تحولات شرق فرات؛ جایگاه بازیگران مختلف و سناریوهای پیش‌رو

منطقه شرق فرات هم‌چنان آبستن تحولات و رویدادهای مختلفی است که تعدد بازیگران و مطلوبیت‌های آنان بر پیچیدگی‌ سناریوهای آینده افزوده است. نوشتار حاضر تلاش می‌کند تا به برخی از این پیچیدگی‌ها بپردازد.

اندیشکده راهبردی تبیین- ارتش ترکیه از سال ٢٠١۶ به این طرف در دو عملیات سپر فرات (سوم شهریور ۹۵ تا ۹ فروردین ۹۶) و عملیات شاخه‌ی زیتون[1] (۳۰ دیماه ۹۶ تا چهار فروردین ۹۷) با همکاری گروه‌های تروریستی مورد حمایت خود، چهار هزار کیلومتر از خاک سوریه از جمله شهرهای الباب، اعزاز، جرابلس و عفرین در شمال این کشور را تصرف کرد[2]. منطقه شرق فرات در هفته‌های اخیر نیز دستخوش تحولات و رویدادهای فراوانی بوده است. بازیگران مختلف تحولات این منطقه، یعنی آمریکا، ترکیه، کردها و روسیه، کنش‌ها و واکنش‌های مختلفی را از خود بروز دادند. خروج و سپس بازگشت آمریکا به این منطقه، هجوم ترکیه و اشغال حدفاصل تل‌ابیض تا رأس‌العین در شمال سوریه و سپس توافق با روسیه برای پایان حملات و ورود ارتش سوریه به این منطقه پس از گذشت سال‌ها از جمله تحولاتی بود که به سرعت روی داد و پرسش‌ها و ابهامات بسیاری را به وجود آورد که به نظر می‌رسد می‌توان با بررسی آن‌ها، سناریوهای آینده این منطقه را به‌روزرسانی کرد. بر این اساس، مقاله حاظر به تحلیل آخرین تحولات شرق فرات، سناریوهای آن و جایگاه بازیگران مختلف پرداخته است.

 

به نظر نمی‌رسد اردوغان تمایلی به ادامه جنگ در شمال سوریه و رویارویی واقعی با ایالات متحده آمریکا داشته باشد؛ چرا که اقتصاد ترکیه به دلیل تنیدگی با اقتصاد جهانی و صادرات‌محور بودن خود توان ایستادگی در برابر تحریم‌های هرچند جزیی آمریکا را ندارد

 

آخرین تحولات شرق فرات

عملیات نظامی ارتش ترکیه در شمال شرق سوریه با نام «چشمه صلح» با اعلام اردوغان روز چهارشنبه ۱۷ مهر پس از آن آغاز شد که رئیس‌جمهوری آمریکا، خروج نظامیان کشورش از شمال شرق سوریه را اعلام کرده بود. اردوغان مدعی شد مأموریت نیروهای مسلح ترکیه «ممانعت از ایجاد گذرگاه تروریستی در طول مرزهای جنوبی» است. در همین راستا وی اعلام کرد «هدف از عملیات نظامی در شمال سوریه، دور کردن پیکارجویان کُرد از مرزهای شمالی سوریه به عمق ۳۲ کیلومتری داخل خاک این کشور است.[3]» بیش از یک ماه از حمله نیروهای ارتش ترکیه به همراه گروه‌های شبه‌نظامی متحد آنان به شمال سوریه و منطقه شرق فرات می‌گذرد. این حمله البته پس از چند روز و با میانجی‌گری روسیه و توافقی ده ماده‌ای که میان آنکارا و مسکو به امضا رسید متوقف شد. در همین راستا، ارتش ترکیه و هم‌پیمانانش در «ارتش آزاد سوریه» در جریان پیشروی‌شان به سمت شهر راس‌العین، کنترل روستاهایی در حومه این شهر را در دست گرفته‌اند و به بمباران تاسیسات آب، برق و سدها اقدام کردند. نیروهای آمریکایی نیز در روزهای گذشته، به همان پایگاه‌هایی در شمال سوریه که پیش از خروج در آن حضور داشتند، بازگشتند. در این میان یگان‌های ارتش سوریه در حوالی مناطق شمال شرقی سوریه به‌ویژه در شرق فرات و حومه‌ استان الحسکه مستقر شدند[4]. آرایش و موقعیت فعلی بازیگران بحران سوریه در نقشه زیر قابل مشاهده است.

اهداف ترکیه و آینده احتمالی مناطق اشغالی از سوی ترکیه در فاصله تل‌ابیض تا رأس‌العین

به نظر می‌رسد یکی از اهداف اردوغان در حمله به شمال سوریه، جبران برخی ناکامی‌های داخلی باشد. اردوغان که تا پیش از 2016 یکی از محبوب‌ترین رجل سیاسی ترکیه به شمار می‌رفت و با بالاترین میزان رأی، حزبش پیروز انتخابات بود، این‌بار با برخی ناکامی‌ها در انتخابات شهرداری‌ها نشان داد که با چالش‌هایی مواجه است. در چنین شرایطی اردوغان تصور می‌کند با به راه انداختن یک عملیات نظامی محدود، هم احساسات ملی‌گرایانه مردم ترکیه را برمی‌انگیزد و هم می‌تواند سرپوشی موقت بر مشکلات باشد. همچنین کاهش قدرت کردها از دیگر اهداف ترکیه است؛ از این‌رو اردوغان با تغییر ترکیب جمعیتی شمال سوریه و اسکان پناهندگان سوری عمدتا عرب در این منطقه، تهدیدات امنیتی موجود هم تا اندازه‌ای مرتفع می‌شود. علاوه بر این‌ها، عملیات چشمه صلح آزمونی برای ارتش ترکیه است، ضمن این‌که اشغال این قسمت از خاک سوریه قاچاق نفت به ترکیه را تضمین می­کند[5].

 

بنابراین، در صورت توافق نهایی ترکیه با دولت سوریه و با برقراری نظم و امنیت در مرز، هم آوارگان امکان بازگشت به شهر و دیار خود را پیدا می‌کنند و هم خطر فعالیت گروه‌های تروریستی کاهش می‌یابد

 

در ارتباط با آینده‌ی احتمالی مناطق اشغالی از سوی ترکیه در وهله نخست به نظر می‌رسد با توقف عملیات ارتش ترکیه و توافق میان اردوغان و پوتین بر سر عقب‌نشینی نیروهای سوریه‌ی دموکراتیک به عمق ۳۰ کیلومتری خاک سوریه، بخش اصلی خواسته‌های ترکیه محقق شده است اما به دلایلی این اشغال دایمی نخواهد بود و ترک‌ها در آینده مبجور به عقب‌نشینی خواهند شد که عبارتند از: 1- به نظر نمی‌رسد اردوغان تمایلی به ادامه جنگ در شمال سوریه و رویارویی واقعی با ایالات متحده آمریکا داشته باشد؛ چرا که اقتصاد ترکیه به دلیل تنیدگی با اقتصاد جهانی و صادرات‌محور بودن خود توان ایستادگی در برابر تحریم‌های هرچند جزیی آمریکا را ندارد. چنان‌چه ترامپ نیز در یکی از توییت‌های خود در مورد تحولات ترکیه و شمال سوریه نوشته است: «اگر ترکیه به گونه‌ای عمل کند که بر اساس منطق و حکمت والا و بی‌پایان من مصداق عدول از حد و مرز باشد، اقتصاد این کشور را نابود می‌کنم. من قبلاً هم این کار را کرده‌ام[6]».

2- اردوغان سیاستمداری عمل‌گراست و به راحتی تغییر رویکرد می‌دهد و از هر بازیگری امتیاز درخور آن را به دست آورده و بار دیگر بازی تازه‌ای به راه می‌اندازد. 3- برخلاف تصور، ارتش ترکیه این روزها شرایط گذشته خود را ندارد. زیرا این ارتش تصفیه‌های گسترده‌ای داشته و هزاران نفر از نیروهای کادر و افسران زبده خود را از دست داده است. 4- این عملیات، با مخالفت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی زیادی روبه‌رو شده است. به گونه‌ای که به‌غیر از قدرت منطقه‌ای چون ایران، بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله آلمان و فرانسه در واکنش به حمله نظامی ترکیه به سوریه، صادرات تسلیحات خود به این کشور را به حال تعلیق درآورده‌اند. از طرفی، چندی پیش نیز اتحادیه اروپا در مخالفت با حمله ترکیه به شمال سوریه، آنکارا را تهدید به تحریم کرد؛ تحریمی که تهدید نخست‌وزیر ترکیه را به همراه داشت.

بررسی آینده احتمالی حضور نیروهای کرد در مناطق شرق فرات

آینده نیروهای کرد در شرق فرات در صورت تداوم حضور ترکیه و حتی فرسایشی شدن جنگ، به نفع کردها نخواهد بود. کردها پس از تجربه الباب و عفرین، بار دیگر به پشتیبانی آمریکایی‌ها دلخوش کردند و تا پیش از شروع حمله‌ی ترکیه، به تمام پیشنهادهای دمشق پاسخ منفی می‌دانند. کردها اگر از ابتدا با استقرار نیروهای ارتش سوریه در مناطق تحت اختیار خودشان حتی به شکل نمایشی موافقت می‌کردند، بهانه‌های مختلف ترکیه برای حمله به شرق فرات کم‌رنگ‌تر می‌شد. بدین ترتیب نیروهای کرد، هم از نیروهای تحت حمایت ترکیه شکست خوردند و هم در موضع ضعف و ناتوانی پیشنهاد کمک دمشق را پذیرفتند. در مجموع به نظر می‌رسد با استقرار نیروهای ارتش سوریه در مرز با ترکیه که در نقاطی تا ۳ کیلومتری مرز هم پیش رفتند بار دیگر حاکمیت دولت مرکزی سوریه بر این مناطق اعمال و بهانه از دست رهبران ترکیه نیز خارج خواهد شد. بنابراین، در صورت توافق نهایی ترکیه با دولت سوریه و با برقراری نظم و امنیت در مرز، هم آوارگان امکان بازگشت به شهر و دیار خود را پیدا می‌کنند و هم خطر فعالیت گروه‌های تروریستی کاهش می‌یابد.

چرایی بازگشت آمریکا به شرق فرات

دولت آمریکا ماه گذشته اعلام کرد که حدود یک‌هزار نیروی خود را از شمال شرق سوریه خارج می‌کند، اما سپس تصمیم گرفت که حدود ۲۰۰ تن از این سربازان را برای حفاظت از میادین نفتی این منطقه در سوریه نگه دارد. به نظر می رسد هدف بلندمدت آمریکا تجزیه سوریه به سه  بخش است: 1- منطقه شمال و غرب که معارضان سوری مورد حمایت ترکیه همچون ارتش آزاد سوریه حضور دارند، 2- منطقه کردنشین که نیروهای دموکراتیک سوریه بر آن حکم‌فرمایی می‌کنند و 3- دولت مرکزی سوریه به پایتختی دمشق.

 

در شرایط فعلی اولویت اصلی دولت آمریکا ضمن حرکت به سمت بی‌ثباتی در برخی پرونده‌های منطقه‌ای، تصرف مناطق نفت‌خیز سوریه برای جلوگیری از دستیابی دولت مرکزی این کشور به منابع آن است

 

با این همه در شرایط فعلی اولویت اصلی دولت آمریکا ضمن حرکت به سمت بی‌ثباتی در برخی پرونده‌های منطقه‌ای، تصرف مناطق نفت‌خیز سوریه برای جلوگیری از دستیابی دولت مرکزی این کشور به منابع آن است. طبق محاسبات وزارت دفاع روسیه، آمریکا با این تجارت غیر قانونی در هر ماه، سودی معادل ۳۰ میلیون دلار کسب می‌کند[7]. بنابراین مواردی چون مبارزه با گروه‌های تروریستی، کاهش قدرت نیروهای کرد و تُرک و تخریب چهره منطقه‌ای و بین‌المللی ترکیه نمی‌تواند هدف اصلی آمریکا باشد.

سناریوهای ممکن و مطلوب پیش‌روی دولت سوریه

پیچیدگی‌های شرق فرات در شرایط فعلی بیش از گذشته است؛ با این همه اما، در نگارش سناریوهای پیش‌رو، می­توان به تحقق دو دسته سناریوی مطلوب و ممکن اشاره کرد:

سناریوهای مطلوب

1-پاکسازی تروریست‌ها و حاکمیت دولت سوریه: مداخله‌ی نظامی ترکیه در بلندمدت یا کوتاه‌مدت، این احتمال را که شرق فرات روزی به حاکمیت دمشق و نه نیروهای کرد، بازگردد، بیشتر می‌کند. ترکیه اگر موفق شود منطقه مورد نظرش را زیر کنترل خود ببرد و کمربند امنیتی تشکیل دهد، هم ترکیب جمعیتی شمال شرق سوریه را به نفع عرب‌ها تغییر خواهد داد و هم زمینه را برای تضعیف بیشتر شبه‌نظامیان کرد و در هم شکستن اقتدار آنان در آینده فراهم خواهد کرد. چنین تحولاتی می‌تواند با وجود برخی چالش‌ها، مزایایی برای دولت سوریه نیز داشته باشد؛ زیرا ترکیه تمایلی به رویارویی نظامی با ارتش سوریه ندارد.

2- شکست ترکیه و تضعیف دولت آن: ترکیه با طولانی شدن جنگ، درگیر نبردی فرسایشی می‌شود و بر همین اساس: 1- رابطه ترکیه هم با غرب و هم با دولت‌های متحد سوریه تیره‌تر خواهد شد، 2- وجهه آنکارا در افکار عمومی جهان تنزل خواهد یافت، 3- احتمال برخی اعتراضات داخلی وجود دارد و 4- اقتصاد و صنعت این کشور در شرایط نامناسبی قرار خواهد گرفت.

سناریو ممکن: ترکیه توانایی جلوگیری از ظهور دوباره داعش را ندارد و به دنبال مقابله با تهدید کردهاست؛ لذا نیروهای کرد در ادامه این آشفتگی‌ها تضعیف می‌شوند و در نتیجه فرصت دوباره‌ای برای بازتولد تفکرات افراطی و تجدید قوای داعش ایجاد می‌شود.

 

ترکیه اگر موفق شود منطقه مورد نظرش را زیر کنترل خود ببرد و کمربند امنیتی تشکیل دهد، هم ترکیب جمعیتی شمال شرق سوریه را به نفع عرب‌ها تغییر خواهد داد و هم زمینه را برای تضعیف بیشتر شبه‌نظامیان کرد و در هم شکستن اقتدار آنان در آینده فراهم خواهد کرد

 

نتیجه‌گیری

عصر حاضر، دوران کشورگشایی و تحقق رؤیاهای امپراطوری با گسیل نمودن ارتش و نیروهای زمینی نیست. بنابراین ترکیه در بلندمدت مجبور به عقب‌نشینی از شرق فرات خواهد بود. کردها نیز بیش از گذشته تضعیف خواهند شد. زیرا در شرایط فعلی حتی جغرافیای طبیعی منطقه عملیاتی هم به زیان آن‌هاست. شمال شرق سوریه، کوهستان قندیل نیست، دشت است و در زمین هموار و بدون موانع طبیعی، ارتش منظم سوار است و نیروی چریکی، پیاده. در چنین محیطی، تنها تاکتیکی که به کار نیروی چریکی می‌آید، کشاندن جنگ به شهرهاست اما سابقه عفرین نشان داد که ارتش ترکیه خود را درگیر جنگ شهری نمی‌کند. شهر را محاصره می‌کند و نیروهای سوری را به داخل می‌فرستد. برنده جنگ شهری هم آن است که از بیرون کمک می‌کند نه آن‌که در شهر محاصره شده است. در نتیجه، شبه‌نظامیان کرد در همان موقعیتی قرار خواهند گرفت که داعش در عین‌العرب (کوبانی) گرفتارش شده بود. همان‌طور که عفرین سقوط کرد، قامشلی و عین‌العرب و تل ابیض هم می‌توانند سقوط کنند. اما در آینده ارتش ترکیه به کشور خود بازخواهد گشت، کردها تضعیف خواهند شد و دولت سوریه حتی اگر مجبور به درگیری با دولت ترکیه شود نیز به احتمال زیاد به پیش‌روی در شرق فرات ادامه خواهد داد.

منابع

[1] -اندیشکده راهبردی تبیین، «تل‌رفعت، تل‌ابیض یا منبج؛ هدف حمله احتمالی ترکیه کجاست؟»، 10 مرداد 1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/?s

[2] – خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، «شادمانی اهالی دیرالزور از پیروزی های ارتش سوریه»، ۲4 مهر ۱۳۹۸، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.irna.ir/news/83520172/

 

[3] -خبرگزاری شبکه العالم، «ترکیه: ورود ارتش سوریه به شمال این کشور خبر بدی نیست!»، 24 مهرماه 1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://fa.alalamtv.net/news/4496801

 

[4] -شفقنا، « آخرین تحولات میدانی در شرق فرات؛ انتقال نظامیان آمریکایی به عراق»، 19 مهر ماه 1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://fa.shafaqna.com/news/822092/

 

[5] -اسلام تایمز، «اهداف اردوغان از حمله به سوریه؛ از چشمه صلح تا دریای تنش»، 12 آبان ۱۳۹۸ ، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.islamtimes.org/fa/article/825367

 

[6] – تسنیم نیوز، «اگر ترکیه به گونه‌ای عمل کند که بر اساس منطق و حکمت والا و بی‌پایان من مصداق عدول از حد و مرز باشد»، 16 مهر 1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/07/16/2113971.

 

[7] -عصر دیپلماسی، «روسیه آمریکا را به دزدی نفت از سوریه متهم کرد»، 4 آذر 1398، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://asrdiplomacy.ir/52936.

 

ارسال دیدگاه