اعتراضات در بلاروس؛ تقابل ژئوپلتیک اروپا و روسیه

روابط بین روسیه و بلاروس فراتر از منافع لحظه­ ای و بر اساس روابط دیرینه تاریخی و اشتراکات قومی و زبانی است. موقعیت ژئوپلتیک بلاروس بر سر دو راهی شرق و غرب، آن را به سمت شرق سوق خواهد داد.

اندیشکده راهبردی تبیین- پیروزی مجدد ویکتور لوکاشنکو در انتخابات ۹ آگوست بلاروس، همراه با موجی از اعتراضات همراه بود که مخالفان خواستار بازشماری آرا و یا برگزاری مجدد انتخابات بودند. پس از تجزیه اتحاد جماهیر شوری، بلاروس از آن زمان به عنوان کشوری نزدیک و همراه روسیه محسوب می شود. اما در سال های گذشته شاهد گرفتن فاصله  اندکی از روسیه هستیم و گاه رویکردهای مستقلی توسط این کشور صورت می گیرد. این در حالی است که بلاروس در بسیاری از زمینه ها و بخصوص در بحث انرژی وابسته به روسیه است. این کشور از لحاظ ژئوپلتیکی بسیار برای روسیه اهمیت دارد به طوری که از شرق به روسیه، از غرب به لهستان و لیتوانی و از جنوب به اوکراین منتهی می شود. بلاروس نیز همانند اوکراین خط قرمزی برای روسیه در برابر اروپا محسوب می شود. تلاش اروپا برای دخالت در امور داخلی بلاروس به ویژه بعد از پیروزی لوکاشنکو، اهمیت ژئوپلتیکی این کشور را برای روسیه و اروپا دوچندان کرده است. بنابراین سمت‌وسوی اعتراضات و تحولات در بلاروس برای روسیه و اروپا مهم بوده و می‌تواند واجد تأثیرات ژئوپلتیک باشد. بر همین اساس تلاش می‌شود در مقاله حاضر به این تحولات و تأثیرات آن بر تقابل میان روسیه و اروپا پرداخته شود.

 

تحولات اخیر در بلاروس و مطالبات معترضان

لوکاشنکو که برای ششمین بار در انتخابات ریاست جمهوری بلاروس به پیروزی رسید، مورد اعتراض برخی از مخالفان قرار گرفت. معترضان معتقدند که انتخابات با تقلب همراه بوده است و نتیجه انتخابات را نمی پذیرند. آن ها خواهان برگزاری انتخابات مجدد هستند در حالی که لوکاشنکو معتقد به همه پرسی برای اصلاح قانون  اساسی برای تغییر قدرت است. اما اختلافات میان گروه های اپوزیسیون مانع از شکل گیری مطالبات یکدست و آرام توسط معترضین می شود و این سبب طولانی تر شدن اعتراضات شده است. به طوری که دامنه اعتراضات در جامعه کارگران صنایع بزرگ، کارخانه های دولتی و دانشجویان نیز سرایت کرده است. رهبران اپوزیسیون در تلاش ا ند تا اعتراضات را به نتیجه دلخواه خود مبنی بر ابطال نتایج انتخابات هدایت کنند. اما دیوان عالی بلاروس درخواست رهبران اپوزیسیون مبنی بر ابطال نتایج انتخابات ریاست جمهوری بلاروس را رد کرد. معترضان علاوه بر آزادی همه زندانیان سیاسی و شرکت کنندگان در تظاهرات معتقدند که انتخابات باید دوباره برگزار گردد و مطالبات و خواسته های تمام اقشار توسط دولت برطرف گردد. یکی دیگر از خواسته های معترضان عدم ادغام بیشتر بلاروس در روسیه است. آنها با شعارهایی نظیر «استقلال» و «زنده باد بلاروس» در اعتراضات حضور داشتند.

 

رهبران اپوزیسیون در تلاش اند تا اعتراضات را به نتیجه دلخواه خود مبنی بر ابطال نتایج انتخابات هدایت کنند. اما دیوان عالی بلاروس درخواست رهبران اپوزیسیون مبنی بر ابطال نتایج انتخابات ریاست جمهوری بلاروس را رد کرد

 

بلاروس و مدل انقلاب رنگی؟

حمایت کشورهای اروپایی و آمریکا از اعتراضات بلاروس و تایید انتخابات ریاست جمهوری بلاروس توسط روسیه نشان از تضاد منافع و تقابل دو جبهه اروپا و روسیه از وضعیت بلاروس است. اروپا و آمریکا به خوبی توانسته بودند جریان بحران های انتخاباتی گرجستان در ۲۰۰۳، اوکراین در ۲۰۰۴ و قرقیزستان در ۲۰۰۵ را به نفع خود تمام کنند و قدرت های دلخواه خود را بر سر کار بیاورند و نیروهای متحد روسیه را کنار بکشند. اما تلاش اروپا و آمریکا در بلاروس نمی تواند آن ها را به اهداف خود برساند:چرا که روسیه از لحاظ امنیتی و مواضع سیاسی قوی تر شده است و نسبت به منافع و موقعیت های مهم ژئوپلتیک خود کاملاً موضعی هشیار دارد در این مورد می توان به نیروهای خودمختار در گرجستان و تصرف شبه‌جزیره کریمه در اوکراین اشاره کرد.

برخی از اپوزیسیون های لوکاشنو مخالف تحریم بلاروس از سوی اتحادیه اروپا هستند به همین خاطر در بلاروس بر سر دخالت اروپا در بلاروس و استفاده از حمایت آن ها هماهنگی وجود ندارد. از طرف دیگر برخی کشورهای همسایه معتقد به توقف سرکوب و آزادسازی معترضان هستند، در این بین اگر روسیه اطمینان پیدا کند که هدف غرب ضربه زدن به منافع مسکو نباشد، احتمالاً مشکلی با تغییر قدرت نداشته باشد[۱]. تحولات بلاروس را می توان یک درگیری ژئوپلتیکی دانست که پروپاگاندای غرب تمام تلاش خود را می کند تا شخص لوکاشنکو را یک دیکتاتور تلقی کند و اعتراضات را قیام مردمی بزرگ جلوه دهد چرا که اتحاد بلاروس و روسیه تهدید بزرگی علیه منافع خود می بیند و از هر طریقی سعی بر ضربه علیه روسیه دارد. این درحالی است که روابط بین روسیه و بلاروس یک رابطه تاریخی گسترده است که بسیاری از اپوزیسیون ها در بلاروس وابستگی خاصی به روسیه دارند و روسیه نیز تمام تلاش خود را می کند تا مانع دخالت غرب در بلاروس شود تا بتواند اعتراضات را در جهتی که منافع دو کشور ایجاب می کند، هدایت نماید. چرا که لوکاشنکو معتقد به کناره گیری از قدرت از طریق راه قانونی است نه از طریق اعتراضات. این نشان از این دارد که دولت تمام تلاش خود را می کند تا با هدایت اعتراضات مانع از دخالت غرب برای شکل گیری قیام مردمی و در نهایت انقلاب رنگی شود.

 

شباهت و تفاوت اعتراض بلاروس با انقلاب های رنگی پیشین در شرق اروپا

مخالفان لوکاشنکو تمام تلاش خود را می کنند تا از انقلاب های رنگی گرجستان (۲۰۰۳)، اکراین (۲۰۰۴) و قرقیزستان (۲۰۰۵) الگوبرداری کنند. اگرچه اعتراضات بلاروس با انقلاب های رنگی پیشین شرق اروپا یکسری شباهت هایی دارد، اما در مقایسه با آنها بسیار تفاوت دارد که در زیر به آن ها اشاره می شود:

– شباهت‌ها: معترضان بلاروس همانند انقلاب های رنگی شرق آسیا معتقد به نوعی تقلب در نتیجه انتخابات هستند و خواهان برگزاری مجدد انتخابات هستند. در انقلاب های رنگی شرق اروپا کاملاً دخالت غرب مشهود بوده که در مورد بلاروس نیز غرب تمام تلاش خود را جهت دخالت در آن به کار می برد. یکی از دلایل مشترک اعتراض های بلاروس با انقلاب های رنگی شرق آسیا، فقدان چرخش نخبگان است. در انقلاب های رنگی شرق اروپا نوعی مخالفت با روسیه وجود داشت که در اعتراض های بلاروس نیز شعارهای ضد روسی نیز سرداده می شود. همچنین استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی توسط غرب در اعتراضات بلاروس و انقلاب های رنگی شرق اروپا کاملاً تأثیرگذار بوده است.

 

تحولات بلاروس را می توان یک درگیری ژئوپلتیکی دانست که پروپاگاندای غرب تمام تلاش خود را می کند تا شخص لوکاشنکو را یک دیکتاتور تلقی کند و اعتراضات را قیام مردمی بزرگ جلوه دهد چرا که اتحاد بلاروس و روسیه تهدید بزرگی علیه منافع خود می بیند و از هر طریقی سعی بر ضربه علیه روسیه دارد

 

– تفاوت‌ها: در انقلاب های رنگی اعتراضات به صورت مسالمت آمیز و بدون درگیری صورت گرفت در حالی که اعتراضات بلاروس همراه با نوعی درگیری و خشونت بوده است. در اعتراض های بلاروس، لوکاشنکو مایل به کناره‌گیری از قدرت است منتهی از طریق ایجاد همه پرسی برای اصلاح قانون اساسی. در انقلاب های رنگی شرق اروپا رژیم به سرعت تغییر کرد مثل قرقیزستان که رژیم طی ۲۴ ساعت تغییر کرد اما اعتراضات در بلاروس به صورت پراکنده طی هفته ها ادامه دارد. از طرف دیگر، نیروهای امنیتی نیز به شدت از لوکاشنکو حمایت می کنند. در انقلاب های رنگی، مردم کاملاً از رهبر اپوزیسیون مخالف حمایت کردند و به پیروزی رسیدند این در حالی است که اپوزیسیون های مخالف در بلاروس متفاوت هستند که برخی هنوز وابستگی هایی به روسیه دارند. از طرف دیگر اگرچه غربی ها تلاش بسیار کردند تا بلاروس را از نظر انرژی و سیاسی مستقل از روسیه نگه دارند اما ارتباط روسیه با بلاروس یک رابطه تاریخی است که روسیه اجازه دخالت غرب در بلاروس را نخواهد داد. اعتراضات بلاروس حول موضوعات مختلف و متفرق بوده درحالی که انقلاب‌های رنگی، قیام همگانی و یکدست بوده است. با این حال، همه خواست‌ها و عناصر متضاد در جنبش اعتراضی اخیر بلاروس حضور دارند و در یک کلام، وجوه «پوپولیستی» این جنبش غیرقابل انکار است.

 

فراز و فرودهای مناسبات ایران و بلاروس در دوران لوکاشنکو

جمهوری اسلامی ایران از زمان استقلال بلاروس در سال ۱۹۹۳ با آن کشور روابط دیپلماتیک خود را آغاز کرد و چند سال بعد دو کشور سفارتخانه در تهران و مینسک دایر کردند. در ۶ مارس ۱۹۹۸ لوکاشنکو سفارت بلاروس در تهران را افتتاح کرد و پس از آن چندین سند همکاری بین دو کشور امضا شد. در مقابل در سال ۲۰۰۱، با سفر کمال خرازی وزیرخارجه به بلاروس سفارت جمهوری اسلامی ایران در مینسک افتتاح شد، از آن زمان به بعد روابط سیاسی دو کشور در عالی ترین سطح بوده است. در سال ۲۰۰۴ برابر با سال ۱۳۸۳ سند مهمی بین دو کشور در جهت ارتقای روابط به امضا رسید که پس از تایید در مجلس، روابط دو کشور در زمینه های سیاسی، اقتصادی، تجاری، علمی، فرهنگی و فنی گسترش یافت. با آمدن حسن روحانی در مسند ریاست جمهوری، لوکاشنکو ضمن تبریک به حسن روحانی، تاکید کرد که روابط دو کشور همچون سابق گسترش یابد[۲]. به طور کلی روابط ایران با بلاروس در دوره لوکاشنکو گسترده بوده به طوری که طی بیش از ۲۰ سال روابط مستمر سیاسی، دیدارهای متقابلی بین روسای مجلس، وزیران امور خارجه، تجارت، صنعت، کشاورزی، ارتباطات، فرهنگ و دیگر سازمان های دو کشور انجام گردید.

 

در انقلاب های رنگی، مردم کاملاً از رهبر اپوزیسیون مخالف حمایت کردند و به پیروزی رسیدند این در حالی است که اپوزیسیون های مخالف در بلاروس متفاوت هستند که برخی هنوز وابستگی هایی به روسیه دارند

 

دو کشور ۱۵ اجلاس و کمیسیون مشترک را تا سال ۲۰۲۰ برگزار کردند. آن چه که مانع توسعه روابط ایران و بلاروس در طول این ۲۸ سال بوده، تحریم هایی است که از سوی ایالات متحده آمریکا وضع می شود. علی رغم این محدودیت ها روابط به طور دائم بین دو کشور در حال گسترش بوده است. ایران و بلاروس کشورهایی هستند که از نظر ژئوپلیتیک در موقعیت های بسیار مهمی قرار دارند، ایران در جنوب غربی آسیا و بلاروس در قلب اروپای شرقی است. نفوذناپذیری دو کشور از طرف غرب و آمریکا سبب همکاری این دو کشور در عرصه های مختلف و نیز شکل گیری مواضع مشترک در موضوعات مبارزه با تروریسم، استقلال، آزادی، خلع سلاح هسته ای و… شده است. براین اساس، بررسی های به عمل آمده نشان از روابط سازنده و مطلوب بین دو کشور است که این را می توان از سفرهای متقابل مقامات دو کشور مشاهده کرد.

 

مطلوبیت های ایران در اعتراضات اخیر بلاروس

قطعاً مواضع مشترک دو کشور در بسیاری از موضوعات به ویژه استقلال طلبی و آزادی، مبارزه با سلطه قدرت‌های سلطه گر، مبارزه با دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور و… مطلوبیت هایی را برای دو کشور در جهت گسترش ارتباطات ایجاد می کند. اعتراضات اخیر در بلاروس، این گمانه را ایجاد می کند که بلاروس در دو راهی شرق و غرب قرار دارد و اگر بلاروس کاملاً به سمت غرب سوق پیدا کند، دخالت غرب در بلاروس مانع شکل گیری روابط گسترده بلاروس با ایران می شود. از طرف دیگر، روابط ایران با بلاروس زمان لوکاشنکو در سطح گسترده ای دنبال می شد اما با ایجاد دولت طرفدار غرب، این سطح از روابط ممکن است تنزل یابد. ایران نیز خواستار این است که بحران بلاروس به روش های کاملاً داخلی و بدون دخالت غرب حل شود تا ایران، کشور حامی خود را از دست ندهد.

 

 موضع روسیه و اروپا در برابر اعتراضات بلاروس و مطلوبیت های هر کدام از آنها

پوتین رئیس جمهور روسیه پیروزی لوکاشنکو رو تبریک گفت و آن را به رسمیت شناخت و معتقد بود نسبت به این پیروزی نباید تردید داشت، چرا که تردید در مورد آن، موضع گیری از پیش تعیین شده توسط غربی ها است. اتحادیه اروپا در واکنش به اعتراضات و اعلام نتایج، از معترضان حمایت کرد و نتایج انتخابات را نپذیرفت و اعلام داشته که مقام های بلاروس را تحریم خواهد کرد چرا که آن ها حقوق بشر را نقض کرده اند. در این راستا آلمان و انگلیس نیز از تصمیم اتحادیه اروپا حمایت کردند. حمایت اروپا از معترضان سبب شده تا لوکاشنکو در مورد اوضاع بلاروس به پوتین نزدیک شود و با وی رایزنی داشته باشد. وزرای امورخارجه کشورهای سوئد، نروژ، لیتوانی، فنلاند، ایسلند، دانمارک، استونی و لتونی با شروع اعتراضات از مقامات بلاروس خواستند سریعاً با مخالفان وارد گفت وگوی سیاسی شوند و با معترضان برخورد نداشته باشد و بازداشت شدگان را آزاد کند. این کشورها معتقدند انتخابات برگزار شده در بلاروس مطابق با معیارهای بین‌المللی و معیارهای دموکراسی و قانون نبوده و عادلانه و آزاد برگزار نشده است. در همین راستا، مسئول سیاست خارجی اروپا نیز اعلام داشته که کشورهای اتحادیه اروپه انتخابات بلاروس را عادلانه و آزاد نمی دانند و مسببان آن را تحریم خواهند کرد. این در حالی است که روسیه دخالت خارجی ها در بلاروس را نمی پذیرد و معتقد است که منجر به تنش بیشتر می شود. به هر حال پوتین این را می داند که دخالت خارجی ها در انتخابات گرجستان ۲۰۰۳، اوکراین۲۰۰۴ و قرقیزستان ۲۰۰۵، منجر به کنار زدن نیروهای متحد روسیه شد و در نهایت جریان های طرفدار غرب به قدرت رسیدند. بر همین اساس، روسیه نسبت به دهه های گذشته نسبت به چنین مسائلی در مناطق تحت نفوذش بااقتدارتر و هشیارتر عمل خواهد کرد و اگر لازم باشد نیروهای امنیتی و نظامی را روانه بلاروس خواهد کرد تا مانع از نفوذ هرچه بیشتر غرب در بلاروس شود. به هرحال در این شرایط، پوتین همکاری لوکاشنکو با خود را مهمترین وضعیت برای شرایط کنونی در جهت حفظ منافع خود می داند. در مقابل، اتحادیه اروپا خواستار کاهش نفوذ روسیه در بلاروس است، چرا که بلاروس مسیر ترانزیت مهمی برای انتقال نفت و گاز روسیه به اروپاست، به همین خاطر اروپا خواهان هر چه کمتر شدن نفوذ روسیه در این منطقه است. اما درخواست حمایت نظامی لوکاشنکو از روسیه فرصت مناسب برای پوتین ایجاد کرده تا بتواند بلاروس را از لحاظ ژئوپلیتیک حفظ کند. بنابراین، تمام تلاش روسیه بر این است تا در همسایه خود دولتی نزدیک به سیاست خویش داشته باشد اما در مقابل اروپا خواهان دولتی طرفدار و یا نزدیک به غرب در بلاروس است. به همین خاطر در تلاش است تا بین روسیه و بلاروس شکاف ایجاد کند. بهترین مطلوبیت برای اروپا این خواهد بود که بدون درگیری، لوکاشنکو به صورت صلح آمیز از قدرت برکنار شود تا در این جریان نیازی به دخالت نظامی روسیه نباشد. مطلوبیت روسیه حفظ بلاروس و وجود دولتی است که کاملاً وابسته به روسیه باشد تا اتحاد روسیه و بلاروس برای حفظ منافع حفظ شود. روسیه تمام تلاش خود را می کند تا مانع دخالت اروپائیان در مسائل داخلی بلاروس شود تا سرنوشت این کشور همانند اوکراین نشود.

 

تأثیرات ژئوپلتیک اعتراضات بلاروس بر تقابل اروپا و روسیه

دو کشور روسیه و بلاروس با توجه به پیوندهای قومی و زبانی و همسایه بودن، وحدتشان محکم بوده است و این سبب گسترش روابط اقتصادی و تجاری بین دو کشور شده است. بلاروس در مرز غربی روسیه قرار دارد و این کشور نقطه ارتباط با اتحادیه اروپاست به همین خاطر روسیه چندین پایگاه نظامی و ایستگاه راداری برای ردیابی پرتاپ موشک های بالستیک در بلاروس دارد. ارتش بلاروس همگرایی نزدیکی با نیروهای نظامی روسیه به دلیل همجواری دارد و این بر اهمیت ژئوپلتیک این منطقه برای روسیه افزوده است. در همین راستا رزمایش نظامی روسیه و بلاروس در سال ۲۰۱۷ در مرزهای غربی مسکو، تقابل نظامی ناتو در جهت حمایت از کشورهای لهستان، استونی، لیتوانی و لتونی را در برداشت. بلاروس به دلیل همسایگی با مرزهای کشورهای اتحادیه اروپا و ناتو در غرب و روسیه در شرق و اوکراین در جنوب اهمیت ژئوپلیتیکی را به واسطه ایجاد موقعیت حائل دوچندان می کند. کشورهای همسایه بلاروس معتقدند که اگر بلاروس در اتحادیه اروپا ادغام شود، شاید تهدیدی از سوی روسیه و حتی بلاروس برای آن ها ایجاد نشود. اما روسیه نسبت به مناطق و کشورهای «خارج نزدیک» جهت گیری  سیاسی دارد و آن را برای امنیت داخلی خود مهم و حیاتی می داند. بنابراین، روسیه هرگونه تغییر در کشورهای همسایه را تهدیدی برای منافع خود می پندارد. این تهدید اگر همراه با تغییر دولت و ایجاد دولت طرفدار غرب در این کشورها باشد، برای روسیه بسیار هزینه‌برخواهد بود. در هر صورت لوکاشنکو اگر بخواهد برای حل مشکلات پس از انتخابات به روسیه اتکا کند باید به روسیه این اطمینان را دهد که بلاروس از نظر ژئوپلتیکی با اروپا هم سو نخواهد شد.

 روسیه هرگز حاضر به تسلیم بلاروس به اروپا نیست چرا که این کشور پس از آلمان بزرگترین خریدار نفت روسیه است و نقش مهمی در اقتصاد روسیه دارد. اگرچه در سال های اخیر بلاروس روابط خود را با غرب بهبود بخشیده اما حوادث پس از انتخابات به لوکاشنکو نشان داد که تنها شریک وی یعنی روسیه می تواند به حل بحران کمک نماید. اما از این پس، غرب به سختی لوکاشنکو را با آغوش باز می پذیرد و این تقابل روسیه و اروپا را در بلاروس بیشتر می کند. کشورهای اروپایی از جمله لهستان و یا کشورهای دیگر مثل فرانسه و آلمان، آن را منطقه ارزشمندی می دانند که از طریق آن می توانند توازن را بر علیه روسیه تغییر دهند.

 

کشورهای همسایه بلاروس معتقدند که اگر بلاروس در اتحادیه اروپا ادغام شود، شاید تهدیدی از سوی روسیه و حتی بلاروس برای آن ها ایجاد نشود. اما روسیه نسبت به مناطق و کشورهای «خارج نزدیک» جهت گیری سیاسی دارد و آن را برای امنیت داخلی خود مهم و حیاتی می داند

 

اعتراضات اخیر در بلاروس اگر سبب حضور نظامی روسیه در بلاروس شود، نیروی نظامی ناتو در همسایگی بلاروس به ویژه در لهستان نیز بیشتر می گردد و این ممکن است بحران را در بلاروس بیشتر سازد. اما حل بحران بلاروس برای روسیه با توجه به دخالت های خارجی، بسیار محدود و به سختی انجام می گیرد. آن چه موجب می شود سرعت دخالت اتحادیه اروپا در بلاروس کند شود، مبارزه اروپا با بیماری همه گیر کویید۱۹ و بحران شدید اقتصادی در اروپاست. به همین خاطر عدم حمایت غرب از اعتراضات بلاروس، کم کم آن را به سمت خاموشی می کشاند.

 

جمع بندی

کشورهای اروپایی از هر طریقی سعی بر این دارند تا روابط روسیه و بلاروس را تخریب نمایند و اعتراضات در بلاروس این فرصت را برای آن ها ایجاد ساخته است. اما بلاروس می داند که نمی تواند هم  پیمان دیرینه خود یعنی روسیه را در برابر غرب قرار دهد، به همین خاطر، برای حل بحران نیاز به کمک روسیه دارد و نباید به غرب این اجازه را دهد که در امور داخلیش دخالت کند. پیوندهای اقتصادی، نظامی و نیز راهبردی بین روسیه و بلاروس که با یکدیگر اشتراکات قومی و زبانی گسترده دارند، مانع از این می شود که روسیه اجازه گسترش اعتراضات را دهد، چرا که ممکن است این اعتراضات به خاک روسیه نیز سرایت کند. بنابراین، اهمیت موقعیت ژئوپلتیک بلاروس این اجازه را به روسیه خواهد داد که بتواند برای حل بحران بلاروس وارد عمل شود.

 

 

منابع

 

[۱] . «آیا بلاروس نیز به انقلاب رنگی دچار می­شود؟»، اندیشکده راهبردی تبیین، کدخبر:۳۸۲۹۳، ۳ شهریور ۱۳۹۹، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/38293/

[۲] . دهشیری، محمدرضا و عبدالرحیم حسن نژاد(۱۳۹۲). «روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با جمهوری بلاروس(۲۰۱۳-۱۹۹۲)»، پژوهشنامه روابط بین الملل، شماره ۴۵، ص۱۴۸٫

ارسال دیدگاه