همکاری راهبردی ایران و چین و مطلوبیت کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس

برنامه همکاری جامع راهبردی ایران و چین با مخالفت و استقبال زیادی مواجه شده است که در این نوشتار به اختصار دلایل و همچنین پیامدهای آن برای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بررسی می‌شود.

اندیشکده راهبردی تبیین- در هفته‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح در رسانه‌های داخلی، منطقه‌ای و حتی بین‌المللی، سند همکاری جامع ایران و چین بوده است. اگرچه به گفته مسئولان کشورمان، هنوز توافقی میان طرفین انجام نگرفته، اما انتشار برخی اسناد از تفاهم اولیه تهران و پکن برای یک همکاری راهبردی ۲۵ ساله، گمانه‌زنی‌ها را درباره مفاد توافق احتمالی، آثار آن بر توسعه داخلی ایران، پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی و موارد متعدد دیگر افزایش داده است. به نظر می‌رسد یکی از ابعاد مهم هرگونه همکاری راهبردی ایران و چین، وجوه منطقه‌ای آن است زیرا همکاری راهبردی ایران و چین از منظر برخی از کنشگران منطقه‌ای به‌خصوص عربستان سعودی و امارات می‌تواند مخاطره‌آمیز باشد. از این‌رو به نظر می‌رسد بازیگران منطقه، ازجمله ریاض و ابوظبی، چندان تمایلی به تقویت روابط تهران-پکن نداشته باشند. بررسی دلایل این نارضایتی، پرسش مهمی است که این نوشتار درصدد پاسخ به آن است.

 

 

راهبرد چین درباره منطقه غرب آسیا، نظم چندقطبی از طریق عدم مداخله در امور داخلی کشورهای منطقه و جایگزین کردن «صلح دموکراتیک» مورد نظر غرب با «صلح توسعه یافته» است

 

  • مروری اجمالی بر ابعاد احتمالی همکاری ایران و چین

آنچه تاکنون به صورت غیررسمی و در برخی رسانه‌ها از «برنامه همکاری‌های جامع فی‌مابین جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران» سندی کوتاه با یک مقدمه و ۹ بند است. اگرچه مخالفان همکاری چین و جمهوری اسلامی ایران در سطوح سه‌گانه داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای انتقادهای زیادی در خصوص این برنامه همکاری مطرح و ادعاهای زیادی به‌‌ویژه درباره واگذاری بخش‌هایی از ایران به چین در قالب اجاره عنوان و از آن به‌عنوان «ترکمنچای دوم» یاد کردند، اما هیچ بندی از این سند همکاری ۲۵ ساله چنین ادعاهایی را ثابت نمی‌کند. در مقدمه این سند از چین و ایران به‌عنوان دو تمدن بزرگ آسیایی یاد شده و دو کشور در جهت تعمیق روابط و تقویت همکاری‌های دوجانبه در زمینه‌های مختلف در چارچوب ابتکار «کمربند – راه» حرکت می‌کنند. نکته دیگر اینکه، موارد مطروحه، سند جدیدی نیست بلکه پیش از این دو کشور درباره مشارکت جامع راهبردی توافق کرده بودند و با این سند، این توافق جنبه عملیاتی پیدا می‌کند. در همین راستا، در مقدمه برنامه همکاری راهبردی ایران و چین بر «عملیاتی شدن بند ششم بیانیه مشارکت در خصوص ایجاد مشارکت جامع راهبردی بین جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی که ژانویه ۲۰۱۶ میلادی منتشر شده» تأکید شده است. در بند چهارم این برنامه، زمینه‌های همکاری پکن و تهران آمده است:

«- انرژی شامل نفت خام (تولید، حمل، پالایش و امنیت تأمین) پتروشیمی، انرژی‌های تجدیدپذیر و انرژی هسته‌ای غیرنظامی.

-بزرگراه، خط آهن و اتصالات دریایی به منظور ارتقای نقش ایران در ابتکار کمربند-جاده.

– همکاری‌های بانکی با استاندارد بالا، با تأکید بر استفاده از ارزهای ملی، با تصریح بر مقابله با پول­شویی، تأمین مالی تروریسم و جنایت‌های سازمان‌یافته.

-همکاری‌های گردشگری، علمی- آکادمیک، فناوری و تبادل تجارب در آموزش نیروی انسانی ریشه‌کن کردن فقر و بهبود وضعیت معیشت مردم در مناطق کمتر توسعه‌یافته.»

بند هشتم این برنامه همکاری راهبردی نیز مهم است. زیرا در این بند از سند بر «نفی فشارهای خارجی» تأکید شده و آمده است: «در راستای حمایت از اصل چندجانبه­گرایی، طرفین در مقابل فشارهای غیرقانونی طرف‌های ثالث، از اجرای مفاد این سند حفاظت می‌کنند.» در واقع، این برنامه همکاری راهبردی ضمن اینکه شامل تقویت روابط در قالب اقتصادی و علمی است، منافع سیاسی را در قالب مقابله با فشارهای خارجی مد نظر قرار داده و در صورت اجرایی شدن می‌تواند به کم اثر کردن تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران نیز منجر شود. به نظر می‌رسد علت اصلی انتقادها و مخالفت‌ها با این برنامه همکاری راهبردی ایران و چین نیز مربوط به همین موضوع باشد.

 

چین در سال 2016 به بزرگ‌ترین منبع سرمایه‌گذاری خارجی در منطقه غرب آسیا تبدیل شد و امروز با 177 میلیارد دلار سرمایه گذاری، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در منطقه است که 70 میلیارد دلار آن را در خلیج‌فارس انجام داده است

 

  • پیشینه همکاری چین با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس

چین در یک دهه گذشته به بازیگر مهمی در منطقه غرب آسیا تبدیل شد. حضور چین در این منطقه به‌خصوص از سال ۲۰۱۳ به بعد که از «ابتکار کمربند- راه»[۱] رونمایی کرد، تقویت شده است. راهبرد چین درباره منطقه غرب آسیا، نظم چندقطبی از طریق عدم مداخله در امور داخلی کشورهای منطقه و جایگزین کردن «صلح دموکراتیک»[۲] مورد نظر غرب با «صلح توسعه­یافته»[۳] است[۴]. هدف چین این است که از یک‌سو کشورهای منطقه غرب آسیا، پکن را به‌عنوان یک قدرت جدید که روند روبه رشد را طی می­کند به رسمیت بشناسند و از سوی دیگر از روابط با کشورهای منطقه غرب آسیا به‌عنوان فرصتی برای موازنه نفوذ با آمریکا بهره گیرد. چین اصل عدم دخالت خود در امور داخلی سایر کشورها را در دیپلماسی خود در قبال غرب آسیا مورد تأکید قرار می‌دهد. این کشور با رعایت احتیاط در خصوص گرفتار نشدن در درگیری‌های فراوان منطقه، به دنبال آن است که با همه طرح دوستی ریخته و با هیچ کشوری دشمنی نداشته باشد. نمونه بارز این سیاست روابط قابل‌توجه این کشور با ایران و عربستان سعودی است. تلاش‌های دیپلماتیک و نظامی چین در منطقه غرب آسیا عمدتاً در خدمت اهداف اقتصادی این کشور هستند. با آنکه چین یک وزنه اقتصادی سنگین در غرب آسیا به حساب می‌آید، حضور نظامی پکن در این منطقه راهبردی به ‌طور قابل ملاحظه‌ای کمرنگ‌تر است[۵].

در پی اجرای طرح «ابتکار کمربند –راه» در سال ۲۰۱۳، رابطه اقتصادی چین با غرب آسیا وارد مرحله جدی‌تر شد. در سومین نشست عمومی در هجدهمین کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، پکن غرب آسیا را منطقه «همسایه»[۶] معرفی کرد که بیانگر آن است که این منطقه از اولویت‌های بالا در حیطه ژئواستراتژیک چین به حساب می‌آید. بخش اعظم تجارت و سرمایه‌گذاری چین در این منطقه شامل کشورهای حوزه خلیج‌فارس، با تمرکز روی انرژی، ساخت زیرساخت‌ها، سرمایه‌گذاری در برق هسته‌ای، منابع انرژی نوین و کشاورزی تأمین مالی می‌شود[۷]. چین با ۱۷ کشور عربی موافقت‌نامه‌های همکاری امضا کرده است. علاوه بر اینکه چین بیش از ۴۰ درصد از واردات نفت خود را از غرب آسیا انجام می‌دهد[۸]. شرکت‌های چینی نیز در کشورهای پادشاهی عربی حضور گسترده‌ای دارند که ازجمله می‌توان به ساخت استادیوم «لوسیل» قطر که برای جام جهانی ۲۰۲۰ آماده می‌شود و همچنین حضور در پالایشگاه ینبع عربستان سعودی اشاره کرد. پارک‌های صنعتی و بنادر، مرکز همکاری چین با کشورهای غرب آسیا بود که چین را به خلیج‌فارس، دریای عرب و دریای مدیترانه وصل می‌کند. از جمله می‌توان به بندر خلیفه امارات، بندر الدقم عمان، بندر جیزان عربستان، پورت سعید مصر و حضور در جیبوتی اشاره کرد[۹].

چین در سال ۲۰۱۶ به بزرگ‌ترین منبع سرمایه‌گذاری خارجی در منطقه غرب آسیا تبدیل شد و امروز با ۱۷۷ میلیارد دلار سرمایه­گذاری، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در منطقه است که ۷۰ میلیارد دلار آن را در خلیج‌فارس انجام داده است[۱۰]. پکن وعده داده است ۲۳ میلیارد دلار به صورت وام و کمک در اختیار این منطقه قرار دهد. صادرات چین به غرب آسیا نیز از ۱۰ میلیارد دلار در ۱۹۹۰ به ۲۲۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ افزایش یافته است[۱۱]. اردن در سال ۲۰۱۵ با امضای قراردادهایی با چین به ارزش ۷ میلیارد دلار به بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیایی پیوست. رژیم صهیونیستی نیز به دنبال یک پروژه راه‌آهن سریع‌السیر با مشارکت چین است که تل‌آویو در بخش مدیترانه‌ای را به «خلیج ایلات»[۱۲] در دریای سرخ متصل خواهد کرد[۱۳].

 

با توجه به این‌که قدرت‌های غربی در عرصه اقتصادی ایران حضور چندانی ندارند، چین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های اقتصادی جهان می‌تواند تمرکز بیشتری بر بازار ایران در مقایسه با بازار کشورهای عربی داشته باشد

 

با توجه به این وضعیت در روابط چین با کشورهای منطقه غرب آسیا به‌خصوص کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس و همچنین با رژیم صهیونیستی، مشخص می‌شود عامل دیگر مخالفت و انتقاد از برنامه همکاری راهبردی ایران و چین، تبعاتی است که این برنامه می‌تواند برای موقعیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.

  • تأثیر همکاری ایران و چین بر منافع اقتصادی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس

همکاری ایران و چین تأثیر اقتصادی کمتری برای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس به‌خصوص عربستان سعودی و امارات دارد. چین پیش از این برنامه همکاری نیز از ایران نفت وارد می‌کرد، اما این برنامه می‌تواند منجر به افزایش واردات نفت چین از ایران شود و از سهم کشورهایی نظیر عربستان و امارات بکاهد. جمهوری اسلامی ایران مشارکت فعالی در «ابتکار کمربند- راه» ندارد و اکنون در قالب این برنامه همکاری، ایران نیز می‌تواند مشارکت فعالی در این طرح مهم اقتصادی چین ایفا کند. با توجه به این‌که قدرت‌های غربی در عرصه اقتصادی ایران حضور چندانی ندارند، چین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های اقتصادی جهان می‌تواند تمرکز بیشتری بر بازار ایران در مقایسه با بازار کشورهای عربی داشته باشد. جمعیت ۸۰ میلیونی ایران در مقایسه با جمعیت اندک برخی از کشورهای عربی منطقه جذابیت بیشتری برای چین خواهد داشت.

  • تأثیر همکاری ایران و چین بر منافع سیاسی-امنیتی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس

بدون تردید، برنامه همکاری راهبردی به لحاظ سیاسی و امنیتی برای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس اهمیت زیادی دارد. اگرچه راهبرد چین همکاری با یک کشور خاص نیست بلکه همکاری با اغلب کشورهای منطقه غرب آسیا را پیگیری می‌کند و درصدد نیست از طریق برنامه همکاری راهبردی با ایران با دیگر کشورهای منطقه دچار تنش شود، اما این برنامه در عمل در تضاد با برخی از منافع سیاسی و امنیتی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس به‌خصوص عربستان و امارات قرار دارد.  

۱-۴- شکست راهبرد فشار حداکثری علیه ایران

یکی از مهم‌ترین راهبردهای آمریکا و متحدانش در منطقه غرب آسیا علیه جمهوری اسلامی ایران، فشار حداکثری است. این راهبرد به‌خصوص از مه ۲۰۱۸ که آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران خارج شد، با شدت و وسعت بیشتری به کار گرفته شد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی روز ۱۰ مرداد ۱۳۹۹ که به مناسبت فرارسیدن عید قربان انجام شد، سه هدف اصلی راهبرد فشار حداکثری آمریکا علیه ایران را تقابل مردم با حکومت، جلوگیری از پیشرفت ایران و فروپاشی اقتصاد ایران عنوان کردند. سیاست نگاه به شرق از جمله برنامه همکاری راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین می‌تواند فشار حداکثری را که پیش از این با مقاومت حداکثری ایران تا حدود زیادی با شکست مواجه شده بود، بیش از هر زمان دیگری «بی‌اثر» یا دست‌کم «کم‌اثر» سازد. ایران می‌تواند هم از ظرفیت اقتصادی چین برای جذب سرمایه‌گذاری اقتصادی بهره گیرد و هم این‌که از تهدیدهای اقتصادی خود بکاهد. درعین‌حال، تهران می‌تواند با کاستن یا بی‌اثرسازی فشار حداکثری، جهش تولید را که مد نظر رهبر معظم انقلاب است، با شرایط بهتری پیگیری کند. برخی از مخالفان و رقبای منطقه‌ای ایران از جمله عربستان سعودی و امارات بر کارآمدی فشار حداکثری حساب ویژه‌ای باز کرده بودند. «پل پیلار»، رئیس سابق بخش تحلیل عملیات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و استاد دانشگاه «جرج تاون» آمریکا معتقد است توافق ۲۵ ساله ایران و چین می‌تواند در عمل به شکست فشار حداکثری علیه ایران بیانجامد[۱۴].

 

جمهوری اسلامی ایران که اکنون عضو ناظر سازمان همکاری شانگهای است نیز می‌تواند از حمایت چین برای تبدیل عضویت ناظر به عضویت دائم در این سازمان بهره‌مند شود

 

۲-۴- شکست انزوای سیاسی ایران

یکی دیگر از اهداف مهمی که مخالفان جمهوری اسلامی ایران پیگیری می‌کنند، منزوی کردن تهران به لحاظ سیاسی است. برنامه همکاری راهبردی ایران و چین در کنار سطح روابطی که میان ایران و روسیه و همچنین رابطه‌ای که میان ایران با برخی از کشورهای منطقه وجود دارد، عملاً به شکست انزوای سیاسی تهران می‌انجامد. نکته مهم این است که چین یکی از قدرت‌های بزرگ جهان است که از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد برخوردار است و ایران نیز می‌تواند از این ظرفیت چین در مجامع بین‌المللی بهره گیرد. درعین‌حال، جمهوری اسلامی ایران که اکنون عضو ناظر سازمان همکاری شانگهای است نیز می‌تواند از حمایت چین برای تبدیل عضویت ناظر به عضویت دائم در این سازمان بهره‌مند شود.

نتیجه‌گیری

برنامه همکاری راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین با دو دیدگاه مواجه شد. برخی از آن به‌عنوان «ترکمانچای دوم»، خیانت به کشور، استثمار، فروش مملکت و نظایر آن یاد می­کنند و دولت جمهوری اسلامی ایران و حامیان سیاست نگاه به شرق از آن به‌عنوان یک توافق راهبردی یاد می‌کنند. بااین‌حال، در هیچ بندی از این برنامه، موضوعات ادعایی نظیر فروش قشم یا کیش به چین نیامده و این صرفاً جنگ رسانه‌ای مخالفان جمهوری اسلامی ایران است. این برنامه می‌تواند ضمن تضعیف رژیم تحریم‌ها علیه ایران، به شکست راهبرد فشار حداکثری آمریکا و متحدانش علیه ایران و همچنین شکست راهبرد انزوای سیاسی ایران منجر شود. دلیل اصلی مخالفت‌ها و هجمه‌های رسانه‌ای علیه این برنامه نیز در همین موضوع است.

منابع

[۱] The Belt and Road Initiative (BRI)

[۲] Democratic Peace

[۳] Developmental Peace

[۴] Lons Camille, (2019), China’s evolving role in the Middle East, in; Camille Lons, Jonathan Fulton, Degang Sun, Naser Al-Tamimi, CHINA’S GREAT GAME IN THE MIDDLE EAST, European Council on Foreign Relations, https://www.ecfr.eu/page/-/china_great_game_middle_east.pdf

 

[۵] Wormuth Christine, (2019), Russia and China in the Middle East Implications for the United States in an Era of Strategic Competition, RAND Corporation, https://www.rand.org/pubs/testimonies/CT511.html

[۶] Neighbor

[۷] Wormuth Christine, (2019), Russia and China in the Middle East Implications for the United States in an Era of Strategic Competition, RAND Corporation, https://www.rand.org/pubs/testimonies/CT511.html

[۸] Fulton Jonathan, (2019), China’s challenge to US dominance in the Middle East, in; Camille Lons, Jonathan Fulton, Degang Sun, Naser Al-Tamimi, CHINA’S GREAT GAME IN THE MIDDLE EAST, European Council on Foreign Relations, https://www.ecfr.eu/page/-/china_great_game_middle_east.pdf

[۹] همان

[۱۰] Yahya Maha, (September 2019), How Has China’s Role in the Middle East Evolved?, Carnegie Endowment for Peace, https://carnegie-mec.org/2019/09/26/how-has-china-s-role-in-middle-east-evolved-pub-79930

[۱۱] همان

[۱۲] Eilat Gulf

[۱۳] Wormuth Christine, (2019), Russia and China in the Middle East Implications for the United States in an Era of Strategic Competition, RAND Corporation, https://www.rand.org/pubs/testimonies/CT511.html

[۱۴] خبرگزاری مهر، (۲۲ تیر ۱۳۹۹)، عضو سابق شورای اطلاعات ملی آمریکا در گفتگو با مهر: سند همکاری ایران و چین باعث شکست فشار حداکثری آمریکا می‌شود، قابل‌دسترسی در آدرس زیر:

://www.mehrnews.com/news/4971976

 

ارسال دیدگاه