توافق آشتی قطر و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس؛ ابعاد و پیامدها

توافق آشتی قطر با کشورهای محاصرکننده آن هم در مقطع زمانی خاص وقوع آن، پرسش ها و ابهاماتی درباره طراحان اصلی و پشت پرده آن مطرح می کند که پاسخ به آن نیازمند شناخت انگیزه ها و اهداف این طراحان است.

اندیشکده راهبردی تبیین- پس از گذشت حدود سه سال و نیم از محاصره قطر توسط چهار کشور عربی در نهایت در واپسین روزهای عمر دولت ترامپ، کشورهای عضو شورا با محوریت عربستان در چهل و یکمین نشست سران شورا که در شهر العولا عربستان برگزار شد، توافقنامه آشتی با قطر امضا کردند و همه مرزهای زمینی، دریایی و هوایی را به روی این کشور باز نمودند.

وقوع این اتفاق آن هم در این برهه زمانی در شرایطی که کشورهای محاصره‌کننده به هیچ یک از شروط تعیین شده خود دست نیافتند، سوالات و ابهامات بسیاری را درباره علل و چرایی آن مطرح نموده است.

از سویی وقوع این توافق فارغ از علل و پشت پرده های آن پیامدهای گسترده‌ای در سطح منطقه‌ای خواهد داشت که این مقاله بنا دارد به این پرسش‌ها و ابهامات پاسخ دهد.

شناخت بازیگران و طراحان اصلی و پشت پرده این آشتی

درباره بازیگران اصلی و علنی توافق آشتی قطر با کشورهای خلیج فارس بیشتر از کویت و آمریکا یاد می‌شود(۱). امیر فقید کویت تا زمان حیات بارها تلاش کرد تا کشورهای محاصره‌کننده و قطر را برای رسیدن به توافق ترغیب کند و در این مسیر اقدامات زیادی انجام داد و پس از او نیز جانشین وی همان راه را تا حصول نتیجه دنبال کرد. آمریکا هم پس از برهه‌ی اولیه که در این اختلاف جانب کشورهای محاصره‌کننده را گرفته بود، در یکی دو سال اخیر تلاش‌هایی را برای کنار هم قرار‌دادن اعراب خلیج فارس سازماندهی کرد. این اقدامات زمانی شدت گرفت که دولت ترامپ نیازمند همگرایی و یکدست شدن جبهه کشورهای عربی در راستای همسویی با کارزار فشار حداکثری علیه ایران بود.

 

آمریکا هم پس از برهه‌ اولیه که در این اختلاف جانب کشورهای محاصره‌کننده را گرفته بود، در یکی دو سال اخیر تلاش‌هایی را برای کنار هم قرار‌دادن اعراب خلیج فارس سازماندهی کرد. این اقدامات زمانی شدت گرفت که دولت ترامپ نیازمند همگرایی و یکدست شدن جبهه کشورهای عربی در راستای همسویی با کارزار فشار حداکثری علیه ایران بود

 

آمریکا در سطح رئیس جمهور و بیشتر وزیر خارجه چندین بار تلاش کرد تا با میانجیگری، اختلافات این کشورها را حل و فصل نماید. در نهایت نیز یکی از طراحان اصلی این توافق آشتی به حساب آمد. حضور نماینده رئیس‌جمهور آمریکا (کوشنر) در نشست العولا نشانی از این ادعاست. اما برخی با استناد به همین حضور بازیگر دیگری را پشت سر این توافق معرفی می‌کنند. آن‌ها معتقدند اگر واقعاً آمریکا طراح توافق آشتی بود می‌بایست لااقل وزیر‌خارجه این کشور در نشست العولا شرکت می‌کرد. اینکه کوشنر یهودی در این نشست حاضر می‌شود می‌تواند پیام‌های مختلفی داشته باشد. اگر بدانیم طی چهار سال اخیر کوشنر هر اقدامی انجام داده در راستای منافع صهیونیست‌ها و اقدامات وی بیش از ان که در راستای منافع آمریکا باشد، در راستای منافع اسرائیل است این گمانه تقویت می‌شود که طراح اصلی که کشورهای محاصره کننده را برای صلح مجاب کرد رژیم صهیونیستی بوده است.  

اهداف و علل این توافق

در بررسی علل و چرایی حصول این توافق می‌بایست نگاه و منظر هر یک از طرفین توافق را به شکل مجزا بررسی کرد. چرا که هر یک از بازیگران حاضر در آن از منظر متفاوتی وارد توافق شده و منافع متفاوتی را دنبال می‌کنند.

اگر بخواهیم واقع‌بینانه به این توافق آشتی بنگریم به غیر از طراح اصلی و پشت‌پرده این توافق که در بخش قبل به آن اشاره شد، عربستان و قطر دو طرف اصلی هستند. سه کشور دیگر به دلیل تبعیت از سعودی با این توافق همراهی کردند وگرنه روشن است که چندان تمایلی به آشتی با قطر نداشتند. به طور مشخص بحرین و مصر علاقه‌ای به تجدید روابط با دوحه ندارند. حکومت منامه که عملاً در برابر سعودی فاقد اراده مستقل است و مصری‌ها هم به سبب فشار سعودی و هم با دریافت کمک‌های اقتصادی با توافق همراهی کردند.

عربستان سعودی اما دلایل متفاوتی برای پذیرش آشتی با قطر داشت. شاید این پرسش مطرح شود که علی‌رغم عملی نشدن هیچ یک از شروط کشورهای محاصرکننده و با وجود گذشت بیش از سه سال چرا این توافق آشتی در این مقطع زمانی محقق شد و به چه دلایلی سعودی به آن تن داد.

 

تل آویو پس از موفقیت در اجرای پروژه عادی‌سازی روابط با برخی کشورهای عربی، حال بنا دارد دو محور اخوانی با محوریت قطر و ترکیه و محور ارتجاعی با محوریت عربستان و امارات را به هم نزدیک کرده تا همگی در راستای منافع صهیونیست‌ها و در برابر ایران و محور مقاومت یکپارچه شوند

 

اولین عامل تسهیل‌کننده این آشتی روی کار‌آمدن قریب‌الوقوع دولت بایدن در آمریکا بود. روشن است که سعودی‌ها می‌دانستند که با وعده‌های انتخاباتی مطرح شده از سوی دموکرات‌ها، آینده پرچالشی در انتظارشان خواهد بود. از این‌رو طبیعی بود که عربستان بخواهد با چالشی کمتر به استقبال دولت آینده آمریکا برود. از سویی سعودی‌ها شرایط توافق در دوره ترامپ را برای خود مناسب‌تر از دوره بایدن می‌دانستند که کاملاً هم منطقی است. این عوامل در کنار عواملی مثل ایجاد یک شورای همکاری خلیج فارس واحد با محوریت عربستان که بتواند در دوره جدید در مواجهه با طرف‌هایی مانند آمریکا یا ایران صف‌آرایی کند، از انگیزه‌ها و اهداف پذیرش آشتی از سوی عربستان بوده است. البته ناگفته نماند سعودی‌ها نیز به شدت خواهان یکپارچگی دولت‌های حاشیه خلیج فارس جهت مقابله با ایران بوده  و هستند.  

قطر اما وضعیت متفاوتی نسبت به سایر بازیگران دارد. قطر به عنوان کشوری که توانست با هوشمندی و البته کمک دوستانی مانند ترکیه و ایران در مقابل موج اول محاصره مقاومت کند و خود را سرپا نگه دارد و پس از آن نیز با اجرای مجموعه‌ای از تدابیر موفق شد شرایط محاصره‌ای را مدیریت کرده و هر روز اوضاع خود را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی بهبود ببخشد(۲)، در نهایت به عنوان بخشی از طراحی عبری عربی صورت گرفته نقش خود را به خوبی ایفا نمود و توافق آشتی را پذیرفت. ناگفته نماند که هر چند وقوع آشتی در این مقطع برای قطری‌ها که علی‌الظاهر به هیچ یک از شروط کشورهای محاصره‌کننده تن نداده‌اند می‌تواند یک موفقیت باشد، ولی همراهی آنان با این توافق انگیزه‌هایی فراتر از روابط فی مابین با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس دارد و دارای رنگ و بوی دیگری است. به نظر می‌رسد آن‌ها در حال همراهی با طرح‌های کلان‌تر در منطقه ما هستند. طرح‌هایی که بنا دارد شکل موازنات و کیفیت صف‌بندی‌هایی منطقه‌ای را به نفع رژیم‌صهیونیستی تغییر دهد.

از همین‌جا می‌توان به هدف طراح اصلی و پشت‌پرده این توافق که بنظر می‌رسد رژیم‌صهیونیستی است، پرداخت. این رژیم پس از موفقیت در اجرای پروژه عادی‌سازی روابط با برخی کشورهای عربی، حال بنا دارد دو محور اخوانی با محوریت قطر و ترکیه و محور ارتجاعی با محوریت عربستان و امارات را به هم نزدیک نموده تا همگی در راستای منافع رژیم‌صهیونیستی و در برابر ایران و محور مقاومت یکپارچه شوند.

پیامدهای این آشتی

بر این اساس می‌توان انتظار داشت مقابله با ایران و انزوای این کشور یکی از اهداف پنهان توافق آشتی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس است. گرچه دولت قطر به طور رسمی هرگونه تغییر در روابط این کشور را رد کرده و امیر این کشور فردای شرکت در نشست العولا به صراحت اعلام کرد که سطح و کیفیت روابط این کشور با ایران و ترکیه تغییر نخواهد کرد(۳)، لیکن بنظر می‌رسد که قطری‌ها بعید است این آشتی موفقیت‌آمیز را بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای (غیر از هزینه‌های اقتصادی که قطعاً متقبل شده‌اند) به دست آورده باشند(۴).

یکی از پیامدهای این آشتی که از ابتدا نیز نشانه هایی آن نمایان شد، حل اختلاف کشورهای حاشیه خلیج فارس (عربستان و امارات) با همپیمان اصلی قطر یعنی ترکیه است. همانگونه که قابل پیش بینی بود همزمان با قطر، ترک ها نیز برای حل و فصل اختلافات خود با کشورهای مصر، عربستان و امارات اقدام کردند و در این زمینه دستاوردهای بسیار خوبی نیز داشته اند(۵). آن‌ها اکنون تا حد زیادی توانسته اند چارچوب قابل قبولی برای حل اختلافات با مصر ایجاد کنند و درباره امارات نیز دستاوردهای خوبی داشته اند.

 

مجموعه این اتفاقات نشان می‌دهد کشورهای منطقه که در دو محور متمایز ( از حیث اصولی و ایدئولوژیک) اخوانی و ارتجاع دسته‌بندی می‌شوند و طی سال‌های اخیر روابط به شدت پر‌تنش و حتی خصمانه‌ای را سپری کرده‌اند، لااقل در تلاشند تا جنس روابط‌شان را از تخاصمی به همگرایی تغییر وضعیت دهند

 

مجموعه این اتفاقات نشان می‌دهد کشورهای منطقه که در دو محور متمایز ( از حیث اصولی و ایدئولوژیک) اخوانی و ارتجاع دسته‌بندی می‌شوند و طی سال‌های اخیر روابط به شدت پر‌تنش و حتی خصمانه‌ای را سپری کرده‌اند، لااقل در تلاشند تا جنس روابط‌شان را از تخاصمی به همگرایی تغییر وضعیت دهند.

نتیجه‌گیری

علی‌‌رغم مباحث بیان شده پیرامون این توافق و آشتی صورت گرفته بین کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بنظر می‌رسد، نمی‌توان به زودی چشم‌انداز نزدیکی برای حل اختلافات بین این کشورها متصور بود. از اظهارات مقام‌های این کشورها در روز نشست العولا و پس از آن به روشنی می‌توان دریافت که عمق اختلافات بین این کشورها به حدی گسترده است که به آسانی و با یک توافق قابل‌حل نیست(۶). می‌توان این طور بیان کرد که این توافق یک گام اولیه بود که تنها منجر به رفع محاصره چهار کشور از قطر شد و از این پس این کشورها می‌بایست تلاش‌های گسترده و متنوعی را برای جبران خسارات وارده بر روابط‌شان سازماندهی کنند. اما آنچه اکنون از حال و هوای اظهارات مقام‌های رسمی و رسانه‌های این کشورها قابل فهم است این که شاید امروز، روز توقف مخاصمه بین این کشورها بوده ولی انتظار تحقق صلح میان آن‌ها شاید روزی دیگری محقق شود.

 

منابع

  1. Andrew Parasiliti, Gulf unity deal further isolates Iran, Al-Monitor, Jan 6, 2021, at: https://www.al-monitor.com/pulse/originals/2021/01/gulf-unity-deal-isolate-iran-biden-trump-gcc-rift-qatar.html
  2. Sultan Barakat, Qatar-GCC agreement: A victory for measured diplomacy, Al Jazeera, 8 Jan 2021, at: https://www.aljazeera.com/opinions/2021/1/8/qatar-gcc-agreement-a-victory-for-measured-diplomacy
  3. DAILY SABAH, No intention of altering ties with Turkey, Iran after Saudi summit, Qatar says, Jan 07, 2021, at: https://www.dailysabah.com/world/mid-east/no-intention-of-altering-ties-with-turkey-iran-after-saudi-summit-qatar-says
  4. Arabnews, Qatari finance minister inaugurates hotel in Egypt, January 06, 2021, at: https://arab.news/9vzu6
  5. Andrew Parasiliti, Gulf unity deal further isolates Iran, Al-Monitor, Jan 6, 2021, at: https://www.al-monitor.com/pulse/originals/2021/01/gulf-unity-deal-isolate-iran-biden-trump-gcc-rift-qatar.html
  6. Noha Aboueldahab, Picking up the pieces: The path to Gulf reconciliation, Al Jazeera, 20 Jan 2021, at: https://www.aljazeera.com/opinions/2021/1/20/mending-the-gulf-rift-calls-for-reconciliation

ارسال دیدگاه