اروپا در سالی که گذشت؛ رویدادها و روندها

رویدادهای مهم سیاست خارجی اروپا در سال 1399 از مدیریت برگزیت و تنش با روسیه و ترکیه تا انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را شامل شد. ولی به نظر می‌رسد مهم‌ترین روند در این سال، تداوم کرونا بود.

اندیشکده راهبردی تبیین- سیاست خارجی اتحادیه اروپا در سال ۱۳۹۹، در گیرودار تنش داخلی در جریان برگزیت از یک‌سو و مدیریت تنش‌های خارجی با آمریکای ترامپ و روسیه پوتین از سوی دیگر بوده است. از مهم‌ترین محورهای سیاست خارجی این اتحادیه، مدیریت جدایی بریتانیا پس از برگزیت بود که در مواردی مانند تعهدات تجاری و دفاعی، خود را نشان داد. هم‌چنین اتحادیه اروپا چشم‌انتظار انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بود و آشکار بود که ترجیح بسیاری از رهبران اروپایی، بایدن بوده است. دورنمای سیاست خارجی این کشورها نیز عمدتاً در تناظر با استقرار بایدن در کاخ سفید و ترمیم شکاف‌های دو سوی آتلانتیک، قابل ردیابی است.

برگزیت

از مهم‌ترین روند سیاست خارجی اروپا در سال گذشته را می‌توان جدایی رسمی بریتانیا در پاییز ۱۳۹۹ دانست. اتحادیه اروپا به دلیل عدم توافق با بریتانیا درباره فرآیند جدایی این کشور از این اتحادیه، مجبور شد مهلت پایان حضور این کشور را از دی ۱۳۹۸ به آذر ۱۳۹۹ به تعویق بیندازد تا طی این دوره انتقالی، بتوانند درباره آینده مناسبات‌شان با یکدیگر به توافق برسند. این موارد شامل موافقت‌نامه تجارت آزاد، حمل‌ونقل هوایی، ایمنی هوایی، انرژی هسته‌ای و همکاری‌های بین‌المللی بوده است. بوریس جانسون پیش‌تر تهدید کرده بود چنانچه تقاضاهای انگلیس تامین نشود، بدون توافق تجاری از اتحادیه اروپا خارج خواهد شد. در این‌صورت، انگلیس با اتحادیه اروپا به‌عنوان طرف ثالث همانند استرالیا براساس مقررات سازمان تجارت جهانی تجارت خواهد کرد[۱]. اختلافات داخلی دولت و هیئت حاکمه بریتانیا بر سر اجرای برگزیت و هم‌چنین مجادلات با هیئت مذاکره‌کننده اتحادیه اروپا درباره توافق‌های پسابرگزیت، تیتر اول بسیاری از مطبوعات لندن در تابستان و پاییز ۱۳۹۹ بود.

 

برگزیت را می‌توان از روندهای هم‌سو با روند فاصله‌گذاری دو سوی آتلانتیک در دوره ترامپ قلمداد کرد که در بلندمدت به سود آمریکا نیست. زیرا تا پیش از آن، بریتانیا به مثابه پُلی برای نفوذ آمریکا در بروکسل و ترغیب اروپا به تبعیت از مطلوبیت‌های آمریکا بود

 

اختلافات میان لندن و بروکسل هم‌چنان تداوم یافت زیرا جانسون خواستار پرداخت یارانه در حمایت از شرکت‌های بریتانیایی در رقابت با دیگر شرکت‌های اروپایی بود، ولی اتحادیه اروپا آن را برخلاف نظام بازار آزاد دانسته و عقب‌نشینی در چنین موضعی را سبب تشویق دیگر دولت‌ها به خروج از اتحادیه برمی‌شمرد[۲]. سرنجام پیش‌نویس توافق تجاری در دی ۱۳۹۹ منتشر گردید که طبق آن تجارت کالا بدون تعرفه و سهمیه ادامه خواهد یافت و داوری مستقلی برای حل اختلافات آینده وجود خواهد داشت. در آینده بلندمدت دو بازار جداگانه از سوی بریتانیا و اتحادیه اروپا تشکیل خواهد شد[۳]. برگزیت را می‌توان از روندهای هم‌سو با روند فاصله‌گذاری دو سوی آتلانتیک در دوره ترامپ قلمداد کرد که در بلندمدت به سود آمریکا نیست. زیرا تا پیش از آن، بریتانیا به مثابه پُلی برای نفوذ آمریکا در بروکسل و ترغیب اروپا به تبعیت از مطلوبیت‌های آمریکا بود که در بلندمدت خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا به زیان روابط آمریکا با اتحادیه خواهد بود. در عین حال که تبعات این جدایی، قدرت‌های مرکزی اروپا به‌ویژه آلمان و فرانسه را نسبت به حفظ یکپارچگی بیشتر این اتحادیه و پیگیری سیاست خارجی مستقل‌تر از آمریکا ترغیب خواهد کرد.

تنش‌ها با روسیه

یکی دیگر از روندهای سیاست خارجی اتحادیه اروپا، تداوم منازعات با روسیه بود که در مهم‌ترین رویدادهایش در سال گذشته، در اعتراض‌های بلاروس و مسأله ناوالنی خودنمایی کرد. اروپا و آمریکا به خوبی توانسته بودند جریان بحران‌های انتخاباتی گرجستان در ۲۰۰۳، اوکراین در ۲۰۰۴ و قرقیزستان در ۲۰۰۵ را به نفع خود تمام کنند و نیروهای متحد روسیه را کنار بزنند[۴]. اما تلاش اروپا و آمریکا در تابستان ۱۳۹۹ در بلاروس برای حمایت از مخالفان لوکاشنکو، رییس‌جمهور مستقر، نتوانسته آن‌ها را به اهداف خود برساند زیرا روسیه از لحاظ امنیتی و مواضع سیاسی قوی‌تر شده و به‌ویژه با توجه به همسایگی بلاروس با اروپای مرکزی و کشورهای عضو ناتو، سد محکمی در برابر توسعه ناتو به شرق اروپا محسوب می‌شود. در عین حال که اروپا نیز پس از بحران اوکراین و تصرف شبه‌جزیره کریمه توسط روسیه، رویکرد تهاجمی‌تری نسبت به مسکو اتخاذ کرده و از عقب‌نشینی در حوزه‌های منازعه اجتناب دارد. درباره ناوالنی نیز علی‌رغم عدم تمایل روسیه به بازگشت وی از آلمان، بلافاصله پس از طی روند درمانی ناشی از مسمومیتی که مدعی عاملیت روسیه در این‌باره بود، به مسکو بازگشت. دولت پوتین نیز ناگزیر از بازداشت و محاکمه‌اش شد که به اعتراض‌های گسترده‌تری منجر گردید و به ادعای رسانه‌های غربی حداقل ۳۰۰۰ نفر در تظاهرات به نفع ناوالنی در شهرهای مختلف، بازداشت شدند[۵]. اروپا این فرصت را نیز بهانه خوبی برای مداخله‌جویی در امور داخلی روسیه قلمداد کرد و اتحادیه اروپا مانند مورد بلاروس، ابزار تحریم را علیه افراد به‌زعم‌شان عامل در پرونده ناوالنی به کار گرفتند، ولی به نظر می‌رسد نسبت به پایگاه اجتماعی پوتین و عوامل ثبات‌زای حکومت وی، غفلت ورزیده‌اند.

 

اتحادیه اروپا مانند مورد بلاروس، ابزار تحریم را علیه افراد به‌زعم‌شان عامل در پرونده ناوالنی به کار گرفتند، ولی به نظر می‌رسد نسبت به پایگاه اجتماعی پوتین و عوامل ثبات‌زای حکومت وی، غفلت ورزیده‌اند

 

تنش با ترکیه در مدیترانه

منازعه ترکیه با یونان درباره منابع انرژی در دریای مدیترانه در تابستان ۱۳۹۹ یکی دیگر از تنش‌های سیاست خارجی اتحادیه اروپا بوده است. آنکارا برای اکتشاف میادین نفتی و گازی اقدام به فرستادن کشتی‌های اکتشافی و ناوهای جنگی برای حمایت از این شناورها در مدیترانه‌ شرقی کرد. پس از رویارویی محدود نیروهای یونانی و ترکیه‌ای در نزدیکی آب‌های سرزمینی یونان، تنش‌ها شدت گرفته و کشورهای مختلفی اقدام به موضع‌گیری در این رابطه کردند. آلمان با توجه به رابطه مساعدتر و حضور گسترده مهاجران تُرک‌تبار خواستار میانجی‌گری و حل مسأله از روش‌های دیپلماتیک شد ولی فرانسه که به دلیل سابقه تنش‌ها در زمینه نسل‌کشی ارامنه و هم‌چنین تضاد منافع در لیبی، با آنکار رقابت دارد، اقدام به حمایت نظامی از یونان از طریق حضور ناوهایش در مدیترانه و فروش تسلیحات به این کشور نمود[۶]. علاوه بر این، ناتو و اتحادیه اروپا نیز دچار تفاوت موضع مشابهی شدند. ناتو به دلیل عضویت هر دو کشور خواستار حل مسالمت‌آمیز مسأله بود ولی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، آشکارا به حمایت از یونان و نقد ترکیه پرداخت. این اتحادیه که به دلیل رویکرد توسعه‌طلبانه ترکیه در شمال آفریقا به‌ویژه تونس و لیبی، نگران توسعه نفوذ این کشور در مناطق پیرامونی اروپا می‌باشد، تصمیم به مداخله جهت محدودسازی آنکارا گرفت.

دورنمای سیاست خارجی اروپا

مهم‌ترین متغیر در سیاست خارجی آتی اتحادیه اروپا، تمایز رویکرد بایدن نسبت به ترامپ است. سیاست «اول آمریکا» در دوره پیشین به کاهش همکاری‌های دو سوی اقیانوس اطلس منجر که اختلاف‌نظرها میان آن‌ها در پرونده‌هایی مانند برجام، معاهده آب‌وهوایی پاریس، تجارت با چین و نوع نگرش به روسیه، از نمونه‌های آن است. نظرسنجی‌ها در اروپا پیش از انتخابات نشان می‌داد اکثریت مردم کشورهای عضو اتحادیه، پیروزی بایدن را بر ترامپ ترجیح می‌دهند[۷]. بایدن با شعار «آمریکا بازگشته است» در سخنرانی‌اش در کنفرانس امنیتی مونیخ، نشان داد رویکرد آمریکا به متحدانش به موقعیت کلاسیک پیش از ترامپ تغییر یافته و بار دیگر بازیابی اتحادها با کشورهای هم‌سو از جمله اتحادیه اروپا را در دستور کار قرار داده است. به نظر می‌رسد سیاست‌های تهاجمی اروپا علیه روسیه و سپس در مواردی چین، افزایش یابد و هم‌چنین همکاری‌های مشترک اروپا و آمریکا در غرب آسیا در پرونده‌هایی مانند افغانستان، سوریه و یمن نیز بیشتر شود.

 

بایدن با شعار «آمریکا بازگشته است» در سخنرانی‌اش در کنفرانس امنیتی مونیخ، نشان داد رویکرد آمریکا به متحدانش به موقعیت کلاسیک پیش از ترامپ تغییر یافته و بار دیگر بازیابی اتحادها با کشورهای هم‌سو از جمله اتحادیه اروپا را در دستور کار قرار داده است

 

روابط اروپا با ایران نیز در آینده از دریچه همین همراهی‌های مشترک با آمریکا نگریسته خواهد شد. آن‌ها سعی خواهند کرد در کنار ایالات متحده، فشارهای چندجانبه به ایران برای پذیرش مذاکرات تکمیلی در خصوص برجام و هم‌چنین مذاکرات منطقه‌ای و موشکی را افزایش دهند. فرانسه، بریتانیا و آلمان حتی در دوره ترامپ نیز با تهدیدنمایی از برنامه موشکی ایران، سعی بر محدودسازی برنامه دفاعی کشورمان داشتند و تلاش‌های‌شان برای وساطت میان آمریکا و ایران نیز معطوف به وادارسازی ایران به مطلوبیت‌های امنیتی کشورهای اروپایی در منطقه آسیای غربی بوده است. طبیعی است یک متغیر مهم در اثرگذاری این فشارها، میزان همراهی روسیه و چین با سیاست‌های اعلامی آمریکا و اروپا علیه ایران است. تاکنون دیپلماسی جمهوری اسلامی و هم‌چنین تراکم پرونده‌های اختلافی این دو قدرت آسیایی با بلوک غرب، مانع از هم‌سویی کامل بوده است. در عین حال که تشدید فشارهای مشترک آمریکا و اروپا به روسیه و چین در حوزه‌های تسلیحاتی، حقوق‌بشری و نفوذ منطقه‌ای‌شان در شرق اروپا و آسیای دور، می‌تواند بهانه همکاری علیه ایران را از این دو قدرت سلب کند و برخلاف دوره اوباما، مانع اجماع شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران شود.

در سال گذشته مقالات زیر در حوزه اروپا در اندیشکده تبیین منتشر شده‌اند.

لیبرال‌دموکراسی غرب در مواجهه با کرونا، زهره نقی‌پور

اعتراضات در بلاروس؛ تقابل ژئوپلتیک اروپا و روسیه، محمودرضا رهبرقاضی

ترکیه-یونان؛ منازعه در مدیترانه‌ شرقی، محمد بذلی‌خطیبی

 

منابع

[۱] چالش جدید برگزیت پس از بحران کرونا، شورای راهبردی روابط خارجی، ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، قابل دسترسی در

https://www.scfr.ir/fa/?p=123071

[۲] سباستین مالابی، برگزیت به کدام سمت می‌رود، شورای روابط خارجی، ۴ مهر ۱۳۹۹، قابل دسترسی در

https://www.cfr.org/in-brief/whats-going-brexit?utm_content=092820&utm_source=tw&utm_medium=social_owned

[۳] دیپلمات‌های اتحادیه اروپا از توافق تجاری برگزیت می‌گویند، ۵ دی ۱۳۹۹، قابل دسترسی در

https://www.bbc.com/news/uk-politics-55443780

[۴] محمودرضا رهبرقاضی، اعتراضات در بلاروس؛ تقابل ژئوپلتیک اروپا و روسیه، اندیشکده راهبردی تبیین، ۳۱ شهریور ۱۳۹۹، قابل دسترسی در

http://tabyincenter.ir/38640

[۵] استفان سستانوویچ، پوتین و ناوالنی، شورای روابط خارجی، ۶ بهمن ۱۳۹۹، قابل دسترسی در

https://www.cfr.org/in-brief/putin-vs-navalny-can-russias-protesters-prevail?utm_medium=social_owned&utm_source=tw&utm_content=012621

[۶] محمد بذلی‌خطیبی، ترکیه و یونان، منازعه در مدیترانه شرقی، ۱۳ مهر ۱۳۹۹، قابل دسترسی در

http://tabyincenter.ir/38685

[۷] اروپایی‌ها بایدن را بر ترامپ ترجیح می‌دهند، ایسنا، ۳۰ مهر ۱۳۹۹، قابل دسترسی در

https://www.isna.ir/news/99073022412/

ارسال دیدگاه