را در سال 2014 دارد، از عربستان درخواست ميانجي گري ميان دولت کابل و طالبان را مطرح نمود. در دولت وحدت ملي نيز شخص اشرف غني از سعودي درخواست حمايت از روند صلح با طالبان را مطرح کرده است. مي توان گفت، رياض از مشارکت در فرآيند مذاکرات صلح طالبان با دولت افغانستان درصدد ايجاد وحدت در ميان جامعه سني مذهب افغانستان است. درحقيقت، عربستان مي خواهد از ادامه هرگونه جنگ و رقابت درون جامعه سني مذهب افغانستان جلوگيري کند و خود، به عنوان عامل وحدت بخش در اين کشور شناخته شود، چرا که رياض معتقد است هرگونه جنگ ميان اهل سنت (جنگ ميان طالبان سني مذهب با دولت مداران سني مذهب افغانستان)، درنهايت طبق منافع ايران است. اما تمايل و اقدامات عربستان جهت ميانجي گري ميان دولت کابل و طالبان به معناي موفقيت رياض در اين پروسه نيست، چراکه بايستي پيچيدگي، فقدان وحدت در ساختار فرماندهي طالبان را درخصوص فرآيند صلح با طالبان مدنظر قرار داد. به عنوان مثال، در مذاکرات سال 2008، بخش هايي از طالبان، نقش ميانجي گرايانه عربستان را نپذيرفتند و سياست هاي رياض بعد از 2001 را در مقايسه با دوران حمايت از طالبان در سال 1998 خائنانه ارزيابي نمودند .(1) اعتقادي که امروز هم در ميان بخشي از طالبان وجود دارد.

1-2- برگزاري نشست علماء اسلامي در عربستان

عربستان در راستاي سياست امريکا در تقسيم طالبان به طالبان خوب و بد، تلاش مي کند طيفي از اين گروه که تمايلي به مبارزه مسلحانه با نيروهاي امريکا در افغانستان ندارند را در قالب حزب سياسي سامان دهد. در راستاي همين سياست بود که سعودي ها با همکاري سازمان همکاري اسلامي اقدام به برگزاري نشستي با حضور علماي کشورهاي اسلامي به نام تحقق صلح و امنيت در افغانستان، بدون حضور نمايندگان طالبان در شهر جده نمودند. البته عربستان پيش از برگزاري اين اجلاس، در اقدامي قابل تأمل، طالبان را به عنوان “گروه تروريست مسلح” توصيف کرد ! (2)درحالي که سعودي، در دهه 1990 طالبان را به عنوان دولت قانوني افغانستان به رسميت شناخت و شاهزاده ترکي الفيصل بارها بر خودداري رسانه ها از زدن برچسپ تروريست به طالبان تأکيد کرده بود. هدف مقامات رياض از برگزاري اين نشست، افزايش فشار عقيدتي بر طالبان و زير سؤال بردن مشروعيت جنگ توسط طالبان بود. علماء حاضر در نشست، بر محکوميت همه نوع شورش و افراط گرايي در افغانستان تأکيد کردند و جهاد طالبان را فاقد مشروعيت دانستند .(3) موضوعي که البته از جانب طالبان رد شد و به عنوان توطئه امريکايي ها جهت تضعيف طالبان مورد خطاب قرار گرفت.

 

گسترش بي ثباتي مورد نظر عربستان در افغانستان موجب افزايش هزينه هاي همسايگان اين کشور، از جمله ايران مي شود که با توجه به حضور ايران در آنچه اشرف غني در حلقه اول سياست خارجي افغانستان و ضرورت ارتباط با آن مي خواند، چندان همخواني نخواهد داشت.

 

1-3- فعاليت هاي تبليغي از طريق مدارس و مراکز ديني، رسانه ها و مبلغان وهابي

1-3-1- مدارس ديني: مدارس ديني در افغانستان که از حمايت سعودي برخوردارند، به بستري براي جذب نيرو و عضو براي گروه هاي تروريستي تبديل شده اند. در همين ارتباط، حفيظ منصور، عضو مجلس ملي افغانستان در سال 2016 رسماً اعتراض خود را نسبت به فعاليت مخرب مدارس مذهبي افغانستان را اعلام کرد. او اظهار داشت جواناني که در کشور به فعاليتهاي تروريستي روي مي‏آورند، در مدارس ديني مورد تبليغ وهابيت و شست و شوي ذهني قرار مي گيرند .(4)

1-3-2- تأسيس مرکز ملک عبدالله: سعودي براي ساخت بزرگترين مرکز آموزش هاي اسلامي در افغانستان، قراردادي با کابل در سال1393امضا کرد. مرکز «ملک عبدالله» که طرح ساخت آن به زمان «ملک فهد» پادشاه سابق عربستان باز مي‌گردد، در تپه مرنجان واقع در جنوب شرق کابل است.

1-3-3- تأسيس دانشگاه اسلامي و کتابخانه: سومين دانشگاه اسلامي افغانستان از سوي عربستان در شهرک غازي امان‌الله خان استان ننگرهار درحال ساخت است. رياض اعلام کرد تمام دروس ديني در دانشگاه ننگرهار بايد به زبان‌ عربي ارائه شود .(5) تلاش عربستان براي نفوذ وهابيت در شرق افغانستان در حالي صورت مي گيرد که استان ننگرهار که محل ساخت اين دانشگاه است، خاستگاه داعش در اين کشور محسوب مي شود. سعودي در ادامه تلاش‌ها براي اعمال نفوذ در شرق افغانستان، کتابخانه‌ مجهزي را در مدرسه ديني «نجم‌المدارس» ولايت ننگرهار در بهمن 1395 تأسيس کرد.

1-3-4- تبليغ وهابيت از طريق رسانه ها و مبلغان: عربستان شبکه هاي فارسي زباني را جهت ترويج افکار وهابيت راه اندازي کرده است. با شروع فعاليت اين شبکه ها، کشورهاي فارسي زبان از جمله افغانستان، هدف اصلي اين پروژه تخريبي قرار گرفته اند. هم چنين، مبلغان وهابي در شهرهايي كه مسجد و مدرسه وجود ندارد فعاليت هاي تبليغي را پيگيري مي کنند؛ آنها به صورت حضوري، تحت عنوان احكام شريعت، مطالبي را پيرامون باورهاي وهابيت بيان  مي كنند. پس از بررسي ابزارهاي نرم عربستان جهت نفوذ در افغانستان، اکنون به تحليل استفاده از ابزارهاي سخت و نظامي مي پردازيم.

 

ايران همواره براي برقراري ثبات در افغانستان تلاش کرده است. بي ثباتي در افغانستان موجب گسترش ورود مهاجران افغان به ايران، تقويت گروه هاي ضد شيعه در افغانستان، ناامن شدن مرزهاي مشترک و نيز افزايش قاچاق مواد مخدر مي شود.

 

1-4-  ارتباط عربستان با گروه هاي راديکال و تروريستي در افغانستان

1-4-1- ارتباط عربستان با طالبان: ارتباط ميان طالبان و وهابيت مورد حمايت سعودي همواره وجود داشته است. مهم‌ترين برداشتي که از دين نزد طالبان وجود دارد طبق مکتب ديوبندي است که از ديرباز به‌سوي آموزه‌هاي وهابي کشيده شده است. عربستان قبل از حادثه 11 سپتامبر، به صورت رسمي از طالبان حمايت مي کرد، اما پس از حادثه 11 سپتامبر و اعلام قطع روابط سعودي با طالبان، باز هم شاهد ادامه روابط طرفين منتهي در قالب مخفيانه بوديم. به عنوان مثال، مقامات عالي رتبه طالبان تحت پوشش زيارت مذهبي به عربستان سفر کرده و ميليون ها دلار کمک هاي مالي براي طالبان تأمين مي نمودند .(6) اما از زماني که محمد بن سلمان به عنوان شاهزاده عربستان منصوب شد، پادشاهي سعودي جهت پيشبرد اهداف جاه طلبانه و نيز تطبيق سياست هاي خود با امريکا، از کشورهايي که حمايت مالي، کمک نظامي يا مشروعيت ديپلماتيک براي طالبان فراهم مي کنند (از جمله قطر) به شدت انتقاد مي نمايد. مشخص است که سعودي به دليل برخي نافرماني ها و اقداماتي که از جانب طالبان صورت گرفته، و نيز به دليل جلب نظر مساعد ترامپ درخصوص اقدامات هماهنگ شان در افغانستان و همچنين رقابت خود با قطر، موضع انتقادي در قبال بخشي از طالبان اخذ کرده اند.

1-4-2- ارتباط عربستان با داعش در افغانستان:سياستگذاران سعودي با توجه به آنچه حمايت قطر (و ايران) از طالبان مي نامند و نيز عدم تبعيت گروهي از طالبان جهت پيشبرد سياست هاي رياض در کابل، به اين نتيجه رسيدند که طالبان در زمان حاضر، شريک قابل اعتمادي براي عربستان نيست. بنابراين استفاده از داعش مورد توجه مقامات سعودي قرار گرفت. کارکرد اصلي داعش در افغانستان از نظر عربستان، تسهيل شرايط براي نفوذ ايدئولوژي وهابيت و سلفي گري و استفاده از ظرفيت فرقه گرايانه داعش عليه تشيع و ايران در قالب جنگ نيابتي در منطقه است. ايران رقيب عربستان، در افغانستان حضور دارد که بايستي حضورش طبق برنامه هاي امريکا و سعودي محدود و مشخص شود و داعش مي تواند وسيله مناسبي براي اين هدف باشد. درضمن، حمايت از انتقال داعش از شرق به شمال افغانستان و ناامن کردن اين مناطق به عنوان جغرافياي حضور غيرپشتون ها و نيز تلاش براي ورود و نفوذ در آسياي مرکزي از اين مناطق، از ديگر اهداف سعودي در اين زمينه مي باشد.

1-4-3- ارتباط عربستان با حزب اسلامي حکمتيار: ورود حکمتيار به صحنه سياسي افغانستان در سال گذشته با حمايت عربستان (به همراه امريکا و پاکستان) صورت گرفت. حکمتيار که تندترين مواضع را عليه ايران و تشيع اتخاذ کرده است، با گروه هاي افراطي در پاکستان و افغانستان در ارتباط است. هدف حاميان حکمتيارِ پشتون از ورود او به عرصه سياسي افغانستان، تلاش جهت ترغيب طالبان جهت مذاکره با دولت، برهم زدن توازن قوا ميان اقوام افغانستان و تضعيف نقش آنها براي انتخابات پارلماني و رياست جمهوري و نيز مقابله با نفوذ ايران در افغانستان است که در راستاي منافع سعودي مي باشد.

 

2- پيامدهاي افزايش نفوذ عربستان در افغانستان براي اين کشور

نفوذ عربستان در افغانستان، پيامدهايي براي اين کشور در پي خواهد داشت. به عنوان مثال، احداث مدارس، مساجد و نهادهاي مذهبي عربستان در افغانستان، ابعاد گسترش افراطيت سلفي در کشور را تقويت مي کند. اين در حالي است که افغان هاي جنگ زده و محروم، به بيمارستان‌ و جاده‌ و ساير زيرساختهاي عمراني بيشتري نياز دارند تا مراکز ديني تبليغي متعدد سعودي. با توجه به سابقه حمايت گسترده رياض از القاعده، طالبان، حزب اسلامي و…، قاعدتاً اين حمايت‌ها شامل ساير گروه هاي تروريستي در افغانستان نيز خواهد شد. در همين قالب است که داعش تحت حمايت عربستان (و ساير حاميانش) در افغانستان فعال مي شود. عربستان در پي برتري پشتون هاي سني مذهب در مقايسه با ساير اقوام، حمايت از سياستمداران همسو با سعودي، مقابله با حضور ايران در افغانستان، گسترش نفوذ ايدئولوژيکي، سياسي و فرهنگي در آسياي مرکزي است که حضور داعش در افغانستان مي تواند در تأمين اهداف سعودي مؤثر واقع شود. اما نتايج اين امر براي افغانستان باعث مي شود که صحنه داخلي کشور به عرصه اعتراض ساير اقوام درخصوص سهمشان در قدرت و نيز بروز حوداث تروريستي فرقه گرايي تبديل شود. داعش بر خلاف طالبان که مدعي جنگ با خارجي‌ها هستند، بيشتر حملات‌شان را بر اقليت‌هاي مذهبي در افغانستان متمرکز کرده ‌است. به همين دليل، خشونت‌هاي فرقه‌اي در قالب آدم‌ربايي‌ها و قتل‌ها که جامعه‌ي شيعه‌ي هزاره را مورد هدف قرار مي‌دهند، با حضور داعش افزايش يافته است. درضمن، نفوذ عربستان در افغانستان موجب گرديد که اشرف غني از سعودي در جنگ يمن، آنهم به اميد فشار عربستان بر طالبان و پاکستان جهت پيشبرد مذاکرات صلح با دولت کابل حمايت کند .(7) اعلام حمايت افغانستان از سعودي در جنگ يمن (به عنوان بزرگترين فاجعه انساني قرن)، زماني که پاکستان به عنوان متحد عربستان جهت جلوگيري از گسترش درگيريهاي فرقه اي در کشورش از مشارکت در آن سرباز زد، نکته اي قابل تأمل مي-باشد. گسترش بي ثباتي مورد نظر عربستان در افغانستان موجب افزايش هزينه هاي همسايگان اين کشور، از جمله ايران مي شود که با توجه به حضور ايران در آنچه اشرف غني در حلقه اول سياست خارجي افغانستان و ضرورت ارتباط با آن مي خواند، چندان همخواني نخواهد داشت. بايد در نظر داشت که افغانستان جهت توسعه بايد در ابتدا، به انسجام داخلي دست يافته و تکيه گاه خود را بر عناصر داخلي بنا نهد نه بر کمک هاي سياسي، نظامي، اقتصادي و مالي امريکا و عربستان و…؛ چرا که کشورهاي مذکور براي تأمين منافع خود اقدام به ارسال کمک به افغانستان مي نمايند که ضرورتاً به معناي در نظر گرفتن و تأمين منافع اين کشور نيست.

 

ايران براي مقابله با نتايج نامطلوب نفوذ عربستان در افغانستان به ايجاد و گسترش همگرايي منطقه‌اي اقدام نمايد. ايران بايستي ضمن تبيين خطرات ناشي از گسترش نفوذ عربستان در افغانستان براي هند، چين، روسيه که با هدف بي ثباتي و ناامني صورت مي پذيرد، بر ضرورت و همگرايي منطقه اي کشورهاي مذکور در اين رابطه تأکيد نمايد.

 

3- پيامدهاي  نفوذ عربستان در افغانستان براي ج.ا.ايران  و بايسته هاي سياست ورزي ايران

ج.ا.ايران همواره روابط حسنه اي با دولت و ملت افغانستان داشته است. روابط کابل با تهران نيز براي افغانستان عنصري مهم تلقي مي شود و مجاورت جغرافيايي، حضور صدها هزار مهاجر افغان در ايران، نياز افغانستان به تأمين سوخت و انرژي مورد نيازش از جانب ايران، تأثيرپذيري شيعيان افغانستان و برخي نخبگان اين کشور از ايران، پيشينه و اشتراکات فرهنگي و …، مزيد بر علت شده است. ايران همواره براي برقراري ثبات در افغانستان تلاش کرده است. بي ثباتي در افغانستان موجب گسترش ورود مهاجران افغان به ايران، تقويت گروه هاي ضد شيعه در افغانستان، ناامن شدن مرزهاي مشترک و نيز افزايش قاچاق مواد مخدر مي شود. با توجه به اينکه يکي از اهداف عربستان در افغانستان، گسترش ناامني در منطقه و محدودسازي نفوذ ايران در افغانستان از طريق حمايت از گروه هاي تروريستي است، اين موضوع منافع ايران را تهديد مي کند. عربستان به همراه امريکا مي خواهند افغانستان با اينکه خودش بي‌ثبات است، محيط پيراموني خود را هم بي‌ثبات ‌کند. قطعاً در چنين محيطي ايجاد داعش در افغانستان کاملاً در راستاي اين طرح مي باشد. اما داعش در افغانستان (برخلاف طالبان) آدرس مشخصي ندارد، نگاه فراافغانستاني دارند، از ايدئولوژي افراط‌گرايانه و همچنين از جهت‌گيري و ظرفيت‌هاي عملياتي عليه رقباي امريکا برخوردارند. درضمن، تلاش عربستان (و امريکا) براي پيشبرد مذاکرات صلح در افغانستان منهاي ايران، موجب مي شود که ايران به عنوان کشور تأثيرگذار در روند صلح افغانستان به عمداً کنار گذاشته شود و قاعدتاً منافعش نيز در نظر گرفته نشود. ضروري است که ايران براي مقابله با نتايج نامطلوب نفوذ عربستان در افغانستان به ايجاد و گسترش همگرايي منطقه‌اي اقدام نمايد. ايران بايستي ضمن تبيين خطرات ناشي از گسترش نفوذ عربستان در افغانستان براي هند، چين، روسيه که با هدف بي ثباتي و ناامني صورت مي پذيرد، بر ضرورت و همگرايي منطقه اي کشورهاي مذکور در اين رابطه تأکيد نمايد. به عنوان مثال، حضور داعش در افغانستان مي تواند به عنوان تهديد مشترک، مؤلفه همکاري ميان آنها باشد. همچنين، ايران به مانند گذشته بايستي با حمايت از دولت کابل، رابطه رسمي با دولت مرکزي را تقويت نمايد. مواضع و اقدامات رسمي ايران در خصوص وحدت ميان مسلمين، تقريب مذاهب، گسترش روابط با احزاب و گروه هاي غير  شيعه افغاني که اهل تسامح و تساهل مي باشند در قالب گسترده تر پيگيري گردد تا در مقابل سياست هاي تفرقه افکنانه سعودي به کار گرفته شود. استفاده از ظرفيت رسانه‌اي و فضاي مجازي در ساماندهي افکار عمومي از ديگر بايسته هاي سياست ورزي ايران در قبال نفوذ عربستان در افغانستان مي باشد.

 

نتيجه گيري

تحرکات عربستان جهت افزايش نفوذ در افغانستان طي سال هاي اخير، با هدف گسترش نفوذ عقيدتي و سياسي رياض در کابل صورت گرفته است. اقدامات عربستان عمدتاً در فاز ايدئولوژيک يعني حضور در فرآيند صلح با طالبان، برگزاري کنفرانس علماء اسلامي، فعاليت تبليغي از طريق مدارس و مراکز ديني، رسانه ها و مبلغان وهابي؛ و فاز نظامي درقالب حمايت از گروه هاي راديکال و تروريستي مي باشد که البته موجب گسترش افراطيت سلفي، بروز حوداث تروريستي فرقه  اي، گسترش بي ثباتي در افغانستان شده است. سعودي که اقدامات مذکور را در چارچوب گسترش نفوذ ايدئولوژيکي در افغانستان و آسياي مرکزي، پيشبرد سياست هاي امريکا در منطقه، مهار ايران و پيروزي در جنگ نيابتي عليه تهران در افغانستان صورت داده است، نمي تواند نتايج موردنظرش را با توجه به ارتباطات تاريخي، تمدني، فرهنگي ميان ايران و افغانستان در اين کشور کسب کند.


منابع و پی نوشت ها

1-Steinberg, Guido and Nils Woermer (2013), “Exploring Iran & Saudi Arabia’s Interests in Afghanistan & Pakistan: Stakeholders or Spoilers – A Zero Sum Game”, BARCELONA CENTRE FOR INTERNATIONAL AFFAIRS, at: https://www.swp-berlin.org/fileadmin/contents/products/fachpublikationen/Steinberg_Woermer_SaudiArabia_Interest_April2013.pdf.
2-Ramani,Samuel(September 07, 2017)” What’s Behind Saudi Arabia’s Turn Away From the Taliban”?,available: https://thediplomat.com/2017/09/whats-behind-saudi-arabias-turn-away-from-the-taliban/.
3-Bhadrakumar(10.07.2018),” Saudi Arabia and UAE Return to Afghanistan”,available: https://www.strategic-culture.org/news/2018/07/10/saudi-arabia-and-uae-return-afghanistan.html.

4-“ترویج وهابیت در افغانستان”، منتشر شده در 16 آذر 1395، قابل دسترس در:

https://af.sputniknews.com

5-Sawahel, Wagdy(15December 2017),”Iran, Saudi Arabia vie for influence over Afghan HE”,available: http://www.universityworldnews.com/article.php?story=20171212141208319.

6 – “مثلث کابل، واشنگتن، ریاض؛ دخالت عربستان در افغانستان بیشتر می‌شود؟”خبرگزاری الوقت، منتشر شده در 25آذر 1395،قابل دسترس در:

http://alwaght.com/fa/News

7- محمودی، زهرا، ” متغیرهای تاثیرگذار در همراهی افغانستان با عربستان علیه یمن”، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشر شده در 15 اردیبهشت 1394، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/11407.

ارسال دیدگاه