چشم‌انداز مذاکرات وین

مذاکرات اعضای برجام در کنار آمریکا برای احیای توافق هسته‌ای در وین هم‌چنان ادامه دارد. این یادداشت به بررسی چشم‌انداز این گفتگوها می‌پردازد.

اندیشکده راهبردی تبیین-  مذاکرات مرتبط با برجام در وین، هم‌چنان در جریان است ولی دشواری‌های احیای توافق هسته‌ای ناشی از مطالبات طرف‌های برجام، چندان است که هنوز چشم‌اندازی از نتیجه‌بخشی آن وجود ندارد. ایران خواستار لغو کلیه تحریم‌های پسابرجام است و آمریکا چنین تعهدی را نمی‌پذیرد. از سوی دیگر، ایالات متحده درصدد افزایش محدودیت‌های برجام و تعمیم آن به دیگر حوزه‌هاست. موارد دیگری مانند تأکید ایران به عمل به تعهداتش پس از راستی‌آزمایی و مطالبه آمریکا مبنی بر بازگشت سریع ایران به تعهدات برجامی، از دیگر زمینه‌های اختلاف‌نظر در مذاکرات وین می‌باشد. آن‌چه طبق گمانه‌زنی‌ها اکنون تا حدی به پیش رفته، توافق‌های اولیه بر روی فهرستی از افراد و نهادهایی است که از تحریم‌های آمریکا خارج خواهند شد. در عین حال که هم‌چنان اختلاف‌نظرهای اساسی در خصوص تعلیق یا لغو تحریم‌ها، اهمیت تحریم‌های غیرهسته‌ای و هم‌چنین زمان‌بندی بازگشت طرفین به تعهدات‌شان، پابرجاست.

 

اهداف آمریکا

دولت بایدن طبق آن‌چه در تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری وعده داده، درصدد بازگشت به توافق هسته‌ای است. ولی چنان‌چه پیش‌تر هم وی و کامالا هریس و هم برخی اعضای برجسته تیم سیاست خارجی او مانند بلینکن، وزیر خارجه و سولیوان، مشاور امنیت ملی ابراز داشته‌اند، هدف غایی آمریکا دست‌یابی به توافقی «کامل‌تر و قوی‌تر» است که دیگر ابعاد امنیت ملی ایران در برنامه‌های دفاعی و منطقه‌ای را نیز شامل شود. بلینکن در مصاحبه‌ای بیان داشت:«واشنگتن باید برنامه هسته‌ای ایران را در چارچوبی مشخص قرار دهد و سپس از آن به عنوان یک سکو برای توافق در خصوص موضوعات دیگر استفاده کند»[۱]. سولیوان نیز در مقاله‌ای در نیویورک‌تایمز در ۲۰۱۹ نوشت که «تصور اینکه ایالات متحده تحریم‌های قابل توجهی را رفع می‌کند، بدون اطمینان از اینکه ایران بلافاصله مذاکرات پیرامون توافقی را آغاز می‌کند که دست‌کم برنامه زمانی توافق را گسترش می‌دهد و موضاعاتی مثل راستی‌آزمایی و موشک‌های بالستیک بین‌قاره‌ای را شامل می‌شود، اشتباه است»[۲].

 

هم‌چنان اختلاف‌نظرهای اساسی در خصوص تعلیق یا لغو تحریم‌ها، اهمیت تحریم‌های غیرهسته‌ای و هم‌چنین زمان‌بندی بازگشت طرفین به تعهدات‌شان، پابرجاست

 

نگرش دموکرات‌ها به برجام به مثابه گامی مقدماتی است که پس از مهار برنامه هسته‌ای در طول مدت‌زمان اجرای آن، باید با توافق‌های دیگر تکمیل شود. به تعبیری، هدف اصلی از زمان‌مندی تعیین‌شده در توافق هسته‌ای آن بوده که اجرای برجام در طول این مدت به تعدیل یا نرمالیزاسیون رفتار ایران در دیگر ابعاد به‌ویژه سیاست‌های منطقه‌ای و برنامه موشکی‌اش بینجامد و با ابزارهای تهدید، تحریم و تطمیع، نهایتاً برجام به توافق‌های دیگری منجر شود که مطلوبیت‌های امنیتی آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش به‌خصوص رژیم صهیونیستی را تأمین کند. به همین دلیل، حذف بندهای موسوم به «غروب هسته‌ای» و تداوم نظارت‌ها از جمله اهداف آمریکا در بازگشت به برجام است که از آن تحت عنوان «تکمیل توافق هسته‌ای» یاد می‌کنند. تعیین مکانیسم ماشه در برجام نیز به همین دلیل بود که در صورت عدم همراهی ایران با این سیاست، آمریکا و اروپا با فعال‌سازی این بند، از درون برجام علیه آن اقدام کرده و ایران را تحت فشار قرار دهند. به همین دلیل است که آمریکا در جریان مذاکرات وین، حاضر به پذیرش رفع تمامی تحریم‌های پس از برجام نیست. نگاه دولت بایدن به این تحریم‌ها، اهرم‌های فشاری است که از دولت پیشین به ارث برده و قصد دارد از آن‌ها در راستای فشار بیشتر بر ایران استفاده کند.

در این راستا، تیم مذاکره‌کننده آمریکا، تحریم‌ها را به سه دسته سبز، زرد و قرمز تقسیم‌بندی کرده است. تحریم سبز، مواردی است که آمریکا خود را متعهد به رفع آن‌ها می‌داند. تحریم‌های بیان‌شده در متن برجام و برخی موارد از تحریم‌هایی پس از آن که با برچسب‌های «عدم اشاعه» اِعمال شده و مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران هستند، از این جمله‌اند. تحریم زرد، مواردی است که آمریکا حاضر است درباره آن‌ها به مذاکره بپردازد. برای مثال برخی تحریم‌ها با برچسب‌های غیرمرتبط با برنامه هسته‌ای، مانند «ضدتروریسم» که علیه نهادهایی اِعمال شده که انتفاع اقتصادی ایران از برجام را به خطر می‌اندازد، ممکن است در این دسته جای بگیرد. تحریم قرمز، مواردی است که آمریکا تصمیم گرفته به هیچ‌وجه درباره آن‌ها مذاکره نکند. عمده تحریم‌ها با برچسب «حقوق بشر» و برخی تحریم‌ها با برچسب «ضدتروریسم» علیه بعضی شخصیت‌ها و نهادهای نظامی و قضایی که تحت تحریم هستند، در این دسته‌اند. علاوه بر این، بر چگونگی رفع تحریم‌ها نیز هدف‌گذاری کرده است. بدین ترتیب که لزوماً تحریم‌های سبز و زرد، لغو نمی‌شوند. بلکه برخی از آن‌ها به‌ویژه مواردی که با برچسب‌های غیرهسته‌ای اِعمال شده و مورد حمایت جدی کنگره قرار دارد، صرفاً در بازه‌های زمانی متوالی، تعلیق خواهند شد تا مانند شمشیری بر سر ایران باقی بمانند.

 

 

نگرش دموکرات‌ها به برجام به مثابه گامی مقدماتی است که پس از مهار برنامه هسته‌ای در طول مدت‌زمان اجرای آن، باید با توافق‌های دیگر تکمیل شود

 

مطالبات ایران

هدف ایران از انعقاد برجام، خروج پرونده برنامه هسته‌ای ایران از شورای امنیت و جلوگیری از امنیتی‌سازی پرونده‌های اختلافی در کنار رفع تحریم‌ها و گشایش‌های اقتصادی بوده است. نگرش ایران به توافق هسته‌ای، مبنایی برای توقف اجماع علیه ایران در شورای امنیت و شورای حکام و تلاش برای گشودن بندهای تحریم جهت آمادگی برای حرکت به سوی رشد و توسعه درون‌زای اقتصادی بود. به همین دلیل، مطالبات ایران در جریان مذاکرات اخیر وین، بر رفع کامل تحریم‌های منصوص در برجام و اِعمال‌شده پس از این توافق است. از نظر تیم مذاکره‌کننده ایران، تمامی تحریم‌های اِعمال‌شده در دوران ترامپ و به‌ویژه پس از خروج از برجام، در راستای کاهش انتفاع اقتصادی ایران از این توافق بوده است. صدور تحریم‌ها با برچسب‌های مختلف مانند «عدم اشاعه»، «ضد تروریسم» و یا «نقض حقوق بشر» دلیلی برای فقدان ارتباط آن با برجام نیست و دولت آمریکا نمی‌تواند بر این اساس، آن‌ها را ابقا کند. بدین معنا، مهم نیست بانک مرکزی ایران و یا صنایع مس و آهن و پتروشیمی به دلیل برنامه هسته‌ای تحت تحریم قرار بگیرند یا ادعاهای به‌اصطلاح حقوق‌بشری و یا برنامه منطقه‌ای؛ بلکه مهم آن است که این تحریم، مانع گشایش اقتصادی مد نظر ایران خواهد بود و نه‌تنها تحریم‌ها باید مرتفع شوند، بلکه پس از آن نیز نباید به هیچ بهانه‌ای، چنین تحریمی بار دیگر اِعمال شود.

از منظر ایران هم تعهدات باید متوازن باشد و هم اجرای آن‌ها باید متناوب باشد. اگر آمریکا خواستار عقب‌نشینی ایران از سیاست غنی‌سازی ۶۰ درصدی و یا تداوم نظارت‌های فراپادمانی است، طبعاً نمی‌تواند با صرف رفع تحریم‌های متن برجام به آن دست یابد. به همین منوال،خواست زیاده‌خواهانه‌ای مانند حذف سانتریفیوژهای جدید، دیگر با رفع تحریم‌های پیشین نیز سازگار نیست و می‌تواند با دریافت غرامت جبران شود. طبیعی است ایران به مواردی مانند تغییر متن برجام در خصوص افزایش زمان غروب‌های هسته‌ای تن نمی‌دهد، مگر آن‌که پیشنهاد ارائه‌شده از سوی آمریکا، فراتر از رفع تحریم‌های برجامی و پسابرجامی باشد. این بار نه رفع محدودیت‌های سلبی بلکه ارائه مشوق‌های ایجابی مانند سرمایه‌گذاری‌های خاص، شاید بتواند ایران را ترغیب به تأمل نماید.

نکته بعدی در خصوص اجرای تعهدات که ایران برای توازن در آن، مسأله راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها را مطرح کرده است. برخلاف مرتبه پیشین که ابتدا ایران به تعهداتش عمل نموده و سپس ایالات متحده به لغو یا تعلیق برخی تحریم‌ها اقدام کرد. حال آن‌که طرف مقابل از اجرای هم‌زمان سخن می‌گوید. این در حالی است که ارزیابی تأثیر رفع برخی تحریم‌ها مانند بازگشت ارز حاصل از فروش نفت، به بیش از یک الی دو ماه زمان نیاز دارد. تأکید ایران بر راستی‌آزمایی به دلیل دشواری بازگشت‌پذیری برخی گام‌های کاهش تعهدات است. برای مثال در صورت اقدام معطوف به حذف سانتریفیوژها و یا کاهش حجم اورانیوم غنی‌شده، بازگشت دوباره به این موقعیت‌ها زمان‌بر و متحمل هزینه‌هایی خواهد بود. بنابراین ایران تنها زمانی حاضر به اجرای کامل تعهداتش خواهد بود که از رفع تحریم‌ها و بازگشت به نقطه پیش از خروج آمریکا از برجام، اطمینان حاصل کند.

 

تأکید ایران بر راستی‌آزمایی به دلیل دشواری بازگشت‌پذیری برخی گام‌های کاهش تعهدات است

 

جمع‌بندی

هم‌زمانی مذاکرات وین و انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، می‌تواند تأثیری متضاد بر اراده دولت‌های غربی در گفتگوها داشته باشد. از یک‌سو ممکن است به این نتیجه برسند که بهتر است مذاکرات را تا پایان انتخابات و تشکیل دولت جدید به تعویق بیندازند و با دولت آتی به گفتگو بپردازند. ولی از سوی دیگر ممکن است به این بیندیشند که تا دولت کنونی مستقر می‌باشد، گفتگوها را تا مرحله پایانی و اجرای توافق به پیش ببرند و از تعویق آن به مذاکره با دولتی که نسبت به نگرش سیاست خارجی آن اطمینان ندارند، خودداری ورزند. ولی به نظر می‌رسد با توجه به این نکته که سیاست‌های کلی نظام در حوزه سیاست خارجی نه توسط قوه مجریه بلکه در نهادهای بالادستی تدوین می‌شود، احتمال قوی‌تر آن است که نه مذاکرات متوقف می‌کنند و نه به آن سرعت می‌بخشند، بلکه به‌تدریج آن را هم‌چنان به پیش خواهند برد.

یکی از سناریوهای احتمالی در خصوص مذاکرات وین را شاید بتوان نوعی تعدیل دوجانبه در مطالبات طرفین دانست. بدین ترتیب که ایران زمان لازم برای راستی‌آزمایی را کاهش دهد و آمریکا نیز فهرست بیشتری از نهادها و شخصیت‌های تحت تحریم را که تداوم تحریم‌شان بر وضعیت اقتصادی ایران اثرگذار باشد، از فهرست تحریم‌ها خارج سازد. اینکه نقطه توازن در کجا باشد، امری است که به ایستادگی طرفین بر مواضع‌شان و قدرت اهرم‌های فشارشان علیه طرف مقابل بستگی دارد. در عین حال که نمی‌توان گزینه توقف مذاکرات به دلیل عدم تمکین آمریکا نسبت به قواعد برجام و پایبندی ایران به مطالباتش در خصوص رفع کامل تحریم‌ها را نیز، از نظر دور داشت.

 

منابع

[۱] ادعای بلینکن درباره ایران، اقتصاد آنلاین، ۳ خرداد ۱۴۰۰، قابل دسترسی در

https://www.eghtesadonline.com/n/2fap

[۲] حنیف غفاری، آیا ترکیب بلینکن و سولیوان می‌تواند واقعاً برجام را احیا کند، ۵ آذر ۱۳۹۹، قابل دسترسی در

https://basirat.ir/fa/news/326453

ارسال دیدگاه