سوریه در سال 97؛ رویدادها و روندها

سال 97 را برای سوریه می‌توان سال گذار از تحولات میدانی به فرآیندهای سیاسی دانست. با این وجود اما همچنان چالش‌های فراوانی میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مؤثر در بحران سوریه وجود دارد.

اندیشکده راهبردی تبیین اوایل سال 1390 که منازعه داخلی سوریه با برخی ناآرامی‌ها آغاز و به سرعت وارد فاز مسلحانه شد، تلقی بسیاری از بازیگران داخلی و خارجی این بحران، سقوط بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه بود. تصوری که در کوتاه‌مدت اگرچه به تحقق نزدیک شد، اما رویدادها و روندهای سال‌های بعد آن را تبدیل به آرزوی بر باد رفته برخی طرف‌ها تبدیل کرد. سال 97 اما سال تسلط ارتش سوریه و متحدانش بر بخش‌های مهمی از این کشور و تثبیت جایگاه اسد در قدرت بود. در فرآیندهای سیاسی نیز به حاشیه رفتن سازوکار ژنو از سوی محور آستانه و اعلام خروج نظامیان آمریکایی از سوریه را می‌توان مهم‌ترین تحولات این کشور در سال 97 دانست. نوشتار پیش‌رو تلاش می‌کند تا رویدادهای مهم میدانی و سیاسی سوریه در سال 97 را به اختصار مورد اشاره قرار دهد.

 

الف- تحولات میدانی

بامداد دوشنبه بیستم فروردین 97 رژیم صهیونیسیتی با نقض حریم هوایی سوریه، چند موشک به سمت پایگاه هوایی «تی فور»(T4) شلیک کرد که در این حملات تعدادی از نیروهای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند. ایران نیز در پاسخ به این حملات، برخی پایگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل در بلندی‌های جولان را مورد هدف قرار داد. در ماه‌های بعد حملات دیگری از سوی اسرائیل علیه اهدافی در خاک سوریه انجام گرفت که براساس اخبار منتشرشده، هیچ‌کدام واکنشی شبیه واکنش ایران به تی‌فور را رقم نزد. تحولات بعدی و واکنش نشان ندادن جمهوری اسلامی ایران به حملات اسرائیل نشان داد ایران مسئولیت دفاع از خاک سوریه در برابر تهدیدات بیرونی را متوجه دولت سوریه می‌داند و بدون هماهنگی و همراهی آنها اقدامی انجام نخواهد داد. در مجموع نیز با گذر زمان و در ماه‌های پایانی سال 97 و کاهش تعداد حملات رژیم صهیونیستی به سوریه از یک‌سو و تقویت سامانه‌های پدآفندی این کشور از سوی دیگر، از میزان تنش در این موضوع کاسته شد.

 

بیستم فروردین 97 رژیم صهیونیسیتی با نقض حریم هوایی سوریه، چند موشک به سمت پایگاه هوایی «تی فور»(T4) شلیک کرد که در این حملات تعدادی از نیروهای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند. ایران نیز در پاسخ به این حملات، برخی پایگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل در بلندی‌های جولان را مورد هدف قرار داد

 

فروردین 97 یک رویداد دیگر نیز به همراه داشت که نشان می‌داد سوریه سال سختی پیش‌رو دارد؛ بمباران شیمیایی دوما در غوطه شرقی که باعث کشته و مجروح شدن صدها نفر از مردم سوریه شد. آمریکا در یک عملیات روانی سنگین، دمشق را مسئول این حمله دانست. سوریه و روسیه اما این حمله را دام تروریست‌ها برای جلب حمایت بین‌المللی و فشار به دمشق دانستند. ارزیابی میدانی تحولات سوریه نیز نشان می‌داد ارتش سوریه با توجه به برتری‌های نسبی در عرصه میدانی، نیازی به چنین اقدامات خامی ندارد. اواخر همین ماه بود که دمشق و متحدانش بر غوطه شرقی نیز تسلط یافتند. حالا ارتش سوریه یک قدم با بازپس‌گیری کامل دمشق فاصله داشت که اردیبهشت 97 با تسلط بر منطقه قلمون شرقی واقع در ۶۰ کیلومتری شمال شرق دمشق، تحقق یافت.

اواخر اردیبهشت و چند روز پس از دیدار بشار اسد با ولادیمیر پوتین در سوچی، ارتش سوریه بر اردوگاه فلسطینی‌نشین یرموک در جنوب دمشق و منطقه حجرالاسود تسلط یافت. بنابراین دمشق و حومه آن پس از 7 سال به صورت کامل در اختیار ارتش سوریه قرار گرفت. روند پیروزی‌های ارتش سوریه و متحدانش با آزادسازی درعا، نقطه آغازین منازعه، ادامه یافت. اواخر تیر شیعیان ساکن فوعه و کفریا که در محاصره تروریست‌ها بودند، پس از توافق ارتش و گروه‌های مخالف، از این منطقه خارج و به مناطقی از حلب منتقل شدند. بنابراین یکی از دغدغه‌های ایران که سرنوشت شیعیان ساکن این دو منطقه بود تا حدودی برطرف شد.

27 شهریور اما رویداد مهمی در صحنه میدانی سوریه اتفاق افتاد که باعث تیره شدن موقت روابط روسیه و اسرائیل شد. هواپیمای «ایلوشین-20» روسیه در استان لاذقیه به دلیل پرواز عمدی جنگنده اسرائیلی در ناحیه پرواز هواپیمای روس از سوی سامانه پدآفندی سوریه به اشتباه منهدم شد. سخنگوی وزارت دفاع روسیه چند روز بعد گفت تل‌آویو به مسکو گفته بود قصد دارد مناطقی در شمال سوریه را هدف قرار دهد، اما منطقه‌ای در غرب را هدف قرار داد. وی تأکید کرد این رفتار موجب شد تا ایلوشین-۲۰ غافلگیر شده و فرصت ترک منطقه را نداشته باشد. روس‌ها با انتقاد از اسرائیل که اطلاع‌رسانی این اقدام را نه پیش از عملیات، بلکه همزمان با آن انجام دادند، آن را نقض توافقنامه ۲۰۱۵ روسی-اسرائیلی دانستند که هدف آن ممانعت از درگیری میان نیروهای دو طرف در خاک سوریه بوده است. در این رویداد، ۱۵ نظامی روسی کشته شدند.

 

27 شهریور اما رویداد مهمی در صحنه میدانی سوریه اتفاق افتاد که باعث تیره شدن موقت روابط روسیه و اسرائیل شد. هواپیمای «ایلوشین-20» روسیه در استان لاذقیه به دلیل پرواز عمدی جنگنده اسرائیلی در ناحیه پرواز هواپیمای روس از سوی سامانه پدآفندی سوریه به اشتباه منهدم شد.

 

یکی دیگر از تحولات میدانی سوریه، درگیری گروه‌های تروریستی در ادلب بود. پس از تعویق عملیات ارتش سوریه در ادلب و حضور گروه‌های تروریستی مختلف در این استان، نیمه دوم سال 97 عرصه درگیری‌های گسترده برخی از این گروه‌ها بود. جبهه‌النصره یا هیأت تحریرالشام با شکست نیروهای جنبش نورالدین زنکی، توانستند حدود 90 درصد از خاک ادلب را در اختیار بگیرد. موضوعی که حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در سخنرانی خود در نشست سوچی با انتقاد تلویحی از توافق پیشین مسکو و آنکارا، آن را نتیجه جلوگیری از عملیات ارتش سوریه در ادلب دانست[1]. پایان تقریبی جغرافیایی داعش در نوار ساحلی شرق رود فرات در جنوب و جنوب شرق استان دیرالزور نیز از آخرین تحولات میدانی سوریه بود که در بهمن سال جاری رقم خورد. کردها با حمایت نیروهای ائتلاف توانستند تا شهرها و شهرک‌های متعددی را از چنگال داعش بیرون آورند. اکنون اما پرسش اساسی این است که وضعیت اسرای داعشی و خانواده‌های آنها در آینده چه خواهد شد و به کجا منتقل می‌شوند؛ ادلب، بیابان‌های استان الانبار در عراق، اردوگاه‌های فعلی یا حتی بازگشت برای شروعی دوباره؟ ترامپ اما از اروپایی‌ها خواسته تا زندانیان داعشی که تابعیت اروپایی دارند را تحویل بگیرند. موضوعی که با واکنش سرد دولت‌های اروپایی روبه‌رو شد.

 

ب- تحولات سیاسی

در عرصه سیاسی سوریه نیز سال 97، سال پر فراز و نشیبی بود. با تسلط ارتش سوریه بر بخش‌های مهم خاک این کشور، فرآیندهای سیاسی اهمیت بیشتری یافتند. نخستین رویداد، اواخر اردیبهشت با رایزنی بشار اسد و پوتین در سوچی رقم خورد. براساس اعلام رسانه‌ها در این دیدار، مذاکراتی درباره تشکیل کمیته تدوین قانون اساسی سوریه صورت گرفت. اگرچه برخی اخبار از تمایل و تبادل نظر دو طرف درباره حل سیاسی بحران سوریه بر اساس ساز و کار ژنو حکایت داشت، اما تحولات ماه‌های بعد و شکل‌گیری روند آستانه نشان داد مذاکرات ایران، روسیه و ترکیه تأثیرگذاری بیشتری بر فرآیندهای سیاسی سوریه دارد و براین اساس ساز و کار ژنو به حاشیه رفت. هرچند که به نظر می‌رسد روس‌ها همچنان نگاهی به توافق با آمریکایی‌ها دارند. این را می‌توان از سخنان روزهای ابتدای اسفند 97 «سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه فهمید که گفت روسیه و آمریکا مذاکرات غیرعلنی را درباره راهکار حل بحران سوریه پیگیری می‌کنند.

اواخر مرداد جیمز جفری به‌عنوان نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه انتخاب شد. وی در برخی اظهارنظرهای خود بر لزوم توجه واشنگتن به نگرانی‌های آنکارا درباره کردها تأکید کرده بود و از این‌رو می‌توانست انتخاب مناسبی برای ترک‌ها محسوب شود. شهریورماه نشست رؤسای جمهور ایران، روسیه و ترکیه در تهران با صدور بیانیه 12 بندی برگزار شد. چند روز بعد اما، پوتین و اردوغان در سوچی بدون حضور ایران با هم دیدار کردند. براین اساس مقرر شد محدوده‌ای به عرض ۱۵ الی ۲۰ کیلومتر در ادلب، منطقه عاری از سلاح اعلام شود و نیروهای نظامی ترکیه و روسیه سلاح‌های سنگین خود را از این منطقه خارج کنند. همچنین با توافق ترکیه و روسیه مقرر شد حضور مخالفان سوری در ادلب ادامه یابد، اما ۲ کشور مانع ادامه فعالیت گروه‌های تندرو در ادلب شوند. مسئولان ایرانی اگرچه معتقد بودند ایران در مرکز مشورت‌های این توافق بوده است، اما تحولات بعدی و نارضایتی ایران از شرایط ادلب که خود را در سخنرانی روحانی در نشست بهمن ماه در سوچی نشان داد، این ادعا را به چالش کشید.

 

اواخر آذر اما یکی از بحث‌برانگیزترین و مجادله‌آمیزترین رویدادهای مرتبط با تحولات سوریه رقم خورد. ترامپ در توئیتی، بازهم غیر منتظره ظاهر شد و خبر از خروج نیروهای آمریکایی از سوریه داد. خبری که هم متحدان را شوکه کرد و هم مخالفان را. برخی ابراز نارضایتی کردند، برخی استقبال و برخی نیز بیمناک از آینده.

 

روند سیاسی دیگری که سال 97 در سوریه شکل گرفت، آغاز تلاش گسترده برخی طرف‌ها برای برقراری ارتباط دیپلماتیک با سوریه بود. مهرماه، ابراهیم جعفری وزیر خارجه سابق عراق از سوریه دیدار کرد. آذرماه عمرالبشیر رئیس‌جمهور سودان به‌عنوان نخستین رئیس دولت عربی به دمشق رفت و با بشار اسد دیدار کرد. روند تغییر رویه دولت‌های عربی نسبت به سوریه اما به همین جا ختم نشد. بازگشایی سفارت امارات و اعلام فعالیت سفارت بحرین در سوریه و زمزمه‌های بازگشت سوریه به اتحادیه عرب در همین چارچوب قابل ارزیابی است. به نظر می‌رسد اکنون کشورهای عربی با واقعیتی مواجه هستند که نه می‌توانند آن را تغییر دهند و نه می‌توانند به دلایلی ازجمله قدرت‌یابی ایران و حتی ترکیه در این کشور و فشار غرب برای نقش‌آفرینی بیشتر جهان عرب در سوریه، آن را به حال خود واگذارند. بنابراین کشورهای عربی ناگزیرند تا رویکرد فعالانه را جایگزین رویکرد انفعالی خود کنند. تأثیرگذاری در ساختار سیاسی سوریه، بهره‌گیری از مؤلفه‌های نرم قدرت و رقابت‌ منطقه‌ای با ایران و ترکیه از سایر عوامل بازگشت دشمنان دیروز است.

اواخر آذر اما یکی از بحث‌برانگیزترین و مجادله‌آمیزترین رویدادهای مرتبط با تحولات سوریه رقم خورد. ترامپ در توئیتی، بازهم غیر منتظره ظاهر شد و خبر از خروج نیروهای آمریکایی از سوریه داد. خبری که هم متحدان را شوکه کرد و هم مخالفان را. برخی ابراز نارضایتی کردند، برخی استقبال و برخی نیز بیمناک از آینده. متحدان اروپایی و عربی آمریکا ناراضی از این تصمیم بودند. روسیه، ایران و ترکیه اما استقبال کردند و کردها نیز طبیعتاً هراسناک از مواجهه احتمالی با خشم اردوغان. به نظر می‌رسد قدرت‌یابی بیشتر روس‌ها در سوریه و کاهش سطح همکاری آنها با ایران برای بازیگری در تحولات سوریه از نتایج احتمالی خروج آمریکا از سوریه باشد.

27 آذر مذاکرات مربوط به تشکیل کمیته قانون اساسی و ترکیب اعضای آن با حضور ایران، روسیه، ترکیه و نماینده سازمان ملل متحد ادامه یافت و وزرای خارجه سه کشور، توافق کردند نخستین جلسه کمیته تدوین قانون اساسی جدید سوریه در اوایل سال 2019 میلادی برگزار شود. دولت سوریه و مخالفان هرکدام لیستی شامل ۵۰ عضو برای حضور در کمیته تدوین قانون اساسی ارائه داده‌اند؛ اما به گفته دیپلمات‌ها عمده چانه‌زنی‌ها میان مقامات سه کشور بر سر اعضای لیست ۵۰ نفره سومی است که شامل فعالان جامعه مدنی و مستقلین می‌شود[2].

چهارمین دور مذاکرات رؤسای جمهور ایران، روسیه و ترکیه درباره بحران سوریه نیز رویداد دیگری بود که پنجشنبه ۲۵ بهمن 97 در سوچی برگزار شد. نشستی که نخستین مذاکرات سران سه کشور پس از اعلام تصمیم ترامپ برای خروج نیروهای آمریکایی از سوریه بود. بیانیه ۱۷ بندی این نشست به طور طبیعی همان نکات و مفادی را داشت که تاحدودی پیش‌بینی می‌شد و آن را می‌توان بدون دربرداشتن نکته جدیدی دانست. این بیانیه تقریباً درباره هر سه موضوع حائز اهمیت بحران سوریه، یعنی وضعیت استان «ادلب» و نحوه مواجهه ارتش سوریه با تروریست‌های مستقر در آن، شرق فرات و آینده کردها و ترکیب کمیته تدوین قانون اساسی یا سکوت کرد یا خبر از اتخاذ تصمیم جدیدی نداد.

 اواخر بهمن اما بشار اسد در نخستین سخنرانی عمومی خود پس از 15 ماه، اردوغان و سیاست‌هایش را به شدت مورد انتقاد قرار داد. رئیس‌جمهور سوریه با بیان اینکه آمریکا گروه‌های مورد حمایت خود را به «عثمانی‌ها» خواهد فروخت، تأکید کرد وجب‌ به‌ وجب خاک سوریه آزاد خواهد شد و ترکیه نمی‌تواند شروط خود را بر کمیته تدوین قانون اساسی تحمیل کند. اسد، رجب طیب اردوغان را «جیره‌خوار حقیر آمریکا» توصیف کرد که به گفته او از ابتدای بحران گدایی واشنگتن را کرده که وارد شمال سوریه شود. روسیه اما با وجود اختلاف دیدگاه ایران و ترکیه و شدت اختلاف اسد و اردوغان، همچنان با آغوش گشاده با کارت ترکیه بازی می‌کند. به طور کلی روند فرآیندهای سیاسی سوریه دو واقعیت را درباره نوع بازیگری روس‌ها به نمایش می گذارد؛ ابتدا اینکه دست برتر مذاکرات و تعیین‌کننده نقشه مسیر در آینده سوریه، عمدتا روس‌ها هستند و دوم اینکه روسیه تمایل ندارد تا منافع هیچ‌یک از طرف‌ها به‌ویژه ترکیه و اسرائیل را نادیده بگیرد. البته این به معنای نادیده گرفتن تام و تمام ایران از سوی روس‌ها نیست؛ اما آنها شاید تصور می‌کنند ایران جز همکاری با روسیه، گزینه دیگری در سوریه ندارد، اما ترکیه و اسرائیل می‌توانند پای آمریکا را به میدان تحولات سیاسی باز کنند؛ موضوعی که چندان به مذاق روس‌ها خوش نخواهد آمد.

 

درمجموع تعیین وضعیت هرکدام از مسائل مذکور اگرچه پایی در تحولات داخلی سوریه و بازیگری دمشق، تهران، آنکارا، کردها و برخی پایتخت‌های عربی دارد، اما سری نیز در تحولات کلان نظام بین‌الملل و نوع بازیگری روسیه و آمریکا در منطقه غرب آسیا خواهد داشت.

 

علاوه بر اینها تحولات شرق فرات نیز پس از اعلام خروج نیروهای آمریکایی از سوریه وارد فاز جدیدی شد. ترکیه که ابتدا و با اعلام خبر خروج آمریکایی‌ها، تهدیدات خود علیه کردها را افزایش داده بود، چندی بعد با اولتیماتوم مقامات آمریکایی کمی از شدت تهدیدات لفظی خود کاست. شرایط این منطقه به طور کلی بسیار پیچیده است. زیرا از یک‌سو درباره ساختار سیاسی آینده شرق فرات و ایجاد منطقه امن، اختلافات گسترده‌ای بین طرف‌ها وجود دارد و از سوی دیگر موضوعی است که آمریکا، روسیه، ترکیه، سوریه و کردها به صورت همزمان در تصمیم‌گیری آن دخیل هستند. مقامات نیروهای دموکراتیک کرد صراحتاً خواهان مذاکره با دمشق برای دستیابی به نوعی از خودمختاری هستند و بر لزوم حضور روس‌ها در مذاکرات تأکید دارند و آنها را تضمین مذاکرات می‌دانند. بشار اسد اما بر لزوم ساختار سیاسی یکپارچه و حاکمیت دولت مرکزی بر همه خاک این کشور تأکید می‌کند. درباره منطقه امن نیز به نظر می‌رسد که آمریکا و ترکیه در ایجاد این منطقه توافق دارند، اما ایران و روسیه خواهان بازگشت ترکیه و سوریه به توافق‌نامه آدنا هستند.

اما سال 97 رویداد مهم دیگری نیز داشت که پایان آن را برای بسیاری شیرین و برای برخی تلخ رقم زد. اسفند 97 بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه در سفری یک‌روزه با رهبر انقلاب و رئیس‌جمهوری اسلامی ایران دیدار کرد. تصاویر این دیدارها، به سرعت به رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مخابره شد و نگرانی‌های بسیاری را برخی رقبای منطقه‌ای ایران برانگیخت. تأکید بر لزوم خروج نیرهای آمریکایی از تمام خاک سوریه شاید مهم‌ترین نکته این دیدارها بود. تحلیلگران معتقدند تقویت جایگاه ایران در روند تدوین قانون اساسی سوریه و فرآیند بازسازی این کشور از نتایج احتمالی سفر اسد به تهران خواهد بود.

 

ج- دورنمای سوریه در سال 1398

با توجه به دستاوردهای میدانی ارتش سوریه و متحدانش در سال 97 به نظر می‌رسد روندها و فرآیندهای سیاسی این کشور در سال 98 پررنگ‌تر باشد. کمیته تدوین قانون اساسی سوریه اگرچه تا پایان سال 2018 میلادی می‌توانست به نتیجه اولیه برای ترکیب اعضا برسد، اما برخی اختلاف‌ نظرها مانع تحقق آن شد. براین اساس پیش‌بینی می‌شود سال جاری این کمیته تشکیل و فرآیند تدوین قانون اساسی آغاز شود. خروج نیروهای آمریکایی از سوریه نیز می‌تواند تحول مهم دیگری باشد که سال 98 احتمالاً رقم خواهد خورد. اگرچه شواهد نشان می‌دهد آمریکایی‌ها منطقه التنف را تخلیه نخواهند کرد، اما توافق روسیه و آمریکا می‌تواند شرایط را به نحو دیگری رقم بزند. کاهش حملات اسرائیل به سوریه در هفته‌های پایانی سال 97 نیز نشان از تصمیم مسکو برای پایان دادن به آزادی عمل اسرائیل در این زمینه دارد. شاید روسیه تعهداتی برای حفظ امنیت اسرائیل به مقامات این رژیم داده باشد.

تحولات شرق فرات نیز احتمالاً سال 98 به مراحل روشن‌تری برسد. با توجه به شکست داعش در این منطقه و مذاکرات کردها با روسیه، به نظر می‌رسد توافقاتی درباره نقش کردها در ساختار سیاسی آینده سوریه میان دمشق و کردها صورت گیرد. البته روسیه منافع ترکیه را نیز با توافق بر سر منطقه حائل در نظر خواهد گرفت. هرچند که اختلافات در این زمینه بسیار است. آخرین کانون منازعه در سوریه یعنی ادلب نیز سال 98 احتمالاً دستخوش تحولات مهمی خواهد بود. بعید است که روسیه و سوریه حضور تروریست‌های تحریرالشام را بیش از اینها در ادلب بپذیرند. با توجه به ملاحظات عملیات نظامی گسترده ارتش سوریه در این استان، راه‌حل سیاسی در دسترس‌تر خواهد بود. هرچند که این پرسش اساسی وجود دارد که در صورت تحقق توافق میان تروریست‌ها و دمشق، مختصات این توافق چیست و اساساً تروریست‌ها اگر خروج از ادلب را بپذیرند، مقصد بعدی آنها کجا خواهد بود؟ بازسازی اقتصادی و عمرانی سوریه و رقابت بازیگران برای نقش‌آفرینی در این فرآیند نیز سال 98 به دقایق حساسی خواهد رسید. روسیه اگرچه دست برتر تحولات سوریه را دارد، اما محدودیت‌های مالی و صنعتی این کشور احتمالاً فضا را برای برخی کشورهای عربی یا چین برای سرمایه‌گذاری بازخواهد کرد. ایران نیز تلاش می‌کند تا سهمی از سوریه پسابحران ببرد.

به هرروی مجموعه تحولات سیاسی و میدانی سوریه در سال 98 همچنان متأثر از نوع بازیگری طرف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خواهد بود. با این تفاوت که تعداد بازیگران مؤثر در این منازعه احتمالاً بیشتر باشد. اسد با تسلط بیشتر بر سوریه، کردها با شکست داعش در شرق فرات و کشورهای عربی با خروج نسبی آمریکا از سوریه و تمایل برای برقراری ارتباط دیپلماتیک با دمشق، بازیگرانی هستند که به جمع سوریه، ترکیه، آمریکا و ایران پیوسته‌اند و این آینده تحولات را پیچیده‌تر می‌کند. درمجموع تعیین وضعیت هرکدام از مسائل مذکور اگرچه پایی در تحولات داخلی سوریه و بازیگری دمشق، تهران، آنکارا، کردها و برخی پایتخت‌های عربی دارد، اما سری نیز در تحولات کلان نظام بین‌الملل و نوع بازیگری روسیه و آمریکا در منطقه غرب آسیا خواهد داشت.

منابع

[1] «نشست سوچی، تکرار مکررات؟»، وب‌سایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 27 بهمن 1397، قابل بازیابی در پیوند زیر:           

         http://tabyincenter.ir/30828

[2]«تشکیل کمیته قانون اساسی سوریه با چه چالش هایی روبه روست؟»، سایت تابناک، منتشرشده در تاریخ 28 آذر 1397، قابل بازیابی در پیوند زیر:   

     https://www.tabnak.ir/fa/news/862067

ارسال دیدگاه