نمایان شدن طلیعه پیروزی بزرگ در هفتمین سال جنگ یمن

با آغاز هفتمین سال جنگ یمن و با توجه به تغییرات شگرفی که به واسطه وجود متغیرهای گوناگون در این بحران ظاهر شده، ضروری است تا بررسی اجمالی از آخرین وضعیت این بحران صورت گیرد.

اندیشکده راهبردی تبیین- روز جمعه ۲۶ مارس سالروز آغاز تهاجم تحمیلی ائتلاف سعودی علیه مردم یمن با هدف نابودی کامل انصارالله و جنبش مردمی برخواسته از انقلاب سال ۲۰۱۴ بود. تهاجمی که «عاصفه‌الحزم» (طوفان قاطع) نامگذاری شد و بنا بود ظرف مدت نهایتاً دو هفته انصارالله را به طور کامل سرکوب کند و دولت مستعفی منصور هادی را مجدداً در صنعا مستقر کرده و قدرت را به آن بازگرداند. آرزویی که باید ظرف مدت ۱۴ روز محقق می‌شد ولی با مقاومت جانانه مردم یمن پس از ۲۱۶۰ روز نیز نه تنها محقق نشد، بلکه هم‌اکنون سعودی وضعیت وخیمی را تجربه می‌کند که به تعبیر رهبر معظم انقلاب در سخنرانی نوروزی امسال «الان مشکل برای سعودی، مشکل دوجانبه است که نه می‌تواند جنگ را قطع کند، نه می‌تواند ادامه بدهد؛ هر دو طرفش برایش ضرر دارد». با این اوصاف لازم است نگاهی گذرا به وضعیت فعلی عربستان و همپیمانانش در یمن بیاندازیم.

طلیعه پیروزی در سال هفتم

در حال حاضر از ائتلاف سعودی که در ابتدای جنگ شکل گرفت و به نوعی به این تجاوز مشروعیت داد، اثری باقی نمانده است. تعداد قابل توجهی از کشورهای عضو ائتلاف که در همان ماه‌های ابتدایی از ائتلاف خارج شدند. حتی امارات که به مثابه ستون دوم ائتلاف بود پس از رایزنی‌های رهبران انصارالله به طور رسمی از ائتلاف خارج شد و در میدان به رقیب و در واقع دشمن سعودی‌ها و همپیمانانش تبدیل شد و البته شکست‌های سختی به آن‌ها تحمیل نمود.

مهم‌ترین همپیمان سعودی‌ها در یمن نیز که دولت مستعفی منصور هادی است با شکست‌هایی که از انصارالله و از سویی جنوبی‌ها به ویژه شورای انتقالی جنوب متحمل شد، به طور عملی فاقد هرگونه سیطره میدانی و سیاسی بر یمن است. اما با اوج گیری نبرد مأرب و عزم جدی انصارالله برای تصرف کامل این استان این آخرین پایگاه دولت مستعفی نیز در حال سقوط است. البته تصرف کامل انصارالله بر مأرب کار را برای دیگر متحد مهم و تأثیرگذار سعودی در یمن یعنی حزب اصلاح دشوارتر خواهد کرد و آن‌ها را نیز از آخرین پایگاه خود در یمن محروم می‌سازد.   

 

تصرف کامل انصارالله بر مأرب کار را برای دیگر متحد مهم و تأثیرگذار سعودی در یمن یعنی حزب اصلاح دشوارتر خواهد کرد و آن‌ها را نیز از آخرین پایگاه خود در یمن محروم می‌سازد

 

در حوزه سیاسی نیز علی‌رغم این که با فشارهای سعودی توافق ریاض پس از یک سال تأخیر اجرایی شد و دولتی ائتلافی به ریاست منصورهادی در عدن مستقر شده ولی همه ناظران به روشنی می‌دانند که این دولت حتی بر چند استان جنوبی با محوریت عدن نیز تسلط خاصی ندارد. این عدم سیطره، هم در سطح امنیتی و نظامی کاملاً مشهود است و هم در سطح سیاسی. وقایع دو ماه اخیر به خوبی نشان داد این دولت ائتلافی، کمترین شانسی برای ادامه کار و کسب نتایج قابل توجه در یمن نخواهد داشت و این نیروهای شورای انتقالی جنوب هستند که سیطره همه جانبه‌ای بر استان‌های جنوبی از حیث سیاسی، نظامی و امنیتی دارند.

اما خود عربستان در پایان ششمین سال تجاوز در چه وضعیتی به سر می‌برد. در حال حاضر عربستان از حیث میدانی عملاً قابلیت هیچ گونه اثرگذاری در یمن را ندارد و تنها از طریق بمباران هوایی در تلاش است که به همپیمانان خود در میادینی مانند مأرب یا الحدیده یاری رساند. اما وضع برای آن‌ها در عمق خاک سعودی از این نیز وخیم‌تر است. در حال حاضر انصارالله ماه‌هاست سعودی را در چند جبهه تحت فشار جدی قرار داده است. از طرفی سه استان جنوبی نجران، عسیر و جیزان دائماً شاهد حضور نیروهای یمنی است و بخش‌های قابل توجهی از این سه استان در تصرف این نیروهاست. از سویی حملات مستمر موشکی و پهپادی مراکز نظامی، اقتصادی و نفتی این کشور را مورد هدف قرار می‌دهد و عملاً سعودی‌ها راهی برای مصون ماندن از این حملات ندارند. در آخرین روزهای ابتدایی ماه مارس بود که انصارالله برای اولین شهر مهم و اقتصادی «جده» و همچنین بندر بزرگ نفتی «رأس تنوره» را هدف حملات موشکی و پهپادی جدی قرار داد. ریاض پایتخت سعودی هم که بارها هدف این حملات قرار گرفته است.

از سویی عربستان با جنایاتی که در یمن مرتکب شده، صدای اعتراض بسیاری از نهادهای بین‌المللی و برخی کشورها را درآورده و فجایعی مانند حمله به اتوبوس مدرسه‌ای که ده‌ها کودک را جابجا می‌کرد حتی با اعتراض همپیمانان سعودی مواجه شد. قحطی بی‌سابقه ناشی از محاصره شش ساله نیز موجب اعتراض و محکومیت سازمان ملل و سازمان‌های امدادرسان بین‌المللی شده است. این وضع به اندازه‌ای ناگوار است که بسیاری معتقدند پس از پایان جنگ و بحران در یمن ممکن است، ده‌ها پرونده مرتبط با جنایات سعودی علیه بشریت در محاکم جهانی تشکیل شود.

 

در آخرین روزهای ابتدایی ماه مارس بود که انصارالله برای اولین شهر مهم و اقتصادی «جده» و همچنین بندر بزرگ نفتی «رأس تنوره» را هدف حملات موشکی و پهپادی جدی قرار داد. ریاض پایتخت سعودی هم که بارها هدف این حملات قرار گرفته است

 

مجموعه این رویدادها و عوامل است که در نهایت موجب شد، آمریکای بایدن مجبور شود به جهت حفظ منافع کلان و راهبردی خود در خاورمیانه و جلوگیری از اضمحلال شریک راهبردی خود در این منطقه به سرعت دست به کار شده و به منظور حل و فصل و خاتمه بحران با پیشنهاداتی از قبیل آتش بس و پایان جنگ وارد عرصه بحران یمن شود. پیشنهاداتی که رهبران انصارالله تاکنون روی خوشی به آن‌ها نشان نداده و علی‌رغم انجام یکی دو دور مذاکره در عمان و مکان‌های دیگر همچنان از موضع قدرت و به دور از ذوق‌زدگی در تلاش برای مدیریت فضای سیاسی بحران هستند و همزمان با استمرار و تشدید حملات به عمق خاک سعودی و تنگ کردن حلقه محاصره مأرب (به گونه‌ای که هر آن امکان آزادسازی آن وجود دارد)، به دنبال خالی کردن دست رقیب در مذاکرات اصلی آتی و فشار بر آن برای تحمیل خواسته‌های مدنظر خود هستند.

نتیجه‌گیری

با مشاهده این شرایط و بررسی عوامل و متغیرهای دخیل در این بحران می‌توان به شکل منطقی این گزاره را مطرح نمود که در آغاز هفتمین سال جنگ، نشانه‌های پیروزی برای مردم مظلوم یمن کاملاً آشکار شده و می‌توان انتظار داشت خداوند متعال بر اساس وعده‌های قطعی خود، نصرت بزرگی را به این ملت رنجدیده اما مقاوم عطا خواهد کرد و این نصرت به گونه‌ای خواهد بود که نه تنها برای یمنی‌ها بلکه کل جبهه مستضعفان گشایش‌های جدی در پیش خواهد بود ان‌شاءلله. 

ارسال دیدگاه