انقلاب اسلامی و ایستار بایستگی­ هایِ فزایندۀ تحول در سیاست خارجی

در این یادداشت به «بایستگی های فزاینده تحول» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در بدو  ورود به دهه پنجم انقلاب اسلامی پرداخته شده است.

اندیشکده راهبردی تبیین- اگر بتوانیم فضای حاکم بر سیاست خارجی یک کشور را به صورت کلی به سه محورِ کنشگران، ماهیت کنش ها و محیط کنش بازتعریف کنیم، مفهوم پردازی انبوه تحولات و مجال و جدال های منبعث از آن برساختی از بدنه و زمینۀ اجتماع کشور مزبور می باشد. از این رو «امر واقع» در گذارها و گذرهای تحول گرایانه، سازه ای برساخت شده از ابعادِ گوناگون و متکثر فرهنگ بومی آن کشور خاص محسوب می شود.

مقام معظم رهبری در بیانات خویش به مناسبت سی و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) ضمن برشمردن تحول خواهی و تحول انگیزی به عنوان یکی از برجسته ترین خصوصیات امام راحل، تحولِ نوگرایانه در نظام سازی های متعدد از جمله نظام سازی در حوزه گفتمان سیاست خارجی را از جامعه-به خصوص نخبگان- خواستار شده اند. از این رو در این مقاله سعی بر آن است تا این بینش، ایستار و منش فکری و گفتمانی در قالب «بایستگی های فزاینده تحول» در سیاست خارجی مورد ژرفاکاوی قرار گرفته و در راستای نهادینه­گی این گفتمان تبیینی مناسب صورت گیرد.

انقلاب اسلامی و مقولۀ بازتعریف جایگاه ایران در نظام بین الملل

سیاست خارجیِ ایرانِ پسا-انقلاب اسلامی از منظر مولفه های هویتی دچار دگردیسی عمیقی نسبت به راهبردهای قبل گردید، این مولفه های هویتی که به نوعی ساختار معنایی نظام جمهوری اسلامی در سیستم بین المللی محسوب می شوند از زوایای گوناگون شاخص های سیاست خارجی تحول خواهانه از منظر مقام معظم رهبری قلمداد می شود.

 

سیاست خارجیِ ایرانِ پسا-انقلاب اسلامی از منظر مولفه های هویتی دچار دگردیسی عمیقی نسبت به راهبردهای قبل گردید، این مولفه های هویتی که به نوعی ساختار معنایی نظام جمهوری اسلامی در سیستم بین المللی محسوب می شوند از زوایای گوناگون شاخص های سیاست خارجی تحول خواهانه از منظر مقام معظم رهبری قلمداد می شود

 

منظور از مولفه های هویتی، مجموعه ای از نظام های ارزشی و هنجاری می باشد که باعث قوام و تکوین ویژگی ها و خصوصیات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ملت ایران می گردد که آن را از سایر ملت ها متمایز می گرداند. این مولفه­های هویتی مبنای درک و تفسیر سیاستگذاران از عرصه روابط بین الملل، وقایع و انگیزه های کنشگران محیط بین­الملل است که در مرحله بعد واکنش مناسب در برابر آن ها را نیز تعریف می نمایند. مولفه­های هویتی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قالب استکبارستیزی، صدور انقلاب، عدالت طلبی، قاعده نفی سبیل و نهایتا اصل دعوت مورد تفسیر قرار می گیرد.(۱)

در این مورد به نظر می رسد آنچه در بیانات مقام معظم رهبری عنوان گردیده است را می توان در قالب «اصالت آرمان های انقلاب اسلامی» در ساحت سیاست خارجی مورد بررسی و واکاوی قرار داد. آنچه در ذیل این مقاله آورده می شود، بازتعریف صورت بندی تحول در سیاست خارجی مدنظر رهبر انقلاب می باشد.

استکبارستیزی در قالب مرکزیت زدایی از هژمونی غرب

انقلاب اسلامی دارای ماهیتی است که با منافع و اهداف سلطه گران و ستم پیشگان جهان در تضاد می باشد، از این رو به نظر رهبران آن، هیچ گاه سردمداران کفر و استکبار، ظهور انقلاب اسلامی را در عرصه بین المللی تحمل نمی نمایند و با تمام وسایل و امکاناتی که در اختیار آن ها است، به مواجهه با آن بر میخیزند و تا نابودی یا عدول از ماهیت و ذات اصلی آن دست از شیطنت خود برنخواهند داشت.(۲)

گفتمان سازی های مقام معظم رهبری همان گونه که از حیث معطوف بودن به نیازهای روز جامعه در خلا صورت نگرفته است، نسبت به به گفتمان رقیب خود نیز خنثی نیست، بلکه به طور فعال-نه منفعل- به آن واکنش نشان می دهد و حتی آن را به چالش می کشد. اگرچه گفتمان غرب، در زمانۀ ما ساختارِ هژمونیک سیستم بین الملل محسوب می شود اما باید به آن به چشم رقیب و دشمن در سطح جامعه جهانی نگریسته شود.(۳)

امروز نوبت دنیای اسلام است؛ و تلک الایام نداولها بین الناس(آل عمران-۱۴۰) امروز نوبت مسلمین است که با همت خود، تمدن نوین اسلامی را شالوده ریزی کنند.(۴)

اگر بخواهیم استکبارستیزیِ تحول گونه در ادبیات نظری مقام معظم رهبری را باز-صورت بندی نماییم، می توان گفت که رهبر انقلاب در این رابطه و در خلال گفتمان سازی های سال های اخیر خود، به دنبال نوعی «مرکزیت زدایی» از گفتمان غربی و نشان دادن هویت مستقل گفتمان انقلاب اسلامی در برابر آن است.(۵)

از نگاه آیت الله خامنه ای این نظام جهانی به سمت تغییر و تحول در حرکت است.  تقریباً شبیه اوضاعِ بعد از جنگ بین‌الملل اول، البته در جهت عکس آن است؛ آن روز هم هندسه‌ی سیاسی و اقتصادی دنیا تغییر اساسی و بنیادی کرد. یا قبل از آن، در دورانی که اروپائی‌ها استعمار را شروع کردند؛ یک وضعیت جدیدی در دنیا به وجود آمد، شکل عمومی دنیا عوض شد. و امروز تحولاتی که مشاهده میشود، از این جنس است؛ جنس تغییر شکل عمومی دنیا. آرامش ظاهری جبهه‌ی مسلط جهانی – یعنی قدرتهای سنتی‌ای که در دنیا حاکم بودند، چه قدرت آمریکا، چه قدرتهای اروپایی؛ و یک آرامشی داشتند اینها از لحاظ اقتصادی، از لحاظ رسانه‌ای، از لحاظ استقرار اجتماعی در داخل کشورهایشان و یک آرامشی بظاهر بر زندگی اینها حاکم بود – امروز به‌هم خورده است.یکی از نشانه های این تحول، افول وجهه ی آمریکاست. نشانه های این افول در بحران اقتصادی و بدهی های آمریکا، شکست سیاست های منطقه ای و جهانی، منفور شدن وجهه ی آمریکا در بین مردم جهان، مشکلات اجتماعی و وجود نارضایتی هایی مثل جنبش ۹۹درصدی ها و… دیده می شود. از سوی دیگر تضعیف رژیم صهیونیستی به عنوان یکی دیگر از نمادهای قطب سلطه گر، نشانه ای از ضعف عمومی این جبهه یا قطب است.(۶)

 

از نگاه آیت الله خامنه ای این نظام جهانی به سمت تغییر و تحول در حرکت است. تقریباً شبیه اوضاعِ بعد از جنگ بین‌الملل اول، البته در جهت عکس آن است؛ آن روز هم هندسه‌ی سیاسی و اقتصادی دنیا تغییر اساسی و بنیادی کرد

 

تحولِ در عمق راهبردی و بازنماییِ مفهوم صدور انقلاب

صدور انقلاب، هم به سان هدف و هم به مثابه ایدئولوژی و نیز به عنوان یک رسالت و وظیفه انقلابی که در هاله ای از تقدس، تجلی می یابد، یکی از پایه ها و ارکان اصلی و اساسی مشروعیت بخش نظام جمهوری اسلامی، قلمداد گشته و در نگاه انقلابیون، عدول و یا هر گونه جرح و تعدیلی در آن، به هیچ وجه تحمل نخواهد شد… پر واضح است که با توجه به اسلامی بودن انقلاب و جهانشمولی(Universal) این مکتب، سیاست خارجی کشور از این توانایی برخوردار نیست که خود را در محدوده اهداف ملی و یا حتی منطقه ای محبوس کند و با توجه به این رسالت مهم و غیر قابل تغییر، سیاست خارجی جمهوری اسلامی از نظر فکری و ایدئولوژیک باید سیاستی پیشرو، فعال و پویا گردد.(۷)

مفهوم عمق راهبردی در سال های اخیر، بیش از همه با نام کتابِ احمد داوود اوغلو(وزیر امور خارجه پیشین ترکیه) گره خورده است. وی در اثر خود که نخستین بار در سال ۲۰۱۱ به چاپ رسید، می کوشد ظرفیت های راهبردی کشورش از نظر تاریخی-جغرافیایی را برای افزایش نفوذ منطقه ای نشان دهد. اما آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران، دست کم پنج سال پیش از آن و در خطبه های نماز جمعه تهران، از اصطلاح «عمق استراتژیک» برای اشاره به ظرفیت های جمهوری اسلامی در این زمینه سخن گفته بودند.(۸)

در شرایطی که رژیم صهیونیستی با انعقاد قراردادهای گوناگون درصدد افزایش عمق راهبردی خود بوده و تلاش می‌کند به مناطق مجاور ایران برای درگیری احتمالی دست یابد، ایران هم متقابلاً با سرمایه‌گذاری بر روی حزب‌الله در جوار مرزهای رژیم صهیونیستی کوشیده تا به ابزارهای تهدیدکننده امنیت رژیم اشغالگر قدس دست یابد.(۹)

انگارۀ «کشور عدالت خواه» و نسبت آن با تحول در سیاست خارجی

نظام جمهوری اسلامی ایران، نه تنها عدالت گستری و عدالت خواهی را برای جهان اسلام بلکه برای کل جهان بشریت خواهان است؛ و از این روست که خود را به عنوان یک کشور «عدالت خواه و عدالت جو» به جامعه بین الملل معرفی نموده است. از آنجا که جمهوری اسلامی ایران خود را پیشگام، آوانگارد و پیشقراول جبهه حق علیه باطل و اسلام در برابر کفر می پندارد، هر گونه عقب نشینی و سازش و تسلیم را در مقابل ظلم و بی عدالتی جایز نمی انگارد و با آن در هر کجای عالم که باشد، پیکار می نماید.(۱۰)

در دیدگاه رهبر انقلاب انگارۀ «کشور عدالت خواه» از جمله اصول مستحکم سیاست خارجى است آنجا که مى فرمایند:

دفـاع از مظلوم ، همیشه یک نقطه درخشان است ، کنار نیامدن با ظالم ، رشوه نپذیرفتن از زورمند و زرمند، پافشردن بر حقیقت ، اینها چیزهایى است که هیچ وقت در دنیا کهنه نمى شود، اینها را باید دنبال کنیم ، اصول اینهاست .(۱۱)

برآمدِ بازاندیشانۀ «قاعدۀ نفی سبیل»

 بر اساس قاعده نفی سبیل، عدم پذیرش ساختار نظام بین الملل و الگو ها و رویه های مرسوم آن- که موجب سلطه کفار بر مسلمین است- اولین پژواک عینی سیاست خارجی اسلامی قلمداد می گردد. از سوی دیگر، نفی سبیل با رهیافتی واقع بینانه و انتقادی به نظام بین الملل، بیشینه سازی قدرت دولت اسلامی را در راستای مقابله با سلطه بیگانگان تجویز می نماید و سبب نوعی عمل گرایی در سیاست خارجی می شود. علاوه بر این، با توجه به این اصل و تلاش در نفی سلطه کافر بر مسلم، تمرکزگرایی، دولت سالاری و بیگانه گریزی و دشمن ستیزی نیز در سیاست خارجی دولت اسلامی تجلی می یابد. این مقوله به ویژه با توجه به سابقه تاریخی استعمار غیرمستقیم ایران در تاریخ از اهمیت بیشتری در سیاست خارجی ایران برخوردار می گردد.(۱۲)

دکترین عزت، نمود و تجلی این قاعده در هندسۀ فکری و اندیشۀ سیاسی مقام معظم رهبری می باشد. به گونه ای که در برنامه ی چشم انداز بیست ساله ی کشور ابلاغی ۱۳ آبان ۱۳۸۲ از سوی رهبر انقلاب عنوان شده است که جامعه ی ایرانی در افق این چشم انداز اینگونه است: دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.(۱۳)

 

برای رفع موانعِ سیاست خارجیِ تحول خواه، الزاماتی درونی ضروری است؛ درون زایی، عدالت محوری، دانش بنیان بودن و مولد بودن اقتصاد، ضعف های ما در دیپلماسی را به کناری گذارده و سیاست خارجی را با دکترین عزت عجین می نماید

 

در نگاه رهبر انقلاب، عزتمندی نقش اساسی بازی می کند. گاه عزت در سخنان ایشان به استقلال بسیار نزدیک می شود به گونه ای که انسان این دو را یکسان و یا همزمان می پندارد. یعنی ملت مستقل؛ عزتمند است و ملت عزتمند؛ مستقل. در اساس عزت در مقابل دشمنان و بیگانگان تعریف می گردد به گونه ای که رهبری در یک تقسیم بندی از خودی و غیر خودی، خودی ها را دغدغه مند نسبت به استقلال و عزت کشور می دانند. عزت در سخنان رهبری بعد فرهنگی قدرتمندی دارد که عبارت است از اعتماد به نفس که حس ما می توانیم را برای حرکت به سوی استقلال، پیشرفت و اعتلای جامعه فراهم می کند.  اما این راهبرد سیاست خارجی، درون زاست و برآمده از درون است. عزت مولفه هایی دارد که تکمیل کننده ی ابعاد استحکام درونی کشور است. استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و مردم محور و مردم مبنا بودن، از مولفه های جدی عزت است که البته اسلام درون مایه ی آن می باشد. یعنی ملت مومن حامی نظام سیاسی مومن با برنامه های سیاسی و اقتصادی و علمی و فرهنگی مومن می باشند.  از این رو عزت ملی یک راهبرد سیاست خارجی درون زا برای بازی در عرصه ی بین المللی و جایابی در هندسه جدید جهانی است.(۱۴)

مانور هنرمندانه در سیاست خارجی: بازپردازیِ «نرمش قهرمانانه»

یکی از راهبردهای مهم اتخاذ شده توسط مقام معظم رهبری، استراتژی نرمش قهرمانانه است که کارکرد بسیار مهم و آثار مثبتی در پی داشته است. این راهبرد با درایت و هوشمندی معظم له در شرایط مهم، متحول و «در حال شدن» منطقه ای و جهانی اتخاذ گردیده است.

در این قسمت از پردازش به سیاست خارجی و رویکردهای تحول گرایانه آن در اندیشه سیاسی رهبر انقلاب، اصل دعوت در قالب رهیافت نرمش قهرمانانه مورد واکاوی و کنکاش قرار می گیرد.

ایشان در تفسیر از این راهبرد بین المللی مراد خویش را بدین صورت بیان می دارند:

ما تعبیر نرمش قهرمانانه را به کار بردیم؛ یک عدّه ای آن را به معنی دست برداشتن از آرمان ها و هدف های نظام اسلامی معنا کردند. بعضی از دشمنان هم همین را مستمسکی قرار دادند؛ برای این که نظام اسلامی را به عقب نشینی از اصول خودش متّهم کنند. اینها خلاف بود. اینها بدفهمی است. نرمش قهرمانانه، به معنای مانور هنرمندانه، برای دست یافتن به مقصود است؛ به معنای این است که سالک راه خدا – در هر نوع سلوکی – به سمت آرمان های گوناگون و متنوّع اسلامی که حرکت می کند، به هر شکلی و به هر نحوی هست، باید از شیوه های متنوّع، استفاده کند؛ برای رسیدن به مقصود. (۱۵)

نتیجه گیری

«تحول» اکسیرِ گذار از خمودگی منفعلانه به مطالبه گری فعالانه تفسیر می شود. از این رو و مطابق با بیانات مقام معظم رهبری این مفهوم و یا به تعبیری مکانیسمِ هویت ساز، در تمامی ساحت های اجتماع باید مورد صورت بندی قرار بگیرد. یکی از این ساحت ها، سیاست خارجی است که نواختن و پرداختن «تحول» در آن برای رسیدن نظم معطوف به تمدن نوین اسلامی به جایگاه مورد نظر خویش، ضروری به نظر می رسد.

در این نگاره، آنچه تحول در سیاست خارجی از منظر اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای مورد واکاوی مضمونی و معنایی قرار گرفت بیشتر بازتعریف آرمان های اولیه انقلاب اسلامی با لحاظِ شرط زمان و مکان می باشد. به این معنا که رهبر انقلاب با نظرداشتِ تغییرات زمانی و ژئوپلیتیک، لازم دیده اند اصول سیاست خارجی را مطابق این تحولات مورد بازتفسیر قرار دهند.

یکی پرسش هایی که در طولِ واکاویِ ژرف اندیشانۀ مفهوم سیاست خارجی تحول گرا شاید به ذهن متبادر گردد این است که ابعاد تحول در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی کدامند؟ در پاسخ به این سوال پارامترهای تحول برای گذار به اهداف انقلاب اسلامی در چهارچوب قانون اساسی و گفتمان فکری مقام معظم رهبری باید مورد رصد قرار گیرد و تخطی از سیاست های کلان به منزلۀ عدول از ابعاد تحول تلقی می شود.

با همۀ این تفاسیر و در قالب سیاست های کلان اعلامی، دولت های گوناگون در طول ۴ دهه هر کدام از راهبردها و تاکتیک های منحصر به فرد خود استفاده نموده اند و به نوعی سیاست خارجی کشور ما به صورت مستمر در حال تحول و بازتعریف دگردیسانه بوده است، و بر فرض رهیافت های مقطعی هر دولت خود گواهی بر مدعاست.

البته در راستای دستیابی به سیاست خارجی تحول خواه موانعی وجود دارد که می بایست ابتدا آن ها را مورد شناسایی قرار داد و سپس برای رفع و عبور از آن دستور کارِ سیاست گذارانه­­ای اتخاذ نمود. تحریم های یک جانبه و غیربشردوستانه ایالات متحده، ضعف در ساختارهای تولیدی کشور، تضادهای نهادی در فراچنگ گرفتن راهبرد و رویکردِ سیاستی واحد در سیاست خارجی، نوسانات اقتصادی، نگاه خوش بینانه به غرب، عدم سنجه پذیری جنگ روانی دشمن و … بخشی از کژکارکردی مسیرِ تحول خواهی در سیاست خارجی است.

برای رفع این موانعِ سیاست خارجیِ تحول خواه، الزاماتی درونی ضروری است؛ درون زایی، عدالت محوری، دانش بنیان بودن و مولد بودن اقتصاد، ضعف های ما در دیپلماسی را به کناری گذارده و سیاست خارجی را با دکترین عزت عجین می نماید.

اولویت توسعه اقتصادی در داخل و برطرف نمودن ضعف اقتصاد ایران در حوزۀ سرمایه گذاری، فناوری و بخش خصوصی و همچنین با ایجاد اولویت های دیپلماتیک برای مناطق هم جوار می توان سیاست آمریکایی محدودسازی ایران را به حاشیه برد و از این طریق مسیر سیاست خارجیِ تحول گرایانه کشور را هموار نمود. به همین ترتیب استفاده از مزیت های تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی از دیگر راهکارهای گذارِ تحول خواهانه به سیاست خارجی تراز انقلاب اسلامی می باشد.

منابع

  1. دهقانی فیروز آبادی، جلال. و وحید نوری. (۱۳۹۱). سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوران اصول گرایی. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق.
  2. دهقانی فیروز آبادی، جلال. و پیمان وهاب پور. (۱۳۹۴). امنیت هستی شناختی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.
  3. غفاری، مصطفی.(۱۳۹۵). از نیمه خرداد: طرحی از اندیشه و رهبری حضرت آیت الله خامنه ای. تهران: انتشارات انقلاب اسلامی.
  4. بیانات مقام معظم رهبری، ۱۸ دی ۱۳۹۴
  5. دهقانی فیروز آبادی، جلال. و پیمان وهاب پور. (۱۳۹۴). امنیت هستی شناختی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.
  6. محمدحسین فرهادیان، «دکترین عزت؛ راهبرد رهبرمعظم انقلاب در سیاست خارجی»، وبسایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشر شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/14506

  1. صادقی، سید شمس الدین. (۱۳۹۳). انقلاب اسلامی و هویت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. مطالعات انقلاب اسلامی. سال ۱۱٫ شماره ۳۸٫
  2. غفاری، مصطفی.(۱۳۹۵). از نیمه خرداد: طرحی از اندیشه و رهبری حضرت آیت الله خامنه ای. تهران: انتشارات انقلاب اسلامی.
  3. مهدی کردی، «گام دوم انقلاب اسلامی و اصول سیاست دفاعی ایران»، وبسایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشر شده در ۲۱ بهمن ۱۳۹۸، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/35606

  1. رسولی ثانی آبادی، الهام. (۱۳۹۱). بررسی هویت نظام جمهوری اسلامی ایران از منظر سازه انگاری. مجله علوم سیاسی. سال ۱۵٫ شماره ۵۸٫
  2. بیانات مقام معظم رهبری ۱۶ / ۸ / ۱۳۸۰
  3. موسوی زاده، علیرضا، جاودانی مقدم، مهدی. (۱۳۸۷). نقش فرهنگ ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. دانش سیاسی. سال ۴٫ شماره ۲٫
  4. محمدحسین فرهادیان، «دکترین عزت؛ راهبرد رهبرمعظم انقلاب در سیاست خارجی»، وبسایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشر شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/14506

  1. محمدحسین فرهادیان، «دکترین عزت؛ راهبرد رهبرمعظم انقلاب در سیاست خارجی»، وبسایت اندیشکده راهبردی تبیین، منتشر شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/14506

  1. بیانات مقام معظم رهبری، ۲۹/۰۸/۱۳۹۲

 

ارسال دیدگاه