انقلاب سودان؛ مطالبات و بازیگران

این مقاله تلاش دارد به بررسی مسائل موجود در تحولات اخیر سودان و هم‌چنین بازیگران حاضر در آن بپردازد.

اندیشکده راهبردی تبیین – اعتراضات مردمی در سودان که از زمستان سال 97 آغاز شده بود، در حقیقت ادامه موج های متعددی از اعتراضات مردمی بود که در نهایت نتیجه داد و با اقدام ارتش، عمر البشیر برکنار و تا اینجای کار، یک شورای نظامی برای اداره کشور تعیین گردید. با وجود این، سودان هم چنان آبستن حوادث است؛ مردم در خیابان بوده و نسبت به حکمرانی نظامیان معترضند و در نتیجه، ارتش نیز انعطاف هایی در رفتار نشان داده است. این مقاله تلاش دارد به بررسی مسائل موجود در تحولات اخیر سودان و هم‌چنین بازیگران حاضر در آن بپردازد.

عملکرد عمر البشیر در طول دوران حکومت

حکومت عمر البشیر و حزب کنگره ملی سودان را می توان طولانی ترین دوران حکومت یک نظام سیاسی در سودان دانست که توانسته است با وجود چالش های داخلی و خارجی فراوان خود را حفظ نماید. کودتای سال 1989 سودان که منجر به روی کار آمدن نظام فعلی سودان شد در حقیقت ائتلافی میان نیروهای اسلام گرا به رهبری حسن الترابی و بخش هایی از ارتش بود که به ناآرامی های به وجود آمده در دوران حکومت دموکراتیک از سال 1985 به رهبری صادق المهدی، تلاش این حکومت برای انعقاد موافقنامه صلح با جنبش خلق برای آزادی سودان و تلاش برای لغو قوانین شریعت اعتراض داشتند. نظام سیاسی برآمده از کودتای 1989 در سودان در حقیقت نظامی دو سر متشکل از نظامیان و غیرنظامیانی بود که در حزب کنگره ملی سودان حضور داشتند. این نیروها توانستند با تصفیه قوه قضائیه، ارتش، نیروهای پلیس و وزارت خانه ها و همچنین ایجاد طبقه ای از ابرثروتمندان متحد با خود همزمان با تضعیف و چندپاره نمودن احزاب مختلف به خصوص احزاب امت و اتحادی دموکراتیک، ایجاد محدودیت برای رسانه ها و نهادهای جامعه مدنی قدرت خود را در این کشور تثبیت نمایند.

 

موج جدید اعتراضات معیشتی که در نوامبر 2018 آغاز شد توانست با تبدیل شدن به اعتراضاتی فراگیر، ارتش را وادار به واکنش نموده و این نهاد، در ماه مارس سال 2019 عمر البشیر را از ریاست سودان عزل نموده و تلاش نمود خود اداره کشور را در دست گیرد

 

دولت البشیر با اتخاذ سیاست هایی ضد آمریکایی در خارج، حمایت از گروه های اسلام گرا و استفاده از احساسات اسلامی مردم شمال برای حل و فصل نظامی جنگ داخلی در جنوب دشمنی طرف های غربی و عربی بسیاری را برانگیخت. مخالفت حسن الترابی با دخالت آمریکا برای آزادسازی کویت در سال 1991، تلاش نافرجام برای ترور حسنی مبارک در سال 1995 در آدیس آبابا که با هماهنگی نیروهای تندروی مصری مستقر در سودان انجام شده بود، ادامه جنگ داخلی در جنوب سودان که عصبانیت محافل مسیحی غربی را به دنبال داشت و در نهایت پناه دادن به اسامه بن لادن در فاصله سال های 1991 الی 1996 موجب شد که این کشور دشمنان زیادی را در میان کشورهای همسایه، منطقه و جهان برای خود دست و پا نماید. یکی از مهم ترین نتایج این امر قرار گرفتن سودان در تیررس تحریم های آمریکایی به عنوان دولت حامی تروریسم در سال 1993 بود.

در حوزه داخلی نیز به دلیل عدم دارا بودن راهکار برای برون رفت از وضعیت اقتصادی، تحریم های آمریکا، مالیات های سنگین به خصوص برای تأمین هزینه های جنگ جنوب، ادامه جنگ داخلی در جنوب سودان و فساد سبب بدتر شدن وضع اقتصادی، کاهش مداوم ارزش پول ملی، افزایش فقر، از بین رفتن زیرساخت ها و رکود در بخش کشاورزی و صنعتی شد. دولت سودان در اواخر قرن 20 میلادی با هدف نزدیک شدن به غرب و کاهش فشارهای خارجی دست به اخراج بن لادن زد و کارلوس، مبارز معروف طرفدار فلسطینی ها را به فرانسه تحویل داد.

با پدیدار شدن دودستگی در درون نظام سیاسی سودان میان البشیر و حسن الترابی که منجر به اخراج الترابی از دولت و پیوستن وی به مخالفان شد، عزم دولت سودان برای پایان دادن به اختلافات با غرب و حل مسأله جنوب را جزم کرد. اکتشاف نفت در جنوب سوان و بهره بردای از آن نیز عاملی بود که دولت سودان را به این امر تشویق می نمود. دولت سودان در سال 2002 میلادی فرایند صلح با جبهه خلق برای آزادی سودان را آغاز نمود که در سال 2005 میلادی منجر به معاهده صلح فراگیر شد که طی آن دولت سودان حق تعیین سرنوشت برای مردم جنوب سودان را به رسمیت شناخت. با این وجود شعله ور شدن جنگ داخلی در دارفور، متهم شدن دولت سودان به نسل کشی و جنایات جنگی و صدور حکم بازداشت بین المللی برای عمر البشیر مانع از بهبود روابط میان سودان و غرب شد. در طول دوران شش ساله میان انعقاد قرارداد صلح و جدایی جنوب سودان، عواملی همچون کاهش هزینه های جنگی و افزایش تولید و صادرات نفت منجر به بهبود نسبی وضع اقتصادی سودان شد. همزمان وجود دولتی ائتلافی در شمال سودان نیز باعث افزایش سطح آزادی های مدنی و سیاسی در سودان در طول دوره انتقالی شد.

با جدا شدن سودان جنوبی در سال 2011 میلادی، دولت سودان بیش از یک سوم اراضی و هفتاد درصد درآمدهای نفتی خود را از دست داد و در بخش سیاست داخلی نیز دولت سودان تلاش نمود وضع سیاسی را به دوران پیش از سال 2005 بازگرداند. افزایش مشکلات اقتصادی، کاهش ارزش پول ملی، بیکاری و تحریم های غربی منجر به شعله‌ور شدن اعتراضات مردمی در سال 2013 میلادی شد که برآورد می شود طی ان بیش از 200 نفر از تظاهرات کنندگان کشته و صدها تن بازداشت شدند. با وجود سرکوب اعتراضات سال 2013 میلادی، اعتراضات پراکنده و دوره ای سودانی ها در سال های 2014 و 2016 میلادی نیز تکرار شد. بدتر شدن مستمر وضعیت اقتصادی، افزایش نارضایتی های عمومی در سودان، افزایش فشارهای عربی از جانب عربستان و امارات به عنوان راه های مهم دور زدن تحریم های آمریکا و سرمایه گذاران عمده اقتصادی در این کشور و وعده های امارات و مبنی بر وساطت در نزد آمریکا برای لغو تحریم های سودان موجب شد تا سودان در سال 2015 میلادی در چرخشی 180 درجه ای، به عملیات نظامی عربستان سعودی در یمن بپیوندند و چندی بعد به بهانه اعتراض به حمله به سفارت سعودی در تهران، روابط خود را با جمهوری اسلامی قطع نماید.[1]

 

رهبری اعتراضات ضد حکومتی سودان با گروهی از سندیکاهای غیر رسمی مشاغل سودان تحت عنوان تجمع حرفیین السودان است که در سال 2016 از به هم پیوستن سندیکاهای غیررسمی دامپزشکان، داروسازان، خبرنگاران، معلمان و وکلا تشکیل شد

 

موج جدید اعتراضات معیشتی که در نوامبر 2018 آغاز شد توانست با تبدیل شدن به اعتراضاتی فراگیر، ارتش را وادار به واکنش نموده و این نهاد، در ماه مارس سال 2019 عمر البشیر را از ریاست سودان عزل نموده و تلاش نمود خود اداره کشور را در دست گیرد. برخی ویژگی‌های نظام حکمرانی و اعتراضات در سودان عبارتند از؛

بافت نظام سیاسی: نظام سیاسی سودان را می توان یک نظام سیاسی چندوجهی دانست که گروه ها و نهادهای مختلف در آن بخشی از قدرت سیاسی را در دست دارند. جناح های مهم و تأثیرگذار در نظام سیاسی سودان را می توان ارتش این کشور، نیروهای اطلاعاتی امنیتی، شبه نظامیان حامی نظام سیاسی موسوم به نیروهای واکنش سریع، حزب کنگره ملی سودان و اسلام گرایان نزدیک به اخوان المسلمین بود.  بنابراین می توان گفت بر خلاف مصر که ارتش در آن دست بالاتر را در فضای سیاسی دارا بود، ارتش سودان فاقد این مزیت است و برای شکل دادن به نظام سیاسی مجبور به تعامل و چانه زنی با طیف متنوعی از نهادها و طیف ها در درون نظام است.

چند دستگی در نهادهای امنیتی: تلاش های تاریخی دولت سودان در جلب حمایت اسلامگرایان از یک سو و جلوگیری از کودتا در کشوری که سابقه کودتاهای متعددی دارد از سویی دیگر، موجب شده است که این کشور علاوه بر تصفیه نیروهای غیر وفادار از ارتش در ابتدای رسیدن به حکومت، بسیاری از نیروهای همسو را وارد ارتش و نهادهای امنیتی کند و همزمان دست به تأسیس نهادهای نظامی امنیتی موازی بزند. از جمله مهم ترین نهادهای نظامی موازی در سودان را می توان نیروهای موسوم به واکنش سریع دانست که در حقیقت از شبه نظامیانی تشکیل شده است که در جنگ دارفور مشارکت داشته اند و اکثر اعضای آن از اهالی ایالات های دارفور و کرفان هستند و نقش بارزی در جنگ یمن دارند. علاوه بر این با وجود قدرتمند بودن ارتش در ساختار قدرت در سودان، ارتش بدون مساعدت سازمان اطلاعاتی و دیگر بازیگران امنیتی توانایی کنترل اوضاع را نخواهد داشت.[2]

هم اکنون ارتش و نهادهای امنیتی علاوه بر شکاف های بین نهادی، در درون خود نیز دارای چنددستگی هایی هستند که می توان آن را میان دو گروه موافقان محور قطر- ترکیه و طرفداران محور عربستان – امارات دانست. با این وجود به نظر می رسد هم اکنون محور طرفداران عربستان و امارات در نیروهای مسلح کنترل اوضاع را در دست خود دارد و تلاش نموده است با کم کردن نفوذ اسلام گرایان در حکومت، بر اوضاع مسلط شود.

 

اسلام گرایان وابسته به دولت که موقعیت خود را از جانب ارتش و معترضان در خطر می بینند تلاش دارند با اعمال فشار، تهدید و سر دادن حمایت از شریعت موقعیت خود را در نظام جدید حفظ نمایند

 

رهبری اعتراضات: سودان دارای احزاب مخالف نسبتا قدرتمندی است که با وجود اختلاف افکنی ها و تضعیف های دولت و سرکوب نیروهای امنیتی، توانایی بسیج پایگاه مردمی خود را دارا هستند. همچنین اعتراضات سودان، از جانب گروهی از سندیکاهای غیر رسمی تحت نام تجمع مهنیین السودان مدیریت می گردد که تا کنون توانسته است در برابر تلاش های ارتش برای قبضه کردن قدرت مقاومت نماید.

خواسته های معترضان در سودان

رهبری اعتراضات ضد حکومتی سودان با گروهی از سندیکاهای غیر رسمی مشاغل سودان تحت عنوان تجمع حرفیین السودان است که در سال 2016 از به هم پیوستن سندیکاهای غیررسمی دامپزشکان، داروسازان، خبرنگاران، معلمان و وکلا تشکیل شد. تا کنون آمار دقیقی از تعداد اعضای این سندیکا وجود ندارد.[3] این سندیکا از جانب اسلامگرایان و طرفداران دولت متهم است ارتباط بسیار نزدیکی با برخی احزاب سکولار به خصوص حزب کمونیست سودان دارد. کمیته مرکزی پزشکان وابسته به تجمع المهنیین در سال 2016 میلادی اعتصاب موفقی را برای طرح مطالبات خود سازماندهی کرده بود. این گروه به عنوان یک نیروی مردمی توانسته است اعتماد اکثر مردم معترض را به خود جلب نماید. تجمع مهنیین سودان به همراه نیروهای سیاسی مخالف دولت همچون نیروهای اجماع ملی شامل حزب کمونیست سودان و برخی احزاب مخالف دیگر، ائتلاف نداء سودان شامل حزب امت جناح صادق المهدی و متحدان وی، تجمع اتحادی مخالف که برخی از انشعابات حزب اتحاد دموکراتیک را در خود جای داده است، اعلامیه تحت عنوان آزادی و تغییر منتشر نموده اند که طی آن خواهان عزل عمر البشیر و تشکیل حکومت انتقالی غیر نظامی به مدت چهار سال شدند که مهم ترین بندهای برنامه آن به شرح زیر است:

پایان دادن به جنگ های داخلی، از بین بردن ریشه های آن ها، بازگرداندن آوارگان، جبران خسارت های آسیب دیدگان از جنگ، جلوگیری از بدتر شدن وضعیت اقتصادی و بهبود وضع معیشتی شهروندان، نظارت بر دوران گذار، گذر نمودن از نظام تک حزبی به نظامی تکثر گرا بر مبنای شهروندی برابر، آزادی، عدالت و کرامت انسانی، بازسازی مجدد نیروهای مسلح و بوروکراسی دولتی به گونه ای مستقل و ملی و با رعایت اصول توزیع برابر فرصت ها، کارایی و اهلیت، بازسازی ساختار قضایی و حقوقی و تضمین استقلال قوه قضائیه و برتری قانون، توانمندسازی زنان و تلاش برای رفع هرگونه تبعیض بر علیه آنان، بهبود روابط خارجی سودان بر اساس منافع ملی، حسن همجواری و دوری از محورها به همراه اهمیت دادن به روابط با سودان جنوبی، لزوم حمایت اجتماعی از اقشار آسیب پذیر، توسعه انسانی، حمایت دولت از بهداشت، آموزش، مسکن و حمایت از محیط زیست و تأسیس کنگره ملی فراگیر برای تصمیم گیری درباره تمامی مسائل ملی و تشکیل شورای ملی تدوین قانون اساسی. این اعلامیه همچنین خواهان توقف موارد نقض حقوق بشر، نقض حق حیات، لغو قوانین محدود کننده آزادی ها و محاکمه جنایتکاران در حق ملت سودان شده است. [4]

نقش آفرینی اسلام گرایان در اعتراضات سودان

جنبش اسلامی سودان که نزدیک به اخوان المسلمین قلمداد می گردد یکی از گروه های مهم متنفذ در نظام عمر البشیر محسوب می گردد. از این رو می توان گفت اکثریت طیف های اسلامی در صف طرفداران دولت و یا در برزخ میان مشارکت یا عدم مشارکت در اعتراضات قرار داشتند. از جانب دیگر معترضان نیز با سردادن شعارهایی خواهان کوتاه نمودن دست اسلامگرایان یا به قول معترضان “کیزان” از دولت بودند. دولت بشیر نیز تلاش داشت با استفاده از احساسات اسلامی مردم سودان و ادعای دفاع از دین در برابر کمونیست ها و لیبرال ها با اعتراضات مقابله نماید.

با این وجود برخی از گروه های دارای صبغه اسلامی تلاش نمودند با جدا کردن صف خود از دولت، به معترضان بپیوندند. برخی جناح های مختلف اخوان المسلمین سودان که در دهه 1980 میلادی از جماعت اسلامی ترابی جدا شده بودند، از جمله پایگاه های مردمی که از جوانان عضو حزب کنگره مردمی حسن الترابی و حزب اصلاح الآن (که توسط غازی صلاح الدین، از مقامات بلند پایه دولت سودان که در سال 2013 از دولت جدا شد)، تشکیل شده است هر کدام به نحوی در تظاهرات سودان ایفای نقش نمودند.[5] همچنین حضور احزاب امت و اتحاد دموکراتیک به عنوان نماینده دو طریقت صوفی عمده سودان یعنی انصار و ختمیه نیز از دیگر مظاهر حضور اسلام گرایان در اعتراضات است. از جانب دیگر، اسلام گرایان وابسته به دولت که موقعیت خود را از جانب ارتش و معترضان در خطر می بینند تلاش دارند با اعمال فشار، تهدید و سر دادن حمایت از شریعت موقعیت خود را در نظام جدید حفظ نمایند. گروه‌های سلفی سودانی نیز به دلیل دشمنی دیرینه با سکولارها و صوفی ها تلاش دارند با حمایت عربستان سعودی و شورای نظامی به طرح مطالباتی همچون دفاع از شریعت اسلامی، مخالفت با الحاد و کفر، حفظ هویت اسلامی سودان و مبارزه با احزاب لیبرال و سکولار، جایگاه خود را در عرصه سیاسی سودان استحکام بخشیده و شورای نظامی را در برابر معترضان تقویت نمایند.[6]

عملکرد ارتش در سودان

یکی از مهم ترین وجوه شباهت میان خیزش های مصر و سودان را می توان عملکرد ارتش های دو کشور دانست. ارتش سودان در حقیقت با پشتیبانی عربستان سعودی و امارات متحده عربی تلاش دارد با استفاده از تجارب ارتش مصر در سال 2013، نظام سابق را به گونه ای بازتولید نماید که مانع تحقق خواسته های معترضان گردد. ارتش سودان و متحدان بین المللی آن همچنین خواستار این هستند که دولت این کشور با تصفیه چهره های متهم به جنایات جنگی و مورد تحریم آمریکا، زمینه را برای رفع کامل تحریم های سودان و برقراری مجدد رابطه با این کشور هموار نمایند. با وجود تلاش ارتش برای در دست گرفتن قدرت پس از عزل عمر البشیر با الگو برداری از شورای نظامیان مصر، پایگاه مردمی نسبتا ضعیف ارتش سودان به دلیل جنگ های داخلی طولانی مدت و همچنین مشارکت فعالانه در نظام سابق، چند دستگی درون این نهاد، چنددستگی میان نیروهای مختلف امنیتی و همچنین اصرار معترضان مبنی بر واگذاری قدرت به غیر نظامیان از عواملی هستند که تا کنون مانع از تحقق کامل مدل مصری در سودان شده اند.

 

سودان به عنوان پلی ارتباطی میان شمال آفریقا و کشورهای آفریقایی جنوب صحرا دارای اهمیت بسیاری برای کشورهای عربی است. این اهمیت برای دولت مصر به دلیل همجواری، اشتراکات فرهنگی و همچنین قرار گرفتن در حوزه رود نیل بسیار بیشتر است

 

مواضع مهم ترین بازیگران غربی و عربی در قبال تحولات سودان

سودان به عنوان پلی ارتباطی میان شمال آفریقا و کشورهای آفریقایی جنوب صحرا دارای اهمیت بسیاری برای کشورهای عربی است. این اهمیت برای دولت مصر به دلیل همجواری، اشتراکات فرهنگی و همچنین قرار گرفتن در حوزه رود نیل بسیار بیشتر است. تلاش سودان برای ادامه روابط با دو محور ترکیه قطر از یک سو و عربستان امارات از سویی دیگر سبب شده بود که تقریبا تمامی دولت های عربی از شعله ور شدن اعتراضات مردمی در سودان و احتمال گسترش آن به کشورهای دیگر از جمله مصر ناراضی باشند. با این وجود، کودتای ارتش سودان بر ضد عمر البشیر به دلایلی مورد حمایت بلوک عربی متشکل از مصر، امارات و عربستان سعودی بود. این حمایت دلایل متعددی همچون تلاش برای ادامه دادن به حضور نظامی سودان در جنگ یمن، از بین بردن لابی قطر و ترکیه در این کشور، جلوگیری از ایجاد پایگاه دریایی ترکیه در دریای سرخ و حفظ استقرار و نظم غیر دموکراتیک در سودان دارد. دولت مصر نیز به دلیل ترس از افزایش خشونت های فرقه ای در سودان، افزایش جنگ و ناآرامی و همچنین ترس از گسترش اعتراضات به دیگر کشورها تلاش دارد تا با حمایت از شورای نظامی سودان، بر حوادث سودان تأثیر گذارد. مهم ترین اقدام مصر در حمایت از شورای نظامیان را می توان برگزاری اجلاس کوچک سران آفریقا در مصر دانست که منجر به تعدیل موضع اتحادیه آفریقا در قبال حوادث سودان و اعطای مهلتی سه ماهه به نظامیان برای انتقال قدرت شد. به نظر می رسد ایالات متحده امریکا نیز که از اوایل قرن بیستم میلادی، ارتباطاتی را با دستگاه امنیتی سودان در حوزه هایی همچون مبارزه با تروریسم برقرار نموده است مایل است با از صحنه خارج شدن برخی نیروهای تحت تحریم و متهم به نقض حقوق بشر، روابط خود را با سودان گسترش دهد.

نتیجه گیری

با وجود تلاش نظامیان سودان برای پیاده سازی مدل مصری در این کشور به منظور قبضه قدرت و بازتولید نظام سیاسی فعلی، موفقیت این اقدامات به عوامل بسیار زیادی بستگی خواهد داشت که مهم ترین آن ها را می‌توان شکاف ها در نخبگان این کشور، توانایی معترضان در حفظ وحدت خود در برابر نظام سیاسی سودان و  مقابله با مانورهای سیاسی آن دانست.

 

منابع

[1] سودان روابط خود با ایران را قطع کرد/ اخراج سفیر ایران از سودان، باشگاه خبرنگاران جوان، 14 دی 1394:

https://www.yjc.ir/00Mrlr

[2] الثوار أم العسكر.. من يقطف الثمرة الأخيرة للثورة السودانية؟، الجزیرة نت، 27 أبریل 2019:

https://bit.ly/2UIc4X7

[3] ما هو تجمع المهنيين السودانيين؟، قناة الحرة، 11 أبریل 2019:

https://arbne.ws/2Th2B9d

[4] وبسایت حزب کمونیست سودان:

https://bit.ly/2J0kN4I

[5] أين الإسلاميون من الثورة السودانية؟ (تحليل)، وکالة الأناضول للأنباء، 22 ابریل 2019:

https://bit.ly/2WcTojN

[6] ثروت منصور، “مليونية الشريعة”… هل يجهض المجلس العسكري الثورة السودانية بالسلفيين؟، موقع رصیف 22، 27 ابریل 2019:

https://bit.ly/2XZCsxR

ارسال دیدگاه