تغییرات در کابینه ترامپ؛ تداوم یا تغییر سیاست خارجی؟

نوشتار پیش‌رو تلاش می‌کند به این پرسش مهم بپردازد که تغییرات در کابینه ترامپ از ابتدا تا کنون چه روندی داشته است و باعث ایجاد چه تغییراتی در سیاست خارجی این کشور خواهد شد؟

اندیشکده راهبردی تبیین- در روزهای منتهی به پایان سال 2018 و آغاز سال 2019، زمانی که جیمز متیس وزیر دفاع آمریکا جای خود را به معاون اش داد و همچنین ریچارد گلدبرگ از کارشناسان اندیشکده ضد ایرانی دفاع از دمکراسی‌ها (FDD) به عضویت تیم شورای امنیت ملی این کشور به ریاست جان بولتون منصوب شد، دولت آمریکا از هر جهت محیای رادیکالیسم تشدید شده و کنش‌های افراطی‌تر در سیاست خارجی خود می‌شد. اما بعد از نزدیک به یک سال، اخراج جان بولتون از کاخ سفید می‌تواند نشانه‌هایی از بروز تغییرات پسینی در سیاست خارجی دولت ترامپ باشد. در حقیقت خروج بولتون از کاخ سفید یک تغییر متفاوت در کابینه ترامپ نسبت به گذشته است که همواره جمهوری‌خواه‌های میانه‌رو مانند رکس تیلرسون و جیمز متیس جای خود را به جمهوری‌خواه‌های افراطی می‌دادند. سؤال اصلی این است که تغییر جان بولتون مشاور امنیت ملی دولت ترامپ، مؤید تغییر در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا است یا کنشی در جهت تداوم آن با رویکردی متفاوت به شمار می‌آید؟ در این یادداشت پژوهشی پیرامون پاسخ به این سؤال، تمرکز مطالعاتی صورت خواهد گرفت.

مقدمه

گفته می‌شود رئیس جمهور در صحنه سیاست آمریکا پادشاه نیست اما پادشاهی می‌کند. در راستای ایفای این نقش طبق رویه رئیس جمهور، وزرا و مشاورینی انتخاب می‌کند که عمدتا از لحاظ فکری و بینشی با وی همسو باشند. در بین این افراد مشاور امنیت ملی به عنوان دستیار ارشد رئیس جمهور نقش منحصر به فردی دارد که ممکن است اثرات مشهودی در روند و نوع سیاست خارجی این کشور داشته باشد.

در روزهای منتهی به پایان سال 2018 و آغاز سال 2019، زمانی که جیمز متیس وزیر دفاع آمریکا جای خود را به معاون اش داد و همچنین ریچارد گلدبرگ از کارشناسان اندیشکده ضد ایرانی دفاع از دمکراسی‌ها (FDD) به عضویت تیم شورای امنیت ملی این کشور به ریاست جان بولتون منصوب شد، دولت آمریکا از هر جهت محیای رادیکالیسم تشدید شده و کنش‌های افراطی‌تر در سیاست خارجی خود می‌شد. اما بعد از نزدیک به یک سال، اخراج جان بولتون از کاخ سفید می‌تواند نشانه‌هایی از بروز تغییرات پسینی در سیاست خارجی دولت ترامپ باشد. در حقیقت خروج بولتون از کاخ سفید یک تغییر متفاوت در کابینه ترامپ نسبت به گذشته است که همواره جمهوری‌خواه‌های میانه‌رو مانند رکس تیلرسون و جیمز متیس جای خود را به جمهوری‌خواه‌های افراطی می‌دادند. در این یادداشت پژوهشی سؤال اصلی این است که تغییر جان بولتون مشاور امنیت ملی دولت ترامپ، مؤید تغییر در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا است یا کنشی در جهت تداوم آن با رویکردی متفاوت به شمار می‌آید؟ لذا تمرکز مطالعاتی پیرامون پاسخ به این سؤال صورت خواهد گرفت.

 

از جمله نقدهایی که بر دولت ترامپ وارد شده است غیرقابل پیش‌بینی بودن این دولت است که نه برخاسته از دیدگاه و نقطه نظرات ترامپ و بلکه از نزاع بین رئیس جمهور و مشاوران سیاسی وی از یک سو و سازمان امنیت ملی از سوی دیگر سرچشمه گرفته است

 

جایگاه مشاور امنیت ملی در سیاست آمریکا

رئیس جمهور در صحنه سیاست آمریکا در راستای ایفای نقش خود طبق رویه وزرا و مشاورینی انتخاب می‌کند که عمدتا از لحاظ فکری و بینشی با وی همسو باشند. در بین این افراد مشاور امنیت ملی به عنوان دستیار ارشد رئیس جمهور نقش منحصر به فردی دارد که ممکن است اثرات مشهودی در روند و نوع سیاست خارجی این کشور داشته باشد. شایسته است به نکاتی در مورد این موقعیت مهم کاخ سفید بپردازیم.

شورای امنیت ملی در سال 1947 برای هماهنگی امور خارجه و دفاع و همچنین سیاست و اطلاعات اقتصادی و بین‌المللی ایجاد شد و سمت مشاور امنیت ملی چند سال بعد پدید آمد. رابرت کاتلر اولین مشاور امنیت ملی در سال 1953 شد که در زمان رئیس جمهور آیزنهاور خدمت می‌کرد.

دستیار رئیس جمهور در امور امنیت ملی – معمولا به عنوان مشاور امنیت ملی شناخته می‌شود – معاون ارشدی است که به عنوان مشاور اصلی رئیس جمهور در امور امنیت ملی فعالیت می‌کند.

مشاور امنیت ملی معمولا عضو شوراهای مختلف نظامی یا امنیتی است. او مانند وزرای کابینه یا سایر دستیاران ارشد مستقیما به رئیس جمهور گزارش می‌دهد. وی در جلسات شورای امنیت ملی ایالات متحده (NSC) شرکت می کند و معمولا در غیاب رئیس جمهور، جلسات کمیته اصول این شورا را همراه با وزیر امور خارجه و وزیر دفاع تشکیل می دهد. مشاور امنیت ملی گزینه‌های سیاستگزاری مختلفی را در زمینه مسائل مربوط به امنیت ملی به رئیس جمهور ارائه می‌دهد.

از جمله وظایف دیگر مشاور امنیت ملی، کمک به برنامه ریزی سفرهای خارجی رئیس جمهور و فراهم‌آوری یادداشت های اولیه برای جلسات و تماس های تلفنی وی با رهبران جهان می‌باشد.

مشاور امنیت ملی همچنین رئیس جمهور را برای جلسات شورای امنیت ملی آماده می‌کند، به تهیه پیش‌نویس سخنرانی‌های امنیت ملی و سیاست خارجی و همچنین آماده سازی جلسات با رهبران کنگره کمک می‌کند، به درخواست‌های ریاست جمهوری برای اطلاعات پاسخ می‌دهد و رئیس جمهور را از موضوعات لحظه‌ای و فوری مطلع می‌سازد.

استفن هادلی، که مشاور امنیت ملی رئیس جمهور جورج دبلیو بوش از سال 2005 تا 2009 بود، در یک سخنرانی در سال 2016، حیطه و دامنه این شغل را شرح داد. وی می‌گوید كه مشاور باید ابتکارات ریاست جمهوری را در قوه مجریه دولت فدرال پیش ببرد.

گرچه مشاور امنیت ملی از نزدیک با اعضای کابینه همکاری می کند، اما هادلی گفت که “او باید مراقب باشد نقش وزرای کابینه – به ویژه وزیران دفاع و خارجه (افرادی که ادارات خود را مدیریت می‌کنند و در حوزه بودجه سازمان خود اقتدار دارند)” را غصب نکند.

از دیدگاه هادلی مشاور امنیت ملی فردی است که احتمالا ذهن رئیس جمهور را در مورد مسائل مختلف می‌شناسد و درگیر در موضوعات مهم مرتبط با جهان و موثر بر جهان می‌باشد.” همچنین دارنده این سمت بدون توجه به وظایف تشریفاتی وزیر کابینه، نسبت به سایر مسئولان امنیت ملی بخش بیشتری از وقت خود را صرف سیاست می کند.

 

به طور کلی از لحاظ سنتی، مشاور امنیت ملی نقش اصلی را در تعیین هدف و برنامه سیاست خارجی ایفا می کند

 

اخیرا رابرت سی. اوبراین، فرستاده ویژه سابق ریاست جمهوری برای امور گروگان گیری در وزارت امور خارجه، بیست و هشتمین نفری شد که این مقام را به دست گرفت. از میان 27 مشاور امنیت ملی قبلی، سه نفر (هنری کیسینجر ، کالین پاول و کاندولیزا رایس) سرانجام وزیر امور خارجه شدند.[1]

روند تغییرات در کابینه ترامپ از ابتدا تا به اکنون

بسیاری از منتخبان سیاسی دونالد ترامپ، رئیس جمهور 45 و فعلی ایالات متحده استعفا داده یا برکنار شده‌اند. میزان ثبت‌شده این تغییرات در دولت ترامپ که در سال اول سه برابر بیشتر نسبت به سال اول دوران تصدی اوباما بوده است در منابع مختلفی ذکر شده است.[2]

در میان این افراد مایکل فلین؛ مشاور امنیت ملی، ریینز پریبوس؛ رئیس کارکنان کاخ سفید، آنتونی اسکاراموچی؛ مدیر ارتباطات کاخ سفید و تام پرین؛ وزیر بهداشت و خدمات انسانی کوتاهترین دوره خدمت را در تاریخ بخش‌های مربوطه دارند.

اگر به لیست اخراج و استعفای افراد در دولت ترامپ بنگریم متوجه دو نکته قابل توجه در مورد تغییرات ایجاد شده در کابینه می‌شویم: 1) این تغییرات در 14 ماه اول ریاست جمهوری ترامپ رخ داده است و 2) نمایانگر محور عمده سیاست در مورد افرادی است که به بیرون منتقل شدند. این میزان تغییر در مواضع و سمت‌های مهم و بازنگری کامل در چینش افراد در کاخ سفید تنها در عرض 16 روز می‌تواند برای هر رئیس جمهوری و در هر زمانی از دوره تصدی آنها بسیار زیاد باشد.[3]

دوره‌های سیاست خارجی در دولت ترامپ

از جمله نقدهایی که بر دولت ترامپ وارد شده است غیرقابل پیش‌بینی بودن این دولت است که نه برخاسته از دیدگاه و نقطه نظرات ترامپ و بلکه از نزاع بین رئیس جمهور و مشاوران سیاسی وی از یک سو و سازمان امنیت ملی از سوی دیگر سرچشمه گرفته است. تا همین اواخر، این دو اردوگاه برای برتری رقابت می‌کردند و دشوار بود که مشخص کنیم در هر موضوع مشخص کدام یک پیروز خواهد شد.[4]

گرچه در مواضع مربوط به موضوعات خاص در اردوگاه ترامپ اختلافات چشمگیری وجود دارد، اما مصاحبه‌های انجام شده، مجموعه‌ای از ایده‌های اصلی را نشان می‌دهد که به طور گسترده با یکدیگر مشترک هستند و چگونگی مشارکت دولت در سطح جهان را شکل می دهند. مهمتر از همه، رد ماجراجویی دوره بوش و ضعف ادراک شده اوباما است. قدرت به جای رهبری، هدف اصلی است که از این اعتقاد سرچشمه می‌گیرد که نه تنها منجر به فرسایش نمی‌شود، بلکه بازگشت آن به احیای اقتصاد ایالات متحده نیز بستگی دارد. با نگاهی به تفسیر چینی از قدرت جامع ملی، برای داشتن یک ارتش قدرتمند، باید یک اقتصاد قوی داشته باشیم.

به طور سنتی، رئیس جمهور آمریكا كه شخصا مسئولیت سیاست خارجی را به عهده دارد، جایگاه استقراریافته بسیار حساسی است، به ویژه اگر در این حوزه تغییر موضع داشته باشد. مشاوران نیز تصریح می‌کند : “شما می‌توانید برخی چیزها را در مورد آنچه که گفتید تغییر دهید زیرا شما در موقعیت معامله قرار گرفته‌اید”.[5]

 

ارزیابی‌های بیش از حد خوش‌بینانه بولتون درباره میزان سرعت سقوط مادورو و روحیه در حال افزایش شورش در ارتش ونزوئلا، اعتبار او را نزد ترامپ کاهش داد

 

لذا به جهت بررسی تأثیر تغییرات در کابینه ترامپ بر سیاست خارجی، دوران تصدی وی را تا کنون می‌توان به دو مرحله اصلی تقسیم نمود.

مرحله اول

مرحله اول دوره ریاست جمهوری ترامپ – که دوره‌ای محدود است – از زمان تحلیف وی تا آگوست سال 2017 به طول انجامید. در طی این هفت ماه، ترامپ سخنان و اقدامات جنجالی بسیاری از خود نشان داد. وی هنگام سخنرانی در مقر ناتو در بروکسل، از تأیید ماده 5 ناتو خودداری و خروج ایالات متحده از توافق نامه پاریس در مورد تغییرات آب و هوا را اعلام کرد. اما در بیشتر مواقع، دولت از یک فرایند بینابینی پیروی می کرد (که به موجب آن تصمیمات از طریق یک پروسه مشاوره رسمی با ادارات و سازمان‌های مربوطه گرفته می شود و نقطه اوج آن در جلسات تیم امنیت ملی در سالن کنفرانس[6] بود) و ترامپ با عدم رضایت توصیه های کابینه خود را پذیرفت. وی از توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی خارج نشد؛ دیدگاه خود را درمورد ناتو تغییر داد. سپس به متحدین آسیایی خود رسید و در توافق هسته‌ای ایران باقی ماند.

با این حال، به زودی، رئیس جمهور شروع به عقب نشینی در برابر مشاوران خود کرد. اواسط ژوئیه سال 2017، وی از اینکه مجبور به تمدید چشم پوشی به عنوان بخشی از برنامه جامع اقدام مشترک اقدام شد، شکایت کرد و مشاوران خود را مقصر دانست که گزینه‌ای دیگر برای اتخاد به وی ندادند. چند هفته بعد، در یک جلسه در کمپ دیوید برای تصمیم گیری در مورد سیاست افغانستان، وی از اظهار اطمینان مک مستر در استدلال برای نگه داشتن نیروهای آمریکایی ناامید شد. ترامپ با ناخوشایندی پذیرفت اما نارضایتی خود را نشان داد.

مرحله دوم

مرحله دوم سیاست خارجی دولت ترامپ – مرحله اقدام یک جانبه-  از پاییز سال 2017 آغاز شده بود. در این دوره که تا به امروز نیز ادامه دارد، ترامپ سعی کرده است روند تصمیم گیری رسمی بینابینی را از خود دور و ترجیحات خود را روشن کند. در دسامبر سال 2017، به دلیل اعتراض تیمش، وی اعلام کرد سفارت ایالات متحده در اسرائیل را به اورشلیم منتقل می‌کند. در ماه مه سال گذشته، وی از توافق هسته‌ای ایران کناره‌گیری کرد؛ به طور یکسان تعرفه‌ای را برای دوستان و رقبا وضع کرد؛ انتقادات خود را از ناتو در اجلاس سران بروکسل 2018 تکرار کرد و فشار آورد تا نیروهای آمریکایی را از سوریه خارج کند. شاید مشهورترین اقدام او این باشد که تصمیم گرفت بدون مشورت کابینه امنیت ملی خود با کیم در سنگاپور ملاقات کند و همچنین تصمیم یکجانبه برای دیدار با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در هلسینکی گرفت و در سرپیچی از نظر مشاوران خود با در آغوش گرفتن رهبر روسیه در کنفرانس مطبوعاتی اجلاس، پیشی گرفت.

تغییرات در کابینه؛ چرا و چگونه؟

برای تسهیل این تغییر، ترامپ به تیم جدیدی نیاز داشت که به جای ایجاد مانع، او را توانمند کند. این کار با حذف تیلرسون، مک مستر و کوهن در یک دوره سه هفته‌ای در مارس و آوریل آغاز شد. جایگزین آنها -مایک پومپئو، جان بولتون و لری کودلو- همه یک ویژگی مشترک داشتند: وفاداری شخصی به ترامپ. این روند با عزیمت نیکی هیلی سفیر سازمان ملل ادامه یافت و در 21 دسامبر پس از اعلام ترامپ مبنی بر خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، با استعفای ماتیس به پایان رسید.

در واقع وجود چالش بین رئیس جمهور و تیم وی، دو سال اول تصدی او را تعریف می‌کند. اگرچه هنوز هم شکاف اساسی بین آنها وجود دارد، اما هم اکنون هم‌ترازی قابل توجهی وجود دارد. ترامپ پس از این، تیمی داشت که نه به دنبال کمینه سازی تأثیر تصمیمات وی بلکه درصدد بیشینه کردن آن بودند. برای نخستین بار، ناظران می‌توانند سیاست خارجی ترامپ را که دولت در آن نظرات رئیس جمهور را در مورد توجه قرار داده و به دنبال اعمال آنها باشند، به گونه‌ای یکپارچه (گرچه هنوز ناقص) شناسایی کنند. بر طبق این سیاست خارجی یکپارچه، دولت ترامپ هیچ دوست دائمی و دشمن دائمی ندارد.[7]

 

اکنون که ترامپ، بولتون را برکنار کرده است، فرصتی بهتر برای پیگیری گشایش باب روابط با مسکو دارد

 

تأثیر تغییرات در کابینه ترامپ بر سیاست خارجی

از آنجا که به طور کلی از لحاظ سنتی، مشاور امنیت ملی نقش اصلی را در تعیین هدف و برنامه سیاست خارجی ایفا می کند؛ در ردیابی تأثیر تغییرات در کابینه ترامپ بر سیاست خارجی، بیشتر باید بر تغییر در این نقش تاکید نمود.

انتصاب بولتون برای استقلال سیاست خارجی ترامپ بسیار مهم بود. تا زمانی که یکی از اعضای سازمان امنیت ملی جایگاه مشاور امنیت ملی را در دست داشته باشد، ترامپ از قدرت تعیین دستور کار که مستلزم کنترل فرایند بین سازمانی است، محروم خواهد بود. بولتون این قدرت را به او داد. البته در این راه مسایلی نیز رخ داد. بنا بر گزارش‌ها، بولتون به ترامپ وعده داده بود كه او را به جنگ جدیدی سوق نخواهد داد؛ اما چند هفته پس از تصدی بولتون، ترامپ او را به دلیل تلاش برای خرابكاری در روابط آمریكا با کره شمالی مقصر دانست. این مورد را می‌توان یکی از عوامل اختلاف بین ترامپ و بولتون دانست که در نهایت منجر به برکناری وی از سمت مشاور امنیت ملی گشت.

از موارد دیگر اختلاف بین این دو می‌توان به سیاست دولت در مورد کره شمالی اشاره کرد. سیاست دولت درمورد کره شمالی را نوعی از چانه‌زنی غیر رسمی شکل می‌دهد که به موجب آن ایالات متحده موافق رابطه‌ای گرم با این کشور است؛ تا زمانی که کیم موافقت کند آزمایش موشکی یا سلاح هسته‌ای انجام ندهد، حتی اگر این امر پیشرفت معنی داری در مورد هسته‌ای زدایی ایجاد نکند. برخی از مقامات دولت، بویژه بولتون، درباره این استراتژی مشکوک و مخالف بودند، اما در نهایت تسلیم نظر رئیس جمهور شدند.[8]

اختلافات بین رئیس جمهور و تیم وی به ویژه بولتون به این موراد محدود نمی‌شود. بارزترین نمونه آن، سیاست ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه است. ترامپ و مشاورانش در مورد ترسیم خطوطی سخت علیه ایران توافق دارند. اما رئیس جمهور کاملا تمایلی به تعهد منابع ایالات متحده برای کاهش و یا حذف نفوذ ایران در سوریه ندارد و تمایل به عقب نشینی از منطقه دارد. به نظر وی، اقدامات ایالات متحده باید در حمایت از متحدین در انجام اقدامات لازم برای مقابله با ایران (مانند جنگ عربستان سعودی در یمن)، اعمال مجازات و خروج از برنامه جامع اقدام مشترک محدود شود. این موضوعی است که اظهارات تیم رئیس جمهور نشان می‌داد که با وی مخالف است. به عنوان مثال، در سفر به خاورمیانه، بولتون گفت كه نیروهای آمریكایی سوریه را ترك نخواهند كرد تا زمانی كه دولت اسلامی (که به عنوان داعش نیز شناخته می شود) كاملا مغلوب و از كردها محافظت شود.

ذکر این نکته ضروری است که از آنجا که ترامپ هرگز قصد تغییر جهان بینی و نظرات خود را نداشت، وزرا و مشاوران وی مجبور بودند که یا به نظرات مخالف خود پایبند بمانند و با نتایج آن روبرو شوند و یا موافقت خود را با شرایط و دیدگاههای رئیس جمهور اعلام و اعمال کنند.

دلایل اخراج بولتون از کاخ سفید

در کنار برشمردن نقاط مورد اختلاف بین ترامپ و بولتون، می‌توان صراحتا دلایل اخراج بولتون از کاخ سفید را از زبان رئیس جمهور موارد ذیل دانست:

  1. مذاکرات با کره شمالی
  2. مخالفت با ترامپ در مورد ونزوئلا
  3. عدم همراهی با اعضای دولت به دلیل اتخاذ رویکردی تند و تیز و سخت[9]

ترامپ، بولتون را فاجعه‌ای در روابط آمریکا و کره شمالی و خارج از خط در زمینه سیاست این کشور با ونزوئلا خواند و علی رغم تاکید بر همراهی میان اعضای دولت، عدم همراهی بولتون با این جریان را نامناسب برای سیاست آمریکا تشخیص داد.

 

خروج بولتون از کاخ سفید و تغییر و ثبات در سیاست خارجی آمریکا

برکناری ناگهانی جان بولتون از سمت مشاور امنیت ملی، ممکن است بازتاب تیره شدن روابط شخصی بین وی و دونالد ترامپ و همچنین رقابت بولتون با وزیر امور خارجه ، مایک پومپئو باشد، اما این رویداد پیامدهایی برای سیاست خارجی آمریکا در طیفی از موارد خواهد داشت.

ضدیت رئیس جمهور آمریکا با جهانی‌گرایی و چند‌جانبه‌گرایی باقی خواهد ماند، اما این اتفاق منجر به توازنی دوباره بین تمایل ضد مداخله‌گرایی ترامپ همراه با میل وافر وی برای دیپلماسی شخصی خواهد بود. در بهترین حالت، ممکن است منجر به هماهنگی بیشتر سیاست‌ها بین سازمان‌های امنیت ملی واشنگتن و در نتیجه، امکان ارائه توصیه‌های مداوم‌تر به رئیس جمهوری که اغلب تحت نظارت نیست، شود.

 

پیش‌بینی های بولتون از ایجاد آشوب در ایران، که بنا بر عقیده وی منجر به تغییر رژیم ایران می‌شود، به وقوع نپیوست، زیرا جناح‌های داخلی علیه یک ظالم خارجی متحد شدند

 

می‌توان اثرات این تغییر را به گونه ای کشور محور در موضوعاتی که بولتون نظرات ویژه‌ای ارائه کرده بود،

مورد بررسی قرار داد که از بین این موارد افغانستان، ونزوئلا، ایران، روسیه و کره شمالی حائز اهمیت می‌باشند.

افغانستان

در افغانستان بولتون مخالف سرسخت این طرح بود که سربازان باقی‌مانده آمریکایی این کشور را تا پایان سال ترک کنند. با این همه، جالب به نظر می‌رسد که ترامپ در اوایل سپتامبر  به دیدگاه بولتون نزدیک شده است و قاطعانه از برنامه خود برای مذاکرات فوق العاده در کمپ دیوید با رهبران طالبان، دو روز قبل از سالگرد 11 سپتامبر، صرف نظر کرد. ترامپ گفت کشته‌شدن یک سرباز سازمان ملل متحد بر اثر بمب گذاری انتحاری در کابل، نشست پنهانی را خدشه‌دار می‌کند، اما تصمیم وی همچنین نشان‌دهنده افزایش اضطراب در جامعه دفاعی است؛ چرا که رئیس جمهور قصد داشت افغانستان را بدون در نظر داشتن برنامه‌ای برای محافظت از دولت مشروع افغانستان قبل از انتخابات ملی به تروریست‌ها واگذارد.

ونزوئلا

بولتون به طور ویژه با اسنادی با تأکید بر برنامه‌هایی برای اعزام سربازان آمریکایی به ونزوئلا، احتمالا برای سرنگونی دولت چپ نیکول مادورو، جهت انجام ملاقات‌هایی به این کشور رفت. ارزیابی‌های بیش از حد خوش‌بینانه بولتون درباره میزان سرعت سقوط مادورو و روحیه در حال افزایش شورش در ارتش ونزوئلا، اعتبار او را نزد ترامپ کاهش داد.

ایران

طبق برخی منابع خبری پومپئو، بولتون و معاون رئیس جمهور ، مایک پنس، همه به ترامپ توصیه کردند که تابستان امسال پس از سرنگونی هواپیمای بدون سرنشین آمریکا به ایران حمله کند. اما ترامپ به خاطر ترس از عواقب درگیری نظامی و سطح قدرت بازدارندگی ایران عقب‌نشینی کرد. این مسئله وی را به سیاست فشار حداكثر اقتصادی وابسته و متوجه كرده است، اما متحدین اروپایی كه در برابر ترامپ مقاومت كرده‌اند، معتقدند كه اگر آمریكا قصد حمله به ایران را نداشته باشد، تنها گزینه جایگزین گفتگو با تهران است. پیش‌بینی های بولتون از ایجاد آشوب در ایران، که بنا بر عقیده وی منجر به تغییر رژیم ایران می‌شود، به وقوع نپیوست، زیرا جناح‌های داخلی علیه یک ظالم خارجی متحد شدند. ترامپ با علاقه‌ای وافر به دیدار با سران عالی‌رتبه، در صورت توافق با شرایطی که منجر به توافق هسته‌ای مجدد شود، تمایل به دیدار با رئیس جمهور ایران ، حسن روحانی دارد. اما این امر تنها در صورتی اتفاق می‌افتد که برکناری بولتون با تمایل آمریکا برای لغو تحریم‌های صادرات نفت ایران همراه باشد. پومپئو در سخنانی پس از برکناری بولتون در روز سه شنبه، دیدگاه ترامپ را مبنی بر اینکه رئیس جمهور می تواند همتای ایرانی خود را در مجمع عمومی سازمان ملل در اواخر ماه جاری ملاقات کند، ابراز کرد.

روسیه

ترامپ از تلاش‌های دولت فرانسه برای بازگرداندن روسیه به روابط و مذاکرات استقبال کرده است، موضوعی همیشگی در سیاست خارجی رئیس جمهور ایالات متحده است که با مقاومت اروپا و مخالفت دوحزب داخلی در واشنگتن خنثی شده است. این مقاومت از سوی بولتون، مخالفتی قدیمی با ولادیمیر پوتین که روسیه را خارج از چارچوب جنگ سرد نمی دید، حمایت می‌شد. اکنون که ترامپ، بولتون را برکنار کرده است، فرصتی بهتر برای پیگیری گشایش باب روابط با مسکو دارد؛ روندی که رئیس جمهور فرانسه، امانوئل مکرون، با تشویق مذاکرات درباره اوکراین آن را آغاز کرد.

 

کره شمالی

بولتون در دوران خدمت خود در دولت بوش در اقدام علیه دولت پیونگ یانگ سابقه داشت و در زمان ترامپ از عملیات پیش‌دستانه حمایت کرده بود. وی به شدت مخالف گشایش راهی برای گفتگو با کیم جونگ اون بود. به زودی مغایرت دیدگاه وی با ترامپ هنگامی که رئیس جمهور تلاش‌های خود را برای مذاکره چهره به چهره با رهبر کره شمالی آغاز کرد، آشکار شد. ترامپ پیوسته توصیه‌های بولتون را نادیده گرفت و چندین بار با کیم ملاقات کرد، حتی با اینکه می‌گوید عجله ای برای عقد قرارداد با کیم ندارد. در همین حال، بولتون به غیر قابل اطمینان بودن كیم در امتناع از تسلیم برنامه هسته‌ای خود و همچنین اتمام آزمایش‌های موشكی كوتاه برد مكرر در این کشور اشاره كرد. بولتون این آزمایشات را نقض قطعنامه‌های سازمان ملل می‌دانست، اما ترامپ مخالف این اظهرنظر بود. بولتون حتی متهم به فعالیت در پشت صحنه برای ایجاد اخلال در روند پیشرفت مذاکرات، از جمله اقدام در برابر استفان بیگون ، فرستاده ویژه مذاکرات کره شمالی بوده است.[10]

شیرین هانتر استاد روابط بین الملل دانشگاه جورج تاون واشنگتن گفته است: اخراج «جان بولتون» از کاخ سفید موضع جنگ طلب‌ها و تندروهای ضد ایرانی را تضعیف می‌کند و نشان می‌دهد که رییس جمهوری آمریکا نمی خواهد وارد درگیری نظامی با ایران بشود.

وی همچنین در این زمینه افزود که: هر چند فکر نمی کنم برکناری بولتون تاثیر فوری بر سیاست فشار حداکثری آمریکا داشته باشد اما با توجه به اینکه بولتون فراتر از دیگران، حتی بیشتر از «مایک پمپئو» ضد ایرانی و طرفدار جنگ است، نشان می‌دهد که ترامپ به هیچ وجه نمی خواهد وارد درگیری نظامی شود.[11]

 

نتیجه‌گیری

از آنجا که رویکرد یکجانبه‌گرایی در دولت و شخص ترامپ از لحاظ سیاسی و روان‌شناختی غلبه دارد، می‌توان ادعا کرد که علی‌رغم تاثیرگذاری نقشی چون مشاور امنیت ملی از نقطه نظر سنتی در روند تهیه دستور کار سیاسی و سیاست خارجی در سیستم سیاست‌ورزی ایالات متحده، شخص رئیس جمهور نقش برجسته و مقدم را در جهت‌دهی به سیاست خارجی بر عهده دارد. لذا حضور افراد با گرایش های سیاسی متفاوت اگر چه می تواند سمت و سوی کلی سیاست خارجی آمریکا را بازنمایی کرده و شاخص هایی را برای مطالعه روش های اجرای سیاست خارجی در اختیار گذارد، اما ستون فقرات سیاست خارجی همچنان به دیدگاهها و عملکرد شخص رئیس جمهور بستگی دارد.

 

منابع

[1]. Monsen, Lauren (Sep 18, 2019) ” What does a national security adviser do?”. Share America. Retrieved Sep 28, 2019, from https://share.america.gov/what-does-national-security-adviser-do/

[2]. Keith, Tamara (January 19, 2018). “Turnover In Trump’s White House Is ‘Record-Setting,’ And It Isn’t Even Close”. NPR. Retrieved Sep 28, 2019, from https://www.npr.org/2018/01/19/578858897/turnover-in-trumps-white-house-is-record-setting-and-it-isn-t-even-close

[3]. Chris, Cillizza (March 23, 2018). “Donald Trump just totally overhauled his White House. In 16 days”. CNN. Retrieved Sep 28, 2019, from https://edition.cnn.com/2018/03/23/politics/trump-cohn-bolton-tillerson-mcmaster/index.html

[4]. Wright, Thomas (January 18, 2019). “Trump’s Foreign Policy Is No Longer Unpredictable”. Foreign Affairs. Retrieved Sep 26, 2019, from https://www.foreignaffairs.com/articles/world/2019-01-18/trumps-foreign-policy-no-longer-unpredictable

[5]. Foreign Policy Analytics. (February 2, 2017). “Foreign Policy in the Trump Administration”. Foreign Policy. Retrieved Sep 26, 2019, from https://foreignpolicy.com/foreign-policy-in-the-trump-administration/

[6]. اتاق موقعیت (The Situation Room)، که به طور رسمی با عنوان اتاق کنفرانس جان اف کندی شناخته می شود، یک اتاق کنفرانس 5/525 متر مربعی و مرکز مدیریت اطلاعات در زیرزمین ضلع غربی کاخ سفید است.

[7]. Wright, Thomas (January 18, 2019). “Trump’s Foreign Policy Is No Longer Unpredictable”. Foreign Affairs. Retrieved Sep 26, 2019, from https://www.foreignaffairs.com/articles/world/2019-01-18/trumps-foreign-policy-no-longer-unpredictable

[8]. Ibid.

[9]. Mason, Jeff &  Brunnstrom, David (September 11, 2019) “Trump says Bolton a ‘disaster’ on North Korea, ‘out of line’ on Venezuela”. Reuters Politics. Retrieved Sep 26, 2019, from https://www.reuters.com/article/us-usa-trump-bolton-firing/trump-says-bolton-a-disaster-on-north-korea-out-of-line-on-venezuela-idUSKCN1VW2B0

[10]. Wintour, Patrick  (Sep 11, 2019). “How will John Bolton’s dismissal affect US foreign policy? “. The Guardian US Politics. Retrieved Sep 25, 2019, from https://www.theguardian.com/us-news/2019/sep/10/how-will-john-bolton-dismissal-affect-us-foreign-policy

[11]. آفتاب‌‌نیوز (۲۰ شهريور ۱۳۹۸). “اخراج مشاور امنیت ملی کاخ سفید و فروپاشی “تیم ب”؛ بولتون قربانی ایران؟”. بازیابی 8 مهر ۱۳۹۸ از :

https://aftabnews.ir/fa/news/609436/

سایر منابع

آفتاب‌‌نیوز (۲۰ شهريور ۱۳۹۸). “اخراج مشاور امنیت ملی کاخ سفید و فروپاشی “تیم ب”؛ بولتون قربانی ایران؟”. بازیابی 8 مهر ۱۳۹۸ از :

https://aftabnews.ir/fa/news/609436/

Chris, Cillizza (March 23, 2018). “Donald Trump just totally overhauled his White House. In 16 days”. CNN. Retrieved Sep 28, 2019, from https://edition.cnn.com/2018/03/23/politics/trump-cohn-bolton-tillerson-mcmaster/index.html

Foreign Policy Analytics. (February 2, 2017). “Foreign Policy in the Trump Administration”. Foreign Policy. Retrieved Sep 26, 2019, from https://foreignpolicy.com/foreign-policy-in-the-trump-administration/

Mason, Jeff &  Brunnstrom, David (September 11, 2019) “Trump says Bolton a ‘disaster’ on North Korea, ‘out of line’ on Venezuela”. Reuters Politics. Retrieved Sep 26, 2019, from https://www.reuters.com/article/us-usa-trump-bolton-firing/trump-says-bolton-a-disaster-on-north-korea-out-of-line-on-venezuela-idUSKCN1VW2B0

Monsen, Lauren (Sep 18, 2019) ” What does a national security adviser do?”. Share America. Retrieved Sep 28, 2019, from https://share.america.gov/what-does-national-security-adviser-do/

Keith, Tamara (January 19, 2018). “Turnover In Trump’s White House Is ‘Record-Setting,’ And It Isn’t Even Close”. NPR. Retrieved Sep 28, 2019, from https://www.npr.org/2018/01/19/578858897/turnover-in-trumps-white-house-is-record-setting-and-it-isn-t-even-close

Wintour, Patrick  (Sep 11, 2019). “How will John Bolton’s dismissal affect US foreign policy? “. The Guardian US Politics. Retrieved Sep 25, 2019, from https://www.theguardian.com/us-news/2019/sep/10/how-will-john-bolton-dismissal-affect-us-foreign-policy

Wright, Thomas (January 18, 2019). “Trump’s Foreign Policy Is No Longer Unpredictable”. Foreign Affairs. Retrieved Sep 26, 2019, from https://www.foreignaffairs.com/articles/world/2019-01-18/trumps-foreign-policy-no-longer-unpredictable

 

ارسال دیدگاه