تأثیر سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه ترامپ بر ناتو

دونالد ترامپ از زمان آغاز ریاست جمهوری خود، رویکرد متفاوتی را نسبت به پیمان ناتو، در مقایسه با پیشینیان  آمریکا اتخاذ کرده است. او به دنبال تغییر در وضعیت مشارکت آمریکا در بودجه و مأموریت‌های ناتو می‌باشد.

اندیشکده راهبردی تبیین-دونالد ترامپ از زمان آغاز ریاست جمهوری خود، رویکرد متفاوتی را نسبت به پیمان ناتو[1]، در مقایسه با پیشینیان  آمریکا اتخاذ کرده است. او به دنبال تغییر در وضعیت مشارکت آمریکا در بودجه و مأموریت‌های ناتو می‌باشد.دونالد ترامپ [2]رئیس‌جمهور کنونی آمریکا، از زمان آغاز به کار خود در خصوص بسیاری از موضوعات محیط بین‌المللی نظیر سازمان‌ها و توافقات چندجانبه، رفتاری متفاوت از روسای جمهور پیشین آمریکا اتخاذ کرده است. یکی از این سازمان‌ها، پیمان ناتو است. آمریکا که خود در زمره بنیان گذران اصلی این پیمان بوده، پس از پایان جنگ سرد حامی اصلی تداوم آن هست و از بدو تأسیس آن تاکنون سهم اصلی را در تأمین بودجه ناتو دارد. اما ترامپ به‌مانند دیگر سازمان‌های چندجانبه نظیر پیمان نفتا[3] که خواهان بازنگری در خصوص سهم، نقش و بهره‌مندی آمریکا و سایر اعضا است، در خصوص ناتو هم دارای چنین تقاضایی هست.[4] ترامپ خواهان این است که یا سایر اعضای ناتو در میزان بودجه و مأموریت‌های آن مشارکت بیشتری نمایند، یا آمریکا از این پیمان خارج می‌شود. همین موضع‌گیری ظرف قریب به سه سال گذشته موجب گمانه‌زنی‌های فراوانی در سطح رسانه‌ها و محافل علمی بین‌المللی شده است. در این یادداشت پژوهشی تلاش می‌شود تا به بررسی این نکته پرداخته شود که وضعیت ناتو تحت تأثیر سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه ترامپ چه خواهد شد؟

علت اصلی تلاش ترامپ برای تأثیرگذاری بر ناتو

در این میان سؤال اصلی این است که چرا ترامپ به‌وسیله سیاست‌های یکجانبه گرایانه خود به دنبال تأثیرگذاری بر ناتو است؟

ترامپ از همان زمان کارزار انتخاباتی خود در سال‌های 2015 و 2016، در خصوص برخی از پرونده‌های سیاست خارجی آمریکا نظیر نقش این کشور در سازمان تجارت جهانی[5] و پیمان ناتو، با ابراز نارضایتی از هزینه‌های گزاف و سرسام‌آور آمریکا[6] در این دو سازمان بین‌المللی، وعده می‌داد که در صورت انتخاب به سمت ریاست جمهوری آمریکا یا این کشور را از این دو سازمان خارج می‌کند و یا در وضعیت نحوه حضور و هزینه‌های آمریکا در این دو نهاد، تغییرات اساسی خواهد داد.[7]

در خصوص علت اتخاذ این رویکرد از سوی ترامپ، باید به موقعیت کاری و حرفه‌ای او قبل از تصدی سمت ریاست جمهوری آمریکا اشاره کرد. ترامپ یک تاجر و فعال اقتصادی در زمینه‌های گوناگون می‌باشد که به ارزش پول در وضعیت قدرت مالی افراد و کشورها به‌خوبی واقف می‌باشد. ترامپ همچون شرایط مالی خود که به دنبال کسب درآمد هرچه بیشتر و ذخیره‌سازی آن برای خویش می‌باشد، در خصوص درآمدهای دولت آمریکا هم بنا به همین رویه می‌اندیشد.

 

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور کنونی آمریکا، از زمان آغاز به کار خود در خصوص بسیاری از موضوعات محیط بین‌المللی نظیر سازمان‌ها و توافقات چندجانبه، رفتاری متفاوت از روسای جمهور پیشین آمریکا اتخاذ کرده است

 

بر این اساس ترامپ در خصوص موضوعات دیگر سیاست خارجی آمریکا هم به همین‌گونه رفتار کرده است. او در خصوص هزینه‌های آمریکا در غرب آسیا می‌گوید: ما هفت تریلیون دلار در آنجا هزینه کردیم، اما حتی نفت آنجا را هم به دست نیاوردیم.[8] ترامپ همچنین در خصوص وضعیت ارتباط آمریکا با کشورهای عربی هم ‌بارها به این موضوع پرداخته است که آن‌ها (کشورهای عربی) باید خودشان هزینه حفاظتشان را بپردازند.[9] بنابراین موضع ترامپ در خصوص لزوم کاهش هزینه‌های مالی آمریکا در پیمان ناتو را می‌توان در همین چارچوب تحلیل و ارزیابی کرد. از سوی دیگر ترامپ نه‌تنها به دنبال کاهش هزینه‌های مالی آمریکا در ناتو است، بلکه به دنبال این است تا به‌تدریج سهم کشور خود در مأموریت‌های نظامی و عملیاتی ناتو را کاهش داده و سهم سایر اعضای ناتو را در این مأموریت‌ها افزایش دهد. به‌واقع همان‌گونه که دولت آمریکا از سال 2011 به سمت تمرکززدایی و احاله مسئولیت به متحدین منطقه‌ای و بین‌المللی خود در غرب آسیا حرکت کرد، ترامپ به دنبال اجرای همین الگو، در وضعیت مناسبات آمریکا با ناتو است.[10]

پیشینه رفتار ترامپ با پیمان ناتو

از سوی دیگر تلاش ترامپ برای تأثیرگذاری بر ناتو، دارای پیشینه طولانی می‌باشد. لازم به ذکر است که به غیر از رفتار یکجانبه گرایانه ترامپ در خصوص پیمان ناتو، این رفتار در تاریخ سیاست خارجی آمریکا مسبوق به سابقه میباشد. برای مثال میتوان به بی توجهی آمریکا در زمان جرج بوش پسر در جریان حمله این کشور به عراق اشاره کرد. آمریکا در این خصوص بدون مجوز شورای امنیت اقدام به حمله به عراق کرد.[11] همچنین باید گفت که همین حمله آمریکا به عراق، موجب اختلاف نظر میان این کشور و برخی از اعضای اروپایی ناتو شده و کشورهای نظیر آلمان و فرانسه اعلام کردند تنها تحت لوای قطعنامه 1441 شورای امنیت به عراق حمله خواهند کرد. چنین وضعیتی باعث عدم مشارکت ناتو در تهاجم به عراق شد.[12]

خود ترامپ هم در خصوص سایر پیمان‌ها و توافقات بین‌المللی هم به همین‌گونه رفتار کرده است. برای مثال می‌توان به خروج ترامپ از توافق هسته‌ای برجام و پیمان آب و هوایی پاریس اشاره کرد. به‌طورکلی آنچه از رفتار ترامپ مشخص است، حائز این نکته می‌باشد که او برای توافقات و رژیم‌های بین‌المللی اهمیت زیادی قائل نیست و به دنبال تحمیل منویات خود نسبت به این توافقات است و به‌صورت کلی یکجانبه گرایی تبدیل به یک‌روند آشکار در رفتار ترامپ نسبت به این موضوعات شده است.

دولت ترامپ تاکنون اقدامات یک‌جانبه زیادی را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. در حوزه سیاسی، به‌صورت یک‌جانبه تصمیم گرفت تا ناوگان جنگی خود را به شبه‌جزیره کره هدایت کند، بحران بین دو کره را تشدید نمود، به نقش نهادها و سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای هم‌پیمان خود نیز توجهی نکرد، با بی‌توجهی به درخواست‌های بین‌المللی پایگاه هوایی سوریه را مورد هدف قرار داد، در همین راستا و اقدامات یک‌جانبه، مادر بمب‌ها را در افغانستان آزمایش کرد، علیرغم وضعیت وخیم حقوق بشر در عربستان و هشدارهای متعدد در این رابطه در اولین سفر بین‌المللی خود به این کشور سفر کرد و همچنین علیرغم همه اعتراضات از موافقت‌نامه ترانس پاسیفیک Trans-Pacific Partnership خارج شد تا نشان دهد که دونالد ترامپ بدون توجه به همه نقدها همچنان سیاست خود که همان یک‌جانبه‌گرایی است را پیش می‌برد.[13]

 

ترامپ یک تاجر و فعال اقتصادی در زمینه‌های گوناگون می‌باشد که به ارزش پول در وضعیت قدرت مالی افراد و کشورها به‌خوبی واقف می‌باشد

 

اما تلاش ترامپ برای افزایش بودجه ناتو، فی‌البداهه و بدون مقدمه قبلی نیست. بلکه معطوف به توافقات سران ناتو در اجلاس ولز 2014 است. در این اجلاس، سران ناتو توافق کردند که بودجه نظامی کشورهای خود را به درصد از میزان تولید ناخالص داخلی خود افزایش دهند. اما ترامپ با دستاویز قرار دادن این موضوع، خواهان افزایش بودجه نظامی اعضا تا چهار درصد رقم تولید ناخالص داخلی آن‌ها شده است.[14]

بر این اساس میزان مشارکت اعضای اروپای شرقی ناتو در بودجه این سازمان، افزایش قابل توجهی داشته است. لهستان در زمره کشورهایی است که مشارکت خوبی در این زمینه داشته است. وضعیت میزان مشارکت این کشورها به شرح ذیل است[15]:

1- بر اساس گزارش‌های بودجه­ای ناتو، لهستان هزینه­های دفاعی خود را به ۰۸/۱۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ رساند. این رقم شامل ۹۸/۱ درصد تولید ناخالص داخلی لهستان است. دولت لهستان می­گوید تلاش دارد تا هزینه­های دفاعی خود را تا سال ۲۰۳۰ به ۵/۲ درصد تولید ناخالص داخلی خود افزایش دهد.

2- رومانی بودجه دفاعی خود را از ۶/۲ میلیارد دلار به ۶/۳ میلیارد دلار بین سال­های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ افزایش دهد. مخارج دفاعی رومانی در سال ۲۰۱۸ به ۹۳/۱ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور می‌رسد. برنامه دولت رومانی این است که به این میزان را به ۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ برساند که بالاتر از معیار ۲ درصد است.

3- سه کشور حوزه بالتیک یعنی لتونی، لیتوانی و استونی بودجه دفاعی خود را در مقایسه با سال ۲۰۱۴ به معنی واقعی دو برابر کرده­اند. این افزایش بودجه به شرح ذیل هست:

– بودجه دفاعی استونی از ۴۸۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۳ به ۶۳۷ میلیون دلار در سال ۲۰۱۸ ارتقاء پیدا کرد.

– بودجه دفاعی لتونی از سال ۲۰۱۳ تا سال ۲۰۱۸ بیش از دو برابر گردید و از ۲۸۱ میلیون دلار به ۷۰۱ میلیون دلار رسید.

– لیتوانی با افزایش هزینه از ۳۵۵ میلیون دلار به ۰۶/۱ میلیارد دلار در مدت مشابه، این درخواست را پیگیری کرد.

بازخوردهای سیاست ترامپ در مورد ناتو برای جمهوری اسلامی ایران

چنانکه پیش‌تر اشاره شد، یکی از اهداف ترامپ از تأثیرگذاری بر ناتو این است که سهم سایر اعضای ناتو در مأموریت‌ها و عملیات‌های این کشور افزایش‌یافته و به‌نوعی آمریکا در این زمینه به سایر اعضا احاله مسئولیت نماید. از سوی دیگر به این نکته هم اشاره شد که همواره به دنبال کاهش هزینه‌های سیاست خارجی آمریکا می‌باشد. از این منظر او هیچ‌گاه به‌طرف ایجاد تنش و یا درگیری مستقیم با جمهوری اسلامی ایران نخواهد رفت. از این رهگذر او بارها و بارها طی دوره ریاست جمهوری خود به این نکته اشاره‌کرده است که به دنبال جنگ با ایران نیست.[16]

 بر این اساس بهره‌گیری از سازوکارهای اطمینان‌ساز محور اصلی سیاست امنیتی ترامپ در ارتباط با فعالیت­های راهبردی پیمان ناتو خواهد بود. اطمینان سازی به معنای آن است که کشورها از سازوکارهای قدرت، ائتلاف و مانورهای راهبردی برای حداکثر سازی قدرت بهره می‌گیرند.[17]

 

تلاش ترامپ برای افزایش بودجه ناتو، فی‌البداهه و بدون مقدمه قبلی نیست. بلکه معطوف به توافقات سران ناتو در اجلاس ولز 2014 است. در این اجلاس، سران ناتو توافق کردند که بودجه نظامی کشورهای خود را به درصد از میزان تولید ناخالص داخلی خود افزایش دهند

 

بنابراین و با توجه به این دو رویکرد، ترامپ به‌احتمال‌زیاد تلاش خواهد کرد تا در مناطقی نظیر غرب آسیا و خلیج‌فارس، احاله مسئولیت بیشتری به ناتو انجام دهد و از درگیری و تنش مستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا پرهیز کند. خاصه اینکه تجربه احاله مسئولیت آمریکا به ناتو در خلیج‌فارس هم درگذشته نزدیک وجود دارد. بر این اساس در پرتو سیاست تمرکززدایی آمریکا از منطقه غرب آسیا و احاله مسئولیت به متحدین منطقه‌ای و بین‌المللی خود  که از سال 2011 میلادی، در دستور کار دولت آمریکا قرارگرفته است، ناتو در اوایل سال 2017 اولین مرکز کنترل و فرماندهی خود در خلیج‌فارس را، در کویت افتتاح کرد.[18]

همچنین عامل دیگری که می‌تواند باعث تقویت تصمیم ترامپ به عدم درگیری مستقیم با جمهوری اسلامی ایران شود، تجربه شکار پهپاد جاسوسی گلوبال هاوک[19] توسط سامانه پدافندی ایران است. در همین حال نکته دیگری که لازم به ذکر آن می‌باشد، این است که اخیراً ینس استولنسبرگ[20] دبیر کل ناتو در حین اینکه به عدم تمایل این سازمان بین‌المللی به تشدید تنش با جمهوری اسلامی ایران اذعان کرد، اما از سوی دیگر مدعی شد که ایران در حمله به مجتمع آرامکو دخالت داشته است. به‌واقع باید به این نکته اشاره کرد ناتو در ضمن اینکه قصد ندارد تا در حال حاضر به‌صورت علنی با جمهوری اسلامی ایران مواجهه‌ای داشته باشد، اما به‌احتمال‌زیاد آماده می‌شود تا در آینده با ایران رویارویی داشته باشد.

گرچه این رویارویی شاید به شکل مواجهه مستقیم نباشد، اما می‌تواند در ابعاد دیگری نظیر استقرار هرچه بیشتر نیروهای ناتو در اطراف مرزهای جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران تعبیر شود تا بتواند جمهوری اسلامی ایران را محدود کند.

وضعیت آینده ناتو تحت تأثیر سیاست‌های یکجانبه گرایانه ترامپ

در خصوص وضعیت آینده ناتو در پرتوی سیاست‌های یکجانبه گرایانه ترامپ باید گفت که در محافل علمی و رسانه‌ای دنیا و همچنین نزد بسیاری از تحلیلگران بین‌المللی، گمانه‌زنی‌های بسیاری بر این مبنا قرار دارد که این نهاد بین‌المللی تحت تأثیر سیاست‌های رئیس‌جمهور کنونی آمریکا به سمت اضمحلال و فروپاشی پیش می‌رود.[21] اما علائم و شواهدی که از وضعیت کنونی محیط بین‌المللی مشاهده می‌شود، حاکی از این مطلب است که آمریکا و دنیای غرب چاره­ای به‌جز حفظ و تداوم حیات ناتو ندارند. ازجمله دلایل ناچاری آمریکا و غرب به حفظ ناتو می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-پیچیده بودن شرایط راهبردی محیط بین‌الملل. به‌واقع در هیچ دوره تاریخی، شرایط راهبردی محیط بین‌الملل به‌اندازه امروز پیچیده و بغرنج نبوده است.

2-ظهور قدرت‌های جدید نظیر روسیه، هند و چین و تلاش آن‌ها برای به چالش کشیدن کشورهای غربی در ابعاد و زمینه‌های مختلف.

3- ظهور و قدرت گیری یک بازیگر توانمند منطقه‌ای در غرب آسیا، یعنی جمهوری اسلامی ایران که امروز در زمینه‌های مختلف، آمریکا و غرب را در این منطقه از جهان به چالش کشیده است.

4-ظهور بازیگران غیردولتی در بُعد گروه‌های تکفیری – تروریستی که امروزه برای دنیای غرب تبدیل به چالش جدی شده‌اند. لازم به ذکر است که غرب و در رأس آن‌ها آمریکا، خود عامل پیدایش این گروه‌ها بوده‌اند. اما امروزه همین بازیگران غیردولتی تبدیل به بلای جان کشورهای غربی شده و حملات تروریستی متعددی را در کشورهای غربی اجرا کرده‌اند که ازجمله آن‌ها می‌توان به حمله تروریستی پاریس در سال 2015 اشاره کرد.

5-احتمال دسترسی همین بازیگران غیردولتی به تسلیحات کشتارجمعی و بهره‌گیری از آن‌ها در دنیای غرب.

از سوی دیگر باید به این نکته اشاره کرد که ناتو در طول دوران هفتادساله حیات خود به مجموعه‌ای عظیم از امکانات سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و نیروی انسانی دست پیداکرده است که با فرض انحلال این سازمان، این امکانات هم باید میان اعضای ناتو تقسیم شود و مجدداً آمریکا و دنیای غرب به‌منظور مقابله با چالش‌های موردنظر، باید یک سازمان جدید به‌منظور جایگزینی ناتو طراحی کرده و مجدداً امکانات جدیدی را برای آن تعریف و تولید کنند.

از سوی دیگر چنانکه پیش‌تر اشاره شد، ترامپ به دنبال رهایی هرچه بیشتر آمریکا از مسئولیت و تکالیف خود و کاهش هزینه‌ای سیاست خارجی آمریکا است. همچنین باید به این نکته اشاره کرد که بر اساس سیستم اتخاذ آراء در ناتو، تصویب هر تصمیم جدید در این سازمان نظیر پذیرش اعضای جدید منوط به موافقت همگی اعضاء است و اگر هر عضو ناتو به پذیرش عضو جدید رأی منفی دهد، موضوع عضویت کشور موردنظر تا اطلاع ثانوی کان لم یکن تلقی می‌شود.

چنانکه در سال 2008 میلادی، به دلیل مخالفت یونان با عضویت مقدونیه، پذیرش عضویت این کشور کان لم یکن شده و تا امروز محقق نشده است. آمریکا در ابتدای سال 2017 که مقارن با اوایل ریاست جمهوری ترامپ بود، علی‌رغم مخالفت‌های آشکار دولت روسیه، با عضویت مونته‌نگرو موافقت کرده و این کشور به عضویت کامل ناتو درآمد.

 

بهره‌گیری از سازوکارهای اطمینان‌ساز محور اصلی سیاست امنیتی ترامپ در ارتباط با فعالیت های راهبردی پیمان ناتو خواهد بود. اطمینان سازی به معنای آن است که کشورها از سازوکارهای قدرت، ائتلاف و مانورهای راهبردی برای حداکثر سازی قدرت بهره می‌گیرند

 

بنابراین و با توجه به نکات فوق، باید گفت که آمریکا تحت سیاست‌های ترامپ به دنبال انحلال ناتو نیست، بلکه هدف ترامپ از تهدید به خروج آمریکا از ناتو، وادار کردن سایر اعضا به پذیرش مشارکت بیشتر در وضعیت بودجه سالیانه و مأموریت‌های ناتو است. درواقع در وضعیت مواجهه با شرایط محیط بین‌المللی کنونی، آمریکا و غرب گزینه دیگری به‌جز تداوم حیات ناتو به‌مثابه سپر محافظتی خود در برابر شرایط کنونی ندارند.

جمع بندی

درمجموع باید به این نکته اشاره کرد که ناتو محصول اراده آمریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم بود که این کشور به‌منظور اجرای سیاست سد نفوذ در مقابل شوروی سابق، به همراه کانادا و متحدین اروپای غربی خود، اقدام به تأسیس آن کرد. پس از پایان جنگ سرد، دولت آمریکا با بهانه قرار دادن وجود تهدیدات جدید در محیط بین­الملل، در جهت حفظ ناتو تلاش کرد. با به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا، او در خصوص ناتو موضعی متفاوت از روسای جمهور آمریکا اتخاذ کرد و تلاش خود را معطوف به رهایی هرچه بیشتر این کشور از تعهدات گوناگون خود کرد. اما این امر به واجد تلاش ترامپ برای انحلال و فروپاشی ناتو نیست. اتفاقاً ناتو ابزار خوبی برای اجرای راهبرد ترامپ در جهت کاهش هرچه بیشتر هزینه‌های سیاست خارجی آمریکا می‌باشد. همچنین باید به این نکته اشاره کرد که همان دلیلی که باعث ایجادشده ناتو شده بود، یعنی وجود یک تهدید مشترک که در قالب شوروی سابق تعریف‌شده بود، امروزه در ابعاد و جنبه‌های جدیدی مجدداً بازتولید شده است. بنابراین وجود یک سازوکار مؤثر به‌منظور مقابله با این تهدیدات برای دنیای غرب کاملاً ضروری است. آنچه وجود این سازوکار را برای کشورهای غربی ضروری می‌کند، همین نکته است که کشورهای موردنظر هیچ بدیلی برای جایگزینی ناتو ندارند و ناچار به تداوم حیات و حفظ آن می‌باشند.

منابع

[1] NATO Treaty

[2] Donald Trump

[3] NAFTA Treaty

[4]  پایگاه خبری تسنیم، «نفتا چیست و چرا ترامپ از آن متنفر است»، 26/08/1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/26/1242418

[5] world Trade Organization

[6] پایگاه خبری بولتن نیوز، «آمادگی سازمان تجارت جهانی برای همکاری با ترامپ»، 19/09/1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.bultannews.com/fa/news/414407

[7]  پایگاه خبری فردا نیوز، «ترامپ با ناتو چه خواهد کرد»، 16/08/1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.fardanews.com/fa/news/599097/

[8] پایگاه خبری اسپوتنیک فارسی، «ترامپ: هفت تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه کردیم»، 30/03/2018، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://ir.sputniknews.com/us/201803303436931

[9]Aljazeera News, Trump: ‘Immensely wealthy’ countries must pay for US protection,25/03/2018, https://www.aljazeera.com/news/2018/04/trump-immensely-wealthy-countries-pay-protection-180425080106208.html

[10] Janan Ganesh, US shift to Asia is more than a short-term pivot, 20/02/2019,https://www.ft.com/content/1f3dab26-346c-11e9-bd3a-8b2a211d90d5

 

[11] پایگاه خبری العالم، «جنگهای بی مجوز، دهن کجی آمریکا به مجامع بین المللی»، 27/01/1397، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://fa.alalamtv.net/news/3499461/

[12] مهدی کردی، فرآیند گسترش ناتو به شرق، رهیافتی نوین از جنگ سرد جدید، تهران، فرهیختگان دانشگاه، چاپ اول، صفحه 180.

[13] توحید افضلی، «یک‌جانبه‌گرایی ایالات‌متحده و تأثیر آن در افول هژمونی آمریکا»، 11/02/1397، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/25897/

 

11پایگاه خبری دویچه وله فارسی، « عدم استقبال اعضای ناتو از خواست آمریکا برای افزایش بودجه نظامی»، 12/7/2018، قابل بازیابی در پیوند زیر :

https://www.dw.com/fa-ir/world/a-44643037.

[15] Attila Mesterhazy, Burden Shring: New Commitments In a New Era, sub- Committee on Transatlantic Defence and Security Coopertin, Nato Parlimentary Assembly.

[16]  پایگاه خبری فارس، «به دنبال جنگ با ایران نیستم، گفت و گوی مستقیم میخواهم»، 15/03/1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.farsnews.com/news/13980315000532/

[17]  پوستین چی، زهره، «چند جانبه گرایی تهاجمی ترامپ در کنش راهبردی ناتو»، فصلنامه سیاست جهانی، بهار 1396، دوره ششم، شماره اول، صفحه 123.

[18] Nato.int, Kuwait inaugurates diplomatic mission to NATO, 26/11/2018, https://www.nato.int/cps/en/natohq/news_160834.htm

[19] Global Hawk

[20] Jens Stolensberg

[21]  Tobin Harshaw, NATO Is Dead. Long Live NATO, 30/03/2019, https://www.bloomberg.com/opinion/articles/2019-03-30/the-trump-effect-nato-is-dead-long-live-nato

 

 

ارسال دیدگاه