از ائتلاف دریایی اروپایی تا ائتلاف دریایی آمریکایی – انگلیسی در خلیج فارس؛ موانع و محرک ها

یکی از اهداف ائتلاف سازی دریایی در خلیج فارس با ادعای تامین امنیت عبور و مرور کشتی های تجاری، تضعیف ایران است. اما عدم استقبال موثر کشورها از این ائتلاف، نشان از شکست آن دارد.

اندیشکده راهبردی تبیین- قرابت زمانی توقیف نفت کش بریتانیا از سوی ایران به دلیل نقش مقررات عبور و مرور در تنگه هرمز در برابر اقدام بریتانیا در مورد نفت کش ایرانی در جبل الطارق، این تلقی را ایجاد کرد که جمهوری اسلامی ایران در عملی متقابل، به توقیف نفت کش خود توسط بریتانیا پاسخ داده است. دولت انگلستان و بلافاصله در پاسخ به توقیف نفت کش خود مجموعه ای از اقدامات را انجام داد که یکی از آنها پیشنهاد تشکیل نیرویی ائتلافی تحت عنوان «عملیات نظارت دریایی» به همراه فرانسه و آلمان در خلیج فارس است. اما موانعی بر سر تشکیل این ائتلاف وجود داشت که منجر به شکست آن شد و دولت انگلستان را راهی همکاری با ایالات متحده آمریکا برای شکل گیری ائتلاف «ساختار امنیت دریایی بین المللی» ساخت. اما اینکه این ائتلاف با چه اهداف و محرک هایی روبرو  است؟ در این یاداشت پژوهشی پرداخته خواهد شد.

 

اهداف ظاهری و باطنی از تشکیل ائتلاف دریایی ایالات متحده و انگلیس در خلیج فارس

اقتدار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در حفظ امنیت خلیج فارس بارها به اثبات رسیده است، بر همین اساس، تشکیل ائتلاف دریایی بیش از آن که جنبه مقابله با ایران را داشته باشد، بیشتر جنبه روانی و تهدید برای کشورهای منطقه خلیج فارس به ویژه ایران محسوب می شود، تا از این طریق بتوانند علاوه بر حمایت کشورها برای سناریوی جاسوسی خود در خلیج فارس پشتوانه ظاهری(شکل گیری ائتلاف) داشته باشند. این در حالی است که آمریکا ادعای محافظت از نفتکش‌ها را دارد، ژنرال دانفورد اذعان کرد «هدف آمریکا به‌طور خاص ایفای نقش فرماندهی برای جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی و شناسایی است»! آنچه که تردیدی باقی نمی‌گذارد، این است که این سناریو فقط یک سناریوی سیاسی – حیثیتی – جاسوسی است[1]. کما این که مشاهده شد که پهباد آمریکایی که توسط ایران سرنگون شد کاملاً در راستای اهداف جاسوسی آمریکا بود. آمریکا سعی بر این دارد تا سناریوی جاسوسی خود را نزد افکار عمومی با تشکیل ائتلاف دریایی به بهانه حمایت از کشتی های تجاری در خلیج فارس و تنگه هرمز عملیاتی سازد. آمریکا یی ها، اروپایی ها و رژیم صهیونیستی با ایجاد تروریست ها و حمایت از آنها نتوانسته اند به اهداف خود در منطقه دست یابند، بر همین اساس، شاید تشکیل ائتلاف دریایی برای آنها می تواند آنها را به اهداف سیاسی و جاسوسی خود در منطقه برساند.

 

نفوذ و اقتدار ایران در منطقه خلیج فارس مانع هرگونه زیاده روی و یا زیاده خواهی قدرت های فرامنطقه ای است چرا که جمهوری اسلامی ایران به خوبی توانسته امنیت این منطقه را حفظ کند

 

از طرف دیگر، انگلیس نیز اگرچه به ظاهر ادعا می کند به همراه فرانسه و آلمان خواستار دفاع از توافق هسته ای است اما همکاری دریایی با آمریکا نشان از همراهی انگلیس با رویکرد سخت گیرانه آمریکا علیه ایران است. حضور بیگانگان  در خلیج فارس چیزی جز ایجاد ناامنی در منطقه و به خطر افتادن منافع جمهوری اسلامی ایران نیست. آمریکا و متحدان اروپایی آن از هر گزینه ای برای تحت فشار قرار دادن ایران و در نهایت تسلیم آن استفاده کرده اند، «تحریم»، «خروج آمریکا از برجام»، «مهار موشکی ایران»، «تهدید به جنگ»، «جنگ روانی و اجماع سازی علیه ایران» و در نهایت «تشکیل ائتلاف دریایی»، همگی جهت تضعیف قدرت ایران است. انگلیس اگرچه به ظاهر معتقد است که تشکیل این ائتلاف اهداف نظامی را در بر ندارد و  برای حفاظت از کشتی های نفت کش و تجاری تنگه هرمز است اما توافق های امنیتی و تجاری آن با آمریکا حاکی از  پیگیری اهداف مشترکی است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1- ایجاد ناامنی در منطقه خلیج فارس برای زیرپا گذاشتن اقتدار جمهوری اسلامی ایران در حفظ امنیت منطقه؛

2- ایجاد جنگ روانی و تبلیغاتی علیه ایران؛

3- همراه ساختن کشورهای عرب منطقه خلیج فارس با خود برای تشکیل ائتلاف ضد ایرانی؛

4- استفاده از گزینه ائتلاف برای فشار و تضعیف ایران در منطقه خلیج فارس؛

5- ایجاد تنش و درگیری کشورها با ایران؛

6- تحکیم حضور گسترده خود (کشورهای ائتلاف) در خلیج فارس؛

7- مقابله با قدرت های چین و روسیه؛

8- مدیریت صدور انرژی به کشورهای چین، کره، هند و در نهایت مدیریت این کشورها؛

9- مدیریت بحران های منطقه غرب آسیا از طریق حضور در منطقه خلیج فارس؛

10- رسیدن به اهداف سیاسی و جاسوسی؛

11- بازسازی اعتبار بر باد رفته خود در مقابل ایران و جهانیان؛

12- تقویت حضور نظامی منطقه ای انگلیس، جهت فروش سلاح های خود به اعراب،

13- همکاری آمریکا و انگلیس برای فشار برجامی به ایران،

 

ادعای حمایت انگلیس از برجام از یک طرف و پیوستن به یک اتئلاف نظامی دریایی علیه ایران به معنای سیاست ضد ایرانی جانسون است که قصد آن تضعیف ایران در منطقه است

 

عوامل شکست طرح ائتلاف دریایی انگلیس؛ جهش به سمت ایالات متحده آمریکا

تشکیل ائتلاف اروپایی در خلیج فارس با یک سری موانعی روبه رو بود که منجر به شکست این ائتلاف شد که به آنها اشاره می شود:

1- دشواری محافظت از همه کشتی های نفت کش و تجاری به دلیل عدم برخورداری اروپایی ها از کشتی های کافی برای محافظت. به طور مثال، روزنامه تایمز لندن در گزارشی اعلام کرد: حدود نیمی از کشتی‌ها و ناوشکن‌های نیروی دریایی انگلیس که به طور معمول در مأموریت‌های اسکورت استفاده می‌شوند، به دلیل طولانی بودن فرآیند تعمیر آنها، در دسترس نیستند[2].

2- نفوذ و اقتدار ایران در منطقه خلیج فارس مانع هرگونه زیاده روی و یا زیاده خواهی قدرت های فرامنطقه ای است چرا که جمهوری اسلامی ایران به خوبی توانسته امنیت این منطقه را حفظ کند. بر همین اساس، کشورهای اروپایی از درگیر شدن با ایران در منطقه نوعی ترس دارند و از تبعات این درگیری واهمه دارند.

3- از نظر حقوق بین الملل توافق های دوجانبه و چندجانبه برای اقدامات دفاعی قابلیت عملیاتی شدن دارد اما اساساً کشورها می توانند در مسیرهای دریایی بین المللی حضور نظامی داشته باشند و نه آب های سرزمینی دیگر کشورها[3].

4- بسیاری از کشورهای اروپایی حاضر به تامین امنیت کشتی های خود توسط انگلیس و آمریکا نیستند چرا که این ائتلاف منجر به فرماندهی دریایی آمریکا می شود و این ممکن است به این معنی باشد که واشنگتن بر دیگر کشورها تسلط پیدا می کند. از طرف دیگر، کشورها از سیاست آمریکا و چگونگی استفاده از نیروها در زمان بحران ها آگاه نیستند و این به معنای شکل گیری یک بحران وخیم تر است.

5- هشدار ایران به اروپا؛ اقتدار ایران در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز این جرأت را به ایران می دهد تا اروپایی ها را از ایجاد ائتلاف منع سازد و آنها را از رویارویی خطرناک با ایران آگاه سازد.

6- تشکیل ائتلاف اروپایی در خلیج فارس زمانی کارساز خواهد بود که همه کشورهای منطقه هم به تشکیل این ائتلاف روی خوش نشان دهند. اما ممکن است که دیگر کشورهای منطقه مخالف شکل گیری این ائتلاف به رهبری آمریکا، انگلیس و یا هر کشور اروپایی دیگر باشند.

7- بسیاری از کشورهای اروپایی حاضر نیستند با ایران درگیری نظامی پیدا کنند، پس از توقیف نفتکش انگلیسی در پی نقض قوانین دریایی و بین المللی توسط ایران، اروپایی ها همکاری با انگلیس را موجب ایجاد تنش و درگیری در خلیج فارس می دانند به ویژه اینکه آمریکا نیز در این ائتلاف نقش فرماندهی داشته باشد و این امر موجب هر چه بیشتر شدن ناامنی و تنش در منطقه خلیج فارس می شود. بر همین اساس، انگلیس به تنهایی وارد عمل شده و ناوشکن خود را به منطقه خلیج فارس اعزام کرده است.

8- بسیاری از کشورهای اروپایی وابستگی ناچیزی به نفت خلیج فارس دارند. از طرفی باور آن‌ها به چارچوب‌گریزی و تلاش آمریکا برای کنترل کامل روند عبور انرژی در خلیج فارس به عنوان برگ برنده‌ای در راستای حفظ متحدین کنونی این کشور و مهار رقبای فرامنطقه‌ای، سبب خواهد شد تا کشورهای اروپایی نه در حجم اسکورت نفتکش‌ها و نه در سیاست‌های پنهان حاکم بر ائتلاف، خود را صاحب منافع متوازن ندانند. این دیدگاه، انگیزه اروپائیان برای حضور فعال در ائتلاف مذکور و تحمل هزینه‌ها و چالش‌های آن را تضعیف خواهد کرد[4].

با توجه به موانعی که ذکر شد، می توان گفت طرح پیشنهادی انگلیس برای ائتلاف دریایی با شکست مواجه شد و نیز ایالات متحد آمریکا نیز در جذب کشورها برای شکل گیری ائتلاف موفق نبوده است. بر این اساس، دو کشور انگلیس و ایالات متحده با درنظر گرفتن این شرایط ائتلاف دریایی مشترک را ایجاد کردند تا علاوه بر جذب کشورها به این ائتلاف به اهداف تجاری و امنیتی خود دست یابند.

 

موضوع امنیت دریانوردی درواقع معادله ای است که سعی بر این دارد تا کشورهای عربی منطقه را از ایران بترساند بر همین اساس، شکل گیری این ائتلاف ها ممکن است منجر به دسته بندی کشورهای منطقه به عنوان حامی یا مخالف ایران در منطقه شود که این امر منجر به تنش بین کشورهای منطقه می شود

 

رویکرد انگلیس در پیوستن به ائتلاف دریایی ایالات متحده آمریکا

علاوه بر شکست طرح پیشنهادی انگلیس، به نظر می رسد سیاست دولت بوریس جانسون، متکی بر نوعی آینده نگری بعد از خروج از برگزیت است. انگلیس بعد از خروج از اتحادیه اروپا احتمالاً دچار نوعی انزوا و محدودیت روابط با کشورهای اروپایی می شود، از این رو، روابط تجاری و امنیتی با آمریکا می تواند خلاء کشورهای اروپایی را پر کند. احیای حضور انگلیس در خلیج فارس منجر به یک ائتلاف اقتصادی با کشورهای عربی و آسیایی به ویژه عربستان سعودی، امارات و بحرین می شود. درواقع، همکاری کشورهای منطقه به ویژه کشورهای عرب منطقه خلیج فارس این امکان را برای انگلیس فراهم می سازد تا بتواند حضورش را در این منطقه با تکیه بر قدرت دریایی گذشته محیا سازد. نزدیکتر شدن روابط دو کشور انگلیس و آمریکا به معنای تسهیل در تحقق هر چه بیشتر اهداف آمریکا در خلیج فارس و سیاست ضد ایرانی است. اگر این ائتلاف شکل گیرد در طول زمان شاهد حمایت هر چه بیشتر انگلیس از سیاست های آمریکا هستیم این به این معنی است که ممکن است سیاست انگلیس در حمایت از برجام تغییر پیدا کند چرا که روی دیگر سکه یعنی بازگشت آمریکا به برجام ممکن به نظر نمی رسد. ادعای حمایت انگلیس از برجام از یک طرف و پیوستن به یک اتئلاف نظامی دریایی علیه ایران به معنای سیاست ضد ایرانی جانسون است که قصد آن تضعیف ایران در منطقه است. بعد از خروج انگلیس از اتحادیه اروپا قطعاً مواضع انگلیس در برابر ایران بیشتر آشکار می شود. اما در حال حاضر برای رسیدن به اهداف خود بعد از برگزیت نیازمند پشتوانه و حمایت کشورهایی است که جضورش را در منطقه فراهم سازد بر همین اساس، نسبت به برخی از سیاست ها در برابر ایران محتاطانه عمل خواهد کرد. نکته دیگر، این که ایجاد اقدامی در تقابل با ایران در راستای توقیف نفت کش ها، انگلیس را به سمت همکاری با ایالات متحده آمریکا کشاند تا از این طریق بتواند به پایگاهی قوی در کنار متحد خود در خلیج فارس دست یابد.

 

تأثیر تشکیل ائتلاف آمریکایی – انگلیسی بر روندهای موجود در خلیج فارس

یکی از تأثیرات حضور قدرت های فرامنطقه ای در منطقه خلیج فارس بر هم خوردن آرامش و روند عادی حمل و نقل دریایی در منطقه حساس و استراتژیک خلیج فارس و تنگه هرمز است. این امر ممکن است آغازگر شکل گیری یک منازعه در منطقه باشد. تا به امروز در کنار آمریکا و انگلیس تنها دو کشور بحرین و استرالیا هستند که به این ائتلاف پیوستند. منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز به عنوان منطقه استراتژیک به شمار می آید که با تسلط بر آن به خوبی می توان ایران را در این منطقه و حتی غرب آسیا کنترل کرد، ایجاد ناامنی در این مناطق به معنی درگیر شدن ایران برای حفظ منافع خود و تمام کشورهایی است که با ایران ارتباط دوستی دارند. بر همین اساس، کشورهای ایران و عمان که نقش اصلی در حفظ امنیت منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز را برعهده دارند قطعاً در برابر ناامنی ها سکوت نخواهند کرد و در برابر تهدیدات منطقه و برای دفاع و حفظ امنیت آن تجهیزات نظامی بیشتری را ترتیب خواهند داد. موضوع امنیت دریانوردی درواقع معادله ای است که سعی بر این دارد تا کشورهای عربی منطقه را از ایران بترساند بر همین اساس، شکل گیری این ائتلاف ها ممکن است منجر به دسته بندی کشورهای منطقه به عنوان حامی یا مخالف ایران در منطقه  شود که این امر منجر به تنش بین کشورهای منطقه می شود. با افزایش تنش در این منطقه، ممکن است امنیت کشتی های تجاری و نفتی نیز به مخاطره بیفتند که تاثیر منفی بر اقتصاد منطقه و جهانی خواهد داشت. تشکیل این ائتلاف منجر به روانه شدن هر چه بیشتر تسلیحات به منطقه خلیج فارس می شود و این امر منجر به شکل گیری گروه های افراطی در منطقه می شود که انگلیس و آمریکا هدایت آن ها را برعهده خواهند گرفت. در نتیجه سیاست های ضد ایرانی گسترس خواهد یافت.

 

ایران نیز به عنوان اقتدار منطقه می تواند با گسترش ارتباطات با کشورهای همسایه عرب خلیج فارس آنها را نسبت ایجاد یک ائتلاف منطقه ای توسط خود آنها ترغیب سازد و آنها را از عواقب ناامنی حضور کشورهای فرامنطقه ای آگاه سازد

 

 کشورهای دیگری چون روسیه و چین نیز هیچ علاقه ای به حضور ائتلاف دریایی آمریکا-انگلیس در منطقه ندارند، بنابراین، این کشورها نیز تمام تلاش خود را می کنند تا وارد گوی بازی شوند و آنها نیز سهمی از خلیج فارس داشته باشند به طوری که روسیه با حمایت چین سند «مفهوم امنیت جمعی در خلیج فارس» را به شورای امنیت ارائه داده است. این یک نوع تقابل قدرت های فرامنطقه ای است که خواهان تسلط خود در منطقه هستند. در حالی که جمهوری اسلامی ایران خواهان حفظ امنیت منطقه توسط کشورهای خود منطقه است. چرا که هر نوع مداخله کشورهای خارجی منجر به رقابت تسلیحاتی و ناامنی بیشتر و گسترش بی اعتمادی کشورهای منطقه خواهد شد.

 

الزامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران در برابر تشکیل ائتلاف دریایی آمریکایی-انگلیسی در خلیج فارس

برای ایران حضور قدرت های فرامنطقه ای در خلیج فارس اتفاق جدیدی نیست، بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران می بایست همانند گذشته اجازه تنش آفرینی به قدرت های فرامنطقه ای را ندهد و نیز امنیت منطقه را بیش از پیش در دست گیرد و آن را مدیریت کند. در این زمینه می تواند با جلب اعتماد کشورهای عرب منطقه اقدامات دشمن متخاصم را رصد نموده و اقدام بازدارنده متناسب با آن را به عمل آورد. در عین حال، ایران نیز به عنوان اقتدار منطقه می تواند با گسترش ارتباطات با کشورهای همسایه عرب خلیج فارس آنها را نسبت ایجاد یک ائتلاف منطقه ای توسط خود آنها ترغیب سازد و آنها را از عواقب ناامنی حضور کشورهای فرامنطقه ای آگاه سازد. در این اوضاع و شرایط نیز بهتر است ایران بر اوضاع داخلی و مسائل اقتصادی نیز مسلط گردد تا کشورهای متخاصم، با استفاده از بحران شرایط داخلی، اوضاع را چه در داخل و چه در منطقه برای ایران تنش زا و بحرانی تر نسازند. چرا که این گونه شرایط زمینه دخالت هر چه بیشتر را برای کشورهای فرامنطقه ای فراهم می سازد.

دولت انگلیس اگرچه در زمان ترازمی معتقد به دفاع از برجام بوده است، اما با آمدن جانسون هر چند صراحتاً از برجام دفاع کرده است اما با توجه به همکاری در ائتلاف دریایی با آمریکا این امکان وجود دارد که جانسون نسبت به برجام تجدیدنظر کند. اگر این اتفاق صورت گیرد، ایران در مقابل این امر نمی تواند مواضع نرمی در پیش بگیرد، کاهش تعهدات برجامی از سوی ایران را نیز می توان گامی در جهت تقابل با سیاست های اروپاییان دانست. اما باید دانست انگلیس و ایالات متحده با جریان سازی رسانه ای به راحتی می توانند بر موج ایران هراسی در منطقه بیفزایند بنابراین، ایران باید توجه داشته باشد هر اقدامی در منطقه خلیج فارس ممکن است تبعاتی را در بر داشته باشد، از این رو، تامین امنیت این منطقه در این شرایط بسیار نیازمند اقدامات مناسب است که جمهوری اسلامی ایران نسبت به آن بی تفاوت نخواهد بود. در مجموع می توان به مهمترین این اقدامات و راهبردها اشاره کرد:

1- کاهش تعهدات برجامی از سوی ایران برای بالا بردن قدرت چانه زنی و اعمال فشار به دولت های اروپایی؛

2- بازی هوشمندانه ایران، پرهیز از ورود به زمین‌بازی آمریکا، اروپا و اجتناب از ارسال سیگنال‌های انفعالی و لحاظ تجارب ناموفق گذشته[5]؛

3- تقویت نقاط همگرایی و ایجاد ائتلاف و اتحادیه های فراگیر در بین کشورهای ساحلی این منطقه به رهبری جمهوری اسلامی ایران؛

4- حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات، ثبات سازی، تلاش در جهت ایجاد اجماع منطقه ای همسو با منافع جمهوری اسلامی ایران؛

5- تعامل مؤثر با استفاده از دیپلماسی فعال و چندجانبه در بلند مدت؛

6- مقاومت در برابر تهدیدات، تحریم ها و تبلیغات دشمن (هر چند که در بیانیه گام سوم ایران به صراحت اعلام کرده که نسبت به هر اقدام غیر مسؤولانه، از جمله ارجاع موضوع به شورای امنیت سازمان ملل متحد یا اعمال تحریم‌های بیشتر، عکس العمل قاطع و سریع نشان خواهد داد)؛

7- آمادگی نظامی ایران در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز؛

8- تفهیم این مطلب به کشورها که جمهوری اسلامی ایران در عین توانایی حفظ امنیت منطقه، اجازه تنش و بحران را به قدرت های فرامنطقه ای نخواهد داد.

9- رصد اقدامات و فعالیت های دشمن متخاصم.

 

جمع بندی

به نظر می رسد انگلیس رویای تسلط بر منطقه خلیج فارس را دارد بر همین اساس، بعد از شکست طرح ائتلاف دریایی اروپایی قصد نزدیک شدن به بزرگ ترین متحد خود را دارد. اما این ائتلاف مشترک با اما و اگرهایی مواجه است که نشان از شکست دوباره این طرح با وجود هم پیمانی دو کشور انگلیس و آمریکاست. از یک طرف بسیاری از کشورها مثل آلمان، ژاپن حاضر به شرکت در چنین پیمانی نیستند و مهم تر اینکه کشورهای عربستان سعودی و امارات نیز در روابط خود با ایران و آمریکا ظاهراً تجدیدنظر کرده اند و فقط در حال حاضر دو کشور بحرین و استرالیا به ائتلاف دریایی آمریکا و انگلیس پیوسته اند. همچنین، وجود بحران در این منطقه سبب بالا رفتن قیمت نفت و ضربه زدن به اقتصاد جهانی به ویژه کشورهای هند، چین، ژاپن، کره جنوبی و… می شود بر همین اساس، کشورهای جهان نسبت به شرکت در این ائتلاف بسیار محتاطانه برخورد می کنند. همچنین، خواسته های آمریکا عقلانی و از ساختار منطقی برخوردار نیست، چرا که آمریکا از یک طرف اعلام می کند هزینه های تامین امنیت نفتکش  کشورهای دیگر بر عهده ما نیست و از سوی دیگر، خواهان ایجاد ائتلافی برای حفاظت و ایجاد امنیت برای عبور و مرور کشتی های تجاری است. بنابراین، می توان گفت که این ائتلاف بیشتر شبیه کسب درآمدهای نفتی برای آمریکاست که بر اساس آن مانع پیوستن دیگر کشورها به این ائتلاف می شود.

 

منابع

[1] . محترم، محمد حسین(1398). «سناریوی سیاسی- حیثیتی- جاسوسی! »، خبرگزاری فارس،  26/04/98، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.farsnews.com/news/13980424001102/

[2] . «انگلیس برای تشکیل ائتلاف اروپایی در خلیج‌فارس کشتی کافی ندارد»، باشگاه خبرنگاران جوان، کد خبر: 7013796، 3 مرداد 1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.yjc.ir/fa/news/7013796

[3]. «ائتلاف شکننده اروپایی در خلیج فارس»، پایگاه خبری تعادل، کد خبر: 149397، 3 مرداد 1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.taadolnewspaper.ir

[4] . شمسی، بهمن(1398). «ائتلاف در دریا؛ دغدغه امنیت یا زیاده­خواهی»، اندیشکده مطالعات راهبردی تبیین، کد خبر: 33126، 2 مرداد 1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/33126

[5] . افضلی، توحید(1398). «الزامات سیاست‌ورزی ایران در دوره‌ی سیاست صبر و انتظار ایالات‌متحده»، اندیشکده راهبردی تبیین، کدخبر: 33496، 30 مرداد 1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/33496/

ارسال دیدگاه