اهمیت و ویژگی های فاز اول توافق تجاری چین و آمریکا

چین و آمریکا برای حصول توافق تجاری به نقطه مشترکی رسیده اند که فاز اول توافق یاد می‌شود. این توافق اگرچه اهمیت دارد اما می تواند با موانع جدی و ازسرگیری جنگ اقتصادی روبرو شود و نمی توان آن را پایان تنش های تجاری دانست.

اندیشکده راهبردی تبیین- پس از فراز و نشیب‌های بسیار و ماه‌ها مذاکره میان چین و آمریکا دو طرف اعلام کرده‌اند که به یک توافق تجاری اولیه بسیار نزدیک شده‌اند. این اتفاق پس از حدود یک سال و نیم جنگ تجاری میان دو کشور در حال به دست آمدن است. آمریکا این جنگ را از ژوئیه 2018 با اعمال تعرفه بر کالاهای چینی آغاز کرد و بهانه اصلی آغاز این روند را «اقدامات تجاری غیرمنصفانه» چین و عدم رعایت حقوق مالکیت معنوی اعلام کرده است. همزمان با ادامه جنگ تعرفه‌ها، دو کشور مذاکرات جهت رسیدن به توافقی مورد رضایت یکدیگر را پی گرفتند. چراکه به نظر می‌رسد هیچ‌یک از دو کشور منافع بلندمدتی در ادامه این روند احساس نمی‌کنند. از یک طرف آمریکا به بازار گسترده چین برای صادرات کالاهای خود و حضور گسترده شرکت‌های چینی داخل آمریکا نیاز دارد و از طرف دیگر چین جدا از برخی منافع سیاسی این وضعیت، هم به بازار آمریکا و هم به تکنولوژی این کشور وابسته است. همچنین ادامه این وضعیت اقتصاد جهانی را درخطر ورود به رکودی دیگر قرار داده است. با این شرایط دو کشور انگیزه کافی برای رسیدن به یک توافق مرضی‌الطرفین را دارند و اعلام نزدیک شدن به فاز اول توافق تجاری در این راستا قابل ارزیابی است. با توجه به تبعات قابل توجه جنگ تجاری و اثرات مهم توافق میان آمریکا و چین و رقابت‌های ژئوپلتیکی آنها، بررسی فاز اول توافق تجاری دو کشور از اهمیت خاصی برخوردار است و شایسته است این نوشتار به واکاوی آنها بپردازد.

روند و دلایل جنگ تجاری میان آمریکا و چین

کشورها معمولا برای محافظت از تولید کننده‌های داخلی سعی میکنند محدودیت هایی را بر کالاهای مشابه وارداتی وضع نمایند و این میتواند  از طریق مالیات و تعرفه های گمرکی اعمال شود. در این رابطه اگر کشوری یکباره تصمیم به اعمال محدودیت های شدید بر واردات کالا از یک کشور به منظور حمایت از تولید داخلی بگیرد، طبیعتا منجر به بیکاری در کشور صادرکننده و رکود در آن خواهد شد و در نتیجه طرف مقابل نیز به واکنش دست زده و به اعمال تعرفه بر محصولات کشور مقابل خواهد پرداخت و اینگونه جنگ تجاری آغاز خواهد شد.

آمریکا و چین بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان هستند. در این میان در تعاملات تجاری دو طرف این آمریکاست که بیشتر از اینکه به چین کالا صادر کند، وارد می‌کند.  در نتیجه بیشتر بودن حجم واردات نسبت به صادرات به کسری تراز تجاری آمریکا با چین منجر شده است. این موضوع برای ترامپ آزاردهنده بوده و در دوران تبلیغات انتخاباتی نیز تاکید نموده بود که باید ایجاد اشتغال نمود و این کسری تجاری را برطرف نمود، چرا که منجر به تاثیر منفی بر بازار کار آمریکا خواهد شد.

 

در نتیجه بیشتر بودن حجم واردات نسبت به صادرات به کسری تراز تجاری آمریکا با چین منجر شده است. این موضوع برای ترامپ آزاردهنده بوده و در دوران تبلیغات انتخاباتی نیز تاکید نموده بود که باید ایجاد اشتغال نمود و این کسری تجاری را برطرف نمود

 

جنگ تجاری آمریکا و چین که از سال 2018 آغاز شد در حقیقت با تصمیم ترامپ در تاریخ 6 ژوئیه 2018 مبنی بر اعمال نمودن 34 میلیارد دلار تعرفه گمرکی بر کالاهای چینی که وارد ایالات متحده میشود رسما آغاز گردید. همچنین در تاریخ ده می بار دیگر آمریکا تعرفه گمرکی واردات حدود ۲۰۰ میلیارد دلار از کالاهای چینی را از ۱۰ درصد به ۲۵ درصد بالا برد. چین نیز در اقدامی متقایل به اعمال تعرفه دست زد و در مقابل تعرفه حدود 60 میلیارد دلار از کالاهای آمریکایی را 25 درصد تعیین نمود. ترامپ تهدید کرده بود که تعرفه سایر واردات آمریکا از چین را نیز تا 25 درصد بالا خواهد برد و تلاش نمود تا واردکنندگان را به سمت تولید داخلی و یا واردات از کشورهایی غیر از چین تشویق نماید.

ویژگی هایی فاز اول توافق تجاری

ترامپ روز 26 دی ماه 1398 پس از ملاقات با لیو هی، معاون نخست وزیر چین رسیدن به توافق در فاز اول را اعلام نمود  و براین اساس دو طرف در مرحله نخست مذاکرات تجاری بر یک سری اصول توافق نمودند که مهمترین این موارد عبارت است از اینکه آمریکا و چین بر سر ثبت مالکیت معنوی فرآورده‌ها، مسائل ارزی و خدمات مالی به توافق رسیدند و در همین راستا نیز چین تعهد داده است تا به میزان 40 تا 50 میلیارد دلار محصولات کشاورزی از ایالات متحده خریداری نماید.

 باتوجه به اجرای فاز اول توافق در گام بعدی دو طرف به سمت مذاکرات برای مرحله دوم توافق تجاری پیش می روند و رئیس جمهور آمریکا که از توافق حاصل شده ابراز رضایت داشته است اکنون باید برای حل موضوعاتی همچون شرکت چینی هواوی آماده شود، چرا که هواوی یکی از مهمترین مسائل مورد اختلاف تجاری دو کشور بوده است و آمریکا آن را در لیست سیاه قرارداده است و این موضوع برای چین حائز اهمیت است که احتمالا در فاز دوم باید حل و فصل گردد. نکته قابل توجه اینکه وضع تعرفه‌های جدید بر کالا‌های چینی یک روز پس از شروع به مذاکرات تجاری بین آمریکا و چین اعمال شد[1] و اگرچه مذاکرات ادامه یابد اما احتمال بهره برداری مجدد از تعرفه ها توسط ترامپ برای اعمال فشارمجدد بر چین پیش بینی میشود، اگرچه از توافقات دیگر فاز اول این است که آمریکا تعهد نموده است تعرفه های گمرکی محصولات چینی را افزایش ندهد و بازگشت به دوران قبل از افزایش تعرفه ها داشته باشند.

از سوی دیگر چین بارها اعلام کرده است فقط زمانی به توافق با آمریکا و امضای آن خواهد رسید که همه تعرفه های وضع شده، لغو شده باشد و البته در چنین شرایطی امضای فاز اول توافق موقت به منزله یک آتش بس موقت مانند گذشته خواهد بود که در صورتیکه مرحله دوم به نتیجه و تفاهم دوطرف نرسد ممکن است با پایان یافتن مرحله اول توافق تجاری، بار دیگر تنش های تجاری دو طرف اوج بگیرد[2].

 

البته در چنین شرایطی امضای فاز اول توافق موقت به منزله یک آتش بس موقت مانند گذشته خواهد بود که در صورتیکه مرحله دوم به نتیجه و تفاهم دوطرف نرسد ممکن است با پایان یافتن مرحله اول توافق تجاری، بار دیگر تنش های تجاری دو طرف اوج بگیرد

 

فرصت ها، تهدید ها و تبعات جنگ تجاری

تبعات بسیار منفی بر اقتصاد جهانی، اقتصاد دو کشور چین و آمریکا و فشار مضاعف آن بر مصرف کنندگان از نتایج مسلم این جنگ تجاری خواهد بود. به طوریکه کیسینجر نیز در این رابطه پا به میدان گذاشته و تاکید دارد: آنچه ضرورت دارد این است که دو کشور دریابند که درگیری دائمی بین طرفین، ‌ راه به پیروزی ندارد و در صورت منتهی شدن به درگیری پایدار، نتیجه فاجعه بار در بردارد و نتیجه این درگیری، بدتر از نتایج جنگ های جهانی است که تمدن اروپایی را نابود کرد[3].

دو اقتصاد بزرگ جهان چین و آمریکا ۱۶ ماه قبل از این توافق را، با اعمال تعرفه‌های گمرکی جدید بر محصولات یکدیگر و قالب جنگ تجارتی سپری کردند و تداوم این جنگ اقتصادی نیز تاثیرات منفی و چشمگیری بر اقتصاد جهانی داشت و رشد اقتصاد جهانی را کند نمود[4]. تداوم این جنگ اقتصادی نیز میتواند در مراحل بعدی موج دیگری از افزایش هزینه ها برای مصرف کننده ها در اقصی نقاط دنیا که هزینه ناشی از افزایش تعرفه ها را متحمل میشوند و رکود در اقتصاد جهانی را به همراه داشته باشد.

 

آنچه ضرورت دارد این است که دو کشور دریابند که درگیری دائمی بین طرفین، ‌ راه به پیروزی ندارد و در صورت منتهی شدن به درگیری پایدار، نتیجه فاجعه بار در بردارد و نتیجه این درگیری، بدتر از نتایج جنگ های جهانی است که تمدن اروپایی را نابود کرد

 

از سوی دیگر ناتوانی چین از یک طرف و عزم آمریکا برای پیش بردن دستور کار تجاری خود می تواند برای سایر کشورهای جهان پیامدهای منفی و حتی مثبتی چون فرصت های اقتصادی در پی داشته باشد. آخرین باری که اوضاع مشابهی رخ داد؛ منجر به پیمان پلازا در سال 1985 شد که طی توافق ارزی با پیشگامان صادرات به آمریکا یعنی آلمان، انگلیس، فرانسه و ژاپن توافق شد که ارزش دلار در مقابل پول این شرکا پایین بیاید. ژاپن در آسیا و سایر صادر کنندگان قدرتمند یعنی کره جنوبی، تایوان و سنگاپور نیز بالاجبار در صدد اصلاح عدم تراز تجاری بر آمدند. این جنگ تجاری فرصت های اقتصادی را برای کشورها و اقتصادهای درحال توسعه نیز فراهم آورد و نظر به حجم عظیم تولیدات چین، منافع بالقوه آن می تواند بسیار فراتر و بیشتر از قبل باشد و از سوی دیگر نقل مکان این تجهیزات محدود به آسیای جنوب شرقی نخواهد بود و به لحاظ جغرافیایی به حوزه های گسترده تری تا خاورمیانه سرایت خواهد کرد[5].

 اهمیت راهبردی جنگ تجاری

از منظر ایالات متحده باید اذعان داشت که ترس از چین در سراسر حاکمیت گسترده شده است، و این در بخش های مختلف از کاخ سفید گرفته تا کنگره تا آژانس‌های فدرالی فراگیر است. نگاه به چین با توجه به آغاز جنگ اقتصادی ریشه در این رویکرد فراگیر دارد که بدون شک و شبهه به‌عنوان یک خطر ملی و اقتصادی دیده می‌شود و به همین دلیل هم است که چین به‌عنوان چالش قرن بیست و یکمی ایالات‌متحده تعریف شده است. استیو بنن استراتژیست ارشد سابق دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در مورد چین و آمریکا می‌گوید: «این دو کشور دو سیستم متفاوت هستند که با یکدیگر ناسازگارند. یک طرف خواهد برد و یک طرف باید ببازد.[6]»

 

در نتیجه بیشتر بودن حجم واردات نسبت به صادرات به کسری تراز تجاری آمریکا با چین منجر شده است. این موضوع برای ترامپ آزاردهنده بوده و در دوران تبلیغات انتخاباتی نیز تاکید نموده بود که باید ایجاد اشتغال نمود و این کسری تجاری را برطرف نمود

 

این نگاه راهبردی به شکل عمیقی درجریان است و به همین منظور آمریکا کمپانی‌های آمریکایی را تحت فشار قرار می‌دهد تا از در اختیار قراردادن فناوری‌های با ارزش به چینی‌ها خودداری کند. اگرچه تعامل در دستور کار است اما مانع آن نمی شود که نگاه راهبردی دو کشور به هم فراموش شود و حتی اگر توافق هم صورت ‌گرفت؛ اما دو کشور همچنان موانع اقتصادی علیه یکدیگر را توسعه داده اند. از موارد قابل اشاره در این رابطه اینکه مقامات آمریکایی حتی حضور چین در بازار سهام، در بازار ساخت واگن‌های مترو و شبکه‌های اجتماعی را مورد سوال و تردید قرار داده و مانع تراشی می کنند و این خود گویای این نگاه راهبردی نسبت به چین است که علیرغم توافقات، اما جنگ های تجاری هرچند پنهان به طور جدی ادامه خواهد داشت[7].

براساس همین نگرش است که دونالد ترامپ از مدت‌ها پیش چین را به رفتار غیرمنصفانه در مبادلات تجاری با آمریکا متهم کرده و برای جبران این وضعیت تعرفه‌هایی را بر واردات کالا از این کشور وضع نمود و مارش آغاز جنگ تجاری را به صدا درآورد. حذف تعرفه های تجاری بر محصولات کشاورزی آمریکایی یکی از اهداف این اقدامات ترامپ بوده است که در فاز اول توافق تجاری نیز به آن دست پیدا کرد[8].

احتمال رسیدن به توافق نهایی و نتیجه گیری  

اگر چه پکن و واشنگتن به فاز نخست توافق برای پایان دادن به جنگ‌تجاری و تعلیق تعرفه‌های تهدیدی دست یافتند اما با این حال مقامات سیاسی و اقتصادی هر دو کشور تاکید دارند اقدامات و توافقات بسیاری برای نهایی شدن و به تعامل سازنده رسیدن دو کشور باقی مانده است. اگرچه توافق اخیر که مدتها اقتصاد جهانی منتظر آن بوده است و توانسته است موضوعاتی نظیر کشاورزی، نرخ‌های ارز و برخی ابعاد مالکیت معنوی را پوشش دهد، و به نوعی  جنگ ‌تجاری ویرانگر غول‌های اقتصادی دنیا پایان دهد اما درحقیقت نمیتوان به آن به عنوان پایان یک جنگ اقتصادی نگریست و در قطعیت رسیدن به توافق نهایی ابهاماتی وجود خواهد داشت. حتی شخص دونالد ترامپ تاکید داشته است که ممکن است دستیابی به توافق نهایی شکست بخورد، هر چند اظهار می‌کنند چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

علت اصلی که ترامپ سیاست‌های تجاری ناعادلانه و روابط تجاری نابرابر با افزایش تعرفه‌های واردات جنگ‌تجاری علیه چین را آغاز کرد، مدل های اقتصاد تهاجمی چین بود که در حقیقت این موضوع همچنان ادامه داشته و میتواند دوباره زمینه ساز جنگی تجاری شود که که بر اقتصاد جهان سایه انداخته، بازارهای مالی را ملتهب و زنجیره عرضه جهانی را مختل نماید. رویکرد آمریکا طوریست که بارها بیان داشته اند که آمریکا نیازی به توافق با چین ندارد و این خود گویای احتمال بازگشت اختلافات و یا شکست در توافق نهایی می باشد و در واقع حل‌وفصل اختلافات با اعمال فشارها به طرف چینی  و تحمیل یک سویه انتظارات طرف آمریکایی غیرممکن خواهد بود.

 

منابع

[1] ” با افزایش جنگ تجاری ، چین خریدهای کشاورزی ایالات متحده را متوقف می کند ” ، منتشرشده در بلومبرگ، در تاریخ 4 آگوست 2019  قابل بازیابی در پیوند زیر:

www.bloomberg.com/amp/news/articles/2019-08-05/china-asked-state

[2] ” با افزایش جنگ تجاری ، چین خریدهای کشاورزی ایالات متحده را متوقف می کند ” ، منتشرشده در بلومبرگ، در تاریخ 4 آگوست 2019  قابل بازیابی در پیوند زیر:

www.bloomberg.com/amp/news/articles/2019-08-05/china-asked-state

 

[3] ” کیسینجر: عدم اصلاح روابط تجاری می تواند بدتر از جنگ های جهانی باشد ” مارک بکامبر، منتشرشده در مارکت واچ، در تاریخ 16 نوامبر 2019  قابل بازیابی در پیوند زیر:

 https://www.marketwatch.com/story/kissinger-says-failure-to-mend-us-

 

[4]” در صورت تکمیل معامله تجاری فاز یک ، چین و ایالات متحده موافقت بازپرداخت تعرفه را بر عهده دارند” جف مایسون، منتشرشده در رویترز، در تاریخ 7 نوامبر 2019  قابل بازیابی در پیوند زیر:

 https://www.reuters.com/article/us-usa-china-trade/china-says-it-

[5] ” نزاع آمریکا و چین؛ فرصتی تاریخی برای اقتصادهای در حال توسعه” عصمت پاشا،  ترجمه امیر عباس زینت بخش.

 

[6] ” نزاع آمریکا و چین؛ فرصتی تاریخی برای اقتصادهای در حال توسعه” عصمت پاشا،  ترجمه امیر عباس زینت بخش.

[7] ” راهبرد ضدچینی با ریگانیسم، زخم سرخ جدید بر پیشانی آمریکا” ، منتشرشده در دنیای اقتصاد ، در تاریخ 31 تیر 1398  قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4

[8] ” دونالد ترامپ از چین می خواهد تا تعرفه های محصولات مزرعه ایالات متحده را لغو کند” ، منتشرشده در گاردین ، در تاریخ 2 مارس 2019  قابل بازیابی در پیوند زیر:

https://www.theguardian.com/business/2019/mar/02/donald-trump-asks-china-to-abolish-tariffs-on-us-farm-produce

 

ارسال دیدگاه