مبانی حقوقی و سیاسی کاهش تعهدات برجامی ایران

در پاسخ به خروج آمریکا از برجام و تلاش برای تشدید تحریم‌های ضدایرانی، ایران نیز متقابلاً یادداشت مورد شروع به کاهش گام‌به‌گام تعهدات خود طبق مفاد برجام کرده است. مبانی حقوقی و سیاسی اقدام ایران در این واکاوی قرارگرفته است.

اندیشکده راهبردی تبیین- در اردیبهشت‌ماه 1397 ایالات‌متحده امریکا به طور رسمی و البته یک‌جانبه از «برجام» خارج شد و پس‌ازآن به تحریم دوباره ایران روی آورد.[1] تحریم‌هایی که پیش از خروج برجام نیز کم‌وبیش گریبان گیر کشورمان بود اما پس از خروج آمریکا از برجام، به نحو شدیدتری نظام اقتصادی ایران را هدف قرار داد. پس‌ازآن، کشورهای باقی مانده در توافق، مشخصاً سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان تلاش کردند تا با جلب نظر ایران و تشویق او به ادامه همکاری‌ها با آژانس و اجرای مفاد برجام، مانع خروج کشورمان از برجام شوند. در همین راستا وعده دادند تا با در نظر گرفتن سازوکارهای خاص مالی و بانکی، اثرگذاری تحریم‌های آمریکا را به حداقل برسانند. پس از گذشت 9 ماه از آن تاریخ و تأثیر گسترده تحریم‌های آمریکا، سرانجام اروپایی‌ها از سازوکار مالی «اینستکس» رونمایی کردند که در بهترین حالت، سازوکاری برای تأمین حیاتی‌ترین نیازهای مصرفی ایران از قبیل دارو، مواد غذایی، تجهیزات پزشکی و برخی قطعات و ماشین‌آلات صنعتی «مُجاز» است و بنابراین سازوکار کُند و بی‌رمق است که با آنچه باید مطالبه‌ی ایران باشد، فاصله‌ای بسیار دارد.[2]

ممکن است ارزیابی ایران از میزان کارایی سازوکار مالی اینستکس بیشتر از آن چیزی باشد که خود اروپایی‌ها بدان باورمندند. از دیدگاه اروپایی‌ها، هدف از ایجاد اینستکس تشویق ایران به رعایت مفاد برجام از طریق باز گذاشتن «راه تنفس اقتصادیِ حداقلی» است تا بلکه به تدریج زمینه‌ی راه حلی دیپلماتیک برای توافق تازه‌ای بین واشنگتن و تهران فراهم شود و ایران نیز به منظور اجتناب از جنگ، چاره‌ای جز تطبیق خود با شرایط اینستکس ندارد و خواه‌ناخواه با آن کنار خواهد آمد. ایران اما تلقی دیگری دارد و تاکنون با کاهش تعهدات برجامی خود طی دو مرحله تلاش کرده عزم و اراده‌ی جدی خود را در پیگیری حقوق و مطالبات حداکثری، به اثبات برساند.

 

اقدام ایران برای کاهش تعهدات برجامی خود، مطابق با مبانی موجود در خود برجام، مشخصاً مواد 26 و 36 است؛ البته باید توجه داشت آنچه ایران تاکنون انجام داده را نمی‌توان مصداق «عدم پایبندی اساسی » دانست؛ چرا که نه ایران مدعی آن است، نه تفسیر دول طرف برجام و گزارش‌های آژانس انرژی اتمی چنین بوده است

 

از نگاه ایران؛ کشورهای اروپایی از زمان خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام، به جای مهار آمریکا و تلاش برای برقراری روابط تجاری با کشورمان، در اظهارنظر جانب برجام و در عمل جانب تحریم­ را گرفته­ اند. اروپا در محدودسازی فعالیت‌های موشکی و منطقه‌ای ایران با ایالات متحده هم نظر است اما در خصوص روش برخورد آمریکا با این موضوع که مشخصاً فشار و تحریم ایران و خروج از برجام بوده، اختلاف دیدگاه دارند. برای مثال لودریان، وزیر خارجه فرانسه پس از خروج آمریکا از توافق هسته ای و در گفت و گو با شبکه رسانه ای «آر تی ال» لوکزامبورگ گفت: «این پیمان از بین نرفته و همچنان پابرجاست… منطق آمریکا مبتنی بر انزواطلبی و یک­جانبه است. آمریکا پلیس اقتصادی این جهان نیست… ما متوجه هستیم که موارد دیگری برای گفت وگو با ایران وجود دارد و آماده ایم برای دستیابی به یک توافق وسیع تر گفت وگو کنیم.»[3] اگرچه کشورهای اروپایی حتی گزینه ­ی شکایت از آمریکا به سازمان تجارت جهانی را نیز مطرح کرده یا از سازوکار وضع «مقررات مسدودسازی» برای ادامه تجارت با ایران و مصون کردن بانک­ های اروپایی از آثار تحریم ­های فراسرزمینی آمریکا سخن به میان آورده ­اند[4] اما اغلب گزینه ­های مذکور چیزی بیشتر از ابراز نگرانی دیپلماتیک و حمایت‌های لفظی از برجام نبوده است.

مانع اصلی پیش روی اروپا، تحریم­های ثانویه ­ی آمریکاست که کشورهای دیگر را ملزم می­کند از تجارت با ایران دست بردارند تا مجازات ­های اقتصادی ایالات متحده دامن گیرشان نشود! اروپا از ابتدا می­بایست با سیاست­ های آمریکا در مورد تحریم ­های ثانویه مخالفت می ­کرد اما اکنون که آن را به رسمیت شناخته، چاره­ ای جز مراعات منویات واشنگتن ندارد. در گذشته برخی از بانک‌های اروپایی به خاطر نقض تحریم‌های ایران ناچار به پرداخت جریمه شدند زیرا «با توجه به وضعیت نامتعادلی که میان شرکت‌های اروپایی و امریکایی وجود دارد، ایجاد تسهیلاتی برای ایران بسیار مشکل است. برای نمونه نمی‌توان بانک‌های بزرگ را مجبور کرد که به معامله با ایران دست بزنند. زیرا تا زمانی که ارز اصلی آنها دلار باشد، تابع قوانین امریکا هستند و از مجازات‌های اقتصادی بیم دارند.»[5]

با عنایت به همین تحلیل‌ها، جمهوری اسلامی ایران از شرکای باقی مانده در برجام درخواست کرد تا طی ۶۰ روز وضعیت بحرانی خرید نفت و مشکل تبادلات مالی و بانکی را حل‌وفصل کنند در غیر این صورت وارد فاز دوم کاهش تعهدات خود در برجام خواهد شد. علی‌رغم ابراز نگرانی دولت‌های اروپایی و رد کردن ضرب‌الاجل ایران،[6] جمهوری اسلامی سرانجام در راستای صیانت از حقوق هسته‌ای خود و تأمین منافع مشروع حاصل از توافق، در دو گام تعهدات برجامی­اش را کاهش داد.

ایران پیش از این و در مرحله اول کاهش برخی از تعهدات خود در برجام، از سقف تعیین شده ۳۰۰ کیلوگرم برای نگهداری و ذخیره اورانیوم غنی شده عبور کرده بود و در گام دوم، دیگر به غنی‌سازی اورانیوم با خلوص ۳.۶۷ پایبند نخواهد بود و این میزان را تا به هر سطحی که نیاز داشته باشد، افزایش خواهد داد.[7]

 

شورای حکام مرجع رسیدگی به دعاوی مرتبط با برجام نیست؛ بلکه سازوکار دیگری در مورد نقض برجام پیش بینی شده و در صورت نقض برجام توسط ایران لزوماً مفاد و مقررات مربوط به پیمان عدم اشاعه نقض نخواهد شد؛ چراکه برخی از تعهدات ایران ذیل برجام، اقدامات داوطلبانه است و نه مفاد معاهده مزبور
 

 

1-زمینه‌های اقدام ایران در کاهش تعهدات برجامی

بند 1 تا ۳ پیوست شماره 2 برجام صراحتاً اقدامات و نتایج اقدامات اروپا در قبال تحریم‌ها را مطرح کرده است. به طور مشخص قسمت الف این ضمیمه به اقدامات اتحادیه اروپا و قسمت ب این پیوست به اقدامات ایالات‌متحده آمریکا پرداخته است. مطابق تفسیر ایران، در خصوص بندهای مربوط به اروپا، مشخصاً بند 3، صِرف اقدام کافی نیست و تعهدات اروپا، تعهد به نتیجه است؛ به‌نحوی‌که ایران نتایج حاصل از اقدامات اتحادیه اروپا را ببیند.[8]

مطابق بند 28 برجام، کشورهای عضو توافق و ایران متعهد هستند که «…برجام را با حسن نیت و در فضایی سازنده، بر مبنای احترام متقابل اجرا نمایند و از هرگونه اقدام مغایر با نص، روح و هدف برجام که اجرای موفقیت آمیز آن را مختل سازد، خودداری کنند. مقامات ارشد دولتی در گروه 1+5 و ایران تمام تلاش خود را برای حمایت از اجرای موفقیت آمیز برجام، از جمله در بیانات عمومی خود، به کار خواهند بست. گروه 1+5 کلیه اقدامات لازم را برای لغو تحریم‌ها به عمل خواهند آورد، و از تحمیل مقررات آئین‌نامه‌ای استثنائی یا تبعیض‌آمیز و الزامات شکلی به جای تحریم‌ها و اقدامات محدودیت ساز تحت پوشش این برجام، خودداری می‌ورزند.»[9]

همچنین در بند 29 آمده است: «اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و همچنین ایالات‌متحده، منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف خاص تأثیرگذاری منفی و مستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهداتشان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت آمیز این برجام خودداری خواهند کرد.»[10]

جمهوری اسلامی ایران باور دارد که مفاد مذکور هم توسط آمریکا و هم توسط اروپایی‌ها به‌طورکلی و یا جزئی نقض شده است. درواقع آنچه «نفع مشروع» ایران از برجام بود، عملاً محقق نشده. نه‌تنها تبادلات بانکی و مالی ایران عادی نشده بلکه با خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌های یک‌جانبه این کشور علیه فروش نفت ایران، دوباره کشورمان در معرض تحریم‌های نفتی و مالی جدید قرار گرفته است.

2-مبانی اقدام ایران در کاهش تعهدات برجامی

بر مبنای مواد 26 و 36 برجام، ایران حق دارد بعضی تعهدات خود را به موجب برجام متوقف کند. بند 26 برجام می‌گوید: «اتحادیه اروپایی از بازگرداندن یا تحمیل مجدد تحریم‌هایی که اجرای آن‌ها را وفق این برجام لغو کرده، خودداری می‌نماید، فارغ از فرآیند حل‌وفصل اختلافات پیش‌بینی‌شده در این برجام. هیچ‌گونه تحریم جدید هسته‌ای شورای امنیت و هیچ‌گونه تحریم جدید اتحادیه اروپایی وجود نخواهد داشت… ایران اعلام کرده است که تحمیل چنین تحریم‌های جدید مرتبط با برنامه­ی هسته‌ای را به‌منزله­ی مبنایی برای توقف کلی یا جزئی اجرای تعهدات خود وفق این برجام، تلقی خواهد نمود.» علاوه بر این، بر مبنای ماده 36 برجام، «چنانچه ایران معتقد باشد که هر یک یا کلیه گروه 1+5 تعهدات خود را رعایت ننموده‌اند، ایران می‌تواند موضوع را به منظور حل‌وفصل به کمیسیون مشترک ارجاع نماید… و چنانچه طرف شاکی معتقد باشد که موضوع، مصداق «عدم پایبندی اساسی» است، آنگاه آن طرف می‌تواند موضوع فیصله نیافته را به عنوان مبنای توقف کلی و یا جزئی اجرای تعهداتش وفق برجام قلمداد کرده و یا به شورای امنیت سازمان ملل متحد ابلاغ نماید که معتقد است موضوع مصداق عدم پایبندی اساسی بشمار می‌آید.»[11]

از مجموع دو بند یاد شده این‌طور استنباط می‌شود که اقدام ایران برای کاهش تعهدات برجامی خود، مطابق با مبانی موجود در خود برجام، مشخصاً مواد 26 و 36 است؛ البته باید توجه داشت آنچه ایران تاکنون انجام داده را نمی‌توان مصداق «عدم پایبندی اساسی[12]» دانست؛ چرا که نه ایران مدعی آن است، نه تفسیر دول طرف برجام و گزارش‌های آژانس انرژی اتمی چنین بوده است. بااین‌حال، اگر هر یک از سه کشور اروپایی امضاکننده توافق هسته‌ای (بریتانیا، آلمان و فرانسه) به این نتیجه برسند که ایران این توافق را به صورت «اساسی» نقض کرده است، می‌توانند روند بررسی اختلاف را به جریان بیندازند که ظرف مدتی کمتر از ۶۵ روز این مسئله به شورای امنیت ارجاع داده خواهد شد. به این نحو که اختلافات ناشی از اجرا یا تفسیر برجام، در مرحله اول در سطح کمیسیون مشترک، سپس در سطح وزرای خارجه، پس‌ازآن در یک هیئت مشورتی متشکل از نمایندگان طرفین و نهادهای مستقل و درنهایت در سطح شورای امنیت ملل متحد مطرح خواهد شد.

چنانچه گفته شد؛ توقف بعضی تعهدات برجامی به معنای خروج ایران از توافق هسته­ ای نیست. نه موضع و رویه­ ی دولت­ های اروپایی و نه آژانس بین­ المللی انرژی اتمی (IAEA) چنین تفسیری نداشته ­اند. تنها ساعاتی بعد از نشست خبری سخنگوی دولت ایران با همراهی معاون سیاسی وزارت خارجه و سخنگوی سازمان انرژی اتمی درباره گام دوم کاهش تعهدات برجامی، یکی از سخنگویان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مصاحبه با رسانه‌ها به این جمله بسنده کرد که «آژانس… از بیانیه­ ی امروز ایران مطلع است و بازرسان آژانس در ایران به زودی درباره گام دوم ایران به مقر این نهاد بین‌المللی در وین گزارش خواهند داد.»[13]

گزارش بازرسان آژانس هرچه باشد بعید است انحراف ایران از مفاد پیمان عدم اشاعه را تأیید کند و بنابراین ایالات متحده آمریکا یا هر کشور عضو دیگری با شکایت احتمالی به شورای حکام بهره ­ای نخواهد برد زیرا اولاً آژانس انرژی اتمی در 15 گزارش رسمی خود؛ عدم انحراف ایران از مفاد معاهده منع اشاعه (NPT) را تأیید نموده و ثانیاً شورای حکام مرجع رسیدگی به دعاوی مرتبط با برجام نیست؛ بلکه سازوکار دیگری در مورد نقض برجام پیش­بینی شده و ثالثاً در صورت نقض برجام توسط ایران لزوماً مفاد و مقررات مربوط به پیمان عدم اشاعه نقض نخواهد شد؛ چراکه برخی از تعهدات ایران ذیل برجام، اقدامات داوطلبانه است و نه مفاد معاهده مزبور.

 

مبنای اقدام ایران را نمی‌توان در قالب «اقدام متقابل» توضیح داد. اول به این دلیل که چنین ضمانت اجرایی وقتی مطرح می‌شود که یک «عمل متخلفانه بین‌المللی» رخ داده باشد و دوم اینکه برجام توافقی سیاسی، با ماهیتی متفاوت از معاهدات بین‌المللی است و اگرچه ممکن است آثار حقوقی داشته باشد اما طبعاً ضمانت اجرای توافقات حقوقی را ندارد

 

بر همین اساس انگیزه­ی ایران برای توقف جزئی تعهدات برجامی بر مبنای بند 26 و عدم پیگیری نقض اساسی برجام در قالب سازوکار حل اختلاف موجود در بند 36 بوده است. لذا در صورت مطرح شدن پرونده مزبور در سطح شورای امنیت، آنچه به رأی گذاشته خواهد شد «تداومِ لغوِ تحریم‌ها» علیه ایران است. این بدان معنی است که در صورت عدم تصویب چنین قطعنامه‌ای در شورای امنیت یا وتوی آن توسط ایالات‌متحده امریکا یا متحدان آن نظیر انگلستان و فرانسه، تمامی تحریم‌های سابق شورای امنیت علیه ایران، باز خواهد گشت![14]

بااین‌وجود باید توجه داشت که مبنای اقدام ایران را نمی‌توان در قالب «اقدام متقابل» توضیح داد. اول به این دلیل که چنین ضمانت اجرایی وقتی مطرح می‌شود که یک «عمل متخلفانه بین‌المللی» رخ داده باشد و دوم اینکه برجام توافقی سیاسی، با ماهیتی متفاوت از معاهدات بین‌المللی است و اگرچه ممکن است آثار حقوقی داشته باشد اما طبعاً ضمانت اجرای توافقات حقوقی را ندارد. بنابراین نقض برجام، غیر از نقض یک تعهد در نظام حقوق بین‌الملل است که در نتیجه‌ی آن بتوان از قواعد ثانویه مسئولیت بین‌المللی یا اقدام متقابل سود جست. لازم به ذکر است که شکایت ایران به دیوان بین‌المللی دادگستری نیز نه با استناد به نقض مفاد برجام بلکه بر مبنای عهدنامه مودت 1955 و تحریم‌هایی صورت پذیرفته است که ایران آن‌ها را مغایر با مفاد عهدنامه مذکور می‌داند. اگرچه برجام ضمیمه‌ی قطعنامه 2231 شورای امنیت است اما ازآنجاکه خود شورای امنیت یک‌نهاد سیاسی است و میزان ضمانت اجرای حقوقی تصمیماتش محل بحث است، حتی توسل به این شیوه‌ی تفسیر نیز گمراه‌کننده خواهد بود یا دست کم محل تفسیر و چالش است.

بااین‌حال و فارغ از اینکه تصمیم ایران واجد کدام مبانی حقوقی یا سیاسی است، باید این بعد دیگر را در نظر گرفت که تصمیم برای کاهش مرحله‌ای تعهدات در شرایط فعلی، یک اقدام هوشمندانه محسوب می‌شود؛ زیرا عزم ایران برای پایان دادن به وضعیت اجرای تعهد یک‌سویه را نشان می‌دهد و از سوی دیگر استفاده‌ای بهینه از ظرفیت موجود و اهرم فشار کشورمان برای بازگرداندن احتمالی ایالات متحده به برجام است. توقف بعضی تعهدات برجامی چنانچه اثر مطلوب خود را بر سایر طرف‌های توافق بگذارد، ممکن است منجر به نجات این توافق شود. نخستین سود حاصل از کاهش مرحله‌ای تعهدات برجامی برای ایران این است که برای میان مدت، برگ‌های برنده‌ی مذاکراتی فراهم می‌آورد. تجربه‌ی مشابهی که در سال‌های 83 و 84 آزموده شد. ایران پس‌ازآنکه منافع حاصل از توافق سعدآباد را به دست نیاورد، برنامه هسته‌ای خود را با شدت و سرعت بیشتری ادامه داد. همین وقت خریدن و بازی‌های دیپلماتیک یک دهه‌ی اخیر باعث شد تا جمهوری اسلامی ایران بتواند کم‌وبیش برنامه هسته‌ای خود را پیش ببرد و سپس با همین برگ‌های مذاکراتی، وارد گفتگو، توافق و تثبیت حق غنی‌سازی شود.

تکاپوی کشورهای اروپایی برای جلوگیری از روند کاهش مرحله‌ای تعهدات برجامی ایران در هفته‌های اخیر به خوبی نشان می‌دهد که آن‌ها گرچه قصد و توان اقدام در راستای تسهیل تجارت با ایران خارج از چارچوب تحریم‌های آمریکا را ندارند، اما از کاهش تعهدات برجامی ایران نیز به شدت نگران هستند.[16]

جمع‌بندی و پیشنهاد‌ها

وزیر امور خارجه ایران، کاهش گام دوم ایران برای کاهش تعهدات برجامی را اقدامی «برگشت‌پذیر» دانسته است. طبیعتاً اقدام ایران بیشتر از آن‌که به قصد پیشبرد فناوری و برنامه‌های هسته‌ای کشور صورت گرفته باشد، به عنوان ابزار فشاری به دول اروپایی انجام پذیرفته تا به کمک آن‌ها تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران خنثی شود. با وجود این، باید این نکته را مد نظر داشت که راهبرد ما در مسئله هسته‌ای و مقابله با تحریم‌ها چیست و در جهت کاهش تعهدات برجامی خود تا چه نقطه‌ای قرار است پیش برویم؟ اساساً تحلیل ما از میزان واگرایی اروپا با آمریکا تا چه اندازه دقیق است و ارزیابی ما از میزان کارایی و تمهیدات دول اروپایی در برابر آمریکا چقدر درست است؟

 

نخستین سود حاصل از کاهش مرحله‌ای تعهدات برجامی برای ایران این است که برای میان مدت، برگ‌های برنده‌ی مذاکراتی فراهم می‌آورد. تجربه‌ی مشابهی که در سال‌های 83 و 84 آزموده شد. ایران پس‌ازآنکه منافع حاصل از توافق سعدآباد را به دست نیاورد، برنامه هسته‌ای خود را با شدت و سرعت بیشتری ادامه داد. همین وقت خریدن و بازی‌های دیپلماتیک یک دهه‌ی اخیر باعث شد تا جمهوری اسلامی ایران بتواند کم‌وبیش برنامه هسته‌ای خود را پیش ببرد و سپس با همین برگ‌های مذاکراتی، وارد گفتگو، توافق و تثبیت حق غنی‌سازی شود

 

باید توجه کرد گامی که با صرف هزینه‌ها و پیش‌بینی تهدیدهای آن، به جلو گذارده می‌شود، به سختی می‌تواند به عقب بازگردد! اگر ایران برای کاهش پلکانی تعهدات برجامی خود مصمم است، باید از هم‌اکنون این احتمال را بدهد که این راه ممکن است برگشت‌ناپذیر باشد و نیز چنانچه نقض یا کاهش تعهدات برجامی به حد «عدم پای بندی اساسی» برسد، ممکن است پرونده‌ی اختلافات را به مسیری بکشاند که مد نظر ایران نیست. اگر ایران همچنان به کاهش تعهدات برجامی خود ادامه دهد، بدون آنکه از چنین اقدامی نتیجه و دستاورد سیاسی یا اقتصادی قابل توجهی حاصل شود، چه بسا برخی اروپایی‌ها به این نتیجه برسند که شاید تنها راه زمینه‌سازی برای دستیابی به توافق تازه با ایران، «پایان برجام» باشد. مرگ برجام اگرچه برای ایران آخر خط نیست، مخصوصاً که در دوران حیات آن نیز تحول خاصی رخ نداد، اما چنانچه کشورمان برای دوران مرگ برجام راهبردی نداشته باشد، بعید است بتوان به نقطه‌ی امیدی در دیپلماسی دل بست.

بر همین اساس پیشنهاد می‌شود جمهوری اسلامی ایران در وهله نخست، استراتژی خروج مرحله به مرحله از برجام را به‌نحوی‌که این افزایش تنش منجر به تحریک دیگر کشورها به میانجیگری برای لغو تحریم های خلاف برجام بشود، در پیش بگیرد؛ اگرچه ممکن است این افزایش تنش ناخودآگاه و با یک اشتباه محاسباتی به یک جنگ تصادفی تبدیل بشود یا دست کم، شکاف میان اروپا و آمریکا را پر کند. بنابراین بهترین راهکار موجود در شرایط فعلی تکیه بر طرح «توقف در برابر توقف» با اعمال اصلاحات و بهبود کارایی آن است. در این طرح پیشنهادی، آمریکا در ازای توقف اقدامات بیشتر از سوی ایران برای کاستن از تعهدات برجامی، اعمال تحریم‌های بیشتر را به منظور آغاز گفت‌وگوها متوقف می‌کند. کشورهای اروپایی موافق برجام نیز باید به طور جدی نشان دهند که تمام تلاش خود را صرف به حداقل رساندن آسیب­های ناشی از تحریم‌های امریکا خواهند کرد. هرگونه طرح پیشنهادی برای توقف تنش­های موجود باید حاوی مجموعه‌ای از مواضع سیاسی و اقدامات اقتصادی باشد که به ایران نشان دهد خروج آمریکا از برجام به معنای فرجام این توافق و مطالبات کشورمان نیست. اگر چنین طرحی با شکست روبه‌رو شود یا مورد پذیرش آمریکا قرار نگیرد، دیگر ادامه حضور ایران در برجام موضوعیت خود را از دست می‌دهد.

راهکار دوم تلاش برای رأی نیاوردن ترامپ در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است. احتمال می‌رود که بیش‌ترین امتیاز ممکن را بتوان از ترامپ در آستانه‌ی انتخابات پیش رو گرفت. اگر این امتیازگیری به مرحله­ ی عمل هم نرسد، دست­کم می­توان با در پیش گرفتن دیپلماسی عمومی، توپ را به زمین آمریکا انداخت و وجهه ­ی ماجراجوی این دولت را بیش از همیشه به افکار عمومی به ویژه در داخل آمریکا نشان داد.

منابع و پی نوشت ها

[1] “Trump Withdraws U.S. From ‘One-Sided’ Iran Nuclear Deal”. The New York Times. May 8, 2018. Retrieved May 8, 2018.

[2] “INSTEX: Doubts linger over Europe’s Iran sanctions workaround”, by: Siobhan Dowling, Aljazeera/ July 1, 2019.

[3] «مواضع دوپهلوی اروپا درباره مقابله با بازگشت تحریم ها»، وبسایت خبری مشرق، تاریخ انتشار: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، کد خبر 854054، قابل دسترسی در:

https://www.mashreghnews.ir/news/854054/

[4] همان.

[5] « بدون آمریکا در برجام، از اتحادیه اروپا چه کاری ساخته است؟»، نوشته Mtthias von Hein، دویچه­وله فارسی، منتشره در 08/05/2018، قابل دسترسی در:

https://www.dw.com/fa-ir/

[6] “اتحادیه اروپا ضرب‌الاجل 60 روزه ایران را رد کرد”، بی بی سی فارسی، 19 اردیبهشت 1398، قابل‌دسترسی در:

http://www.bbc.com/persian/iran-48211318

[7] “پایان مهلت 60 روزه، ایران غنی‌سازی بالای 3.67 درصد را از امروز آغاز می‌کند”، نگارش از  Euronews، به روز شده در: ۰۷/۰۷/۲۰۱۹، قابل‌دسترسی در:

https://fa.euronews.com/2019/07/07/the-amount-of-enriched-uranium-in-iran-increased

[8] UN Security Council, Security Council resolution 2231 (2015) [on Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) on the Islamic Republic of Iran’s nuclear program], 20 July 2015, available at: https://www.refworld.org/docid/55b9e2084.html [accessed 21 July 2019]

[9] Ibid.

[10] Ibid.

[11] Ibid.

[12] Significant non-compliance

[13] «واکنش آژانس اتمی به گام دوم کاهش تعهدات برجامی ایران»، شبکه فارسی العالم، 16 تیر 1398، قابل دسترسی در:

https://fa.alalamtv.net/news/

[14]  گلچین، سهیل، «چشم‌انداز شکایت ایران از آمریکا در دیوان بین‌المللی دادگستری»، وب‌سایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشره در تاریخ 3 شهریور 1397.

[15] «کاهش تعهدات برجامی ایران اقدامی جسورانه، ضروری و بی خطر»، پایگاه خبری تحلیلی اقتصاد مقاومتی نیوز، 1 تیر 1398، شناسه خبر: 92271، قابل دسترسی در:

http://moqavemati.net/92271/

[16] همان.

ارسال دیدگاه