احتمال لغو محاصره قطر و تأثیر آن بر آینده روابط دوحه با طرف‌های منطقه‌ای

احتمال لغو محاصره قطر از سوی عربستان و متحدین آن با توجه به عدم تحقق اهداف و شروط رفع محاصره، دارای تأثیرات مهمی بر روابط دوحه با طرف‌های منطقه‌ای خواهد بود.

اندیشکده راهبردی تبیین- «خلیفه بن حمد» برادر امیر قطر اخیراً از گشایش قریب‌الوقوع آسمان سراسر منطقه غرب آسیا بر روی هواپیمای قطری و لغو محاصره این کشور از سوی چهار کشور عربستان، بحرین، امارات و مصر خبر داد. «إلیوت إنجل»، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا نیز رفع محاصره و همکاری عربی برای مقابله با تهدیدهای واقعی در منطقه را به مصلحت طرفین اعلام کرد. در صورتی که چنین تحولی در رابطه‌ی قطر با چهار کشور ذکر شده رخ دهد، یکی دیگر از تصمیم‌ها و اقدام‌های سعودی‌ها در قالب ائتلاف‌سازی منطقه‌ای با شکست مواجه می‏شود زیرا نه تنها دوحه هیچ یک از شروط آل سعود به خصوص تعطیلی شبکه الجزیره، قطع رابطه با جمهوری اسلامی ایران و حماس، تعطیلی پایگاه نظامی ترکیه در دوحه و همچنین تغییر در سیاست خارجی منطقه‏ ای را اجرایی نکرده بلکه با تداوم سیاست خارجی منطقه‏ ای و تأکید بر استقلال خود عملاً عربستان سعودی را به چالش کشیده است. این نوشتار در صدد پاسخگویی به این سوال‏ ها است که سیاست محاصره قطر از سوی عربستان و متحدانش چه پیامدهایی داشته است و چرا این سیاست آل سعود ناکام بوده است؟

 

1-مروری اجمالی بر روند محاصره قطر از شکل‌گیری تا به امروز

سه عضو شورای همکاریِ خلیج ‌فارس، شامل عربستان سعودی، امارات، بحرین به‌ همراه مصر روز پنجم ژوئن 2017 روابط خود را با دولت قطر قطع کردند. نگاه تحت‌الحمایگی و برتری‌جویانة عربستان سعودی در چارچوب شورای همکاری خلیج ‌فارس و عدم پذیرش این نگاه از سوی قطر سبب شکل ‏گیری بحرانی جدی در روابط دوحه با ریاض و برخی کشورهای نزدیک به آن از ژوئن 2017 تاکنون شد. در حالی که عربستان سعودی ماه مه 2017 نشست ضد ایرانی را با حضور دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در ریاض برگزار کرد، «شیخ تمیم بن حمد آل ثانی» امیر قطر به فاصله اندکی پس از نمایش ریاض، در اظهاراتی ایران را «قدرت بزرگ» نامید و روابط قطر را با ایران «خوب» توصیف کرد. امیر قطر گفت «ایران از اهمیت منطقه‌ای و اسلامی برخوردار است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت و به همین دلیل تشدیدِ اوضاع با این کشور به ‌دور از حکمت و تدبیر است.» این اظهارات امیر قطر به‌منزله شکست هدف اصلی آل‌ سعود در برگزاری نشست ریاض یعنی ایجاد اجماع علیه جمهوری اسلامی ایران بود زیرا این سخنان در مقابل سخنان دونالد ترامپ و ملک سلمان در نشست ریاض قرار داشت که ایران را حامی تروریسم و عامل بی‌ثباتی منطقه معرفی کرد.

 

نگاه تحت الحمایگی و برتری جویانة عربستان سعودی در چارچوب شورای همکاری خلیج ‌فارس و عدم پذیرش این نگاه از سوی قطر سبب شکل ‏گیری بحرانی جدی در روابط دوحه با ریاض و برخی کشورهای نزدیک به آن از ژوئن 2017 تاکنون شد

 

عربستان پس از قطع رابطه با قطر، در سناریویی که شبیهِ سناریوی به ‌کار گرفته‌ شده علیه جمهوری اسلامی ایران در اواخر سال 2015 میلادی بود، شماری از کشورهای کوچک عربی را تحت فشار قرار داد تا روابط خود را با قطر قطع کنند. عربستان سعودی و امارات، تمامی مسیرهای زمینی، دریایی و هوایی با قطر را نیز مسدود کردند که بسته‌ شدنِ مرز زمینی عربستان با قطر به‌ دلیل‌آنکه حدود 40 درصد واردات غذاییِ قطر از این مرز و از گذرگاه «ابوسمره» انجام می‌شد، سبب شد فشارها بر دوحه افزایشِ قابل ‌ملاحظه‌ای داشته باشد. (عمادی، 22 خرداد 1396) در حالی‌ که برخی منابع حتی از آماده شدن عربستان سعودی برای حمله نظامی علیه قطر خبر داده بودند، شیخ «تمیم‌ بن خلیفه آل ثانی» امیر قطر با صدور بخش‌نامه‌ای به نیروهای مسلحِ این کشور دستور داد تا برای مقابله با هر تجاوزی به خاک این کشور آماده باشند. وی همچنین با ورود نظامیان ترکیه به این کشور نیز موافقت کرد. در حالی که بازیگرانی نظیر کویت و عمان تلاش کردند میان دوحه و چهار کشور عربی دیگر میانجی‏ گری کنند، اما دوحه هرگونه احیای روابط را به تغییر نگرش ریاض و احترام به حاکمیت و استقلال قطر مشروط کرد، موضوعی که شکست آل سعود محسوب می‏ شد.

عربستان انتظار داشت سیاست محاصره سبب قحطی در قطر و همچنین فروپاشی اقتصادی این کشور و در نهایت تسلیم آن در مقابل ریاض شود، اما سیاست محاصره در عمل بر اقتصاد قطر تأثیر منفی نگذاشته و دوحه روند رشد اقتصادی خود را حفظ کرده است. صندوق بین‌المللی پول در گزارشی به مناسبت دومین سال تنش قطر و چهار کشور عربی نوشت: «اقتصاد قطر به رغم بحران دیپلماتیک با کشورهای عربی بهبود چشم‌گیری داشته است. قطر سال گذشته ۸۴.۵ میلیارد دلار صادرات داشت که نسبت به سال ۲۰۱۷ بیش از ۲۵ درصد رشد داشته است. ذخایر ارزی بانک مرکزی قطر در حالی که در اوج بحران با همسایه‌های عربی در سال ۲۰۱۷ به زیر ۱۵ میلیارد دلار سقوط کرده بود، سال گذشته به بالای ۳۰ میلیارد دلار رسیده است. رشد اقتصادی قطر نیز پارسال به ۲.۲ درصد رسید، در حالی که سال پیش از آن حدود ۱.۶ درصد بود. نرخ تورم نیز تنها دو دهم درصد، یعنی در حد صفر است.» (عمادی، 16 خرداد 1398)

2-بررسی دلایل منطقه‌ای در ناکارآمدی محاصره قطر و تصمیم به لغو آن

ناکارآمدی سیاست محاصره قطر معلول عوامل متعددی است که برخی از مهم‏ترین این دلایل عبارتند از:

  • مهار اولیه بحران با کمک جمهوری اسلامی ایران و ترکیه

قطع روابط با قطر و اتخاذ سیاست محاصره این کشور در روزهای ابتدایی سبب هجوم مردم قطر به فروشگاه‏ ها و خالی شدن فروشگاه ‏ها از اجناس شد، اما دوحه تلاش کرد با کمک سیاست خارجی این معضل مهم و تعیین کننده را رفع کند. بر این اساس، دولت قطر در نخستین گام به سمت ایران و ترکیه آمد. جمهوری اسلامی ایران نیز ضمن مخالفت با سیاست محاصره قطر، مجوزهای عبور هواپیماهای قطر از آسمان خود را افزایش داده تا جایی که مجوزهای عبور از آسمان ایران رشد قابل ملاحظه ‏ای داشته است. با توجه به اینکه قطر جمعیت 2 میلیون و 200 هزار نفری دارد، امکان تأمین مواد غذایی برای این جمعیت اندک وجود داشت. جمهوری اسلامی ایران برای فرستادن مواد غذایی از دریا به قطر اعلام آمادگی کرد و چند کشتی ایرانی مواد غذایی مورد نیاز را به قطر رساندند. ترکیه علاوه بر انجام اقدام‏ های مشابه با ایران، یک پل هوایی برای شکستن تحریم اقتصادی تحمیلی علیه قطر ایجاد کرد و در ساعات نخست بحران در ششم ژوئن ۲۰۱۷ کالاهای ترکیه از طریق هواپیماهای باری خطوط هوایی ترکیه به دوحه سرازیر شدند که حامل مواد غذایی و به خصوص لبنیات، مرغ و تخم مرغ بود. در همین حال، ترکیه نظامیان خود را نیز به دوحه فرستاد تا در مقابل هر گونه اقدام احتمالی نظامی عربستان و متحدانش علیه قطر از این کشور حمایت کنند و همین موضوع عامل مهمی برای روی نیاوردن ریاض به اقدام نظامی علیه دوحه بود. در واقع، تضاد منافع ایران و ترکیه با عربستان و سازگاری منافع تهران و آنکارا با دوحه در این مرحله از بحران که مهم‏ترین مرحله نیز بود، کمک زیادی به قطر برای پشت سر گذاشتن مراحل اولیه بحران کرد.

 

عربستان پس از قطع رابطه با قطر، در سناریویی که شبیهِ سناریوی به ‌کار گرفته‌ شده علیه جمهوری اسلامی ایران در اواخر سال 2015 میلادی بود، شماری از کشورهای کوچک عربی را تحت فشار قرار داد تا روابط خود را با قطر قطع کنند

 

  • چالش‏‌های سیاست خارجی عربستان و پیروزی دوحه در جنگ روانی

عامل مهم دیگری که سبب ناکارآمد ماندن سیاست محاصره قطر شد، پیروزی دوحه در جنگ روانی با ریاض بود. ریاض و سه کشور دیگر از طریق سیاست محاصره تلاش داشتند تا با ایجاد جنگ روانی علیه قطر پیروز این تنش باشند، اما دوحه مرحله اول جنگ روانی ریاض و متحدانش را با کمک ایران و ترکیه پشت سر گذاشت و در مراحل بعد با اعتماد به نفس بیشتر و همچنین بهره ‏گیری از ظرفیت رسانه ‏ای شبکه الجزیره موفق شد در جنگ روانی با ریاض پیروز باشد. در همین حال، جنگ ائتلاف سعودی علیه یمن و گرفتار شدن ریاض در باتلاق یمن و همچنین جنایت قتل فجیع جمال خاشقچی نیز عربستان سعودی را با جنگ روانی شدیدی مواجه ساخت و سبب شد تا عملاً بر حل مشکلات خود به جای تنش با قطر تمرکز کنند. در واقع، طی ماه‏ های اخیر این قطر بود که با شکست ‏های پیاپی عربستان در جنگ یمن و همچنین در تقابل با ایران، دست برتر را در جنگ روانی علیه عربستان داشته است. پس از پیروزی ‏های میدانی ارتش و کمیته ‏های مردمی یمن در ماه ‏های اخیر، «حمد بن خلیفه آل ثانی» امیر سابق قطر در یک ویدیو که در فیسبوک منتشر کرد اظهار داشت: «سعودی‌‌ها از سال‌‌ها پیش علیه یمن جنگ به راه انداخته‌‌‌اند، اما هیچ نتیجه‌‌ای نگرفته‌‌اند.» وقتی عربستان ژوئن گذشته پس از 16 سال با بازگشت نظامیان آمریکایی به ریاض موافقت کرد، بار دیگر «حمد بن خلیفه آل ثانی» در پیامی کنایه ‏آمیز نوشت: «از این تعجب می‌کنیم که حافظه این کشورها کوتاه است. آنها قطر را بابت وجود پایگاه‌های آمریکایی و ترکیه‌ای مورد تمسخر قرار می‌دادند و می‌گفتند قطر نمی‌تواند از خود حمایت کند. این کشورها چه توجیهی برای این چرخش سریع خود دارند؟»

  • بازی دوگانه دونالد ترامپ

یکی از دلایل مهم شکست سیاست محاصره قطر از سوی عربستان و سه کشور دیگر، بازی دوگانه دولت آمریکا با این بحران بود. در حالی که وزارت خارجه و پنتاگون در مرحله اول تنش درون عربی مخالف حمایت واشنگتن از ریاض بودند، دونالد ترامپ به دلیل نگاه مادی که به عربستان دارد از این کشور در تنش با قطر حمایت کرد. با گذشت زمان، اما مشخص شد که ترامپ تمایل دارد این تنش ادامه داشته باشد زیرا وابسته نگه داشتن هر دو کشور به آمریکا، منافع مادی این کشور از فروش تسلیحات را تأمین می‏ کند. بر این اساس، در حالی که عربستان و قطر از متحدان اصلی آمریکا در منطقه غرب آسیا هستند، دولت ترامپ تلاش جدی برای میانجی‏گری میان ریاض و دوحه انجام نداد و این سیاست در عمل به ضرر عربستان سعودی تمام شد زیرا آل سعود انتظار داشت که واشنگتن با اعمال فشار بر قطر، این کشور را به پذیرش شروط عربستان سعودی مجبور سازد و یا به نوعی ریاض را از تنش خودساخته با دوحه نجات دهد، به نحوی که شکست آن در این تنش با قطر چندان برجسته نشود.

  • گذر از اقدام ‏های موقتی به اقدام ‏های ابتکاری و پایدار

دولت قطر پس از پشت سر گذاشتن بحران اولیه، به اقدام‏ های ابتکاری و پایدار به خصوص در حوزه سیاست خارجی روی آورد که از جمله می ‏توان به سفرهای دیپلماتیک و تقویت روابط اشاره کرد. شیخ تمیم بن حمد امیر قطر 14 سپتامبر یعنی سه ماه پس از تنش با چهار کشور عربی، نخستین سفر خارجی خود را به ترکیه انجام داد و روز 15 سپتامبر نیز به آلمان و 16 سپتامبر نیز به فرانسه سفر کرد. در واقع، سفرهای خارجی نشان داد که شیخ تمیم نه تنها نگرانی بابت ادعاها درباره کودتای داخلی ندارد بلکه دولت قطر شوک اولیه ناشی از اقدام ‏های چهار کشور عربی را پشت سر گذاشته‏ است. پس از این سفرهای خارجی، دولت قطر از اقدام‏ های موقتی برای مواجهه با سیاست محاصره عبور کرد و به اقدام‏ های ابتکاری و پایدار روی آورد که از جمله می‏ توان به تقویت روابط با دیگر کشورها، احیای روابط با کشورهایی که تحت فشار عربستان روابط خود را با دوحه قطع کرده بودند، مقاومت در مقابل خواسته‏ های عربستان سعودی و همچنین تداوم حضور در آفریقا اشاره کرد. این وضعیت سبب شد جنگ روانی از روی قطر برداشته و علیه عربستان سعودی به کار گرفته شود.

3-بررسی جایگاه شورای همکاری خلیج فارس در دوران پسامحاصره

یکی از مهم‏ترین پیامدهای تنش میان قطر و چهار کشور عربی، تضعیف جایگاه شورای همکاری خلیج فارس بود. از 5 کشور این تنش، 4 کشور شامل قطر، عربستان، امارات و بحرین از اعضای شش گانه شورای همکاری خلیج فارس هستند. اول اینکه، این تنش نشان داد شورای همکاری خلیج فارس با اختلاف ‏های شدید داخلی مواجه است، به نحوی که مقامات قطری بارها اعلام کردند که شورای همکاری به نهادی فروپاشیده تبدیل شده است. دوم اینکه، تلاش‏ های میانجی‏گرایانه دو کشور دیگر عضو این شورا یعنی کویت و عمان نیز هیچ نتیجه ‏ای نداشته است تا ثابت شود که در عمل نه تنها اعتمادی میان اعضای شورا وجود ندارد بلکه این شورا، «شورای اختلاف‌ها» است نه «شورای همکاری».

 

عربستان انتظار داشت سیاست محاصره سبب قحطی در قطر و همچنین فروپاشی اقتصادی این کشور و در نهایت تسلیم آن در مقابل ریاض شود، اما سیاست محاصره در عمل بر اقتصاد قطر تأثیر منفی نگذاشته و دوحه روند رشد اقتصادی خود را حفظ کرده است

 

در 26 ماه گذشته سه نشست شورای همکاری خلیج فارس برگزار شد. نخستین نشست دسامبر 2017 در کویت بود که با وجود تلاش‏ های زیادی که مقامات کویتی انجام دادند، هیچ مصالحه‏ ای میان قطر و سه کشور دیگر عضو این شورا انجام نشد. بر این اساس، در حالی که شیخ تمیم در نشست کویت حضور یافت، سران عربستان، امارات و عمان در این نشست شرکت نکرده بودند و نشست نیز تنها 15 دقیقه به طول انجامید تا زمزمه‏ های فروپاشی آن بیشتر شود. دومین نشست که سی‎‏ونهمین نشست سران عضو شورای همکاری بود در ریاض برگزار شد، اما امیر قطر نه تنها در این نشست شرکت نکرد بلکه حتی وزیر خارجه این کشور را نیز به نشست ریاض نفرستاد تا هم اختلاف‌ها میان دوحه و ریاض ادامه داشته باشد و هم اینکه نشست ریاض عملا بی‌اعتبار شود. ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی در نشست ریاض بار دیگر جمهوری اسلامی ایران را به سیاست خصمانه علیه کشورهای منطقه و مداخله در امور داخلی دیگر کشورها متهم کرد، اما «صباح الاحمد الجابر الصباح»، امیر کویت در این نشست با رد ادعای پادشاه سعودی گفت: «ما تمایل داریم روابط خوبی با جمهوری اسلامی ایران در چارچوب توافق‌های بین‌المللی داشته باشیم.» (پایگاه تحلیلی و خبری الوقت، 21 آذر 1397)

 نشست سوم نیز ژوئن 2019 به عنوان نشست اضطراری برگزار شد که هدف ملک سلمان از برگزاری این نشست در کنار دو نشست سران عرب و سازمان همکاری اسلامی ایجاد اجماع ضد ایران بود، اما هیچ دستاوردی برای ریاض نداشته است. این نشست اضطراری حتی نشان داد که اختلاف‏ ها میان قطر و عربستان روند صعودی دارد و شورای همکاری همچنان با تداوم اختلاف‏ های درونی مواجه است، زیرا پس از پایان این نشست «محمد بن عبدالرحمن آل ثانی» وزیر خارجه قطر، مخالفت خود را با بیانیه پایانی دو نشست سران عرب و شورای همکاری خلیج فارس اعلام و عنوان کرد که این دو بیانیه با سیاست خارجی دوحه در تضاد است و از پیش تنظیم شده بود.

در مجموع، تنش درون عربی سبب شد سطح مشارکت در نشست سران شورای همکاری خلیج فارس آشکارا تنزل داشته باشد و عملاً این سازمان منطقه ‏ای 6 عضوی در آستانه فروپاشی قرار گیرد.

 

تضاد منافع ایران و ترکیه با عربستان و سازگاری منافع تهران و آنکارا با دوحه در این مرحله از بحران که مهم‏ترین مرحله نیز بود، کمک زیادی به قطر برای پشت سر گذاشتن مراحل اولیه بحران کرد

 

نتیجه‏ گیری

تنش با قطر یکی از اضلاع سیاست خارجی تنش ‏زای عربستان پس از به قدرت رسیدن محمد بن سلمان است. تنش با ایران و جنگ علیه یمن نیز دو ضلع دیگر این سیاست خارجی طی 4 سال و نیم گذشته بود. در هیچ کدام از این تنش ‏ها نیز ریاض پیروز بیرون نیامده است. اگرچه «خلیفه بن حمد» برادر امیر قطر، اخیراً از لغو محاصره این کشور از سوی چهار کشور عربی در کوتاه مدت خبر داد، اما حتی لغو احتمالی محاصره سبب نمی ‏شود ذهنیت دولت و مردم قطر از رفتار خصمانه آل سعود و سه کشور دیگر عربی و همچنین رفتار دوستانه دو کشور ایران و ترکیه پاک شود. لغو احتمالی محاصره قطر به منزله پذیرش شکست سیاست محاصره از سوی آل سعود است، همان‏گونه که مذاکره احتمالی ریاض با تهران نیز به منزله پذیرش شکست سیاست خارجی تنش‌زا با جمهوری اسلامی ایران است.

به طور کلی، حکومت سعودی 4 سال و نیم پس از به قدرت رسیدن ملک سلمان به این جمع‏ بندی رسید که اولاً قدرت‏ های فرامنطقه ‏ای نه تنها در جهت منافع کشورهای منطقه به خصوص عربستان سعودی گام بر نمی‏ دارند بلکه اساساً توان ایجاد تغییرهایی در سطح منطقه به نفع عربستان ندارند، دوماً پیگیری سیاست خارجی جنگ طلبانه و تنش ‏زا بیش از همه به ضرر منافع و امنیت خود عربستان خواهد بود. بر این اساس، انتظار می‏رود که چرخشی در سیاست خارجی منطقه ‏ای عربستان از جمله در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران و قطر شکل گیرد.

 منابع

پایگاه تحلیلی و خبری الوقت، (21 آذر 1397)، اظهار علاقه امیر کویت به داشتن روابط خوب با ایران، قابل دسترسی در آدرس:

http://alwaght.com/fa/News/146035

عمادی سید رضی، (16 خرداد 1396)، روند صعودی تنش درون عربی در سومین سال، شکست آل سعود، خبرگزاری پارس تودی، قابل دسترسی در آدرس:

http://parstoday.com/fa/middle_east-i168304

عمادی سید رضی، (22 خرداد 1396)، تنش در روابط عربستان و قطر؛ ریشه

‏ها و پیامدها، شبکه مطالعات سیاست‏گذاری عمومی، قابل دسترسی در آدرس:

http://npps.ir/ArticlePreview.aspx?id=111877

ارسال دیدگاه