سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در سال 1398

 سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در سال 1398 مبتنی بر تداوم فشار حداکثری و متنوع‌سازی این فشار بوده است.

اندیشکده راهبردی تبیین- رویکرد کلی دولت ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی مبتنی بر اعمال فشار چندجانبه و ایجاد ائتلاف بین‌المللی در این مسیر بوده است. این رویکرد در مقاطع مختلف و در عرصه عمل با تاکتیک‌های مختلفی همراه بوده و از ابزارهای گوناگونی بهره برده است. در برخی مقاطع از جمله 8 سال دفاع مقدس حمایت تسلیحاتی از طرف‌های مقابل ایران برجسته بوده، در دوره دیگر ایجاد و گسترش پایگاه‌های نظامی در محیط پیرامون ایران مطرح بوده و در برخی مقاطع نیز تحریم‌های هوشمندانه جهت تضعیف قدرت ملی و کسب امتیاز در میز مذاکرات مورد توجه قرار گرفته است.

دولت آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ اعمال تحریم‌های همه‌جانبه بر ایران جهت محدود و یا عقیم‌کردن اهرم‌های ایران در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای از یک سو و ایجاد نارضایتی در داخل را از سوی دیگر پیش گرفت. از هنگام خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت 97 این کشور روندی صعودی را در اعمال این تحریم‌ها طی کرده است. هدف آمریکا از چنین اقدامی را باید تلاش جهت نشاندن ایران پای میز مذاکرات جامع مورد نظر آمریکا دانست. با عدم دستیابی فوری این کشور به هدف مورد نظر، آمریکا از آغاز سال 98 وارد فاز جدیدی از فشارها بر ایران شده است.

افزودن سپاه پاسداران به فهرست سازمان‌های تروریستی آمریکا در فروردین‌ماه و لغو معافیت‌های نفتی کشورهای خریدار نفت ایران در اردیبهشت‌ماه را می‌توان در این راستا ارزیابی کرد. در سال 98 شاهد افزایش تدریجی و مداوم تحریم‌ها بوده‌ایم. تحریم‌ افراد و نهادهای مختلف ایرانی هر چند بسیاری از آنها را می‌توان نمادین درنظرگرفت اما تأکیدی بر تداوم سیاست فشار حداکثری بر ایران بوده است. با مقاومت ایران در مقابل این سیاست، به تدریج شاهد هر چه سخت‌ترشدن فشار آمریکا و ورود آن به عرصه نظامی بودیم. تلاش برای تشکیل ائتلاف دریایی خلیج فارس و اقدام به ترور علنی سردار سلیمانی در این راستا قابل ارزیابی است.

 

در سال 98 شاهد افزایش تدریجی و مداوم تحریم‌ها بوده‌ایم. تحریم‌ افراد و نهادهای مختلف ایرانی هر چند بسیاری از آنها را می‌توان نمادین درنظرگرفت اما تأکیدی بر تداوم سیاست فشار حداکثری بر ایران بوده است

 

در سال 1398 اندیشکده راهبردی تبیین با انتشار 26 مقاله به بررسی تحولات پیرامون آمریکا و سیاست خارجی این کشور در قبال ایران پرداخت. با نمایان شدن عدم تحقق اهداف ایالات متحده در وادارکردن جمهوری اسلامی ایران به تغییر رفتار و کشاندن ایران به پای میز مذاکره مطلوب آمریکا، بحث‌ها در باب چرایی و هدف نهایی این کشور از تلاش‌ها جهت مذاکرات جامع با ایران بیش از پیش مطرح شد. مقاله «نگاهی به درخواست‌های مکرر ترامپ برای مذاکره با ایران» به بررسی کنش‌های آمریکا در اعلام آمادگی جهت مذاکره بدون پیش‌شرط به موازات تشدید فشارها پرداخت.

با خروج آمریکا از برجام، اقتصاد ایران با برخی تبعات از جمله کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت کالاها مواجه شد که بسیاری از مردم را در تأمین نیازهای معیشتی با مشکلاتی روبرو ساخت. اما با گذشت زمان ایران تا حدودی توانست خود را با شرایط وفق داده و تأثیر شوک‌های اقتصادی ناشی از تحریم را کنترل کند. مقاله «فرسایشی شدن جنگ اقتصادی و بی‌اثرشدن تحریم‌های ضدایرانی» با بررسی این موضوع به عدم دستیابی اهداف فوری آمریکا از اعمال تحریم‌های حداکثری بر ایران پرداخت. با نظر به جایگاه تحریم‌ها در سیاست خارجی آمریکا در جهت رسیدن به اهداف موردنظر و مقابله با رقبا و دشمنان خود در عرصه بین‌المللی، ضرورت بازخوانی نحوه کارکرد تحریم‌ها و اثرات و نتایج آن احساس می‌شود. مقاله «تحریم و سیاست خارجی آمریکا؛ ارزیابی شکست و موفقیت» با بررسی این موضوع اهمیت تحریم‌ها و ضرورت مقابله کارآمد و حساب‌شده با این پدیده را مورد توجه قرار می‌دهد. در ادامه به معرفی این مقالات که از اهمیت بیشتری در حوزه سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران برخوردار است پرداخته می‌شود.

ایالات متحده همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی بر ایران بر آمادگی جهت مذاکرات بدون پیش‌شرط با ایران تأکید کرد. این مقاله پژوهشی با اشاره به این موضوع و مطرح‌ کردن شروط دوازده‌گانه پومپئو به رویکرد دولت آمریکا نسبت به مذاکره با ایران پرداخته است. در این مقاله به این سوال پرداخته شده است که تأکید مکرر مقامات آمریکا به خصوص دونالد ترامپ بر مذاکره ناشی از تغییر راهبرد این دولت است یا یک عقب‌نشینی تاکتیکی و مکمل سیاست فشار حداکثری است. با به حاشیه رفتن افرادی مانند جان بولتون در دولت و نزدیکی هرچه بیشتر به زمان انتخابات ریاست‌جمهوری، دونالد ترامپ تصمیم گرفته است که شروط 12 گانه پومپئو را به عنوان پیش‌شرط آغاز مذاکرات با ایران تعدیل کرده و با یک عقب‌نشینی زمینه را برای آغاز مذاکرات آماده کند.

 

دولت ایالات متحده آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ با خروج از توافق هسته‌ای و اعمال مجدد تحریم‌هایی که به موجب برجام لغو شده بودند و همچنین لغو تدریجی معافیت‌های خرید نفت، به دنبال فشار اقتصادی بر ایران و ایجاد نارضایتی‌های اجتماعی در داخل بود

 

آمریکا با خروج از برجام و اعمال تحریم‌های همه‌جانبه در جستجوی آغاز مذاکراتی جهت حصول توافق در تمام زمینه‌های هسته‌ای، منطقه‌ای و موشکی بود. پس از گذشت یک سال و نیم از این اتفاق و عبور از شوک‌های اقتصادی و ثبات نسبی، تحریم‌ها به اهداف اولیه خود نرسیده و می‌توان گفت جنگ اقتصادی آمریکا به ورطه فرسایشی شدن گرفتار شده است. مقاله مذکور به مقاوم‌شدن تدریجی اقتصاد کشورهایی چون ایران اشاره کرده و سازگاری اقتصاد و سیاست این کشورها در شرایط بحرانی را متذکر می‌شود. استفاده آمریکا از تمام گزینه‌های فشار، از نشانه‌های مقاوم بودن اقتصاد ایران در برابر تحریم‌ها عنوان شده است. همچنین طولانی‌شدن جنگ اقتصادی نشانه‌ای از ظرفیت بالای ایران در برابر سختی‌ها و عملیات روانی دشمن ذکر شده است.

 

این مقاله با توجه به اهمیت و جایگاه تحریم در سیاست خارجی آمریکا، علاوه بر بررسی نمونه‌های کاربرد تحریم توسط آمریکا علیه کشورهای مختلف، به میزان کارآیی تحریم‌ها پرداخته و میزان موفقیت آنها را مورد ارزیابی قرار داده است. تحریم‌ها از منظر «قالب» به اقتصادی، نظامی و سیاسی دسته‌بندی شده و «لایه‌بندی» تحریم‌ها از نظر اولیه و یا ثانویه‌بودن بررسی شده است. میزان همکاری کشورها در اعمال تحریم نیز در مقاله مطرح شده است که از این نقطه‌نظر تحریم‌ها به دو دسته یکجانبه و چندجانبه تقسیم شده است. در ادامه، استدلال موافقان و مخالفان از جهات مختلف مطرح شده است و تأثیرات حقوق بشری، اقتصادی و سیاسی تحریم‌ها مورد ارزیابی قرار گرفته است. مخالفان تحریم‌ در آمریکا این ابزار را ناقض حقوق بشر، فاقد کارکرد سیاسی و دارای زیان‌های اقتصادی برای آمریکا عنوان کرده‌اند. ایالات متحده در مواجهه با دشمنان خود جهت صرف هزینه و ریسک کمتر از ابزار تحریم استفاده می‌کند، شناخت کارآمدی و کیفیت این ابزار در مواجهه مناسب با آن ضروری به نظر می‌رسد.

چشم‌انداز سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در سال 1399

دولت ایالات متحده آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ با خروج از توافق هسته‌ای و اعمال مجدد تحریم‌هایی که به موجب برجام لغو شده بودند و همچنین لغو تدریجی معافیت‌های خرید نفت، به دنبال فشار اقتصادی بر ایران و ایجاد نارضایتی‌های اجتماعی در داخل بود. در حقیقت کارکرد تحریم‌های یکجانبه آمریکا ایجاد محدودیت شدید بر درآمدها و ناتوانی دولت در تأمین هزینه‌های جاری و در نتیجه ایجاد فشار اجتماعی بود که به موجب این موارد دولت مجبور به تغییر رفتار در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای شده و شرایط را برای مذاکره جهت رسیدن به توافقی جامع فراهم کند. دفع شوک‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و کنترل نسبی شرایط و عدم تمایل جمهوری اسلامی ایران به مذاکره در شرایط تحریم، آمریکا را ناچار به تشدید متناوب تحریم‌ها و تمایل به استفاده از اهرم‌های محدود نظامی در منطقه علیه ایران کرد. به عبارت دیگر ایالات متحده در سال 1398 سعی در متنوع کردن فشارهای خود علیه ایران داشت. اعمال تحریم‌های اقتصادی و ایجاد نارضایتی اجتماعی از یکسو و تحرکات نظامی علیه نیروهای ایرانی و متحدان ایران در منطقه از سوی دیگر در این راستا قابل ارزیابی است.

تاکنون اقدامات آمریکا به هدف اصلی خود که همان تغییر محاسبات ایران و انجام مذاکرات جامع بوده، نرسیده‌ است، بنابراین انتظار می‌رود روند تنوع‌بخشی به فشارها علیه ایران در سال 1399 تداوم و گسترش یابد. علاوه بر موضوع‌ تحریم‌ها و رقابت‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای به نظر می‌رسد آمریکا هم از بعد دیپلماسی عمومی و از هم نقطه‌نظر همراه‌سازی متحدان خود با سیاست‌ فشار حداکثری علیه ایران فعال‌تر عمل کند. دو موضوعی که برخی اندیشکده‌های آمریکایی با استناد به آنها بر نقصان و ناکافی بودن اقدامات آمریکا جهت اثرگذاری بر ایران تأکید کرده‌اند. با این وصف می‌توان از چهار منظر به بررسی سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در سال 1399 پرداخت: دیپلماسی عمومی، ائتلاف‌سازی و تحکیم آن، تحریم‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای.  

  • دیپلماسی عمومی: به طور کلی روی‌کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا را می‌توان ضربه‌ای به قدرت نرم ایالات متحده در جهان به حساب آورد. به عبارت دیگر دولت فعلی آمریکا از پتانسیل بالایی جهت تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی و به خصوص کشورهای متخاصم در راستای اهداف سیاست خارجی خود برخوردار نیست. در هنگام خروج از برجام نیز نه تنها حرکت قابل توجهی جهت همراه‌سازی افکارعمومی ایران با آمریکا به عمل نیامد بلکه با این اقدام، دولت آمریکا به عنوان دولتی سرکش و فاقد منطق جلوه‌گر شد. با تداوم تحریم‌های سنگین از یک سو و برخی سوء‌مدیریت‌های اخیر، طی چند ماه گذشته زمینه جهت اعتراضات خیابانی فراهم شد و این تحولات دولت آمریکا را ترقیب به پیگیری فعالیت‌هایی در جهت همراه‌سازی و تحریک افکار عمومی ایران کرده است. افزایش خطاب قراردادن مردم ایران و ارسال توئیت‌هایی به زبان فارسی توسط رئیس‌جمهور آمریکا و همچنین حمایت از آشوب‌ها را می‌توان در این راستا ارزیابی کرد. البته کارآمدی چنین رویکردی محل تردید جدی قرار دارد چرا که دولت آمریکا از اعتبار چندانی نزد افکار عمومی برخوردار نبوده و همچنین این حمایت‌ها در تناقض با اقدامات عملی دولت آمریکا قرار دارد و بسیاری از مردم ایران در کنار سوءمدیریت‌ها، دولت آمریکا را مسبب مشکلات اخیر می‌دانند. با این وجود به نظر می‌رسد این روند از سوی دولتمردان آمریکایی در سال 1399 تشدید شود.
  • ائتلاف‌سازی و تحکیم آن: برجام به گفته مقامات اروپایی بیش از آن که از اهمیت اقتصادی برای اتحادیه اروپا برخودار باشد از منظر امنیتی حائز اهمیت است. پس از خروج آمریکا از برجام، اروپا سعی در حفظ ایران در این توافق داشت، با این وجود فاقد توانایی جهت بازگرداندن منافع برجام برای ایران بوده یا اساساً تمایلی به مواجهه با ایالات متحده در این زمینه را نداشته است. همراه با کاهش تدریجی تعهدات برجامی از سوی ایران و عدم برداشتن گام‌های ملموس از سوی اروپا جهت عمل به تعهدات، به نظر می‌رسد حتی امیدهای اروپا نیز در حفظ برجام با آن کیفیت که در ابتدای توافق وجود داشت رنگ باخته باشد. تحولات ماه‌های اخیر چنین گمانه‌ای را تقویت می‌کند. مطرح کردن «توافق ترامپ» از سوی نخست‌وزیر بریتانیا و زمینه‌چینی جهت آغاز مذاکرات برای رسیدن به توافق جایگزین برجام و همچنین خبرهایی مبنی بر تهدید به اعمال تعرفه بر روی برخی کالاهای صادراتی اروپا به آمریکا در صورت اصرار اروپا به تداوم اجرای برجام را می‌توان دراین راستا ارزیابی کرد. بنابراین به نظر می‌رسد آمریکا تلاش‌های خود جهت همراه‌کردن اروپا با راهبرد فشار حداکثری را تشدید کرده و به دنبال ایجاد و به عبارت دیگر تحکیم ائتلاف خود با اروپا در موضوع ایران است. با این وصف انتظار نزدیکی اروپا به خصوص بریتانیا به آمریکا در اعمال فشار بر ایران در سال 1399 چندان دور از انتظار نیست.

 

حفظ ایران در این توافق داشت، با این وجود فاقد توانایی جهت بازگرداندن منافع برجام برای ایران بوده یا اساساً تمایلی به مواجهه با ایالات متحده در این زمینه را نداشته است

 

  • تحریم‌ها: با لغو معافیت‌های نفتی در ابتدای سال 1398 فرایند اعمال مجدد عمده‌ترین تحریم‌هایی که به موجب برجام لغو شده بودند تکمیل گردید. تحریم‌هایی که پس از آن اعمال شده‌اند اغلب، اشخاص و نهادهایی خاص را هدف قرار داده‌ و از ویژگی تأثیرگذاری کلان برخوردار نبوده‌اند. حتی در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت و بازگشت تحریم‌های بین‌المللی و همراهی اروپا در این زمینه نیز به نظر نمی‌رسد تأثیری تعیین‌کننده و ورای فشارهای فعلی داشته باشد. در حقیقت تجربه تحریم‌های یکجانبه آمریکا پس از خروج از برجام میزان اثرگذاری تحریم‌های یکجانبه آمریکا بر نحوه کنش بازیگران اقتصاد بین‌الملل را نشان داد، موضوعی که نباید آن را از نظر دور داشت. دستکم تاکنون این نحو و شدت از اعمال تحریم‌ها علیه ایران این نکته را روشن کرده است که سیاست آمریکا در قبال ایران ایجاد تغییرات اساسی در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای است و به احتمال فراوان اعمال تحریم‌ها با این کیفیت تداوم داشته و علاوه بر تلاش آمریکا جهت همراهی اروپا، تحریم‌هایی جزئی علیه اشخاص و نهادها برای بستن منافذ اقتصادی اعمال شود.

 

  • درگیری‌های منطقه‌ای: مواجهه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در سال‌های گذشته اغلب به صورت نیابتی بوده و درگیری مستقیم نظامی میان دو طرف همواره آخرین گزینه بوده است. ترور سردار سلیمانی توسط آمریکا و برهم زدن موازنه امنیتی به موجب این اقدام، دو کشور را تا آستانه درگیری مستقیم نظامی پیش برد. اقدام ایران در بمباران پایگاه عین‌الاسد و عدم واکنش ایالات متحده را می‌توان شکل‌دهنده به سطحی جدید از موازنه میان دو طرف دانست. این تحولات از یک سو امکان وقوع جنگ، هر چند کوتاه‌مدت را یادآوری کرده و از سویی دیگر عدم تمایل هیچ از یک طرف‌ها به ورود به جنگی مستقیم و تحمل تبعات آن را گوشزد می‌کند. با عنایت به این نکته، می‌توان تداوم نبردهای نیابتی از نظر کیفی را در سال 1399 متصور شد اما به نظر می‌رسد کمیت چنین نبردهایی روند صعودی داشته باشد. چراکه درگیری‌های منطقه‌ای را می‌توان یکی از گزینه‌های رویارویی ایالات متحده با ایران و در چارچوب کارزار فشار حداکثری ارزیابی کرد. ضمناً به گفته مقامات آمریکایی فعالیت‌های منطقه‌ای ایران نیز در مذاکره احتمالی یکی از موضوعات مطرح خواهد بود بنابراین قابل تصور است آمریکا به دنبال فشار بر ایران و به زعم خود کسب امتیاز در این زمینه باشد. مرکز ثقل درگیری‌های منطقه‌ای را باید عراق درنظرگرفت، با تحولات پس از ترور سردار سلیمانی در عراق از جمله تصویب الزام خروج نیروهای آمریکایی در مجلس این کشور و همچنین تظاهرات گسترده در این راستا و موضع اعلامی ایران مبنی بر ناامن‌سازی عراق برای آمریکایی‌ها، می‌توان این ارزیابی را محتمل دانست.

 

فهرست مقالات

 

1-احسان اعجازی؛ «نگاهی به درخواست‌های مکرر دولت ترامپ برای مذاکره با ایران»؛ اندیشکده راهبردی تبیین؛ 22 تیر 1398؛ قابل بازیابی در آدرس زیر:

http://tabyincenter.ir/32944

2-سید محسن سجادی؛ «ضرب‌الاجل دوماهه ایران و سرنوشت برجام؛ همه‌چیز به اینستکس بستگی دارد؟»؛ اندیشکده راهبردی تبیین؛ 19 خرداد 1398؛ قابل بازیابی در آدرس زیر:

http://tabyincenter.ir/32466

3-احسان کیانی؛ «تحریم و سیاست خارجی آمریکا؛ ارزیابی شکست و موفقیت»؛ اندیشکده راهبردی تبیین؛ 6 بهمن 1398؛ قابل بازیابی در آدرس زیر:

http://tabyincenter.ir/35409

4-محمدحسین سروش؛ «کارزار فشار حداکثری بر ایران؛ ارزیابی اهداف و دستاوردها»؛ اندیشکده راهبردی تبیین؛ 6 آبان 1398؛ قابل بازیابی در آدرس زیر:

http://tabyincenter.ir/34362

5-زهرا صادقی نقدعلی؛ «فرسایشی شدن جنگ اقتصادی و بی اثر شدن تحریم‌های ضدایرانی»؛ اندیشکده راهبردی تبیین؛ 6 شهریور 1398؛ قابل بازیابی در آدرس زیر:

http://tabyincenter.ir/33626

6-توحید افضلی؛ «جایگاه سیاست ضدایرانی ایالات متحده در جهان؛ اجماع یا انزوا»؛ اندیشکده راهبردی تبیین؛ 23 تیر 1398؛ قابل بازیابی در آدرس زیر:

http://tabyincenter.ir/32961

 

ارسال دیدگاه