افغانستان در سالی که گذشت، روندها و رویدادها

افغانستان در سال 1399 در عرصه سیاست داخلی و خارجی شاهد رویدادهای مهمی بود. نوشتار حاضر درصدد تبیین و تحلیل مهم­ترین رویدادهای داخلی و خارجی و ارائه دورنمایی از اوضاع افغانستان در سال 1400 می­باشد.

 

۱- مهم­ترین رویدادهای داخلی افغانستان

اندیشکده راهبردی تبیین- عمده ­ترین رویدادهای داخلی افغانستان در سال ۱۳۹۹ را می­توان در قالب امضای توافق­نامه سیاسی میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله در پی اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، آغاز مذاکرات صلح بین الافغانی میان طالبان و نمایندگان دولت، و افزایش حوادث تروریستی در افغانستان بررسی و تحلیل نمود

۱-۱)امضای توافق­نامه سیاسی میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله

پس از اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۸ افغانستان، که طبق آن، محمد اشرف غنی به عنوان رئیس جمهور افغانستان معرفی گردید، اختلافات میان عبدالله عبدالله، رهبر تیم ثبات و هم­گرایی و اشرف غنی، رهبر تیم دولت­ساز افزایش یافت. طوری که در اتفاقی بی سابقه، دو مراسم سوگند ریاست جمهوری در کشور به طور همزمان برگزار شد. با اعمال فشار  دولت ترامپ به خصوص قطع بخشی از کمک­ها افغانستان، میان­جی­گری برخی کشورهای منطقه و برخی چهره­های سیاسی افغانستان، نمایندگان غنی و عبدالله مذاکراتی را برگزار کردند که در نهایت، توافق­نامه سیاسی میان دو طرف در اواخر اردیبهشت ۱۳۹۹ امضاء گردید. هدف این بود که پس از امضای توافق میان عبدالله و غنی، تیم مذاکره کننده دولت با طالبان تشکیل شود و گفتگوهای بین­الافغانی با سرعت بیشتری پیگیری گردد. بر اساس این توافق  نامه سیاسی، “شورای عالی مصالحه” به ریاست عبدالله ایجاد شد. وظایف این شورا شامل: – ایجاد اجماع ملی، منطقه­ای و بین­المللی در امور صلح. – جلب کمک­ها و پشتیبانی بین­المللی برای پیشبرد بهتر صلح. – جلب کمک­های بین­المللی برای بازسازی افغانستان پس از برقراری صلح است. “شورای عالی دولت” با حضور رهبران سیاسی و شخصیت­های ملی، نهاد دیگری بود که پس امضای توافق­نامه سیاسی میان غنی و عبدالله، با هدف ایجاد اجماع سیاسی و ارائه مشورت به رئیس جمهور به وجود آمد. درضمن، رتبه نظامی ژنرال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی به مارشالی ارتقاء پیدا کرد که بالاترین مقام نظامی در کشور محسوب می گردد. از همان آغاز مشخص بود که توافق غنی و عبدالله نیز بیشتر نوعی مذاکره درباره قدرت بود و نه مذاکره درباره صلح، و اینکه تصمیم­گیر نهایی در دولت، رئیس جمهور غنی خواهد بود.

 

پس از اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری سال 1398 افغانستان، که طبق آن، محمد اشرف غنی به عنوان رئیس جمهور افغانستان معرفی گردید، اختلافات میان عبدالله عبدالله، رهبر تیم ثبات و همگرایی و اشرف غنی، رهبر تیم دولت ساز افزایش یافت

 

۲-۱) آغاز مذاکرات صلح بین الافغانی دوحه

بر اساس مفاد توافق­نامه صلح میان امریکا و طالبان که در ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ امضاء گردید، بایستی مذاکرات بین‌الافغانی میان طالبان و دولت کابل، ده روز پس از امضای این توافقنامه برگزار میشد. اما طالبان همواره از برگزاری هرگونه مذاکرات با نمایندگان دولت افغانستان به دلیل آنچه عدم مشروعیت دولت کابل میخواند، اجتناب می کرد. طالبان همچنین، پیش­شرط مذاکره با دولت کابل را آزادسازی ۵ هزار زندانی طالب به صورت یک­جا از زندان­های دولت مطرح کردند. اشرف غنی، مرحله به مرحله اقدام به آزادی تعدادی از زندانیان نمود و درنهایت نیز، تحت فشار امریکا و با مصوبه لویی جرگه باقی­مانده زندانیان طالب را آزاد کرد. و به این شکل، مذاکرات صلح بین­الافغانی رسماً در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ میان طالبان و نمایندگان دولت افغانستان در دوحه آغاز گردید. نمایندگان دولت افغانستان در جریان نشست دوحه بر  برقراری آتش­بس و پایان جنگ و خونریزی در کشور، لزوم حفظ قانون اساسی و دستاوردهای آن از جمله انتخابات، حفظ نظام جمهوری اسلامی، آزادی بیان، مسئله حقوق زنان تأکید داشتند. نمایندگان طالبان نیز ضمن تأکید بر لزوم خروج نیروهای خارجی از کشور، از تأسیس “نظام اسلامی همه­شمول” در افغانستان خبر دادند. در مجموع، طبق توافقنامه صلح امریکا و طالبان، قرار بود خروج نیروهای آمریکایی پس از ۱۴ ماه مذاکره طالبان و دولت افغانستان که منجر به آتش بس میشود، صورت پذیرد. اما این گفتگوها با شش ماه تأخیر آغاز شد و هنوز با توافقی که بتواند آرامش افغانستان را پس از خروج نیروهای آمریکایی تضمیین کند، فاصله دارد. لذا می توان گفت گفتگوهای دوحه، دستاورد قابل ذکری در خصوص برقراری آتش­بس و امنیت در کشور نداشته است، و طالبان نه تنها از هیچ یک از خواسته‌های خود عقب نشینی نکرده است، بلکه حملات خود را در مناطقی از کشور گسترش داده است.

 

در مجموع، طبق توافقنامه صلح امریکا و طالبان، قرار بود خروج نیروهای آمریکایی پس از 14 ماه مذاکره طالبان و دولت افغانستان که منجر به آتش بس میشود، صورت پذیرد. اما این گفتگوها با شش ماه تأخیر آغاز شد و هنوز با توافقی که بتواند آرامش افغانستان را پس از خروج نیروهای آمریکایی تضمیین کند، فاصله دارد

 

۳-۱) افزایش حوادث تروریستی در افغانستان

با امضای توافق نامه صلح میان امریکا و طالبان و همچنین، برگزاری نشست صلح بین الافغانی در دوحه، نه تنها ناامنی کاهش نیافت، بلکه وقوع حوادث تروریستی و کشتار شهروندان افزایش داشته است. در اردیبهشت ۱۳۹۹ تروریستهای مسلح به بیمارستان دشت برچی کابل حمله کردند و تعدادی از شهروندان بیگناه از جمله زنان، نوزادان و کودکان حاضر در بیمارستان را کشته و مجروح کردند. از دیگر حوادث تروریستی منزجرانه سال ۱۳۹۹ در افغانستان، حمله تروریستی به دانشگاه کابل در آبان ماه بود که طی آن، تعدادی از دانشجویان و اساتید دانشگاه جان خود را از دست دادند. ترور تعدادی از روزنامه نگاران و فعالان حقوق زنان نیز از دیگر حوادث تلخ تروریستی در سال ۱۳۹۹ در افغانستان بود. یکی از مهمترین علل افزایش حوادث تروریستی در افغانستان، بازگشت برخی از نیروهای پیشین زندانی طالبان به جبهه های جنگ است. درحالیکه زندانیان طالبان آزادشده توسط دولت، تعهد داده بودند به میدان جنگ با دولت بازنگردند. به نظر می رسد طالبان کماکان معتقد است که افزایش حملات نظامی می تواند وزن و جایگاه این گروه در مذکرات صلح و آینده کشور را تقویت نماید.  عملیاتهای داعش نیز عامل دیگر بروز حوادث تروریستی در افغانستان در سال گذشته می باشد.

۲- مهم­ترین رویدادهای سیاست خارجی افغانستان

عمده­ترین تحولات خارجی افغانستان در سال ۱۳۹۹ را می­توان در قالب  برگزاری کنفرانس افغانستان ۲۰۲۰ در ژنو، طرح دولت بایدن در قالب تشکیل دولت انتقالی، برگزاری نشست­ صلح بین­الافغانی در مسکو، ایران و روند صلح افغانستان بررسی و تحلیل نمود.

۱-۲) برگزاری کنفرانس افغانستان ۲۰۲۰ در ژنو

کنفرانس افغانستان ۲۰۲۰ در ژنو با هدف بررسی راهکارهای برقراری صلح، ثبات و توسعه در افغانستان در سوم آذر ۱۳۹۹ برگزار گردید. کنفرانس افغانستان که هر چهار سال یکبار برگزار میشود و قبل از ژنو، بروکسل بلژیک میزبان آن بود، اینبار به دلیل جلوگیری از گسترش ویروس کرونا طبق برنامه ریزی دولت افغانستان و فنلاند به همراه سازمان ملل متحد، به صورت مجازی تشکیل شد. برقراری صلح و توسعه پایدار در افغانستان و اطمینان از حمایت مالی افغانستان در چهار سال آینده از مهمترین اهداف کنفرانس مذکور به شمار می رفت.

۲-۲) طرح دولت بایدن در قالب تشکیل دولت انتقالی

کمی بیش از یک سال از توافق دوحه میان طالبان و آمریکا می گذرد اما: ۱- برخلاف مفاد توافق دوحه در خصوص قطع رابطه طالبان با گروه های تروریستی از جمله القاعده، نه تنها القاعده به طور پنهانی در افغانستان فعالیت دارد بلکه طبق گزارش سازمان ملل متحد، طالبان به گروه های تروریستی اجازه می دهد تا در افغانستان آموزش ببینند و جنگجویان را در کنار نیروهای خود داشته باشند(Putz2020). 2- برخلاف مفاد توافق دوحه در خصوص آتش بس، از نظر طالبان، آتش­بس جزء موضوع مذاکرات خواهد بود و نمی­توان بلافاصله در کشور آتش­بس اعلام نمود. همچنین، درخصوص تعهد کاهش خشونتها در افغانستان، تلفات غیرنظامیان به خصوص در اوخر پاییز و اوایل زمستان ۱۳۹۹ افزایش یافت که طالبان مسؤل عمده آن بودند. ۳- برخلاف مفاد توافق دوحه در خصوص مذاکره طالبان با دولت افغانستان، طالبان با طرح لزوم برقراری “نظام اسلامی همه شمول” (شامل همه طرفهای موثر افغانستان)، به جای استفاده از کلمه دولت افغانستان برای خطاب قرار دادن فرستادگان دولت، از “هیأت اداره کابل” نام برده است که نشان می­دهد این گروه، دولت افغانستان را به رسمیت نمی­شناسد. بنابراین توافق دوحه میان طالبان و آمریکا عملاً دستاوردی برای امنیت برای مردم افغانستان درپی نداشت. با نزدیک شدن به زمان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان طبق توافق دوحه، و عدم دستیابی به نتیجه خاص در مذاکرات صلح بین الافغانی، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه امریکا در اوخر اسفند ۱۳۹۹، طی نامه­ای تحکم­آمیز به اشرف غنی، از جزییات طرح جدید دولت بایدن درخصوص روند صلح پرده برداشت. بر اساس این طرح جدید، بایستی “دولت انتقالی صلح” در افغانستان تشکیل شود که در رأس آن، یک شورای فقهی وجود خواهد داشت. دولت انتقالی صلح بایستی قانون اساسی جدید کشور را تدوین نماید. همچنین قرار است، کنفرانس بین المللی در ماه اوریل در ترکیه به عنوان کنفرانس بُن دوم برگزار شود تا چارچوب توافقات صلح افغانستان با مشارکت سازمان ملل متحد نهایی شود. این طرح به معنای پایان حکومت اشرف غنی خواهد بود به همین دلیل، سخنگوی دولت با طرح روی کار آمدن دولت کنونی کابل توسط انتخابات مردمی و عدم معامله دولت با قانون اساسی، به شدت با آن مخالفت نمود.

 

با امضای توافق نامه صلح میان امریکا و طالبان و همچنین، برگزاری نشست صلح بین الافغانی در دوحه، نه تنها ناامنی کاهش نیافت، بلکه وقوع حوادث تروریستی و کشتار شهروندان افزایش داشته است

 

۳-۲) برگزاری نشست­ صلح افغانستان در مسکو

پس از اینکه دور دوم مذاکرات صلح بین الافغانی در دوحه میان نمایندگان طالبان و حکومت افغانستان با بن بست مواجه گردید، نشست مسکو با چراغ سبز آمریکا در ۲۸ اسفند ۱۳۹۹ با هدف تسریع روند صلح برگزار گردید. روسیه­ی پوتین نشان داده است که می خواهد نقش مهمی در تحولات افغانستان ایفا کند  به همین دلیل، در طی دو سال گذشته اقدام به برگزاری دو نشست موسوم به گفتگوهای بین الافغانی کرده است که در یک مورد آن، نمایندگان حکومت افغانستان حضور نداشتند. نشست­ صلح بین­الافغانی مسکو در ۲۸ اسفند ۱۳۹۹ با حضور نمایندگان طالبان و نمایندگان حکومت افغانستان، شورای عالی مصالحه و رهبران جریان های مختلف افغانستان(از جمله حکمتیار، حامدکرزی، عبدالرسول سیاف، رحمان رحمانی) به اضافه چین، روسیه و امریکا موسوم به تروئیکا به همراه پاکستان برگزار گردید. نشست ۲۸ اسفند مسکو، اولین نشست در خصوص روند صلح افغانستان بود که امریکا و روسیه هر دو در آن حضور داشتند و درقالب طرح مشترک، اقدام به چانه زنی کردند. قرار بود در این نشست فرصتی برای طالبان و حکومت افغانستان جهت طرح موضوعات مهم و چالش ها و فرصتهای پیش رو فراهم گردد. اهداف تروئیکا از برگزاری نشست مسکو شامل: عدم اعلام آغاز عملیات بهاری توسط طالبان، عدم حمایت از برگشت امارت اسلامی، ایجاد نظام فراگیر، دستیابی به توافق و زمینه سازی برای برگزاری کنفرانس ترکیه در ماه آوریل بود. بنابراین می توان گفت نشست مسکو به دنبال حصول نتیجه خاصی نبود بلکه هدفش ادامه روند مذاکرات در چارچوب مدنظر تروئیکا و آمادگی جهت برگزاری نشست ترکیه بود.

۴-۲) ایران و روند صلح افغانستان

جمهوری اسلامی همواره در طی سالیان اخیر از پیگیری روند سیاسی و برگزاری گفتگوهای بین­الافغانی که با حضور خود افغان­ها و بدون دخالت امریکا و سایر کشورها برگزار شود، حمایت کرده است. حفظ قانون اساسی، ساختارهای مردم سالارانه، مشارکت سیاسی فراگیر، حقوق و کرامت زنان، و حقوق اقلیت های قومی و مذهبی از دیگر اهداف ایران در افغانستان همسو با حکومت کابل بوده است. ایران (به همراه چین و روسیه) خواهان حضور پایدار نظامی آمریکا در افغانستان نیست و از سردرگمی و گرفتاری آمریکا در افغانستان استقبال می کند. درضمن، تهران به هیچ وجه تمایل ندارد که مجدداً نوعی حکومت طالبانی شبیه به مدل دهه نود میلادی در افغانستان تشکیل شود. آنچه ایران در افغانستان میخواهد، تشکیل یک دولت ائتلافی است که طالبان در دورن آن مهار شده باشد. در این چارچوب، حمایت محدود ایران از طالبان و برگزاری نشست با این گروه، یک سیاست تاکتیکی است و تهران خواهان مشارکت همه گروه­ها و اقوام بدون برتری­طلبی یک­جانبه طالبان است. قابل ذکر است که در آذر سال ۱۳۹۹ خط آهن خواف-هرات به عنوان نخستین مسیر ریلی که ایران و افغانستان را به هم متصل می‌کند، افتتاح گردید. این خط آهن یکی از مهمترین پروژه ها در مسیر همکاری اقتصادی دو کشور محسوب میگردد.

۳- دورنمای افغانستان در سال ۱۳۹۹

به نظر می‌رسد در سال ۱۴۰۰، مهم­ترین متغیر تأثیرگذار بر سیاست داخلی و خارجی افغانستان موضوع روند صلح و تشکیل دولت انتقالی باشد. پس از اینکه آنتونی بلینکن خبر بازنگری توافقنامه دوحه میان امریکا و طالبان را مطرح نمود، طالبان ضمن عقب نشینی از مذاکرات صلح بین الافغانی دوحه با حکومت کابل و نمایش قدرت از طریق افزایش سفر به کشورهای منطقه و گسترش دامنه عملیاتها در افغانستان، اعلام کرد که امریکا باید به تعهدات خود طبق توافقنامه مذکور از جمله خروج از افغانستان عمل کند، در غیر این صورت، آنها پاسخگوی تبعات این موضوع نخواهند بود. دولت بایدن با مشاهده جدیت طالبان در خصوص عدم ادغام با حکومت کابل به رهبری اشرف غنی، بن بست گفتگوهای بین الافغانی دوحه، نزدیک شدن به زمان خروج نیروهای خارجی طبق توافقنامه دوحه با طالبان؛ طرح “دولت انتقالی صلح” را مطرح کرد و جهت تسریع دستیابی به طرح موردنظر، حتی به دولت افغانستان هشدار آمرانه داد. از دید امریکا، آنچه طالبان در خصوص خروج نیروهای خارجی تا قبل از ماه می ۲۰۲۱ طبق توافق دوحه می گویند، عملیاتی نیست. تیم بایدن حداقل ۶ ماه موضوع خروج را به تعویق خواهتد انداخت و حتی ممکن است تعداد نیروها را مقداری افزایش دهد. در طی این شش ماه، چارچوبِ نهایی شده در نشست آوریل ۲۰۲۱ ترکیه تثبیت خواهد شد.

هر چند براساس رویکرد دموکراتها بایستی موضوع حقوق بشر و دموکراسی در افغانستان مدنظر دولت کنونی امریکا باشد، اما از دید بایدن، افغانستان مانند یک باتلاق است و اوضاع آن از طریق ملت سازی درست شدنی نیست. واقعیت قدرت و جایگاه طالبان در افغانستان و لزوم توجه امریکا به مهار چین باعث می شود که دولت بایدن نیز مانند دولت اوباما، شعارهای دموکراتیک را قربانی منافع استراتژیک ایالات متحده نماید. ابقای زلمی خلیلزاد در سمت نماینده رئیس جمهور امریکا در مذاکرات صلح افغانستان و ارائه طرح دولت انتقالی صلح که به معنای پایان حکومت اشرف غنی است، نشان از برتری منافع استراتژیک بر شعارهای دموکراتیک نزد کاخ سفید دارد. در واقع، طرح دولت انتقالی صلح به دنبال ایجاد تغییر در تمام ساختارهای بنیادی نظام موجود از ساختار سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه گرفته تا شوراهای ولایتی و قانون اساسی فعلی افغانستان است. در ضمن، ایجاد شورای عالی فقه اسلامی که با هدف تأمین نظر طالبان در طرح دولت انتقالی صلح توسط دولت بایدن مطرح شده است، به احتمال فراوان به اصلاح برخی از اصول حقوق بشری و ارزشهای مدنی موجود در قانون اساسی افغانستان منجر خواهد شد. ناخشنودی مقامات حکومت اشرف غنی از طرح جدید امریکا در حالی مطرح شده است که مشخص است دولت کابل بدون حمایت امریکا به عنوان اصلی ترین شریک استراتژیک و نیز مهمترین حامی مالی و نظامی خود  نمیتواند دوام بیاورد.

 در مجموع؛ تعدد جلسات در دوحه، مسکو، استانبول و فشار بر دولت اشرف غنی از جانب امریکا جهت پذیرش طرح دولت انتقالی، از نوعی عجله امریکا در موضوع صلح افغانستان حکایت دارد. چنانچه در نشست ۲۸ اسفند در مسکو، حکومت افغانستان نتوانست نقش کامل و قابل توجهی ایفا کند. در حالی که بایستی به دولت افغانستان و نیز بازیگران منطقه ای از جمله ایران (که در نشست مسکو حضور پیدا نکرد) فرصت داده شود تا بتوانند طرح دولت بایدن در قالب دولت انتقالی را مرور کرده و تصمیم مناسبی اخذ کنند. مردم افغانستان که پس از امضای توافق نامه صلح طالبان و امریکا و به رغم وعده های داده شده، شاهد افزایش خشونتها و ناامنی ها در کشور بودند، اکنون نیز پس از ارائه طرح جدید دولت بایدن در خصوص دولت انتقالی صلح، نگران تأمین منافع امریکا در پس این طرح به بهای قربانی شدن جان و مال افغانها هستند.

 

منبع

 

Putz ,Catherine(2020),” UN Report: Taliban Maintains Ties to Al-Qaeda”, available in: https://thediplomat.com/2020/06/un-report-taliban-maintains-ties-to-al-qaida/

ارسال دیدگاه