سفیر یمن در ایران با حضور در اندیشکده تبیین مطرح کرد:

کنترل کامل مأرب با تفاهم مطلوب‌تر است/ حضور امارات در جنوب برای تأمین منافع صهیونیست‌هاست/ هرگونه مذاکره درباره یمن بدون حضور طرف یمنی پذیرفتنی نیست

سفیر یمن در ایران با حضور در اندیشکده راهبردی تبیین ضمن ارائه توضیحاتی درباره آخرین وضعیت نبرد مأرب، گفت: در هر مذاکره‌ای درباره پرونده یمن، طرف یمنی باید حاضر باشد.

اندیشکده راهبردی تبیین- کارشناس اندیشکده: عرض سلام و خیرمقدم خدمت سفیر محترم جمهوری یمن و هیئت همراه. از طرف خودم و کارشناسان اندیشکده تبیین از اینکه دعوت ما را پذیرفتند، قدردانی می‌کنم. از آقای سفیر خواهش می‌کنیم که در ابتدای جلسه یک ارزیابی کلی‌ از آخرین وضعیت سیاسی و میدانی تحولات یمن ارائه بدهند تا بعد ما سؤال‌های ریزتر و تخصصی‌تر را مطرح کنیم!

سفیر یمن: در ابتدا از شما تشکر می‌کنم بابت اینکه از من دعوت کردید؛ دعوتی که برای آشنایی نخبگان ایرانی با اوضاع یمن هست. ما احساس می‌کنیم که یک مهر و محبتی بین ایران و یمن و از سوی ایرانی‌ها نسبت به یمن وجود دارد اما یک مشکلی که وجود دارد این است که از سوی ملت ایران با یمن آشنایی وجود ندارد. ما همیشه می‌گوییم که تاریخ و جغرافیا به یمن ظلم کرده است به‌گونه‌ای که حتی اگر مثلاً  از کسانی پرسیده شود ممکن است که ندانند یمن کجاست و در کجای جغرافیا واقع شده است. من توصیه می‌کنم به کسانی که به مسئله یمن اهتمام می‌ورزند تاریخ یمن را مطالعه کنند. ما الآن در هفتمین سال تجاوز به یمن هستیم و جهان تمام قوا و قدرت خودش را علیه ما به کار گرفته است. در ابتدا به دنبال این بودند که به سرعت و با کمترین خسارت این جنگ را به پایان برسانند اما وقتی غافلگیر شدند و نتوانستند به این جنگ پایان بدهند، وارد مسیری شدند که دیگر امکان خروج برای آن‌ها وجود نداشت.

در رابطه با رسانه‌های ایران و افرادی که با این قضیه سر و کار دارند یک نکته‌ای هم هست که باید بگویم و آن این است که آن‌ها مقاومت یمن را فقط مختص به انصار‌الله می‌دانند. این یک اشتباه بزرگ هست. کسی که امروز در یمن مقاومت می‌کند، کل ملت یمن هست. البته مثل هر کشوری، این طبیعی است که در میان ملت یمن افرادی هستند که مزدور و منافق هستند. اما حقیقت امر این است که ملت یمن در تمامی مناطق و با تمامی مذاهبی که در میان آن‌ها وجود دارد، در حال مقاومت هستند.

اشتباه دیگری هم که دوستداران یمن مرتکب آن می‌شوند اشاره کردن به تقسیم‌بندی‌های مذهبی غیرواقعی است. چون ما در یمن مسئله سنی و شیعی نداریم و به آن نمی‌پردازیم و ما در تاریخ می‌بینیم که یمن را زیدی‌ها و شافعی‌ها تشکیل می‌دهند و شیعه و سنی ندارد. عربستان با تمام توان خودش سعی کرد که مسئله را تبدیل به مسئله شیعه و سنتی کند تا بخش عظیمی از آن افرادی که سنی شافعی بودند را از مقاومت یمن خارج کند. الحمدلله نتوانستند در این مسئله موفق شوند. به خاطر اینکه تمامی شافعی‌ها نسبت به این موضوع، هم آگاهی ملی و هم تعهد اسلامی داشتند. البته این به این معنا نیست که مذهب‌های دیگر در یمن وجود ندارد. اندکی وهابی، حنفی‌ها و اندکی هم از پیروان اسماعیلیه و سایر مذاهب وجود دارند. اما اگر بخواهیم نقشه اصلی را بدانیم، همان دو دسته‌ زیدیه و پیروان شافعی هستند.

من از تمام کسانی که به موضوع یمن اهتمام دارند می‌خواهم که تاریخ یمن به خصوص در دوره اخیر را که سید حسین الحوثی در این دوره برخاسته‌اند، مطالعه کنند و در آن یک بازنگری‌ داشته باشند.  ایشان صاحب یک دیدگاه قرآنی و غیرفرقه‌ای هستند و یک سری ملاحظات و انتقادات داشتند. این انتقادها گسترده بوده و شامل همه گروه‌‌ها مثل زیدیه، شافعی‌ها، اسماعیلیه، پیروان مذهب جعفری و … می‌شد. دیدگاه ایشان این بود که ما باید بپذیریم که همه ما اشتباه و خطاهایی داریم و همه ما باید این اشتباهات و خطاهای خودمان را حل کنیم و تنها با بازگشت حقیقی و واقعی به قرآن کریم این مشکلات و اشتباهات حل می‌شود. ایشان مشخص کردند که دشمن واقعی و حقیقی امروز ما یهودی‌ها و مسیحی‌ها هستند که در آمریکا و اسرائیل نمود پیدا می‌کند و امروز می‌شود این را مشاهده کرد. ایشان معتقد هستند که در واقع ملت اسلام امروز دچار لعنت الهی شده است؛ همانطور که بنی‌اسرائیل دچار این لعنت شدند و برای رهایی از این لعنت الهی و به عبارت دیگر مؤاخذه خداوند همه مردم باید به مسئولیت‌ها و وظایفی را انجام بدهند.

سید حسین حوثی در وهله اول بر لزوم شعاردهی مردم علیه آمریکا و اسرائیل تأکید کردند و در واقع خواستار تحریم کالاهای آمریکایی و اسرائیلی شدند؛ به عنوان یک روشی که در دسترس همه وجود دارد. و همانطور که می‌دانید ایشان فراخوان‌هایی دادند که منجر به شش جنگ مختلف از طرف آمریکا علیه حوثی‌ها شد. وقتی که اینها نتوانستند با این رویکرد و دید قرآنی مقابله کنند اقدام به گسترش جنگ در یمن کردند و البته توجه و التفات مردم هم به این دید و رویکرد قرآنی بیشتر شد.

اگر با مذاکره و تفاهم وارد مأرب شویم، بسیار مطلوب‌تر است. اما مشکل اینجاست که تصمیم درباره مأرب با عربستان و آمریکاست. مسئله مأرب برای اخوان المسلمین و همپیمانانش تبدیل به مسئله مرگ و زندگی شده است

یمن الآن طی این 7 سال وارد یک جنگی شده که شدیدتر از جنگ‌های قبلی بوده است و در این جنگ همه نیروها و قدرت‌های کافر و منافق جهان در مقابل یمن قرار گرفتند. طی روزهای اخیر هدف استان مأرب است. استان مأرب از 14 شهرستان تشکیل شده است و الآن 12 شهرستان به دست کنترل ارتش و نیروهای مردمی افتاده است. در آن 2 شهرستان باقیمانده وارد جنگ‌های مهم و حیاتی شده‌ایم که آن‌ها را هم آزاد کنیم. اهمیت مأرب در این است که نقطه اساسی و شروع تجاوز و جنگ علیه صنعا بوده است. اهمیت دیگری که مأرب دارد این است که پایگاه‌های القاعده و داعش در آن وجود داشته و این یک مسئله خطرناک بوده است. در واقع اتاق عملیات دشمنان در مأرب بوده است. اهمیت دیگر مأرب این است که منبع انرژی است و منابع نفت و گاز و برق در این استان وجود دارد.

همانطور که ملاحظه می‌کنید دشمن در این دوره اخیرا اهتمام خودش را بر این گذاشته که این جبهه را تقویت کند و مانع از سقوط آن شود اما  ان‌شاءالله به زودی با فداکاری و زحماتی که ملت یمن و نیروهای مردمی می‌کشند، به صورت کامل آزاد می‌شود. ما معتقدیم که آزادسازی مأرب یک نقطه عطفی در این جنگ و در تاریخ یمن خواهد بود. کسانی که به دنبال این هستند که یمن تجزیه و تقسیم شود این رؤیای خودشان را به گور می‌برند. پس از آزاد‌سازی مأرب، آزادسازی دیگر مناطق آسان‌تر خواهد بود. بنابراین با توجه به اهمیت مأرب، رسانه‌ها و افرادی که به بحث یمن اهتمام دارند، باید بیشتر به این موضوع توجه کنند. در واقع دوستداران یمن و رسانه‌ها باید بیشتر به جنگ مأرب توجه کنند در حالی که برخی به جنگ‌های فرعی مثلاً در باب المندب یا در مرز عربستان و یمن می‌پردازند. تمرکز ما باید روی مسئله اصلی باشد و به سمت و سویی که دشمن می‌خواهد نرویم.

متأسفانه برخی از رسانه‌های مقاومت و دوستداران یمن ناخواسته این گونه نشان دادند که جنگ در یمن، جنگ بین عربستانی‌ها و یمن است. اما در حقیقت امر این جنگ از سوی آمریکا و صهیونیسم و بریتانیا و به صورت کلی قدرت‌های جهانی علیه یمن است و بعد عربستان به آن اضافه شد. همچنین مشاهده کردیم که خیلی‌ها این گونه نشان دادند که عربستان و کسانی که شریک در جنگ یمن هستند، به دنبال توقف جنگ هستند اما این یمنی‌ها هستند که نمی‌خواهند جنگ متوقف شود و جنگ را ادامه می‌دهند. این مسئله شواهد مختلفی هم دارد. برای مثال وقتی رئیس‌جمهور جدید آمریکا روی کار آمد انصارالله را از لیست تروریستی خارج کرد و برای یمن نماینده ویژه تعیین کرد اما این‌ها چیزی است که فقط شنیده می‌شود و در عمل اتفاقی نیفتاد. اما متأسفانه بسیاری از دوستان این سخنان دروغین را باور کردند. دشمن به دنبال توقف جنگ نیست و تنها دستاوردها و پیروزی‌های در جنگ و دستاوردهای اقتصادی موجب می‌شود که جنگ متوقف شود.

سخن در این زمینه بسیار است به خاطر اینکه مطالبات بحق یمن زیاد است. وقتی ما به دنبال توقف محاصره یمن و جنگ علیه یمن هستیم، پیش از هر مذاکره سیاسی، این حق ماست که مطالبات‌مان را پیگیری کنیم. این یک حق انسانی است. نباید به خاطر به دست آوردن منافع سیاسی این حق در برابر چانه‌زنی و مذاکره به حاشیه برود.

مطالبات و خواسته‌هایی وجود دارد که حد‌اقل خواسته‌ها و مطالبات ماست. به عنوان مثال ما خواستار خروج نیروهای اشغالگر و خارجی از یمن و جبران خسارت‌ها در این 7 سال جنگ هستیم. پس دشمن باید متحمل این خسارت‌ها شود نه ملت یمن.  باید تأکید کنیم که ما وارد یک جنگ دفاعی شدیم و ما در حال دفاع و مقابله  با تجاوزی هستیم که به کشور ما شده است. جنگ دفاعی ما و مقابله ما زمانی متوقف می‌شود که نیروهای خارجی و اشغالگر خاک یمن را ترک و تجاوز به یمن را متوقف و خسارت‌هایی را که در این 7 سال به ملت یمن تحمیل شده جبران کنند.

این مسئله آن چیزی که دشمن به دنبال آن است، یعنی این که می‌خواهد بگوید این جنگ جنگ نیابتی ایران است را از بین می‌برد و باطل می‌کند چون جنگ یک جنگ ملی هست. دشمن از طریق رسانه‌ها می‌خواهد این مسئله را در اذهان جا بیندازد که این جنگ جنگ ایران است و جنگ یمن نیست. بنابراین باید به این مسئله توجه شود. البته از این مسئله هم نباید غافل شد که ما در این جنگ دفاعی به نیابت از امت اسلام در مقابل پروژه آمریکا و صهیونیسم داریم می‌جنگیم.

باید به این مسئله هم اشاره شود که جنگی که علیه یمن رخ داد به اعتبار این بود که یمن وارد محور مقاومت شده و آن‌ها قصد داشتند که مانع از این مسئله شوند. یمن امروز جزئی از پروژه خیانت و عادی‌سازی روابط نبوده است. امروز ما به اطمینان می‌توانیم این را بگوییم که یمن رکن اساسی و پایه اصلی مقابله با پروژه آمریکا و صهیونیسم است.

چالش و مسئله بزرگ‌تر امروز ممانعت از تجزیه و تقسیم یمن در آینده است؛ چون رسانه‌های معاند و دشمن بسیاری را در این زمینه قانع کرده‌اند. برخی به این حد راضی شده‌اند که قلمرویی که انصار‌الله گرفته کافی است و بقیه سرزمین یمن همانطور بماند. ما معتقد هستیم که تمامیت ارضی، حاکمیت و استقلال یمن یک نقطه قوت است و در مقابل تقسیم و تجزیۀ یمن یک نقطه ضعف است. در ائتلاف‌های ما با شرکای‌مان از قبیل جمهوری اسلامی ایران و غیره، این یک مسئله و نکته مهم بوده است. ایران تنها کشوری است که در کنار یمن مانده و در حال کمک به یمن و ملت یمن است. تاریخ خواهند نوشت و به خاطر خواهد سپرد که جنگ یمن، جنگ تمام دنیا به جز جمهوری اسلامی ایران علیه یمن بوده‌ است. در این مورد در وقت مناسب آن به صورت واضح‌تر و مفصل‌تر صحبت خواهد شد.

ما معتقدیم در جنگ امروز باید بر روی اولویت‌های خودمان و نه اولویت‌های دشمن تمرکز شود. عربستان و امارات تحرکاتی را آغاز کرده‌اند و به ایران می‌آیند تا ایران در یمن دخالت کند. آن طرف‌هایی که تا دیروز خواستار عدم نفوذ و دخالت ایران در یمن بودند، امروز خواستار مداخله ایران در یمن هستند. اما این دامی است که نباید در آن افتاد. شایسته نیست دشمن ما را به سمت و سویی ببرد که گرفتار آن شویم. ایران در مذاکرات بغداد به این مسئله اشاره کرده است و گفته این مسئله مربوط به یمن است و ما نماینده یمن نیستیم که بخواهیم در رابطه با این موضوع صحبت کنیم. این یک مسئله مهم و نشان‌دهنده حکمت و فراست ایران است. اما برخی افراد که آگاهی کمی دارند و اطلاعی ندارند می‌گویند این مسئله‌ دست ایران است. این همان چیزی است که دشمن به دنبال آن است چون نمی‌خواهد با یمنی‌ها مذاکره کند و می‌خواهد این مسئله را ثابت کند که این جنگ، جنگ یمن نیست بلکه جنگ ایران است.

کارشناس اندیشکده: چرا به‌رغم پیش‌روی‌های چشمگیری که صورت گرفته است و همانطور که آقای سفیر توضیح دادند از 14 شهرستان، 12 شهرستان آزاده شده، مأرب آزاد نمی‌شود؟ البته ما احتمال می‌دهیم که انصارالله بر اساس سیاستی که دارد و با توجه به جمعیت این شهر، نمی‌خواهد به صورت نظامی یا جنگ شهری این شهر را تصرف کند.

سفیر یمن: این جنگ فقط جنگی نیست که انصار‌الله در آن حضور داشته باشد. وقتی درباره مأرب صحبت می‌کنیم، دو نکته وجود دارد. نخست اینکه ما طرحی را ارائه دادیم که مانع از درگیری نظامی شویم و مأرب راه‌حلی مسالمت‌آمیز داشته باشد. مسئله دوم هم این است که ما دنبال توافقی با قبائل بودیم تا آنها به دشمن ما نپیوندند. هنگامی که ما درباره مأرب صحبت می‌کنیم، در واقع جبهه‌های جنگ دیگری هم در جاهای دیگر وجود دارد. این درگیری‌ها در استان‌های جوف و البیضاء و شهرستان نِهم در جریان بود. این نبردها باید به حساب جنگ مأرب نوشته شود. برای آزادسازی این مناطق بیش از 2 یا 3 سال زمان نیاز بود ولی به لطف خدا این مناطق به سرعت آزاد شد. تا یک سال پیش در مأرب تنها دو شهرستان در اختیار ما بود. اما امروز با پیشرفت هایی که داشتیم 12 شهرستان در کنترل ماست.

مأرب سه قبیله اصلی دارد. جهم، مراد و عبیده. قبیله مراد یک سوم مأرب را تشکیل می‌دهد. اما اکثریت قبیله جهم با ما هستند. بخش گسترده و اعظمی از قبیله مراد هم با ما هستند. آن دو شهری که هنوز کنترل آن دست ما نیست، از قبیله عبیده هستند

کارشناس اندیشکده: آمار دقیقی از جمعیت فعلی شهر مأرب در اختیار دارید؟

سفیر یمن: دشمن می‌خواهد طوری وانمود کند که گویی آوارگان زیادی در شهر هستند، اما اینطور نیست. با این کار می‌خواهند این گونه نشان دهند که مأرب علیه ماست. ما در سه مرحله از لحاظ نظامی وارد جنگ مأرب شدیم. دو مرحله اول با موفقیت تمام شد و اکنون در مرحله پایانی (سوم) هستیم. البته باید بگوییم ما از این نتیجه‌ای که حاصل شده و در پیش است و همچنین پیشرفت روزانه‌ای که وجود دارد راضی هستیم. در صحنه فعلی تنها ارتش و کمیته‌های مردمی و نیروهای مردمی را می‌بینید که بدون هیچ  سپری و بدون پوشش هوایی‌ (نیروی هوایی‌) 7 سال مشغول جنگ هستند. از سویی ما در یک محاصره‌ای هستیم که حتی مانع از ورود آب آشامیدنی به یمن می‌شوند. با این شرایط و این که ما بدون سلاح و در شرایط محاصره در حال مبارزه هستیم و با عنایت به آن چیزی که تاکنون محقق شده پس شاهد معجزه هستیم. با توجه به وضعیت جغرافیایی مأرب که الان دیگر هیچ عوارض طبیعی در مقابل ما نیست، اگر پس از یک سال نیز شهر آزاد شود، خود یک معجزه است.

کارشناس اندیشکده: آیا ارتباطی بین شدت و ضعف نبرد در جبهه مأرب با مذاکرات سیاسی وجود دارد؟ یعنی زمانی که پیشنهاد جدی برای مذاکره مطرح می شود جبهه مأرب نیز از این موضوع متأثر می‌شود یا تحولات جبهه نبرد صرفاً یک مقوله میدانی است؟

سفیر یمن: پیش‌تر گفتیم که ما در حال مذاکره با قبائل هستیم زیرا به دنبال این هستیم که کار به صورت مسالمت‌آمیز پیش برود و البته این شیوه زما‌ن‌بر است. طبیعی است وقتی ما مذاکره می‌کنیم جنگ باید متوقف شود. نمی‌شود شما هم مذاکره کنید و هم از آن طرف جنگ ادامه داشته باشد. ما طرحی نیز برای حل مسالمت‌آمیز ماجرا مطرح کردیم که زمان می‌برد. متأسفانه روند سلاح‌رسانی به مزدوران متوقف نمی‌شوند و گسیل جنگنده‌ها و بمباران مناطق یک لحظه متوقف نمی‌شود.

کارشناس اندیشکده: درباره روند مذاکرات با قبائل در مأرب و کیفیت آن تا جایی که ممکن است، توضیح بفرمایید.

سفیر یمن: ما با مذاکرات توانستیم آن مناطقی را که قبایل در آن بودند، به صورت مسالمت‌آمیز آزاد کنیم و این مسئله ارزشمندی است. ممکن بود این قبائل حدود ده هزار نفر رزمنده داشته باشند و ممکن است از این تعداد بخشی برای مقابله با ما سازماندهی می‌شدند اما بعضی از آن ها از این مسئله منصرف شدند. این مذاکراتی که طی دو ماه انجام شد نقش بسزایی در وضعیت میدانی فعلی که هم اکنون در دروازه های مأرب هستیم، داشته است. در غیر این صورت ما مجبور بودیم وارد جنگ‌هایی شویم که هیچ لزومی ندارد. اگر با مذاکره و تفاهم وارد مأرب شویم، بسیار مطلوب‌تر است. اما مشکل اینجاست که تصمیم درباره مأرب با عربستان و آمریکاست. مسئله مأرب برای اخوان المسلمین و همپیمانانش تبدیل به مسئله مرگ و زندگی شده است. آن کسانی که امروز در مأرب مشغول جنگیدن هستند، فقط اهالی مأرب نیستند و تنها بخش اندکی از آنان از این گروهند. اکنون جنگ در وهله اول با اخوان‌ المسلمین و القاعده و داعش است. آن‌ها قبایل را پوشش می‌دهند. ما وقتی با قبائل مذاکره می‌کنیم، می‌خواهیم این پوشش را برداریم. نباید این مسئله را فراموش کنیم آن کمیته‌های مردمی که در مأرب می‌جنگند، بخش عظیمی از آن‌ها همان اهالی مأرب هستند که در کمیته‌های مردمی هستند و هزاران شهید و مجروح از همان اهالی مأرب دادند و در این جنگ در کنار برادران خودشان حاضر هستند و می‌جنگند.

کارشناس اندیشکده: درباره قبیله مراد و نقش و جایگاهش در توافقات صورت گرفته و اینکه در نهایت با انصارالله هستند یا علیه انصارالله توضیح بفرمایید.

سفیر یکم: بخشی از آن‌ها با دشمن و بخشی از آن‌ها با ما هستند. این مسئله طبیعی است. مأرب سه قبیله اصلی دارد. جهم، مراد و عبیده. قبیله مراد یک سوم مأرب را تشکیل می‌دهد. اما اکثریت قبیله جهم با ما هستند. بخش گسترده و اعظمی از قبیله مراد هم با ما هستند. آن دو شهری که هنوز کنترل آن دست ما نیست، از قبیله عبیده هستند. قبایل در واقع همه آن صحنه نیستند. ستون فقرات این جنگ القاعده و تروریست‌ها هستند.

کارشناس اندیشکده: اشاره کردید که به دنبال تمامیت ارضی و حفظ یکپارچگی یمن هستید اما روندها نشان می‌دهد که یمن به سمت تجزیه بخش‌های جنوبی حرکت می‌کند. با توجه به اینکه شورای انتقالی جنوب تلاش‌های خودش را در این راستا پنهان نکرده است. حمایت آمریکا و امارات هم به نظر می‌رسد در این راستا باشد. اخیراً یک رزمایش‌هایی هم در دریای سرخ با مشارکت آمریکا وجود داشته است که ممکن است نشانه‌ای دال بر چنین نقشه‌ای باشد. راهکار انصار‌الله برای ممانعت از چنین نقشه‌ای چیست؟

سفیر یمن: ما اصرار داریم که مانع تجزیه یمن شویم و این اراضی که در اشغال هست را از اشغال بیرون بیاوریم و جزایر جنوب مانند سقطری و میون را از اشغال‌گری خارج کنیم. این جنگ با نبرد مأرب متفاوت است چون در این جنگ آن کسی که دارد با ما می‌جنگد اماراتی‌ها و عربستانی‌ها هستند و در آن مداخلات منطقه‌ای و محلی آشکاری وجود ندارد. این جنگ با اماراتی‌ها و عربستانی‌ها و آمریکایی‌هاست و در نهایت این ها خواهند رفت. کمی پیش به شما گفتم که جنگ مأرب سخت‌ترین جنگ بوده و اگر این جنگ به پایان برسد، مسائل دیگر بعد از آن به امید خداوند آسان خواهد بود. به امید خدا این ها به زودی می‌روند. مثال مأرب مثل حلب است. آزادسازی حلب در سوریه یک نقطه عطفی بود. درست است که جنگ علیه سوریه و محاصره سوریه هنوز متوقف نشده و هنوز نیروهای خارجی در سوریه هستند و خاک این کشور را اشغال کردند اما پس از آزادسازی حلب اوضاع متفاوت شد. یمن هم به همین صورت است و اگر مأرب هم به صورت کامل آزاد شود نقطۀ عطفی خواهد بود و بقیۀ مسائل و آزادسازی مناطق دیگر آسان خواهد بود.

کارشناس اندیشکده: دلیل اصلی تخلیه نیروهای وابسته به امارات از استان الحدیده چیست؟ این موضوع یک واقعیت میدانی است یا سیاستی پشت این اقدام است؟

هم بُعد سیاسی و هم حوزه‌ میدانی تأثیر داشته است. یک اشتباهی بوده که در آن وارد شدند. یک اشتباه بزرگ بود، اما الحمدلله رفتند.

کارشناس اندیشکده: امارات طی ماه‌های اخیر، سیاست خود در یمن را تغییر داده است. این را می‌توان از برخی تحولات میدانی مانند تخلیه ناگهانی استان الحدیده یا تغییر آرایشی که در نیروهای آقای طارق صالح و بقیه وابستگان به امارات در جبهه‌های جنوب رخ داد، دریافت. می‌توان گفت که رویکرد منطقه‌ای و نوع مواجهه‌شان با کشورهای منطقه مانند ترکیه و ایران نیز تغییر کرده است. ارزیابی شما از رویکرد فعلی امارات در یمن چیست؟ به نظر شما امارات چه نقشی در آینده سیاسی یمن دارد و آیا امکان همکاری با این کشور وجود دارد؟ به‌ویژه اگر تلاش این بازیگر برای تجزیه یمن، حماییت همه جانبه از حدود 200 هزار نیروی مزدور و حمایت از شورای انتقالی جنوب و نیروهای دفاع وطنی طارق صالح را در نظر بگیریم. تفسیر و تحلیل شما از سیاست فعلی امارات در امروز و آینده یمن چیست و چه چشم‌اندازی را برای آن متصور هستید.

سفیر یمن: رویکرد امارات چه در حال حاضر و چه در آینده تغییر پیدا نمی‌کند. گفته می‌شود که در واقع از جایی عقب‌نشینی کردند یا مثلاً نیروهایشان را بازآرایی می‌کنند. اما این ها صحیح نیست. آنها دروغ می‌گویند. اما در نهایت مجبور هستند از یمن خارج شوند. در غیر این صورت هدف قرار می‌گیرند.

کارشناس اندیشکده: مزدوران آنها چطور؟ مزدوران آنها که نمی‌توانند خارج شوند.

سفیر یمن: امارات باید از یمن خارج شود چون چاره دیگری ندارد و هر چقدر هم این خروج به تأخیر بیفتد، ضرر خواهند کرد. زیرا باید خسارت‌های تحمیلی به یمن را پرداخت کنند. آن افرادی که در شورای انتقالی به کار گرفته شده‌اند، مزدوران امارات هستند. اگر امارات تسلیم شود، آن‌ها نیز تسلیم می‌شوند. همانطور که در الحدیده شاهد آن بودیم. اگر عربستان مثلاً به حزب اصلاح بگوید که شما مأرب را تسلیم کنید، این امر را انجام نمی‌دهند. اما در رابطه با ساحل و جنوب و جزیره سقطری، اگر تصمیم بر این باشد، تسلیم می‌شوند. به جز اخوان‌المسلمین، همه این نیروها مزدور هستند. گرچه اخوان‌المسلمین در این ائتلاف‌ها علیه ما هستند و مواضع شان در مأرب ضد ماست. امارات چه به ایران بیاید، چه به ترکیه برود، در نهایت باید از یمن خارج شود.

کارشناس اندیشکده: استنباط ما این است که امارات نیز مزدور آمریکا و رژیم صهیونیستی است. کما اینکه وزیر دفاع وقت آمریکا آقای جیمز متیس در دوره ترامپ گفت که امارات امروز اسپارتای کوچک‌ ما در منطقه است. استعاره از اینکه امارات امروز نوک پیکان اجرای برنامه‌های ما در غرب آسیاست. ما می‌دانیم که امروز امارات بستری شده برای اینکه انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی در جنوب برنامه‌های خودشان را پیاده کنند. ولی این واقعیتی است که امروز آنها در آنجا سلطه دارند. من از صحبت‌های آقای سفیر اینطور متوجه شدم که در واقع نوع مواجهه انصار‌الله و ملت یمن با امارات تنها جنگ و مقابله و حذف آنها خواهد بود. این برداشت درست است؟

سفیر یمن: این مسئله که اینها مزدور آمریکا و بریتانیا هستند، درست است. اما در واقع امارات یک تصمیماتی دارد که بدون مراجعه به دیگر بازیگران انجام می‌دهد. این فرصتی حاشیه‌ای ایجاد می‌کند. ما تکیه به این حاشیه‌‌ها که به وجود آمده نداریم. اندکی قبل گفتم که همه این مسائل از جنوب و شورای انتقالی و جزیره سقطری در واقع به دست آمریکا و عربستان و امارات است نه فقط امارات. پس نیروهای طارق صالح و دیگر مزدوران، همه گماشته امارات هستند.

کارشناس اندیشکده: تکلیف این مزدورها پس از عقب‌نشینی امارات چه می‌شود؟

سفیر یمن: انصارالله تصمیمی مبنی بر عفو عمومی در صورت تحویل سلاح‌ها دارد، اگر این مزدوران تبدیل به شهروند عادی شوند. البته هنوز تفاهمی صورت نگرفته زیرا جنگ، یک جنگ محلی و منطقه‌ای نیست. اگر آنها تصمیمی داشته باشند، یمن مشکلی ندارد و ما آماده مذاکره هستیم. اما آنها از روز اول می‌گویند که بروید و با عربستان و آمریکا توافق کنید. ما در یمن یک ضرب‌المثل داریم که می‌گوییم خود این افراد خادم کسی هستند که خودش خادم دیگری است! به بیان دیگر، این‌ها خادم اماراتی هستند که خودش خادم آمریکاست.

عربستان فکر می‌کند که اگر ایران بگوید تمام شد، تمام می‌شود. یعنی مثلاً انتظار دارند که ایران یک تماس بگیرد و مسئله حل شود. اما حکمت و آن هوش ایرانی در اینجا قابل اشاره است. ما در محور مقاومت مزدور و بنده کسی نیستیم

کارشناس اندیشکده: در مذاکرات ایران و عربستان، از طرف عربستان به ایران درباره یمن چه پیشنهادی منتقل شده و پاسخ ایران چه بوده است؟ آیا شما در مورد این مذاکرات نگرانی‌ و دغدغه‌ای دارید؟

سفیر یمن: نگرانی وجود ندارد؛ چون می‌دانیم ایران شریک راستگو و درستکاری هست. اما باید بگوییم که عربستان وقتی وارد این مذاکره شده است، با نیت درست و نیت پاکی وارد نشده؛ چون در واقع این نشست و مذاکره برای حل مشکلات بین ایران و عربستان بوده است اما عربستانی‌ها از اولین دیدار و نشست، اصرار داشتند که پرونده یمن بررسی شود و ایرانی‌ها به وضوح گفتند که ما نماینده یمنی‌ها نیستیم و بروید با خودشان مذاکره کنید.

ما فراموش نمی‌کنیم که عراق هم متحمل این مسئولیت هست. درست نیست که دولت عراق میزبان مذاکراتی باشد که موضوع، موضوع یمن هست؛ اما طرف یمنی در آن مذاکرات حضور ندارد. من ایران و عربستان را مسئول نمی‌دانم. چون این مداخله در امری هست که به آن‌ها ارتباطی ندارد.

نکته بعد اینکه زمانی که عربستان برای مذاکره آمده بود، گمان می‌کرد که رابطه انصار‌الله با ایران مثل رابطه خودش با مزدورانش هست که در واقع اگر به آنها می‌گوید یک کاری را انجام بدهید، آن‌ها انجام می‌دهند. اما به آن‌ها گفت که رابطه ما با یمنی‌ها و انصار‌الله به این شکل نیست. عربستان فکر می‌کند که اگر ایران بگوید تمام شد، تمام می‌شود. یعنی مثلاً انتظار دارند که ایران یک تماس بگیرد و مسئله حل شود. اما حکمت و آن هوش ایرانی در اینجا قابل اشاره است. ما در محور مقاومت مزدور و بنده کسی نیستیم.

کارشناس اندیشکده: یک گزارشی درباره مذاکرات ایران و عربستان در بغداد منتشر شده که وقتی طرف سعودی بحث یمن را پیش کشیده است، ایرانی‌ها ابتدا آن را به خود یمنی‌ها موکول کردند و اصرار عربستان باعث شده که ایرانی‌ها گفته‌اند بیایید با حزب الله لبنان در مورد پرونده یمن مذاکره کنید. این گزارش را تأیید می‌کنند؟

سفیر یمن: سید حسن نصر‌الله در سخنرانی‌ که داشتند این مسئله را تکذیب کردند. حرف درستی نیست. رابطه ما با ایران و حزب‌الله بزرگتر و شایسته‌تر از این مسائل هست. اما برخی از دوستداران و نویسندگانی که در محور مقاومت هم هستند به این مسئله پرداخته‌اند، ترویج کرده‌اند و به آن دامی که دشمن برای آن‌ها پهن کرده بود توجه نکردند. ما باید به آن افراد سطحی‌‌نگر از کسانی که دوستداران یمن هستند بگوییم که از این مسئله که بگویند انصار‌الله و یمن تابع و وابسته به ایران است، خوشحال نشوند.

کارشناس اندیشکده: ارزیابی شما از شکل و ساختار نظام سیاسی یمن در آینده با توجه به بازیگران متکثری که در فضای سیاسی یمن هستند از انصار‌الله، شورای انتقالی، نیروهای دولت سابق، حرکت اصلاح و گروه‌های دیگری که هستند چه خواهد بود؟ آیا می‌تواند شکلی شبیه عراق یا لبنان داشته باشد که بعضی مناصب به تفکیک مذاهب یا قومیت‌ها تقسیم شود؟ آیا شکل فدرالی خواهد داشت؟ آیا شکلی شبیه مثلاً جمهوری اسلامی خواهد داشت؟

سفیر یمن: یک سؤال بسیار مهمی است، اما اکنون زمان پرداختن به آن نیست. یمن نه ایران، نه لبنان و نه عراق است. این یک ویژگی یمن است. ما گفتیم که این مسائل و مطالباتی که گفته شده از رفع محاصره و خروج نیروهای اشغالگر و جبران خسارت جنگ، همه این مسائل را با همین نیروهایی که مسبّب اوضاع در یمن هستند باید مطرح کنیم. بعد از اینکه این مسائل با این افرادی که مسبّب این اوضاع در یمن هستند مطرح شد و موضوع به پایان رسید، سپس گفت‌وگوی درون‌یمنی و بین نیروهای یمنی آغاز می‌شود. بدون مداخله هیچ‌کس و هیچ طرفی. ما پیش از اینکه جنگ شروع شود، در یمن بر سر نتایج یک گفت‌وگوی ملی اجماع نظر داشتیم. درست است که پس از جنگ اقداماتی وجود دارد که باید انجام بشود اما اساس همان نتایج گفت‌وگوی ملی و بین نیروهای یمنی هست.

کارشناس اندیشکده: با توجه به تبعاتی که بعد از جنگ رخ داده و تغییراتی که در سطح میدانی ایجاد شده، این احتمال وجود دارد که مدیریت امور سیاسی و اجرایی یمن به سمت یک ساختار فدرالی حرکت کند با توجه به تکثر و آن تبعاتی که بعد از جنگ رخ داده است؟

سفیر یمن: این یک مسئله‌ای بود که در کنفرانس گفت‌وگوی ملی مطرح شده است. اما یمنی‌ها در آن به یک نظر و اجماع نظر نرسیدند. این یکی از مهمترین دلایل اختلاف بین نیروهای یمنی بود. الآن جنگ یک وضعیت جدیدی را بر یمن تحمیل کرده است. آن قدرت بزرگی که در یمن بوده، صحنه را ترک کرده و دیگر حضور ندارد و در واقع یک قدرت اندک و ساده‌ای که بوده، نیروی ساده‌ای که بودند، الآن قوی‌تر شدند. ما موافق هر مسئله‌ای هستیم که به نفع یمن باشد. ضمناً این نوع نظامی که در عراق و لبنان هست و برخی آن را مثال می‌زنند و شاید مثال می‌آورند، یک تجربه ناکام و فشلی بوده است.

کارشناس اندیشکده: زمانی که خروج دشمن و اشغال‌گری اتمام پیدا کند و در واقع جبران خسارت اتفاق بیفتد، بعد وارد نظام سیاسی آتی می‌شوید؟ اگر اینطور باشد شرط سوم (جبران خسارت) حالاحالا اتفاق نمی‌افتد و این می‌تواند تکرار مدل الجزایر باشد.

سفیر یمن: این اتفاق هم بیفتد، ما چیزی را از دست نمی‌دهیم. بگذارید تعویق بیفتد.

کارشناس اندیشکده: در این‌صورت یمن در یک برزخ حاکمیتی می‌‌ماند. آن وقت می‌شود مدل الجزایر که بعد از انقلاب تا چند سال وضعیت بحرانی بود.

سفیر یمن: فکر نکنید یک شکاف و خلأیی در نظام سیاسی یمن بوده است. الآن نظام سیاسی در یمن وجود دارد.

کارشناس اندیشکده: نمی‌شود با بعد از جنگ مقایسه کرد. اکنون شرایط در وضعیت فوق‌العاده است. وضعیت جنگی است، لذا همه سیاست انصار‌الله را قبول دارند.

سفیر یمن: نظام سیاسی و قانون اساسی از قبل بوده است. ساختار حکومت و نهادها، سازمان‌ها همه وجود دارد. ما عجله‌ای نداریم. هرچقدر می‌خواهد به تعویق بیفتد، بیفتد. مسئله جبران خسارت‌ها نباید ربط به توافق سیاسی پیدا کند که اگر این با هم مرتبط شود، هیچ توافق سیاسی‌ای صورت نمی‌گیرد و هیچ توافقی نهایی نمی‌شود. این شرط هم نباید بشود که بگویند ما جبران خسارت انجام می‌دهیم، شما بروید توافق کنید. وقت به نفع ماست یعنی در خدمت ماست نه در خدمت آنها. ما نباید آنها را نجات بدهیم یا به آنها کمک کنیم. ایران هم نباید به عربستان یا به امارات کمک کند تا آنها را از این باتلاقی که در آن وارد شدند خارج کند. کسی که می‌خواهد از یمن خارج شود و خودش را نجات بدهد، خودش باید به فکر خودش باشد نه اینکه برود سراغ کس دیگر. ما جنگ را شروع نکردیم. هرکسی که جنگ را شروع کرد، باید اوضاع را به ماقبل جنگ برگرداند همانطور که بود و بعد خارج شود و دخالت نکند. در غیر این صورت تا جایی که بشود و خداوند بخواهد به جنگ ادامه می‌دهیم. این در واقع اصل و جوهره جنگ، حاکمیت و استقلال است. اگر حاکمیت و استقلال نداشته باشیم، هیچ سودی ندارد. استقلال در واقع به این صورت محقق می‌شود که هیچ‌کس در امور یمن دخالت نکند.

عربستان و آمریکا و امارت و کشورها از طریق بازسازی یمن می‌خواهند باز یک جای پایی در یمن داشته باشند. این نفوذ از چارچوب کمک وارد می‌شود. ما منتظر نیستیم کسی بیاید به ما کمک کند و نمی‌خواهیم کسی بیاید. ما می‌خواهیم بیاید جبران کند آن خسارت‌هایی که خودش زده و وظیفه‌اش هست که جبران کند. عربستان و امارات باید جبران‌کننده خسارت‌ها باشند.

کارشناس اندیشکده: نگرانی ما این است که تجربه عراق و سوریه و افغانستان و بوسنی در یمن نیز تکرار شود. یعنی محور مقاومت در جنگ نظامی پیروز شده، اما در بعد اقتصادی نتوانسته دستاورد لازم را کسب کند. به هر حال بعد از اتمام جنگ، مردم یمن انتظار دارند. حکومتی که تشکیل می‌شود که طبیعتاً انصار‌الله محور آن خواهد بود، باید به این نیازها پاسخگو باشد. عربستان به همین راحتی نمی‌آید جبران کند. اینکه فکر کنیم آنها هم جبران می‌کنند، نه، چنین کاری نمی‌کنند. مادامی که یک شمشیری بالای سر آنها نباشد، این اتفاق رخ نمی‌دهد.

سفیر یمن: ما معتقد هستیم که اگر حاکمیت و استقلال کامل در یمن شکل نگیرد، هیچ فایده‌ای ندارد. اگر دست عربستان و امارات از یمن کوتاه نشود، هیچ آینده‌ای برای یمن نخواهد بود. این برای ما واضح و آشکار است. در نتیجه ما می‌خواهیم حاکمیت و استقلال خودمان را باز س بگیریم. کسی که در زمان جنگ و این اوضاع توانسته اوضاع سیاسی و اقتصادی را مدیریت کند، در غیر جنگ هم می‌تواند این اوضاع را مدیریت کند.

کارشناس اندیشکده: ولی تجربه ما می‌گوید که لزوماً اینطوری نیست.

سفیر یمن: چه تجربه‌ای؟

کارشناس اندیشکده: اتفاقی که در عراق افتاد. زمانی که اشغالگرها بودند و در فاز بعدی داعش بود، محور مقاومت رفت و در یک مقطعی اشغالگرها را هم تا حدی اخراج کرد، داعش را نابود کرد ولی الآن مجدداً ترکیه و عربستان و غیره دارند برمی‌گردند جای آن را پر می‌کنند.

سفیر یمن: این تجربه را نباید در رابطه با یمن صادق بدانید. مسئله فرق می‌کند. می‌گوید این مسئله‌ای که شما فکر می‌کنید در واقع محور مقاومت در مسائل سیاسی و امنیتی موفق بوده اما در مسئله اقتصاد ناکام بوده، اشتباه است. ایران یک نمونه خوبی است. البته ایده‌آل نیست. اگر در یمن محاصره و تحریم و جنگ نبود قطعاً اوضاع بهتر می‌بود.

کارشناس اندیشکده: یمن هم احتمالاً بعد از جنگ تحریم خواهد شد.

سفیر یمن: به خاطر همین می‌گوییم جبران خسارت‌ها و رفع محاصره و سایر مسائل تا زمانی که وجود داشته باشد، جنگ ادامه خواهد داشت.

کارشناس اندیشکده: البته ما تحریم و محاصره اقتصادی را می‌گوییم.

سفیر یمن: محاصره اقتصادی هم جزیی از جنگ است.

کارشناس اندیشکده: به محاصره اقتصادی پاسخ نظامی نمی‌شود داد.

سفیر یمن: در صورتی که رفع محاصره انجام شود، چه اقتصادی، چه نظامی و در واقع جبران خسارت‌ها انجام شود، در آن صورت است که جنگ متوقف می‌شود. در غیر این صورت ادامه خواهد داشت.

کارشناس اندیشکده: آیا پاسخ به توطئه‌های امارات هم در دستور کار قرار دارد؟

سفیر یمن: یک اشتباهی که وجود دارد فکر می‌کنند که به امارات حمله نشده است، در صورتی که بسیار به امارات حمله و اعلام شده است. اما درست است که حملاتی که به عربستان می‌شود، به امارات نشده است. چون که ما معتقد هستیم که بخش مهمی که این جنگ را ادامه می‌دهد، عربستان است و نه امارات. این نه به این معنا که به امارات حمله نمی‌شود و رها شده است. اما شرایط میدانی ایجاب می‌کند که ما نخست اولویت‌بندی کنیم.

خبرنگار حاضر در نشست: با توجه به عادی‌سازی روابط اسرائیل و امارات و نیز اهمیت تنگه باب المندب و برخی جزایر، حضور اسرائیل در دریای سرخ تا چه میزان برای امنیت یمن تهدیدزاست؟

سفیر یمن: رابطه امارات با اسرائیل یعنی رابطه سایر کشورها با اسرائیل مسئله جدیدی نیست. البته یک رابطه خیلی خطرناکی هست. ما از روز اول گفتیم که امارات در جنگ با یمن در وهله اول برنامه و پروژه اسرائیل را اجرا می‌کند و هیچ‌کس حرف ما را گوش نمی‌داد و باور نمی‌کرد. و ما گفتیم که حضور امارات در جزیره سقطری در جنوب یمن و در جزیره میون برای این است که اسرائیل بتواند پروژه‌ها و برنامه‌های خاص خودش را پیش ببرد و اجرا کند و این مسئله بزرگتر از مسئله یمن هست. پروژه اصلی این است که اسرائیل بتواند کنترل این گذرگاه‌های حساس را به دست بگیرد و برای مقابله با ایران و روسیه و چین. ما این مسئله را از روز اول گفتیم و اشاره کردیم اما هیچ‌کس به آن توجه نکرد.

مسئله جبران خسارت‌ها نباید ربط به توافق سیاسی پیدا کند که اگر این با هم مرتبط شود، هیچ توافق سیاسی‌ای صورت نمی‌گیرد و هیچ توافقی نهایی نمی‌شود

این نشان می‌دهد جنگ علیه یمن، جنگ از سوی آمریکا و صهیونیسم است و ما باید به مقابله با این پروژه اقدام کنیم تا این پروژه ناکام بماند و شکست بخورد. این نتیجه‌ای که ما می‌خواهیم با مذاکرات و توافق سیاسی و اینها صورت نمی‌گیرد و محقق نمی‌شود و فقط با مقاومت و با جهاد است که محقق می‌شود. ما این را می‌دانیم و درک می‌کنیم. اما دیگران که فکر می‌کنند مثلاً دشمن ما را ترک می‌کند و درگیری به پایان می‌رسد، این اشتباه است. در واقع درگیری ادامه دارد. در قرآن هم اشاره شده است که دشمنان از مواجهه و مقابله با شما دست برنمی‌دارند تا زمانی که شما را از دین خودتان منصرف کنند. امکان ندارد ملتی با پروژه آمریکایی-صهیونیستی مقابله کند و خسارتی نبیند، ضرری نبیند. باید ناامید نشویم. آینده هم بهتر خواهد بود. این طغیان و سرکشی و استکبار هم به زودی به پایان می‌رسد. فقط باید صبر کنیم چون در واقع جایگزین صبر و مقابله تسلیم شدن است. آزادی و استقلال و حاکمیت برای ما از بسیاری از مشکلات و مسائلی که وجود دارد، ارزشمند‌تر است و همه این رنج‌ها و مشکلات به زودی به پایان می‌رسد. اگر یمن وابسته و پیرو آمریکا و صهیونیست باشد راحت نخواهد بود. به عنوان مثال در دوره قبل و همان منصور هادی و قبل از آن که یمن پیرو و تابع آمریکا بود، آیا همه در رفاه بودند و همه مشکلات حل بود؟ شکل عوض نشده اما جنگ یک سری سختی‌های دیگری هم به همراه خودش آورده است. کشور ما هم کشور فقیری نیست اما منابع در دست آمریکاست و آنها به غارت می‌برند. ما الآن داریم می‌جنگیم تا امکانات و ظرفیت‌ها و ثروت‌ها و منابع خودمان را آزاد کنیم و در اختیار خودمان قرار بدهیم.

 

ارسال دیدگاه