ارزیابی راهبردی جبهه‌های فعال مقاومت علیه رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی در دهه‌های گذشته با اتخاذ راهبردهای نظامی، امنیتی و سیاسی توانسته بود به ایجاد فضای امن در مرزهای پیرامون خود اقدام کند، اما با تقویت و شکل‌گیری محور مقاومت اسلامی، این فضای امن حیاتی به چالش کشیده شده است.

اندیشکده راهبردی تبیین – کنشگری فعال نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی پیرامون مرزهایش به‌ویژه جنوب لبنان، سوریه و نوار غزه نشان می‌دهد که میزان آسیب‌پذیری این رژیم از این مناطق بالا رفته، به‌گونه‌ای که ادبیات جنگ میان مقامات صهیونیستی افزایش یافته است. بخشی از این آسیب‌پذیری نظامی و امنیتی می‌تواند فعال شدن جبهه‌های متعدد برابر این رژیم باشد. از این‌رو این پرسش ایجاد می‌شود که چه ارزیابی راهبردی می‌توان از جبهه‌های فعال علیه رژیم صهیونیستی ارائه داد. پاسخی که می‌توان برای این پرسش ارائه داد این است که محور مقاومت بعد از فعال کردن جبهه‌های شمال و غزه، تلاش دارد جبهه جولان نیز فعال‌تر از گذشته شود و این وضعیت آسیب‌پذیری رژیم صهیونیستی را بیش‌ از پیش کرده است.

با نگاهی به مناطق پنج‌گانه شمال، جولان، کرانه باختری رود اردن، جنوب و غزه که رژیم صهیونیستی از آنها احساس تهدید می‌کند، به نظر می‌رسد اسرائیل توانسته با روندهای سیاسی، نظامی و امنیتی به‌ویژه اشغالگری و روند سازش با اردن و مصر منطقه جنوب را به کنترل و مدیریت نظامی و امنیتی خود درآورد و فضای حیاتی امنیتی را برای آن ایجاد کند. این رژیم همچنین توانسته با اشغالگری و سازش با تشکیلات خودگردان فلسطین در بعد نظامی تا حدودی به مدیریت و کنترل کرانه باختری رود اردن بپردازد ولی همچنان با چالش‌های جدی امنیتی در این منطقه روبرو است. چالش اساسی رژیم صهیونیستی مناطق شمال، جولان و غزه است که با توجه به تلاش‌های محور مقاومت تبدیل به سه جبهه عملیاتی علیه این رژیم شده است. از این‌رو می‌توان متغیرهای متعددی را برای ارزیابی راهبردی این جبهه‌ها استفاده کرد ولی چند متغیر همچون ژئوپلیتیک، روند سازش، جمعیت و ژئواستراتژی از قابلیت بیشتری در ارزیابی راهبردی این جبهه‌های فعال برخوردار است. گفتنی است هر یک از متغیرها به‌تنهایی بر ارزیابی میزان فعالیت جبهه‌ها علیه رژیم صهیونیستی کافی نیست، بلکه نگاه فراگیرتر به متغیرهای بیان شده، مبنای ارزیابی مناسب‌تری است.

 

چالش اساسی رژیم صهیونیستی مناطق شمال، جولان و غزه است که با توجه به تلاش‌های محور مقاومت تبدیل به سه جبهه عملیاتی علیه این رژیم شده است.

 

وضعیت راهبردی نیروهای مقاومت و رژیم صهیونیستی در جبهه غزه

با نگاهی به سطح و حجم تحولات در جبهه غزه، آن را می‌توان فعال‌ترین جبهه علیه رژیم صهیونیستی در میان جبهه‌های سه گانه دانست. در این بخش سعی می‌شود بر اساس متغیرهای تأثیرگذار بر امنیت رژیم صهیونیستی به تحلیل و بررسی وضعیت راهبردی نیروهای مقاومت و رژیم صهیونیستی در جبهه غزه پرداخته ‌شود:

1-ژئوپلیتیک محور مقاومت در جبهه غزه: تسلط گروه‌ها و جریانات محور مقاومت یا نزدیک به آن همچون جنبش حماس و جنبش جهاد اسلامی فلسطین بر عرصه سیاسی و جغرافیایی منطقه نوار غزه، موجب تقویت ژئوپلیتیک محور مقاومت در این جبهه شده است. در مقابل، رژیم صهیونیستی در تسلط و کنترل امنیتی و نظامی این منطقه دچار چالش جدی شده به‌طوری‌که بیشتر جنگ‌های تحمیل‌شده به این جبهه با هدف تغییر این ژئوپلیتیک بوده است.

2-ضعف جریان سازش در جبهه غزه: عدم ورود جریانات و گروه‌های حاکم بر نوار غزه به روند سازش، موجب ضعف جریان سازش در جبهه غزه شده به‌طوری‌که مردم و حاکمیت این منطقه، مقاومت را همچنان تنها راه برای احقاق حقوق خود می‌دانند. به دلیل جایگاه جبهه غزه در امنیت رژیم صهیونیستی، مقامات سیاسی و امنیتی این رژیم در تلاش هستند با کمک جریان سازش منطقه غرب آسیا همچون تشکیلات خودگردان فلسطین، مصر و برخی کشورهای عربی، با اتخاذ راهبردهای سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای، روند سازش را در این جبهه تقویت کنند.

 

ضعف عمق استراتژیک جبهه غزه به دلیل وسعت کم و همچنین شکل طویل سرزمینی زمینه‌ساز توانایی رژیم صهیونیستی برای اجرای راهبردهای نظامی همچون راهبرد چمن‌زنی نیروها و استعداد تسلیحاتی و همچنین توانایی کنترل و اشراف امنیتی را فراهم کرده است.

 

3-استعداد نیروی انسانی در جبهه غزه: جمعیت بالای نوار غزه محل مناسبی را برای شکل‌گیری، تقویت و پوشش مناسب هسته‌های مقاومت و همچنین تأمین نیروی انسانی محور مقاومت فراهم کرده به‌طوری‌که غزه در این حوزه نیازمند کمک بیرونی نیست. این موضوع برای رژیم صهیونیستی از دو بعد چالش‌آفرین شده است: نخست، استعداد نیروی انسانی مقاومت در جبهه غزه، بحران امنیتی و نظامی را برای رژیم صهیونیستی دائمی کرده و دوم امکان عملیات‌های گسترده را با توجه به تلفات بالای انسانی در ابعاد مختلف آن، سخت و غیرممکن می‌سازد. رژیم صهیونیستی برای جبران این واقعیت متوسل به سیاست غیرانسانی تحریم و محاصره نوار غزه شده است به‌طوری‌که مانع از شکل‌گیری یک روند مناسب برای ورود ابتدایی‌ترین ملزومات معیشتی و بهداشتی مردم به این منطقه می‌شود.

4-نقاط ضعف و قوت ژئواستراتژی جبهه غزه: جبهه غزه به دلیل دسترسی به دریایی مدیترانه و همچنین هم‌مرزی با صحرای سینای مصر و صحرای نقب، موقعیت ژئواستراتژی مناسبی برای مسائل پشتیبانی و لجستیکی دارد و همین موضوع زمینه تقویت روزافزون محور مقاومت به‌خصوص در اجرای برنامه‌های موشکی را در آن فراهم آورده است. در مقابل، ضعف عمق استراتژیک جبهه غزه به دلیل وسعت کم و همچنین شکل طویل سرزمینی زمینه‌ساز توانایی رژیم صهیونیستی برای اجرای راهبردهای نظامی همچون راهبرد چمن‌زنی نیروها و استعداد تسلیحاتی و همچنین توانایی کنترل و اشراف امنیتی را فراهم کرده است.

وضعیت راهبردی نیروهای مقاومت و رژیم صهیونیستی در جبهه شمال

جبهه شمال را اگرچه با ملاحظاتی نمی‌توان فعال‌ترین جبهه علیه رژیم صهیونیستی دانست ولی به دلیل سطح تأثیرگذاری آن در مقاومت ضد اسرائیلی می‌توان مؤثرترین جبهه علیه امنیت این رژیم دانست. در این بخش سعی می‌شود بر اساس متغیرهای تأثیرگذار بر امنیت رژیم صهیونیستی به تحلیل و بررسی وضعیت راهبردی نیروهای مقاومت و رژیم صهیونیستی در جبهه شمال پرداخت:

1-ژئوپلیتیک محور مقاومت در جبهه شمال: به دلیل حضور و نفوذ یکی از عناصر پرقدرت محور مقاومت یعنی جنبش حزب‌الله لبنان بر عرصه سیاسی و جغرافیایی جنوب لبنان، زمینه تقویت ژئوپلیتیک محور مقاومت در جبهه شمالی فراهم شده است. حزب‌الله با تحکیم قدرت امنیتی و نظامی خود در ابعاد مختلف از یک‌سو توانسته به چالشگر اصلی امنیت رژیم صهیونیستی تبدیل شود و از سوی دیگر موفق به ایجاد سطح بالایی از بازدارندگی در مقابل تحرکات امنیتی و نظامی این رژیم شده است. در مقابل رژیم صهیونیستی برای جبران ضعف خود در ژئوپلیتیک محور مقاومت در جبهه شمال اقدام به تقویت امنیتی و نظامی خود کرده است. از جانب سیاسی نیز رژیم صهیونیستی سعی دارد با استفاده از فضای سیاسی لبنان با مطرح کردن موضوع سلاح مقاومت، سطح کنشگری این جریان را کاهش دهد. این رژیم در تلاش است با استفاده از ظرفیت‌های سیاسی و بین‌المللی هم‌پیمانان بین‌المللی و همچنین ظرفیت سازمان‌های بین‌المللی با تحت‌فشار قرار دادن حزب‌الله و جریان مقاومت در جبهه شمالی و ایجاد رژیم‌های بین‌المللی کنترلی همچون استقرار نیروهای حافظ صلح در نوار مرزی میان لبنان و فلسطین اشغالی، سطح کنشگری ژئوپلیتیک محور مقاومت را تحت تأثیر قرار دهد.

 

جبهه شمال را اگرچه با ملاحظاتی نمی‌توان فعال‌ترین جبهه علیه رژیم صهیونیستی دانست ولی به دلیل سطح تأثیرگذاری آن در مقاومت ضد اسرائیلی می‌توان مؤثرترین جبهه علیه امنیت این رژیم دانست.

 

2-عدم چشم‌انداز سازش در جبهه شمال: عدم ورود و یا تصمیم به ورود دولت لبنان و همچنین جنبش حزب‌الله به روند سازش، چشم‌انداز سازش در جبهه شمالی برای رژیم صهیونیستی از بین برده به‌طوری‌که مردم و جریانات سیاسی این کشور اگرچه در امور مختلفی با یکدیگر اختلافاتی دارند ولی در موضوع مقاومت برابر رژیم صهیونیستی نسبتاً هم‌نظر هستند. به دلیل جایگاه جبهه شمال در امنیت رژیم صهیونیستی، مقامات سیاسی و امنیتی این رژیم در تلاش‌اند با اتخاذ راهبردهای سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای و همچنین تهدیدات نظامی مستمر، روند سازش را در این جبهه تقویت کنند ولی تاکنون موفقیتی کسب نکرده‌اند.

3-استعداد نیروی انسانی در جبهه شمال: جمعیت نسبتاً مناسب لبنان به‌ویژه در جنوب و شرق محل مناسبی را برای شکل‌گیری، تقویت و پوشش مناسب هسته‌های حزب‌الله و همچنین تأمین نیروی انسانی محور مقاومت فراهم کرده به‌طوری‌که از این ناحیه، محور مقاومت نه‌تنها نیازمند کمک بیرونی نیست بلکه در مواردی همچون بحران سوریه قابلیت کمک‌رسانی به سایر جبهه‌ها را دارد. در ضمن تراکم جمعیت صهیونیست‌ها در شمال فلسطین اشغالی و سواحل مدیترانه نزدیک به جبهه شمال، چالش امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی را دو چندان کرده است. در مقابل، رژیم صهیونیستی نیز با تقویت نظامی و امنیتی به‌خصوص رصد امنیتی و استخدام نیروهای جاسوس و نفوذی در جبهه شمال و همچنین حصارکشی در طول مرزها سعی در کنترل و مدیریت این استعداد نیروی انسانی دارد.

4-نقاط ضعف و قوت ژئواستراتژی جبهه شمال: جبهه شمال به دلیل دسترسی به دریایی مدیترانه، فرودگاه‌های بین‌المللی بیروت و دمشق و همچنین متصل بودن به کریدور زمینی پشتیبانی محور مقاومت شامل ایران، عراق، سوریه و لبنان از موقعیت ژئواستراتژی مناسبی برای امور تجهیز، پشتیبانی و لجستیکی نظامی و امنیتی برخوردار است و همین امر زمینه تقویت روزافزون محور مقاومت در اجرای برنامه‌های هوا و فضا به‌خصوص در حوزه موشکی و پهبادی را در آن فراهم آورده است. از سوی دیگر موقعیت جغرافیایی متنوع جبهه شمال یعنی ترکیبی از سرزمین‌های کوهستانی و ساحلی، زمینه اجرای عملیات‌های نامتقارن نظامی توسط رزمندگان حزب‌الله را سهل و در مقابل اجرای عملیات‌های متقارن توسط ارتش‌های کلاسیک همچون ارتش رژیم صهیونیستی را سخت کرده است. برای مثال می‌توان به موضوع تونل‌های حزب‌الله در جبهه شمالی اشاره کرد که سیستم های نظامی و امنیتی این رژیم را به چالش می‌کشد. در مقابل، ضعف عمق استراتژیک لبنان به دلیل وسعت کم و نزدیکی پایتخت این کشور به مرزهای فلسطین اشغالی، زمینه‌ساز توانایی رژیم صهیونیستی برای کنترل و اشراف امنیتی بر این منطقه است. با توجه به موارد فوق، صهیونیسته‌ها بیشتر به سمت ارعاب و تهدید نظامی و امنیتی پیش رفته‌اند؛ به‌طوری‌که همواره شاهد تهدیدات مقامات صهیونیست برای آغاز یک جنگ فراگیر و ویران‌کننده با لبنان و جنبش حزب‌الله هستیم.

 

در ضمن تراکم جمعیت صهیونیست‌ها در شمال فلسطین اشغالی و سواحل مدیترانه نزدیک به جبهه شمال، چالش امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی را دو چندان کرده است.

 

وضعیت راهبردی نیروهای مقاومت و رژیم صهیونیستی در جبهه جولان

جبهه جولان به دلیل جایگاه ویژه و همچنین نقش لولاگونه آن در محور مقاومت از اهمیت بالایی برخوردار است؛ به‌طوری‌که تسلط بر این منطقه ضمن متصل شدن جبهه شمال به منطقه کرانه باختری، رژیم صهیونیستی را در محاصره محور مقاومت قرار می‌دهد و در تحرک نظامی و امنیتی آن اختلال ایجاد می‌کند. در این بخش سعی می‌شود بر اساس متغیرهایی تأثیرگذار بر امنیت رژیم صهیونیستی به تحلیل و بررسی وضعیت راهبردی نیروهای مقاومت و رژیم صهیونیستی در جبهه جولان پرداخت:

1-ژئوپلیتیک محور مقاومت در جبهه جولان: در شرایط کنونی تسلط دولت سوریه و همچنین برخی از نیروهای مقاومت بر مناطق پیرامون بلندی‌های جولان، موجب تقویت ژئوپلیتیک محور مقاومت پیرامون جبهه جولان شده، البته این در حالی است که رژیم صهیونیستی بعد از اشغال این منطقه در سال 1967 بر بلندی‌های جولان تسلط نظامی و امنیتی دارد و ژئوپلیتیک خود را در آن مستحکم کرده است. تقویت ژئوپلیتیک محور مقاومت در سال‌های اخیر زمینه را برای تحول منطقه جولان به یک جبهه فعال فراهم کرده است و رژیم صهیونیستی بیش از نگرانی از اقدام نظامی محور مقاومت در این منطقه، نگران این تحول ژئوپلیتیکی است. رژیم صهیونیستی برای ایجاد مانع در این تحول ژئوپلیتیکی محور مقاومت پیرامون جبهه جولان، اقدام به تقویت و تجهیز استعداد امنیتی و نظامی خود در این جبهه کرده و عملیات‌های نظامی مقطعی و محدود کنترل‌شده‌ای را برای جلوگیری از استقرار بیش ‌از پیش نیروهای مقاومت انجام می‌دهد. از جنبه سیاسی رژیم صهیونیستی در تلاش است با استفاده از حملات نظامی ذکرشده هزینه هم‌پیمانی سوریه و روسیه را با محور مقاومت بالا برده تا از این طریق ژئوپلیتیک محور مقاومت را تضعیف کند. این رژیم همچنین از ظرفیت‌های سیاسی و بین‌المللی هم‌پیمانان بین‌المللی و همچنین ظرفیت سازمان‌های بین‌المللی با تحت‌فشار قرار دادن سوریه و جریان مقاومت در جبهه جولان و ایجاد رژیم‌های بین‌المللی کنترلی همچون استقرار نیروهای حافظ صلح در نوار مرزی میان سوریه و فلسطین اشغالی در بخش شرقی بلندی‌های جولان و استان قنیطره استفاده می کند تا سطح کنشگری ژئوپلیتیک محور مقاومت را از این حیث تحت تأثیر قرار دهد. به نظر می‌رسد مهم‌ترین عامل فعال بودن جبهه جولان همین ژئوپلیتیک محور مقاومت پیرامون آن باشد.

 

جبهه جولان به دلیل جایگاه ویژه و همچنین نقش لولاگونه آن در محور مقاومت از اهمیت بالایی برخوردار است؛ به‌طوری‌که تسلط بر این منطقه ضمن متصل شدن جبهه شمال به منطقه کرانه باختری، رژیم صهیونیستی را در محاصره محور مقاومت قرار می‌دهد

 

2-چشم‌انداز سازش در جبهه جولان: عدم ورود و یا تصمیم به ورود دولت سوریه و همچنین نیروهای مقاومت به روند سازش، چشم‌انداز سازش در جبهه جولان برای رژیم صهیونیستی را از بین برده و تنها روابط این رژیم با روسیه به‌عنوان متحد استراتژیک سوریه و همچنین همسو با محور مقاومت، می تواند نقطه امید صهیونیست‌ها برای کنترل و مدیریت تحولات پیرامون جبهه جولان باشد.

3-استعداد نیروی انسانی در جبهه جولان: اگرچه جمعیت نسبتاً مناسب سوریه به‌ویژه در مناطق جنوبی این کشور و استان قنیطره استعداد نیروی انسانی مناسبی را پیرامون جبهه جولان فراهم کرده ولی منطقه جولان به دلیل شرایط طبیعی، قومی و اشغال طولانی‌مدت، جمعیت کمی دارد و از توان کمی برای شکل‌گیری، تقویت و پوشش مناسب هسته‌های مقاومت و همچنین تأمین نیروی انسانی درون‌زا برای محور مقاومت برخوردار است؛ به‌طوری‌که از این ناحیه، جبهه مقاومت نیازمند کمک بیرونی است. رژیم صهیونیستی با استفاده از این فرصت توانسته به تقویت نظامی و امنیتی خود، بدون چالش درونی بپردازد.

4-نقاط ضعف و قوت ژئواستراتژی جبهه جولان: موقعیت جغرافیایی جبهه جولان سرزمین‌های ناهموار و کوهستانی است. این شرایط اگرچه زمینه اجرای عملیات‌های نامتقارن نظامی توسط محور مقاومت را فراهم کرده ولی در مقابل، اجرای عملیات‌های متقارن توسط ارتش سوریه دشوار شده است. زیرا رژیم صهیونیستی با تسلط نظامی و امنیتی بر منطقه جولان و نبود گروه‌های مقاومت در آن، اجرای عملیات‌های نامتقارن در این ناحیه را مشکل کرده است. این شکل سرزمینی زمینه‌ساز توانایی رژیم صهیونیستی برای کنترل و اشراف امنیتی بر مناطق پیرامونی است. با توجه به این شرایط نیروهای مقاومت با همراهی ارتش سوریه با تقویت مواضع نظامی و امنیتی به‌خصوص تقویت موشکی و سامانه‌های دفاع موشکی توانسته‌اند این جبهه غیرفعال را در دهه‌های گذشته، به یک جبهه فعال تبدیل کنند و به سطحی بازدارندگی در مقابل تحرکات امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی برسند و به‌نوعی این ضعف ژئواستراتژی را جبران کند.

 

نیروهای مقاومت با همراهی ارتش سوریه با تقویت مواضع نظامی و امنیتی به‌خصوص تقویت موشکی و سامانه‌های دفاع موشکی توانسته‌اند این جبهه غیرفعال را در دهه‌های گذشته، به یک جبهه فعال تبدیل کنند و به سطحی بازدارندگی در مقابل تحرکات امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی برسند و به‌نوعی این ضعف ژئواستراتژی را جبران کند.

 

نتیجه‌گیری

رژیم صهیونیستی در دهه‌های گذشته با اتخاذ راهبردهای نظامی، امنیتی و سیاسی توانسته بود به ایجاد فضای امنیتی در مرزها و پیرامون آن اقدام کند اما با تقویت و شکل‌گیری محور مقاومت اسلامی به رهبری جمهوری اسلامی ایران، این فضای امنیتی حیاتی به چالش کشیده شد؛ به‌طوری‌که با اقدامات و راهبردهای اتخاذی این محور به اشغال نظامی نوار غزه و جنوب لبنان پایان و این دو جبهه به جبهه‌های فعال تبدیل شد. در شرایط کنونی با تقویت حضور محور مقاومت پیرامون جولان زمینه برای تحول در این جبهه نیز در حال فراهم شدن است. با توجه به فعال شدن سه جبهه مقابل رژیم صهیونیستی، چالش‌های نظامی و امنیتی این رژیم بیش‌ از پیش شده است. به نظر می‌رسد محور مقاومت با تداوم راهبردهای کنونی و همچنین تقویت کنشگری خود در عرصه سیاسی و دیپلماسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، می‌تواند چالش‌های بیشتری را از این سه جبهه به رژیم صهیونیستی وارد کند.

ارسال دیدگاه