ترجمه اختصاصی گزارش مؤسسه واشنگتن:

چرا اسرائیل جای خالی برجام را احساس می‌کند؟ (بخش دوم)

خواسته‌های اسرائیل از ایالات متحده یعنی یک توافق بهتر برای جبران خسارت سال‌های ترامپ بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد.

اندیشکده راهبردی تبیین- نری زیلبر[1] روزنامه‌نگار مقیم تل‌آویو و تحلیلگر «موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» طی گزارشی[2] به بررسی رویکرد رژیم صهیونیستی در قبال مذاکرات هسته‌ای میان ایران و قدرت‌های جهانی پرداخته و معتقد است به‌رغم اظهارات رسانه‌ای از دیدگاه اسرائیل موضوع هسته‌ای باید به طور کامل از بعد منطقه‌ای جدا شود تا مبادا قدرت چانه‌زنی بیشتری برای تهران ایجاد کند. بخش نخست این گزارش پیش از این در سایت اندیشکده راهبردی قرار گرفت. متن ذیل بخش دوم گزارش مذکور است:

تنها در طول یک هفته در اواخر نوامبر، در دو کنفرانس جداگانه، چندین مقام امنیتی سابق اسرائیل که در زمان نتانیاهو خدمت می‌کردند، سیاست نخست‌وزیر سابق در قبال ایران را به شدت مورد انتقاد قرار دادند. موشه یعلون وزیر دفاع سابق اسرائیل گفت: با نگاهی به سیاست دهه گذشته در قبال ایران، خروج دولت آمریکا از برجام مهمترین اشتباه و  یک اشتباه تاریخی بود. «برجام، [باید] توافق بسیار متفاوتی بود، اما احتمالا بهتر از عدم توافق بود… [خروج] بهانه‌ای را به ایرانی‌ها داد تا پروژه را ادامه دهند و اکنون در نزدیک‌ترین مرحله برای تبدیل شدن به یک کشور در آستانه [هسته‌ای] هستند.

گادی آیزنکوت، فرمانده سابق ارتش اسرائیل، نیز علناً گفت که خروج ایالات متحده در سال 2018 «ایران را از همه محدودیت‌ها و بازرسی‌ها در توافق رها کرد و اکنون برنامه هسته‌ای ایران را به پیشرفته‌ترین موقعیت آن رسانده است».

پس از یک دوره اولیه سیگنال‌های مثبت، بحث وگفتگوی ایالات متحده و اسرائیل در هفته‌های اخیر به الگوی آشنای اتهامات متقابل علنی تبدیل شده است؛ مقامات ناشناس اسرائیلی آمریکا را به ساده‌لوحی و نرمش متهم و مقامات ناشناس آمریکایی توهم و جنگ‌طلبی اسرائیل را سرزنش می‌کنند

دولت بایدن با هدف بازگرداندن ایالات‌متحده به برجام روی کار آمد و خواستار رویکرد «پایبندی در برابر پایبندی» با ایران شد که برنامه هسته‌ای تهران را در ازای حذف رژیم تحریم‌های سنگین دوره ترامپ دوباره محدود خواهد کرد. دولت جدید اسرائیل در ابتدا وعده داد که برخلاف جنگ‌طلبی نتانیاهو، در مورد مشکل ایران با احتیاط و سازنده با واشنگتن کار کند. با این حال، پس از یک دوره اولیه سیگنال‌های مثبت، بحث وگفتگوی ایالات متحده و اسرائیل در هفته‌های اخیر به الگوی آشنای اتهامات متقابل علنی تبدیل شده است؛ مقامات ناشناس اسرائیلی آمریکا را به  ساده‌لوحی و نرمش متهم و مقامات ناشناس آمریکایی توهم و جنگ‌طلبی اسرائیل را سرزنش می‌کنند.

بنت تلویحاً شکست استراتژی قبلی را پذیرفته است و میزان پیشرفت‌های هسته‌ای ایران را در سه سال گذشته (یعنی پس از خروج ایالات متحده آمریکا) تخمین زده است. با این حال، به طرز شگفت انگیزی، او این جهش منطقی را انجام نداده است که برجام، در واقع، یک توافق ارزشمند (به‌‌رغم کمبودهای آن) بوده یا اینکه خروج نهایی ایالات‌متحده یک اشتباه بوده است. در عوض، پیام‌های عمومی بنت دوگانه است.

نخست بنت ادعا می‌کند که همه مشکلات فوق را از نتانیاهو به ارث برده است؛ چراکه او به‌رغم لفاظی‌های چرچیلی، انفعال چمبرلینی نشان می‌داد و دوم اینکه نتانیاهو نتوانست ارتش اسرائیل را برای حمله نظامی مستقل به تاسیسات هسته‌ای ایران پس از سال 2015 – یعنی پس از امضای توافق اولیه – آماده کند.

بخشی از این قطعا سیاسی است. در واقع  بسیاری از مقامات ارشد کنونی اسرائیل، تنها از آسیب‌های وارد شده توسط نتانیاهو به روابط آمریکا و اسرائیل بر سر موضوع ایران انتقاد می‌کنند و نه از آسیب‌های ناشی از خروج ترامپ از توافق.

پس از یک دهه پیام‌های آخرالزمانی دائمی درباره تهدید ایران و توافق هسته‌ای، اکثریت قاطع اسرائیلی‌های یهودی همچنان از اقدام نظامی بر سر دیپلماسی برای حل بحران حمایت می‌کنند.

اخیراً گانتز اظهار نظر کرده است که اسرائیل می‌تواند تلاش‌های دیپلماتیک ایالات متحده و توافق هسته‌ای مجدد را «بپذیرد» در حقیقت، گانتز در مورد شانس کارکرد دیپلماسی بدبین بود و خواستار «نمایش قدرت» توسط ایالات متحده و یک «نقشه جایگزین» واقعی در صورت شکست مذاکرات شد. به گفته گانتز، چنین طرحی شامل فشارهای سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی گسترده ای است که توسط ایالات متحده، اروپا، روسیه و چین بر ایران تحمیل می شود – به عبارت دیگر، ادامه «فشار حداکثری».

پاسخ ندادن آمریکا به حمله اخیر هواپیماهای بدون سرنشین ایران به پایگاه التنف این کشور در شرق سوریه، زوزه‌های اعتراض مقامات اسرائیلی به عدم تمایل دولت بایدن به استفاده از زور در خاورمیانه را برانگیخته است.

صرف نظر از این، خواسته‌های اسرائیل از ایالات متحده یعنی یک توافق بهتر برای جبران خسارت سال‌های ترامپ بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد. در اوایل سال جاری، اطلاعات نظامی اسرائیل شانس هرگونه توافق جدیدی شامل فعالیت‌های منطقه‌ای ایران و توسعه موشکی ایران را غیرممکن و بسیار بعید ارزیابی کرد. بر خلاف اظهارات رسانه‌ای، از نظر اسرائیل موضوع هسته‌ای باید به طور کامل از بعد منطقه‌ای جدا شود تا مبادا قدرت چانه‌زنی بیشتری برای تهران ایجاد کند.

پاسخ ندادن آمریکا به حمله اخیر هواپیماهای بدون سرنشین ایران به پایگاه التنف این کشور در شرق سوریه، زوزه‌های اعتراض مقامات اسرائیلی به عدم تمایل دولت بایدن به استفاده از زور در خاورمیانه را برانگیخته است

مطمئناً ایران همانطور که در هفته گذشته در جریان مذاکرات وین به اثبات رسید تنها خواسته‌های خود را سخت‌تر کرده است. احتمالاً عقب‌نشینی هسته‌ای ایران تنها پس از برآورده شدن این خواسته‌ها (لغو همه تحریم‌های دوران ترامپ، غرامت برای چند سال گذشته و تضمین عدم خروج دولت آینده ایالات متحده) صورت می‌گیرد.

با اظهار نظر یکی از مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا مبنی بر «غیرجدی» بودن موضع ایران و اشاره او به گزینه‌های غیردیپلماتیک به نظر می‌رسد حتی دولت بایدن صبر خود را از دست ‌دهد.

این که آیا اسرائیل متقاعد می‌شود یا نه، باید دید. متقاعد شدن ایران نیز که جای خود دارد.  محکم کردن پشت آمریکا و افزایش اهرم‌های آن ممکن است امکان‌پذیر باشد؛ اما جبران خسارات کنار گذاشتن برجام توسط ترامپ احتمالا بسیار سخت‌تر خواهد بود. به نظر می‌رسد اولین گام ضروری، حداقل برای اسرائیل، باور عمومی به این است که (خروج آمریکا) خسارات عظیمی به بار آورد،  فاصله ایران با بمب هسته‌ای را کاهش داد و در صورت شکست دیپلماسی، یک جنگ ویرانگر را رقم می‌زند.

 

نویسنده: نری زیلبر

[1] Neri Zilber

مترجم: مهدی آشنا

پیوند اصلی متن ترجمه شده

[2]https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/why-israel-sort-misses-iran-deal

  • مقاله فوق صرفاً جهت اطلاع مخاطبان ترجمه شده است و ادعاهای مطرح‌شده در آن، مورد تأیید اندیشکده تبیین نمی‌باشد.

ارسال دیدگاه