مذاکرات ایران و عربستان؛ چرایی و الزامات

با توجه به جدی‌شدن مذاکرات ایران و عربستان در بغداد، ضروری است ضمن مرور مسیری که طی چند سال اخیر در روابط دو کشور رقم خورده، چشم‌اندازی منطقی به شکل‌گیری آینده روابط وجود داشته باشد.

اندیشکده راهبردی تبیین- همانگونه که طی روزهای اخیر در رسانه‌ها مطرح شده، ایران و عربستان برای بحث بر سر موضوعاتی مشترک در بغداد در حال مذاکره هستند و تاکنون یک یا دو دور مذاکره در سطح مقامات امنیتی انجام شده و ظاهراً بناست دور بعدی مذاکرات هفته آتی در سطح سفرا در بغداد انجام شود. در این ارتباط چند نکته مهم که باید مدنظر قرار گیرد به صورت گذرا بیان می‌شود.

۱- چرایی شکل‌گیری مذاکرات

نخست اینکه درخواست جهت انجام این گفت‌وگوها از سوی عربستان انجام شده و این سعودی است که در مقطع فعلی نیازمند مذاکره با تهران است. ناگفته پیداست که سعودی‌ها به سبب اوضاع وخیم میدانی ازجمله سقوط قریب‌الوقوع شهر مأرب و آسیب‌پذیری شدید برابر حملات موشکی و پهپادی به شدت زیر فشار هستند و از طرفی فشارهای دولت بایدن نیز عملاً مزید بر علت شده و آن‌ها چاره‌ای جز این ندارند که دست به دامان ایران شوند. البته جمهوری اسلامی نیز بر مبنای مشی اصولی خود نشان داده هر زمان در موضوعی منطقه‌ای نیاز به کمک باشد از ورود به مذاکرات با هر طرفی اِبایی ندارد؛ کمااینکه در سال ۲۰۰۷ وقتی آمریکایی‌ها در پرونده عراق به بن‌بست خوردند و برای یافتن راه‌حل، درخواست مذاکره دادند، ایران برای رهایی و مساعدت مردم عراق درخواست را پذیرفت و وارد مذاکره با آمریکایی‌ها شد. در شرایط کنونی نیز به نظر می‌رسد که صحنه همان صحنه است و این بار ضروری است تا راه‌حلی برای رهایی مردم مظلوم یمن تدبیر شود.

 

جمهوری اسلامی نیز بر مبنای مشی اصولی خود نشان داده هر زمان در موضوعی منطقه‌ای نیاز به کمک باشد از ورود به مذاکرات با هر طرفی اِبایی ندارد

 

۲- ضرورت پرهیز از ذوق‌زدگی

به‌رغم مشی نرمش جمهوری اسلامی و پذیرش مذاکره برای کمک به کشورهای همسایه (حتی خود عربستان) به جهت حرکت دادن منطقه به سمت محیطی جدید و باثبات، نباید اجازه داد این واقعیت در هیاهوی رسانه‌هایی که بعضاً ناشیانه به استقبال برقراری احتمالی روابط رفته‌اند، فراموش شود که سعودی طی چند سال اخیر با گستاخی کامل همه خطوط قرمز را رد کرد و تمام اصول حُسن همجواری و همسایگی و حتی رقابت را زیر پا گذاشت و به لطف شرایطی که دولت ترامپ برای آن‌ها فراهم کرده بود، بی پرده نه تنها به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی بلکه نابودی کل ایران بود!

۳- مذاکرات پیش‌رو، تاکیتکی یا راهبردی؟

از آن‌جایی که مقتضیات روابط همسایگان و مختصات منطقه اینگونه اقتضا می‌کند که در گذشته متوقف نشویم و بنا به شرایط جدید به سوی جلو حرکت کنیم، پس ضروری است که حداقل نکاتی نیز رعایت شود. ازجمله اینکه اکنون که حُکام سعودی به آخر خط رسیده‌اند و با درخواست رسمی برای مذاکره و تغییر لحن در مصاحبه‌های مطبوعاتی دعوت به برقراری روابط خوب با ایران و آرزوی پیشرفت برای آن می‌کنند، لازم است اولاً ضمن پذیرش غلط بودن مسیر قبلی، مسیر اشتباه را اصلاح نمایند و صد‌البته با پرداخت هزینه به اَشکال مختلف، جبران مافات نمایند.

نکته راهبردی اینکه ضروری است نگاه ما به این مذاکرات درخواستی عربستان درست و دقیق و واقع‌بینانه باشد. یعنی باید به خوبی بدانیم که نگاه آن‌ها به این مذاکرات راهبردی است یا تاکتیکی؟ بر اساس شواهد و قرائن و آن‌چه تا این‌جا بیان شد، به نظر می‌رسد آن‌ها این مذاکرات را تاکتیکی می‌بینند. چراکه اولاً سعودی ها تحت فشارهای مختلف به اجبار به آن تن داده‌اند و ثانیاً بعید است تنها حاکمان سعودی در این ارتباط تصمیم‌گیری کرده باشند و یقیناً این تغییر آشکار در رویکرد و جهت‌گیری، از سوی دولت جدید آمریکا به آن‌ها دیکته شده وگرنه نظام سعودی در عربستان با جمهوری اسلامی در ایران به صورت ماهیتی در تضادی آشکار است و از ابتدای انقلاب تاکنون به اشکال مختلف در پی ضربه‌زدن و براندازی جمهوری اسلامی بوده و دشوار است که بپذیریم اکنون و در این شرایط اراده‌ای برای تغییری راهبردی در سیاست خود نسبت به ایران داشته باشد.

 

ضروری است در مذاکرات پیش رو چارچوبی روشن و محکم برای آینده صورت‌بندی شود تا با تغییر شرایط و مثلاً استقرار دولتی تندرو در آمریکا، حکام سعودی مجدداً در سودای تکرار خطاهای گذشته نباشند!

 

۴- الزامات مذاکرات

ضروری است در مذاکرات پیش رو چارچوبی روشن و محکم برای آینده صورت‌بندی شود تا با تغییر شرایط و مثلاً استقرار دولتی تندرو در آمریکا، حکام سعودی مجدداً در سودای تکرار خطاهای گذشته نباشند!

نکته مهم بعدی این‌که، از هم‌اکنون باید چشم‌اندازهای مدنظر ما از این مذاکرات روشن و مشخص باشد و بر مبنای آن مذاکرات هدایت شود. آنچه روشن است بر اساس شرایط منطقه و نیاز سعودی اولین هدف این مذاکرات، یافتن راه‌حلی عملی برای بحران یمن به معنای آتش‌بس فوری، رفع محاصره و انجام گفت‌وگوهای ملی برای حل‌و‌فصل مسائل سیاسی و تقسیم قدرت است. در کنار پرونده یمن لازم است که از ظرفیت سعودی در لبنان و مساعدت و همراهی آن‌ها برای پایان دادن به بن‌بست سیاسی چند ماهه در این کشور و ایجاد توافق بین جریان‌های مختلف برای تشکیل دولت استفاده شود.

 

مسئله راهبردی که باید به عنوان یک چشم‌انداز از این مذاکرات برای جمهوری اسلامی در نظر گرفته شود، ضرورت دور کردن عربستان از رژیم صهیونیستی است

 

مسئله راهبردی که باید به عنوان یک چشم‌انداز از این مذاکرات برای جمهوری اسلامی در نظر گرفته شود، ضرورت دور کردن عربستان از رژیم صهیونیستی است. جمهوری اسلامی باید فارغ از نتیجه همه تلاش خود را به این موضوع معطوف نماید تا عربستان نیز همانند امارات به سمت توافق آشکار با رژیم صهیونیستی حرکت نکند. چرا که بی‌شک هزینه‌های راهبردی همپیمانی عربستان با رژیم برای ایران و منطقه چندین برابر کشوری کوچکی مانند امارات خواهد بود، پس ضروری است برای دستیابی به این هدف نیز تلاش‌های جدی صورت پذیرد.

نتیجه‌گیری

موضوع مذاکرات ایران و عربستان بخشی از پروژه‌ای کلان‌تر و پیچیده‌تر برای منطقه است که توسط آمریکایی‌ها طراحی شده و نشستن ایران و عربستان برای حل‌و‌فصل پرونده‌های اولویت داری مانند یمن اولین پرده آن محسوب می‌شود. بر این اساس ضروری است دست‌اندرکاران امر در جمهوری اسلامی با نهایت هوشیاری و هوشمندی نسبت به این پروژه وارد عمل شده و همه جوانب امر را در نظر بگیرند و به خوبی بدانند که این مذاکرات فعلی تنها بخش ابتدایی مجموعه‌ای از گفتگوهاست که احتمالا ظاهر جدیدی را برای منطقه رقم بزند.

ارسال دیدگاه