مؤسسه خاورمیانه بررسی کرد:

روابط آمریکا و دولت‌های خلیج فارس در دوراهی: زمانی برای بازتنظیم

مؤسسه خاورمیانه در گزارشی به بررسی چالش‌های روابط آمریکا و دولت‌های عربی خلیج فارس پس از حمله روسیه به اوکراین پرداخته و تلاش کرده برای بازتنظیم این رابطه، راهکارهایی ارائه دهد.

اندیشکده راهبردی تبیین- مؤسسه خاورمیانه در گزارشی[1] با عنوان «دوراهی روابط آمریکا و دولت‌های خلیج فارس: زمانی برای بازتنظیم» به بررسی چالش‌های مناسبات طرفین پس از حمله روسیه به اوکراین پرداخته و تلاش کرده برای بازتنظیم این رابطه، راهکارهایی ارائه دهد. این گزارش پس از مقدمه، در سه بخش که هرکدام از آن‌ها ازسوی یک نفر نگاشته شده، به ترتیب به عناوین: «تعامل با کشورهای عربی خلیج فارس، رسیدگی به چالش‌های سیاسی»، «بازدارندگی یکپارچه با خلیج فارس» و «همکاری اقتصادی و انرژی برای ایالات متحده و دولت‌های عربی خلیج فارس» می‌پردازد. نوشتار پیش رو به ترجمه بخش‌های مهم این گزارش به‌ویژه در حوزه مربوط به توصیه‌های سیاستی و همچنین ارزیابی کلیت آن اختصاص دارد.

بخش‌های اصلی گزارش

واقعیت چندوجهی جدید که مشخصه آن نفوذ گسترده چین و روسیه در منطقه غرب آسیا محسوب می‌شود، دولت‌های شورای همکاری خلیج فارس را به سمت موضع بی‌طرفی استراتژیک سوق داده است که نمونه روشن آن را می‌توان در تحولات مربوط به حمله روسیه به اوکراین مشاهده کرد. واکنش جهانی در قبال تهاجم روسیه به اوکراین توجهاتی را به سوی اصطکاک بین ایالات متحده و شرکای سنتی آن در منطقه خلیج فارس متمرکز کرده است. در شرایطی که آمریکا تجاوز روسیه را به عنوان یک حمله اساسی به نظم بین‌المللی می‌داند، اعضای شورای همکاری خلیج فارس برابر فشارها برای همسویی قطعی علیه مسکو که با آن روابط عموماً مثبتی دارند، مقاومت می‌کنند.

مؤسسه خاورمیانه در گزارشی با عنوان «دوراهی روابط آمریکا و دولت‌های خلیج فارس: زمانی برای بازتنظیم» به بررسی چالش‌های مناسبات طرفین پس از حمله روسیه به اوکراین پرداخته و تلاش کرده برای بازتنظیم این رابطه، راهکارهایی ارائه دهد

اما مشکلات و شکاف‌ها در مناسبات بین دولت‌های عربی خلیج فارس و ایالات متحده مربوط به قبل و فراتر از اختلافات در مورد بحران اوکراین است. این شکاف‌ها منعکس‌کننده کاهش اعتماد منطقه‌ای به تعهدات ایالات متحده از یک‌سو و ناامیدی آمریکا نسبت به سیاست‌های منطقه‌ای است که اولویت‌ها و رویکردهای اساسی این کشور را به چالش می‌کشد.

فقدان ارزش‌های دموکراتیک مشترک در روابط آمریکا و دولت‌های خلیج فارس همواره آن‌ها را برابر تغییر و تحولات منطقه‌ای و جهانی آسیب‌پذیر کرده است. در حالی که فقدان این پیوند سیاسی-فرهنگی انسجام مشارکت را محدود کرده، روابط دوجانبه گاهی اوقات به دلیل دیدگاه‌های کاملاً متفاوت در مورد حکومت در شورای همکاری خلیج فارس پیچیده‌تر شده است. برای مثال هر زمان که آمریکا برای احترام بیشتر به حقوق بشر و آزادی‌های مدنی به شرکای منطقه‌ای‌اش فشار آورده، این وضعیت تشدید شده است. این شکاف‌ها در دوره بهار عربی عمیق‌تر شد؛ زمانی که اعضای شورای همکاری خلیج فارس نه تنها سیاست‌های واشنگتن را مسئول خیزش‌های مردمی علیه دوستان قدیمی خود در منطقه می‌دانستند، بلکه نگران بودند که آمریکا ممکن است حملات لفظی خود را علیه آنان نیز به کار ببرد.

به هرروی تنظیم مجدد روابط ایالات متحده با دولت‌های خلیج فارس مستلزم تطبیق استراتژی‌های جدید در عصر گستردگی رقابت‌های بین‌المللی است. کاهش نفوذ ایالات متحده و اتکای منطقه‌ای به تضمین‌های امنیتی آمریکا به عوامل بسیاری نسبت داده می‌شود و احتمالاً غیر قابل بازگشت است. به همین ترتیب، کشورهای خلیج فارس برابر تلاش‌ها برای سیاسی کردن منافع اقتصادی‌شان به‌ویژه در بخش انرژی مقاومت کرده و بر این دیدگاه پافشاری دارند که مواضع آن‌ها در قبال بحران کنونی اوکراین با دیدگاه آمریکا و غرب متفاوت است. در چنین وضعیتی رویکردهای آمریکا در منطقه غرب آسیا که از منظر دولت‌های شورای همکاری خلیج فارس به نوعی نادیده گرفتن منافع اساسی آن‌ها تلقی می‌شود، اصطکاک در روابط دوجانبه را تشدید کرده است.

به نظر می‌رسد در ابتدا آمریکا باید چند گام اساسی بردارد تا ارزش گفت‌وگو را افزایش دهد. افزایش دامنه و فراوانی تعامل دیپلماتیک به تنهایی نمی‌تواند وخامت روابط ایالات متحده با شرکای خود در خلیج فارس را معکوس کند. اما تعامل دیپلماتیک پایه‌ای است که همکاری‌های موفق در زمینه دفاع و امنیت و همکاری‌های اقتصادی بر آن بنا می‌شود. بدون دیپلماسی موفق‌تر، سیاست‌گذاران آمریکا همچنان از انواع شوک‌های سیاسی رنج خواهند برد که روابط منطقه‌ای را در هفته‌های اخیر تغییر داده است. هر دو طرف فرصت فوق‌العاده‌ای دارند تا نحوه برخوردشان با یکدیگر در حوزه دفاعی-امنیتی را بررسی کنند.

در شرایطی که آمریکا تجاوز روسیه را به عنوان یک حمله اساسی به نظم بین‌المللی می‌داند، اعضای شورای همکاری خلیج فارس برابر فشارها برای همسویی قطعی علیه مسکو که با آن روابط عموماً مثبتی دارند، مقاومت می‌کنند

تلاش برای حفظ منافع حیاتی ایالات متحده در منطقه نیازمند رویکردهای استراتژیک جدید برای رسیدگی و حل و فصل اختلافات است. تضمین همکاری دولت‌های شورای همکاری خلیج فارس تا حد زیادی به توانایی آمریکا برای نشان دادن اراده دفاع از آن‌ها برابر تجاوزات ایران بستگی دارد. ایالات متحده موظف است به شرکای عرب خود در خلیج فارس کمک کند تا توانایی نظامی موثر خود را توسعه دهند. آنچه بیش از هر چیز دیگری در روابط امنیتی ایالات متحده و دولت‌های عربی خلیج فارس باید مورد توجه قرار گیرد، ساختاری منسجم برای مشاوره و هماهنگی استراتژیک است.

پیشنهادات سیاستی

– باید یک چارچوب نهادی برای بررسی و اقدام در سطوح ارشد درراستای حل و فصل مسائل اضطراری در روابط ایالات متحده و دولت‌های عربی خلیج فارس و شناسایی زمینه‌های مورد علاقه و فرصت‌های مشارکت فراهم کرد. این چارچوب باید حداقل دو بار در سال جلسات سران بین رئیس‌جمهور و همتایان وی در خلیج فارس را شامل شود.

– ایجاد یک چارچوب استراتژیک دفاعی جدید با کشورهای عربی خلیج فارس به منظور ارتقای مشارکت امنیتی به روش‌هایی که بر اصول کلیدی تأکید داشته و اهداف روشن و قابل دستیابی را برای روابط دفاعی تعیین می‌کند.

– اجرای برنامه‌ اضطراری مشترک با شرکای عرب خلیج فارس درباره مسائل مربوط به ایران.

– همکاری آمریکا با شرکای عرب حاشیه خلیج فارس و ایجاد ائتلاف برای مقابله با تهدیدات موشکی حوثی‌ها و هواپیماهای بدون سرنشین آن‌ها ضروری است تا اطلاعات و هشدارهای لازم درباره حملات احتمالی ارائه شود.

– ایجاد یک سامانه دفاع موشکی یکپارچه در خلیج فارس.

– همکاری با عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای رفع نیازهای مداوم به محصولات پتروشیمی و تولید نفت و حرکت در مسیر تولید انرژی پاک، مقرون به صرفه و قابل اعتماد.

– ایجاد یک انجمن بین‌المللی یا گفت‌وگو بین تولیدکنندگان بزرگ انرژی خارج از چارچوب اوپک که هم ایالات متحده و هم کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در آن شرکت دارند.

– تلاش برای حفظ ثبات مسیرهای تجاری جهانی، از جمله مسیرهایی که شبه جزیره عربستان را احاطه کرده‌اند.

– هماهنگی سیاست‌های اجرایی از طریق نهادهای مالی بین‌المللی، بازوهای تأمین مالی توسعه در حکومت آمریکا و صندوق‌های توسعه دولت‌های خلیج فارس برای تأمین مالی پروژه‌های مرتبط با کاهش تأثیرات اقلیمی در خلیج فارس.

توصیه‌های سیاستی این گزارش اگرچه در بخش‌هایی مانند پیشنهاد همکاری‌های دو و چندجانبه در زمینه توسعه انرژی‌های پاک توانسته به کاهش اهمیت نفت این منطقه برای آمریکا توجه کند، اما در زمینه نگرانی‌های امنیتی اعضای شورای همکاری خلیج فارس، راهکارهایی ارائه می‌دهد که نه جدید است و نه احتمالاً مؤثر

نتیجه‌گیری و ارزیابی

گزارش حاضر از دو جنبه حائز اهمیت است. نخست اینکه نشان می‌دهد نگرانی از شکاف در روابط آمریکا و متحدان منطقه‌ای در خلیج فارس تا چه میزان جدی و اساسی است و دوم اینکه بحران اوکراین نه‌تنها التیامی بر روابط رو به وخامت واشنگتن و پایتخت‌های عربی در خلیج فارس نبوده، بلکه بر عمق زخم‌های این روابط نیز افزوه است. نویسندگان گزارش از چنین منظری تلاش کرده‌اند تا پیشنهاداتی برای بهبود شرایط فعلی ارائه کنند.

توصیه‌های سیاستی این گزارش اگرچه در بخش‌هایی مانند پیشنهاد همکاری‌های دو و چندجانبه در زمینه توسعه انرژی‌های پاک توانسته به کاهش اهمیت نفت این منطقه برای آمریکا توجه کند، اما در زمینه نگرانی‌های امنیتی اعضای شورای همکاری خلیج فارس، راهکارهایی ارائه می‌دهد که نه جدید است و نه احتمالاً مؤثر؛ چه‌اینکه تجربه بیش از هفت سال جنگ یمن نشان داده فروش انواع تسلیحات آفندی و پدافندی به عربستان و امارات نمی‌تواند مانع از ضربات نظامی انصارالله شود.

 

 منبع

[1] https://www.mei.edu/sites/default/files/2022-04/US Gulf%20Relations%20at%20a%20Crossroads%20-%20Time%20for%20a%20Recalibration.pdf

 

ارسال دیدگاه