نبرد شمشیر قدس در فلسطین و پاسخ به چند شبهه

با پایان نبرد 11 روزه شمشیر قدس در فلسطین که از ابتدای آن برخی جریانات نخبگانی و رسانه‌ای شبهات و سوالاتی در جهت تضعیف مقاومت مطرح کردند، ضروری است تا به برخی از مهم‌ترین این شبهات پاسخ اقناعی داده شود.

اندیشکده راهبردی تبیین- نبرد «شمشیر قدس» که به سبب تجاوزگری رژیم‌صهیونیستی به مسجد‌الاقصی و قدس و به ابتکار مقاومت برای دفاع از این اماکن مقدس آغاز شد، در نهایت پس از ۱۱ روز با پذیرش آتش‌بس یکطرفه توسط کابینه رژیم‌صهیونیستی به پایان رسید. این جنگ ویژگی‌ها و دستاوردهای بی‌نظیری داشت که آن را از سه جنگ پیشین مقاومت در فلسطین تمایز می‌کند و بدون شک در آینده به عنوان نقطه‌ای درخشان در سابقه مقاومت و فلسطین خواهد درخشید. اما از روز ابتدای آغاز درگیری، شبهات و سوالات بسیاری درباره این جنگ از سوی دشمنان و بعضاً دوستان فلسطین مطرح شده که لازم است برای آن‌ها پاسخ‌هایی مناسب و اقناعی تولید و تبیین شود. این مقاله بنا دارد تا به برخی از این موارد پاسخ دهد.

نبرد شمشیر قدس، دام اسرائیل یا تدبیر و هوشمندی مقاومت

نخستین و مهم‌ترین شبهه‌ای که از روزهای ابتدایی نبرد شمشیر قدس در جمع‌های نخبگانی مطرح شد، این‌که مقاومت فلسطین با ورود به این جنگ در واقع در دام رژیم صهیونیستی و شخص نتانیاهو افتاد. در پاسخ به این شبهه باید گفت که از قضا این جنگ جزو معدود نبردهایی بود که دوطرف کاملاً آگاهانه وارد آن شدند. در باب انگیزه‌های رژیم ‌صهیونیستی مباحث مختلفی مطرح شده، اما پرسش این است که چرا مقاومت، خود با دادن ضرب‌الاجل در نهایت آغازگر این جنگ بود؟ در جواب باید گفت مقاومت از یک سال پیش به دنبال فرصتی بود که جغرافیای مقاومت را به گستره‌ای فراتر از غزه بکشاند و وقایع مسجدالاقصی سبب شد تا مقاومت با حُسن‌تدبیر به بهترین شکل از این فرصت بهره ببرد.

 

مقاومت از یک سال پیش به دنبال فرصتی بود که جغرافیای مقاومت را به گستره‌ای فراتر از غزه بکشاند و وقایع مسجدالاقصی سبب شد تا مقاومت با حُسن‌تدبیر به بهترین شکل از این فرصت بهره ببرد

 

ناگفته پیداست جریان سلطه و سازش فلسطینی با اتفاقات روزهای اخیر در بدترین شرایط سال‌های اخیر قرار دارند و  به طور کلی تا مدتی به محاق خواهند رفت و در مقابل مقاومت هم هیچ زمانی تا این اندازه در بین مسلمانان و مردم فلسطین مشروع و محبوب نبوده است که مردم کل فلسطین و حتی سرزمین‌های ۱۹۴۸ در حمایت از آن قیام کنند. پس می‌توان به جرأت گفت امروز مقاومت با تدابیر و فداکاری، خود را به عنوان بازیگری در سطح کل فلسطین تثبیت نموده است.

نبرد شمشیر قدس، بی معنا یا آرمانی ترین جنگ مقاومت

یکی از شبهات طرح شده در قبال جنگ اخیر این است که این جنگ بی‌معناترین جنگ مقاومت فلسطین بوده و مقاومت هیچ دلیل روشن و قانع‌کننده‌ای برای ورود به آن نداشته است. در پاسخ به این شُبهه گفتنی است، اتفاقاً این جنگ معنادارترین و از قضا ایدئولوژیک‌ترین جنگ مقاومت فلسطین در۲۰ سال اخیر بوده است. افکار عمومی به خوبی به یاد دارند که سه جنگ قبلی یا بر سر اسارت دو یا چند نظامی صهیونیست بود یا بر سر مطالبات اقتصادی مثل رفع محاصره و اَمثالُهم! ولی این جنگ فقط‌و‌فقط برای مهم‌ترین مسئله فلسطین یعنی قدس و مسجد‌الاقصی به پا شد! این جنگ مجدداً آرمان‌های اصلی مسئله فلسطین مانند قدس و مسجدالاقصی را که به سبب طرح‌های سازش یا عادی‌سازی رژیم‌های خائن عربی در حال فراموشی بود، دوباره زنده کرد و در مقابل دیدگان همگان قرار داد.

 

مخرب‌ترین جنگ فلسطین جنگ 51 روزه بود که طی آن متأسفانه رژیم‌صهیونیستی همه زیرساخت‌ها، منازل و امکانات مقاومت را بمباران نمود و در یک کلام تقریباً کل غزه را نابود کرد و صدها کشته و هزاران مجروح برجای گذاشت!

 

در عین حال اگر این موضوع را در کنار این واقعیت قرار بدهیم که این بار مقاومت شروع کننده نبرد بود و برای اولین‌بار از حالت تدافعی به تهاجمی تغییر آرایش داده، باید بپذیریم که مقاومت پس از۲۰ سال موفق شده ابتکار عمل را از حیث میدانی و امنیتی به دست گرفته و خود و ارزش‌های مسئله فلسطین را بر دشمن صهیونیستی و سلطه فلسطینی تحمیل نماید.

نبرد شمشیر قدس، ویرانگرترین جنگ اخیر برای مقاومت یا اسرائیل؟!

یکی دیگر از شبهاتی که در راستای شبهه پیشین مطرح شده، این است که این جنگ ویرانگرترین و مخرب‌ترین جنگ ۲۰ساله اخیر در فلسین است! این شبهه مکمل شبهه قبلی است که این جنگ را بی‌معنا و بی‌منطق می‌داند و می‌خواهد این انگاره را در ذهن مخاطب القا کند که سران مقاومت با بی‌تدبیری و عدم دوراندیشی در بازی سیاستمداران صهیونیست افتاده و با دستان خود، موجب نابودی‌شان شده‌اند. پاسخ شبهه قبلی که در بخش پیشین بیان شد اما در جواب این بحث باید گفت، یا بیان‌کنندگان چنین ادعایی دچار ضعف آگاهی هستند یا عامدانه به دنبال ایجاد شبهه‌اند! چرا که بر اساس اطلاعات آشکار مخرب‌ترین جنگ فلسطین جنگ ۵۱ روزه بود که طی آن متأسفانه رژیم‌صهیونیستی همه زیرساخت‌ها، منازل و امکانات مقاومت را بمباران نمود و در یک کلام تقریباً کل غزه را نابود کرد و صدها کشته و هزاران مجروح برجای گذاشت! در حالی که در این جنگ ۱۱ روزه، بر طبق آمارهای رسمی حدود ۲۳۰ فلسطینی به شهادت رسیدند که تنها حدود ۳۰ نفر از آن‌ها کادرهای مقاومت بودند و در بین‌شان فقط‌و‌فقط ۳ تن از کادرهای رده‌بالای مقاومت به شهادت رسیدند. اگر این موضوع را در کنار این واقعیت رسانه‌ای شده قرار دهیم که اسرائیل در این چند روز چند بار تلاش کرد فرماندهان اصلی مقاومت مانند «محمد الضیف» را ترور نماید ولی ناکام ماند، پس می‌بینیم که اتفاقاً این رژیم بر خلاف تصور برخی، دستاورد میدانی چشمگیر و خاصی در این جنگ نداشته است.

 

همه دنیا از طریق دوربین‌ها در این 11روز به دفعات اصابت موشک‌ها به مناطق شهری، اقتصادی، صنعتی، فرودگاه‌ها، زیرساخت‌های اصلی چون برق و انرژی و پایگاه‌های نظامی را بارها دیدند

 

این‌که صهیونیست‌ها از روی استیصال و به منظور دستاوردسازی تنها به تخریب چند تونل، برج و ساختمان به عنوان دستاوردهای خود اشاره می‌کنند نیز به تجربه ثابت شده، این زیرساخت‌ها به مرور زمان با کمک‌های کشورهای دوست به سرعت بازسازی می‌شوند و نکته این‌که این موارد تغییری اساسی و راهبردی در معادله مقاومت با رژیم‌صهیونیستی ایجاد نخواهد کرد. از سویی صهیونیست‌ها نباید فراموش کنند که برای اولین بار است که در یک درگیری با مقاومت، طبق آمار رسمی ۱۲ شهرک‌نشین صهیونیست به همراه ۶ افسر نظامی و اطلاعاتی به هلاکت رسیده‌اند!

نبرد شمشیر قدس و شکست افسانه بازدارندگی رژیم صهیونیستی

یک از بحث‌هایی که مطرح شد و برخی رسانه‌ها روی آن مانور دادند، عملکرد رژیم‌صهیونیستی در حوزه پدافندی است و این‌که این رژیم در عمل توانسته شلیک موشک‌های مقاومت را بی‌اثر کند. در این ارتباط نیز گفتنی است اصل این که مقاومت توانست برای اولین بار طی ده روز ۴۰۰۰ موشک شلیک کند و برای بار نخست اعماق سرزمین‌های اشغالی را تا شعاع ۲۵۰ کیلومتری هدف قرار داد و مهم‌تر این‌که از حیث تاکتیک و تکنیک به این توانمندی رسیده که بتواند شلیک‌های همزمان۴۰ و ۵۰ تایی و حتی ۱۰۰ فروندی انجام دهد، به خودی خود دستاوردی مهم و راهبردی برای مقاومت و در عین حال غافلگیری بزرگی برای رژیم‌صهیونیستی بود. از سویی موضوع حائز اهمیت این است که به لطف رسانه‌ها، همه دنیا از طریق دوربین‌ها در این ۱۱روز به دفعات اصابت موشک‌ها به مناطق شهری، اقتصادی، صنعتی، فرودگاه‌ها، زیرساخت‌های اصلی چون برق و انرژی و پایگاه‌های نظامی را بارها دیدند. نفس این موضوع برای همیشه افسانه بازدارندگی اسرائیل و گنبد آهنین و… را بر باد داد.

 

امروز «مقاومت» در سرزمین‌های اشغالی یک امر اجتناب‌ناپذیر است، و بر خلاف تصور برخی یک نوع کنشگری سیاسی یا سبکی از سیاست‌ورزی نیست تجربه نشان داده هیچ شکلی از دیپلماسی، مذاکره یا سازش نتوانسته وضعیت بهتری را برای فلسطینی‌ها رقم بزند

 

این واقعیت در عین حال پیامد راهبردی روشنی برای صهیونیست‌ها خواهد داشت و آن هم عیان‌شدن آسیب‌پذیری این رژیم در سطح راهبردی و تاکتیکی است و به این ترتیب آن‌ها دیگر نمی‌توانند به آسانی ادعای پوچ دارا ‌بودن قدرت بازدارندگی را تکرار نمایند.

 

نتیجه‌گیری

در پایان باید گفت که امروز «مقاومت» در سرزمین‌های اشغالی یک امر اجتناب‌ناپذیر است، و بر خلاف تصور برخی یک نوع کنشگری سیاسی یا سبکی از سیاست‌ورزی نیست که بر اساس معیارها و چارچوب‌هایی این گونه مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. خوب یا بد تجربه نشان داده هیچ شکلی از دیپلماسی، مذاکره یا سازش نتوانسته وضعیت بهتری را برای فلسطینی‌ها رقم بزند و استمرار راهکارها و راهبردهایی این چنین به مرور زمان موجب وخامت اوضاع در مسئله فلسطین شده و فلسطینی‌ها را در برخی حوزه‌ها بعضاً تا دهه‌ها به عقب بازگردانده است و بر این اساس مقاومت نوعی واکنش طبیعی و منطقی از سوی ملتی است که بیش از ۷۰ سال تحت فشار، همه راه‌ها را برای بازپس‌گیری سرزمین و حقوق اولیه‌شان آزموده‌اند و نتیجه مطلوبی نگرفته‌اند.

ارسال دیدگاه