ضربه به ساختار تحریم

مذاکرات وین با هدف رفع تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه ایران در جریان است. این یادداشت به این می‌پردازد که چگونه می‌توان ساختار تحریم‌ها را هدف قرار داد.

اندیشکده راهبردی تبیین- مذاکرات کنونی میان ایران و دیگر اعضای برجام و هم‌چنین آمریکا در وین، پرسش‌هایی در خصوص چگونگی رفع تحریم‌ها به نحوی که منافع اقتصادی ایران تأمین شود، برانگیخته و این مسأله را به بحثی فنی در میان بخشی از تحلیل‌گران و کارشناسان مرتبط تبدیل کرده است. تجربه بدعهدی آمریکا و اروپا پس از خروج آمریکا از توافق، بی‌اعتمادی میان ایران و دولت‌های غربی را افزایش داده است. به همین دلیل، ایران این بار بر اخذ ضمانت‌های قوی‌تر و راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها تأکید دارد. نکته مهم‌تر این است که تجربه خروج آمریکا از برجام نشان داد که علی‌رغم خوش‌بینی‌های اولیه، ساختار تحریم‌ها هم‌چنان پابرجاست و ایالات متحده نه‌تنها در قبال برنامه هسته‌ای، بلکه در خصوص دیگر موضوعات اختلافی به‌ویژه برنامه دفاعی و منطقه‌ای ایران نیز درصدد تکرار تجربه محاسباتی برجام است.

لغو یا تعلیق

رفع تحریم، تعبیری است که می‌تواند معانی متفاوتی در بر داشته باشد. دو معنای مهم آن یکی تعلیق و دیگری لغو تحریم است که تفاوت جدی با یکدیگر دارند. تحریمی که لغو می‌شود، از دایره قوانین دولت مذکور خارج شده و اِعمال دوباره آن، نیازمند طی مراحل قانونی تصویب است که طبعاً ملاحظات و اقتضائات سیاسی و حقوقی دارد و تصویب دوباره‌اش به راحتی تصویب اولیه نیست. اما تحریمی که تعلیق می‌شود، بدون نیاز به مراحل پیشینی، در هر مرحله‌ای قابلیت اِعمال دوباره را دارد.

 

تجربه خروج آمریکا از برجام نشان داد که علی‌رغم خوش‌بینی‌های اولیه، ساختار تحریم‌ها هم‌چنان پابرجاست

 

متن برجام نشان می‌دهد تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد(بند ۱۸)، تحریم‌های اتحادیه اروپا(بند ۱۹) و دستورالعمل‌های اجرایی رییس‌جمهور(بند ۲۱، قسمت نوزدهم) «لغو» می‌شوند ولی باقی تحریم‌های آمریکا از جمله تحریم‌های کنگره و تحریم‌های ایالتی، «متوقف» می‌گردند و رییس‌جمهور آمریکا موظف به تداوم این توقف در بازه‌های زمانی متوالی است. هم‌چنین تحریم‌های مصوب در کمیسیون‌های اتحادیه اروپا نیز به جهت اینکه علاوه بر برنامه هسته‌ای، شامل برنامه‌های دفاعی و منطقه‌ای می‌شد، صرفاً «تعلیق» می‌شدند و اتحادیه اروپا موظف بود تا زمان پایان برجام، موارد هسته‌ای را از غیر آن تفکیک کرده و در نهایت لغو کند[۱].

نکته مهم اینجاست که آیا توقف تحریم‌های کنگره، انتفاع اقتصادی لازم را برای ایران پدید می‌‌آورد؟ بی‌شک لغو تحریم‌های نفتی و بانکی شورای امنیت، دستاورد ملموسی در ارزآوری و اجرای مبادلات تجاری بود. ولی در خصوص جذب سرمایه‌گذاری خارجی، با اینکه آمریکا طبق قسمت نهم از بند ۲۱ برجام، رسماً موظف به توقف تلاش‌ها در خصوص جلوگیری از «سرمایه‌گذاری مشترک، کالا، خدمات، اطلاعات، فناوری و دانش و کمک فنی برای بخش‌های نفت، گاز و پتروشیمی» بود، ولی عملاً تهدید بازگشت دوباره تحریم‌ها را چنان شمشیر داموکلس بر سر ایران نگاه داشت و بعضی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری آمریکایی و اروپایی از نگرانی اینکه تحریم‌های تعلیق‌شده کنگره به بهانه‌های دیگری در پرونده‌های دفاعی و منطقه‌ای، اِعمال نشوند، از سرمایه‌گذاری اجتناب کردند. بنابراین رفع تحریم‌ها لزوماً انتفاع اقتصادی مطلوب ایران را در پی نداشته و چگونگی تحریم‌ها، نقش مهمی در این زمینه ایفا کرده است.

 

 

این بار ایران نه با مطالبات کلی مانند امکان فروش نفت یا مبادلات بانکی و موارد مشابه بلکه با کمّی‌سازی و تشخیص این مطالبات قدم به میدان مذاکره بگذارد

 

تضعیف ساختار تحریم

خروج آمریکا از برجام نشان داد که ساختار تحریم‌ها هم‌چنان پابرجاست. دولت ایالات متحده به راحتی از برجام خارج شده و طی یک بازه ۱۸۰ روزه تحریم‌ها را بازگرداند. این مدت زمان نیز به آن دلیل بود که بتواند به‌تدریج سهم ایران از بازار نفت جهانی را کاهش داده و مشتریان ایران فرصت تنوع‌بخشی به سبد خریدشان را بیابند و شرکت‌های مالی نیز با ایران تسویه‌حساب کنند[۲]. این در حالی بود که گام‌های کاهش تعهدات ایران، با احتساب پایان‌بخشی به نظارت‌های فراپادمانی، در طول بازه‌ای بیش از یک سال به سرانجام رسید[۳] و پیشرفت‌های کسب‌شده، گرچه اهرم‌های فشار مناسبی باشند، ولی زمانی حاصل شدند که تحریم‌ها تعمیق یافته و آسیب‌های اقتصادی بر معیشت و رفاه عمومی وارد شده بود.

راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها، حداقل مشابه قبل از خروج آمریکا از برجام، از این منظر اهمیت دارد که زمان‌مندی اجرای تعهدات ایران را به پس از رفع تحریم‌ها موکول می‌کند. بدین ترتیب اولاً ایران پیش از اجرای تعهداتش، نسبت به کسب دستاوردهای اقتصادی برجام اطمینان حاصل می‌کند و این به‌ویژه از این منظر که بازگشت دوباره به وضعیت کاهش تعهدات، زمان‌بر است، ضرورت دارد. ثانیاً زمان بازگشت ایران به تعهداتش در صورت بدعهدی طرف مقابل باید زودتر از زمان اِعمال دوباره تحریم‌ها باشد. یک نکته مهم در حفظ ساختار تحریم آن است که تا وقتی آمریکا چنین تصور کند که زمان لازم برای اثرگذاری تحریم‌ها کمتر از زمان لازم برای عدول ایران از تعهداتش و نزدیک‌شدن به زمان «گریز هسته‌ای» است، بار دیگر از موقعیت اِعمال دوباره تحریم‌ها استفاده خواهد کرد.

نکته دیگری که ضربه جدی به ساختار تحریم‌ها وارد خواهد آورد، این است که این بار ایران نه با مطالبات کلی مانند امکان فروش نفت یا مبادلات بانکی و موارد مشابه بلکه با کمّی‌سازی و تشخیص این مطالبات قدم به میدان مذاکره بگذارد. برای مثال باید حداقل میزان فروش نفت ایران در بازارهای جهانی، کف میزان مبادلات بانکی ایران با دلار و دیگر ارزهای رایج، فهرستی از سرمایه‌گذاری‌های مشخص در پروژه‌های معین با میزان لازم سرمایه و شرکت‌های هدف، فناوری‌ها و قطعات و خدمات لازم در صنایع خودروسازی، پتروشیمی و دانش‌های نوظهور، بیمه‌های مد نظر برای کشتی‌رانی، کف خرید و فروش طلا و فلزات گران‌بها و موارد مشابه دیگر، همگی از جمله مطالباتی است که می‌تواند ذیل چارچوب برجام تعریف شده و منافاتی با توافق کنونی نیز ندارند. به بیان دیگر، برخلاف طرف مقابل که مطالبات زیاده‌خواهانه‌اش معطوف به تغییر متن توافق در حوزه‌های نظارتی است، ایران ضمن تأکید بر سیاست حفظ برجام، نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش، می‌تواند مطالبات دقیق‌تری را مطرح سازد که ساختار تحریم‌ها را تحت ضربه قرار دهد. بدین ترتیب امکان بدعهدی آمریکا کمتر شده و یا حداقل در صورت عدم تعهد، این مسأله در مراتبی بیش از قبل، قابل سنجش و رصد بوده و می‌توان طبق آن، به عمل متقابل دست زد.

 

راه‌حل اصلی نه رفع تحریم بلکه خنثی‌سازی آن از طریق اصلاح روابط تجاری خارجی، تقویت مؤلفه‌های اقتصاد داخلی، تلاش برای کاهش وابستگی به نفت در بودجه جاری و هم‌چنین اصلاحات لازم در نظام‌های بانکی، مالیاتی و یارانه‌های انرژی است

 

نکته دیگری که می‌تواند مد نظر قرار بگیرد، اجرای مرحله ای و پله ای تعهدات از سوی ایران است که این پیام را به طرف مقابل منتقل می‌کند که در هر مرحله‌ای که از تعهداتش سر باز بزند، ایران نیز متقابلاً عمل خواهد کرد و تعهداتش را کاهش خواهد داد. این نکته مهمی است که در معتبرسازی تهدید اهمیت دارد و می‌بایست مورد توجه باشد. اگر آمریکا و اروپا به کاهش سطح و حجم اورانیوم غنی‌شده ایران نظر دارند، این مهم باید یکی از آخرین مراحل اجرای تعهدات ایران باشد و پس از راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها و به طور تدریجی و نه یک‌باره به اجرا برسد.

 

جمع‌بندی

نکته مهمی که مقام سیاست‌گذار باید در خصوص تحریم‌ها بدان توجه کند آن است که راه‌حل اصلی نه رفع تحریم بلکه خنثی‌سازی آن از طریق اصلاح روابط تجاری خارجی، تقویت مؤلفه‌های اقتصاد داخلی، تلاش برای کاهش وابستگی به نفت در بودجه جاری و هم‌چنین اصلاحات لازم در نظام‌های بانکی، مالیاتی و یارانه‌های انرژی است. بدین ترتیب است که معیشت مردم را از بند تحریم رها شده و با تثبیت رشد اقتصادی مثبت، سیستم محاسباتی آمریکا را تغییر خواهد داد و آن‌ها را از صرافت اینکه درصدد تعمیم توافقی شبیه برجام به برنامه‌های دفاعی و منطقه‌ای ایران برآیند، بازخواهد داشت.

 

منابع

[۱] متن برجام، قابل دسترسی در وب‌سایت وزارت خارجه

https://www.mfa.ir/files/mfa/pdff.pdf

[۲] چگونگی زمان‌بندی بازگشت تحریم‌ها، مشرق‌نیوز، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، قابل دسترسی در

https://www.mashreghnews.ir/news/853727

[۳] نگاهی به پنج گام ایران در کاهش تعهدات برجامی، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، قابل دسترسی در

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/02/18/2258434

ارسال دیدگاه