توافق ترکیه و روسیه برای آتش بس در لیبی؛اهداف و پیامدها (بخش دوم)

سناریوی تجزیه‌ی لیبی بیش از پیش محتمل شده و سطح درگیری نیروهای متخاصم به حدی رسیده است که دست  کم در کوتاه‌مدت نمی‌توان به بهبود شرایط و برقراری آرامش در این کشور امید چندانی داشت.

اندیشکده راهبردی تبیین-پس از سرنگونی قذافی در سال ۲۰۱۱، جدال قدرت بین نیروهای مختلف سیاسی و نظامی در لیبی آغاز شد. این درگیری منجر به جنگ داخلی شد که تا به امروز ادامه دارد و قدرت دوگانه  ای را در کشور به وجود آورده است. در طرابلس پایتخت لیبی، دولت وفاق ملی حکومت می  کند و توسط نیروهای بین  المللی، به  ویژه سازمان ملل  متحد به  رسمیت شناخته می  شود. دولت قانونی طرابلس به رهبری فائز السراج، از حمایت انقلابیون و گروه  های محافظه  کار برخوردار است. اما در شرق لیبی و در طبرق، رئیس ارتش ملی لیبی، خلیفه حفتر حکومت می  کند که در آن وظایف رئیس مجلس توسط اکیلا صالح انجام می  شود و نخست وزیر دولت انتقالی عبدالله التینی است. حفتر که بخش مهمی از کشور از جمله چندین میدان بزرگ نفتی را کنترل می  کند، چندین بار برای سرنگونی جبهه وفاق  ملی به طرابلس حمله کرده است. با این وجود، یکی از مهم‌ترین موانع پایان جنگ داخلی لیبی، مداخله نیروهای بین‌المللی است. از این گذشته، توازن میان نیروهای دو طرف این مداخله، به احتمال زیاد باعث افزایش و طولانی  تر شدن بحران نظامی- سیاسی در لیبی شده و راه حل سیاسی برای حل و فصل این مشکل را با بن  بست روبرو خواهد کرد. در این میان، با توجه به پیچیدگی وضعیت لیبی، مقامات دو کشور ترکیه و روسیه به  رغم پشتیبانی از جبهه‌های   رقیب، تلاش دارند تا با بکارگیری مدل توافق سوریه، در لیبی به توافق رسیده و از این راه به منافع خود بیش از پیش دست یابند.

 

یکی از مهم‌ترین جنبه های این توافق، اعلام این مساله بود که دو طرف برای ایجاد یک کارگروه مشترک در مورد لیبی با برنامه ریزی برای برگزاری دور بعدی مذاکرات در مسکو تلاش کنند. این امر یادآور فرآیند آستانه که توسط ترکیه و روسیه به منظور کاهش سطح تنش در سوریه ایجاد شده بود، است.

 

در این راستا اخیراً وزارت خارجه ترکیه از توافق این کشور با روسیه در خصوص تنش‌ها در لیبی خبر داده است. بنا به بیانیه وزارت خارجه ترکیه، دو کشور توافق کرده‌اند تا تلاش‌های مشترک خود را در راستای تشویق طرف‌های درگیر در لیبی به برقراری یک آتش‌بس پایدار به کار گیرند و زمینه برگزاری مذاکرات میان طرف‌های داخلی لیبی را با همکاری سازمان ملل فراهم کنند. لزوم اعزام کمک‌های بشردوستانه به همه طرف‌ها و ایجاد گروه مشترک کاری از دیگر موارد مورد توافق ترکیه و روسیه عنوان شده است. این نوشتار با مروری اجمالی بر حضور ترکیه و روسیه در لیبی و مواضع آن‌ها به بررسی مفاد این توافق  و اهداف دو کشور، اهمیت این توافق و ارزیابی تاثیر آن بر وضعیت لیبی و پیامدهای آن می پردازد.

 

مفاد بیانیه مشترک روسیه و ترکیه در لیبی

همان  طور که عنوان شد، سیاست آنکارا در لیبی، بخشی از سه سیاست بهم پیوسته  این کشور است. در ابتدا هدف ترکیه، محافظت از منافع مالی، انرژی، نظامی و ژئوپلیتیکی در لیبی است و هدف بعدی، برآمده از بازی قدرت ترکیه با نیروهای عربی چون امارات، مصر و عربستان سعودی است. از این منظر، سیاست آنکارا تلاش مداوم برای نفوذ در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا بوده است. در نهایت هدف سوم، بخشی از سیاست  های جاه  طلبانه ترکیه در مدیترانه شرقی است، جایی که ترکیه را در قبال جبهه متحدی از کشورها چون یونان، قبرس، مصر، فرانسه و رژیم صهیونیستی قرار داده است. ترکیه منافع مهمی را در نظر دارد که تا حد زیادی به بقای دولت سراج بستگی دارد. آنکارا قبلا، قرارداد تحدید حدود دریایی با لیبی را امضا کرد که دست ترکیه را در مدیترانه شرقی در برابر رقبای دیگر یاد شده، بازتر می  کند. گرچه روسیه و ترکیه از دو طرف متخاصم درگیری حمایت می  کنند اما این دو کشور به نوعی سعی دارند تا با پیاده کردن مدل توافق در جنگ سوریه، برای گسترش نفوذ و به نوعی پایان دادن به درگیری  ها در شمال آفریقا، کانال  های ارتباطی خود را با یکدیگر همچنان حفظ کنند. براین  اساس، ترکیه و روسیه موافقت خود را برای ایجاد کارگروه مشترک در مورد لیبی اعلام کرده  اند. این دو کشور در تاریخ ۲۲ ژوئیه پس از رایزنی  های سطح بالای کارشناسی در پایتخت ترکیه به رهبری معاون وزیر خارجه روسیه، سرگئی ورشینین[۱] و سادات اونال[۲] معاون وزیر امور خارجه ترکیه انجام شده بود، بیانیه مشترکی صادر کردند. براساس بیانیه مشترک، ترکیه و روسیه در مورد چهار موضوع به توافق رسیده‌اند:

اول، ادامه تلاش  های مشترک از جمله تشویق طرف  های درگیر با هدف ایجاد شرایطی برای آتش  بس پایدار و درازمدت بوده  است. موضوع دیگری که آن  ها توافق کردند؛ تسهیل در پیشبرد گفتگوهای سیاسی درون لیبیایی، متناسب با اهداف کنفرانس برلین و با هماهنگی سازمان ملل بوده است. آن‌ها همچنین موافقت کردند که از طرفین بخواهند برای اطمینان از دسترسی ایمن اقلام بشردوستانه و ارائه کمک  های اضطراری، اقدامات لازم را انجام دهند.علاوه برآن، مقامات دو کشور با ایجاد یک کارگروه مشترک در مورد لیبی و تشکیل جلسه بعدی کارشناسی در مسکو در آینده نزدیک موافقت کردند.

 

 

همکاری روسیه و ترکیه، ضربه‌ای اساسی به قدرت های اروپایی درگیر در لیبی چون ایتالیا و فرانسه وارد خواهد کرد که نتوانسته اند بحران این کشور را حل و فصل نمایند

 

 یکی از مهم‌ترین جنبه  های این توافق، اعلام این مساله بود که دو طرف برای ایجاد یک کارگروه مشترک در مورد لیبی با برنامه ریزی برای برگزاری دور بعدی مذاکرات در مسکو تلاش کنند. این امر یادآور فرآیند آستانه که توسط ترکیه و روسیه به منظور کاهش سطح تنش در سوریه ایجاد شده بود، است.

در بیانیه مشترک یادآوری می  شود که رجب طیب اردوغان و ولادیمیر پوتین ابتکار عمل را در ۸ ژانویه در استانبول برای کاهش تنش  ها در لیبی آغاز کردند تا تلاش  ها برای دستیابی به یک راه  حل سیاسی تقویت شود. آنها مجدداً بر تعهد جدی خود در مورد حاکمیت، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی لیبی و همچنین اهداف و اصول منشور سازمان ملل تأکید داشته و از نظر این بیانیه هیچ راه حل نظامی برای لیبی وجود ندارد و مشکل لیبی فقط با یک روند سیاسی درون لیبیایی، قابل حل است. علاوه بر آن، مقامات دو کشور ضمن تأکید مجدد بر عزم خود برای ادامه تعامل دو جانبه به منظور دستیابی به امنیت و ثبات در کشور و بهبود اوضاع بشردوستانه، بر لزوم مبارزه با افراد و گروه  های تروریستی مطابق دستورالعمل  های شورای امنیت ایالات متحده تأکید کردند[۳].

 

زمینه  ها و بسترهای همکاری میان روسیه و ترکیه در لیبی؛ اهداف و پیامدها در منطقه

امروزه مسکو که در جریان جنگ لیبی قرار دارد، یقین ندارد که چه کسی پیروز خواهد شد، براین  اساس نه تنها به حکومت حفتر کمک می  کند بلکه در عین حال ارتباط خود را با رقبای دیگر حفظ می  کند. از طرف دیگر، به زعم برخی از کارشناسان، سیاست اردوغان در لیبی دارای هیچ چشم اندازی نیست و چنین سیاستی ممکن است خطر اشتباه محاسباتی را در پی داشته باشد که منجر به درگیری نظامی گسترده با مصر شود. از طرف دیگر، استدلال عمومی  تر این است که عقب‌نشینی ایالات متحده و اختلاف اروپا در لیبی به نفع ترکیه عمل  کرده است و این مساله بستری برای گسترش نفوذ  بیش از پیش آنکارا در لیبی بوده است[۴].  ادامه درگیری و بی  ثباتی در لیبی به نفع ترکیه نخواهد بود. ترکیه در طول دوره قذافی، در بخش تجاری با  لیبی فعال بوده و بخش ساخت و ساز برای سرمایه گذاری های آنکارا مهم تلقی می  شود. لیبی اولین کشور خارجی بود که اتحادیه پیمانکاری ترکیه[۵]، در سال ۱۹۷۲ در این کشور سرمایه گذاری کرد. از آن زمان تا سال ۲۰۲۰، شرکت‌های بزرگ ساختمانی ترکیه در پروژه‌هایی به ارزش ۲۹ میلیارد دلار در لیبی مشغول به فعالیت شده  اند و این کشور را به عنوان سومین کشور در سرمایه گذاری‌های ساختمانی ترکیه پس از روسیه و ترکمنستان بدل کرده  اند[۶]. دو کشور ترکیه و روسیه، کشور نفت خیز لیبی را از نظر استراتژیک برای تأثیرگذاری بیشتر و نفوذ مهم می  دانند. با این حال، آنکارا نمی  خواهد با روسیه درگیر جنگی نیابتی شود. علاوه برآن مقامات روس، ترکیه را دروازه ورود به اروپا و جهان و یک کشور ترانزیتی مهم می  دانند. براین  اساس مقامات دو کشور ترکیه و روسیه با توجه به منافع مشترکی که در لیبی دارند به این نتیجه رسیده  اند که با یکدیگر به توافق برسند. عوامل زیر از جمله منافع مشترک دو طرف می  باشد: 

 

همکاری راهبردی برای گسترش حوزه نفوذ

تعامل اقتصادی روسیه در لیبی عمدتاً در بخش انرژی بوده است. شرکت  های روسی مانند گازپروم، لوک  اویل و تات  نفت قبل از مرگ قذافی در این کشور فعال بوده  اند. تات  نفت و گازپروم در دهه ۲۰۰۰ میلادی معاملات اکتشافی و توسعه  ای را با این کشور امضا کردند. در دوره پس از قذافی، شرکت  های روسی سعی کرده  اند تا به لیبی برگردند. در سال ۲۰۱۷، شرکت نفتی روس  نفت براساس مدل پیش  پرداخت بلندمدت مشابه معاملات انجام شده در ونزوئلا و کردستان عراق، قرارداد خرید نفت از شرکت ملی نفت لیبی را امضا کرد. مسکو همچنین به دنبال راه  هایی برای جبران خسارات ناشی از سرنگونی قذافی است. روسیه انتظار دارد ۱۵۰ میلیون دلار از پروژه های ساختمانی، ۳ میلیارد دلار از ساخت راه آهن، ۴ میلیارد دلار از فروش اسلحه و ۵/۳ میلیارد دلار از معاملات انرژی در لیبی دریافت کند. به عنوان مثال، در ماه دسامبر مقامات شرکت تات  نفت اعلام کردند که فعالیت‌های اکتشافی را در حوضه حمادا[۷] از سر می  گیرد. در حال حاضر این حوضه نفتی، تحت کنترل کامل دولت وفاق ملی مورد حمایت ترکیه قرار است. جدا از آن، مسکو در تلاش است تا نفوذ خود را در جنوب اروپا که مشتری قابل توجهی برای صادرات نفت شمال آفریقا محسوب می  شود، گسترش دهد. در این میان، مشارکت فعال آنکارا در آب  های سرزمینی لیبی می  تواند در پیشبرد برنامه‌های مسکو برای تقویت مواضع خود در حوضه مدیترانه کمک  دهنده باشد[۸].

 

شکل  گیری جبهه واحد در قبال اروپا

مکرون، رئیس جمهور فرانسه با توجه به اوضاع لیبی، اردوغان را به تشدید درگیری در این کشور متهم می  کند و ترکیه را به  خاطر به خطر انداختن امنیت اروپا با اعزام گروه تروریستی به لیبی سرزنش می  کند. همچنین جاه‌طلبی آنکارا در دریای مدیترانه شرقی با انتقاد شدید پاریس روبرو شده است، به طوری که رئیس جمهور فرانسه از اعضای اتحادیه اروپا خواسته است تا ترکیه را به‌واسطه نادیده انگاشتن حدود دریایی یونان و قبرس مورد تحریم قرار دهند. جدا از این مساله همکاری روسیه و ترکیه، ضربه‌ای اساسی به قدرت  های اروپایی درگیر در لیبی چون ایتالیا و فرانسه وارد خواهد کرد که نتوانسته  اند بحران این کشور را حل و فصل نمایند. علاوه برآن، برای اردوغان پیوند با روسیه برای دستیابی به صلح در لیبی، سود بزرگ دیگری دارد، همکاری مسکو در این ابتکارعمل، نشانه  ای از تصدیق و شناسایی  توافق تحدید حدود دریایی ترکیه با لیبی است.

 

تقابل ایدئولوژیکی با محور عربی

یکی دیگر از جنبه‌های همکاری ترکیه و لیبی ایدئولوژیکی است. حکومت سراج با اخوان‌المسلمین که توسط ترکیه پشتیبانی می شود، پیوند خورده است. ترکیه از حزب عدالت و سازندگی لیبی – نامی الهام گرفته از حزب حاکم عدالت و توسعه ترکیه (AKP) پشتیبانی کرده است. این ممکن است عامل مهمی در تقابل مصر و سایر کشورهای عربی با دخالت ترکیه در لیبی باشد. روسیه همچنین مخالف رویکرد کشورهایی نظیر مصر و عربستان سعودی است که از جنبش تجزیه  طلب چچن نیز حمایت می  کنند.  

 

پیامدهای توافق روسیه و ترکیه در لیبی

اگرچه به نظر می  رسد که منافع ترکیه و روسیه به سمت آتش‌بس همگرا شده  است اما مصر، امارات و عربستان سعودی، حمایت از حفتر و روایت خود از “جنگ علیه اسلام  گرایان” را ضروری می‌دانند[۹]، بنابراین هر توافقی که بین روسیه و ترکیه حاصل شود، بعید است که برای پایان دادن به جنگ لیبی کافی باشد. مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی بخشی از بازیگران درگیر در جنگ لیبی بوده، هرچند که نقش ثانویه  ای داشته اما هر سه کشور سهم قابل توجهی در ثبات یا بی‌ثباتی در لیبی و شروع فرآیند آتش  بس و به  تبع آن ایجاد یک روند صلح  در لیبی دارند.

 

اگرچه به نظر می رسد که منافع ترکیه و روسیه به سمت آتش‌بس همگرا شده است اما مصر، امارات و عربستان سعودی، حمایت از حفتر و روایت خود از جنگ علیه اسلام گرایان را ضروری می‌دانند ، بنابراین هر توافقی که بین روسیه و ترکیه حاصل شود، بعید است که برای پایان دادن به جنگ لیبی کافی باشد

 

ضلع دیگر این بازی به بلوک مخالف اخوان در منطقه و به ویژه دو کشور امارات و مصر ارتباط پیدا می‌کند. قدرت‌یابی یک دولت اخوانی در همسایگی مصر سبب نگرانی قاهره است. همچنین امارات و عربستان سعودی هم از شکل‌گیری یک پایگاه برای تبلیغ و گسترش اندیشه‌های اخوانی در منطقه بسیار نگران است[۱۰].

 علاوه بر آن، چشم انداز گسترش نفوذ روسیه در لیبی، به  مثابه چالشی برای اروپا و آمریکا در نظر گرفته می‌شود. چنین وضعیت پیچیده  ای برای مقابله با مسائل و مشکلات ساختاری لیبی به  مثابه موانع عظیمی محسوب می  شود. از سوی دیگر آنکارا به حمایت آمریکایی‌ها در مدیریت بحران در لیبی تکیه کرده است، به این شکل که اهداف طرف‌های غربی و آمریکایی را محقق کرده و با حضور روسیه که در آینده تهدیدی برای جنوب اروپا محسوب می‌شود، مقابله کند[۱۱]. بنابراین با این شرایط شکل  گیری حکومت مرکزی و یکپارچه در لیبی دور از دسترس بوده و تجزیه این کشور در آینده نزدیک محتمل به  نظر می  رسد.

حضور ترکیه در لیبی که از یک سو برای رقابت با یونان و مصر و از سوی دیگر دسترسی به منابع نفت و مشارکت در بازسازی لیبی انجام می‌گیرد، از آن‌جا که با الزامات بومی و درک درست بافت سیاسی و اجتماعی لیبی همراه نیست نه تنها به سود طرابلس نخواهد بود بلکه می‌تواند خطای محاسباتی ترکیه و درگیری با مصر را در پی داشته باشد. روسیه هم هرچند گمان داشت که به دلیل پیشینه‌ی خوب روابط با لیبی می‌تواند سهمی در آینده‌ی این کشور به دست آورد، اما نبود یک راهبرد مناسب سیاسی و نیروهای باانگیزه و ایدئولوژیک میدانی سبب ناکامی مسکو شده است. انتقال تعداد زیادی از تروریست‌های تکفیری به داخل لیبی و استقرار آن‌ها در این کشور چند پاره و همچنین ناتوانی کشورهای غربی در مدیریت بحران و برقراری آرامش و امنیت نسبی، نمایانگر بدتر شدن وضعیت و ادامه‌ی‌جنگ قدرت خواهد بود[۱۲].

 

نتیجه  گیری

اوضاع سیاسی و امنیتی در لیبی به معنای واقعی پیچیده شده  است و حضور چندین قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در جهت شکل‌دهی به تحولات این کشور پیش‌بینی آینده را بسیار دشوار ساخته است. با این حال به نظر می‌رسد سناریوی تجزیه‌ی لیبی بیش از پیش محتمل شده و سطح درگیری نیروهای متخاصم به حدی رسیده است که دست  کم در کوتاه‌مدت نمی‌توان به بهبود شرایط و برقراری آرامش در این کشور امید چندانی داشت.

منابع پی ­نوشت­ ها

[۱] . Sergey Versihinin

[۲] . Sedat Önal

[۳] . .hurriyetdailynews, “Turkey, Russia mull creating joint working group for Libya”, July 22 2020  at: https://www.hurriyetdailynews.com/turkey-russia-mull-creating-joint-working-group-for-libya-156784

[۴] . Marc Pierini, N”ew Power Struggles in the Mediterranean”, carnegieeurope,  July 30, 2020: https://carnegieeurope.eu/2020/07/30/new-power-struggles-in-mediterranean-pub-82403

[۵] . Turkey’s Contractor’s Union

[۶] . Rauf, Mammadov, “Russia and Turkey on collision course in Libya’s conflict”, 4 August, 2020, at: https://english.alaraby.co.uk/english/indepth/2020/8/4/russia-and-turkey-on-collision-course-in-libyas-conflict

[۷] . the Hamada basin

[۸] . Rauf, Mammadov, “Russia and Turkey on collision course in Libya’s conflict”, 4 August, 2020, at: https://english.alaraby.co.uk/english/indepth/2020/8/4/russia-and-turkey-on-collision-course-in-libyas-conflict

[۹]. Marc Pierini, ” New Power Struggles in the Mediterranean”, carnegieeurope,  July 30, 2020: https://carnegieeurope.eu/2020/07/30/new-power-struggles-in-mediterranean-pub-82403

[۱۰]. خبرگزاری فارس، «تحلیلی بر شرایط لیبی و نقش ترکیه در پایداری بحران»، منتشر شده در تاریخ: ۲۷ خرداد ۱۳۹۹،  قابل بازیابی در پیوند ذیل:

https://www.farsnews.ir/news/13990327000729

[۱۱] . خبرگزاری ایسنا، «افشای رایزنی روسیه و ترکیه درباره تقسیم مدیریت نفت و گاز لیبی»، منتشر شده در تاریخ: ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، قابل بازیابی در پیوند ذیل:

https://www.isna.ir/news/99033119616

[۱۲] . خبرگزاری فارس، «تحلیلی بر شرایط لیبی و نقش ترکیه در پایداری بحران»، منتشر شده در تاریخ: ۲۷ خرداد ۱۳۹۹،  قابل بازیابی در پیوند ذیل:

https://www.farsnews.ir/news/13990327000729

 

 

ارسال دیدگاه