جایگاه سیاست ضد ایرانی ایالات‌متحده آمریکا در جهان؛ اجماع یا انزوا؟

تلاش آمریکا برای فشار بر ایران، برخلاف تصور مقامات این کشور با استقبال بین‌المللی روبرو نشده است. این موضوع جایگاه سیاست ضدایرانی آمریکا در جهان را زیر سؤال می‌برد و در یادداشت پژوهشی پیش رو موردبررسی قرار خواهد گرفت.

اندیشکده راهبردی تبیین- ایالات‌متحده با خروج از برجام هم‌زمان سیاست خود برای اعمال کمپین فشار حداکثری بر ایران را باهدف اعمال محدودیت‌هایی بیشتر در حوزه توانمندی موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی آغاز نمود. از ابتدا تلاش آمریکایی‌ها این بود که با ایجاد اجماع در سطوح مختلف دیگر کشورها و ساختارهای بین‌المللی همچون شورای امنیت را برای فشار بر ایران با خود همراه کند. در این چارچوب اقدامات متعددی انجام دادندکه غالباً با عدم استقبال سایر کشورها روبرو گردید. در این یادداشت پژوهشی جایگاه سیاست ضد ایرانی ایالات‌متحده آمریکا در جهان، تلاش‌های دولت ایالات‌متحده برای ایجاد انواع اجماع علیه ایران و نتایج حاصل‌شده مورد بررسی و تمرکز مطالعاتی قرار خواهد گرفت.

تلاش آمریکا برای ایجاد اجماع علیه ایران در سطح دولت‌های ملی

آمریکا برای ایجاد اجماع در سطح دولت‌های ملی و شرکای اروپایی‌اش دست به دامنه‌ای از اقدامات زده است تا شاید بتواند کشورها را با خود علیه ایران همسو نماید. دولت ترامپ معتقد است برجام اجماع جهانی فراگیری که در برابر ایران شکل‌گرفته و این کشور را زیر فشار گذاشته بود، شکسته است و بدیهی است تلاش می‌کند تا آن اجماع را بازسازی کند. بنابراین با طرح دلایلی مانند نقض برجام از سوی ایران، رفتار منطقه‌ای و بین‌المللی غیرقابل‌قبول از این کشور و تهدید بودن برجام برای منافع ملی آمریکا از این توافق خارج گردید و با توجه به نیازش به ایجاد یک کمپین بین‌المللی علیه ایران، تمام ابزارهای دیپلماتیک موجود برای جلب حمایت دیگر کشورها را آغاز نمود. مذاکرات دیپلماتیک منطقه‌ای، برگزاری نشست‌های ویژه همچون ورشو با موضوعیت ایران، فعالیت چشم‌گیر تمام سفارتخانه‌های آمریکا در کشورهای مختلف دنیا، دیدار و گفتگوی دوجانبه با مقامات کشورهای شرق تا غرب و ارسال درخواست و دستورالعمل برای مقامات کشورها در جهت همراهی و همکاری با آمریکا و ایجاد محدودیت و اعمال تحریم‌ها علیه ایران و اتباع ایرانی، سعی در همراه نمودن کشورهای بیشتری در اعمال فشار به ایران نمود که البته این کار به زمان و تلاش قابل‌توجهی نیاز دارد که واشنگتن با بهره‌برداری از توان تمام نیروهایش در اقصی نقاط دنیا و مقامات در واشنگتن نیاز خواهد داشت[1].

 

زمانی که آمریکا از ایجاد اجماع جهانی علیه ایران در شورای امنیت و مجامع بین‌المللی و همراه کردن کشورها با خود به لحاظ سیاسی ناامید گشت به سمت اقدامات و برنامه‌های روانی و تبلیغاتی علیه ایران در فضای بین‌المللی متمرکز شد که برگزاری اجلاس ورشو نمونه آشکار آن بود

 

در همین حال زمانی که آمریکا از ایجاد اجماع جهانی علیه ایران در شورای امنیت و مجامع بین‌المللی و همراه کردن کشورها با خود به لحاظ سیاسی ناامید گشت به سمت اقدامات و برنامه‌های روانی و تبلیغاتی علیه ایران در فضای بین‌المللی متمرکز شد که برگزاری اجلاس ورشو نمونه آشکار آن بود. نشست ورشو با موضوع «صلح و امنیت» در خاورمیانه بود اما سخنان مقامات آمریکائی و به‌ویژه وزیر امور خارجه مایک پومپو ایران را در مرکزیت این اجلاس به‌عنوان تهدیدی علیه امنیت بین‌المللی معرفی نمود که می‌باید از طریق یک توافق جهانی و چندجانبه مهار گردد.[2] باوجود اعلام آمریکا و لهستان درباره مطرح نبودن موضوع ایران در این اجلاس که باهدف افزایش کمیت و کیفیت حضور مدعوین صورت گرفت، اما سطح شرکت‌کنندگان در نشست ضدایرانی ورشو با انتظارات آمریکا فاصله زیادی داشت و در ایجاد اجماع نیز ناکام ماند.

مقامات واشنگتن بر آمادگی کشورشان برای مذاکره «بدون پیش‌شرط» با ایران تأکید می‌کنند و با طرح مذاکره مجدد برای جلب‌توجه هم‌پیمانان خود و افکار عمومی داخلی و خارجی تلاش دارند تا نشان دهند که ایران تمایلی به مذاکره و دیپلماسی نشان نمی‌دهد و ناچار باید با یک اجماع بین‌المللی با آن برخورد شدید صورت بگیرد.

وزیر خارجه مایک پمپئو با سفر به کشورهای متعدد همچون امارات، عربستان، هند، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای دیگر در دیدار با مقامات این کشورها تأکید می کند که هدف ما از این گفتگوها آن است که اجازه ندهیم ایران ترور را تأمین مالی کند، سلاح هسته‌ای بسازد و برنامه موشکی خود را پیش ببرد. ایالات‌متحده به‌این‌ترتیب  امنیت منافع آمریکا و مردم کشورهای دیگر را در سراسر جهان تأمین خواهد کرد.

در ادامه این تلاش‌ها، از متهم نمودن ایران در موضوع انفجار بندر فجیره و یا حمله به نفت‌کش‌ها در دریای عمان به‌عنوان بهانه‌ای برای طرح این موضوع در شورای امنیت و ایجاد جنگ روانی و اجماع جهانی علیه ایران استفاده می‌کند و بلافاصله پاتریک شاناهان در مقر پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا همین موضوع را دستاویز جدید قرار می‌دهد تا بیان کند “آنچه تلاش‌های من، جان بولتون مشاور امنیت ملی، و مایک پمپئو وزیر خارجه بر آن متمرکزشده این است تا اجماعی بین‌المللی را در ارتباط با این مشکل بین‌المللی سازمان‌دهی کنیم.”[3]

 

سطح شرکت‌کنندگان در نشست ضدایرانی ورشو با انتظارات آمریکا فاصله زیادی داشت و در ایجاد اجماع نیز ناکام ماند

 

این ناکامی‌های آمریکا در نشست گروه 20 در ژاپن نیز ادامه داشت و علیرغم رایزنی‌های فشرده با روسای جمهور کشورهای بزرگ و دیدارهای دوجانبه مفصل با موضوع ایران، ایالات‌متحده نتوانست به ره‌آوردی از این نشست علیه ایران دست پیدا کند.

همچنین در آخرین اقدام با درخواست برگزاری نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تلاش دارد تا محدود نمودن تعهدات ایران در قالب مواد 26 و 36 برجام را نقض برجام و یک اجماع علیه این اقدام به‌حق ایران، ایجاد نماید. اگرچه مطلوب آمریکا این بود که آژانس یا کشور دیگری موضوع را در شورای حکام مطرح می‌کرد اما انزوای سیاسی آمریکا در این خصوص بار دیگر نمایان شد و درصورت برگزاری نشست نیز شورای حکام صرفاً مسئولیت امور پادمانی را دارد و در خصوص برجام نمی‌تواند نظری نافذ داشته باشد.

تلاش آمریکا برای ایجاد اجماع علیه ایران در سطح نهادهای بین‌المللی

تلاش آمریکا در سطح ملی محدود نبوده و برای رسیدن به اجماع جهانی علیه ایران از فرصت نشست‌ها و نهادهای بین‌المللی نیز استفاده می کند. ترامپ به نشست مجمع عمومی سران در سازمان ملل و شورای امنیت به‌عنوان یک فرصت و ظرفیت بزرگ برای اجماع سازی جهانی و تشدید فشار علیه ایران نگاه می‌کرد و تلاش داشت تا نهایت بهره را از هر دو در پیشبرد سیاست تقابلی خود علیه ایران ببرد. اگرچه در سخنرانی خود به ایران تاخت اما آن را ناکافی دانسته و خواهان برگزاری نشست مخصوص ایران در شورای امنیت تحت ریاست خودش شد تا آن‌گونه که می‌خواهد علیه تهران فضاسازی نماید که این بار هم با مخالفت کشورها با سیاست آمریکا روبرو گردید. جلسه‌ای که دونالد ترامپ در شورای امنیت با کلیدواژه ضدیت با ایران برگزار کرد دوستان و دشمنان و رقبای واشنگتن، آن را به محفلی برای ضد حمله‌ای گسترده علیه سیاست‌های رئیس‌جمهوری آمریکا تبدیل کردند. ترامپ با تکیه‌بر صندلی ریاست شورای امنیت، اتهامات ضد ایرانی‌اش را دوباره مطرح کرد اما آنچه برای او تازگی داشت این بود که تقریباً همگان چشم در چشم او دوختند و با صراحت اعلام کردند که راه و روش و نگاهشان درباره ایران با آمریکا فرق دارد[4].

 

جلسه‌ای که دونالد ترامپ در شورای امنیت با کلیدواژه ضدیت با ایران برگزار کرد دوستان و دشمنان و رقبای واشنگتن، آن را به محفلی برای ضد حمله‌ای گسترده علیه سیاست‌های رئیس‌جمهوری آمریکا تبدیل کردند

 

ایالات‌متحده از طریق شورای امنیت درصدد اجماع سازی علیه برنامه موشكی ایران است؛ تاكتیكی كه بارها تكرار شده اما به نتیجه دلخواه مقامات كاخ سفید منجر نشده است. درنتیجه با تلاش‌های آمریكا و همراهی فرانسه و انگلیس نشستی پشت درهای بسته توسط اعضای شورای امنیت برگزار شد اما آن‌ها حتی نتوانستند به بیانیه مشتركی در خصوص آزمایش‌های موشكی ایران دست یابند. اگرچه فرانسه و انگلیس با طرح ادعای آزمایش موشکی ایران در شورای امنیت با فشار آمریکا تلاش کردند تا روند فشار امنیتی بر ایران را آغاز نمایند اما به نظر می‌رسد که دوران اجماع سازی در شورای امنیت سازمان ملل باوجود فضای جدید به پایان رسیده است. موضوع ادعایی آزمایش‌های موشکی ایران یکی از موضوعاتی است که در دوران پیشا برجام، گرماگرم مذاکرات برجام، پس‌ازآن و نیز قطعنامه 2231 مطرح‌شده بود. در این چارچوب آمریکا از این موضوع برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران بهره گرفته و در موضوعات قدرت ساز همواره یک نگاه محدودساز و مبتنی بر مهار به ایران داشته است. جلسه شورای امنیت با ریاست ترامپ با موضوع منع گسترش سلاح‌های کشتارجمعی برگزار شد، اما هدف اصلی او از تشکیل این جلسه ایجاد اجماع علیه ایران بود که با شکست روبرو شد.

سطوح اهداف آمریکا در ایجاد اجماع بین‌المللی

اهداف آمریکا در فرایند ایجاد اجماع بین‌المللی ضد ایرانی از سطوحی متنوعی برخوردار است بدین معنا که دامنه کشورهایی که با آن‌ها رایزنی می‌کند متنوع و در سه دسته کلی قرار می‌گیرند.

آمریکا از گروهی از کشورها همچون متحدین فرا آتلانتیکی‌اش که کشورهای اروپایی هستند انتظار دارد اجماعی در سطح همراهی عملی و اقدام مستقیم در خصوص ایران را با ایالات‌متحده رقم بزنند.

از سوی دیگر از کشورهای متخاصم منطقه‌ای همچون عربستان و امارات و بحرین انتظار دارد تا در این اجماع به همراهی لفظی و اقدام غیرمستقیم در خصوص ایران اقدام نمایند.

نهایتاً از کشورهای دوست و همسو با ایران همچون روسیه، چین، هند، عراق و دیگر همسایگان ایران انتظاری در شکل حداقلی اجماع با ماهیت بی‌طرفی در معادلات مربوط به خصومت ورزی ضد ایرانی دارند.

نکته اینجاست که تاکنون نتوانسته اند در عمده‌ترین محورهای این اجماع به نتیجه دلخواه برسند و حتی متحدان دیرین آمریکا، اروپا نیز نسبت به این سیاست‌ها تحفظ جدی داشته و به این اجماع نپیوسته است.

 

اروپایی‌ها از ایالات‌متحده خواستار شفافیت راهبردی هستند، اما تاکنون نخواسته‌اند تصمیمات موردنیاز برای همراهی باسیاست‌های تنش‌زای کاخ سفید اتخاذ کنند

 

اروپایی‌ها از ایالات‌متحده خواستار شفافیت راهبردی هستند، اما تاکنون نخواسته‌اند تصمیمات موردنیاز برای همراهی باسیاست‌های تنش‌زای کاخ سفید اتخاذ کنند و اکنون هم به نظر می‌رسد که اروپایی‌ها به‌عنوان اعضای یک محور ضد ترامپ، مشتاق به نمایش کمک به ایران برای یافتن راه‌هایی برای جلوگیری از تحریم‌های آمریکا هستند. واشنگتن به مرحله‌ای رسیده است که باید فرانسه و آلمان را متقاعد کند که این لحظه‌ای نیست که بخواهند شرایط را برای نظام ایران راحت‌تر کنند و این مسئله پارادوکس اجماع سازی آمریکا است.[5]

اروپای متحد امروز آن‌قدر در چنبره مشکلات داخلی و خارجی فرورفته است که هویت و کیان بلوکی خود را در معرض خطر و فروپاشی می‌بیند. علی‌رغم تلاش‌های گسترده اتحادیه اروپا درروند شکل‌گیری و امضای توافق هسته‌ای، آمریکا حاضر نیست ذره‌ای از منافع این توافق بین‌المللی حتی از حیث پرستیژی نصیب شریک آتلانتیکی‌اش شود و به‌گونه‌ای اروپا را در شرایط سخت میان انتخاب دو گزینه یعنی پیروی از نظم آمریکا مبتنی بر یک‌جانبه‌گرایی و ایجاد اجماع در سطح همراهی اعلامی و عملی علیه ایران از یکسو، و نظم چندجانبه گرایی که راهبرد اساسی اروپا بر آن استوارشد، از سوی دیگر قرار داده است.

اتحادیه اروپا به‌رغم اراده سیاسی و نیاز اساسی به حفظ برجام، تا به امروز از برداشتن گام‌های عملی مؤثر برای مقابله با تحریم‌های ثانویه آمریکا و نجات این توافقنامه ناتوان بوده و باگذشت زمان نیز ضعف و ناتوانی این نهاد اروپایی در نقش‌آفرینی موضوعات مختلف در حوزه دیپلماسی چندجانبه به‌وضوح آشکار می‌شود؛ اما این به معنای همراهی اروپا با ایالات‌متحده در ایجاد یک اجماع در سطح عالی علیه ایران با تأکید بر همسان‌سازی سیاست‌های اروپا با روش‌های تنش‌زای کاخ سفید و همراهی عملی با آن نیست.

نتیجه‌گیری

ایالات متحده در سیاست ضد ایرانی خود، تمام توانش را برای فشار حداکثری بر ایران به کار برده و در همین راستا از ظرفیت تحریمی هم برای تسلیم ایران بهره گرفته است. بااین‌حال، برخلاف اوباما، ترامپ تاکنون نتوانسته یک اجماع جهانی علیه ایران ایجاد کند. ترامپ تصور می‌کرد با خروج از برجام، این توافق از بین می‌رود و زمینه برای ایجاد اجماع جهانی علیه تهران فراهم می‌شود. اجماعی که می‌توانست زمینه‌ساز یک فشار همه‌جانبه بین‌المللی و مذاکرات جدید باشد. حتی بسیاری از اقدامات اخیر آمریکا علیه ایران نظیر تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و لغو معافیت‌های نفتی نیز در راستای تحریک ایران به انجام یک واکنش حساب نشده ارزیابی می‌شود. اما این‌گونه نشد و عملکرد هوشمندانه ایران مانع از آن شد که آمریکا به‌مانند دوران اوباما اجماعی همه‌جانبه علیه ایران به وجود آورد و رویکرد آمریکا در انزوا قرار گرفت.

 

اروپای متحد امروز آن‌قدر در چنبره مشکلات داخلی و خارجی فرورفته است که هویت و کیان بلوکی خود را در معرض خطر و فروپاشی می‌بیند

 

استراتژی ضد ایرانی مبهم (جنگ.تحریم.مذاکره) آمریکا، در راستای سردرگم کردن و ایجاد اختلالات تصمیم سازی و کارکردی ایران برای دست زدن به اقدامات شتاب‌زده و نامتعارف و به‌گونه‌ای تداخل در گزینش عقلانی تفسیر می‌شود. در ایران اما علی‌رغم تأثیرات مخرب تحریم‌ها و فشارهای همه‌جانبه، اجماع یکپارچه‌ای در مقاومت و مخالفت با مذاکره با آمریکا شکل گرفت. ایران در راستای حقانیت خود به پایبندی به توافقات و عهدنامه بین‌المللی از یکسو، اثبات صلح‌آمیز بودن برنامه‌ی هسته‌ای از سوی دیگر و انزوای آمریکا در دنیا و اشتهار به آن مبنی بر کشوری زورگو که حتی به عهدنامه‌های خود هم پایبند نیست؛ صبری استراتژیک پیشه  کرد و مانع ایجاد اجماع مدنظر ایالات‌متحده گردید.

ترامپ با اعتقاد به اینکه معادله «افزایش فشار – افزایش کرنش» در برابر ایران جواب خواهد داد، با عملکرد خود به‌سوی حیثیتی سازی مسئله ایران برای خود و دولتش می‌رود و می‌تواند موجب انزوای بیشتر آمریکا و زیرسوال رفتن کارآمدی دولت ایالات متحده در انتخابات پیش رو گردد. اکنون آمریکا از برجام خارج شده و قطعنامه شورای امنیت را نقض کرده و در قانع سازی سایر امضاء کننده گان برجام برای خروج از برجام، شکست خورد و منزوی شد.

در صورتی که دیگر کشورها بتوانند در مقابل آمریکا از خود مقاومت نشان دهند، تحولی بزرگ در مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا و شکست و انزوای سیاست ضد ایرانی ترامپ خواهد بود و تاثیرات مهمی درمعادلات منطقه ای و بین المللی خواهد داشت.

 

منابع و ارجاعات

[1] «نحوه خروج از معاهده هسته‌ای ایران» جان بولتون، منتشر شده در سایت نشنال ریویو، در تاریخ 28 آگوست 2017 قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.nationalreview.com/2017/08/iran-nuclear-deal-exit-strategy-john-bolton-memo-trump/

[2] «اجلاس ورشو تلاش شکننده برای اجماع علیه ایران» دکتر حیدر علی مسعودی، منتشر شده در تاریخ 27 بهمن 1397 قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.setaresobh.ir/fa/news/detail/20600

[3] «تلاش آمریکا برای تحقق اجماع بین المللی علیه ایران» دکتر حیدر علی مسعودی، منتشر شده در سایت العربیه، در تاریخ 15 ژوئن 2019 قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://farsi.alarabiya.net/fa/iran/2019/06/15/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-

[4] «یک‌جانبه‌گرایی ایالات‌متحده و تأثیر آن در افول هژمونی آمریکا» توحید افضلی، منتشر شده در وبسایت اندیشکده تبیین، در تاریخ 11 اردیبهشت 1397 قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/25897/%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D8%AC%D8

[5]“دیدگاه تایمز درباره جنگ لفظی ترامپ علیه ایران ” منتشرشده در وب‌سایت روزنامه ساندی تایمز در تاریخ 24 ژوئن 2019 قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.thetimes.co.uk/article/the-times-view-on-trump-s-war-of-words-with-tehran-iranian-gambit-75vmg52ft

 

ارسال دیدگاه