نقش آفرینی نخبگان در دیپلماسی عمومی

نخبگان به عنوان نیروی واسطه بین مردم و مسئولین توانایی اثر گذاری گسترده و پایداری در چارچوب دیپلماسی عمومی دارند.

اندیشکده راهبردی تبیین- مقام معظم رهبری مدظله‌العالی در دیدار اخیر خود با نخبگان با تأکید بر اهمیت دیپلماسی عمومی فرمودند: «یکی از کارهای مهمی که جامعه نخبگانی می‌تواند انجام دهد، این است که در دیپلماسی نقش ایفا کند. مثلاً گردآوردن نخبگان ایران فرهنگی بزرگ، یعنی قلمرو وسیع فرهنگ ایرانی که حالا یک مقدار فرق کرده. در این مجموعه فرهنگی که بعضی از کشورهای همسایه ما را هم شامل می‌شود، ما بتوانیم نخبگان را گردآوری بکنیم». در این یادداشت پژوهشی تلاش می‌شود تا به بررسی الزامات و راهکارهای نقش آفرینی نخبگان در دیپلماسی عمومی پرداخته شود.

تلاش به منظور دست یابی به محبوبیت و ایجاد جذابیت، پدیده ای ناآشنا در روابط بین الملل نیست. حاکمان و سیاست مداران در طول تاریخ همواره کوشیده اند سرزمین تحت حکومت خود را به مجموعه ای نمونه و پیشرو در پیشگاه افکار عمومی جهانی مبدل سازند. چنین تلاش هایی را امروزه در ادبیات روابط بین الملل، دیپلماسی عمومی و یا قدرت نرم  تفسیر می کنند. مسلما نسبت به حکومت پلیسی استالین، الیگارشی بی مهر عربستان و دیکتاتوری بدنام قذافی از یک سو، و حکومت دول اسکاندیناوی و یا حکومت ژاپن  نگاه متفاوتی وجود دارد. زمانی که قدرت نرم یک کشور افزایش یابد، ظرفیت های آن کشور برای تسهیل منافع نیز افزایش خواهد یافت.[1] یکی از ابزاری که دولت ها برای افزایش قدرت نرم خود استفاده می کنند دیپلماسی عمومی می باشد.

برخی به دیپلماسـی عمومی به عنوان مطلوب ترین وسـیله ي تفاهم بین مردم در صحنـه ي بین المللـی نگاه می کنند و برخی دیگر آن را بخشـی از سیاسـت دانسته  و کسان دیگری آن را ابزاری جهت دسـتیابی به اهداف ملی در چارچوب یک راهبرد وسیع به منظور نفوذ و شكل دهی افكار، نگاه می کنند.

در واقع، دیپلماسـی عمومی، بخشـی از دیپلماسی اسـت و به همین منظور لازم اسـت قبل از ورود به بحث های مرتبط با دیپلماسـی عمومی و بررسـی جایگاه آن در سیاسـت خارجی، نسـبت به تغییر و تحولات بین المللی و اثرات آن بر تغییر ماهیت دیپلماسی و چارچوبی که دیپلماسی عمومی در آن عمل می کند، نگاهي بیندازیم.  دیپلماسـی .به عنوان مدیریت روابط خارجی با سـایر دولت ها و کنشـگران روابط بین الملل، تعریف می شود. از این دیدگاه، دیپلماسی به معنای مشـارکت در تصمیم گیری و اجرای سیاسـت خارجی اسـت، و آن وسـیله ای اسـت که دولت می تواند از طریق انجام مذاکرات، تبادل نمایندگی ها، توسعه ي همكاری هـا، دیدارها و گفتگوها، به اهداف و منافع خود دسـت یابد؛ همچنین دیپلماسی مترادف با برقراری ارتباط است.

دیپلماسی عمومی در سـال های اخیـر، تحت تأثیر پدیده ي جهانی شدن، اثراتی به مراتب عمیق تر و وسیع تر بر روابط بین کشورها و در نتیجه بر دیپلماسی بر جای گذاشته است. وقوع تحولات در سطوح اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سـایر تغییرات در عرصه های داخلی، روابط بین کشـورها، گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، دیپلماسـی را مواجه با چالش های جدیدی کرده اسـت. این چالش ها به نوبه ي خود، ابعاد جدیدی به دیپلماسـی داده که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-افزایش تعداد و تنوع کنشگران در صحنه ي روابط بین الملل

گسترش و توسعه ي فناوری ارتباطات و اطلاعات و شبكه های اجتماعی موجب ورود کنشـگراني جدید، ورای نهادهای سنتی مانند نهادهای دولتی و غیر دولتی در صحنه ي بین الملل شـده است. ورود این کنشگران یكی از پیامدهای جهانی شدن نظام بین الملل است.

 

بر اساس یکی از اصول دیپلماسی عمومی نخبگان به دلیل تاثیر عمیق و پایداری که بر بدنه جوامع انسانی دارند مورد توجه قرار می گیرند تا از طریق آنها بتوانند در جوامع هدف جریانی سازی لازم را برای تامین منافع ملی کشور متبوع خود بوجود آورند

 

2-گسترش مفهوم امنیت به حوزه های جدید

مفهـوم امنیـت در روابط بین الملل علاوه بر اولویت هـای امنیت ملی (تهدیدها، اهداف و منافع ملی) به حوزه های جدیدي چون امنیت انسـانی، محیط زیسـت، حقـوق بشـر، بیماری های واگیـر دار نیز گسـترش یافته اسـت. ورود این گونه مفاهیم، حوزه ي دیپلماسـی را وسیع تر و حرفه ي دیپلمات را پیچیده تر نموده است.

3خروج انحصار اعمال سیاست خارجی از وزارت خارجه

دسـتگاه دیپلماسی کشـورها مانند گذشته، انحصار اعمال سیاست خارجی را در دست ندارند. بسیاری از دیگر نهادهای دولتی، اهداف، اولویت ها و سیاست های خاص خود را دنبـال می کنند. وزارت خارجـه در چنین شرایطی نقـش جدیـدی را عهـده دار اسـت و آن وظیفه ي هماهنـگ نمودن فعالیت های این شرکای جدید همسو با اهداف و منافع ملی است. از آن جایکه فعالیت های این نهادها اولویت ها و منافع بخشی خود را در روابط خارجی دنبال می کنند و منافع کلان و ملی کشور مد نظر نیست، وظیفه ي دستگاه دیپلماسی به مراتب دشوارتر از گذشته است.

4-افزایش نهادها و کنشگران غیر دولتی طرف مخاطب دستگاه دیپلماسی

 اگر در گذشته وظیفه ي اصلی دستگاه دیپلماسی پاسخ گویی به دستگاه های دولتی بود، امروزه رسـانه ها، کانون های فرهنگی، دانشـگاه ها، مراکز و شـخصیت های مذهبی و دینی، نهادهای غیر دولتی، فعالان جامعه ي مدنی، شرکت ها و سایر نهاد ها نیز خواستار پاسخ گویی وزارت خارجه در ارتباط با فعالیت های خارجی هستند.

5-سـوق تمرکز فعالیت های دیپلماسی از اهداف کلان به خرد، و برجسته شدن نقش دیپلماسی عمومی

یكی از مهم ترین ابعاد تحول در عرصه ي دیپلماسـی، سـوق تمرکز فعالیت های دیپلماسی از اهداف کلان به خرد و برجسته شدن نقش دیپلماسی عمومی است. اگر در گذشته عمده ي فعالیت های دستگاه دیپلماسی، تحقق اهداف و پی گیری سیاسـت های کلان کشـور در چارچوب امنیت ملی بود، امروزه بخشی از آن فعالیت ها به عهده سـایر نهادهای ملی وکشوری، دولتی و غیر دولتی قرار گرفتـه، که برخی از آن ها بدیـن قرارند: نهادهای فرهنگی، رسـانه ای، هنری، دانشگاهی، اقتصادی، ورزشی، گردشگری و سایر نهادهایی که حوزه ي فعالیت آن ها ورای مرزهای ملی در عرصه بین المللی می باشد.

 این دسـته از نهادها هرچند که در مسـیر تحقق اهداف و دسـتیابی به منافع گروهی خود هسـتند، ولی فعالیت های آن ها در قالب دیپلماسـی عمومی و در راستای اهداف سیاست خارجی نیز دنبال می شود. در واقع دولت ها با طراحی و تبین سیاسـت های خارجی به دنبال فراهم آوردن امكانات و هماهنگی این نوع نهادها در جهت دستیابی به اهداف سیاسی خود مي باشند. همراه با این تغییر، بخشی از فعالیت های دستگاه های سیاست خارجه در قالب دیپلماسی عمومی، وظایف جدیدی برای خود تعریف کرده اند، مانند هماهنگی بیـن دسـتگاه ها و نهادهای داخلی فعـال در امور بین الملل، برقـراری ارتباطات با محافل غیر رسـمی پرنفوذ خارجی، ارتباط با مراکز آموزشـی، دانشـگاه ها و کانون های فكری خارجی، تسـهیل امور اقتصادی، تجاری و بازرگانی خارجی، انجـام امـور کنسـولی و غیره که همـه می توانند بخش های مختلف دیپلماسـی عمومی را تشكیل دهند.

انواع دیپلماسی عمومی

گسـترش فعالیت های مرتبط با دیپلماسی عمومی در بخش های مختلف باعث شده که این مفهوم با توجه به ماهیت و نوع فعالیت به گونه های مختلف تقسیم شـود. اگـر چه در ایـن رابطه نظریه پردازان و اندیشـمندان، تقسـیم بندی های متنوعی را ارائه می دهند، ولی می توان انواع دیپلماسی عمومی را در سه حوزه ي کلی   “دیپلماسـی رسـانه ای” و “دیپلماسـی مبادله ای ،” “دیپلماسـی فرهنگی” خلاصه و تقسیم بندی کرد.

 1-دیپلماسی رسانه ای

 در شكل دهی افكار دولت ها از دیپلماسی رسانه ای نیز به عنوان ابزاری مؤثر نظرات مردم سایر کشورها نسبت به وقایع و تحولات استفاده می کنند؛ علاوه بر این، رسانه ها چنین امكاني را به وجود می آورند تا دولت ها نظرات و دیدگاه های خود را در صحنه ي بین الملل بیان کنند. فعالیت های رسانه ای در قالب دیپلماسی رسانه ای به دنبال جهت دهی افكار عمومی و توجیه تصمیم گیری ها در حوزه ي سیاسـت خارجی است. در واقع هدف دیپلماسی رسانه ای ایجاد تصویر مثبت و مطلوب از اهداف و سیاست های دولت ها در افكار عمومی است.

 

بیان مطالباتی در جهان اسلام که آن را متمایز از غرب فرهنگی می کند می تواند وجهه ای خاص به دول اسلامی بخشد که از قبل این وجهه بتوان نقطه نظرات اسلام در مورد حقوق بشر و دیگر موارد ادعایی را به گوش جهان رسانید

 

  2-دیپلماسی فرهنگی

منظور از دیپلماسی فرهنگی، فرایندی است که از طریق آن دولت ها می توانند با توسل به ظرفیت ها، امكانات، توانمندی ها و ویژگی های فرهنگی خود بر افكار عمومی و رفتار سـایر کشورها اثر بگذارند. در واقع، دیپلماسی فرهنگی ابزاری اسـت که یک دولت با به معرض گذاشـتن نمادهای  فرهنگی، جذابیت هایی را در افكار عمومی مردم سایر کشورها ایجاد می کند تا ازطریق نفوذ ناشی از آن، بر رفتار و سیاست های دولت بیگانه اثر گذارد.

 3-دیپلماسی مبادله ای

 در کنار دیپلماسـی فرهنگی و رسـانه ای، دیپلماسـی مبادله ای به دنبال دستیابی اهـداف دراز مدت اسـت و منظور از آن، مجموعـه ای از فعالیت ها و اقداماتی  که به دنبال انتقال فرهنگ ارزش ها و باورها به سـایر سـرزمین ها است. هرچند گسـتره ي دیپلماسـی مبادله ای، وسیع به نظر می رسـد، ولی بیشتر شامل فعالیت های دانشـگاهی می گردد. مبادله ي استاد، اعطای بورس های دانشجویی، ارائه ي فرصت های مطالعاتی و تحقیقاتی، برگزاری تورهای علمی و کارگاه های آموزشـی از جمله فعالیت هایی هسـتند که در قالب دیپلماسی مبادله ای، مطرح مي شـوند. در واقع این نوع دیپلماسی یكی از شـیوه های مهم برقراری ارتباط با نخبگان سایر کشورها است.[2]

رهبر معظم انقلاب اسلامی، در سخنرانی 17 مهر 1398 در میان نخبگان کشور اشاراتی به نقش نخبگان در دیپلماسی عمومی کشور داشتند که بیشتر ناظر بر دو گونه آخر اشاره شده(دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی مبادله) می باشد. در این پزوهش سعی می شود با تعریف دو گونه آخر سابقه و ظرفیت نخبگان جمهوری اسلامی در دیپلماسی عمومی کشور مورد بررسی قرار گیرد.

اهمیت نقش آفرینی نخبگان در دیپلماسی عمومی

موضوع اصلی دیپلماسی عمومی در جهان تنها برقراری ارتباط بین دیپلمات های کشورها نبوده است، بلکه از سطح ارتباط میان دست اندرکاران حوزه سیاست خارجی فراتر رفته و محدوده عمومی تری یافته است. در وهله اول  دیپلمات ها در اجرای  آنچه که دیپلماسی عمومی خوانده می شد  به سراغ نخبگان  جامعه محل ماموریتشان رفتند. این نخبگان از میان هنرپیشگان معروف، ورزشکاران برجسته، دانشجویان و اساتید عالی رتبه دانشگاه ها ، روزنامه نگاران حرفه ای و شناخته شده ، انتخاب شدند. بر اساس یکی از اصول دیپلماسی عمومی نخبگان به دلیل تاثیر عمیق و پایداری که بر بدنه جوامع انسانی دارند مورد توجه قرار می گیرند تا از طریق آنها بتوانند در جوامع هدف جریانی سازی لازم را برای  تامین منافع ملی کشور متبوع خود بوجود آورند.[3]

 جمهوری اسلامی ایران ظرفیت های متنوعی برای استفاده از دیپلماسی عمومی خود برای دستیابی به اهداف ملی دارد. رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با نخبگان خواستار گردآوری نخبگان فرهنگی در جغرافیای ایران فرهنگی (از لحاظ زبانی و تمدنی) از یک سو و گرداوری نخبگان غرب آسیا، نخبگان جهان اسلام، نخبگان محور مقاومت و نخبگان حق جو از جهاتی دیگر شده اند. بر این اساس نخبگان ایران باید با تشکیل هویتی مشترک با نخبگان در جغرافیا تعیین شده به نهاد سازی در این زمینه بپردازند و با تشکیل نمایشگاه های متنوع در موضاعاتی مختلف، زمینه همگرایی بین نخبگان را فراهم آورند.

ظرفیت های ایران برای دیپلماسی عمومی-فرهنگی شامل طیف گسترده ای از جمله فرهنگ تمدن ایرانی که شامل کشورهای شمال قفقاز، هندوستان، پاکستان، ترکیه، ارمنستان و دیگر کشورهای شمال ایران می باشد، است. این کشورها که دارای زبانی مشترک حداقل با یکی از اقوام ایران می باشند در بعضی موارد دارای اسطوره های مشترکی نیز می باشند. یکی دیگر از این ظرفیت ها فرهنگ مذهبی شیعی می باشد. ایران در کانون تشیع جهان اسلام می تواند با گردآوری نخبگان تشیع در ایران به عنوان ام القرای تشیع نقشی بی بدیل در گفتمان سازی تشیع و همگرای ایجاد نماید. محور مقاومت دیگر ظرفیت جمهوری اسلامی ایران برای دیپلماسی عمومی می باشد. امروزه محدوده جغرافیایی محور مقاومت از کشمیر شروع می شود و تا لبنان و فلسطین و یمن و حتی تا غرب آفریقا در  نیجریه ادامه می یابد.

اسلام گرایی در  معنای کل آن دیگر ظرفیت جمهوری اسلامی برای دیپلماسی عمومی می باشد. بیان مطالباتی در جهان اسلام که آن را متمایز از غرب فرهنگی می کند می تواند وجهه ای خاص به دول اسلامی بخشد که از قبل این وجهه بتوان نقطه نظرات اسلام در مورد حقوق بشر و دیگر موارد ادعایی را به گوش جهان رسانید. گفتمان دفاع از مستضعفین وگفتمان بشردوستانه و عدالت محوری می تواند دیگر ظرفیت جمهوری اسلامی ایران برای گردآوری نخبگان باشد. از این طریق می توان با تمام حق جویان جهان ارتباط برقرار نمود جبهه ای جدید در مقابل مستکبران تشکیل داد.

نخبگان علمی همچون متخصصان نانو، ریاضی، نجوم، پزشکی، سلول های بنیادی و همچنین نخبگان هسته ای می توانند در راستای گرداوری نخبگان جهان اسلام و مطالبه گری برای توسعه و پیشرفت جوامع اسلامی می توانند ظرفیت دیگر ایران برای دیپلماسی عمومی باشند.

ابزار دیپلماسی عمومی

برای استفاده از ظرفیت های دیپلماسی عمومی نیاز است ابتدا نخبگان به نهاد سازی در زمینه های بیان شده بپردازند و در این اثنا با تاسیس سازمان های غیر دولتی (NGO)، برگزاری نمایشگاه ها و همایشات فرهنگی نظیر انتخاب کتاب سال، فیلم و موسیقی سال و اهدای جوایز علمی و برگزاری جشنواره های مختلف نظیر جشنواره مصطفی و جایزه ابن سینا در تعمیق این حوزه ها  کوشا باشد.

نتیجه گیری

تحت تاثیر پدیده جهانی شدن و گسترش ارتباطات، دیپلماسی از حالت سنتی خود خارج شده و بیشتر مردمی شده است. در چنین فضایی مفاهیم جدید چون دیپلماسی عمومی، قدرت نرم، قدرت هوشمند، قدرت برنده (shape power) وارد روابط بین الملل شده است. برای کنشگری در چنین فضایی نیاز به استفاده از ابزار مناسب می باشد. دیپلماسی عمومی از سه طریق اعمال می شود که نخبگان به عنوان نیروی واسطه ای بین مردم و مسئولین توانایی اثر گذاری گسترده و پایداری دارند. بر همین اساس نیاز است نخبگان با کنشگری بیشتر در فعالیت های برون مرزی خود به ایفای نقش بپردازند و تصویر جمهوری اسلامی ایران را در جهان بهبود بخشند.

منابع

[1]  محمد حسن شیخ الاسلامی، دیپلماسی عمومی، تهران: انتشارات اداره نشر وزارت امور خارجی: 1396 چاپ اول ص 4

[2] منصور رحمانی «دیپلماسی عمومی وسیاست خارجی» مجله مطالعات راهبردی جهانی شدن، بهار 1394، شماره 15 ص 67

[3] http://beheshtipour.blogfa.com/post/543  حسن بهشتی پور دیپلماسی فرهنگی

ارسال دیدگاه