گروه سیاسی – اندیشکده راهبردی تبیین http://tabyincenter.ir شبکه‌ی متفکران نسل سوم انقلاب در حوزه های سیاست خارجی منطقه‌ای فرامنطقه‌ای ودفاعی امنیتی Sat, 20 Oct 2018 11:20:37 +0330 fa-IR hourly 1 آرایش چهره خبیث پهلوی http://tabyincenter.ir/24183/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a8%db%8c%d8%ab-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c-2/ http://tabyincenter.ir/24183/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a8%db%8c%d8%ab-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c-2/#respond Wed, 07 Feb 2018 07:50:46 +0000 http://tabyincenter.ir/?p=24183 بازنشر

اندیشکده راهبردی تبیین – مدتی است رسانه‌های غربی، با انتشار مستندهایی، درصدد ترمیم و اصلاح چهره کریه خاندان پهلوی، در چشم نسل جوان ایران اسلامی هستند. این رژیم که ابتدائی‌ترین مسائل حاکمیت مردم و حقوق بشر ادعایی غرب را رعایت نمی‌کرد، به علت قرار دادن کشور در جهت تامین منافع آمریکا، همواره مورد شدیدترین حمایت‌های آنان بود. نفرت از دودمان پهلوی که سالیانی دراز، بر گرده مردم این کشور حکمرانی می‌کردند، با انقلاب سراسری اسلامی در کشور، به سرانجام رسید.
اکنون، با گذشتن بیش از سه دهه از پایان عمر این رژیم، آرایش چهره خبیث پهلوی، در دستور کار رسانه‌های غربی گرفته است؛ تا شاید بتوانند از این گذر، جایگاه نظام اسلامی را در اذهان نسل جدید این کشور، تقلیل دهند و همچنین توجیهی باشد بر حمایت‌های آنان از ظلم‌ها و خونریزی‌های این رژیم.
در این نوشتار، قسمتی کوچک از ابعاد حقیقی این حکومت و خاندان، به تصویر کشیده می‌شود.
لازم به ذکر است نسخه PDF این گزارش را می‌توانید از بالای همین صفحه دریافت نمائید.

]]>
http://tabyincenter.ir/24183/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a8%db%8c%d8%ab-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c-2/feed/ 0
بررسی راهبردی، گفتمانی و کارکردی پیشرفت ج.ا.ایران در مقایسه با مصر و عربستان طی چهار دهه اخیر http://tabyincenter.ir/23990/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%8c-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d8%b1/ http://tabyincenter.ir/23990/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%8c-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d8%b1/#respond Thu, 01 Feb 2018 16:20:58 +0000 http://tabyincenter.ir/?p=23990 بازنشر

اندیشکده راهبردی تبیین – ایران در سال ۱۹۷۹ انقلاب اسلامی را تجربه کرد و مصر کمپ‌دیوید را. هرچقدر که مصر برای پیشرفت با مسیری بدون مانع مواجه بود و حتی مشوق‌هایی هم برای توسعه داشت، ایران پس از انقلاب اسلامی با تحریم‌ها، ترورها و توطئه‌ها دست به گریبان بود. بررسی راهبردی، گفتمانی و کارکردی این دو و هم‌چنین عربستان، می‌تواند بیان‌گر نکات قابل تأملی باشد.

لازم به ذکر است نسخه چاپی  این گزارش (با فرمت pdf) را می‌توانید از بالای همین صفحه دریافت نمائید.

]]>
http://tabyincenter.ir/23990/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%8c-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d8%b1/feed/ 0
نشست بررسی تقابل گفتمانی دو جریان انقلابی و غرب‌گرا پیرامون هجوم اقتصادی غرب علیه انقلاب اسلامی http://tabyincenter.ir/17145/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84/ http://tabyincenter.ir/17145/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84/#respond Thu, 09 Feb 2017 05:23:42 +0000 http://tabyincenter.ir/?p=17145 مجری: بسم‌الله الرحمن الرحیم. عرض خیرمقدم خدمت کارشناس محترم نشست حاضر؛ آقای روحانی دارم و همچنین خدمت کارشناسان محترم اندیشکده راهبردی تبیین. همان‌طور که از قبل برنامه‌ریزی ‌شده، نشست امروز برای بررسی تقابل گفتمانی دو جریان انقلابی و غرب‌گرا پیرامون هجوم اقتصادی غرب علیه انقلاب اسلامی است. کل نشست به دو بخش تقسیم می‌شود؛ بخش اول به‌خودی‌خود، سه محور دارد. محور اول این است که غرب برای اینکه با انقلاب اسلامی و گفتمان آن مقابله کند، پروژه‌ای را طراحی کرده که راهبرد اصلی آن هجوم اقتصادی است. محور دوم به هدف این هجوم برمی‌گردد و اینکه این پروژه اصلاً برای چه چیزی طراحی شده است. هدف این پروژه مطابق گفته غربی‌ها تغییر رفتار ایران است که از آن با عنوان نرمالیزه کردن رفتار ایران نیز یاد می‌شود. به عبارتی این پروژه به‌گونه‌ای طراحی شده است که منتهی به تغییر رفتار ایران شود. محور سوم بخش اول نیز ابزارهای این هجوم اقتصادی است که مهم‌ترین ابزاری که در این حوزه شناسایی شده است، بحث تحریم اقتصادی است. در نامه‌ای که آقای جان کری تحت عنوان نامه خداحافظی نوشت، به بحث افزایش تحریم علیه ایران اشاره داشتند تا ایران وادار به نشستن پای میز مذاکره شود و بر سر مسائل مختلف وارد توافق شود. امروز ابتدا به این سه محور پرداخته خواهد شد و اگر وقت اجازه دهد، وارد بخش دوم خواهیم شد. اگر اجمالاً بخواهم محورهای بخش دوم را بیان کنم، این بخش دو محور کلی دارد، یکی اینکه روش مقابله با این تحریم‌ها چگونه هستند که ما در اینجا شاهد یک تقابل گفتمانی هستیم؛ گفتمان غرب‌گرا معتقد به این است که روش مقابله با این مسئله شامل گفتگو، مذاکره و سازش برای رفع تحریم است و گفتمان انقلابی معتقد به راهبرد اقتصاد مقاومتی با تکیه‌بر توان داخلی برای بی‌اثر کردن تحریم‌هاست. محور دوم نیز به مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی برمی‌گردد و همچنین تفاوت آن با اقتصاد ریاضتی که گاهاً به‌عنوان شبهه بیان می‌شود. همچنین در محور دوم این بخش به جایگاه واردات و صادرات در اقتصاد مقاومتی اشاره خواهد شد و مباحثی مانند جایگاه سرمایه‌گذاری خارجی در اقتصاد مقاومتی تحلیل خواهد گردید. ابتدا به بخش اول می‌پردازیم، به‌واسطه ضیق وقت، بنده اطاله کلام نمی‌کنم و نشست را در اختیار کارشناس محترم، آقای روحانی می‌گذارم که ان شاءالله از محضر ایشان بهره‌مند شویم.

سید علی روحانی: بسم‌الله الرحمن الرحیم. خود بنده ترجیح می‌دهم که جلسه را با سؤال و جواب جلو ببریم و بنده متکلم وحده نباشم تا بتوانیم که مصداقی با موضوعات برخورد کنیم.

مجری: شما لطفاً یک طرح بحث کلی داشته باشید تا در انتها دوستان سؤالات خود را بپرسند.

سید علی روحانی: در نگاه کلان، تقابل ایران و غرب که به‌طور ویژه در حوزه اقتصادی دنبال می‌شود، چیزی است که نیاز به استدلال و شاهد و مدرک آوردن ندارد، چراکه مسئله‌ای است که به‌وضوح پذیرفته شده است. حال می‌توان روی این بحث کرد که چرا اقتصاد به‌عنوان حوزه تقابل در نظر گرفته شده است. بنده این را به‌عنوان یک پیش‌فرض در نظر می‌گیرم و پیش می‌روم. در دوره‌ای که تحریم‌های ما شروع شد، ما روی اینکه تحریم‌ها در چه حوزه‌های علیه ما وضع شده است و در هر یک از این حوزه‌ها، این تحریم‌ها در چه سطحی است، کار مطالعاتی انجام دادیم. همچنین بررسی کردیم که اصلاً تحریم‌ها علیه ما تا چه سطوحی می‌تواند افزایش یابد. جمع‌بندی ما در همان سال ۹۱ در حوزه مالی و نفت این بود که تحریم‌ها علیه ایران تا آنجایی که می‌شده، انجام شده است. به عبارتی تنها چیزی که باقی مانده بود، این بود که اروپا نیز ما را مورد تحریم‌های ثانویه قرار دهد. تحریم‌های آمریکا، تحریم‌هایی بود که ناظر به خود آمریکا بود و سایر کشورهایی که می‌خواستند با ایران کار کنند، مشمول تحریم‌ها قرار می‌گرفتند. اروپا تنها کشورهای داخل اتحادیه اروپا را تحت عنوان تحریم نفتی و بانکی از ارتباط اقتصادی با ایران نهی کرده بود. تنها چیزی که باقی مانده بود که کشورهای اروپایی نیز در حوزه‌های بانکی و خرید نفت و… مثل آمریکا عمل کنند و هر کشوری را که با ایران رابطه بانکی و خریدوفروش محصولات نفتی دارد مشمول تحریم قرار دهند. بنابراین در حوزه‌های نفت و مالی و بانکی، غرب تقریباً تا آنجا که می‌توانست جلو رفته بود. در یکسری حوزه‌های دیگر نیز مانند حوزه‌های حمل‌ونقل (مثلاً کشتیرانی که عمده حمل‌ونقل بین‌المللی ایران از این طریق است) تحریم‌هایی جدی علیه ایران وضع شده بود؛ هم از طرف آمریکا و هم از طرف اروپا. اینکه آن‌ها تا آنجا که می‌توانستند جلو آمده‌اند، به این معناست که ‌توانسته‌اند یک اجماع بین‌المللی یا حداقل غربی علیه ایران درست کنند. بهانه­ی آن‌ها برای این تحریم‌ها، مسئله هسته‌ای بوده است، منتها در ادامه می‌بینیم که زمانی که بهانه هسته‌ای گرفته می‌شود، به سراغ حوزه موشکی، حقوق بشر و… می‌روند. بدین ترتیب بهانه تغییر می‌کند، اما هدف تغییر نمی‌کند و حتی روش نیز تغییر نمی‌کند.

مکتوباتی نیز که از سوی نهادهای سیاست‌ساز آن‌ها داریم این است که آن‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اتفاقاً تحریم‌ها علیه ایران به‌خوبی پاسخ داده است؛ هم ازاین‌جهت که سیاستمداران ایران را به این نتیجه رسانده است که باید رویه خود را تغییر دهند و هم اینکه یک اثر واقعی روی اقتصاد ایران گذاشته است. خود ما در داخل این را می‌دانیم که بسیاری از مشکلاتی که برای ما از تحریم ایجاد شد، ریشه در خود تحریم ندارد و تحریم روی نقاط آسیب‌پذیری ما اثر گذاشته است. آسیب‌پذیری یک ویژگی درون اقتصاد ماست که تحریم روی آن انگشت می‌گذارد و از آن ناحیه به ما حمله می‌کند. در کُشتی، زمانی که پای چپ حریف درد می‌کند، شما سعی خواهید کرد که از آن محل حریف خود را به زمین بزنید. زمانی که این نقاط ضعف شناسایی می‌شود، هدف حملات تحریمی قرار می‌گیرد. زمانی که به روند تحریم‌ها نگاه می‌کنیم، به‌خوبی می‌بینیم که آمریکا لیست اقلام صادراتی ایران را روبروی خود قرار داده و می‌بیند که صادرات نفتی ایران در صدر قرار دارد، لذا شروع به تحریم نفتی می‌کند. ابتدا کمی بلندمدت‌تر نگاه می‌کند و تحریم‌های سرمایه‌گذاری در نفت را وضع می‌کند تا که بتواند به‌تدریج فشار وارد کند. حال زمانی که جدی‌تر می‌شود (از زمان کلینتون)، بحث تحریم خرید نفت را اعمال می‌کند و در ادامه اروپا همین کار را انجام می‌دهد. گزینه بعدی آن‌ها پتروشیمی بود، چراکه در لیست صادرات ما بعد از نفت، پتروشیمی قرار دارد. بعد از پتروشیمی نیز کار به مواد خام معدنی همچون سنگ آهن و… می‌رسد. این موارد، اقلام اصلی صادراتی ما بود و در لیستی قرار داشت که قرار بود علیه آن تحریم اعمال شود. بدین ترتیب آن‌ها زمانی که می‌بینند که وابستگی ما به ارز حاصل از صادرات نفت، محصولات پتروشیمی، مواد خام معدنی و… زیاد است، لذا به‌صورت اولویت‌بندی شده علیه آن اقدام می‌کنند. در حوزه بانکی نیز عمده مبادلات ما با دلار است. به‌هرحال حتی اگر ازنظر حقوقی بخواهیم به مسئله نگاه کنیم، دلار ارز آمریکا است و اگر نخواهد که یک کشور از این ارز استفاده کند، این مسئله برای آمریکا بار حقوقی نخواهد داشت. لذا در اینجا مشکل از ماست که دست خود را به‌طور ویژه در حوزه مالی زیر ساطور آمریکا گذاشته‌ایم. بنابراین ما در حوزه‌هایی مورد هجوم اقتصادی قرار می‌گیریم که درآن حوزه ضعف و وابستگی داریم. بنابراین اگر ما بخواهیم در داخل کشور برای خود تحلیل کنیم که راهبرد ما برای مقابله با فشار خارجی که اکنون متمرکز روی حوزه اقتصادی است، چه خواهد بود، قطعاً اولین کار این خواهد بود که ما آسیب‌پذیری خود را کم کنیم. زمانی که یک نفر می‌خواهد به ما حمله کند، قطعاً به نقاط آسیب‌پذیر ما حمله خواهد کرد. بخش عمده این آسیب‌پذیری‌ها نیز ربطی به اینکه ما با دنیا یا غرب تعامل داریم یا نداریم، ندارد.

یک استدلالی همواره مطرح می‌شود که اگر ما با دنیا یا غربی‌ها ارتباط داشتیم، خارجی‌ها به ما دانش منتقل می‌کردند و لذا ما اصلاح می‌شدیم. مثلاً نظامی بانکی خود را درست می‌کردیم، اقلام صادراتی خود را توسعه می‌دادیم، شریک‌های خارجی خود را افزایش می‌دادیم، در بخش‌های مختلف کشور سرمایه‌گذاری صورت می‌گرفت و فضای کسب‌وکار ما بهتر می‌شد و… این استدلال یک استدلال رایج است که معمولاً روی آن تکیه می‌شود که اگر ما ارتباط خارجی خوبی داشتیم، آن‌ها می‌آمدند و نظامات داخلی کشور ما را اصلاح می‌کردند. بنده استدلال‌های سطحی دیگری را که در کنار این بحث مطرح می‌شود بیان نمی‌کنم، چون بسیار خنده‌دار و مضحک هستند، مثلاً اینکه مشکل ما در حوزه اقتصاد تنها سرمایه‌گذاری خارجی است. به‌هرحال عقل آن سرمایه‌گذار تاب ندارد که بیاید و در کشوری سرمایه‌گذاری کند که حقوق مالکیت درستی در آن وجود ندارد و انواع مختلف دیگری از مشکلات را داراست. حتی خود من و شما نیز اگر بخواهیم یک زمین را بخریم، نمی‌توانیم از این اطمینان داشته باشیم که ۳ سال بعد نیز مالک این زمین خواهیم بود یا خیر. حال سرمایه‌گذار خارجی چرا باید در این فضا پول خود را وارد کشور کند. در شرایطی که ما برای راه‌اندازی قانونی کسب‌وکار نیازمند این هستیم که چندین سال معطل شویم یا اینکه رشوه پرداخت کنیم یا ارتباط بگیریم، چرا باید سرمایه‌گذار خارجی وارد میدان شود. ریشه همه این مسائل در داخل کشور است. تا زمانی که فضای کسب‌وکار ما در میان کشورهای جهان نامطلوب است، سرمایه‌گذار خارجی حتی زمانی که پول دارد و رابطه ما نیز با آن خوب است، حاضر به سرمایه‌گذاری در ایران نخواهد بود. لذا بنده استدلال‌های ضعیف را در این حوزه کنار می‌گذارم. آن استدلالی که در این حوزه قابل‌بررسی است این است که حضور خارجی‌ها در ایران باعث می‌شود که نظامات تصمیم‌گیری و سیاست‌سازی‌ها به‌طورکلی، مدل اداره کشور ما اصلاح شود. این حرف به این معناست که حتماً باید زور بالای سر ما باشد تا بخواهیم خود را اصلاح کنیم. به عبارتی تا زمانی که زور بالای سر ما نباشد، حاضر به این نیستیم که سیستم و نظام خود را بهبود ببخشیم. ما چرا سیستم مالی خود را درست نمی‌کنیم!؟ اکنون‌که گفته می‌شود که ما به FATF بپیوندیم، این پیمان مواردی را شامل می‌شود که برای مسائل اقتصادی داخل کشور ما نیز مفید است، مثلاً شفاف‌سازی ایجاد کرده و جلوی پول‌شویی را می‌گیرد. مخالفت ما با FATF به‌خاطر بخش‌های دیگری از آن است که ملاحظات امنیتی دارد. حال باید دید که چرا قسمت خوب FATF در ایران اجرا نشده است! آیا حتماً باید یک خارجی ما را وادار به اجرای این امر کند؟! این استدلال به معنی پذیرفتن ضعف خود ماست؛ یعنی به‌صورت ناخودآگاه یا ضمنی، معتقدین به اینکه تنها راه اصلاح ما، تعامل با دنیا یا غرب است، می‌گویند که ما ایرانی‌ها آدم‌بشو نیستیم و اگر ما را به حال خود رها کنند، نمی‌توانیم نظام و سیستم خود را اصلاح کنیم. لذا یک زوری را به‌صورت اختیاری بر بالای سر خود قرار می‌دهیم که ما را مجبور به درست شدن کند. استدلال‌های متنوعی از سوی جریان غرب‌گرا مطرح می‌شود که اکثر آن‌ها را می‌توان به‌وضوح رد کرد. آن استدلالی که تا حدی قابل دفاع است، همین استدلال اخیری است که گفتم و این استدلال را نیز می‌توان موردبحث قرار داد که آیا تنها مدل فشار این است!؟ مگر خود تحریم یک عامل فشار نبود؟! مگر تحریم باعث نشد که یکسری از اصلاح نظامات در داخل کشور اعمال شود؟! چرا ما به فشار تحریم نه می‌گوییم، اما اینکه زور خارجی بر سر ما باشد را می‌پذیریم!؟ به‌هرحال باید توجه داشته باشیم که مدل اصلاح کشور از اصلاح آسیب‌پذیری‌های ما می‌گذرد و اینکه آسیب‌های ما چیست، مسئله‌ای است که باید آن را به اولویت بررسی کرده و اصلاح کنیم. ما باید این آسیب‌ها را در انواع حوزه‌های انرژی، بودجه کشور، نظام مالی، فضای کسب‌وکار و…. شناسایی کرده و پس از شناسایی، اصلاح این امور مورد مطالبه نهادهای تخصصی، جوامع دانشگاهی، مجلس، قوه قضائیه و… قرار گیرد. این موارد باعث اصلاح زیربنایی در کشور می‌شود. زمانی که شما مدل سایر کشورها مانند چین را بررسی می‌کنید می‌بینید که این کشور نیز زمانی تحت تحریم‌هایی قرار گرفت که البته به سنگینی تحریم‌ها علیه ایران نبود. این تحریم‌ها توسط کنگره آمریکا وضع شده بود، منتها بعدها این شرکت‌های بزرگ آمریکایی بودند که دست به لابی زدند تا این تحریم‌ها لغو شوند، چون منافع اقتصادی آن‌ها این‌گونه ایجاب می‌کرد. برای شرکت‌های بزرگ غربی تنها منافع اقتصادی مهم است و شما می‌خواهید از این امر استفاده کرده و جذب سرمایه کنید. اگر شما آن‌ها را به این جمع‌بندی برسانید که منافع اقتصادی آن‌ها در سرمایه‌گذاری در ایران است، دست به لابی خواهند زد تا تحریم‌ها علیه ما برداشته شود، کما اینکه در مورد سایر کشورها نیز همین کار را کردند. در حال حاضر واقعیت این است که منافع اقتصادی این شرکت‌ها در برداشته شدن تحریم‌های غرب علیه ما نیست، چون می‌دانند که اگر تحریم‌ها نیز برداشته شود، فضای کسب‌وکار آن افتضاح، حقوق مالکیتش بد و اقتصادش بسیار فسادخیز است. سرمایه‌گذاران خارجی می‌گویند که در کشوری که یک بومی نتواند حق خود را بگیرد، یک خارجی قطعاً نمی‌تواند حق خود را بگیرد. شما نباید انتظار نداشته باشید که تا زمانی که نظامات این‌چنین بر دستگاه قضایی ایران حاکم است، سرمایه‌گذار خارجی به ایران برای سرمایه‌گذاری بیاید. اتفاقاً یک جریان باید بیاید و به آن سرمایه‌گذار خارجی بگوید که مابه‌تفاوت پولش را پرداخت خواهد کرد به این شرط که وی در ایران سرمایه‌گذاری کرده و عامل نفوذ این جریان در ایران شود و الا تحلیل اقتصادی به سرمایه‌گذاری که فقط می‌خواهد به دنبال سرمایه‌گذاری در ایران باشد و به منافع اقتصادی برسد می‌گوید که وی نباید در ایران سرمایه‌گذاری کند. لذا اگر ما بخواهیم سرمایه‌ خارجی را جذب کنیم، باید برای سرمایه‌گذار خارجی منافع اقتصادی ایجاد کنیم. منافع اقتصادی نیز زمانی در ایران برای خارجی‌ها ایجاد می‌شود که ما فضای کسب‌وکار و حقوق مالکیت خود را اصلاح کنیم. از دیگر مواردی که باید در کشور ما اصلاح شود، بحث نظام آماری ماست. یک سرمایه‌گذار خارجی زمانی که بخواهد با جستجوی اینترنتی به این مسئله پی ببرد که وضعیت تولید در بخش‌های مختلف کشور ایران چگونه است، وضعیت تورم کشور به چه شکل است و دستگاه‌های اطلاع‌رسانی آن چگونه عمل می‌کنند، با مشکل مواجه خواهد بود. شما به صفحات انگلیسی سایت‌های دولتی ما توجه کنید. پیشرفته‌ترین سایت دستگاه دولتی ما که چند سال نیز به این خاطر تشویق شده بود، سایت بانک مرکزی ماست. زمانی که شما به بخش انگلیسی سایت بانک مرکزی نگاه می‌کنید، آخرین داده‌ای که به آن اشاره شده است، مربوط به سال ۲۰۰۴م است. الآن در سال ۲۰۱۷م هستیم. ترازنامه بانک مرکزی در بسیاری از کشورهای دنیا، سالیانه نیست، بلکه ماهیانه و بعضاً حتی هفتگی است، به عبارتی هر هفته ترازنامه بانک مرکزی منتشر می‌کنند.

پرسش­کننده: مثلاً کجا؟

سید علی روحانی: بانک مرکزی بسیاری از کشورهای اروپایی، آمریکا، انگلیس و کانادا به‌طور هفتگی ترازنامه خود را منتشر می‌کنند، بانک مرکزی کشورهایی مانند مالزی به‌طور ماهیانه و انتشار سالیانه ترازنامه، بدیهی‌ترین کار است. در کشور ما که سال ۱۳۹۵ دارد تمام می‌شود، آخرین ترازنامه مربوط به سال ۱۳۹۲ است. من مثال خود را از بانک مرکزی شروع کردم و شما حدیث مُفصل را از همین‌جا بخوانید. اینکه اطلاع‌رسانی ما تا این اندازه ضعیف است و یک نظام آماری داریم که هر وقت که دلش می‌خواهد آمار را منتشر می‌کند و در آن منفعت خود و دولت را لحاظ می‌کند، یک نقطه‌ضعف بزرگ است. شما به بحث نرخ رشد اقتصادی توجه کنید. یک سال بانک مرکزی نرخ رشد را اعلام می‌کند اما مرکز آمار آن را اعلام نمی‌کند، چون برآورد این مرکز برای رشد اقتصادی کمتر است. سال بعد مرکز آمار این نرخ را اعلام می‌کند، اما بانک مرکزی اعلام نمی‌کند چون این دفعه برآوردش از رشد اقتصادی نسبت به بانک مرکزی بهتر بوده است. از طرفی که چیزی که مرکز آمار اعلام می‌کند، رشد نسبت به سال گذشته است؛ سال گذشته‌ای که نرخ رشد تخمینی این مرکز کمتر از برآورد بانک مرکزی بوده است. به عبارتی آن‌ها دارند عدد نرخ رشد اقتصادی را یکی‌در میان نسبت به آن عدد نرخ رشدی حساب می‌کنند که بدتر بوده است که این خود عدد نرخ رشد را بالاتر نشان می‌دهد. این مدل اعلام آمار به‌مثابه یک جوک است. یک سرمایه‌گذار خارجی زمانی که می‌بیند مدل اعلام آمار شما این‌چنین است، با خود می‌گوید که این‌همه کشور وجود دارد و چرا من باید سرمایه خود را به ایران وارد کنم. اگر ما فضایی را ایجاد کنیم که مردم، دستگاه‌ها و سازمان‌های داخلی در کنار سرمایه‌گذار خارجی در کشور فرصت سرمایه‌گذاری داشته باشند، چه‌بسا تحریم‌ها خودبه‌خود برداشته شوند! به‌هرحال شرکت‌های سرمایه‌گذار زیادی در دنیا وجود دارند که برای سرمایه‌گذاری در کشور ما بخواهند لابی‌گر شوند. منتها مدل تصمیم‌گیری ما برعکس و از آخر به اول است. ما ریشه‌های عمیق‌تر مسئله را هیچ‌گاه نگاه نمی‌کنیم و همه‌چیز را به تحریم ربط می‌دهیم. یک‌زمان هست که من با آقای فلانی سعی می‌کنم تماس بگیرم، اما چون قبض تلفن خود را نداده‌ام، خط من قطع است. حال مذاکره می‌کنم و این سیم را وصل می‌کنم اما زمانی که مجدداً تماس می‌گیرم موفق به تماس نمی‌شوم چون اصلاً تلفن من خراب است و شماره نمی‌گیرد. سرمایه‌گذار خارجی منافع خود را در سرمایه‌گذاری در ایران نمی‌بیند، حال ما رفتیم تحریم‌ها را برداشتیم تا که چه شود؟! حال اگر ما به شکلی مذاکره می‌کردیم که منافع سرمایه‌گذار خارجی ایجاب می‌کرد که در کشور ما سرمایه‌گذاری کند، آن‌گاه هم ما و هم سرمایه‌گذار خارجی برای رفع تحریم‌های ایران بسیج می‌شدیم.

مجری: بنابراین تا اینجا به این جمع‌بندی می‌رسیم که نمی‌توان با نگاه به بیرون مشکلات اقتصادی را حل کرد، بلکه باید ذیل اقتصاد مقاومتی به اصلاحات ساختاری اقتصادی دست بزنیم، مثلاً در زمینه­ی قوانین مالکیت، سرمایه‌گذاری و… همچنین اینکه ما تلاش کنیم که با رفع تحریم‌ها، سرمایه‌گذار خارجی را وارد ایران کنیم، به‌نوعی نواختن شیپور از سر گشاد آن است و جوابگو نخواهد بود. دیگر نکته‌ای که شما اشاره داشتید این بود که ما باید منافع سرمایه‌گذار خارجی را با ایران درگیر کنیم تا آن‌ها برای رفع تحریم‌ها و موانع اقتصادی فعال شوند. مسئله دیگری که می‌خواهم راجع به آن از شما سؤال بپرسم، ساختار تحریم‌هاست.  خواهش بنده این است که شما یک طرح بحث مقدماتی راجع به این مسئله داشته باشید تا پس‌ازآن به موارد دیگر بپردازیم. به‌هرحال ساختار تحریم یک بحث است و مصادیق آن یک بحث دیگر. اینکه این ساختارها چه هستند که باعث شده است ایران مصداق تحریم شود و الآن که ایران مصداق تحریم شده است، چقدر طول می‌کشد که آن‌ها ایران را مجدداً مصداق همین تحریم‌ها کنند، بحث مهمی است که مدنظر نشست ماست.

روحانی: اگر اجازه دهید، من پاسخ سؤال دوم را ابتدا عرض کنم. تقریباً هیچ طول نمی‌کشد که ایران مجدداً مصداق تحریم شود و تحریم‌های ضد ایرانی غرب به‌راحتی قابل‌برگشت هستند. اینکه گفته می‌شود که ساختار تحریم کاملاً شکسته است، نادرست است و زیرساخت‌های شکل‌گیری تحریم علیه ایران کاملاً وجود دارد؛ یعنی هم به لحاظ نهادی و سازمانی بخشی که مسئولیت معماری تحریم علیه خیلی از کشورها را دارد همچنان پابرجاست و تنها کافی است که ایران اولویت کاری این نهاد قرار گیرد. همچنین به لحاظ زیرساخت‌هایی که تحریم را ممکن می‌کند و نه نهاد متولی، مانند نهادهای مالی بین‌المللی و زیرساخت آن‌ها مانند سوئیفت این امکان را می‌دهد که اطلاعات همه تراکنش‌ها و بانک‌های طرفین جابجا در اختیار نهاد تحریک‌کننده قرار گیرد. الآن‌همه بانک‌های ما با سوئیفت کار می‌کنند. فرض کنید که الآن‌همه ما داریم از جی‌میل استفاده می‌کنیم. اگر گوگل یک‌زمان بخواهد به ما سرویس ندهد ما دچار مشکل خواهیم شد. یک‌زمان گوگل به ما اجازه درست کردن جی‌میل را داد و ما همه خود را به آن وابسته کردیم و حال اگر بخواهد جی‌میل همه ما قطع خواهد شد، اما اگر ما یک شرکت ارائه‌دهنده ایمیل دیگر را به‌طور موازی داشتیم این اتفاق نمی‌افتد. اگر ما در ارتباطات مالی خود لااقل با بانک‌های کشورهای نزدیک یا همسایه مانند ترکمنستان و ازبکستان و…  یک بستر ارتباطات مالی موازی را ایجاد کرده بودیم که تحریم‌ناپذیر بود، یا تحریم آن خیلی سخت‌تر بود، با قطع شدن سوئیفت دچار مشکل فزاینده نمی‌شدیم. بااین‌حال ما کماکان داریم در همان زمین قبلی بازی می‌کنم و آن‌ها شیر سوئیفت را کمی باز کرده‌اند و هر وقت اراده کنند، آن را خواهند بست. بنابراین هیچ‌چیز تغییر نکرده است و به‌عبارت‌دیگر، همان روندی که برای تحریم ایران طی شد، می‌تواند با سرعت بسیار بیشتری طی شود، چون تجربه لازم نیز وجود دارد و زمانی چندانی جهت نوشتن متن قانون و متن دستور رئیس‌جمهور صرف نخواهد شد. مثلاً طی یک‌زمان‌بندی (برای اینکه سرمایه‌گذاری خارجی آسیب نبیند) بیان می‌کنند که فلان فرمان اجرایی که سابقاً نیز وجود داشته است، از فلان تاریخ که مثلاً ۶ ماه دیگر است، مجدداً اجرا خواهد شد. حال این فرمان اجرایی سابقاً به دلیل هسته‌ای بود و حال به دلیل مسائل حقوق بشر. حال شاید بتوان روی برخی مصادیق صحبت کرد و گفت که در فلان مورد، برگرداندن تحریم زمان‌بر خواهد بود چراکه زیرساخت آن جابجا شده است، اما تحریم‌های نفت، تحریم‌های مالی و بانکی و حتی تحریم‌های حمل‌ونقل همگی بازگشت‌پذیر است و تنها کافی است که اجماعی که قبلاً درست کرده بودند، مجدداً ایجاد کنند. حال این اجماع می‌تواند ناشی از ترس از بمب هسته‌ای ایران باشد، یا جلب منافع اقتصادی کشورهایی که می‌خواهند وارد اجماع شوند.

 

 

مجری: آیا می‌توان گفت که تحریم‌هایی که چندجانبه بوده است و نیاز به اجماع دارد، کمی طول می‌کشد تا بازگردد اما آن تحریم‌هایی که یک‌جانبه بوده است و آمریکا به‌تنهایی تصویب و اجرایی می‌کرده است، تنها نیازمند دستور اجرایی رئیس‌جمهور آمریکا است و به‌سرعت بازمی‌گردد. آیا این تقسیم‌بندی را درست می‌دانید؟

روحانی: این سؤال را در خلال صحبت‌های خود پیرامون ساختار تحریم‌ها توضیح خواهم داد. اگر بخواهیم تحریم‌ها را به لحاظ موضوعی دسته‌بندی کنیم، یک دسته تحریم‌ها مسائل بانکی و مالی را شامل می‌شود، دسته دیگر در حوزه حمل‌ونقل (کشتیرانی و حمل‌ونقل) است، همچنین دسته سوم شامل تحریم‌ها تجاری است. این تجارت می‌تواند در حوزه نفت و گاز و… باشد اما به‌طورکلی بحث مبادله کالاها را در برمی‌گیرد. دسته چهارم در خصوص دانش، فناوری و انتقال آن‌هاست و همچنین استفاده از زیرساخت‌های دانشی. دسته پنجم مربوط  به زیرساخت‌های ارتباطاتی است که شاید بتوان آن‌ها را در دل دیگر تحریم‌ها جا داد. منظور از زیرساخت‌های ارتباطاتی چیزی مانند سوئیفت است که شما برای ارتباط بین کشورها در یک حوزه خاص نیاز به یک بستر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دارید که این بستر نرم‌افزاری و سخت‌افزاری در اختیار شما نیست و البته در اختیار کشور متخاصم نیز نیست، بلکه یک چیز بین‌المللی است. سوئیفت یک شرکت سهامی بین‌المللی است، اما ما مشمول تحریم آن قرارگرفته‌ایم. بنده لیست تحریم‌ها را در جداول خاص آن آورده‌ام. لذا در یک چارچوب کلی، ۴ مدل تحریم علیه ایران وجود دارد. یکسری تحریم‌هایی است که بانام «اولیه» مشهور شده است، اما عبارت بهتر برای آن «درون‌سرزمینی» است. تحریم‌های آمریکا یکسری درون‌سرزمینی و سری دیگر فراسرزمینی است. تحریم‌های درون‌سرزمینی به معنای آن تحریم‌هایی است که آمریکا وضع کرده است که طی آن هیچ آمریکایی حق ندارد فلان کالا را از ایران بخرد یا هیچ شرکت یا فرد آمریکایی حق ندارد که در ایران در فلان حوزه‌ها سرمایه‌گذاری کند. لذا طی این تحریم‌ها، کسانی که مشمول تحریم قرار می‌گیرند، اشخاص حقیقی و حقوقی داخل آمریکا هستند. تحریم‌های فراسرزمینی، تحریم‌هایی است که طی آن آمریکا برای شرکت‌های غیرآمریکایی که در ایران سرمایه‌گذاری کنند، کالای ایرانی بخرند، کالایی را به ایران صادر کنند و…. جریمه در نظر بگیرد. این مدل دوم تحریم به تحریم ثانویه معروف است. آن چیزی که به ما ضربه بیشتری وارد کرد، تحریم‌های فراسرزمینی است. ما خیلی از تحریم‌های درون‌سرزمینی آمریکا ضربه ندیدیم، زیرا ما تجارت ویژه‌ای با آمریکا نداریم و چنانچه شرکت‌های آمریکایی وارد تجارت با ما نشوند، شرکت‌های اروپایی یا سایر کشورها با ما وارد تجارت خواهند شد یا در کشور ما سرمایه‌گذاری خواهند کرد. تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه ما همگی تحریم‌های درون‌سرزمینی است. مدل چهارم تحریم‌ها علیه ما، تحریم‌های شورای امنیت است. تحریم‌های شورای امنیت به لحاظ حوزه شمول خیلی محدودتر هستند، اما به لحاظ اثرات رسانه‌ای، روانی، اجماع‌سازی و… تأثیر ویژه دارند.

این تحریم‌ها ناشی از تحریم‌های برون‌سرزمینی آمریکا و نیز شورای امنیت است. عمده تحریم‌های شورای امنیت علیه ما در حوزه هسته‌ای و نظامی است و در برخی جاها وارد فناوری‌های دوگانه می‌شود (کالاهایی که هم کاربرد نظامی دارند و هم غیرنظامی). آخرین قطعنامه‌ای که شورای امنیت علیه ما صادر کرده بود، دال بر این بود که اگر شما به کشتی مشکوک شدید و دلیل کافی برای این داشتید که حامل سلاح‌هایی است که ما به خاطر آن ایران را تحریم کرده‌اید می‌توانید آن را مورد بازرسی قرار دهید. حال به استناد این قطعنامه شورای امنیت، اتحادیه اروپا می‌گوید که تمام کشتی‌هایی که پرچم ایران دارند را نمی‌گذارم تا در بنادر اروپایی پهلو بگیرند. بنده خیلی سریع روند تاریخی این مسئله را مرور می‌کنم. تحریم‌ها علیه ایران از بعدازآنقلاب شروع شد. تحریم ایران و لیبی، همان تحریم ایلسا(ILSA) است که بعداً لیبی از این قانون حذف شد. اصل قوانین تحریمی آمریکا علیه ایران، همان تحریم جامع ایران است که در سال ۲۰۱۰م وضع می‌شود. همچنین قانون کاهش تهدید ایران و سوریه نیز در سال ۲۰۱۲م تصویب شد. قبل سال ۲۰۱۰م، تحریم‌ها ضد ایران با یکسری فرامین اجرایی رئیس‌جمهور به جلو می‌رفته است و این فرامین اجرایی ضمن تشدید شدن در قانون جامع ایران در سال ۲۰۱۰م تجمیع می‌شوند. پیشنهاد بنده این است که حتماً این قوانین را ملاحظه کنید. آمریکایی‌ها یک عادت و رویه خوبی را در قانون‌نویسی دارند که مطابق آن ابتدا به این اشاره می‌کنند که ما چرا این قانون را داریم وضع می‌کنیم. قوانینی که در ایران تصویب می‌شوند، چنین ساختاری را ندارند. لذا اگر بعد از ۴۰ سال یک نفر خواست قانون را بازنگری کند یا اصلاً بفهمد برای چه این قانون وضع شده است، متوجه نمی‌شود و باید به مشروح مذاکرات آن موقع مجلس مراجعه کند. حال آمریکایی‌ها در مقدمه، دلایل وضع قانون را مطرح می‌کنند. در مقدمه قانون تحریم جامع ایران به فعالیت‌های هسته‌ای، آزمایش‌های موشکی، اتفاقات سال ۸۸ ایران و حتی برخی صحبت‌های رئیس‌جمهور ایران (مثلاً استناد می‌کنند که ایران به خاطر این سخنان رئیس‌جمهور یک تهدید است یا اینکه در ایران حقوق بشر رعایت نمی‌شود) اشاره می‌شود. تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران در حدفاصل سال‌های ۲۰۰۶م الی ۲۰۱۰م تصویب شده‌اند.

 

پرسش­کننده: تحریم‌های جامع آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۱۰م شامل چه مواردی است؟

سید علی روحانی: همه‌چیز! نفت و گاز، فناوری، حوزه مالی و بانکی و… . تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران متمرکز روی مسائل هسته‌ای و نظامی است و تحریم‌های اتحادیه­ی اروپا نیز دقیقاً یک سال بعد از شروع قطعنامه‌های شورای امنیت شروع می‌شود و با همان روند که تحریم‌های شورای امنیت سخت‌گیرانه می‌شود، آن‌ها یک ضریب و توان جدی به آن می‌دهند و علیه ایران تحریم وضع می‌کنند که تقریباً همه‌چیز را شامل می‌شود؛ مانند هسته‌ای، نظامی، فناوری‌های پیشرفته، مالی، نفت و گاز، سوئیفت و سایر زیرساخت‌ها مانند ماهواره‌های ارتباطاتی.

مجری: آیا این افزایش ضریب و توانی که می‌فرمایید ناظر بر عمق تحریم‌هاست یا اینکه به سطح تحریم‌ها نیز اضافه می‌کند؟

سید علی روحانی: در این خصوص پیش‌ازاین به مثال قطعنامه‌ی شورای امنیت در خصوص کشتی‌رانی ایران اشاره داشتم که طی آن گفته می‌شد که اگر به یک کشتی ایرانی مشکوک شدید، دست به بازرسی بزنید اما اروپا آمد و به‌طور کامل شرکت ملی کشتی‌رانی ایران را تحریم کرد و همچنین از پهلو گرفتن کشتی‌های دارای پرچم ایران ممانعت به عمل آورد. منتها این‌ها طی یک روند صورت گرفته است و روند تحریم‌ها علیه ایران یک روند تشدیدشونده است.

پرسش­کننده: شما اشاره داشتید که سه تحریم بر ضد ما بیشترین اثر را داشته‌اند؛ یکی مالی مانند سوئیفت ……………..

سید علی روحانی: تحریم سوئیفت اثر ویژه‌ای روی اقتصاد ما نداشت. سوئیفت بستری است که آن‌ها این اطلاعات را به دست می‌آوردند که بانک‌های ایران با همدیگر و با سایر بانک‌ها چگونه ارتباط دارند. به‌هرحال یکی از جوک‌های داخل کشور این است که بانک‌های سپه و ملی اگر می‌خواستند پیغامی را ردوبدل کنند، این کار را در بستر سوئیفت انجام می‌دادند. به عبارتی ما تمام مبادلات داخل کشور خود را برای آمریکا و اروپا کاملاً شفاف و آنلاین قابل‌دسترس کرده بودیم. تحریم سوئیفت آخرین تحریمی است که ما در حوزه‌ی مالی داریم. غربی‌ها تا آنجا که می‌شده است از اطلاعات ردوبدل شده در داخل سوئیفت استفاده کرده‌اند و درنهایت زمانی که تمام بانک‌های ما در لیست تحریم قرار گرفتند، سوئیفت نیز تحریم شد. سوئیفت بیشتر یک ساختار اطلاعاتی است و برای یک سیاستمدار باید تشریح کرد که این‌گونه نیست که اگر سوئیفت وصل شود، همه‌چیز خوب می‌شود. چنانچه سوئیفت وصل شود، شما می‌توانید به سایر بانک‌ها پیام تبریک بفرستید ولی تا زمانی که بانک ملی، سپه، صادرات و… در لیست تحریم قرار دارند، این بانک‌ها هیچ پیامی را برای انتقال پول نمی‌توانند ردوبدل کنند و تنها می‌توانند پیام تبریک منتقل کنند. این مانند این است که جی‌میل به شما بگوید که شما نمی‌توانید فایل ضمیمه‌ی نامه الکترونیکی خود کنید؛ بلکه فقط می‌توانید نامه تایپ کنید و البته نه هر چیزی را!

پرسش­کننده: بنابراین سه تحریم بر ما بیشترین تأثیر را داشتند؛ یکی مالی و بانکی، دومی بحث فروش نفت و سرمایه‌گذاری در آن و سومین مورد که تأثیر کمتری نسبت به دو مورد اولی داشت، بحث حمل‌ونقل بود. از این تحریم‌ها که فرمودید کدام‌یک ما را بیشتر آزار داد. آیا تحریم‌های جامع ۲۰۱۰م بیشترین تأثیر را داشت؟

سید علی روحانی: تحریم‌های جامع ۲۰۱۰م یک‌مرتبه همه این تحریم‌ها را خیلی تشدید می‌کند و تحریم را گسترش می‌دهد و از طرفی، دایره‌ی آن را از دستور اجرایی رئیس‌جمهور خارج و به دایره‌ی قانون وارد می‌کند؛ به عبارتی ازلحاظ حقوق آن را بسیار محکم‌تر می‌کند. بعد از سال ۲۰۱۰م هر قانون یا دستور اجرایی که داریم در همه این حوزه‌ها پخش است. از سال ۲۰۱۰م به بعد همه این حوزه‌ها در هر سه‌بخشی که برشمردید آمده است، البته نه شورای امنیت. اروپا و آمریکا در این چند حوزه‌ای که گفتید تحریم‌هایی علیه ما وضع کرده‌اند. لازم است که به نکته‌ای در خصوص منطق پیشروی تحریم‌ها اشاره‌کنم. ایران می‌خواهد با جهان خارج خود ارتباط داشته باشد. روندی که به نظر می‌رسد در خصوص تحریم‌ها طی شد این است که ابتدا طرف خارجی را متقاعد کردند با ایران تجارت نکند و الا جریمه می‌شود. این‌که می‌گوید با ایران تجارت نکن وگرنه تو را جریمه می‌کنم به این معناست که مثلاً یک شرکت در آلمان ثبت‌شده است و می‌خواهد به ایران جنس صادر کند، حال آمریکا باید چه تعداد مأمور اطلاعاتی قرار دهد که بداند آیا یک شرکت با ایران کار می‌کند یا خیر. از طرفی آمریکا چه موقع از این موضوع باخبر می‌شود؟! زمانی که این شرکت چند محموله از جنس خود را به ایران صادر کرد و مرغ از قفس پرید و حال آمریکا می‌آید و آن شرکت را تحریم می‌کند، درحالی‌که صاحب آن شرکت می‌رود و یک شرکت دیگر ثبت می‌کند و کار خود را ادامه می‌دهد. بنابراین راه دور زدن این تحریم بسیار راحت است. نکته مهم این است که لازمه‌ی هر تجارتی انتقال کالا و پول است. در این دو حوزه وضعیت به نفع غرب است، زیرا زیرساخت‌های مالی کلاً در اختیار غرب است، لذا تراکنش‌های پولی و مالی را به‌راحتی می‌توانند رصد کنند و بسیار هم آنلاین و به‌روز است، به‌طوری‌که نقل و انتقالات مالی را به لحظه متوجه می‌شوند و حتی می‌توانند از دادوستد پیشگیری کنند. در انتقال کالا نیز همین‌طور است، زیرا تمام خطوط کشتی‌رانی و حمل‌ونقل دنیا توسط غرب مدیریت مرکزی شده و سامانه‌های آن در اختیار غرب است. لذا در این دو جا، غرب می‌تواند با زحمت کمتر و بهره‌وری بیشتر تحریم‌های خود را اعمال کند. ازاین‌رو غربی‌ها در این دو حوزه متمرکزشده‌اند. این نوع تحریم‌ها از سال ۲۰۰۶م شروع می‌شود و همین‌طور که به سال ۲۰۱۲م می‌رسیم تشدید می‌شود. حال فرض کنید که ایران تحریم‌های حمل‌ونقل را دور زد و تحریم‌های مالی را نیز با انتقال چمدانی پول و ثبت بانک‌های جدید کم‌اثر کرد. آن‌ها تلاش کرده‌اند که ایران دیگر پولی برای تجارت نداشته باشد و ازاین‌رو منابع اصلی درآمد ایران مانند نفت، پتروشیمی و… را تحریم کنند. این باعث می‌شود که ایران دیگر پولی برای تجارت نداشته باشد که آن‌ها نگران آن باشند. این اتفاق از سال ۲۰۱۰م به بعد افتاد.

ما باید از این بحث‌ها درس بگیریم؛ مدل پیشروی آن‌ها برای ما عبرت‌آموز است. آمریکا با مدلی پیش آمد که طی آن توانست بسیاری از کشورهای دنیا را با خود همراه کند. آمریکا، چین و کشورهای این‌چنینی را نیز به‌خوبی توانسته بود توجیه کند. یک سری اصول را در منطق آمریکا می‌توان دید که آمریکا به آن تصریح دارد و حتی در مقدمه‌ی تحریم جامع ایران به آن اشاره کرده است. یک مورد این است که آمریکا منافع شرکت‌های بزرگ را در نظر می‌گیرد. چند مثال خوب برای این موضوع وجود دارد که یک مورد آن بحث تحریم نفت است. ابتدا در بحث تحریم‌های ILSA آمریکا مطرح کرده بود که هر شرکت غیرآمریکایی نیز که در صنایع نفت و گاز ایران سرمایه‌گذاری کند، مشمول جریمه‌های آمریکا است. این باعث شد که شرکت‌های مانند توتال و… که در ایران بودند علیه آمریکا شکایت تنظیم کنند که به چه حقی آمریکا در خارج از مرز خود دارد قانون وضع می‌کند. آمریکا در آنجا یک تصمیم یک‌باره گرفت که تأثیرگذاری کمی داشت. لذا آمدند رویه‌ی خود را عوض کردند و در مواردی که می‌خواستند علیه ایران تحریم وضع کنند، منافع شرکت‌های طرف قرارداد ایران را در نظر می­گرفتند. آن‌ها در تحریم نفتی سال ۲۰۱۰م نگفتند کشورهایی که اکنون دارند از ایران نفت وارد می‌کنند، نباید از ۳ ماه دیگر از ایران نفت وارد کنند، بلکه گفتند اگر شما تا ۶ ماه بعد به نحو قابل‌توجهی که رئیس‌جمهور تعیین می‌کند از واردات نفت خود از ایران کم کنید، به شما اجازه  داده خواهد شد که مابقی واردات نفت خود از ایران را بدون مشکل انجام دهید. مطابق این قانون اگر یک کشوری که از ایران ۱۰۰ هزار بشکه نفت وارد می‌کرده، تا ۶ ماه بعد آن را به ۸۰ هزار بشکه کاهش دهد، دیگر در واردات نفت خود با جریمه مواجه نخواهد شد. همچنین آمریکا با کشورهای مختلف در این خصوص برخورد متفاوتی داشت. به هند گفته شد که باید واردات نفت خود از ایران را به ۶۰ هزار بشکه در روز کاهش دهد، اما از طرف دیگر با عراق و لیبی و…. به‌طور هم‌زمان مذاکره می‌کنند تا هند بتواند کمبود نفت خود را با واردات نفت این کشورها که شبیه نفت ایران است جبران کنند. به عبارتی آمریکا با کشورهای مختلف دنیا در خصوص وضع تحریم‌ها علیه ایران مذاکره کرد به‌گونه‌ای که منافع آن کشور تحت‌الشعاع قرار نگیرد. ما حتی این کار را در داخل کشور خود نیز بلد نیستیم، چه برسد به اینکه بخواهیم آن را در سطح بین‌المللی انجام دهیم. این‌که آمریکا بتواند این کار را انجام دهد، وابسته به این است که کشورهای مختلف را بتواند در خصوص تحریم ایران اقناع کند. این اقناع تا حدودی توسط تبلیغات رسانه‌ای در خصوص ترس از بمب اتمی ایران یا حقوق بشر است و از طرفی اینکه منافع اقتصادی آن‌ها توسط ایران به خطر نیفتد، صورت می‌گیرد. نکته بعدی این است که آمریکایی‌ها سعی می‌کنند با تحریم ایران به منافع سایر کشورها شوک وارد نشود، چراکه این باعث می‌شود کشورها علیه تحریم‌های آمریکا وارد لابی شوند. مثال این امر را در تحریم‌های نفت می‌بینید. آن‌ها رشد تولید نفت را می‌بینند و بیان می‌کنند که با توجه به پایان جنگ عراق و اتفاقات مختلف در لیبی و عربستان و… رشد عرضه نفت این میزان خواهد بود و ما خواهیم توانست تا یک سال آینده، یک‌میلیون بشکه از صادرات نفت ایران کم کرده و آن را با نفت سایر کشورها جایگزین کنیم به‌نحوی‌که به بازار نفت شوک وارد نشود. همچنین در تحریم‌های نفتی اروپا علیه ایران، اتحادیه اروپا تصویب کرد که تا ۶ ماه دیگر، هیچ کشور اروپایی نباید از ایران نفت وارد کند. لذا به آن‌ها یک فرصت ۶ ماهه داده می‌شود که بتوانند یک منبع نفتی جدید پیدا کرده و تنظیمات پالایشگاهی خود را در خصوص آن نفت جدید اصلاح کنند تا به شرکت‌های داخلی کشورهای اروپایی ضربه وارد نشود. شما به خاطر دارید که آن موقع ما همانند بچه‌های خوب به تعهدات خود پایبند بودیم و تا آن موقع که اروپا از ما نفت می‌خرید به صادرات نفت خود ادامه دادیم، درصورتی‌که می‌توانستیم همان موقع صادرات نفت را قطع کرده و به بازار نفت شوک وارد کنیم.

این رویکرد‌ها، رویکردهای دموکرات‌هاست و جمهوری‌خواهان کمتر از این کارها بلد هستند. البته ما باید توجه داشته باشیم که دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان چندان متفاوت نیستند. می‌بینیم که آسیب‌پذیرترین بخش­های کشور را در معرض هدف قرار می‌دهند. نکته‌ی بعدی این است که زمانی که این روند دارد طی می‌شود، اگر سرعت وضع تحریم‌ها از یک حدی کمتر باشد، ایران می‌تواند خود را با آن‌ها انطباق دهد. همچنین اگر سرعت وضع تحریم‌ها از یک حدی بیشتر باشد، ممکن است در سطح بین‌المللی ایجاد شوک کند. لذا باید یک سرعت بهینه‌ای را برای وضع تحریم انتخاب می‌کردند که نه ایران بتواند خود را در برابر تحریم‌ها مقاوم کند و نه اینکه به بازار شوک وارد شود. آمریکایی‌ها هم اصل تدریج را رعایت کرده و هم اینکه کار را بیش‌ازاندازه کند نمی‌کنند. نکته دیگری که آن‌ها خیلی روی آن تصریح دارند و در ادبیات گزارش‌های تحریم در کنگره مشاهده می‌شود، این است: توصیه‌های آن‌ها در این فضا قرار دارد که زمانی که ما داریم تحریم می‌کنیم، باید حواس‌جمع باشیم که یک کشور را تحریم نمی‌کنیم، بلکه کشوری را تحریم می‌کنیم که بازیگران متنوعی دارد و منافع تک‌تک آن­ها مهم است و لذا باید به‌گونه‌ای تحریم‌ها را اعمال کرد که منافع آن‌هایی که طرفدار آمریکا هستند لطمه نخورد و منافع مخالفین آمریکا آسیب ببیند.

 

 

پرسش­کننده: لطفاً به بحث وضع فعلی تحریم‌ها علیه ایران نیز اشاره کنید، چراکه بحث لغو تحریم‌های اروپا مطرح بود و بحث معلق کردن اجرای برخی از تحریم‌های آمریکا نیز مطرح بوده است.

سید علی روحانی: اینکه کدام‌یک به‌طور خاص در حال حاضر تعلیق شده است؛ بنده خیلی به‌روز نیستم ولی آن‌هایی را که می‌دانم می‌گویم. در حوزه‌ی تجارت زمانی که ما در رابطه با استفاده از دلار تحریم شدیم، یک گزینه‌ی ممکن برای ما استفاده از طلا است. مثلاً در ازای صادرات نفت خود طلا وارد کنیم. تحریم واردات تجهیزات صنایع مختلف نیز مدت مدیدی علیه ایران وضع شده بوده و آخرین تحریمی که اوباما طی فرمان اجرایی خود در سال ۲۰۱۳م وضع کرده بود، بحث تحریم صنعت خودروسازی بود. این تحریم‌ها مواردی هستند که برداشته‌شده‌اند (تحریم صنعت خودروسازی در توافقاتی که در همان ابتدا میان دولت جدید و دولت اوباما صورت گرفت و یک مهلت ۶ ماهه به ایران داده شد برداشته شد).

پرسش­کننده: البته ما به وضعیت پیش از تحریم صنعت خودرو برنگشتیم!

سید علی روحانی: بله! ما یک هیسترزیس در اینجا داریم که بالا می‌رود اما پایین نمی‌آید! در حوزه‌ی تحریم‌های بانکی نیز خوب است توضیح دهیم که چه روندی طی شد، به‌ویژه ازاین‌جهت که چه نهادهایی مشمول تحریم باشند. ابتدا شعب خارجی بانک‌های ایرانی مورد تحریم قرار گرفتند، بعد کلیه‌ی شعب بانک‌های خارجی تحریم شدند. پس‌ازآن برخی از بانک‌ها چه در داخل ایران و چه در خارج تحریم شدند و نهایتاً کلیه‌ی بانک‌ها تحریم شدند و در آخر بانک مرکزی ایران. بانک مرکزی ایران یک نهاد حاکمیتی است و معنی ندارد که بانک مرکزی یک کشور تحریم شود.

پرسش­کننده: چرا معنی ندارد؟!

سید علی روحانی: به این خاطر که ادعای آن‌ها تحریم هوشمند ایران است. تحریم هوشمند به این معناست که من با سپاه، وزارت دفاع، بخش هسته‌ای ایران مشکل دارم، نباید بانک مرکزی را مورد هجمه قرار دهم، زیرا بانک مرکزی کل کشور را موردحمایت قرار می‌دهد. تحریم بانک مرکزی یک کشور به این معناست که من با نظام حاکم بر یک کشور مشکل دارم. آن‌ها در اینجا یک بهانه‌ای آوردند و گفتند که بانک صادرات چون به بخش هسته‌ای و موشکی ایران کمک می‌کرده‌ است، تحریم شده است. زمانی که بانک صادرات تحریم می‌شود بانک مرکزی به نمایندگی از آن عملیات ارزی لازم را انجام می‌داده و لذا بانک مرکزی را به پو‌ل‌شویی متهم می‌کنند و به اتهام پول‌شویی بانک مرکزی ایران را مورد تحریم قرار دادند.

پرسش­کننده: ظاهراً چنین چیزی بی‌سابقه بوده‌ است.

سید علی روحانی: بله! اصلاً معنی ندارد که بانک مرکزی یک کشور تحریم شود. زمانی که روند اعمال تحریم اروپا علیه ایران را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که آن‌ها ابتدا نظارت را تشدید می‌کنند و می‌گویند هر بانک اروپایی با بانک ایرانی تراکنش مالی بالاتر از ۱۰۰ هزار دلار انجام دهد، ظرف یک هفته باید به فلان اداره اطلاع داده شود. پس از مدتی می‌گویند اصلاً هیچ بانکی نباید با ایران تراکنش مالی بالاتر از ۱۰۰ هزار دلار انجام دهد و در خصوص تراکنش‌های پایین‌تر از این میزان نیز باید به نهاد مربوطه اطلاع دهد. بعد از مدتی نیز بیان می‌کنند تراکنش‌ها فقط باید به‌صورت نقدی باشد و LC در این خصوص مجاز نیست. در آخر نیز همه‌چیز را تحریم می‌کنند.

پرسش­کننده: راهبردها یا در طی زمان شکل می‌گیرند یا از همان ابتدا مشخص است چه بوده‌اند. شما فکر می‌کنید این مدل عملکرد که خیلی هوشمندانه به نظر می‌رسد، یک راهبردی است که از ابتدا شکل‌گرفته یا اینکه در طی گذر زمان به وجود آمده است؟ من می‌خواهم بدانم آیا آن‌ها تا این اندازه باهوش بوده‌اند و می‌دانسته‌اند که ما می‌خواهیم این مسیر را برویم و ایران را به این نقطه برسانیم یا این‌گونه بوده که به جلو حرکت کردند و هر گامی که ما برداشتیم، آن‌ها یک گام برداشتند و در مقابل آن‌ها، ما نیز یک اقدام دیگر انجام دادیم و آن‌ها اقدام خود را تشدید کردند، یا اینکه ما باید یک اقدام متقابل را انجام می‌دادیم اما ندادیم و این باعث شد آن‌ها اقدامات خود علیه ایران را تشدید کنند؟

سید علی روحانی: ارزیابی خود بنده این‌گونه است که سناریوسازی‌ها از قبل انجام شده و آن‌ها برآورد کرده‌اند که در برابر فلان رفتار ایران، کدام حرکت را می‌توانند انجام دهند. شاید هم ابزارهای خود را علیه ایران برشمرده و درجه‌بندی کرده‌اند. آن‌ها یک اقدام را علیه ایران انجام می‌دهند اگر ایران عقب‌نشینی کند آن‌ها گزینه‌ی بعدی خود را رو می‌کنند و اگر ایران مقابله نمود، یک گزینه‌ی دیگر را استفاده خواهند کرد. لذا از تمام ابزارهای خود به‌گونه‌ای استفاده خواهند کرد تا بتوانند ایران را وادار به شکست کنند. به نظر بنده این برنامه‌ریزی‌ها و اولویت‌بندی‌ مدل‌های تقابل و تحریم‌ها قطعاً انجام شده است. این امر کاملاً مشخص است. شما می‌بینید که آمریکا یک روند سازگار را برای تقابل با ایران پیش می‌گیرد و این‌گونه نیست که یک اقدام آمریکا باعث شود که مراحل قبل اقداماتش علیه ایران نقض شود. از طرفی حرکت آمریکا بر ضد ایران یک حرکت تشدیدشونده است. بنابراین مشخص است که آمریکا به ترتیب اولویت و به ترتیبی که می‌تواند بیشتر آسیب بزند و از طرفی برای آمریکا هزینه کمتری داشته باشد، راهبردهای خود علیه ایران را پیش می‌برد. حال اینکه کل مسیر را توسط آمریکا پیش‌بینی‌شده بدانیم؛ خیر این‌گونه نیست.

پرسش­کننده: در کشور ما آیا کسی نمی‌توانست از روی ۳-۲ گام اول آمریکا حدس بزند گام دهم آمریکا علیه ما چه خواهد بود؟ آیا نهاد یا جایی وجود نداشت که بتواند اقدامات آمریکا را از قبل پیش‌بینی کند و باعث شود که ما به‌سرعت به سمت واکسینه کردن خود حرکت کنیم؟

سید علی روحانی: در برخی از موارد چنین اتفاقی در ایران افتاد. مثلاً در خصوص بحث تحریم بنزین، پتروشیمی‌ها تغییر کاربری داده شدند؛ از آن زمانی که طرح تحریم بنزین در مجلس نمایندگان آمریکا وصول شد تا زمانی که این طرح در مجلس نمایندگان سنا تصویب شد، یک‌زمان یک‌ساله طول کشید. در این بازه زمانی، مسئولین هوشیار شدند و پتروشیمی‌ها را تغییر کاربری دادند؛ بنزین تولید کردند و باعث شدند که ما ازلحاظ تولید بنزین خودکفا شویم.

پرسش­کننده: آیا جای متمرکزی برای این امر وجود داشت یا اینکه همین‌طوری به ذهن احمدی‌نژاد یا مسئولین ذی‌ربط رسید؟

آقای روحانی: بله! آن زمان شاید وزارت نفت یا شرکت نفت یک اخطاری داد و همه را متوجه کرد. بااین‌حال در آن فضا بانک مرکزی کلاً خارج از گردونه‌ی تفکر در این خصوص بود. ما چون پیگیر بحث تحریم دلار بودیم، آن زمانی که دلار تحریم شد (از سال ۸۸)، بحث پیمان‌های پولی دوجانبه مطرح شد. در آن زمان گفته می‌شد برای اینکه اتکای ما به دلار، یورو و ارزهای مشابه کمتر شود، به سمت پیمان‌های پولی دوجانبه حرکت کنیم. البته برای این کار مدل و روش نیز وجود دارد و کشورهایی مانند چین به‌شدت پیگیر این مسئله هستند تا دست خود را از زیر ساطور آمریکا خارج کنند. زمانی که این پیشنهاد به بانک مرکزی ارائه می‌شد که چنین کاری را انجام دهد، اولاً این کارها را قبول نداشتند و ثانیاً می‌گفتند اگر دلار تحریم شود، به سراغ یورو خواهیم رفت. اعضای بانک مرکزی خیلی به‌صراحت این مسئله را در برخی جلسات می‌گفتند که ما که نمی‌توانیم برای هر احتمالی، یک اقدامی تعبیه کنیم. شاید ساختمان بانک مرکزی خراب شود، اما آیا من می‌توانم به خاطر این احتمال از قبل یک ساختمان دیگر درست کنم.

پرسش­کننده: بنابراین مخالفت آن‌ها با پیمان‌های مالی دوجانبه بر اساس یک نظر کارشناسی دیگر نبود!

سید علی روحانی: بله! حتی همین الآن نیز این حرف‌ها را قبول ندارند. در حال حاضر چون یک فضای رسانه‌ای جدی علیه آن شکل‌ گرفته است و همه ازجمله سپاه، اتاق بازرگانی، نماینده مجلس و… دارند روی این مسئله پیمان پولی دوجانبه تأکید می‌کنند، بانک مرکزی نمی‌تواند نه بگوید، اما هنوز هم نمی‌خواهد این پیمان را اجرا کند و طفره می‌رود. بانک مرکزی می‌گوید ما هم‌اکنون در حال مذاکره با روسیه و ترکیه هستیم و با هند نیز قبلاً مذاکره کردیم؛ کمیته‌ی مشترک تشکیل‌شده است و خلاصه از این اداها درمی‌آورند، اما روی زمین هیچ‌چیزی به عمل نمی‌آید. از سال ۱۳۸۸ تاکنون که سال ۱۳۹۵ باشد، اوضاع به همین منوال است. مسئله‌ی پیمان پولی دوجانبه حتی تبدیل به قانون شد و قانون نیز این امر را تکلیف کرد اما هنوز که هنوز است خبری نیست. به‌هرحال توجه داشته باشید که نهادهای داخلی ما در این فضا خیلی خارج از گود بودند.

پرسش­کننده: کدام نهاد در کشور باید به‌طور متمرکز پرونده تحریم‌ها را بررسی کند و ازنظر تشکیلاتی نیز تفوق داشته باشد تا بتواند در این خصوص قانون یا مصوبه‌ی لازم‌الاجرا تصویب کند؟

سید علی روحانی: شورای امنیت و همچنین ستاد تدابیر ویژه‌ی اقتصادی برای همین مسئله تشکیل شده است. مثلاً فرض کنید در جاهایی که فشار جدی به خاطر تحریم به ما وارد می‌شود، یا شرکت‌هایی آسیب می‌بینند یا در واردات دارو به خاطر تخصیص داده نشدن ارز به مشکل می‌خوریم این شورا باید بیاید و تصمیم‌گیری کند. منتها در آنجا نیز شرایط این‌گونه بود که این شورا تنها زمانی به مسئله ورود می‌کرد که کارد به استخوان رسیده بود. اینکه این شورا بخواهد از قبل مشکلات را پیش‌بینی کرده و دسته‌ها را سر خط کند، در موارد معدودی اتفاق افتاد. به عبارتی این شورا این‌قدر با تأخیر وارد اقدام می‌شد که کار به‌جایی برسد که دارو نباشد و از طرفی ارزی نیز وجود نداشته باشد که به واردات دارو تخصیص داده شود. آن زمان بود که به بانک مرکزی ایراد می‌گرفتند که چرا ارز نیست یا اینکه وزیر بهداشت بیاید تا ببینند مشکل چیست. لذا این شورا در شرایط اضطرار وارد این بحث شدند که نتیجه‌ی آن این شد که یک خط اعتباری برای واردات دارو تخصیص داده شد. بنابراین تصمیم‌گیری‌های این شورا مربوط به وقوع شرایط اضطرار بوده است، نه اینکه نسبت به یک شرایط اضطرار پیش‌بینی داشته باشند و برای مقابله با آن برنامه‌ریزی کنند و هماهنگ‌سازی انجام شود.

مجری: آیا توانمندی این امر در کشور ما وجود ندارد یا اینکه اراده برای این کار اصلاً وجود ندارد؟

سید علی روحانی: به نظر می‌رسد شورای امنیت اراده این کار را داشت، ولی احتمالاً پیش‌نیازهای سازمانی آن را نداشت. به‌هرحال نمی‌دانم چرا شورای امنیت ملی ما به این مسئله ورود نکرده است.

مجری: اینکه به موضوع ربطی ندارد. بالاخره قرار است تا چند ماه آینده یک یا چند مشکل برای کشور به وجود بیاید یا اینکه احتمال آن وجود دارد و بدنه‌ی آن سازمان به این قضیه واقف است.

سید علی روحانی: می‌دانید پاسخ آن‌ها چیست؟ می‌گویند مشکل تحریم به‌خاطر فعالیت‌های هسته‌ای ایران است؛ ما باید مذاکره کنیم و برنامه هسته‌ای را متوقف نماییم تا ما را تحریم نکنند. مگر زمانی که برنامه هسته‌ای ایران نبود، آن‌ها علیه ما تحریم وضع می‌کردند. مشکل کشور در جای دیگر است و نباید برای حل مشکلات کشور ما را به‌زحمت بیندازند. کشور باید مشکلات خود را در خصوص مسئله‌ی هسته‌ای با دنیا حل کند، نه اینکه از ما پیمان پولی دوجانبه بخواهد یا اینکه بخواهد تحریم‌ها را برایش دور بزنیم و… . می‌گویند دنیا دارد با همین مدلی که ما کار می‌کنیم کار می‌کند. جالب اینجاست که دنیا دارد با مدل‌های دیگری کار می‌کند یا اینکه به سمت مدل‌های دیگر پیش می‌رود. بااین‌حال تا زمانی که ما ریز آن را درنیاوریم و چیزی بانام جک، جونز، جانسون و… نداشته باشیم که به آن‌ها نشان دهیم، تا آن موقع حرفمان را نمی‌پذیرند و از ما می‌خواهند که ادبیات دقیق‌تری برای حرفمان پیدا کنیم.

پرسش­کننده: اگر هم‌اکنون تلاشی در این جهت صورت می‌گیرد، به‌واسطه فشار رسانه‌ای است.

سید علی روحانی: در حوزه‌ی مالی و بانکی، ابتدا مسدود کردن دارایی‌ها و پس‌ازآن تشدید نظارت  اتفاق افتاد و پس‌ازآن دست به محدود کردن شعب زدند. از سال ۲۰۰۶م به بعد معاملات غیرمستقیم و  U turn از سوی آمریکا تحریم می‌شود و از سال ۲۰۱۰م اروپا نیز این تحریم را وضع می‌کند. در ادامه، کلیه‌ی معاملات مالی بانک‌های ایرانی محدود می‌شود و سپس تحریم بانک مرکزی صورت می‌گیرد و آخرین خط نیز تحریم استفاده از ریال در مبادلات با ایران قرار دارد. این نیز برای خود چیز جالبی است و وقتی آدم آن را می‌بیند، حسرت می‌خورد که ما داریم در چه فضایی تصمیم‌گیری می‌کنیم و آمریکایی‌ها در چه فضایی! استفاده از ریال در مبادلات تجاری به این معناست که اگر کسی به ایران جنس صادر می‌کند، مابه‌ازای آن ریال دریافت کند. حال چه کسی حاضر است به کشور ما تجهیزات پزشکی صادر کند و ما در قبل آن ریال به وی بدهیم و او قبول کند، آن‌هم با تورمی که ما داریم! بنابراین این تحریم باهدف محدود کردن تجارت ایران نیست. برخی می‌گفتند که این احتمال وجود دارد که چون ما در کشورهایی مانند عراق و… به‌صورت ریالی خرید می‌کنیم، آن‌ها خواسته‌اند جلوی این مبادلات را بگیرند. اینکه یک ایرانی به عراق می‌رود  و از یک دست‌فروش با ریال جنس می‌خرد، چه اهمیتی می‌تواند برای آمریکا داشته باشد. نکته در این است که در همان ایام بحث پیمان‌های پولی در رسانه‌ها بسیار جدی بود. پیمان پولی به این معناست که ایران برای چین و چین برای ایران خط اعتباری پولی باز کنند. به عبارتی ایران برای چین یک خط اعتباری ریالی باز کند و چین برای ایران یک خط اعتباری یوانی باز کند. بعدازآن تجارت میان دو کشور از طریق واحد پولی آن‌ها صورت بگیرد. به عبارتی صادرکننده‌ی چینی از محل خط اعتباری که بانک مرکزی ایجاد کرده است، یوان دریافت می‌کند و صادرکننده‌ی ایرانی نیز از محل همین خط اعتباری ریال دریافت می‌کند. این سیستم به این معناست که ما می‌خواهیم در تجارت بین‌المللی از ریال استفاده کنیم و هر کشوری که با ایران وارد این پیمان پولی شود، دارد از ریال ایران استفاده می‌کند. قانون تحریم ریال برای پیشگیری این اقدام از سوی ایران است. بنابراین می‌بینید که وقتی ما مسئله را رسانه‌ای نکنیم، کار جلو نمی‌رود و وقتی رسانه‌ای می‌کنیم، آمریکا سعی می‌کند جلوی آن را بگیرد. این تحریم در آخرین دستور اجرایی که اوباما صادر کرد، گنجانده شده است (تحریم خودروسازی در ایران).

سید علی روحانی: تحریم‌های حوزه‌ی نفت و گاز و تحریم سرمایه‌گذاری از سال ۱۹۹۶م شروع شد. روند افزایش تحریم‌ها همین‌طور ادامه یافت و در سال ۲۰۱۰م هم تأمین مالی و هم مدیریت این میادین مورد تحریم واقع شد و همین‌طور انتقال تکنولوژی. از طرفی صدور فراورده‌های پالایشگاهی به ایران از سوی آمریکا در سال ۲۰۱۰م مورد تحریم واقع شد، منتها با فرایندی که توضیح داده شد اثرگذار نبود. تحریم خرید نفت ایران از سال ۲۰۱۲م شروع شد. به عبارتی تحریم خرید نفت ایران به‌مدت یک سال از سوی آمریکا و اروپا تصویب شد. بعد آن یک سال، ایران وارد فاز مذاکره با آمریکا شد. مجدداً تأکید می‌کنم که آمریکایی‌ها قوانین خود را بسیار دقیق می‌نویسند. آمریکا هم خرید نفت از ایران، هم واسطه‌گری برای خرید نفت از ایران، تأمین مالی برای خرید نفت از ایران، خدمات پشتیبانی آن (ازجمله بیمه و LC)، تسهیل خرید نفت و… را مشمول تحریم قرار داد. همچنین آمریکا خرید گاز ایران از سوی کشورها را مورد تحریم قرار داد که بیشتر ناظر بر قراردادهایی است که قرار بود میان ایران و پاکستان، هند و از طرفی ترکیه منعقد شود. تحریم‌های حوزه‌ی حمل‌ونقل، خود چند گروه را شامل می‌شود. صنعت حمل‌ونقل دریایی و هوایی مورد تحریم آمریکاست. همچنین ناوبری این دو مورد نیز مورد تحریم است؛ یعنی کسی اجازه‌ی استفاده از کشتی‌های ایرانی را ندارد – ایران ناوگان کشتی‌رانی بزرگی دارد و این امکان را دارد که این کشتی‌ها را به سایر کشورها اجاره دهد. تحریم خدمات پشتیبانی مانند بیمه و گواهی معاینه‌ی فنی کشتی‌ها (که شرکت‌های اروپایی آن را ارائه می‌کنند و اگر یک کشتی بخواهد در یک بندر پهلو بگیرد یا از یک مسیر آبی خاص عبور کند، باید آن را داشته باشد) ازجمله موارد تحریم آمریکا علیه سیستم حمل‌ونقل بین‌المللی ایران است. تحریم تردد نیز مربوط به پهلو گرفتن کشتی‌های ایرانی در یک بندر خاص یا عبور از یک مسیر دریایی است. تحریم‌های حوزه علم و فناوری نیز در یکجا مربوط به دسترسی به منابع علمی و…. که یکسری از پایگاه‌های علمی ایران را مورد تحریم قرار دادند و یک مورد دیگر تحریم‌های مربوط به علم و فناوری است که به آن اشاره داشتم. تعداد بسیار زیادی از این تحریم‌ها در همان سال ۲۰۱۰م در قالب تحریم جامع ایران تصویب شدند. موضوع جلسه شما بحث تقابل جریان انقلابی با جریان غرب‌گرا در مقابله با تحریم‌ها است.

اگر شما بخواهید این تقابل را موردبررسی قرار دهید، یک موقع شما در فضای تئوریک بحث می‌کنید که تفکر غرب‌گرا به جمهوری اسلامی و مقاومت اعتقاد ندارد، اما جریان انقلابی معتقد به رویکرد مقاومت است و سپس صحبت‌های بزرگان عرصه‌ی مقاومت را شرح می‌دهید و مبانی تئوری آن را باز می‌کنید. یک موقع است که شما در فضای تئوریک بحث می‌کنید که البته جای مهمی برای بحث است، اما باید توجه داشته باشید که لزوماً از بحث تئوریک نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. شما برای اینکه درستی نظر خود و ضعف طرف مقابل خود را نشان دهید، باید دستاورد‌ها و تفوق خود را در عرصه‌ی عمل به رخ بکشید. غرب‌گراها می‌گویند که مشکل اثرگذاری تحریم‌های نفتی آمریکا علیه ما با اصلاح رابطه‌ی ما با دنیا حل می‌شود. ما باید بررسی کنیم که یک‌به‌یک تحریم‌های نفتی و گازی علیه ما چه بوده است و آیا ارتباط ما با دنیا قادر است این مسئله را حل کند یا خیر. یک موقع بحث این است که گفته می‌شود ما اگر تعامل داشته باشیم، کلاً تحت تحریم قرار نمی‌گیریم. اینکه ایران کلاً تحریم نباشد، به‌منزله‌ی بازگشت ایران به سال‌های ۱۳۸۳-۱۳۸۱ است. آیا آن موقع میزان تورم در ایران ۲% بود؟! آیا یک رشد اقتصادی خوب و پایدار بر کشور سیطره داشت؟! آیا اتکای ما به نفت کم بود؟! آیا ویژگی‌های مثبت و خیلی خوبی را در آن زمان داشتیم؟! بنابراین این‌گونه نیست که اگر تحریم‌ها علیه ایران کاهش یابد، مملکت گلستان می‌شود؛ نهایت کار این است که ما به همان دوره‌ای برمی‌گردیم که هم تورم داشتیم، هم رشد نوسانی داشتیم، هم نرخ بیکاری ما بالا بود، هم اقتصاد غیرشفافی داشتیم، هم فساد در کشور داشتیم و… . حال فرض کنیم که با مذاکره و رفع تحریم‌ها ما به همان دوران قبل از تحریم‌ها برگشتیم، ببینیم قرار است چکار کنیم، همان کارها را همین الآن که کشور تحریم است انجام دهیم. پاسخ اولیه به این مسئله که اگر تحریم‌ها علیه کشور برداشته شود، ایران گلستان می‌شود این است که در بهترین شرایط ایران به دورانی بازمی‌گردد که در سال‌های ابتدایی در دهه‌ی ۱۳۸۰ شاهد آن بود یا حتی بدتر از آن موقع (چون ما در حال حاضر با مشکلاتی همچون بحران بانکی روبرو هستیم و حتی اگر تحریم‌ها برداشته شود، این بحران بانکی می‌تواند کشور را بیچاره کند). لذا به نظر می‌رسد که بهتر است مصداقی به امور بپردازیم. به نظر شما آیا اگر تحریم‌ها نبودند، وابستگی ما به نفت یا به ارز حاصل از نفت کم می­شد؟! آیا صنعت و فناوری ما واقعاً رشد پیدا می‌کرد!؟ آیا مشکل ما واقعاً در صنعت نفت، این است که با دنیا ارتباط نداریم یا اینکه اصلاً اعتقادی به استفاده از صنعت و دانش داخلی نداریم؟! ما یکصد سال است که نفت داریم. پیش از شروع تحریم‌ها، کل صنعت نفت کشور را داخلی‌ها می‌چرخاندند و با شروع تحریم‌ها فناوری از دست ایران خارج شد؟! قبل از شروع تحریم‌ها نیز صنعت نفت ایران در درست خارجی‌ها بود.

پس مشکل تحریم نیست، مشکل این است که ما خود در اداره‌ی صنعت نفت خود توانمند نیستیم. اولین دانشکده‌ی نفت در ایران در چه سالی تأسیس شد؟ چه تعداد از خروجی‌های دانشگاه صنعت نفت ایران وارد این صنعت شدند؟ چقدر از شرکت‌های دانش‌بنیان صنعت نفت در این صنعت استفاده می‌شود؟ آیا اعتقادی به این استفاده‌ها وجود دارد؟ اتفاقاً در حوزه‌ی صنعت نفت و پتروشیمی، ما شرکت‌های داخلی و دانش‌بنیانی را داشتیم که قادر به تولید برخی از کاتالیز‌ها بودند و شرکت نفت حاضر به خرید از آن‌ها نبود، بلکه قائل به واردکردن این کاتالیز‌ها از خارج بود. شرکت نفت نیز برای این کار خود دلایل بنی اسرائیلی زیادی را ارائه می‌کردند، مثلاً اینکه این کاتالیست‌های تولید داخل باید تأییدیه‌ی فلان نهاد بین‌المللی یا اروپایی را داشته باشد. این در حالی است که این کار نیازمند صرف هزینه‌ی بسیار است و از طرفی این امکان وجود دارد که هر دو کاتالیست خارجی و داخلی را در عرصه عمل مورد مقایسه قرار داد و دید که کیفیت کاتالیست ایرانی در چه حدی است. حتی زمانی که شرکت ایرانی تأییدیه‌ی خارجی را نیز ارائه می‌کند، شرکت نفت یک بهانه‌ی دیگر می‌آورد. شرکت نفت یک‌زمان از خارجی‌ها کاتالیست موردنیاز خود را خریداری می‌کرد و پس از مدتی به‌موجب تحریم، مجبور شد این کاتالیست را از همین شرکت‌های ایرانی خریداری کند. البته باید توجه داشت که یک‌بار فشار سرمایه‌گذار خارجی است که ما را سر خط می‌کند و یک‌بار فشار تحریم خارجی است و باید دید چرا دومی بر اولی تقدم و غلبه دارد.

پرسش‌کننده: اتفاقات سال ۱۳۸۸ چقدر به بحث تحریم‌ها سرعت داد؟

سید علی روحانی: برای پاسخ دادن به این سؤال بنده به شما توصیه می‌کنم که یک‌بار بروید و قانون تحریم جامع ایران را ملاحظه کنید و چند صفحه اول آن را موردمطالعه قرار دهید. در همان مقدمه که دلیل تصویب این قانون را مطرح می‌کنند به این امر اشاره می‌کند.

پرسش‌کننده: در آنجا احتمالاً به سرکوب مخالفین نتیجه انتخابات اشاره شده است و لذا این امر دلیل بر تحریم ایران در کنار سایر دلایل شده است. سؤال من این است که شکافی که در بدنه‌ی مردم شکل گرفت، تا چه اندازه آمریکایی‌ها را تشویق کرد که به سمت تحریم بیشتر ایران بیایند؟

سید علی روحانی: لطفاً واضح‌تر صحبت کنید؟

پرسش­کننده: منظور ایشان این است که شما نباید به صحبت آن‌ها که می‌گویند این تحریم‌ها را به‌خاطر فتنه وضع می‌کنیم استناد کنید. بلکه به این توجه کنید که فتنه چگونه آن‌ها را امیدوار کرد علیه ایران تحریم وضع کنند. به عبارتی از داخل کشور چه اطلاعاتی به خارج مخابره شد که آمریکایی‌ها به این جمع‌بندی رسیدند که اقدام علیه ایران اکنون پاسخگو است؟ روند قبل از فتنه این‌گونه بود که طرف‌های غربی کم‌کم دارند به سمت مذاکره می‌آیند و موضعی که ما در آن زمان داشتیم حتی از موضعی که در زمان مذاکره برای برجام داشتیم خیلی بالاتر بود. البته در اینجا بیشتر می‌خواهیم مسئله از نگاه اقتصادی-سیاسی بررسی شود و صرفاً سیاسی نباشد.

سید علی روحانی: بنده اطلاعات دقیق از اینکه چه چیزی از ایران به خارج منتقل شده است ندارم.

پرسش‌کننده: بالاخره شکافی که در فتنه‌ی ۸۸ در میان مردم و مسئولین اتفاق افتاد یک پیغام به غرب بود. به نظر شما این شکاف چه تأثیری در اقدام غرب علیه ایران داشت؟ آیا آن‌ها مطابق سناریوهای قبلی خود پیش رفتند، یا اینکه بعد از سال ۸۸ به این جمع‌بندی رسیدند که می‌توانند سرعت اقدامات علیه ایران را بیشتر کنند.

سید علی روحانی: عملاً به‌وضوح دیدید که آن‌ها سرعت اقدام علیه ایران را بیشتر کردند!

پرسش‌کننده: این افزایش سرعت اعمال تحریم علیه ایران، ناشی از افزایش سرعت پیشرفت‌های ایران در حوزه هسته‌ای بود یا اتفاقاتی که در سال ۸۸ افتاد اثر بیشتری داست؟

آقای روحانی: به‌طورکلی زمانی که غربی‌ها می‌خواهند در مورد تحریم ایران تصمیم بگیرند، یکی از نکات به‌شدت مهم، ذی‌نفعان داخلی در ایران هستند؛ اینکه آیا گروهی در داخل ایران حضور دارند که از این تحریم بتوانند بهره‌برداری کنند. بسیار واضح است که بعد از وقوع اتفاقات سال ۱۳۸۸، ما شاهد قانون تحریم جامع ایران هستیم و این جامعیت به‌ شکلی است که مردم را درگیر می‌کند، نه اینکه به ادعای آن‌ها هدف‌گیری شده باشد تا برنامه هسته‌ای ایران را مختل کند. اینکه آمریکا و غرب بازار ارز، سرمایه‌گذاری‌ها و تجارت ایران را مختل و متلاطم می‌کنند، باید یک عده در داخل کشور حضور داشته باشند که از این به نفع خود استفاده کنند که این عده هم‌نظر و همراه با کشورهای تحریک‌کننده باشند. اگر این‌چنین نباشد، تحریم‌های غرب علیه ایران شبیه تحریم‌ها علیه صدام می‌شود. تحریم‌ها علیه صدام این‌گونه بود که یکسری تحریم‌های جامع علیه عراق وضع کردند (و بعدازآن به این نتیجه رسیدند که کلاً تحریم جامع خوب نیست و باید تحریم‌ها هوشمند باشند). افزایش فشارها علیه عراق زمان صدام باعث شد به مردم فشار زیادی وارد شود و صدام با فضای رسانه‌ای و تک‌صدایی که در اختیار داشت، تمام مشکلات داخلی عراق را به گردن آمریکا انداخت. به عبارتی خود را آدم‌خوبه و آمریکا را آدم‌بده جلوه داد. اگر در ایران چنین اتفاقی می‌افتاد به‌شدت به ضرر آمریکا بود. قطعاً آمریکایی‌ها این را تشخیص دادند که عده‌ای در ایران حضور دارند که می‌توانند از تشدید تحریم‌ها علیه ایران به نفع خود استفاده کنند و افزایش تحریم‌ها علیه ایران، این شرایط را به وجود نخواهد آورد که در سطح افکار عمومی ایران، دولت حاکم بر ایران آدم‌خوبه و آمریکا آدم‌بده شود. مثلاً این تفکر در ذهن مردم شکل بگیرد که این سوء مدیریت دولت ایران است که به مشکلات دامن زده است یا اینکه مردم فکر کنند که اصلاً چرا ما باید تا این اندازه روی مسئله‌ی هسته‌ای تأکید کنیم. لذا لازم بود که این فضا و صدا وجود می‌داشت تا تحریم‌ها تا این اندازه جلو برود، و الا تحریم جامع علیه ایران ‌همان اثری را می‌داشت که در عراق داشت.

پرسش‌کننده: بنابراین صحبت‌های برخی از آقایان به تشدید تحریم‌ها علیه ایران بسیار کمک کرد؟!

آقای روحانی: بنده خیلی مصادیق دقیقی از صحبت‌های آقایان در دست ندارم، اما روند کار همین‌گونه است!

مجری: از آقای روحانی و کارشناسان محترم اندیشکده راهبردی تبیین تشکر بسیار داریم. ما توانستیم تا حدود بسیار زیادی، بخش اول بحث را پوشش دهیم. به بحث هجوم اقتصادی، بحث تحریم و ابعاد این تحریم تا حدود بسیار پرداخته شد. در اینجا از آقای روحانی یک قول می‌گیریم که یک نوبت دیگر را در خدمت ایشان باشیم تا بحث روش مقابله با تحریم‌ها که همان اقتصاد مقاومتی است و نظرات دو جریان در خصوص مقابله با تحریم را جویا شویم. با یک صلوات جلسه را ختم می‌کنیم.

]]>
http://tabyincenter.ir/17145/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84/feed/ 0
بررسی راهبردی، گفتمانی و کارکردی پیشرفت ج.ا.ایران در مقایسه با مصر و عربستان طی چهار دهه اخیر http://tabyincenter.ir/17109/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%8c-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%be%d8%b4%d8%b1%d9%81/ http://tabyincenter.ir/17109/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%8c-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%be%d8%b4%d8%b1%d9%81/#respond Wed, 08 Feb 2017 10:31:36 +0000 http://tabyincenter.ir/?p=17109 اندیشکده راهبردی تبیین – ایران در سال ۱۹۷۹ انقلاب اسلامی را تجربه کرد و مصر کمپ‌دیوید را. هرچقدر که مصر برای پیشرفت با مسیری بدون مانع مواجه بود و حتی مشوق‌هایی هم برای توسعه داشت، ایران پس از انقلاب اسلامی با تحریم‌ها، ترورها و توطئه‌ها دست به گریبان بود. بررسی راهبردی، گفتمانی و کارکردی این دو و هم‌چنین عربستان، می‌تواند بیان‌گر نکات قابل تأملی باشد.

لازم به ذکر است نسخه چاپی و نیز نسخه تلفن همراهِ متن کامل این گزارش (با فرمت pdf) را می‌توانید از بالای همین صفحه دریافت نمائید.

]]>
http://tabyincenter.ir/17109/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%8c-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%be%d8%b4%d8%b1%d9%81/feed/ 0
آرایش چهره خبیث پهلوی http://tabyincenter.ir/17058/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a8%db%8c%d8%ab-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/ http://tabyincenter.ir/17058/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a8%db%8c%d8%ab-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/#respond Tue, 07 Feb 2017 08:18:09 +0000 http://tabyincenter.ir/?p=17058 اندیشکده راهبردی تبیین – مدتی است رسانه‌های غربی، با انتشار مستندهایی، درصدد ترمیم و اصلاح چهره کریه خاندان پهلوی، در چشم نسل جوان ایران اسلامی هستند. این رژیم که ابتدائی‌ترین مسائل حاکمیت مردم و حقوق بشر ادعایی غرب را رعایت نمی‌کرد، به علت قرار دادن کشور در جهت تامین منافع آمریکا، همواره مورد شدیدترین حمایت‌های آنان بود. نفرت از دودمان پهلوی که سالیانی دراز، بر گرده مردم این کشور حکمرانی می‌کردند، با انقلاب سراسری اسلامی در کشور، به سرانجام رسید.
اکنون، با گذشتن بیش از سه دهه از پایان عمر این رژیم، آرایش چهره خبیث پهلوی، در دستور کار رسانه‌های غربی گرفته است؛ تا شاید بتوانند از این گذر، جایگاه نظام اسلامی را در اذهان نسل جدید این کشور، تقلیل دهند و همچنین توجیهی باشد بر حمایت‌های آنان از ظلم‌ها و خونریزی‌های این رژیم.
در این نوشتار، قسمتی کوچک از ابعاد حقیقی این حکومت و خاندان، به تصویر کشیده می‌شود.
لازم به ذکر است نسخه PDF این گزارش را می‌توانید از بالای همین صفحه دریافت نمائید.

]]>
http://tabyincenter.ir/17058/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a8%db%8c%d8%ab-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/feed/ 0
نشست تقابل گفتمانی دو جریان انقلابی و غرب‌گرا در حوزه‌ی سیاست خارجی http://tabyincenter.ir/16557/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86/ http://tabyincenter.ir/16557/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86/#respond Mon, 23 Jan 2017 14:00:20 +0000 http://tabyincenter.ir/?p=16557 دکتر ایزدی: شاید کمتر دوران وجود داشته باشد که رهبر انقلاب راجع به آمریکا صحبت نکرده باشد. منتها عده‌ای هستند که اصلا به این مسئله توجه نمی‌کنند. آن‌ها اصول اساسی را نیز در این مسئله نمی‌بینند، چه برسد به ریزه‌کاری‌ها. لذا نگاه برخی از مسئولین با چیزی که رهبری کشور سال‌هاست روی آن تمرکز می‌کند متفاوت است. این تیپ از افراد را انسان‌های غرب‌گرا می‌نامند. بنده پیشنهاد می‌کنم که شما افراد غیرانقلابی را با غرب‌گراها و… اشتباه نکنید، زیرا کسی که غیرانقلابی است سر در کار خود دارد و انقلابی نیست، اما زمانی است که یک روحانی شیعه که عضو مجلس خبرگان کشور است، می‌آید و سال نو مسیحی را به مردم ایران تبریک می‌گوید. اینجا مسئله بسیار متفاوت است. در کشوری که درصد عمده جمعیت آن مسلمان است، چه لزومی دارد که سال نو مسیحی به آن‌ها تبریک گفته شود. این نشان می‌دهد که این فرد از نظر فکری به غرب یکسری وابستگی دارد و لازم است که ذهن خود را اصلاح کنند، گرچه این اصلاح بعید به نظر می‌آید که اتفاق افتد. چون سخنرانی‌های رهبر جمهوری اسلامی تأثیر چندانی روی برخی از افراد نگذاشته است، بنده یک کتابی را خدمت شما آورده‌ام و چند خطی از این کتاب را برای شما می‌خوانم، شاید که حرف خود آمریکایی‌ها تأثیر بیشتری را نشان دهد. افرادی که سیاست خارجی آمریکا را به‌طور تخصصی در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا مطالعه می‌کنند، گاهی اوقات کتاب‌هایی می‌نویسند. یکی از این کتاب‌ها را که انتشارات راتلش چاپ کرده است (یک انتشار معمولی، ساده و سنتی که طیف چپ یا مارکسیست نیستند، بلکه افرادی معمولی هستند که بر اساس پژوهش خود درباره سیاست خارجی آمریکا یکسری نتیجه‌گیری‌ها کرده‌اند) را بنده برای شما آورده‌ام. این کتاب در سال ۲۰۰۹م چاپ شده است. نویسنده این کتاب سیلون و مجستیک هستند. این دو نویسنده این مسئله را مطرح می‌کنند که آمریکا کشورهای دنیا را به دو گروه تقسیم می‌کنند؛ گروه اول کشورهای دشمن هستند و گروه دوم کشورهای Client. کشورهای Client به معنی همراه، همسو و هماهنگ است. با این حساب هدف سیاست خارجی آمریکا این است که کشورهای دشمن را به کشورها Client تبدیل کرده و کشورهای Client را نیز بیشتر با خود همسو و سازگار کند. افرادی نیز که در وزارت خارجه آمریکا، سازمان سیا، پنتاگون و… مسئولیت دارند، لزوما عجله خاصی برای این موضوع ندارند و دارند کار خود را در این رابطه ادامه می‌دهند.

بنده جملاتی را از این کتاب برای شما می‌خوانم. این جملات، موارد جدیدی نیستند و چه بسا قبلاً آن را شنیده باشید. منتها افرادی که سیاست خارجی آمریکا را به‌صورت دقیق مطالعه می‌کنند و استاد دانشگاه در کشورهای غربی هستند، اینگونه این مسئله را توضیح می‌دهند. در این کتابی که بنده برای شما آورده‌ام گفته می‌شود که: «سیاست‌های خصمانه آمریکا علیه کشورهای دشمن ادامه خواهد یافت، مستقل از اینکه این کشور چه‌کار می‌کند». لذا اینکه کشور دشمن، مذاکره می‌کند یا نکند، امتیاز بدهد یا ندهد، در دشمنی آمریکا تأثیری ندارد.این جمله در صفحه ۱۸۰ این کتاب بیان شده است. در جای دیگر این کتاب گفته می‌شود که اگر این کشورهای دشمن، با آمریکا مذاکره کنند و به توافقی با این کشور برسند، در واشنگتن اینگونه دیده خواهد شد که سیاست‌های آمریکا دارد جواب می‌دهد. پس از آن آمریکا فشار خود و سیاست خصمانه‌اش را علیه آن کشور افزایش خواهد داد. ما تجربه این امر را داریم. شاید آقای رئیس جمهور بیایند و در تلویزیون از محاسن و موفقیت‌های برجام صحبت کنند، اما واقعیت این است که فشارها علیه ما در دوران پسابرجام بیشتر شده است. جمله سومی که بنده از این کتاب برای شما انتخاب کرده‌ام می‌گوید که “there can be no general peace with that state, unless it has changed not only his foreign policy but also about all its internal power arrangement   ” به عبارتی هیچ صلح واقعی با آن دشمن اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه آن کشور متخاصم نه تنها سیاست خارجی، بلکه چینش سیاسی داخلی خود را نیز تغییر دهد. این صحبت‌ها پیش از این توسط مقام معظم رهبری نیز مطرح شده بود و ایشان فرموده بودند که فشارها علیه ما تنها با توقف فعالیت‌های هسته‌ای، فعالیت‌های موشکی، اقدامات منطقه‌ای و… متوقف نمی‌شود، بلکه آن‌ها خواهان این هستند که ساختار سیاسی داخلی کشور ما نیز تغییر پیدا کند. دلیل آمریکایی‌ها برای این سیاست خود این است که فلان کشور یا دولت متخاصم، یک ساختاری داشته است، که باعث شده است که ما آن را در داخل لیست سیاه قرار دهیم و تا زمانی که آن ساختار درونی عوض نشود، ما مطمئن نیستیم که این کشور دوباره به دشمنی با ما برمی‌گردد یا خیر. در خصوص برجام در آمریکا نیز دعوا بوده و یکسری آن را خوب و سایرین بد می‌دانستند. در حال حاضر این دعوا خاتمه پیدا کرده است و همه به اجماع رسیده‌اند، چون کسانی که مخالف بودند این نگرانی را داشتند که نکند که ایران بتواند از برخی از تحریم‌ها رهایی یابد. آن‌ها دغدغه‌ای در خصوص بحث بازرسی‌ از مراکز هسته‌ای و… نداشتند و فقط نگران این بودند که ایران بتواند یک نفس راحت بشکد. در حال حاضر اتفاق خاصی در اقتصاد ایران رخ نداده است. حال برخی می‌گویند که اگر برجام نبود، فروش نفت ما به صفر می‌رسید و ۲-۱ سال قبل از برجام نیز فروش نفت ایران در حد یک میلیون بشکه در روز  ثابت شده بود. در حال حاضر نیز که نفت دارد به فروش می‌رسد، پول آن به دست ما نمی‌رسد و در بیرون از کشور نگهداری می‌شود. بدین ترتیب تصور طرف آمریکایی این است که می‌تواند با افزایش فشار تحریم با ایران بازی کند. آمریکایی‌ها با خود می‌گویند در شرایطی که سیاست تحریم ایران جواب داده است، چرا باید آن را عوض کرد. لذا آمریکا خود را ملزم می‌داند که ساختار تحریم‌ها و سیاست تحریمی خود علیه ایران را نگه دارد. در شرایط فعلی تمام کسانی که زمانی مخالف برجام بودند، خواستار این هستند که برجام حفظ شود، چون برجام پاسخگوی نیاز آن‌ها بوده و برنامه هسته‌ای ایران را مدیریت کرده است و از طرفی اتفاق خاصی در اقتصاد ایران نیفتاده است. از طرفی برخی هنوز به دنبال امتیاز دادن هستند. رئیس جمهور در پیام نوروزی خود گفت که می‌خواهد برجام ۲ و ۳ داشته باشد. برجام ۲ به این معناست که ایران در حوزه منطقه‌ای نیز امتیاز بدهد و برجام ۳ نیز معنی مشابهی را می‌دهد. مطالبی که در این کتاب مطرح شده است، نشان می‌دهد که آمریکا با این کار ما، راضی نخواهد شد و فشارها را ادامه خواهد تا اینکه سیستم سیاسی داخلی ایران تغییر یابد. این گفته خود آمریکایی‌هاست. این نکته مهم است که ما بدانیم که مشکل آمریکا، صرفا سیاست‌های ما نیست. وقتی که مشکل طرف مقابل ما، سیاست‌های ماست، ما می‌توانیم سیاست‌های خود را تغییر دهیم تا طرف مقابل راضی شود.

 

دکتر ایزدی: در آمریکا یک اختلاف نظر وجود داشت و یک عده می‌گفتند که جمهوری اسلامی را باید همین الآن سرنگون کرد، اما کسانی که به برجام گرایش داشتند، گفتند که ما بیش از 30 سال است که می‌خواهیم سرنگون کنیم اما نشده است، لذا ما باید یکی‌یکی اهرم‌های قدرت را از جمهوری اسلامی بگیریم و سپس آن را سرنگون کنیم.

 

آمریکا مشکل دیگری با ما دارد که آن “capability” یا «ظرفیت» است. ایران یکسری ویژگی‌ها دارد که کمتر کشوری از آن برخوردار است. مجموع ذخایر هیدروکربنی ایران (مجموع نفت و گاز) از همه کشورها دنیا بیشتر است. از طرفی ایران با خلیج فارس و کشورهای مختلف دنیا مرز دارد. از طرفی این کشور مساحت و جمعیت زیادی دارد. آمریکا از اینکه ایران چنین ظرفیت‌هایی دارد ناراحت است. حتی اگر ما سیاست‌های داخلی و خارجی خود را عوض کنیم، تا زمانی که حکومتی در ایران قدرت دارد که از این ظرفیت‌ها ممکن است که به نفع مردم کشورش استفاده کند، آن‌ها اذیت می‌شوند. لذا آمریکایی‌ها می‌خواهند که ایران سیستم داخلی خود را نیز عوض کند تا این سیستم نتواند با بهره‌گیری از ظرفیت‌های داخلی خود برای آمریکا ایجاد خطر کند یا اینکه رقیب آمریکا باشد. لذا اینکه ما بفهمیم که تغییر سیاست ما در حوزه سیاست خارجی، تغییری در طرف مقابل ایجاد نمی‌کند بسیار مهم است. با تصویری که تاکنون در خصوص سیاست خارجی آمریکا ارائه دادیم، طرف مقابل یکسری پیش‌فرض نسبت به ما دارد و پیش‌فرض‌های آن این است. آن‌ها معتقدند که ایران، کشور دشمن ماست و از آنجا که یک کشور دشمن است، پس به دنبال تعامل با ما نیست. لذا آن‌ها نیز به دنبال تعامل با ما نخواهند بود، بلکه به دنبال این خواهند بود که به ما فشار بیاورند تا سیستم سیاسی داخلی ما تغییر یابد.

پیش‌فرض دومی که آمریکایی‌ها دارند این است که امکان تغییر در سیستم سیاسی داخلی ایران و نیز سرنگونی این سیستم وجود دارد. ما این را خود به آمریکایی‌ها گفتیم. ما صراحتا بیان کردیم که حاضریم که در حوزه هسته‌ای امتیاز بدهیم و در سایر حوزه‌ها نیز امکان امتیاز دادن وجود دارد. این نشان می‌دهد که امکان تغییر در سیستم سیاسی داخلی ایران وجود دارد. در آمریکا یک اختلاف نظر وجود داشت و یک عده می‌گفتند که جمهوری اسلامی را باید همین الآن سرنگون کرد، اما کسانی که به برجام گرایش داشتند، گفتند که ما بیش از ۳۰ سال است که می‌خواهیم سرنگون کنیم اما نشده است، لذا ما باید یکی‌یکی اهرم‌های قدرت را از جمهوری اسلامی بگیریم و سپس آن را سرنگون کنیم.

سومین پیش‌فرض آمریکایی‌ها این است که در انتخاب میان دغدغه‌های ایدئولوژیک و ادامه حیات جمهوری اسلامی، ایران از دغدغه‌های ایدئولوژیک خود عدول خواهد کرد. به عبارتی، افرادی در ایران قابلیت رسیدن به حکومت را دارند که باور خاصی نسبت به نگاه‌های ایدئولوژیکی که باعث قدرت جمهوری اسلامی شده است ندارند. لذا خیلی راحت می‌توانند در قبال این نگاه‌های ایدئولوژیک دست به معامله بزنند.

چهارم اینکه سیاست تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران، یک سیاست کارآمد است. آمریکایی‌ها معتقدند که یکی از دلایلی که باعث شد آقای روحانی رأی بیاورد این بود که مردم از تحریم خسته شده بودند.  به‌عبارتی زمانی که از مردم پرسیده شد که شما خواهان برنامه هسته‌ای هستید یا تعامل با دنیا، مردم گفتند که ما اصلا متوجه نشدیم که بحث فناوری هسته‌ای چیست، لذا تعامل با دنیا را انتخاب کردند. آمریکایی‌ها در خصوص انتخابات سال ۹۶ که دیگر چیزی به‌عنوان انرژی هسته‌ای وجود ندارد به دنبال این هستند که دوگانگی هایی مانند «وجود یا عدم وجود سپاه» را در میان مردم ایجاد کنند. آمریکایی‌ها از فعالیت‌ها و صرف حضور سپاه ناراحت هستند، زیرا سپاه است که موشک درست می‌کند و نفوذ منطقه‌ای دارد. به نظر بنده آن‌ها تا یک سال آینده، سپاه را در ذیل گروه‌های تروریستی قرار خواهند داد. لذا در انتخابات آینده نیز، بحث تعامل با دنیا و سپاه مطرح خواهد شد، چون در مورد قبل که همان بحث هسته‌ای باشد، این مسئله جواب داد.

پنجمین پیش‌فرض آمریکایی‌ها این است که در درون نهادهای سیاسی ایران، یک اختلاف نظر جدی در خصوص تعامل یا تقابل با آمریکا وجود دارد. رفتار ما، آمریکایی‌ها را متوجه این قضیه کرده است و البته از وجود این اختلاف نظر جدی بسیار خشنود هستند. آن‌ها متوجه این شده‌اند که در قوه مجریه ایران کسانی سِمَت دارند که از دنیا عقب هستند و در شرایطی که خود آمریکایی‌ها می‌گویند که ما دیگر ابرقدرت نیستیم و جهان تا سال ۲۰۳۰م به سمت چندقطبی‌شدن در حال حرکت است، اما برخی در ایران در این حوزه عقب هستند و هنوز آمریکا را کدخدا می‌دانند.

ششمین پیش‌فرض آمریکا این است که مانع اصلی رسیدن آمریکا به اهداف خود در ایران رهبری آیت الله خامنه‌ای و نیروهای همسو با او در سپاه و نهادهای مشابه هستند. لذا آمریکایی‌ها به دنبال ضربه زدن به رهبر ایران و پیروان ایشان هستند و گاهی این کار را از طریق مسئول(ان) داخلی کشور انجام می‌دهد. مثلا رئیس جمهور بیان کرده است که بحث حقوق‌های نجومی در نهادهای انقلابی نیز وجود داشته است. اینکه رئیس جمهور می‌گوید که در خارج قوه مجریه نیز حقوق نجومی وجود داشته است، روشن است که می‌خواهد حرف خاصی بزند. در خصوص اینکه با پایان ۱۰-۸ سال مدت زمان توافق برجام چه خواهد شد، عده‌ای جواب دادند که بعد از گذشت این زمان، ایران کشور متفاوتی خواهد بود. برآورد آمریکایی‌ها این است که بعد گذشت ۱۰-۸ سال دیگر، رهبری ایران تغییر خواهد کرد و تصور این است که رهبر سوم جمهوری اسلامی، نتواند مسیر رهبر دوم و سوم این کشور را ادامه دهد. آمریکایی‌ها به دنبال طرح‌ریزی و برنامه‌ریزی هستند که رهبر سوم جمهوری اسلامی، نتواند مسیر دو رهبر قبلی خود را ادامه دهد.

هفتمین پیش‌فرض آمریکایی‌ها در خصوص ایران این است که امکان امتیازگیری در خصوص پیشرفت‌های منطقه‌ای و تسلیحاتی (موشکی) ایران وجود دارد. آمریکایی‌ها این را از صحبت‌های خود ما فهمیده‌اند. از طرفی آن‌ها فهمیده‌اند که امکان نقض برجام نیز وجود دارد. آمریکایی‌ها این را از زمانی فهمیدند که وقتی برجام را نقض کردند، عده‌ای به دنبال توجیه نقض برجام بودند و صرفا گفتند که نامه رهبری نقض شده است و نه برجام. آمریکایی‌ها وقتی می‌بینند که هر طور که برجام را نقض کنند، دولت ایران به این خاطر که سرنوشت خود را به برجام گره زده است، آن را توجیه می‌کند، لذا به این نتیجه رسیده‌اند.

 

 

نتیجه این پیش‌فرض‌ها یکسری راهکار خواهد بود: راهکار اول، این است که ساختار تحریم علیه ایران باید نگه داشته شود و امتیاز دادن‌ها باید حداقلی و بازگشت‌پذیر باشد. راهکار دوم، این است که باید اهرم قدرت جمهوری اسلامی گرفته شود. راهکار سوم، این است که عَرضه دلار به ایران باید رسما محدود شود. در سال ۲۰۰۸م که چرخه دلار علیه ایران بسته شد، وزارت دارایی آمریکا بیانیه‌ای داد که در Federal register منتشر شده است که مطابق آن آمریکایی‌ها گفتند که ما ]چرخه دلار را[ به‌خاطر قطعنامه ۱۸۰۳ سازمان ملل بستیم که این قطعنامه یک قطعنامه هسته‌ای بود. مطابق برجام قرار بر این بود که تحریم‌های هسته‌ای ایران لغو شود، یا اگر لغو نشود، لازم بود که تعلیق شود. اینکه آمریکایی‌ها تحریم دلار را ادامه دادند، یکی از موارد نقض برجام است که خیلی نیز تأثیرگذار است. در قبل از برجام، آمریکایی‌ها می‌گفتند که کسی حق ندارد با ایران کار کند. بعد از برجام، کری می‌گوید که کشورها و سازمان‌ها می‌توانند با ایران کار کنند، اما حق کار کردن با سپاه را ندارند.

جمله بعدی کری این است که همه‌ی ایران سپاه است. به نظر شما این گفته چه معنایی دارد. این صحبت‌ها به این معناست که کشورها کماکان حق ندارند که با ایران کار کنند. این تازه صحبت‌های جان کری است و دولت جدید آمریکا معلوم نیست که تا چه میزان برای ایران حد و حدود قائل است. راهکارهایی که آمریکایی‌ها علیه ایران در نظر گرفته‌اند زیاد است و من تنها به برخی از آن‌ها که مهم هستند اشاره می‌کنم. در خصوص برجام یک نکته دیگری نیز وجود دارد. زمانی که در دنیا یک طرح یا معاهده‌ بزرگی شکل می‌گیرد، سه گروه وارد کار می‌شوند. یک گروه آن را طراحی می‌کند، گروه دیگر اجرا و گروه آخر به ارزیابی می‌پردازد. این سه گروه همواره باید متفاوت از یکدیگر باشند، چرا که کسی که به ارزیابی می‌پردازد، نباید همان آدمی باشد که طرح را اجرا کرده است، چرا که ناخودآگاه، به سمت توجیه مشکلات می‌رود. آمریکایی‌ها متوجه این امر بودند و کسانی که پیگیر ارزیابی برجام هستند، متفاوت از تیم مذاکره‌کننده هستند. خانم شرمن به هاروارد رفته‌است و ویلیام برنز رئیس مؤسسه کارنگی شده است. به‌عبارتی کسانی که سابقا درگیر شکل‌گیری برجام بودند، اکنون در خصوص آن کار نمی‌کنند. در حال حاضر کسانی در آمریکا پیگیر مسئله برجام هستند که ابدا در هنگام شکل‌گیری آن نقشی نداشتند. آقای استیو مولد کسی است که اگر اشتباه نکنم پیش از این سفیر آمریکا در لهستان بود و کاری با برجام نداشت. کاری که ما کردیم این بود که همان کسانی را که برای طراحی برجام فرستادیم، همان‌ها را مسئول اجرای برجام کردیم و همان‌ها اکنون دارند آن را ارزیابی می‌کنند. در چنین شرایطی افراد به سمت توجیه اشتباهات خود پیش خواهند رفت. در هر صورت کسی که برجام را طراحی و اجرا کرده است، باید نسبت به عاقبت کار خود پاسخگو باشد. اگر وضعیت فعلی را پیش‌بینی نمی‌کرده است، باید پاسخ دهد که چرا این وضعیت را پیش‌بینی نکرده است. اگر آن را پیش‌بینی می‌کرده است، پس برای چه تا این اندازه برجام را بزرگ کرده و همه چیز را به آن وابسته کرده است. بنابراین این یک مشکلی است که در طرف ما وجود دارد و مهم نیز هست. ۱۷-۱۶ مورد راهکار نیز برای ما وجود دارد. با این تفاسیری که بنده برای شما عرض کردم، ما باید متوجه این شده باشیم که نمی‌توانیم طرف مقابل خود را راضی کنیم و رابطه ایران و آمریکا درست‌شدنی نیست، چون آمریکا تا زمانی که سیستم سیاسی ایران را تغییر ندهد، راحت نمی‌نشیند. لذا ما راهی نداریم، جز اینکه کشور را قدرتمند کنیم. آمریکا تنها زبان قدرت را می‌فهمد و غیر از آن ما راهی برای مقابله با آمریکا نداریم. خیلی‌ها در وزارت خارجه و سایر جاها می‌گویند که ما باید از مدل چین در خصوص آمریکا استفاده کنیم. اگر شما کتاب آقای دکتر ظریف را مطالعه بفرمایید، ایشان کم و بیش به همین نکات اشاره می‌کنند (کتاب ایشان ۲-۱ سال پیش از انتخابات سال ۹۲ منتشر شد و مجموعه مصاحبه های ایشان را در بر می‌گیرد). در توضیح پیرامون این مدل توضیح داده می‌شود که چین ابتدا با آمریکا منازعه داشت، اما بعد از مدتی با آن صلح کرد و وضع اقتصادی آن بهبود پیدا کرد. این حرف البته حرف درستی است و وضع اقتصادی چین در پی روابط تجاری با آمریکا بهبود پیدا کرد. مقدار صادراتی که چین در سال‌های پیروزی انقلاب داشت را اکنون در یک روز دارد.

 

دکتر ایزدی: آمریکا تا زمانی که سیستم سیاسی ایران را تغییر ندهد، راحت نمی‌نشیند. لذا ما راهی نداریم، جز اینکه کشور را قدرتمند کنیم. آمریکا تنها زبان قدرت را می‌فهمد و غیر از آن ما راهی برای مقابله با آمریکا نداریم.

 

با این حال اگر که ما بخواهیم این مسیر را دنبال کنیم، باید توجه داشته باشیم که یکسری تفاوت‌ها میان ما و چین وجود دارد؛ تفاوت اول ما و چین این است که زمانی که چین با آمریکا به توافق رسید، از سلاح هسته‌ای برخوردار بود. در چنین شرایطی آمریکا چین را تهدید به حمله نظامی نمی‌کرد و نمی‌گفت که تمام گزینه‌ها علیه این کشور به روی میز است. زمانی که شما را نتوانند تهدید به حمله نظامی کنند، می‌روند و مانند آدم توافق سیاسی می‌کنند. سبک آمریکایی‌ها اینگونه است! البته منظور بنده این نیست که ما باید به سمت ساخت بمب هسته‌ای برویم، اما باید توجه داشته باشیم که چنین تفاوتی میان ما و چین وجود دارد. تفاوت دیگر ایران و چین آن زمان، این است که هر زمان که روابط ایران و آمریکا می‌خواهد بهتر شود، اسرائیل چوب لای چرخ ایران می‌گذارد. این در حالی است که چین روابط خوبی با اسرائیل دارد و اخیرا نیز اسرائیلی‌ها قومی را در چین پیدا کرده‌اند و به آن‌ها گفته‌اند که شما یهودی هستید در حالی که خود خبر ندارید! به‌عبارتی به آن‌ها گفتند که زمانی که قوم یهود پراکنده شدند، تعدادی از آن‌ها به آن سمت رفته‌اند و اکنون نیز این جمعیت را دارند به اسرائیل می‌برند و به آن‌ها عبری یاد می‌دهند. آن‌ها همین سیاست را نیز در خصوص آمریکا انجام داده بودند و توانستند که بر این کشور سوار شوند و حال نیز که چین در حال قدرت گرفتن است، همین سیاست را می‌خواهند در خصوص این کشور به انجام برسانند. گاهی برخی از افراد به‌ویژه دانشجویان این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا نمی‌شود که با اسرائیل نیز مشکلات را حل کرد. پاسخ این سؤال چیست؟! در سال ۲۰۰۸م در دوران آقای بوش، قانونی تصویب شد که مطابق آن هیچ کشوری نباید در منطقه غرب آسیا از اسرائیل قدرتمندتر باشد و این کشور باید نسبت به سایر کشورها برتری کیفی داشته باشد. این امر فارغ از این است که یک کشور با اسرائیل دوست باشد یا دشمن. بنابراین دوستی با اسرائیل مشکل ما را حل نخواهد کرد. مگر مصر دوستی کمی با اسرائیل داشت؟! ترکیه نیز همین‌طور! سال‌هاست که هواپیماهای نظامی ترکیه برای تمرین به اسرائیل می‌روند. به نظر بنده نمی‌توان دوستی بالاتری را با اسرائیل متصور شوند. از طرفی خیلی سخت است که کشوری مانند ما از اسرائیل قدرتمندتر نشود، چرا که مساحت و منابع ما بیشتر است. یکی از دلایلی که نمی‌خواهند ایران نفس راحت بکشد، این است که ایران می‌تواند از اسرائیل جلو بزند. از طرفی ایران باید به دنبال این باشد که مدلی را برای پیشرفت خود پیدا کند، چرا که مدل‌های چینی و… برای ایران پاسخگو نخواهد بود. به‌طور کلی الگوهایی که در ذهن برخی از دانشجویان است، مانند مدل مالزی، ترکیه و… برای ایران پاسخگو نیست. در مالزی پول در دست چه کسانی است؟! چینی‌ها، استرالیایی‌ها و… آن‌ها در این کشورها سرمایه‌گذاری می‌کنند زیرا که در این کشور کارگر ارزان است و سایر موارد. البته این کشور ظاهر شیکی نیز دارد، اما کار آن فروش «مال» است. در این کشور نه انتقال صنعتی اتفاق می‌افتد، نه پولش در دست خودش است، نه استقلال مالی وجود دارد، فساد (از همه نوع) در آن گسترده است. البته بازار بزرگتر و گسترده تری را نیز در اختیار دارد، ولی این کشور نمی‌تواند یک کشور جدی به حساب بیاید، چون هیچ چیز آن متعلق به خودش نیست. الآن چه کسانی در دنیا ]صاحب[ قدرت محسوب می شوند!؟ چین، هند و… این کشورها از مدل مالزی استفاده نکردند، بلکه ابتدا در حوزه نظامی قدرتمند شدند و در حوزه اقتصادی نیز خود دست به طراحی زدند. لذا نه در چین، نه در هند و نه در هیچ یک از قدرت‌های نوظهور جدی، خود را به حرف‌هایی که آمریکایی‌ها به آن‌ها می‌زدند وابسته نکردند.

در ادامه یک بحث وجود دارد که آن را برای شما قرائت می‌کنم. «با توجه به سرعت تحولات در روابط ایران و آمریکا، انتخابات ریاست جمهوری در این کشور، فعالیت‌های گسترده ضد ایرانی در کنگره آمریکا نیاز است که نهادهایی در عالی‌ترین سطوح تصمیم‌سازی کشور برای رصد مستمر و عمیق این سیاست‌ها و عملکرد طرف مقابل و راهکارها مقابله با آن تأسیس شود». ما واقعا چنین چیزی را در کشور نداریم. شما در حال حاضر دارید، کار خوبی را انجام می‌دهید منتها سیستم تصمیم‌گیری در رابطه با آمریکا در کشور نقص دارد. این نقص بدین گونه است که ما در کشور جایی به نام شورای عالی امنیت ملی داریم که در این شورا کسانی حق رأی دارند که متخصص آمریکا نیستند و دانش خود را از خواندن یکسری مطالب کسب می‌کنند که حتی مشخص نیست این مطالب را به درستی متوجه می‌شوند یا نمی‌شوند. از طرفی آن‌ها هزاران مشغله دیگر نیز دارند. مثلا برای کسی که رئیس قوه قضائیه است، آمریکا اولویت اول نخواهد بود. بنابراین درکی که در شورای عالی امنیت ملی وجود دارد، در سطح متوسط است که آن نیز ناشی از ترجمه مطالب مختلف از جاهای مختلف است که این خود می‌تواند گیج‌کننده باشد. از طرفی دغدغه‌های سیاست داخلی نیز باعث می‌شود که فرد در تصمیم‌گیری خود در این شورا نتواند محکم عمل کند. این وضعیت شورای عالی امنیت ملی ما در حال حاضر است که به راحتی می‌تواند اشتباه کند. از طرفی ما یک نهاد مناسبی نیز نداریم که قادر به رصد عمیق نسبت به طرف مقابل داشته باشد و بتواند تحلیل مناسبی ارائه کند. از طرفی بنده جاها مختلفی را دیده‌ام که نشسته‌اند و مناظرات را ترجمه می‌کنند. به نظر بنده این امر بیشتر ایجاد مشکل می‌کند. در جلسات کارشناسی، افراد می‌نشینند و می‌گویند که آمریکا می‌خواهد فلان کار را انجام دهد. زمانی که از وی علت را جویا می‌شویم می گوید مثلا چون جیمز جونز گفته است. شاید ۱۰ سال پیش می‌شد که به صحبت‌های این فرد توجه کرد اما اکنون وی چه جایگاهی در تصمیم‌گیری آمریکا در خصوص غرب آسیا دارد. حتی گاهی ترجمه‌های ناقص افراد را گمراه می‌کند. ما در حوزه آمریکا کمبود کارشناس داریم و در برخی مقاطع، تعداد کارشناسان ما در خصوص آمریکا کم است. از طرفی این کارشناسان نیز نیازمند یکسری عقبه اطلاعاتی و خوراک هستند که در این حوزه‌ها نیز ما دچار مشکل هستیم. از این رو من فکر می‌کنم که بهترین کارشناس آمریکا در ایران همان مقام معظم رهبری باشند. ایشان ۴۰-۳۰ سال است که دارند آمریکا را مطالعه می‌کنند و لذا این کشور را درک می‌کنند. لذا عقبه‌ای مناسبی برای افرادی که فهم کمتری نسبت به آمریکا وجود ندارد که آن‌ها کمتر بتوانند برای خود پخت‌وپز کنند، وجود ندارد. بدین ترتیب است که زمانی که نقدی در خصوص برجام ارائه می‌شود، چون تعداد منتقدین کم است، فرد مقابل شخص منتقد را به بی‌سوادی متهم می‌کند یا وی را کاسب تحریم می‌نامد. اگر به جای اینکه ۴ نفر به برجام انتقاد وارد کنند، ۴۰-۳۰ نفر کارشناس به ارزیابی آن بپردازند، احتمال اینکه به آن‌ها بی‌اعتنایی شود کمتر می‌شد. از طرفی کسی که می‌خواهد در حوزه آمریکا کار کند، باید توانمندی مناسبی در خصوص زبان انگلیسی داشته باشد. در مباحث منطقه نیز اگر قرار باشد که کسی کار کند، باید درک مناسبی نسبت به فعالیت آمریکا داشته باشد. به هر حال تصمیمی که عربستان سعودی، مصر و… می‌گیرند، متأثر از سیاست خارجی آمریکا است. ما نسبت به آمریکا، نیازمند یک اتاق فکر یا هیئت اندیشه‌ورز هستیم تا کسانی در آن به بحث و تبادل نظر بپردازند، که در حوزه آمریکا کار کرده‌اند. در نهادهایی که ما داریم مانند شورای عالی امنیت ملی، فرد به‌صورت سازمانی وارد می‌شود و لزوما کارشناس آمریکا نیست. چه بسا تا سال قبل روی مباحث جنوب شرق آمریکا کار می‌کرده است و الآن در ساختار اداری خود در حوزه آمریکا قرار گرفته است. از طرفی متأسفانه افرادی که کارشناس آمریکا نیستند، در این خصوص اظهار نظر نیز می‌کنند و نتیجه این است که در بسیاری از مواقع سیاست‌های اشتباه اتخاذ می‌شود. از طرفی لازم است که در کشور ما، یک اجماع نسبت به کشور آمریکا وجود داشته باشد. در یک برهه زمانی، صحبت خیلی‌ها این بود که منشأ مشکلات ما این است که وارد مذاکره با آمریکا نمی‌شویم. آن‌ها ضمن معرفی کردن آمریکا به عنوان یکسری افراد منطقی، اظهار می‌داشتند که ما در مذاکره کردن با آمریکا، یکسری امتیازها را خواهیم داد، اما یکسری امتیازات را خواهیم گرفت و با امتیازات کسب کرده، مشکلات خود را حل خواهیم کرد. از طرفی، آن‌ها روسیه را آدم فروش می‌خواندند، اما آمریکایی‌ها را منطقی تلقی می‌کردند. الآن مشخص شده است که چنین تحلیلی درست نبوده است و لازم است که نسبت به این مسئله اجماع صورت بگیرد. حال چرا این اجماع صورت نمی‌گیرد. گاهی بحث‌های سیاست داخلی و رقابت‌های جناحی، سیاست خارجی ما را مخدوش می‌کند. چنین چیزی برای کشور به مثابه یک سم است و اینکه ما بخواهیم دغدغه‌های انتخاباتی خود را به کاری که باید نسبت به برجام انجام دهیم، متصل نماییم، می‌تواند برای کشور فاجعه‌آفرین باشد. در اینجا بنده صحبت‌های خود را متوقف می‌کنم تا جناب دکتر سراج فرمایشات خود را شروع کنند. اگر وقتی بود، نکات لازم را در بخش دوم صحبت‌های خویش عرض خواهم کرد.

 

 

مجری: تشکر داریم از جناب آقای دکتر ایزدی و عرض خوش‌آمد گویی خدمت دکتر سراج. جناب آقای دکتر سراج! قبل از اینکه شما تشریف بیاورید، روی بحث نظام سلطه و تمرکز بر آمریکا، سیاست خارجه آمریکا، انتظاراتی که آن‌ها از ما دارند و تفکر معتقد به مذاکره با آمریکا و اشتباهاتی که این جریان مرتکب شد، مطالبی بیان گردید. ان‌شاء‌ا… در ادامه در خدمت جناب دکتر سراج خواهیم بود تا مطالب خود را پیرامون تقابل گسترده میان گفتمان برآمده از انقلاب اسلامی و نظام سلطه جهانی و بحث هجوم این نظام سلطه علیه انقلاب اسلامی در راستای نرمال کردن رفتار ایران در دو سطح منطقه‌ای و بین‌المللی ارائه نمایند. در این بخش روی مفروض‌های دو گفتمان انقلابی و غرب گرا تمرکز خواهیم کرد در ادامه در این چارچوب جلو خواهیم رفت تا در آخر بتوانیم جمع‌بندی مناسبی نسبت از جلسه داشته باشیم.

دکتر سراج: بسم الله الرحمن الرحیم. بنده فکر می‌کنم که با توجه به اینکه گرد و غبار برجام تا حدودی خوابیده است و مردم از شرایط برجامیزه شدن، فاصله گرفته و درگیر بحث نقض برجام و تمدید تحریم‌های ۱۰ ساله هستند، در حال حاضر می‌توان به لایه‌ای عمیق‌تر از موضوع برجام ورود کرد. بنده معتقد هستم که برجام و برجام‌های بعدی که قرار بود در پس برجام ۱ شکل بگیرد، یک نقشه راه جامع و کاملی برای نرمال‌سازی ایران در محیط بین‌الملل بود. این خود نیازمند یک توضیح مفصل است، اما نکته مهم‌تر از این توضیح این است که در مواجهه با این نقشه نظام سلطه در قالب برجام‌های چندگانه، جریان غرب‌گرا در وهله اول دچار سهل‌اندیشی و اشتباه محاسباتی شد و اما از یک جا به بعد زمانی که ماجرا را درک نمود، دچار دروغ‌گویی گردید و از ترس اینکه مبادا جامعه از آن طلبکار شود، واقعیت‌ها را نگفت. آن لایه‌ای که بنده اشاره داشتم که می‌توان به آن ورود کرد و مسئله برجام را گفت، همین‌جاست. به‌عبارتی از کجا تا کجا جریان غرب‌گرا در ایران دچار اشتباه محاسباتی شد و از کجا به بعد به جامعه دروغ گفت و همچنان به این دروغ‌گویی ادامه می‌دهد. در اینجاست که تفاوت میان جریان انقلابی و جریان غرب‌گرا در پیشبرد اهداف و تأمین منافع ملی مشخص می‌شود. ورود خود به بحث را از اینجا شروع می‌کنم که آیا آمریکایی‌ها برای مواجهه برای جمهوری اسلامی ایران دارای نقشه راه بودند. در پاسخ باید بگویم که بله و آن‌ها کاملا براساس این نقشه راه سعی کردند که با ما مواجه شوند. حال باید پرسید که سند بالادستی این نقشه راه چیست؟! خود این نقشه راه چیست؟! ما باید بیاییم و این‌ها را به نوعی بازبینی کنیم. آمریکایی‌ها بعد از روی کار آمدن اوباما و شکستی که در سیاست‌های خاورمیانه‌ای دولت بوش متحمل شده بودند، یک تیم ۷۰-۶۰ نفری را مأمور به این می‌کنند تا سناریوهای مواجهه با ایران را تبیین کنند.

 

دکتر ایزدی: نه در چین، نه در هند و نه در هیچ یک از قدرت‌های نوظهور جدی، خود را به حرف‌هایی که آمریکایی‌ها به آن‌ها می‌زدند وابسته نکردند.

 

این تیم ۹ سناریو برای مواجهه با ایران ارائه می‌کند. سناریوی اولی که شاهد شکست آن در ایران بودیم، سناریوی انقلاب مخملی در ایران بود و بعد از آن چون نمی‌توانستند، ۳ سناریوی نظامی و ۲ سناریوی کودتا و سایر سناریوهای خود را عملی کنند، به ناچار سناریوی تعامل را انتخاب کردند. هدف‌گذاری آمریکایی‌ها در سیاست‌گذاری تعامل، نرمال کردن ایران است و برای نرمال کردن ایران، ایران باید قبل از تعامل دو مرحله را پشت سر می‌گذاشت؛ یکی مرحله تحذیر و دیگری مرحله اقناع. آن تیمی که این سناریوها را تنظیم کرد در مجموعه مرکز ساوان وابسته با اندیشکده بروکینگز فعالیت می‌کرد و این به نوعی به نقشه راه دولت اوباما برای مواجهه با جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. در مرحله اول، ایران باید برنامه هسته‌ای خود را متوقف می‌کرد، پای میز مذاکره باقی می‌ماند و برنامه هسته‌ای خود را به عقب برمی‌گرداند. در اینجا بود که برجام ۱ شکل گرفت. در مقابل این اقدام ایران، آمریکایی به قرارداد ۱۳۶۰ برمی‌گشتند و دارایی‌های ایران را در مقابل این کاری که ایران انجام می‌داد آزاد می‌کردند و تا حدودی دسترسی‌های ایران را به اقتصاد جهانی هموار می‌کردند، به عبارتی صحبت از لغو تحریم‌ها نبود. حال اینکه می‌گوییم، اشتباه محاسباتی و سهل‌اندیشی صورت گرفت چه بود؟! این اشتباه محاسباتی و سهل‌اندیشی ناشی از یک فریب استراتژیک بود. آمریکایی‌های برای اینکه مرحله تحذیر انجام شود؛ یعنی ایران بپذیرد که پای میز مذاکره بیاید، سعی کردند که از اهرم تحریم‌ها و تأثیر آن روی افکار عمومی استفاده کنند. جریان غربگرایی نیز که در پیوند معیشت، اقتصاد و سیاست توانسته بود که به قدرت برسد، تبدیل به ستون اتکای خود برای پیاده‌سازی این نقشه راه کردند و آمدند و به ایران پیغام دادند که اگر شما به پای میز مذاکره بیایید، ما ۴۰ میلیارد دلار از دارایی‌های شما را آزاد می‌کنیم. این پیغام یک پیغام دیپلماتیک بود که به طرف ایرانی رسید و این‌ها با این هویج اشتها آور، ذوق‌زده شدند و فکر می‌کردند که با این ۴۰ میلیارد شرایط را در داخل جامعه ایران تغییر می‌دهند و آن را به مثابه دستاورد برجام جا می‌زنند. البته پیام‌های دیپلماتیک دیگر از جمله پیامی را که عمانی‌ها آورده بودند و پیامی که معاون وزیر خارجه سوئیس آورده بود نیز دلیلی شد که این‌ها به این هویج‌های اشتهاآور توجه ویژه‌ای داشته باشند. تا اینجای کار، طرف ایرانی دچار فریب استراتژیک شد و کسی که فریب می‌خورد دچار سهل‌اندیشی و اشتباه محاسباتی می‌گردد. از یک جا به بعد، آمریکایی‌ها در همان شرایط پیش از مذاکرات و حین مذاکرات بدقولی کردند. آن ۴۰ میلیارد، ناگهان تبدیل به ۲۰ میلیارد شد و سپس به ۱۰ میلیارد، ۷ میلیارد و… تبدیل شد و نهایتا گفتند که ما به‌صورت اقساط این مبالغ را در اختیار شما قرار می‌دهیم. از اینجا به بعد بود که دروغگویی و ناراستی با افکار عمومی آغاز شد.

در شرایطی که ما شاهد بودیم که آمریکایی‌ها در حین مذاکرات دائما بدعهدی می‌کنند، اعلام شد که همه تحریم‌ها بالمره لغو خواهد شد و لذا سطح انتظار را به سمت لغو همه تحریم‌ها بردند، چه تحریم‌های هسته‌ای و چه تحریم‌های غیرهسته‌ای. پس از آن نیز مردم را نسبت به مذاکرات به صورت شرطی نگه داشتند و حل همه مشکلات جامعه از قبیل وعده ۱۰۰ روزه و… را نیز به مذاکرات گره زدند. از اینجا به بعد بود که دروغگویی‌ها شروع شد و این دروغگویی‌ها ادامه‌ دارد. حال بنده می‌خواهم به‌طور مستند به این بپردازم که چرا گفته می‌شود که چرا در برجام، اشتباه محاسباتی صورت گرفت و دروغگویی انجام شد. در قسمت اول عرض کردم که آمریکایی‌ها با یک نقشه راه وارد شدند که مرحله اول آن تحذیر و مرحله دوم آن اقناع بود و بعد از این بود که باید به تعامل می‌رسیدند. در قسمت اقناع، آمریکایی‌ها ۴ نُرم را به‌صورت مشخص به‌عنوان خطوط قرمز خود معین کردند. اول اینکه ایران بپذیرد که هسته‌ای نباشد. دوم؛ ایران بپذیرد که از تروریسم حمایت نکند. سوم؛ ایران بپذیرد که قدرت برتر منطقه نباشد. چهارم؛ ایران بپذیرد که هندسه سیاسی منطقه را تغییر ندهد. بدین ترتیب نقشه آمریکایی‌ها برای نرمال‌سازی رفتار ایران از قبل دقیقا مشخص بود. آن‌ها از قبل می‌دانستند که در مذاکره با ایران به دنبال چه هستند. آن‌ها با این پیش‌بینی، برنامه‌ریزی و نقشه راه پای میز مذاکره آمده بودند و می‌خواستند که این‌ها را به برجام‌های چندگانه تبدیل کنند و این را برای طرف مقابل فرموله کنند. این مرحله، مرحله اقناع بود. اینکه ایران نرم‌ها را بپذیرد، از نگاه آمریکایی‌ها مرحله اقناع بود. از نظر آمریکایی‌ها مرحله اقناع باید ۸ سال طول می‌کشید و بعد از آن آمریکایی‌ها وقتی پایبندی ایران را به نرم‌های مورد نظر آمریکا راستی‌آزمایی می‌کردند از سال ۲۰۲۴م آمریکایی باید به قول خود وارد مرحله تعامل و لغو تحریم‌ها می‌شدند. حال شما شاهد هستید که این موارد نیز به مردم گفته نشده است و به یکباره، لغو بالمره تحریم‌ها تبدیل به تعلیق تحریم‌ها شد و آمریکایی تا همین‌جا نیز پای کار نماندند و حتی به زیر بحث تعلیق تحریم‌ها زدند.

حال بنده می‌خواهم به اینکه چرا گفته می‌شود که به مردم دروغ گفته شده است، استناد کنم. بالاخره از یک جا مشخصا آن‌ها متوجه اشتباه محاسباتی خود شدند اما از آنجا شروع به دروغ گفتن به مردم کردند. آقای [سید حسین] موسویان کتابی دارند. نقش آقای موسویان به‌عنوان یک عنصر اصلی در حلقه نیویورکی‌ها و نقش نیویورکی‌ها در مناسبات میان ایران و آمریکا یک نقش برجسته است و کسی نمی‌تواند منکر آن شود. در فصل چهارم کتاب آقای موسویان با عنوان «ایران، آمریکا، گذشته شکست خورده، مسیر پیشرو» که به «نقشه راه صلح» می‌پردازد، مطالب عنوان شده در این فصل نشان می‌دهد که آن‌ها نیز می‌دانستند که در برجام‌های ۱، ۲ و۳ نیز لازم است که نُرم‌های مورد نظر آمریکا محقق شود و بنا نیست که در حوزه معیشت، اتفاق خاصی برای مردم بیفتد. از اینجاست که مشخص می‌شود که آن‌ها دانسته به مردم دروغ گفتند. در اینجا موسویان می‌گوید که هفت پرونده میان ایران و آمریکا مطرح است و حل مسائل ایران در گرو حل این هفت پرونده است. پرونده اول، پرونده هسته‌ای است. در آنجا موسویان می‌گوید که توافق بر سر حل جامع در مسئله هسته‌ای، موقعیتی که به واشنگتن اجازه تعامل و گفتگو بر سر موضوعات مورد مناقشه خواهد داد. توافق بالقوه بر سر مسئله هسته‌ای می‌تواند نقطه شروعی باشد تا سایر حوزه‌های مورد درگیری میان دو کشور مورد بحث و بررسی قرار گیرد. پرونده اول؛ پرونده هسته‌ای یا برجام ۱ از نظر آمریکایی‌ها پذیرش نرم اول که ایران هسته نباشد بوده است. از نظر حلقه نیویورکی‌ها و حلقه میانجی نیویورکی‌ها نیز بحث هسته‌ای متناظر به لغو تحریم‌ها نبوده است، بلکه یک نقطه شروع برای حل پرونده‌های بعدی بوده است. حال باید دید که نتیجه حل پرونده اول باید چه می‌شده است. در اینجا موسویان می‌گوید که در نقشه راه صلح (که میان دو حلقه میانجی ایرانی-آمریکایی، نقشه راه صلح بسته شده است)، بازگشت به قرارداد ۱۳۶۰ الجزایر بین ایران و آمریکا باید صورت بپذیرد. در آنجا آمریکایی‌ها متعهد می‌شوند که دارایی‌های ایران را آزاد کنند و در امور داخلی کشور ایران مداخله ننمایند. بنابراین در اینجا ابدا صحبتی از لغو تحریم‌ها نیست. لغو تحریم‌ها وعده‌ای بود که از یک جا به بعد، آقایان متوجه شدند که عملیاتی‌شدنی نیست و چون خطوط قرمز نظام، لغو تمام تحریم‌ها بود، آن‌ها این حرف را از یک جا به بعد بر سر زبان‌ها انداختند اما از یک جا به بعد می‌دانستند که امکان‌پذیر نیست. با این وجود آن‌ها حاضر نشدند که این دروغ را اصلاح کنند. چیزی که در پرونده اول (بحث هسته‌ای) باید نصیب طرف ایرانی می‌شد، آزادی دارایی‌های ایران بود. این در حالی بود که آمریکایی‌ها حاضر به آزاد کردن همه این دارایی‌ها نشدند، بلکه بخش کوچکی از آن را به‌صورت قسطی آزاد کردند که آن نیز نتوانست منجر به گشایش در حوزه اقتصادی شود.

کار دیگری که باید در پرونده اول صورت می‌گرفت، قطع تبلیغات خصومت‌آمیز و تهدید میان ایران و آمریکا بود. لذا ما باید ما یکسری از اصول و ارزش‌های خود را کنار می‌گذاشتیم و به نوعی آمریکایی‌ها باید بزک می‌شدند. موسویان می‌گوید که برای جبران حُسن نیت ایران، آمریکایی‌ها باید با قرارداد فروش هواپیما با ایران موافقت کنند. ما دیدیم که بعد از انعقاد برجام، دولت سراسیمه به دنبال خرید هواپیما رفت که بحث خرید هواپیما فعلا روی کاغذ است و معلوم نیست که سرنوشتی بهتر از سرنوشت برجام دارد یا خیر. موسویان گشایش در روابط مردم با مردم و مبادلات دانشگاهی و… را نیز مورد اشاره قرار می‌دهد که ما شاهد بودیم که آمریکایی‌ها در اینجا نیز پای حرف خود نماندند و تحریم ویزا که تعلیق اما تصویب شده است، نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها در اینجا نیز روی حرف خود نماندند، آن هم در شرایطی که ما برنامه هسته‌ای خود را متوقف کرده و به عقب برگرداندیم. در اینجا بنا بود که مطابق نقشه راهی که حلقه‌های میانجی ترسیم کرده‌اند، در روابط مردم با مردم گشایش صورت بگیرد که آمریکایی‌ها قانون تحریم‌های ویزا را علیه ما تصویب کردند. آغاز همکاری بر سر منافع مشترک، بحثی بود که ما باید مطابق برجام‌های  ۲، ۳ و ۴ می‌شدیم که آمریکایی‌ها از قبل برای این برجام‌ها تا برجام هفتم، برنامه داشتند و این‌ها در حلقه میانجی تدبیر شده بود. از طرفی مذاکره باید با آمریکایی‌ها روی اصول قابل تفاهم در موارد اختلافی ادامه پیدا می‌کرد که این نیز در حلقه‌های میانجی تعیین و تبیین شده بود. بنابراین ما می‌بینیم که برجام یک آن چیزی نبود که به مردم وعده داده شد و با تصویری که برای مردم ساخته شد انطباق نداشت. برجام یک، تصویری بسیار کوچک داشت که آن را بزرگ کرده بودند. در برجام یک، نهایتا ایران باید به بخشی از دارایی‌های آزاد شده خودش می‌رسید. گمان بنده این است که از اینجا به بعد، آن‌ها می‌دانستند که بنا بر لغو تحریم‌ها نیست و لذا سعی کردند که بازی را در دو Plan ادامه دهند.در Plan A  آن‌ها به دنبال این بودند که برجام را تمام کنند تا کشور زیر بار حقوقی برجام برود و فعالیت آن برگشت‌ناپذیر شود و هزینه‌ای به ما تحمیل شود. از طرفی دارایی‌هایی که آن‌ها انتظار داشتند که آزاد شود، در اختیار ایران قرار گیرد و با این دارایی‌ها بتوانند اولا یک گشایش ایجاد کنند و ثانیا بتوانند جامعه را برجامیزه نمایند. به نظر بنده به دنبال چنین برنامه‌ای بود و در اقدام بعدی، برجامیزه شدن به موضوع انتخابات خبرگان و انتخابات مجلس کشیده شود. آن‌ها انتظار داشتند که با برجامیزه شدن جامعه و مانوری که روی آزادی دارایی‌های ایران خواهند داد، مانوری که روی خرید هواپیما خواهند داد و… جامعه برجامیزه شده در انتخابات به آن‌ها رأی بدهد و آن‌ها قدرت چانه‌زنی خود را در حاکمیت از سطوح رهبری تا سطوح سایر قوا افزایش دهند و بعد به سراغ Plan B بیایند. حال در Plan B آن توافق به هر قیمت ممکن را به نظام تحمیل کنند و نظام را مدام در برجام‌های ۲، ۳ و ۴ مجبور به دادن مزیت‌های راهبردی کنند.

گمان بنده این است که جریان نفوذ و غرب‌گرایی، یک چنین برنامه‌ای را می‌خواست در کاسه جمهوری اسلامی ایران قرار دهد. از طرفی شواهد و قرائن زیادی نیز برای این کار وجود دارد. مثلا چرا آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها در انتخابات خبرگان، مداخله کردند، علی‌رغم اینکه بازگشت بنا به قرارداد ۱۳۶۰ الجزایر قرار بود که آن‌ها در مسائل داخلی کشور ما دخالت نکنند. اما چرا آن‌ها دخالت کردند؟! چرا آن‌ها کمپین «نه!» را راه‌اندازی نمودند؟! چرا سعی کردند که در انتخابات ایران مهندسی اجتماعی انجام دهند؟! چرا سعی کردند که افکار مردم ایران را در انتخابات دستکاری کنند و اعضای مجلس خبرگان و منصوبین به رهبری در انتخابات استان‌ها انتخاب نشد (جریان کمپین «نه!»)!؟ از طرفی آن‌ها سعی کردند تا کسانی وارد مجلس خبرگان شوند که با جریان غرب‌گرا به‌ویژه آقای هاشمی همراهی داشته باشند. این کارها دقیقا برای این کار بود که مسیر پیشروی در Plan B هموار شود. بنابراین از طریق افزایش سطح چانه‌زنی و سایر قوای نظام می‌خواستند که موازنه را تغییر دهند تا مسیر Plan B هموار شود. بنده در حال حاضر قائل به این هستم که ما باید وارد توضیح و تبیین این حوزه‌ها برای افکار عمومی بشویم و این دروغ بزرگ را برای مردم برملا نماییم. جریان غرب‌گرا، یک اشتباه محاسباتی را ادامه داد تا وارد یک مرحله دروغ بزرگ شود. از آن بدتر این است که سعی کردند که این دروغ بزرگ را بزک کنند. به‌عبارتی آن‌ها دروغ بزرگ را پنهان نکردند، بلکه سعی کردند که آن را رنگ و لعاب حقیقت و درستی بدهند. این امر به تعبیری گلابی‌پنداری افکار عمومی است. بنده معتقد هستم که این بخش جای زیادی برای تبیین، توضیح و تفکر برای افکار عمومی دارد. بحثی که الآن بنده آن را مطرح کردم، شاید دریچه‌ای برای این باشد تا دوستان دیگر بیایند و فضا را باز نمایند و توضیح دهند. در هر صورت حتی اگر ما نیز این موضوع را تبیین نکنیم، آیندگان روی این موضوع ورود خواهند کرد و خواهند گفت که جریان غرب‌گرایی چه خیانت ماندگاری را مثل اسلاف روشن‌فکر غرب‌زده در ایران در خصوص تعامل با آمریکایی‌ها انجام داده‌اند و نیز این دو Plan که برای نرمال شدن ایران طراحی کردند. Plan A بحث توافق به هر قیمت و شکل ممکن و Plan B پیاده‌سازی مطالبات آمریکا و تحمیل آن‌ها به جمهوری اسلامی ایران بود. این به جامعه کمک خواهد کرد که تکلیف خود را با جریان غرب‌گرایی با عنوان شبکه همکار داخلی غرب در ایران هم تعیین کند و هم تشخیص بدهد که این شبکه همکار در کجا دارد منافع بیگانگان را دنبال می‌کند و در کجا به دنبال ضربه زدن به منافع ملی است. بنده قصد ندارم که فضا را خیلی سیاه و سفید کنم، ولی این یک واقعیت است؛ واقعیتی که نزدیک به ۴ سال است که ظرفیت‌های کشور را معطل نگه داشته و افکار عمومی را شرطی کرده است. از طرفی این یک واقعیتی است که آن‌ها سعی می‌کردند تا با دروغ‌های بزرگ خود، ارزش‌های انقلاب و آرمان‌های انقلاب را به کنار بگذارند و در Plan B نیز زمینه محاکمه انقلاب فراهم می‌شد. به‌عبارتی انقلاب باید به آمریکایی‌ها بدهکار می‌شد نه اینکه آمریکایی‌ها به مردم ایران بدهکار باشند.

مجری: مطالب بسیار مفیدی بود که شما زحمت بیان آن را کشیدید. اگر اجازه بدهید، فرصت باقیمانده را روی بحث پرسش و پاسخ احتمالی دوستان بگذاریم. اولین سؤال را نیز اجازه دهید که از جناب آقای دکتر ایزدی بپرسم. نکته‌ای که در رابطه با طراحی آمریکایی‌ها در مقابل انقلاب اسلامی و بحث هسته‌ای دارم، این است که حرکتی که دولت فعلی آمریکا با ریاست جمهوری اوباما شروع کرد و کماکان ادامه دارد، قرار بود که با انتخاب شدن خانم کلینتون ادامه پیدا کند. این مسیر، مسیری است که با نظر جمهوری‌خواهان در این کشور متفاوت است. اما اکنون با انتخاب آقای ترامپ این مسیر کاملا به هم خورده است. به نظر شما انتخاب آقای ترامپ چه تأثیری بر راهبرد آمریکا در قبال ایران دارد. ما به حال راهبرد آمریکا علیه ما شامل تحریم، همکاری با نهادهای بین‌المللی برای اجماع‌سازی علیه ایران و… بوده است. حال آیا آقای ترامپ این راهبرد را کاملا تغییر خواهد داد و یک بازی جدیدی را علیه ایران شروع خواهد کرد یا اینکه همین مسیر را با اندکی تغییر علیه ایران ادامه خواهد داد؟

دکتر ایزدی: بنده قصد دارم که پیش از اینکه به سؤال شما پاسخ دهم به چند نکته اشاره کنم. نکته اول مربوط به بحث ترجمه است که گفتم برخی مواقع متن‌های انگلیسی به‌طور نامناسب به فارسی برگردانده می‌شود. یکی از موارد این‌چنینی، ترجمه لغت Engagement است. معمولا این لغت را درگیر شدن ترجمه می‌کند. با این حال گاهی بنده دیده‌ام که آن را تعامل ترجمه می‌کنند. تعامل در زبان فارسی بار مثبت دارد اما Engagement در زبان انگلیسی بار منفی دارد. مثلا وقتی که هواپیمایی جایی را بمباران می‌کند، گفته می‌شود که آنجا را Engage کرده است. بنابراین درگیر شدن، ترجمه صحیح‌تری برای این واژه است. در ترجمه‌هایی که گاهاً برای ما ارسال می‌شده است، این واژه را تعامل معنی کرده‌اند و گفته‌اند که آمریکا می‌خواهد با ما تعامل کند. حال که این واژه تعامل معنی می‌شد، برخی می‌گفتند که تعامل کاری خوبی است و چرا ما باید از تعامل دوری کنیم. آن‌ها متوجه نبودند که منظور از Engage تعامل نیست، بلکه درگیر شدن است. نکته دوم این است که به نظر بنده آمریکایی‌ها به دنبال نرمال کردن ایران نیستند. بنده دوستی به نام آقای دکتر هادیان دارم که می‌گوید که من از برجام پشتیبانی می‌کنم، زیرا ایران را de securitized کرده است. به نوعی شاید وی می‌خواهد بگوید که برجام ایران را نرمال کرده است یا باعث شده است که ایران به سمت نرمال شدن حرکت کند. در هر صورت اینکه آیا واقعا آمریکایی‌ها می‌خواهند ما را نرمال کنند یا نه، به نظر من هدف آمریکایی‌ها سرنگونی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران است؛ همانطور که می‌خواستند سوریه و عراق را تجزیه کنند، اما موفق نشدند یا اینکه ما به آن‌ها اجازه نداده‌ایم. آن‌ها چنین تدابیری را نیز نسبت به ایران داشته و دارند. مطابق صحبت‌هایی که بنده پیش از این داشتم، آمریکایی‌ها خواهان پذیرش ساختارهای سیاسی در  داخل ایران نیستند. ما هر چقدر که به آمریکایی‌ها امتیاز بدهیم و هرچقدر که انعطاف داشته باشیم، از نگاه آمریکایی‌ها باید ساختار کشور ما تغییر پیدا کند. از این رو آمریکایی‌ها به دنبال این نیستند که ایران با ساختار فعلی آن نرمال شود، بلکه به دنبال تغییر ساختار آن هستند. تغییر شدن ساختار موجود نیز به معنای سرنگونی وضعیت موجود است.

 

دکتر سراج: چیزی که در پرونده هسته ای باید نصیب طرف ایرانی می‌شد، آزادی دارایی‌های ایران بود. این در حالی بود که آمریکایی‌ها حاضر به آزاد کردن همه این دارایی‌ها نشدند، بلکه بخش کوچکی از آن را به‌صورت قسطی آزاد کردند که آن نیز نتوانست منجر به گشایش در حوزه اقتصادی شود.

 

اینکه ترامپ چه‌کار خواهد کرد، وی متأثر از تفکر leveterian در آمریکا است. در آمریکا جناحی وجود دارد که درصد زیادی را نیز دربر نمی‌گیرند. مطابق اعتقاد آن‌ها دولت باید کوچک باشد و هزینه آن کم باشد. لذا دولت نباید بی‌جهت وارد پروژه‌های پرهزینه گردد. خیلی از کسانی که در حوزه تجارت کار می‌کنند، متأثر از این تفکر هستند. نتیجه اعتقاد به این تفکر این است که معمولا این افراد ضد جنگ هستند، زیرا جنگ‌ها بسیار پرهزینه هستند و باعث افزایش حجم دولت نیز می‌شوند. آقای ترامپ با این تفکر بزرگ شده است و بر همین مبنا به خانم کلینتون می‌تاخت که چرا ۶ تریلیون دلار را در جنگ عراق و افغانستان هزینه کرده است. وی این جنگ‌ها را ناموفق می‌داند چون هزینه بسیاری داشته‌اند و از طرفی این پول‌ها باید در داخل آمریکا هزینه می‌شده است. خود ترامپ اینگونه فکر می‌کند، اما نه اطرافیان وی. شما حتما در اندیشکده خود بررسی کرده‌اید که مایکل فلن و جیمز متیس رئیس سازمان سیا و وزیر امور خارجه آمریکا چه هستند. به‌طور خاص دو مورد اول چهره‌های ضد ایرانی هستند و جملات تندی را نیز علیه ایران مطرح کرده‌اند. این‌ها در مباحث ایران با آقای ترامپ اختلاف نظر دارند. در حوزه سیاست خارجی آمریکا در غرب آسیا نیز میان این دو و ترامپ اختلاف نظر وجود دارد. اینکه آن‌ها نظر خود را در مورد ایران مستقر می‌کنند و ترامپ روی مباحث سیاست داخلی این کشور متمرکز می‌گردد، یا اینکه ترامپ نظر خود را، نظر رسمی قرار داده و آن‌ دو نظر خود را با ترامپ هماهنگ می‌کنند، کسی نمی‌داند. اینکه بخواهیم دست به پیش‌بینی دقیق بزنیم با توجه به اینکه اطرافیان ترامپ این تفکر سنتی ضدیت با ایران را دارند و در کنگره نیز به‌صورت اکثریت قریب به اتفاق، این تفکر وجود دارد، در نهایت به نظر می‌رسد که زور جناح ضد ایران بیش از زور رئیس جمهور باشد، به شرطی که رئیس جمهور بنا داشته باشد که این تفکر را ادامه داده و از اطرافیان و شرایطی که کنگره برای او ایجاد می‌کند، متأثر شود. یک کاری که ترامپ می‌تواند انجام دهد این است که در خصوص ایران کاری انجام ندهد. بالاخره کنگره خود علیه ایران پخت‌وپزهایی دارد و ۱۰ طرح ضد ایرانی در کنگره آمریکا علیه ایران وجود دارد. اینکه ترامپ صرفا تماشاگر تصویب این طرح‌ها باشد و آن را وتو نکند، کفایت می‌کند. شما می‌دانید که ما کسانی را در آمریکا داریم که ۱۶ سال است که در فرصت هستند و برای خود پروژه‌ها و برنامه‌هایی دارند. اوباما برای ۸ سال آن‌ها را معطل کرد و ۸ سال نیز بوش آن‌ها را معطل نمود. بوش وقت و توانی را که باید برای ایران می‌گذاشت، برای عراق و افغانستان هزینه کرد. از این رو پرونده ایران بسته نشد. مطابق کتابی که آقای مایکل فلن نوشته است که به نظر بنده ارزش زیادی برای ترجمه دارد، آمریکا نباید وارد جنگ عراق می‌شد، چون باید با ایران آن هم به روش‌های نرم برخورد صورت می‌گرفت. مایکل فلن در کتابی که چند ماه قبل با نویسندگی او منتشر شده است، مطرح می‌کند که آمریکا باید بحث حمایت از اپوزیسیون ایران را پیگیری می‌کرد. شما در سؤال خود پرسیدید که در صورت ریاست جمهوری خانم کلینتون، ایشان مسیر آقای اوباما را ادامه می‌داد، اما حال که وی رأی نیاورده است، افراد جدیدی که بر مسند هستند که می‌توانند برای ما فرصت باشند. به‌عبارتی در دوران ۴ ساله‌ای که نام وزیر دفاع آمریکا «سگ هار!» است، اگر ما نتوانیم که جریان غربگرا را در ایران شکست دهیم، واقعا بی‌عرضه هستیم. اگر خانم کلینتون به قدرت می‌رسید، وزیر دفاعش نیز یک خانم «بلوند!» بود و جمعیت غربگرا در ایران نیز طی یک نسیمی به سمت آمریکا غش می‌کردند. در هر صورت غش کردن به سمت یک خانم بلوند برای جمعیت غربگرا در ایران راحت بود، ولی نمی‌توان به سمت جیمز متیس که به مثابه یک سگ هار می‌ماند، به راحتی غش کرد. بنابراین این یک فرصت برای جریان انقلاب است که وضعیت آمریکا را همانگونه که هست برای مردم این کشور نشان دهند. شما به خاطر دارید که وقتی رئیس جمهور آمریکا خود را باراک حسین اوباما معرفی می‌کند، همه به سمت آمریکا غش کردند، چون همه فکر می‌کردند که حسین‌آقا آمده و رئیس جمهور آمریکا شده است. با این حال ما تحریم‌هایی را که در دوران اول اوباما تجربه کردیم، در زمان بوش شاهد نبودیم. الآن  آقای فلن اسلام را افراطی و تندرو می‌داند. در حال حاضر چنین چیزی برای ما فرصت است. بنابراین اگر ما یک سیستم رصد صحیح داشته و ادبیاتی که به کار برده می‌شود را به‌درستی جمع کنیم و یک سیستم ترجمه درست داشته باشیم و از طرفی صدا و سیما نیز وضعیت آشفته‌ای که نسبت به آمریکا در این سازمان وجود دارد را حل کند و یک هیئت اندیشه‌ورزی داشته باشد، می‌توانیم از این فرصت استفاده کنیم.

در حال حاضر آقای ترامپ قرار است که تا چند روز دیگر رئیس جمهور آمریکا شود. برای مردم در داخل کشور این سؤال وجود دارد که کسی که قرار است که رئیس جمهور آمریکا شود، چه ویژگی‌هایی دارد. اگر من به جای شما باشم، مناظره‌های درون‌حزبی آقای ترامپ را از اینترنت دانلود می‌کنم. این کار باعث می‌شود که شناخت آقای ترامپ راحت شود. اگر ما صرفا صحبت‌های ترامپ را ترجمه و پخش کنیم، در شناخت مردم نسبت به آقای ترامپ بسیار مفید است. چنین کاری قطعا بیننده خواهد داشت، چون به جای اینکه یک تحلیل‌گر با قیافه ما راجع به آمریکا صحبت کند، ترامپ خود دارد درباره آمریکا صحبت می‌کند. نوع برخورد ترامپ با کسانی که در آن سالن مناظرات هستند نیز بسیار جالب است. چرا ما این کارها را نمی‌کنیم!؟ به نظر بنده ما در خصوص آمریکا دچار مشکل هستیم و حتی یک اتاق فکر مناسب در مورد آمریکا نداریم، نه در حوزه سیاسی، نه در حوزه فرهنگی، نه در حوزه دانشگاهی. به هر حال شما می‌دانید که در محیط‌های دانشگاهی، رقیب اصلی ما تفکر لیبرال-دموکراسی است. الآن برای ما یک فرصت خوب است که این تفکر را در داخل دانشگاه‌های خود به حاشیه ببریم. ما پیش از این یکی از فرصت‌های خود را در قضیه انتخابات این کشور سوزاندیم، چرا که انتخاباتی در آمریکا برگزار شد که می‌توانست برای شناخت ما از این کشور مفید باشد. آخرین لحظات بود که مقام معظم رهبری در خصوص مناظرات صحبت‌هایی را مطرح کردند و بعد از آن صدا و سیمای ایران در این خصوص اندکی کار کرد. به هر حال ما باید توجه داشته باشیم که این‌ها فرصت‌ها را اگر مورد استفاده قرار ندهیم، از بین خواهند رفت. در نهایت باید توجه داشته باشید که به نظر بنده در دوران آقای ترامپ میان ایران و آمریکا دعوا صورت خواهد گرفت. از طرفی ما چیزی به نام برجام داریم. بسیار خوب است که تکلیف برجام در همین دولت و قبل از انتخابات روشن شود. منتها دوستان حواسشان جمع بوده است و تاریخ‌ها را به‌گونه‌ای طراحی کرده‌اند که تکلیف برجام قبل از انتخابات حل نشود. در هر صورت میان ایران و آمریکا تخاصم‌ها تشدید خواهد شد. از طرفی ما به تعهدات خود در قبال برجام عمل کرده‌ایم و از طرفی خیلی نیز نمی‌توانیم در آن دست ببریم؛ به عبارتی چنانچه آن‌ها تعهدات خود را نقض کنند، سیستم مناسبی برای رفع و رجوع اختلاف وجود ندارد و نهایتا به سیستم مکانیزم ماشه منجر می‌شود. اتفاقی که باید بیفتد این است که یک توافقی میان ایران و دیگر کشورها صورت بگیرد. به هر حال اروپایی‌ها کشورهایی هستند که از برجام سود می‌برند. به‌طور کلی روسیه، چین و اروپایی‌ها باید به این راضی باشند که ایران برجام را اجرا کند و آن‌ها نیز برجام را اجرا کنند، البته به این شرط که این کشورها زیر سیطره آمریکا قرار نگیرند و مجبور شوند تحریم‌های خود را انجام دهند و شبیه سیستم قبلی عمل کنند. به نظر بنده باید در ۴ سال آینده این اتفاق رخ دهد. در کنار موارد فوق باید کارهای دیگری نیز توسط ما در خصوص آمریکا صورت بگیرد. یک زمان ما بحثی داشتیم، مبنی بر اینکه آیا باید با آمریکا نامه‌نگاری داشته باشیم، یا خیر، ارتباط‌گیری داشته باشیم یا نداشته باشیم، اما اکنون وزیر خارجه کشور ما ساعت‌ها با جان کری صحبت می‌کند و با وی در تماس است.

به نظر من با توجه به خصوصیت‌های شخصیتی ایران، لازم است که یک نامه محکم از سوی ایران به ترامپ برود مثلا گفته شود که حرف‌هایی که شما در طول برگزاری انتخابات آمریکا زدید، همان صحبت‌هایی بود که ما در طول سال‌های انقلاب مطرح کرده بودیم. مثلا شما ‌گفتید که به واشنگتن می‌روید و باتلاق را خشک می‌کنید (کنایه به رفع کردن فساد از کاخ سفید). ما امیدواریم که شما موفق شوید. یا اینکه شما در مناظره خود گفتید که ایران دارد به همراه روسیه با تروریسم مبارزه می‌کند، این حرف درستی است و امید داریم که برخلاف گذشته که رئیس جمهور شما داعش را تأسیس کرد، از سیاست حمایت در داعش دست برداشته شود. یادآوری می‌کنم که زمانی که ترامپ می‌گفت اوباما و کلینتون داعش را تأسیس کرده‌اند، یک نفر گفت که آیا منظور شما این است که سیاست‌های این دو باعث شکل‌گیری داعش شده است و ترامپ می‌گوید که خیر من می‌‌گویم که اوباما و کلینتون داعش را تأسیس کرده‌اند! به نظر بنده ما می‌توانیم در این نامه قید کنیم که امیدواریم که این سیاست آمریکا که باعث شکل‌گیری داعش شده است، در دولت شما تغییر کند. فارین پالسی نامه‌ای را چاپ کرد که از سوی تیم آقای ترامپ برای پنتاگون بود. در آمریکا رسم است که ۴-۳ هفته قبل از اینکه دولت مستقر شود، برنامه‌های خود را برای افراد حاضر پنتاگون معرفی می‌کنند تا حالت گذار در آنجا راحت‌تر صورت بگیرد. در این نامه به چهار اولویت اشاره شده است. اولویت اول بحث داعش بوده است. اولویت دوم افزایش بودجه دفاعی، اولویت سوم فضای سایبری و اولویت چهارم بهینه‌سازی هزینه‌ها بوده است. اگر دقت نظر کافی داشته باشید، در این نامه اشاره‌ای به ایران، روسیه و… نشده است. این مسئله جالب است. اگر شما به متن‌هایی که تیم آقای اوباما تولید می‌کرد نگاه کنید، نام ۴ کشور همواره برجسته می‌شد: ایران، روسیه، چین، کره شمالی. این در حالی است که تیم آقای ترامپ به سراغ داعش رفته است. چنین مواردی برای ما فرصت هستند. البته عده‌ای در واشنگتن حضور دارند که می‌خواهند ما را به موضوع آقای ترامپ تبدیل کنند. اما در حال حاضر ایران موضوع آقای ترامپ نیست. در این چند هفته‌ای نیز که از انتخاب آقای ترامپ به‌عنوان رئیس جمهور گذشته است، تنها یک بار وی به ایران اشاره کرده است که آن نیز در خصوص قطعنامه اخیر سازمان ملل در خصوص اسرائیل بوده است که در آنجا نیز موضوع اصلی ایران نبود. برخی در واشنگتن به دنبال این هستند که ایران را به موضوع سیاست خارجی ترامپ تبدیل کنند. در مقاله‌ای که توسط دنیس راس نوشته شده بود، سعی شده بود که بحث ایران و داعش با یکدیگر مخلوط شود. در این مقاله بیان شد که اگر می‌خواهید که با داعش مبارزه کنید، پس باید با ایران نیز برخورد کنید. برای جمع‌بندی باید توجه داشته باشید که دوران ترامپ می‌تواند برای ما هم فرصت و هم چالش ایجاد کند. به هر حال ما نیازمند یک مقدار هوشمندی در این خصوص هستیم.

 

دکتر سراج: حتی اگر ما نیز این موضوع را تبیین نکنیم، آیندگان روی این موضوع ورود خواهند کرد و خواهند گفت که جریان غرب‌گرایی چه خیانت ماندگاری را مثل اسلاف روشن‌فکر غرب‌زده در ایران در خصوص تعامل با آمریکایی‌ها انجام داده‌اند.

 

نیکی‌ملکی: بنده یک سؤالی از آقای دکتر سراج داشتم. علی‌الظاهر فرمایش شما با فرمایش آقای ایزدی در خصوص نرمال کردن رفتار ایران تفاوت‌هایی داشت. آقای ایزدی در این خصوص توضیحاتی را بیان کردند. نظر شما در این خصوص چیست؟

دکتر ایزدی: شما هم که همیشه دوست دارید میان دو نفر دعوا راه بیندازید! حرف من و ایشان تفاوت چندانی ندارد و تنها برخی کلمات است که باعث می‌شود صحبت‌های ما دو نفر متفاوت به نظربرسد. بنده به سرنگونی اشاره کردم و ایشان بحث نرمال کردن را پیش کشیدند. باید توجه داشته باشید که نرمال کردن نیز خود یک نوع سرنگونی است.

دکتر سراج: البته بنده نیز صحبت‌های خود را به‌صورت خیلی کوتاه عرض کردم. فرمایشات دکتر ایزدی کاملا صحیح است. آمریکایی‌ها حتما به دنبال تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران هستند، اما از آنجا که استحکام جمهوری اسلامی ایران و بازیگری آن هر روز دارد بیشتر می‌شود، آمریکایی‌ها راهبرد خود را علیه ایران دو‌پله‌ای کرده‌اند. پله اول مهار ایران، پله دوم نرمال کردن یا تغییر رفتار ایران. این یک روند است. زمانی که ما مهار شویم، در گام بعدی وادار به تغییر رفتار خواهیم شد و زمانی که نرمال شده و تغییر رفتار دادیم، حتما در سراشیب سقوط افتاده و تغییر ساختار خواهیم داد. این همان پروژه‌ای است که آمریکایی‌ها در قبال اتحاد جماهیر شوروی نیز دنبال کردند. آن‌ها ابتدا سعی کردند که حوزه نفوذ استراتژیک شوروی را مهار کنند. سپس سعی کردند که از طریق جریان‌های غرب‌گرا در داخل این اتحاد، آن را نرمال کنند و آن را به سمت تغییر رفتار حرکت دهند و در نهایت آن را به سمت فروپاشی بردند. بنابراین ما و دکتر ایزدی در این خصوص اشتراک نظر داریم. بنده می‌خواهم در اینجا بحث دکتر ایزدی را کاملتر کنم. در خصوص بحث برجام و اینکه در دوران ترامپ چه اتفاقی برای آن خواهد افتاد، بنده معتقد هستم که ترامپ یک تاجر است و این نگاه تجاری را می‌خواهد وارد حوزه بین‌الملل و سیاست خارجی آمریکا کند. مثلا وی می‌گوید که ما از عربستان حمایت می‌کنیم اما این کشور باید هزینه آن را بپردازد. همچنین می‌گوید که ما از اروپایی‌ها دفاع می‌کنیم ولی اروپایی‌ها باید هزینه این دفاع را پرداخت کنند. ترامپ به شدت به دنبال کاهش هزینه‌های آمریکا و تحمیل هزینه‌های دیگران به خود آن‌هاست. بنابراین معنای این کار این است که علی‌رغم فضاسازی و تبلیغاتی که دارند انجام می‌دهند، ترامپ نمی‌تواند جنگی را علیه جمهوری اسلامی یا حتی جنگ جدیدی را برای آمریکا تعریف کند. البته این عقیده خود ترامپ است. اما چون خواستگاه جمهوری‌خواهان است، جمهوری‌خواهان دارند خود را به‌سرعت به ترامپ تحمیل می‌کنند. حال اینکه کدامیک موفق شوند خود را یا دیدگاه افراطی خود را در خصوص ایران به ترامپ تحمیل کنند یا اینکه ترامپ روی ایده خود بایستد، چیزی است که نمی‌توان در حال حاضر در خصوص آن قضاوت کرد و لذا باید صبر کنیم تا کمی شرایط به جلو برود. بنده معتقد هستم که ترامپ وارد افزون‌طلبی برجامی می‌شود و آن را پاره نخواهد کرد. اینجانب اعتقاد دارم که ترامپ روی برجام خواهد ایستاد، اما سعی خواهد کرد که آن را هک و اصلاح کند. وی از اهرم‌های فشار و تحریم استفاده خواهد کرد و سعی می‌کند که از آن بازی که باید در Plan B شکل می‌گرفت و شروع می‌شد را ادامه دهد. در اینجا وی نیاز دارد که به جر زنی در خصوص برجام بپردازد و باید این موضوع را مطرح کند که برجام توافق خوبی نبوده است و باید هک و اصلاح شود. به نظر بنده ترامپ سعی می‌کند که در موضوع برجام دست بالا را بگیرد و وارد فضای هک و اصلاح برجام، افزون‌طلبی منطبق بر آن و استارت‌زدن Plan B در مواجهه آمریکا با ایران در خصوص برجام شود. در چنین شرایطی اگر در سال ۱۳۹۶ ما دولتی در تراز دولت فعلی داشته باشیم، منافع ملی ما حتما خسارت خواهد خورد. دلیل این امر این است که ما تعداد زیادی مزیت راهبردی در بحث هسته‌ای داشتیم، اما تیم فعلی با این مزیت‌های راهبردی نتواست که بازی قابل قبولی را با آمریکایی‌ها انجام دهد. حال که همه آن مزیت‌ها را از دست داده‌ایم و هیچ اتفاقی نیفتاده است و طرف مقابل می‌خواهد افزون‌طلبی و جرزنی کند و برجام را هک و اصلاح کند، کاملا معلوم است که این تیم از عهده ایستادگی در برابر ترامپ و هک و اصلاح برجام برنخواهد آمد. ما باید این را به جامعه منتقل کنیم که جامعه اگر به دنبال مسئله معیشت، اشتغال، منافع ملی، امنیت ملی و… است امکان دسترسی به این موارد با این تیم وجود ندارد. از طرفی اینکه آیا ما برای این کار فرصتی در اختیار داریم، جناب دکتر ایزدی به مواردی اشاره کردند. بنده معتقد هستم که در موضوع برجام، زمانی که ترامپ بخواهد در خصوص برجام افزون‌خواهی کند و Plan B را شروع نماید، شکافی میان آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و برخی بازیگران دیگر در خصوص برجام ایجاد خواهد شد. ما یک دیپلماسی مقتدر و هوشمند نیاز داریم تا بتواند از این سیاست استفاده کند. دیپلماسی فعلی ما به تجربه نشان داده است که توانایی استفاده از فرصت‌ها را ندارد، مثلا در موضوع سوریه، نگاه آن‌ها را در ابتدا نگاه کنید. در حال حاضر قضیه سوریه برای جمهوری اسلامی تبدیل به یک برگ برنده شده است. تیم فعلی نمی‌توانست تشخیص دهد که سوریه و ایستادگی در آن تبدیل به برگ برنده نه در حوزه منطقه‌ای، بلکه در صحنه بین‌المللی خواهد شد. شما در حال حاضر شاهد هستید که در پیش‌نویس قطعنامه که دارد در سازمان ملل مطرح می‌شود، سوریه چه برگ برنده‌ای برای ایران بوده است. بنابراین ما با این دستگاه دیپلماسی نمی‌توانیم از فرصت‌های استراتژیک خود استفاده کنیم. دستگاه دیپلماسی ما حتما باید هوشمندانه‌تر و مقتدرتر باشد و نگاه آن‌ها باید به مؤلفه‌های قدرت درونی باشد و نگاه درستی به مقاومت داشته باشد. دستگاه دیپلماسی ما یک اشکال دیگر دارد و آن اینکه یکسویه بازی می‌کند؛ مانند تیم‌هایی که سعی می‌کنند که از یک جناح حمله کنند، این دستگاه دیپلماسی تمام هنر خود را در بازی با برگ برجام نشان داده است. بنده معتقد هستم که لازم است که یک دستگاه دیپلماسی بر سر کار بیاید که بتواند با تمام قابلیت‌های جمهوری اسلامی بازی کند و برگ برجام را نیز به یک برگ]برنده[ بازی تبدیل کند. به نظر من می‌توان با برگ برجام بین آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها و بین روس‌ها و چینی‌ها بازی کرد. آن موقع است که ترامپ باید تصمیم بگیرد که میان این همه بازیگر باید چه کار کند و این ما خواهیم بود که زمین معینی را برای آمریکایی‌ها و ترامپ در موضوع برجام تعریف کنیم.

فائزی: بنده ابتدا لازم می‌دانم که از اساتید محترم بابت فرمایشاتشان تشکر کنم. در لابلای صحبت عزیزان، مطرح شد که هنوز مشخص نیست که تفکر ترامپ یا تفکر اطرافیان ترامپ قرار است که بر سیاست خارجی دولت وی در خصوص ایران غلبه داشته باشد. در دو هفته گذشته چند اتفاق از سوی دولت اوباما علیه ایران اتفاق افتاده است؛ یکی وتو نکردن قطعنامه تمدید تحریم‌های ISA علیه ایران، یکی وتو نکردن قطعنامه علیه اسرائیل، اخراج ۳۵ دیپلمات روسیه از آمریکا، عکس‌العمل نشان ندادن در قبال قطعنامه‌ای که برای آتش‌بس سوریه مطرح شد. به نظر بنده این رفتارها نشانه این است که اوباما قصد دارد تا شرایط را برای ترامپ سخت کند. از طرفی این رفتار اوباما شرایط را برای آن دسته از جمهوری‌خوهان که به دنبال تقابل با ایران هستند و تفکراتی متفاوت با ترامپ دارند، سنگین‌تر می‌کند. به عبارتی اگر اوباما این کار را نمی‌کرد، شاید جمهوری‌خواهان راحت‌تر می‌توانستند اقدامات مد نظر خود را پیگیری کنند. به نظر بنده اینکه چرا اصلا اوباما به این کارها مبادرت ورزید جای سؤال دارد. همچنین این رفتار چه تأثیراتی را می‌تواند بر روی خود ترامپ و تیم وی داشته باشد. آیا این اقدامات باعث نمی‌شود که ترامپ برنامه‌های خود از قبیل اینکه به روسیه نزدیک شود و هزینه‌های امنیت هر منطقه را به بازیگران آن منطقه بسپارد، پی بگیرد و در خصوص ایران نیز همان روش اوباما را ادامه دهد؟

دکتر ایزدی: اینکه آمریکا این قطعنامه را وتو نکرد، یک خدمت به اسرائیل بود. آمریکایی‌ها ابتدا مطمئن شدند که این قطعنامه پشتوانه اجرایی ندارد، چون مطمئن شدند که ذیل بند ۴۱ فصل ۷ نیست. ذیل بند ۴۱ فصل ۷ منشور سازمان نبودن باعث می‌شود که نتوان خفیف‌ترین تحریم را علیه اسرائیل اعمال کرد، چون اگر بخواهید که به این امر ورود کنید لازم است که ذیل بند ۴۱ فصل ۷ منشور این سازمان باشد.

 

 

فائزی: اما آقای نتانیاهو اعتراض زیادی نسبت به این امر داشت؟

دکتر ایزدی: اینکه آقای نتانیاهو سر و صدا کرد، مربوط به داستان‌های دیگر می‌شود. در هر صورت یکسری اختلافات میان نتانیاهو و اوباما وجود دارد. نشانه آن نیز زمانی که اوباما می‌خواست در سال ۲۰۱۲م مجددا رئیس جمهور شود، مشخص شد، زمانی که نتانیاهو در مناطق یهودی‌نشین بیلبورد می‌زد تا آن‌ها به اوباما رأی ندهند (یهودی‌ها در آمریکا معمولا به دموکرات‌ها رأی می‌دهند). یکسری دلخوری‌هایی میان اوباما و نتانیاهو وجود دارد، اما قعطنامه اخیر سازمان ملل به‌گونه‌ای تصویب شد که فشاری علیه اسرائیل تحمیل نکند. کنوانسیون چهارم ژنو به صراحت بیان می‌کند که زمانی که یک کشور اشغال می‌شود، قوای اشغالگر باید چکار کند و چکار نکند. اسرائیل سال‌هاست که دارد قوانین بین‌المللی را نقض می‌کند. قطعنامه سال ۲۰۱۱م سازمان ملل ضد اسرائیل نیز توسط آمریکا وتو شد. حال اکنون در روزهای انتهایی ریاست جمهوری اوباما ، به نوعی نخواستند که آبروریزی بزرگی به واسطه استفاده از وتو برای حمایت از اسرائیل صورت بگیرد. از طرفی رابطه اسرائیل با روسیه بد نیست و روابط نسبتا خوبی دارند. طرحی که اسرائیلی‌ها دارند این است که یک محوری را ایجاد کنند و مطابق آن آمریکا و روسیه روابط بهتری داشته باشند. این محور قرار است که چهار کشور روسیه، آمریکا، اسرائیل و ترکیه را دربربگیرد و علیه ایران اقدام کند. اسرائیلی‌ها به این امر علاقه‌مند هستند. از طرفی ما یک مشکل داریم و آن اینکه نه فقط در ایران بلکه در تمام دنیا مطرح می‌شود که قوه مجریه فعلی ایران غرب‌گرا است. به‌عبارتی یک ذهنیت خاصی در خصوص دولت فعلی ایران در دنیا شکل گرفته است که دلیل آن عملکرد غرب‌گرایانه دولت فعلی است. روس‌ها نیز به این واقف هستند و از طرفی آن‌ها پیگیر منافع ملی خود هستند و نمی‌خواهند که به‌گونه‌ای با ایران وارد معامله شوند که اگر جناح غرب‌گرا یک بار دیگر به قدرت رسید، دوباره ایران به سمت آمریکا برود. اتفاق دیگری که ممکن است بیفتد این است که شکست جریان غرب‌گرا در داخل کشور ما و حوزه بین‌المللی تبعاتی خواهد داشت. ۳-۲ هفته پیش بنده به چین رفته بودم. چینی‌ها نیز همانند روس‌ها در خصوص ایران دغدغه‌هایی دارند؛ اینکه یک عده در کشور ما غرب‌گرا هستند. حرف چینی‌ها این بود که ممکن است که ما با پاکستان و عربستان رابطه اقتصادی داشته باشیم، اما به نظر ما دولت شما هنوز هم دولتی است که می‌تواند در برابر فشارهای آمریکا در مقایسه با سایر دولت‌های منطقه مقاومت کند و این برای ما مهم است. لذا ما می‌خواهیم که با شما رابطه راهبردی داشته باشیم. به‌عبارتی رابطه ما با سایر کشورها اقتصادی و بعضا سیاسی است اما هیچ کشوری در منطقه غرب آسیا نیست که ما خواسته باشیم که در سطح راهبردی با آن ارتباط داشته باشیم. لذا این‌ها مزیت کشور ماست و مستقل بودن سیاست خارجی کشور، یک مشکلاتی را با غرب ایجاد می‌کند، اما برای خود مزیت‌هایی نیز دارد. منتها ما گاهی در شناخت این ظرفیت‌ها دچار نقصان می‌شویم. کتابی با عنوان «سیاست خارجه از نگاه مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)» از سوی دفتر نشر حضرت آقا منتشر شده است. بنده پیشنهاد می‌کنم که اگر دوستان این کتاب را نخوانده‌اند آن را ملاحظه نمایند. مطابقِ بندی از این کتاب، در یکی از نشست‌هایی که ایشان حضور داشته‌اند، می‌فرمایند که برخی در کشور حضور دارند که حاضرند با کشورهای درجه سوم اروپایی مانند دانمارک و هلند ارتباط برقرار کنند و روابط دوستانه داشته باشد، ولی حاضر نیستند که با کشورهایی مانند روسیه و چین ارتباط برقرار نمایند. در داخل کشور ما چنین معضلی وجود دارد و جناحی که این چنین فکر می‌کند، تعداد کمی ندارند و در بسیاری از حوزه‌های سیاست خارجه اکثریت را در بر می‌گیرند. این مشکل باید در کشور حل شود. اعتقاد ما این است که در ۲۰۰ سال گذشته بیشترین خسارت به ایران از سوی جناح غرب وارد شده است. کودتای ۲۸ مرداد بدون حمایت ایرانی‌ها رخ نمی‌داد. قبل از انقلاب معلوم بود که غرب‌گراها چه کسانی هستند و بعد از انقلاب نیز آن‌ها در جاهای مختلف سربرآوردند و برخی حتی عمامه بر سر دارند. در هر صورت تا زمانی که چنین چیزی در کشور وجود دارد، منافع ملی کشور تأمین نمی‌شود. همانطور که عرض کردم، اگر ما بتوانیم در جریانات جاری دنیا، ماهیت غرب را به مردم بشناسانیم، جریان غرب‌گرا در ایران به مشکل برخواهد خورد. لذا این فرصت نباید از دست برود. ما باید هیئت‌های اندیشه‌ورزی را تشکیل دهیم تا طراحی‌هایی را داشته باشیم و از طرفی باید به بحث رصد اظهارات آمریکایی‌ها در خصوص ایران بپردازیم. ما هم در حوزه رصد و هم در حوزه طراحی دچار مشکل هستیم. اگر این موارد حل نشود، فرصت چهارساله ریاست جمهوری ترامپ برای ما از بین خواهد رفت.

پرسش‌کننده: بنده از صحبت‌های شما به این نتیجه رسیدم که در صحبت‌های شما خود شخصیت ترامپ است که پررنگ می‌شود و شما به ایشان فرد محور نگاه می‌کنید. این درحالی است که همانطور که مستحضرید، اتاق فکرها و ساختاری که آمریکا دارد و نقش اندیشکده‌ها در این ساختار بر فرد تأثیرگذار خواهد بود. اینکه ما بخواهیم روانشناسی سیاسی را رصد کنیم، یک بحث است، ولی همانطور که مستحضر هستید، حاکمیت آمریکا یک حاکمیت شخص‌محور نیست. به نظر بنده جریانات تصمیم‌ساز در آمریکا ترامپ را به سمت خود خواهند کشید. نظر شما در این خصوص چیست؟

دکتر ایزدی: بنده نیز عرض کردم که ترامپ تفکری دارد و از طرفی اطرافیانی دارد. پیش‌بینی اینکه کدام یک بر دیگری سوار خواهند شد، سخت است و اگر بخواهیم پیش‌بینی کنیم، اطرافیان ترامپ و کنگره قدرت تأثیر گذاری بیشتری دارند. منتها ما مشکلی در کشور داریم و آن این است که گاها ما صرفا روی افراد تمرکز می‌کنیم و برخی دیگر صرفا روی ساختار تمرکز می‌کنند. در بحث‌های اخیری که بنده داشته‌ام، یک نفر می‌گفت که شما ترامپ را خیلی جدی گرفته‌اید. این رویکرد نیز اشتباه است. به هر صورت فردی که رئیس جمهور آمریکا شده است نیز در تصمیم‌گیری‌ها نقش دارد. ما چیزی تحت عنوان deep state داریم که به وجهی از دولت که پنهان و مستتر است و تغییر نمی‌یابد اشاره دارد. درست است که deep state در آمریکا تغییر ناپذیر است اما لازم است که ما برای ترامپ نیز شخصیت قائل باشیم. به هر حال این فرد رئیس جمهور شده است. دیروز با وی در خصوص روسیه مصاحبه شده بود و در خصوص دخالت روسیه در انتخابات آمریکا و بحث هک شدن ایمیل‌های هیلاری کلینتون سؤال شده بود. در این پرسش به اظهارات مقامات FBI و CIA استناد شده بود و جای تأسف دارد که صدا و سیمای ما پاسخ ترامپ را منعکس نکرد. ترامپ در پاسخ این سؤال گفت که این‌ها همان کسانی هستند که گفتند صدام سلاح کشتار جمعی دارد. این حرف بسیار عجیب است، چرا که طی آن کسی که قرار است رئیس جمهور آمریکا شود، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی خود را ضایع می‌کند.

پرسش‌کننده: به هر حال ترامپ دکترینر نیست و برای خود دکترین ندارد. اینکه وی به مسائل تجاری نگاه می‌کند، یک خصوصیت اخلاقی و شخصیتی است و الا تا آنجا که بنده اطلاع دارم، ایشان فاقد دکترین مشخص است. لذا در ادامه وی تابعی از دکترین‌های آمریکا خواهد شد. حال باید ببینیم که وی در ادامه از چه دکترین‌هایی تبعیت خواهد کرد.

دکتر ایزدی: بعد از اینکه ترامپ بعنوان رئیس جمهور مستقر شد باید ببینیم که وی چه دکترین‌هایی را پی خواهد گرفت. وی یکسری تفکرات دارد که حال باید ببنیم که وی می‌تواند یا حتی می‌خواهد که آن‌ها را به مرحله اجرا دربیاورد یا خیر. گاهی ممکن است که فرد در دوران انتخابات مسائلی را مطرح کند، اما بعد از شروع ریاست جمهوری، اولویت‌های دیگری را پیدا کند و آن مسائل را تکرار نکند. ما فعلا چنین چیزی را در ترامپ ندیده‌ایم و طی این چند هفته‌ای که از انتخابات گذاشته است، وی تقریبا همانگونه رفتار می‌کرده است. همچنین بحث تاجر بودن وی نیز که درست است، نسبت به ما می‌تواند این معنا را داشته باشد که بر سر ما نیز معامله خواهد کرد. به‌عبارتی چون وی یک تاجر است، پس نه تنها ممکن است که با ما وارد معامله شود، بلکه ممکن است که بر سر ما نیز معامله کند. مثلا بر سر ما با کنگره وارد معامله شود.

پرسش‌کننده: در هر صورت باید بحث واقع‌گرایی را در سیاست مد نظر داشته باشیم. در دنیای سیاست، یک سیاست اعلامی و یک سیاست اعمالی داریم. اوباما نیز حرف‌های زیادی را مطرح می‌کرد، اما در برخی جاها برخلاف آن عمل کرد.

دکتر ایزدی: در هر صورت ما نباید فضای سیاسی حاکم بر آمریکا را خیلی مبتنی بر بازیگر یا ساختار ببنیم، بلکه باید هر دو بعد آن را مورد توجه قرار دهیم.

]]>
http://tabyincenter.ir/16557/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86/feed/ 0
نشست بررسی توافق پاریس در اندیشکده راهبردی تبیین http://tabyincenter.ir/15732/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d9%be%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%b3/ http://tabyincenter.ir/15732/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d9%be%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%b3/#respond Tue, 27 Dec 2016 16:48:45 +0000 http://tabyincenter.ir/?p=15732 مجری: بسم الله الرحمن الرحیم. در خدمت آقای رضا صادق زاده از فعالین در حوزه سیاستگذاری انرژی هستیم. ان شاء الله از حضور ایشان بهره کامل را خواهیم گرفت.

رضا صادق زاده: چیزی که بنده می‌خواهم در این جلسه راجع به آن صحبت کنم، نقش دی‌اکسید کربن در مسئله گرمایش زمین است و در ادامه به موضوع توافقنامه خواهم پرداخت. ابتدا این نکته را در خصوص اهمیت ورود به این بحث عرض می‌کنم که در حال حاضر این توافقنامه امضا شده است و به تصویب مجلس رسیده است و منتظر تأیید شورای نگهبان است. به همین خاطر بنده سعی کردم که ارائه خود را با چنین فهرستی شروع کنم. در حال حاضر این توافق در نقطه مهمی قرار دارد و به همین خاطر بنده یک بخش آخری را نیز به این ارائه اضافه کردم که به بحث مغایرت‌های توافقنامه پاریس با قانون اساسی  و سیاست‌های کلی نظام سیاسی می‌پردازد. بنده خلاصه مطلب خود را نیز در اینجا عرض می‌کنم که اگر کسی به یک جمع‌بندی کوتاه از صحبت‌های بنده نیاز داشت، آن را در نظر بگیرد. صحبت‌های بنده ۲ مقدمه مهم دارد. یکی اینکه اساسا نقش دی‌اکسید‌کربن انسان‌ساخت در گرمایش کره زمین مسئله‌ای متقن و ثابت شده علمی در جهان نیست. از نظر علمی نظریات متفاوتی برای بررسی علت گرمایش کره زمین وجود دارد. دلیل دوم تفاوتی است که ما در تصویب این توافق در مجلس نیز شاهد آن بودیم و آن اینکه آلودگی هوا با گرمایش زمین متفاوت است. مسائل زیست محیطی که ما شاهد هستیم و آن چیزی که به خاطر آن به دنبال کاهش دی‌اکسیدکربن آن هستیم فرق دارد. کمی نیز در مورد پیمان‌های کاهش انتشار دی اکسید کربن از جمله کیوتو، کنوانسیون تغییرات اقلیم و توافقنامه پاریس خواهم پرداخت و در ادامه وضعیت ایران و کشورهای نمونه را در توافق پاریس توضیح خواهم داد که هر کدام چه تعهداتی و از چه نوعی داده اند. مهم‌ترین بخش ارائه بنده، بخش چهارم آن است که از منظر اقتصادی و سیاسی-امنیتی تحلیل خواهم کرد که توافقنامه پاریس در راستای منافع کشور نیست. از نظر اقتصادی چون ما یک کشور رو به توسعه هستیم و اقتصاد ما در حال بزرگ شدن است، محدودیت گذاشتن روی انتشار دی اکسید کربن به معنای محدودیت گذاشتن روی ابعاد اقتصادی است. از طرفی صنایع زیرساختی ما انرژی‌بر هستند و ما به نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌های خود نیاز داریم. از این رو محدودیت کردن انتشار دی اکسید کربن به معنی محدود کردن زیرساخت‌های توسعه ماست. سوم اینکه ما کشوری هستیم که انرژی داریم و انرژی مزیت صادراتی ماست؛ هم به صورت خام و هم به‌صورت فراورده‌های مبتنی بر انرژی و این در حالی است که توافقنامه پاریس بازار انرژی ما را تحت تأثیر قرار خواهد داد. چهارم اینکه ما از نظر فناوری به کشورهای دارنده فناوری کاهش دی اکسید کربن وابسته خواهیم شد.

از منظر سیاسی-امنیتی نیز دو نکته وجود دارد. یکی اینکه زمینه حقوقی و افکار عمومی را برای اجماع علیه خود فراهم می‌کنیم و دوم اینکه این امر می‌تواند منجر به افشای اطلاعات مرتبط با زیرساخت‌های ما شود، از جمله زیرساخت‌های اقتصادی مانند نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌ها و حتی زیرساخت‌های نظامی-امنیتی. در آخر نیز ۵-۴ محور اصلی که به نظر می‌رسد، این لایحه که در مجلس تصویب شده است با قانون اساسی و سیاست‌های کلی نظام مغایرت دارد را عرض خواهیم کرد. در خصوص بحث گرمایش زمین و رد اتقان علمی نقش دی‌اکسید کربن، لازم می‌دانم که اثر گلخانه‌ای را به‌صورت مختصر توضیح دهم. مطابق با این نظریه، یکسری پرتوها از سوی خورشید به سمت کره زمین ساطع می‌شود و کره زمین بخشی از آن‌ها را جذب می‌کند و دمایش افزایش پیدا می‌کند و از طرفی کره زمین بخشی از این پرتوها را بازتاب می‌دهد. این پرتوهای بازتاب داده شده، انرژی کمتر و طول موج بیشتری دارند و گازهایی که در اتمسفر زمین حاضر هستند که ما به آن‌ها گازهای گلخانه‌ای می‌گوییم آن امواج ساطع شده از سطح زمین را جذب کرده و گرم می‌شوند. بر این اساس منظور از پدیده گرمایش زمین، گرمایش اتمسفر زمین است. به عبارت دیگر گازهایی که در اتمسفر زمین هستند پرتوهای منتشر شده از سطح زمین را جذب کرده و گرم می‌شوند. نموداری که در اینجا به شما نشان می‌دهم نمودار بسیار جالبی است که بر اساس روش‌هایی که برای جمع‌آوری داده وجود دارد، غلظت دی اکسید کربن و دمای زمین را برای ۴۰۰ هزار سال گذشته نشان می‌دهد. اگر به این نمودار توجه کنید، مشاهده می‌کنید که کره زمین چندین بار قبل از وقتی که انسان وجود داشته باشد که بخواهد دی اکسید کربن تولید کند، دماهای این‌چنینی را که در نمودار ملاحظه می‌کنید تجربه کرده است. غلظت دی اکسید کربن در اتمسفر نیز با دمای کره زمین یک همبستگی دارد. حال در ادامه به شما خواهم گفت که از دهه ۱۹۸۰م مبتنی بر کارهای آقای آرنیوس، یک رگرسیون ساده انجام دادند و دیدند که چقدر دمای اتمسفر و میزان دی اکسید کربن با یکدیگر متناسب هستند و ۲R آن چقدر خوب به دست می‌آید. از این رو نتیجه‌گیری کردند که احتمالا دی اکسید کربن عامل گرمایش زمین است. این در حالی است که در ادامه، چندین نظریه در مورد گرمایش زمین به وجود آمد که یکی از آن‌ها، نظریه فعالیت‌های خورشیدی است. آن‌هایی که معتقد به اثر فعالیت‌های خورشیدی در گرمایش زمین هستند، معتقدند که اینکه گفته می‌شود که دی اکسید کربن است که کره زمین را گرم می‌کند، مانند این است که گفته شود که اگر ماست را در دریا بریزیم، دوغ درست می‌شود. لذا آن‌ها ‌می‌گویند که دی‌اکسید کربن برای اینکه منشأ گرمایش زمین محسوب شود، بسیار کوچک است و نقش اصلی را خورشید ایفا می‌کند و این خورشید است که کوچکترین تغییر در فعالیت آن، دمای کره زمین را تغییر می‌دهد.

بنابراین، می‌خواهم بگویم که یک نظریه قطعی مانند قواعد اثبات شده فیزیک در خصوص اثر گلخانه‌ای در گرمایش کره زمین وجود ندارد. نظریه‌های دیگری نیز در خصوص گرمایش زمین وجود دارد، مثلا برخی می‌گویند که اثر جابجایی قطب‌های مغناطیسی کره زمین باعث تغییرات آب و هوا است. به عبارتی می‌گویند که به واسطه فعل‌وانفعالاتی که در داخل هسته زمین وجود دارد، خاصیت مغناطیسی زمین تغییر می‌کند که این باعث تغییر پرتوهای ورودی و خروجی از زمین می‌شود و دمای کره زمین را افزایش می‌دهد. برخی دیگر معتقدند که مدار گردش کره زمین طی سال‌های مختلف در حال عوض شدن است و فاصله‌اش دارد تغییر می‌کند یا اینکه تغییر در انحراف محور قطبی را عامل گرم شدن کره زمین می‌دانند. البته بنده سایر نظریات را مطالعه نکرده‌ تا ببینم که تا چه اندازه حرف حساب می‌زنند. اما در خصوص  نظریه فعالیت‌های خورشیدی چند کار را دیده‌‌ام که با معیارهای مختلف فعالیت‌های خورشیدی را اندازه گرفته اند و سعی کرده‌‌اند که ارتباط آن را با گرمایش زمین بررسی کنند. از تعداد لکه‌های خورشیدی، از بررسی پرتوهایی که از خورشید به سمت کره زمین می‌آیند و… از طرفی چند کار علمی دیگر نیز وجود دارد که بحث اثر دی اکسید کربن را در گرمایش زمین رد کرده‌اند. به عنوان مثال فردی را که در اینجا معرفی می‌کنم، رئیس سابق آکادمی علوم ملی آمریکا بوده‌است. قبل از پیمان کیوتو، نهادی تحت عنوان IPCC شکل گرفت. این نهاد بازو و بدنه علمی کنوانسیون تغییرات اقلیم در سال‌های پایانی دهه ۱۹۸۰م بود و آمد و نظریه آقای آرنیوس را با یکسری تغییرات به‌عنوان مبنای تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی قبول کرد. بحث این نهاد بود که ما دانشمندان زیادی را داریم که این نظریه را قبول دارند، به عبارتی دانشمندان بسیاری در IPCC حضور دارند و لیست آن‌ها را نیز با افتخار منتشر می‌کند. با این حال آکادمی علوم ملی آمریکا، یک petitionای را امضا کردند مبنی بر اینکه اثر دی اکسید کربن در گرمایش زمین مسئله زیر سؤالی است و آمریکا نباید بر اساس این نظریه به کاهش انتشار گاز دی اکسید کربن متعهد شود. همچنین ۳۱۰۰۰ پژوهشگر آمریکایی آن را امضا کردند. این‌ها نمونه‌هایی هستند که باید به آن پرداخته شود. ما هیچگاه به معنای علمی خود روی این مسئله عمیق نشده‌ایم اما در همان سطح جستجوی اولیه‌ای که شما انجام می‌دهید، اصلا وزن متعادلی وجود ندارد. مثلا وقتی شما در گوگل جستجو می‌کنید می‌بینید که یک عده به اثر گلخانه‌ای عقیده ندارند و در مقابل آن‌هایی که به این اثر در گرمایش زمین معتقد هستند، مخالفین را به پول گرفتن از شرکت‌های نفتی متهم می‌کنند. بنابراین بحث اثر گلخانه‌ای در گرم شدن کره زمین بحثی نیست که دنیا روی آن اتفاق نظر داشته باشد. از طرفی یک جریان سیاسی-رسانه‌ای در خصوص اثر گلخانه‌ای وجود دارد. در همان زمانی که IPCC می‌خواست شکل بگیرد، نظریات متعددی در خصوص پدیده گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی وجود داشت و این جای سؤال دارد که چرا IPCC یکی از آن‌ها را مبنا قرار داده و به کار گرفته است و حتی آن را به سازمان ملل و UNFCCC برده است که همان قسمت تغییرات آب و هوایی در سازمان ملل باشد. این مقدمه مهم اول بود.

در مقدمه دوم به تفاوت آلودگی هوا و مشکلات زیست محیطی با گرمایش زمین می‌پردازیم. پدیده‌هایی که در آلودگی هوا نقش دارند و ما از آن‌ها ناراحت هستیم، عمدتا مربوط به انسان‌هاست. سلامتی انسان‌ها، افسردگی، ابتلا به سرطان، ناباروری، وقوع باران اسیدی، آسیب دیدن موجودات زنده و… از آلودگی هوا آسیب می‌بینند. اما ما با پدیده‌های متفاوتی در بحث گرمایش زمین مواجه هستیم. مثلا اینکه یخ‌های قطبی ذوب می‌شود، پوشش یخ قطب‌ها از بین می‌رود. در برخی از مناطق سیل می‌آید و در مناطق دیگر خشکسالی رخ می‌دهد. تعداد روزهای گرم در سال افزایش پیدا می‌کند. در مناطق استوایی با بارش‌های شدید مواجه می‌شویم. موجودات قطبی از بین رفته و جزیره‌های کوچک به قعر دریا می‌روند. بنابراین جنس پدیده‌هایی که ما در این دو موضوع با آن مواجه هستیم با یکدیگر خیلی تفاوت دارند. از طرفی گازهایی که در این دو پدیده منتشر می‌شوند نیز متفاوت هستند. گازهای آلاینده مونوکسید کربن، ذرات معلق، سرب، اکسید‌های نیتروژن و… است. اما مهمترین گازهای گلخانه‌ای دی‌اکسید کربن و متان هستند؛ هم از نظر اثرگذاری و هم از نظر حجمی که در اتمسفر دارند. البته ترکیباتی مانند O۲N نیز وجود دارند که در میان این دو مشترک هستند. جالب این است که حسن نوروزی به عنوان نماینده مجلس در این خصوص سخنرانی می‌کند که ما باید به این کنوانسیون بپیوندیم تا آلودگی هوا کاهش پیدا کند. خانم ابتکار نیز این کار را به نفع جلوگیری از افزایش آلودگی هوا دانسته‌اند و آقای شفیعی‌پور؛ معاون خانم ابتکار نیز در گفتگو ویژه خبری خواستار پیوستن ایران به این کنوانسیون برای حل و فصل مسائل زیست‌محیطی بودند.

نکته جالبی که بنده لازم می‌دانم به آن اشاره کنم این است که اصلا معلوم نیست که گرم شدن زمین به نفع ایران است یا به ضرر ایران. برخی معتقد به این هستند که به خاطر مختصات جغرافیایی ایران، افزایش دمای کره زمین باعث افزایش بارندگی در ایران و کاهش خشکسالی‌ها خواهد شد. درهر صورت مسئله تغییر اقلیم ابدا به این سادگی قابل پیش‌بینی و نظریه‌پردازی نیست. به‌طور کلی، آب و هوا یکی از پیچیده‌ترین مسائل برای شبیه سازی در دنیا است، به‌عبارتی یکی از پیچیده‌ترین مواردی است که ذهن بشر تاکنون با آن درگیر شده است. در مورد پیمان‌های کاهش انتشار دی اکسید کربن، منطق این پیمان‌ها به این شکل است که گرمایش زمین را بد می‌پندارند و یک مسئله جهانی است و لذا نیازمند مشارکت جهانی است. به‌عنوان مثال کشورهای کوچک و جزیره ‌مانند از این ناراحت هستند که دارند به زیر آب می‌روند و لذا از تمام دنیا می‌خواهند که از به زیر آب رفتن آن‌ها جلوگیری کنند. از طرفی در این پیمان‌ها گفته می‌شود که گازهای گلخانه‌ای انسان‌ساخت عامل گرمایش زمین است و لذا این گونه نتیجه‌گیری می‌شود که باید انتشار دی‌اکسید کربن را کاهش داد و غلظت آن را تثبت کرد. بنابر این پیمان‌ها لازم است که استفاده از منابع انرژی فسیلی مانند نفت، گاز و ذغال سنگ محدود شود. IPCC که در سال ۱۹۸۸م تشکیل شده است، بازوی علمی سازمان ملل متحد در این خصوص است. در سال ۱۹۹۷م بحث پیمان کیوتو مطرح شد که طی آن ۵۲ کشور توسعه یافته تعهداتی را در خصوص کاهش انتشار دی اکسید کربن دادند و کشورهای در حال توسعه به دادن گزارش متعهد گردیدند. استدلال کشورهای در حال توسعه این بود که دی اکسید کربنی که در جو زمین پراکنده است را کشورهای توسعه‌یافته تولید کرده‌اند و شما باید در خصوص کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای اقدام نمایید، و مایی که کشورهای در حال توسعه هستیم نباید به این سمت حرکت کنیم. پیمانی که عرض کردم یک پیمان دوره‌ای بود و قرار شده بود که این قرارداد پس از مدتی تمدید شود. کشورهای متعاهد هر سال جلساتی را در جاهای مختلف با یکدیگر برگزار می‌کردند تا این مسئله را رصد کنند و ببینند که تا چه اندازه کار انجام شده است و وضعیت به چه شکل است. دوره عمل پیمان کیوتو تا سال ۲۰۱۲م بود. در سال ۲۰۱۲م کشورهایی که باید به این پیمان می‌پیوستند، نپیوستند و این پیمان تمدید نشد. به‌عبارتی این پیمان امضاشده باقی ماند، اما شرط اجرایی شدن آن محقق نگردید. در سال ۲۰۱۵م این کاپ‌ها(COP) ادامه پیدا کرد و در COP19 کشورها تصمیم گرفتند که پیمان کیوتو را کنار بگذاریم و توافقی را بر سر کار بیاوریم که جامع بوده و به نوعی امتداد پیمان کیوتو باشد و همه کشورها را نیز در خود درگیر کند. این مسئله منجر به کاپ ۲۱ گردید که در پاریس برگزار شد و در آنجا اولین توافق اقلیمی به وجود آمد که کشورهای زیادی آن را امضا کردند. مهم‌ترین نکته این توافق این بود که کشورها در این توافق تعهد دادند که از سال ۲۰۲۰م به بعد اقداماتی را در جهت کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای انجام دهند. افق اولیه توافق پاریس سال ۲۰۳۰م است و بعد از آن می‌تواند ادامه پیدا کند. مهم‌ترین رکن در مورد توافق پاریس، برنامه‌های مشارکت ملی یا NDCهاست nationally determined contribution که در آن کشورها به‌طور داوطلبانه اعلام می‌کنند که چه مشارکتی را می‌خواهند انجام دهند چه در خصوص کاهش انتشار و چه در خصوص تطبیق. هر NDC دو رکن دارد؛ یکی اقدام در جهت کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و دیگری تطبیق که به معنای فراهم کردن زیرساخت‌هایی برای خنثی کردن اثرات گرمایش زمین است؛ مثلا اینکه سیستم‌‌های گرمایش را به چه شکلی درست کنیم، چگونه رودخانه را نگهداری کنیم، چگونه زندگی جانداران را حفظ کنیم و… در توافق پاریس اعلام شد که این توافق برای امضای کشورهای مختلف تا یک سال باز است و در آن عنوان گردید که اگر حداقل ۵۵ کشور این قانون را در مجلس یا نهاد قانونگذاری کشور خود تصویب کنند به نحوی که جمع انتشار این کشورهای حداقل ۵۵% انتشار کل باشد، این توافق اجرایی خواهد شد. همین چند ماه پیش بود که با پیوستن آمریکا و چین که عمده‌ترین تولیدکنندگان دی اکسید کربن هستند، توافق اجرایی شده است؛ یعنی شرط اجرایی شدن توافق و فعال شدن کار برای اجرا کردن توافق انجام شده و لذا دارند کار را پیگیری می‌کنند.

حال باید توجه کرد که این توافق چه اجزایی دارد. بخش اول آن مرتبط با اهداف توافق است که می‌گوید ما باید به هدف ۲ درجه افزایش دما نسبت به دوران صنعتی شدن برسیم. همچنین اهداف تطبیقی را ارائه می‌دهد و در ماده ۴ خود به NDCها اشاره می‌کند و اقدامات مرتبط با تطبیق را نیز معرفی می‌کند. همچنین یک بخش حمایتی نیز دارد که همان بخش جذابی است که کشورها با خود فکر می‌کنند که خیلی خوب است و باید به سمت آن حرکت کنند. این بخش مسائل مربوط به حمایت مالی، انتقال تکنولوژی و ظرفیت‌سازی است که در این قسمت کشورهای توسعه‌یافته مسئولیت‌های بیشتری دارند. مواد بسیار مهم این توافق، مواد ۱۳ و ۱۵ هستند که بحث الزامات اجرایی، گزارش‌گیری، تأیید انجام تعهدات و… در این دو ماده خلاصه شده اند. مهم‌ترین رکن توافق پاریس، همان NDCها هستند و کشورها باید NDCهای خود را ارائه داده و بگویند که چه کارهایی را می‌خواهند که انجام دهند. در ادامه به بررسی وضعیت کشور ما و دنیا خواهیم پرداخت. میزان انتشار دی اکسید کربن کشورها در سال ۲۰۱۴م در تصویری که نشان می‌دهم نشان داده شده است. ایران حدود ۶۰۰ میلیون تن دی اکسید کربن در سال تولید می‌کند. این رقم برای چین ۱۰ میلیارد، آمریکا نزدیک به ۵ میلیارد و…. است. ما در این فهرست جایگاه بالایی را داریم. بخش مهمی از این انتشارات مربوط به گاز فلر (گاز مشعل)، نیروگاه‌ها و… است. لازم به ذکر است که ما روزانه به اندازه یک فاز پارس جنوبی گاز فلر خود (گاز همراه با نفت) را می‌سوزانیم. در خصوص نیروگاه‌ها، متوسط بازده نیروگاه‌های ما حدود ۳۶% است. نیروگاه‌های گازی ما ۲۵-۲۰ درصد بازده دارد. این عدد در مورد نیروگاه‌های سیکل‌ ترکیبی بیشتر است. اگر شما شاخص CO2 per capita را مد نظر قرار دهید، ما وضعیت بدی را نداریم. بر این اساس آمریکا وضعیت خیلی بدی را دارد و هر نفر آمریکایی ۱۰ برابر یک ایرانی گاز آلاینده دی اکسید کربن تولید می‌کند. با این حال این مبنای برخی از تشخیص‌ها و تصمیم‌گیری‌ها نیست. خیلی جاها شاخص CO2/GDP را مطرح می‌کنند. در این شاخص کشور ما وضعیت خیلی نامناسبی دارد، زیرا چون اقتصاد بزرگی نداشته اما انتشار زیادی داریم. این در حالی است که آمریکا با آن اقتصاد بزرگ خود وضع بهتری را خواهند داشت. تحلیل‌گران شاخص CO2/GDP را شاخص بهره‌وری در نظر می‌گیرند. این در حالی است که اگر شما به دنبال جلوگیری از پدیده گرمایش باشید و گرمایش کره زمین را پدیده‌ای بدانید که دارد روی بشر تأثیر می‌گذارد، باید آن را با احتساب بشر در نظر بگیریم.

 

photo_2016-12-27_20-09-41

 

پرسشگر: با این حساب، این می‌تواند باعث کنترل و تحت فشار قرار دادن اقتصادهای در حال پیشرفت قلمداد شود.

رضا صادق زاده: بله! چند مدل برای ایجاد تعهد وجود دارد که CO2/GDP یکی از آن‌هاست. در این نمودار شما شاهد افزایش تولید انتشار گازهای گلخانه‌ای از سوی چین و هند به عنوان کشورهای در حال توسعه طی سال‌های گذشته هستید، به‌عبارتی بر سایر کشورها یک ثباتی حاکم است ولی چین و هند کماکان که اقتصاد آن‌ها رشد می‌کرده است، تولید دی اکسید کربن آن‌ها نیز زیاد شده است. برای ما این نمودار این پیغام را به همراه دارد که اگر ما نیز می‌خواهیم بزرگ شویم، ناگزیریم که انتشار دی‌اکسید کربن بیشتری داشته باشیم. در نمودار انتشار گاز CO2، همزمان با دوره‌هایی که ایران رشد اقتصادی نداشته است، انتشار گاز دی اکسید کربن آن نیز ثابت بوده است که این خود نشان از اثر توسعه اقتصادی بر انتشار گاز دی اکسید کربن دارد. تعهد ایران در توافق پاریس این بوده است که ما فعالیت‌های خود را در این خصوص از سال ۲۰۲۰م شروع می‌کنیم و تا سال ۲۰۳۰م ادامه خواهد داشت. مبنای محاسبه نیز سال ۲۰۱۰م است. بدین ترتیب ما یک تعهد غیر مشروط داده‌‌ایم که میزان انتشار خود را در مقایسه با سناریوی BAU 4% کاهش دهیم. این بدان معناست که ما از سال ۲۰۱۰م که سال پایه است، قرار است رشد کنیم و میزان تولید دی اکسید کربن ما افزایش یابد. براین اساس با یک فرض منطقی نسبت به رشد اقتصادی و تولید دی اکسید کربن، اگر برآورد ما برای تولید دی اکسید کربن در سال ۲۰۳۰م ۱۰۰ میلیون تن است، ما تعهد کرده‌ایم که این کاری کنیم که در سال ۲۰۳۰م، انتشار گاز دی اکسید کربن ما به ۹۶ میلیون تن برسد. همچنین ما یک تعهد مشروط داده‌‌ایم که ۸% دیگر از تولید گاز دی اکسید کربن ما نیز اضافه است. به‌عبارتی ایران این امر را به رفع تحریم‌ها و مساعد شدن فضای بین‌المللی مشروط کرده است. لازم به ذکر می‌دانم که بگویم که ما چیزی تحت عنوان INDC-intended internationally determined contribution    که کشورها قبل از اجلاس پاریس، INDCهای خود را به دبیر‌خانه کنوانسیون فرستادند و ما نیز این کار را کردیم. از طرفی ما چیزی به نام NDC داریم. در یکی از بندهای توافق اشاره می‌شود که اگر کشوری کار دیگری نکند و فقط INDC را بفرستد، همان INDC به عنوان NDC آن کشور در نظر گرفته می‌شود. این بدان معناست که اگر شما این توافق را تأیید نکنید، می‌توانید NDC جدید بدهید و چیز دیگری را ارائه نمایید. آن INDC صرفا یکی اعلام اولیه بوده است تا یک عده از کشورها بگویند که ما تا چه اندازه دوست داریم که در این برنامه مشارکت کنیم. با این حال اگر کار دیگری انجام نشود، همان را به عنوان تعهد حساب آن کشور حساب می‌کنند. ما ذکر کرده‌ایم که تعهد غیر مشروط ما ۵/۱۷ میلیارد دلار و تعهد مشروط ما جمعا ۵۲ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد. در خصوص آمریکا، قبل از اینکه معاهده کیوتو نهایی شود، ۲ سناتور آمریکایی رفتند و قانونی را به تصویب رساندند که طبق آن سنا هیچ قانونی که در آن کشورهای در حال توسعه تعهدی ندارند، تصویب نمی‌کند. توافقنامه کیوتو مصداق این امر بود، به‌طوری که کشورهای توسعه یافته یکسری تعهداتی را داشتند اما توسعه نیافته‌ها تعهدی نداشتند. رئیس جمهور آمریکا این قانون سنا را امضا کرد. از طرفی در سال ۲۰۰۱م آمریکا از پیمان کیوتو خارج شد. در خصوص توافقنامه پاریس، نیز سنای آمریکا تأکید کرده بود که آن را تأیید نخواهد کرد؛ تحت این عنوان که این معاهده به‌صورت حقوقی الزام‌آور نیست. با این حال اوباما این توافق را امضا کرد. حال خیلی‌ها این امضای اوباما را به منزله‌ی الحاق آمریکا به توافق پاریس تصور کردند. برای بحث الحاق، این توافق چند واژه را در نظر گرفته است. ratification، approval و یک واژه دیگر که هر سه این واژه‌ها به مفهوم الحاق است و اگر یکی از آن‌ها انجام شود به این معناست که الحاق انجام شده است. آمریکا بدون تأیید مجلس این کشور و با امضای رئیس جمهور آن، به این توافق ملحق شد. نکته جالب توجه رئیس جمهور متخب آمریکا؛ ترامپ است که به این مسئله ایراد بسیار گرفت و گفت که به جای پرداختن به بحث دی اکسید کربن باید به مسائل دیگر پرداخته شود. این بدان معناست که با تصمیم ترامپ، ممکن است که آمریکا از توافق پاریس خارج شود.

 

در اینجا نکته‌ای جالب توجه وجود دارد. اوباما چند وقت پیش مصاحبه‌ای را با یکی از رسانه‌ها انجام داد و سه دستاورد سیاست خارجه خود را در آن بیان کرد؛ برجام، کوبا و توافق پاریس.

رضا صادق زاده: این توافق چهار مدل تعهد را به کشورهای مختلف پیشنهاد می‌دهد و می‌گوید که شما می‌توانید به چه سمتی بروید. یک حالت BAU است که ایران به دنبال آن رفت و مطابق آن اگر کشوری انتشار گاز دی اکسید کربن خود را کنترل نمی‌کرد در سال ۲۰۳۰م به کجا می‌رسید و تلاش می‌کند که به چند درصد به زیر آن برسد. یک حالت دیگر این است که گفته می‌شود که مقدار مطلق تولید دی اکسید کربن خود را در سال ۲۰۳۰م بگویید. مدل سوم این است که گفته شود در افق ۲۰۳۰م چه میزان نسبت به سال پایه دی اکسید کربن تولید می‌شود. مدل چهارم که خیلی جالب است و چین، اسرائیل و برخی دیگر از کشورها آن را اتخاذ کرده‌اند، مدل تعهد به شدت دی اکسید کربن یا همان CO2/GDP است. بر این اساس چین تعهدی به کوچک کردن اقتصاد خود نداده است، بلکه می‌گوید که اگر در حال حاضر هر دلار من فلان قدر دی اکسید کربن تولید می‌کند در سال ۲۰۳۰م مقدار کمتری را تولید خواهد کرد. این بدان معناست که اقتصاد چین هر چه که بخواهد، می‌تواند بزرگتر شود و الزاما اقتصاد چین بهره‌ور تر خواهد شد، چرا که به ازای هر دلار دی اکسید کربن کمتری را تولید خواهد کرد. آمریکا مدل سوم را پذیرفته است و گفته است که من سال پایه خود را سال ۲۰۰۵م در نظر گرفته و در سال ۲۰۳۰م به ۲۶% زیر آن خواهم رسید. در مقابل چین گفته است که من شدت انتشار خود در سال ۲۰۱۵م را در نظر گرفته و در سال ۲۰۳۰م به ۶۰% زیر آن خواهم رسید. عربستان وضعیت خیلی جالبی دارد. من هرچه INDC این کشور را شخم زدم تا یک عدد پیدا کنم که مطابق آن عربستان قول داده باشد که فلان کار را بکند، چیزی را پیدا نکردم. عربستان فقط به یکسری اقدامات اشاره کرده بود و قول داده بود که بهره‌وری را افزایش دهد و گاز فلر را کم کند و…. به‌عبارتی حجم adaptation در INDC عربستان خیلی بیشتر از mitigation آن بود. اسرائیل نیز شدت انتشار را در نظر گرفته است و گفته است که در سال ۲۰۳۰م به ۲۶% زیر شدت انتشار گازهای آلاینده خود در سال ۲۰۱۵م خواهم رسید. اتحادیه اروپایی نیز تعهد داده است که نسبت به سال ۱۹۹۰م، میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را ۴۰% کاهش خواهد داد. هند نیز شدت انتشار را مد نظر قرار داده است. عمان از جمله معدود کشورهایی است که مقدار مطلق را ارائه داده بود. از بین کشورهایی که تا حدودی توسعه‌یافته محسوب می‌شوند، تنها کره‌جنوبی است که مدل BAU را در نظر گرفته است و گفته است که ۳۷% زیر مقداری که در سال ۲۰۳۰م قرار بود به آن برسد خواهد رسید.

 

مجری: اینجانب در راهنمای INDC یک مطلبی را دیدم که مدل‌های مختلفی را ارائه کرده بود و گفته بود که کاستاریکا می‌خواهد میزان انتشار خود را به صفر را برساند و چین نیز گفته بود که در سال ۲۰۳۰م می‌خواهد میزان انتشار گاز گلخانه‌ای خود را به حد بالای خود رسانده و سپس آن را کاهش دهد.

رضا صادق زاده: بله! در نوشتن INDCها سخت‌گیری چندانی نشده است و کنوانسیون روال‌های دقیقی را برای آن نگذاشته است. اگر شما INDCها را نگاه کنید، می‌بینید که یک جا یک کشور فایل ورد آپلود کرده است، یکی PDF آپلود کرده است، یک INDC کادر دارد و دیگری ندارد، تعداد صفحات INDC یک کشور ۱۰۰ صفحه و دیگر ۲۵ صفحه است و… مدل دیگر که مدل پنجمی است که کنوانسیون پیشنهاد آن را داده است، این است که از کشورها خواسته شده است که مسیر انتشار آن‌ها داده شود. مطابق این کنوانسیون، چین حالتی بین شدت انتشار و این مدل پنجم دارد. بر اساس مدل پنجم، یک کشور می‌گوید که تا افق سال ۲۰۳۰م، تولید و انتشار گاز دی اکسید کربن توسط من به یک حد بالا خواهد رسید و پس از آن کاهش خواهد یافت. بدین ترتیب شما نسبت به این مسیر تعهد می‌دهید و به ازای هر سال یا چند سال یک عددی از انتشار گاز CO2 را متعهد می‌شوید و متعهد به این مسیر می‌شوید. چین گفته است من در سال ۲۰۳۰م به اوج تولید دی اکسید کربن خواهم رسید و پس از آن کاهش خواهم داد، ضمن اینکه متعهد به این هستم که شدت انتشار من تا این سال کاهش یابد. بخش اصلی که ارزیابی این مسئله از دیدگاه منافع ملی را شامل می‌شود، بحث آمار و ارقام است. شاخصی تحت عنوان reserve to production وجود دارد که گفته می‌شود که اگر با فلان نرخ تولید انجام شود، ذخایر ما کی به اتمام می‌رسد. برای نفت ایران این عدد برابر ۱۱۰ است و برای آمریکا ۱۲، برای اروپا نیز در همین حدود و برای نروژ و انگلیس که از دریای شمال تولید نفت دارند، حدود ۲۰ است. برای کشورهایی چون ونزوئلا و برزیل چون منابع جدید برای آن ها کشف شده است نسبت ذخایر به تولید آن‌ها افزایش پیدا کرده است. برای گاز این عدد برای ایران ۱۷۷ و برای آمریکا ۱۴ است. این را برای این گفتم تا ببینید که ما از نظر انرژی و منابعی که داریم چه فرقی با آمریکا داریم. این نکته روی توسعه ما تأثیر گذار است. یکی از تکنولوژی‌های کاهش انتشار، فناوری carbon capture است، یعنی دی اکسید کربنی که به دنبال احتراق خارج می‌شود را در واحدهای صنعتی جمعی می‌کنند یا آن را در زمین دفن کرده یا در چاه‌های نفت تزریق می‌کنند یا … اگر این فناوری را شما بخواهید وارد کشور کنید، هزینه فناوری‌های تولید افزایش پیدا می‌کند. این نمونه‌ای از افزایش هزینه‌ها به دنبال اتخاذ سیاست‌های کاهش انتشار CO2 است.

از نظر اقتصادی، تعهد دادن ما به کاهش انتشار، به معنای تعهد دادن به کاهش ابعاد اقتصادی کشور است. من GDP و تولید انتشار گاز گلخانه‌ای توسط ایران را در سال‌های مختلف مورد بررسی قرار داده‌ام. بر این اساس هر موقع که GDP ایران افزایش پیدا کرده است، انتشار گازهای گلخانه‌ای افزایش پیدا کرده است. اگر ما طبق سناریوی BAU قرار باشد که سالانه ۵% رشد اقتصادی داشته باشیم، با همین رگرسیون یک عددی برای میزان انتشار ما برای سال ۲۰۳۰م به دست خواهد آمد. اگر ما به جای ۵% در طی این سال‌ها ۸% رشد اقتصادی داشته باشیم، ناگزیر به افزایش میزان دی اکسید کربن تولیدی خواهیم بود که این امر به شدت کار ما را سخت می‌کند. لذا یا ما باید زیرساخت‌های خود را تعطیل کرده و تولید خود را کاهش دهیم، یا باید کار سنگینی روی بهره‌وری انرژی انجام دهیم. بهره‌وری انرژی چیزی است که مرزهای آن در حال کاهش است، به عبارتی گام‌های اولیه افزایش بهره‌وری گام‌های بسیار ساده‌ای هستند و بهره‌وری را به شدت افزایش می‌دهد اما گام‌های آخر آن بسیار سخت است و هزینه زیادی را در پی دارد. لذا ما باید به شدت هزینه کنیم و پیچیده‌ترین و تازه‌ترین تکنولوژی‌ها را در خصوص افزایش بهره‌وری انرژی وارد کشور نماییم که به این تعهد رسیده و ضمنا رشد اقتصادی خود را حفظ نماییم. این نمودار به ما اینگونه می‌گوید که ابعاد اقتصادی ما متناسب با میزان تولید دی اکسید کربن است و تعهد به حجم دی اکسید کربن مشخص به معنی تعهد به حجم اقتصاد مشخص است. مسئله بعدی در خصوص صنایع و زیرساخت‌های فسیلی ما این است که مهم‌ترین زیرساخت ما مرتبط به تبدیل انرژی است که شامل نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌ها می‌شود و حمل و نقل و دیگر صنایع در رتبه بعدی قرار می‌گیرند. ما به‌عنوان یک کشور در حال توسعه، نیاز بیشتر به زیرساخت داریم تا یک کشور توسعه یافته و زیرساخت‌های تبدیل انرژی بزرگترین زیرساخت برای بزرگ شدن اقتصاد هستند. این حرف من در مورد یک کشور توسعه یافته نیز صادق است و آمریکا نیز با وجود تمام توسعه‌یافتگی اگر تعهد به یک میزان مشخصی از تولید دی اکسید کربن بدهد به این معناست که تعهد بدهد که ابعاد اقتصاد آن از یک اندازه بیشتر نخواهد شد. اما ما به‌عنوان یک مورد خاص که یک کشور در حال توسعه هستیم، به زیرساخت نیاز مبرمی داریم که این زیرساخت‌ها نیز همگی مصرف کننده انرژی هستند.

نکته بعدی، مربوط به مزیت‌های صادراتی ماست. در حال حاضر بیش از ۲۰ درصد از تولید ناخالص ملی ما مربوط به صادرات نفت خام است. از طرفی ۷۰ درصد از درآمدهای ناشی از صادرات ما حاصل صادرات نفت خام است و دیگر کالاهای صادراتی نیز که رقم درشتی را نشان می‌دهند نیز صادرات فراورده‌های نفتی است. لذا ما ممکن است که تا سال‌ها نخواهیم یا نتوانیم که صادرات انرژی خود را قطع کنیم. از طرف دیگر چون ما انرژی زیاد و ارزان داریم، در تولید محصولات مبتنی بر انرژی مزیت داریم. حال توافق پاریس و تعهد به کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی به معنای کاهش بازار حامل‌های انرژی و نیز محصولات مبتنی بر آن خواهد بود. لذا محصول ما در بازار گران می‌شود چرا که در آن کربن وجود دارد که قرار است به دی اکسید کربن تبدیل شود و کشورها روی آن مالیات قرار می‌دهند. بنابراین محصول ما قابلیت رقابت خود را از دست خواهد داد. بنابراین دامن زدن به این تعهد مزیت صادراتی ما را سلب می‌کند. نکته آخر بحث وابستگی فناوری است. لازم به ذکر است که ما متعهد شده‌ایم که هر ۵ سال یک بار NDCهای خود را به روز کنیم و نیز تعهد داده‌ایم که هر NDC جدیدی که ارائه می‌کنیم، از NDC قبلی بهتر باشد و تعهدات بیشتری داشته باشد. آن‌هایی که می‌گویند. بهترین جواب به کسانی که می‌گویند ما تعهدات خود را با بهره‌وری پیگیری می‌کنیم، این است که شما تعهدات خود را شاید بتوانید طی ۵ سال با افزایش بهره‌وری پیگیری کنید اما بعد از یک مدت مجبور خواهید شد که فناوری‌های پیچیده بهره‌وری انرژی را وارد کنید و از طرفی به سمت انرژی‌های تجدید پذیر حرکت کنید. این در حالی است که ما نه در بحث فناوری‌های پیچیده بهره‌وری انرژی و نه انرژی‌ها تجدیدپذیر توانمند نیستیم. از این رو این مسئله به معنی وابستگی از نظر فناوری است. از طرفی بحث انتقال فناوری در توافق آمده است که این امر نشان از بحث وابستگی دارد.

نکته سیاسی-امنیتی که مد نظر من است یکی بحث احتمال شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران است. این توافق، توافق بسیار خاصی است و از این جهت بسیار دوست‌داشتنی است. یکی این است که ما به این سمت می‌رویم که یک تعهد حقوقی بدهیم مانند مسئله هسته‌ای. از طرفی مسئله دیگر، مسئله ارتباط این موضوع با تک‌تک آحاد دنیا است. این مسئله دیگر مانند تروریسم نیست که افکار عمومی انگلیس در خصوص آن بگویند که تروریسم در خاورمیانه به انگلیس ارتباط ندارد. حتی مانند بحث حقوق بشر نیست که غربی‌ها بگویند در ایران اعدام صورت می‌گیرد یا خیر. انگلیسی‌ها خواهند گفت که کشور ما دارد به زیر آب می‌رود، چون ایران دارد تولید دی اکسید کربن می‌کند. مردم فیجی و سایر کشورها جزیره‌ای نیز چنین حرف‌هایی را مطرح خواهند کرد. لذا این مسئله با افکار عمومی و زندگی عادی مردم بستگی مستقیم دارد. این ظرفیت خیلی مهمی برای ایجاد اجماع بر ضد ایران است. جدای اینکه ورود به این توافق امکان شکل‌گیری اجماع را علیه ما ایجاد خواهد کرد، مسئله رسانه‌ای نیز مسئله بسیار مهمی در این خصوص است. مسئله دیگر، مسئله افشای اطلاعات زیرساخت‌ها کشور است که آن را در خلال بحث‌ها بیشتر توضیح خواهم داد. ما بر اساس این توافق متعهد شده‌ایم که گزارش‌های منظمی را در خصوص انتشار گازهای گلخانه‌ای به تفکیک منابع آن ارائه دهیم و مکانیزم‌های گزارش‌گیری و گزارش‌دهی‌ها بعدا توسط کاپ تعیین خواهد شد و ما متعهد شده‌ایم که آن مکانیزم‌ها را قبول کنیم. در حقیقت با قبول این توافق ما این امر را قبول کرده‌ایم. این اطلاعات اهمیت بسیاری دارند. این توافق به قدری باز نوشته شده است که می‌تواند به تفکیک نیروگاه‌ها در نظر گرفته شود. در این توافق اشاره شده است که گزارشات باید به تفکیک source نوشته شود و نه sector. اگر بحث sector را مطرح می‌کرد، ما می‌گفتیم که بخش نیروگاهی ما این قدر، بخش حمل و نقل این قدر، بخش پالایشگاهی این قدر تولید دی اکسید کربن دارند. اما این توافق به Source یا منبع اشاره داشته است. این واژه قابل تفسیر و جزئی شدن است. در اینجا هم اطلاعات زیرساختی از نظر امنیتی مهم است و هم اینکه ممکن است که دستاویزی مانند موضوع هسته‌ای شود مثلا درخواست شود که ایران تعیین کند که فلان بخش که فلان مقدار دی‌اکسید کربن تولید می‌کند چیست یا اینکه تعیین کند که فلان صنعت نظامی ایران چه میزان دارد گاز گلخانه‌ای تولید و… تا اینجا من سعی کردم که کلیت موضوع را عرض کرده و ارزیابی خود را از نظر راهبردی توضیح دهم. در ادامه وارد بندهای توافق خواهم شد و بررسی خواهم کرد که هر یک از این بندها با ما چکار خواهد کرد و چه تبعاتی برای ما خواهد داشت. به‌طور خلاصه باید عرض کنم که شما جابه‌جا در توافق ملاحظه می‌کنید که سازوکارهایی برای اجرا، تعیین تکلیف و تشخیص پیش‌بینی شده است که تصمیم‌گیری در خصوص آن‌ها به کاپ واگذار شده است. ۱۲ مورد در این خصوص وجود دارد که در ادامه فهرست آن را ارائه خواهم کرد. در بحث NDCها، که شما بعد از هر چند وقت باید به سمت بهبود NDC خود حرکت کنید به این معناست که شما باید بعد از یک مدت مصرف سوخت‌های فسیلی خود را کاهش دهید که این امر با سیاست‌های افزایش تولید و صادرات مغایرت دارد.

 

مجری: البته بحث بهره‌وری در مصرف انرژی نیز بیان شده است. به عبارتی سازمان محیط زیست، سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و سیاست کلی بحث محیط زیست را در دست گرفته است و این قسمت را مد نظر قرار نمی‌دهد. ما می‌گوییم که بهره‌وری و مصرف خود را اصلاح خواهیم کرد اما این امر رابطه‌ای با شدت تولید ندارد.

رضا صادق زاده: بنده در این خصوص بعدا مطالبی را خواهم گفت. مسئله بعدی در خصوص افشای اطلاعات است که به قول ما ایرانی‌ها با قاعده نفی سبیل مغایرت دارد. بحث تبعات نظامی-امنیتی و الزامات اجرایی است که در حال حاضر زمزمه‌های آن وجود دارد. به عبارتی این مسئله مطرح شده است که این قرار است بحث توافق روی صنعت کشتی‌رانی و هواپیمایی سوار شود. مثلا بگویند که به کشورهایی که منتشرکننده دی اکسید کربن هستند می‌خواهیم مجوزهای عبور و ورود کشتی بدهیم و بگوییم که کشتی‌ها به این کشورها نروند و با آن‌ها تجارت نکنند یا هواپیماها از این کشورها سوخت نگیرند و…. بحث آخر نیز آن تبصره‌ای است که در بند آخر آمده است و همانا بحث داوری و حل اختلاف است که اینجا بحث کاملا حقوق است. ما مطرح کرده‌ایم که حل اختلاف باید با توافق مجلس باشد اما توافق می‌گوید که این توافق، یک توافق غیرمشروط است و این دو با یکدیگر مغایرت دارند. دو نکته مهم دیگر نیز وجود دارد. ماده‌ای که در خصوص خروج از توافق توضیح داده است، خروج از توافق را هزینه‌دار کرده است و بنده خواهم گفت که چرا اینگونه است. به‌عبارتی اینگونه نیست که ما هر وقت تصور کردیم که اگر این توافق یک توافق بد است، از آن خارج شویم. شما تا ۳ سال نمی‌توانید که درخواست خروج از توافق بدهید و بعد از ۳ سال، هر وقت که شما درخواست خروج از توافق بدهید، تا یک سال متعهد به تعهدات خود هستید. به عبارتی اگر ما همین الآن درخواست خروج از توافق را بدهیم، تا ۴ سال نمی‌توانیم از آن خارج شویم. از طرفی زمان برای پیوستن به توافق باز است و محدودیتی برای آن وجود ندارد. به عبارتی گفته شده است که این توافق به مدت یک سال برای امضا باز است و سپس به داخل کشورها برای تصویب وارد شود. متأسفانه وضع ما اینگونه است که هر جا که یک توافق بین‌المللی در حال شکل‌گیری است و قرار است که تعهدی را بدهیم، به‌سرعت به آن سمت می‌رویم. این در حالی است که ما برای ورود به این توافق کماکان فرصت داریم و از طرفی خروج از آن با مشکل همراه است، اما ما به دنبال این هستیم که سریع‌تر وارد این توافق شویم. در ادامه به ۱۲ موردی که تصمیم‌گیری در خصوص آن به کاپ واگذار شده است می‌پردازم. کاپ قرار است که یک خطوط راهنمایی را ارائه کند که اگر قرار باشد کشوری NDC خود را تغییر دهد، باید بر اساس آن عمل کند. (کاپ به معنی conference of parties یا همان اجلاسی است که سالانه برگزار می‌شود). از طرفی غیر از ماده ۱۵، جای دیگری در ماده ۱۳-۷-A آن اطلاعاتی که ما می‌دهیم باید بر اساس راهنمایی باشد که IPCC تعیین می‌کند. IPCC یک خطوط راهنما دارد که ورژن آخر آن مربوط به سال ۲۰۰۶م است و می‌گوید که باید براساس آن ارزیابی شود که میزان انتشار یک کشور تا چه میزان است. اگر این خطوط راهنما تغییر پیدا کنند، کاپ آن را تأیید خواهد کرد و با تأیید کاپ ما باید ارزیابی میزان انتشار خود را براساس آن انجام دهیم. در مورد کشورهایی نیز کمک مالی ارائه می‌کنند گفته شده است که افشای اطلاعات باید به صورتی باشد که کاپ خواهد گفت. از همه مهم‌تر ماده پانزده است. به عقیده بنده اگر کسی بخواهد نسبت به توافق پاریس ایراد حقوقی بگیرد، می‌تواند به این ماده استناد کند. در ماده ۱۵ گفته شده است که اجرایی سازی و implementation  این توافق بر عهده کمیته‌ای که سازوکارها و روال‌های آن کمیته را بعدها کاپ تعیین خواهد کرد و ما متعهد شده‌ایم که این سازوکارها و روال‌ها را بپذیریم. جالب آنجاست که تصریح می‌کند که این روال‌ها و قواعد تنبیهی نیستند، اما معنی غیرتنبیهی اصلا توضیح داده نشده است. به‌عبارتی زمانی که یک فرد از نظر حقوقی به قضیه نگاه می‌کند و صرف متن را بررسی می‌نماید، اینکه روال‌ها را کاپ تعیین می‌کند حجت است نه بحث اقدامات غیرتنبیهی. به عبارتی کاپ می‌تواند تصمیم بگیرد که کدام اقدام تنبیهی و کدام یک غیر تنبیهی است. بنده داشتم راجع به این امر فکر می‌کردم که چه اقدام غیرتنبیهی می‌تواند وجود داشته باشد که به ما ضرر برساند. در آنجا بود که به یاد نقشه FATF افتادم که در آن ایران و کره‌ شمالی در آن قرمز هستند. حال شما تصور کنید که نقشه‌ای منتشر شود که در آن ایران فقط قرمز شده است و سایر کشورها تعهدات اقلیمی خود را انجام داده‌‌اند. حال یک عده‌ای در داخل خواهند گفت که ما الآن قرمز هستیم و باید برویم به این سمت که از قرمز خارج شویم. مثلا در مورد FATF گفته می‌شد که اگر ما FATF را نپذیریم، بانک‌ها با ما کار نخواهند کرد و ما باید در این نقشه سبز شویم. اینجاست که دولتمردان ایرانی به سمت این خواهند رفت که تولیدکنندگان ایرانی را تنبیه کنند که مثلا چرا دارد فلان قدر دی اکسید کربن تولید می‌کند و سایر موارد. همین مورد برای عودت داده شدن این لایحه کافی است. به‌عبارتی ما داریم وارد توافقی می‌شویم که حداقل ۱۲ مورد آن معلوم نیست و باید تا شفاف شدن آن یا حداقل شفاف شدن بخش‌های مهم آن که با ما مرتبط است صبر کنیم.

بخش بعدی، مغایرت این مسئله با سیاست‌های کلی و برخی از اصول ماست. در بند ۱۳ و ۱۴ این توافق به بحث صادرات نفت و گاز اشاره شده است. ماده ۴ این توافق اشاره می‌کند که کشورها باید به پیک تولید دی اکسید کربن خود برسند و می‌گوید که توافق قبول دارد که کشورهای در حال توسعه دیرتر به این پیک می‌رسند اما باید تعهد بدهند که به این پیک برسند و بعد از آن کاهش سریع داشته باشند. این ماده یک است. مطابق ماده دوم ما متعهد شده‌ایم که NDCهای پی‌درپی‌ای را در این خصوص ارائه کنیم. در ماده سوم گفته شده است که هر NDC باید نسبت به NDC وقت خود پیشرفت داشته باشد. برخی‌ها می‌گویند که ما ابتدا تعهد می‌دهیم که فلان قدر تولید دی اکسید کربن را کاهش می‌دهیم اما بعدا آن را کم می‌کنیم. ماده چهارم می‌گوید که هر تغییری باید براساس تصمیم توافق پاریس باشد. این کنفرانس یکسری تصمیمات دارد که کمی بیش از صد مورد است و سپس به خود توافق پرداخته می‌شود. در این تصمیم گفته شده است اگر یک عضو قبل از تأیید آن در مجلس، INDC خود را ارسال کرده باشد، این عضو، این تعهد خود را نسبت به اعلام NDC انجام داده است، مگر اینکه خودش چیز دیگر بگوید. بنابراین اگر ما INDC را تصویب کنیم، این INDC به NDC ما تعبیر خواهد شد. در خصوص NDCها بحث تغییر دادن نیز مطرح شده است و می‌توان آن را هر موقع که خواستیم تغییر دهیم اما در این خصوص در توافق ذکر شده است که این تغییر باید در جهت افزایش اهداف با توجه به خطوط راهنمایی است که ارائه شده است. یک موضوع نیز که به آن کمتر پرداخته می‌شود، این موضوع است که گفته می‌شود که اعضا باید برنامه توسعه کم‌کربن اعلام کنند. الزام اجرایی این امر نیز به ماده ۱۵ و کمیته مربوطه ارجاع داده شده است. INDC یا NDC بحث تعهد ما به کاهش میزان کربن دی اکسید است اما در این قسمتی که اخیرا عرض کردم، ما باید یک استراتژی توسعه ارائه دهیم که براساس آن می‌خواهیم کشور خود را از این مسیر توسعه دهیم، مثلا تولید سیمان، شیشه و… را کنار بگذاریم و… در یک بخش از توافق نیز گفته شده است که اگر اعضا بخواهند، می‌توانند تعهدات داوطلبانه بیشتری را نیز بدهند و ما نیز رفته‌ایم و این تعهد را داده‌ایم. این ۸% کاهش اضافه به همین بخش مربوط می‌شویم. بسیار مضحک است که ما هیچ یک از ظرفیت‌های این توافق را نگذاشته‌ایم که دست نخورده باقی بماند و از همه آن استفاده کرده‌ایم. این توافق یکسری ظرفیت‌هایی هم داشت که ما می‌توانستیم از آن به نفع خود استفاده کنیم اما این کار را نکردیم. ما می‌توانستیم این توافق را بعدا تصویب کنیم، اما بالفور تصویب کردیم. از طرفی لازم نبود که بحث اقدامات داوطلبانه را مطرح کنیم و به آن تن بدهیم اما تن دادیم. این توافق بحث‌هایی از جمله انفال که باید در اختیار حاکم اسلامی باشد تحت تأثیر قرار داده است و  همچنین بحث نفی سبیل در آن مطرح است. این‌ها مواردی است که ما از متن توافق و قانون اساسی خود می‌فهمیم. محور سوم، بحث افشا اطلاعات است که بنده به مواد آن اشاره خواهم داشت. در حال حاضر ترجمه‌ای که در اختیار شورای نگهبان قرار دارد، از نظر حقوقی، ترجمه ضعیفی است و بحث‌های باید را در نظر نگرفته است. این بحثی که مطرح شد که رسیدن کشورهای در حال توسعه به پیک مصرف با تأخیر همراه است، در ترجمه فارسی به‌درستی بیان نشده است. در هر صورت بحث اشتباهات ترجمه‌ای برای خود موضوعی است. در ماده چهارم توافق زمینه هایی که گفته شده است اطلاعات اقدامات خود را باید طبق مکانیزم ورشو بدهیم، بحث سیستم‌های هشدار سریع و سیستم‌های مدیریت بحران مورد اشاره قرار می‌گیرد. در اینجا گفته می‌شود که ما باید در این زمینه‌ها کار کرده و گزارش و اطلاعات بدهیم. از این ماده مهم‌تر، ماده ۱۳ است که می‌گوید برای ارتقای شفافیت کشورها باید به‌طور منظم یک گزارش ملی و به تفکیک منابع ارائه دهند، چه منابعی که دی اکسید کربن را مصرف و چه آن‌هایی که دی اکسید کربن را جذب می‌کنند. در جای دیگر گفته می‌شود که این گزارش‌هایی که داده می‌شود را یکسری گروه‌های فنی ارزیابی می‌کنند و ارزیابی دستیابی کشورها به تعهدات خود توسط آن گروه‌های فنی انجام می‌شود. نکته جالب دیگر این است که در توافق اشاره شده است که هر گونه اطلاعات لازم در خصوص رهگیری پیشرفت اجرای NDC باید ارائه شود. در ماده ۱۲ گفته می‌شود که گزارش فنی باید شامل ملاحظات و حمایت‌هایی که آن عضو انجام داده است و مرتبط به موضوع است باشد و نیز اجرا و موفقیت آن در تحقق NDC آن کشور. مسئله مهم ماده ۱۵ است که پیش از این به آن اشاره شد و آن بحث کمیته متخصص است که بر اساس روال‌هایی که توسط کاپ تعیین می‌شود روی فعالیت اعضا نظارت دارد؛ روال‌هایی که شفاف، غیربحث‌برانگیز و غیرتنبیهی است. در ادامه مقایسه میان این موضوع و موضوع هسته‌ای انجام شده است. UNFCCC شبیه NPT است، توافق پاریس شبیه پروتکل الحاقی و کمیته ماده ۱۵ نیز شبیه شورای حکام است. در جای دیگری از توافق اختیار کاملی به کاپ داده شده است که مطابق آن هر اقدامی که اعمال مؤثر این توافق لازم باشد، کاپ اتخاذ خواهد کرد و این کار را ذیل زیرمجموعه‌هایی که ایجاد می‌کند انجام خواهد داد و از طرفی همین‌جا اشاره می‌کند که کاپ هر اقدامی را که برای اجرای توافق لازم باشد را اجرا خواهد کرد.

 

photo_2016-12-27_20-09-53

 

پرسشگر: اتصال این مجموعه به شورای امنیت چگونه خواهد بود؟ آیا زمینه‌ای برای این کار امر داده شده است؟ در حال حاضر مشکلی که ما با شورای حکام داریم این است که شورای حکام به شورای امنیت گزارش می‌دهد و در شورای امنیت آن را بررسی می‌کنند و سپس زیر فصل‌های مختلف می‌برند مثلا فصل ۷٫

رضا صادق زاده: متن توافق در مورد شورای امنیت اصلا حرفی به میان نیاورده است. در خصوص سازمان ملل، فقط به کنوانسیون اشاره می‌کند. به‌عبارتی در بسیاری از قسمت‌های توافق اشاره شده است که مسائل به کنوانسیون ارجاع داده می‌شود. یک نمونه آن ماده ۲۴ این توافق است که گفته می‌شود که برای حل اختلاف بر اساس روال‌هایی که کشورها در کنوانسیون پذیرفته‌اند عمل خواهد شد. بنابراین تصریح نشده است که این گزارش قرار است که به شورای امنیت برود یا خیر، ولی از نظر سازمانی، کاپ زیرمجموعه UNFCCC است و UNFCCC نیز زیرمجموعه سازمان ملل متحد است.

 

پرسشگر: با این حساب برای ارجاع مسائل به شورای امنیت زمینه سازی صورت گرفته است؟

رضا صادق زاده: بله، همه این موارد به ویژه ماده شماره ۱۵ زمینه‌سازی برای این کار است. از طرفی اگر شما به‌صورت منطقی پیگیری کنید، اینکه این همه کشور را پای چنین توافقی بیاورند، اما توافق الزام اجرایی نداشته باشد، چنین چیزی اصلا معنا ندارد! بنابراین آن‌ها حتما اقداماتی انجام خواهند داد تا این توافق اجرایی شود. نکته دیگر این است که بررسی کنیم و ببنیم که آیا UNFCCC در سازو کار اجرا حضور دارد یا خیر.

 

مجری: از ارائه شما بسیار متشکرم. مطابق توضیحاتی که شما فرمودید، توافق پاریس یک رژیمی شبیه به NPT و پروتکل الحاقی است و ما نیز می‌توانیم به آن ملحق شویم یا نشویم. یکی از ایراداتی که نسبت به عملکرد کشور ما گرفته می‌شود این است که ما به NPT ملحق شدیم و این امر برای ما تبعاتی داشته است. اصولا اینگونه رژیم‌ها و کنوانسیون‌ها لازم است میان کشورهای بزرگی که با یکدیگر موازنه دارند مانند چین، آمریکا، اتحادیه اروپا و… منعقد شود. زمانی که ما وارد این توافق‌ها می‌شویم، چون قدرت ما با آن‌ها دارای موازنه نیست و باید مسیری را برویم تا به آن‌ها برسیم، این امر برای ما ایجاد محدودیت می‌کند. در اینکه نباید به این توافق وارد شویم یا صبر کنیم و ببینیم که این توافق به کجا می‌رسد شکی نیست. اما اینکه چرا نباید به توافق وارد شویم، نیازمند ارائه برخی دلایل است. شما یکسری دلایل را گفتید، مثلا گفتید که این کنوانسیون زمینه ایجاد اجماع علیه ما را ایجاد کرده است و اگر ما به این توافق وارد شویم و به تعهدات خود عمل نکنیم، علیه ما اجماع‌سازی صورت خواهد گرفت. سؤال بنده این است که اگر ما وارد این توافق نشویم، آیا آنگاه امکان اجماع‌سازی علیه ما کمتر می‌شود. شما مواردی را مطرح کردید و گفتید که هنوز مشخص نشده است که دی اکسید کربن واقعا عامل گرمایش زمین است یا خیر، این در حالی است که این امر ثابت شده است. دی اکسید کربن یک گاز گلخانه‌ای است و حضور آن در جو مانند این است که به دو کره زمین پتو بکشند و کره زمین را گرم کنند. همچنین فرمودید که مشخص نیست که گرمایش زمین به نفع ایران است یا به ضرر ایران. این‌ها مواردی است که اگر ما آن‌ها را اعلام کنیم و براساس آن وارد توافق نشویم باعث می‌شود که علیه ما اجماع صورت بگیرد. بنابراین اگر ما نمی‌خواهیم که وارد این توافق شویم، باید به دنبال یکسری دلایل قابل قبول‌تر برویم. موارد و دلایلی را که شما مطرح کردید را نمی‌توان علنی کرد، مثلا نمی‌توان گفت که ما وارد توافق نمی‌شویم چون نمی دانیم که گرم‌شدن کره زمین به نفع ایران است یا به ضرر آن و چه بسا به نفع ایران باشد. ضرر چنین گفته‌هایی برای ما خیلی بیشتر است.

رضا صادق زاده: این موارد را در ادامه مورد اشاره قرار خواهم داد. در لایحه‌ای که برای شورای نگهبان فرستاده شده است، تبصره‌ای دارد مبنی بر اینکه حل‌وفصل اختلافات براساس اصل ۱۳۹ قانون اساسی ایران عمل خواهد شد. حل و فصل اختلافات موضوع ماده ۲۴ توافق پاریس است و ماده ۲۴ مجددا به کنوانسیون ارجاع داده است. کنوانسیون در آنجا گفته می‌شود که شما یا باید به دادگاه‌های بین‌المللی مراجعه کنید یا اینکه براساس روال‌هایی که ما تعیین می‌نماییم عمل نمایید. اما ما در تبصره لایحه مذکور به اصل ۱۳۹ قانون اساسی خود ارجاع داده‌ایم که این اصل اشاره دارد که هرگونه حل اختلاف در قراردادهای بین‌المللی باید بیاید و با نظر مجلس انجام شود. در ماده ۲۷ توافق پاریس گفته شده است که این توافق یک توافق مشروط نیست و نمی‌توان آن را به چیزی مشروط کرد. ماده ۲۸ آخرین ماده این توافق است که مکانیزم خروج از این توافق را مشخص کرده است. این ماده بیان می‌کند که با ورود به این توافق، یک کشور نمی‌تواند تا ۳ سال از این توافق خارج شود و پس از خروج نیز، تعهدات عضو باید تا یک سال ادامه یابد. از طرفی ما نمی‌دانیم که در آن یک سال نیز قرار است که چه بلایی بر سر ما بیاید چون مکانیزم‌های مشخصی ندارد. نکته بعدی نیز فرصت باز پیوستن به توافق است. ماده ۲۰ می‌گوید که این توافق تا ۲۱ آوریل سال ۲۰۱۷م برای امضا باز است، و پس از آن بسته شده و برای ratification، acceptance و approval در کشورها ارسال می‌شود. برای مورد دوم ضرب‌الاجلی تعیین نشده است. نکته مهم این است که اگر آمریکا در دولت جدید خود، بخواهد از توافق خارج شود، و به دنبال آمریکا، چین و سایر کشورها نیز از آن خارج شوند، اساسا این توافق اجرایی نیست و دیگر دستور کار کاپ‌ها تعیین سازوکارها و زیرمجموعه‌ها نیست. از طرفی روسیه نیز این توافق را امضا نکرده است. کشور عراق نیز این توافق را امضا کرده است اما در مجلس خود تصویب نکرده است. بنابراین این امر فضا را برای تأمل باز می‌گذارد که ما هم فرصت امضا داریم و هم اتفاقاتی دارد در سطح بین‌المللی رخ می‌دهد که در راستای از بین رفتن این توافق در سطح بین‌الملل است. در خصوصه مصوبه مجلس، پیشنهاد ما به شورای نگهبان این است که این مصوبه باید رد یا عودت داده شود و از نظر بلند مدت نیز این است که این مصوبه نیاز به تصویب مجلس ندارد و دولت پیگیر آن شود؛ مثلا دولت بگوید که این توافق از نظر ما legally non-binding است و لذا در ازای حصول توافق امتیازاتی را اخذ کند. حتی ما باید به این سمت برویم که کشورها را با خود همراه کنیم و بگوییم که این توافق به ضرر ماست و کاری کنیم که این توافق از حد اجرایی شدن خود ساقط شود. نکته آخر نیز استفاده از ظرفیت رسانه‌ای خود برای ترویج این مسئله است که بحث اثر گاز گلخانه‌ای روی گرم شدن کره زمین خدشه‌پذیر است. به عبارتی اگر ما در درازمدت به دنبال این باشیم که به یک چنین توافق‌هایی نپیوندیم و اعتقاد ما نیز این باشد که اصلا دی اکسید کربن نقشی در گرمایش زمین ندارد، لازم است که زمینه آن را در افکار عمومی ایجاد کنیم و الا کار سخت می‌شود.

 

پرسشگر: آیا این موارد به شورای نگهبان ارسال شده است؟

رضا صادق زاده: بله ایتان این موارد را به شورای نگهبان ارسال کرده است.

 

پرسشگر: آیا شما به‌صورت حضوری نیز وارد صحبت شدید.

رضا صادق زاده: به صورت حضوری نیز بنده گزارش‌هایی را نوشتم و به برخی از دوستان دادم اما نمی‌دانم که آیا این گزارشات به دست آن‌ها رسیده است یا خیر.

 

مجری: موردی را معاون بین‌الملل سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص سازوکارهای توافق پاریس مطرح کرده بود و گفته بود که این سازوکارها مبتنی بر مکانیزم نرم است و رژیم پایبندی به این تعهدات به این شکل است که کشورهای خاطی را شناسایی کرده و مورد سرزنش افکار عمومی قرار دهیم. این امر باعث اشتیاق کمتر جامعه جهانی برای کار با آن‌ها خواهد شد. اینکه نام کشورهایی که به تعهد خود عمل نکرده‌اند را بیاورند، آن‌ها را شرمنده کرده و مورد سرزنش قرار دهد که این سرزنش‌ها می‌تواند از جنس تحریم‌ها باشد. این در حالی است که خانم ابتکار گفته بود که این توافق نه تنبیه و نه تحریم دارد. در خصوص پیمان کیوتو که آمریکا از آن خروج کرده بود، آمریکا از طرفی بیان کرد که به سمت انرژی‌های پاک حرکت خواهد کرد، بدون اینکه خود را به چیزی متعهد کرده باشد. مسئله دیگر این است که چرا وقتی که زمان برای پیوستن به این توافق باز است، برویم و جلوتر از همه بایستیم و خود را متعهد کنیم. لذا لازم است که این توافق با دقت بیشتری بررسی شود  تا حداقل اگر قرار شده که به توافق بپیوندیم، NDC ارائه شده، مورد هوشمندانه‌تری باشد. چین می‌گوید که من می‌خواهم در سال ۲۰۳۰م بیشترین میزان انتشار دی اکسید کربن خود را داشته باشم. این در حالی است که ما تعهد داده‌ایم که از سال ۲۰۲۰م تا ۲۰۳۰م می‌خواهیم ۴% BAU از میزان انتشار خود بکاهیم. برای من جای پرسش وجود دارد که چرا ما اینقدر ساده‌انگارانه با توافقات برخورد می‌کنیم. دکتر عسگرخانی بر سر بحث NPT می‌گفت که ما به جای اینکه وارد مباحث حقوقی این معاهده می‌شدیم، اصلا نباید به این توافق می‌پیوستیم یا زمانی که پاکستان سلاح اتمی خود را آزمایش کرد، ما باید از این توافق خارج می‌شدیم، زیرا که این توافق شرایط را برای ما نیز تغییر می‌داد. ما با پیوستن به این توافقات داریم، زمینه‌های حقوقی را برای اقدام دنیا علیه خود ایجاد می‌کنیم. این در حالی است که هند به NPT نپیوسته است، سلاح اتمی دارد و آن‌ها را آزمایش می‌کند و از طرفی بالاترین همکاری‌های هسته‌ای را با آمریکا و کشورهای مختلف داراست و هیچ‌گاه نیز در مقابل دنیا در مقابل شرم قرار نگرفته است.

پرسشگر: آیا این توافق برای همه کشورها یکسان است یا اینکه کشور به کشور متفاوت است؟

رضا صادق زاده: توافق برای همه کشورها یکسان است و آن چیزی که برای هر کشور متفاوت است، NDC یا برنامه‌های مشارکت است. در بندهای مختلف این توافق به ویژه ماده ۴ آن اعلام شده است که همه کشورها باید یک NDC ارائه کنند و متعهد به انجام آن شوند. دست ما در نوشتن NDC باز است و هر یک از کشورها برای خود یک نوع NDC نوشته‌اند.

 

پرسشگر: آیا بحث نظارت‌ها گزارش‌های ۵ ساله و… نیز برای همه یکی است؟

رضا صادق زاده: ما گفته‌ایم که قرار است که به‌تدریج عدد مرتبط با BAU خود را اعلام کنیم؛ یعنی به‌طور مشخص معلوم نیست که ما چند گیگاتن دی اکسید کربن تولید خواهیم کرد. تنها چیزی که مشخص است این است که ما ۴% زیر BAU خود به انتشار گاز دی اکسید کربن اقدام خواهیم کرد.

برخی از دوستان اعداد و ارقامی مبتنی بر ۶% رشد اقتصادی و… داده‌اند. این حرف یک بحث دراز مدت است. ممکن است که در نگاه اول عدد ۴% عدد زیادی نباشد. در اینجا یک چیز وجود دارد و آن بحث ۸% تعهد داوطلبانه‌ای است که ما داده‌ایم و همچنین اینکه ما تعهد داده‌ایم که هر ۵ سال NDC جدید بهبود یافته بدهیم و این در حالی است که مکانیزم بهبود را آن‌ها تعیین می‌کنند. دیگر نکته‌ای که ما به آن تعهد داده‌ایم بحث زمینه‌سازی‌هاست که مشابه بحث NPT است. به‌عبارتی ما یک زمینه‌سازی حقوقی را پذیرفته‌ایم که ممکن است براساس آن مجازات شویم. اینکه می‌فرمایید که اگر ما به این توافق نپیوندیم نیز ممکن است که علیه ما اجماع صورت بگیرد، حرف کاملا درستی است و نکته آن، همان نکته‌ای است که آقای اسکندری گفتند؛ یعنی دیپلماسی فعال و باشعور بودن و… باید در اینجا خود را نشان دهد. عربستان در NDT که نوشته است، عملا هیچ‌گونه تعهدی نداده است. نموداری که عربستان ارائه کرده‌است هیچ عرض از مبدائی ندارد، شیب را سایرین تعیین می‌کنند و عربستان عرض از مبدا را خودش تعیین خواهد کرد! بنابراین ما می‌توانستیم که یک INDC خوب را ارائه دهیم و در خصوص INDC هیچگونه فشاری وجود ندارد. این طرز INDC دادن‌ها خیلی جالب است. اگر ما INDC و NDC خوبی را ارائه می‌کردیم، کسی ما را اذیت نمی‌کرد. اساسا ما قضیه گرمایش زمین و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای را قبول داشتیم وگرنه به این سمت می‌رفتیم که با روسیه و چین مذاکره کنیم و از پیوستن به این توافق خودداری نماییم. این در حالی است که ما این کار را نکردیم و مستقیم به سمت غربی‌ها رفته و توافق را امضا کردیم. مسئله بعدی، مسئله تأخیر است. اگر در سیستم ما هوشمندی وجود داشت، وقتی که احساس می‌کرد که توافق پاریس به نفع آن نیست، از این ابزارها استفاده می‌نمود. در مورد مسئله دی‌اکسید کربن یک نکته وجود دارد. دی‌اکسید کربن گاز گلخانه‌ای هست و اصلا اثر گلخانه‌ای قبل از اینکه بشر پای خود را بر روی زمین بگذارد، وجود داشته است. حرف بر سر این است که آیا این دی‌اکسید‌کربنی که بشر اضافه‌تر نسبت به دی‌اکسید‌کربنی که زمین به طور طبیعی به هوا می‌فرستاده‌است تولید کرده است، باعث گرمایش زمین شده است یا خیر. دی‌اکسید کربن بازه جذبی را برای امواج برگشتی خورشید از زمین دارد که ۵/۲ تا حدود ۵/۴ میکرون است. ادعایی که این دانشمندان می‌کنند این است که غلظت دی اکسید کربنی که در جو وجود دارد و امواج موجود در این بازه را جذب می‌کند، حدی دارد، مثلا ppm 300م. به‌عبارتی اگر غلظت دی اکسید کربن در جو به این مقدار برسد، اصلا دیگر موجی در این طیف وجود نخواهد داشت که قرار باشد دی اکسید کربن آن را جذب کند. بنابراین اگر دی‌اکسید کربن جدید اضافه شود اصلا دیگر موجی وجود نخواهد داشت که دی اکسید‌کربن‌های جدید آن را بگیرند و زمین را گرم‌تر کنند. این دانشمندان نشان می‌دهند که ما از چند سال پیش از این حد رد شده‌ایم و هر چقدر دی اکسید کربن که در هوا ریخته‌ایم، باعث گرم‌تر شدن زمین نشده است. بنابراین حرف بر سر این است که دی اکسید کربن اثر گرمایشی دارد اما دارای یک حد و حدودی است و اینگونه نیست که ما هر چقدر دی اکسید کربن بیشتری در هوا پراکنده کنیم، دمای هوا بیشتر شود. در خصوص بحث افزایش بهره‌وری لازم می‌دانم که نکته‌ای را عرض کنیم. بسیاری از دوستان به‌ویژه کارشناسان محیط زیست استدلال می‌کنند که ما طی این توافق می‌رویم و بهره‌وری انرژی خود را افزایش می‌دهیم. البته بحث بهره‌وری یکی از سیاست‌ها نظام است، اما اینکه ما به‌خاطر بهره‌وری بخواهیم وارد توافق شویم، به مثابه لگد زدن به خود است، چرا که ما به‌عنوان سیاست‌گذار جمهوری اسلامی می‌خواهیم بهره‌وری را افزایش دهیم اما شرکت‌ها قائل به این امر نیستند. حال ما می‌رویم و به دنیا یک تعهدی می‌دهیم و خود را زیر ساطور دنیا می‌گذاریم تا حتما برویم و شرکت‌هایی را که بهره‌وری انرژی را رعایت نمی‌کنند تنبیه کنیم. در مکانیزم توافق پاریس، دنیا با دولت‌ها طرف است و نه شرکت‌ها. توافق در خصوص مباحث مالی بندی دارد و می‌گوید که کشورهایی که کمک‌های مالی را در این خصوص دریافت می‌کنند باید به سمت تعهدات بیشتری بروند.

یکی از عزیزان به بنده می‌گفت که نسبت به اینکه دی‌اکسید کربن باعث گرمایش زمین می‌شود ایراد دارد و دی‌اکسید کربن را عامل گرمایش کره زمین نمی‌داند. با جدی شدن موضوع توافق پاریس، بنده روی این مسئله با چند تن که در این زمینه کار کرده بودند مشورت کردم. در ادامه بنده روی بحث حقوقی  و اقتصادی ماجرا دغدغه‌مند شدم. اندیشکده مطالعات فناوری یک بار اعلام کرد که می‌خواهد روی این بحث جلسه برگزار کند. بنده در خصوص ابعاد اقتصادی این امر مقاله‌ای را آماده کردم. پس از آن بنده به بحث‌های اقتصادی امر ورود پیدا کردم. تا یک مدت که در جهان روی این مسئله صحبت صورت نمی‌گرفت، به دنبال کارهای خود رفتم. ناگهان شاهد بودم که این طرح وارد مجلس شد و مانند برجام در مدت کوتاهی تصویب شد. از آنجا که این طرح به شورای نگهبان برای تأیید رفت، مجبور شدیم که وارد مباحث حقوقی شویم. برای شورای نگهبان، ما باید حرف از مغایرت با قانون اساسی و… بزنیم. از این رو متن را با یکی از دوستان مطالعه کردیم که حاصل آن گزارش حاضر شده است. در عین حال ایتان نیز نامه‌ای به شورای نگهبان نوشت و ۴-۳ بند را مورد اشاره قرار داد و اینجانب نیز ۲ گزارش یک صفحه‌ای؛ یکی در خصوص مغایرت‌های قانون اساسی و دیگری در مورد بحث راهبردی از جنس منفعت به شورای نگهبان ارسال کردم. بنده هنوز نمی‌دانم که این گزارش‌ها چه نتایجی را داشته است. پس از آن بود که صدا و سیما برای بنده در خصوص این موضوع دعوت به عمل آورد و من نیز به مدت ۱۰ دقیقه مباحثی را در رادیو اقتصاد مطرح کردم و همچنین مصاحبه‌هایی را پیک بامداد از بنده منتشر کرد. در ادامه مسئله جدی شد و آقای شفیعی‌پور که معاون سازمان محیط زیست است؛ هم در پیک بامدادی صحبت کرد و هم در گفتگوی ویژه خبری حاضر شد. صحبت‌هایی توسط ایشان مطرح شد از این قرار که ما صرفا INDC داده ایم و فقط تعهد مد نظر خود را ارائه کرده‌ایم؛ غافل از اینکه بنابر این توافق، INDC قابلیت تبدیل شدن به NDC را دارد. همچنین ایشان مطرح می‌کرد که امیدوار است که با پیوستن به این توافق بتوان مسائل زیست محیطی ایران را حل کند. در ادامه برخی از شخصیت‌های دانشگاهی نیز در خصوص مخاطرات و مضرات پیوستن به این توافق هشدار دادند. در خصوص اینکه نقش شما به عنوان اندیشکده راهبردی چه خواهد بود، قرار است که این توافق در دستور کار شورا قرار گیرد و کاری که شما می توانید انجام دهید این است که با استنباطی که از حرف‌های بنده دارید، بیانیه بنویسید؛ اینکه توافق به ضرر منافع کشور است و همچنین با قانون اساسی ایران مغایرت دارد. اگر این مصوبه از شورای نگهبان به مجلس برگشت بخورد؛ آنگاه فضای نماینده‌ها و مرکز پژوهش‌های مجلس جاهایی هستند  که باید با آن‌ها وارد صحبت و گفتگو شویم.

 

مجری: ارائه‌ای که داشتید بسیار عالی بود؛ هم از نظر علمی، هم از نظر حقوقی، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر امنیتی. امیدوارم که در آینده موفق باشید.

]]>
http://tabyincenter.ir/15732/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d9%be%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%b3/feed/ 0
نشست بررسی روابط پسابرجامی ایران و هند http://tabyincenter.ir/13280/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%af/ http://tabyincenter.ir/13280/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%af/#respond Mon, 19 Sep 2016 11:47:26 +0000 http://wp.tabyincenter.ir/?p=13280 آنچه در ادامه می‌آید، متن کامل نشست مذکور است.

***

مجری: خدمت جناب دکتر و حضار محترم خوشامد عرض می‌کنم. این جلسه به بررسی روابط ایران و هند در دوران پسابرجام ارتباط دارد. بهانه این جلسه را نیز سفر آقای شمخانی به هند برای ما ایجاد کرد. لذا کنجکاو شدیم تا از جهات مختلف به این روابط بپردازیم. به نظر بنده بد نیست که سؤال نخست را با یک حالت مقدمه و تاریخ‌مانند شروع کنیم و آن اینکه به نظر شما اوج روابط ایران و هند در دوران پس از انقلاب مربوط به چه دوره ای است ودلیل اوج گرفتن روابط چه بود؟

دکتر نوذر شفیعی: ابتدا به خاطر دعوتی که از اینجانب به عمل آوردید تشکر می‌کنم. اینجا یکی از معدود جاهایی است که بنده بار رغبت برای شرکت در آن حاضر شده ام. واقعیت این است که افراد مختلفی از بنده برای مصاحبه دعوت می‌کنند، اما یکی از دلایلی که به چنین مصاحبه‌هایی نمی‌روم این است که احساس می‌کنم یکسری افراد را براساس شرح وظایف سازمانی و بر حسب اجبار نشانده‌اند و ما باید برای آن‌ها صحبت کنیم. در چنینی شرایطی آن ها صرفا به دنبال این هستند که مصاحبه تمام شود، زیرا که مواردی که بنده مطرح می‌کنم اصلا به رسته کاری آن ها نمی‌خورد، اما یک تشکیلاتی در آن مجموعه وجود دارد که ناچار است کار سازمانی خود را انجام دهد. در جلسه ی حاضر بنده خیلی راحت تر می‌توانم صحبت کنم، دلیل آن این است که فهم مشترکی از مسائل میان ما و شما وجود دارد که این خود کمک‌دهنده است. اینجانب تعمدا محورهای بحث‌های آقای شمخانی در هند را آورده ام تا پیش زمینه و مدخلی برای وجود به بحث باشد. آقای شمخانی در هند دیدارهای مختلفی را داشت؛ دو دیدار ایشان خیلی مهم بود. یکی دیدار با نخست وزیر هند و دیگری دیدار با مشاور امنیت نخست‌وزیر هند که همتای خود ایشان می‌شد. در جلسه‌ای که ایشان با نخست‌وزیر هند داشتند، از دفاع هند از حقوق هسته‌ای ایران تقدیر و تشکر شد. در اینجا بنده نکاتی را در مورد برخی موارد خواهم گفت. هند در یک مقطعی از زمان مثلا تا قبل از اینکه پرونده هسته‌ای ما در آژانس خیلی فعال شود، از حقوق هسته‌ای ما دفاع می‌کرد. دلیل این نیز آن بود که خود نیز مسئله‌ای در قبال توسعه هسته‌ای داشت. هند نگاه قدرت‌های بزرگ به مسئله هسته‌ای را تبعیض‌آمیز می‌دانست. هند معتقد است که کشورها به دو دسته دارا و ندار تقسیم‌بندی شده‌اند؛ یک عده از کشور از دانش هسته‌ای و فناوری آن بهره‌مند هستند و عده‌ی دیگر فاقد آن هستند. هند این را تبعیض می‌دانست. یکی از استدلال‌هایی که هند براساس آن آزمایش‌های هسته‌ای خود را انجام داد مبتنی بر همین نکته بود. هند نگرانی‌هایی را از سوی چین احساس می‌کرد و لازم بود که با چین موازنه اتمی برقرار کند. از طرفی هند نیم‌نگاهی نیز به عرصه‌ی بین‌المللی داشت زیرا که باید به یک قدرت بین‌المللی تبدیل می‌شد. کشوری که بحث تبعیض هسته‌ای را مطرح می‌کرد، دیگر قادر نبود که ما را در زمینه هسته‌ای محکوم کند، بلکه به طور خودکار ما را حمایت می‌کرد. یک توضیح دیگری را نیز باید بدهم و آن اینکه یک رسوباتی از نهرویسم یا جهان سوم‌گرایی هنوز در تفکر هندی‌ها وجود داشت البته در این ادامه توضیح خواهم داد که بعدها چگونه همین را نیز به کنار زدند. این نیز عاملی برای این بود که هند به عنوان کشوری که عضو کشورهای غیرمتعهد بوده است و از کشورهای جهان سوم حمایت می‌کرده است، باید نیم‌نگاه مثبتی نیز به مسئله هسته‌ای ایران می‌داشته است. حال واقعیت این است که زمانی که هند مسائل خود را با آمریکا حل کرد، در شورای حکام علیه ما رأی دارد. بنابراین زمانی که آقای شمخانی از هند تقدیر و تشکر می‌کند، آگاه است که هندی‌ها در برخی جاها علیه ما رأی داده‌اند. این‌ها مواردی هستند که به‌عنوان پیش‌مذاکره بیان می‌شوند تا کشور مقابل را در جهت کمک به حل بحران‌های منطقه‌ای تشویق کنند. در اینجا منظور از بحران منطقه‌ای بیشتر افغانستان است. اگر بخواهیم که به سوابق این امر برگردیم، هندی‌ها پیش از این در عملیات حفظ صلح پیش‌قراول بودند، به‌عبارتی شرکت در عملیات صلح سازمان ملل را روشی برای کسب پرستیژ برای خود می‌دانستند. از طرفی چون هندی‌ها با زبان انگلیسی آشنایی خوبی داشتند، به‌خوبی می‌توانستند در عملیات حفظ صلح عمل کنند. با این حال هند در آفریقا و در بحث استعمارزدایی کمک‌های بسیار خوبی را ارائه کرد تا این کشورها از حالت مستعمره بودن خارج شوند. هند از یکسو از آن‌ها حمایت سیاسی و بین‌المللی می‌کرد و هم در این کشورها دست به نهادسازی می‌زد چون خود تجربه استعمار را داشت. اما اینک منظور افغانستان است. افغانستان نقطه‌ای است که ایران و هند را به یکدیگر وصل می‌کند. دلیل این مسئله تئوری کاتیلیا است که یک نظریه هندی است. این نظریه می‌گوید که زمانی که شما می‌خواهید دشمن خود را از پای دربیاورید، یکی از راه‌ها برقراری ارتباط با همسایگان آن دشمن است. لذا هندی‌ها با ایران و افغانستان همکاری می‌کنند و از این رو پاکستان را خشمگین کرده‌اند. البته ما نیز بدمان نمی‌آید که با استفاده از روش هند، اندکی از قدرت و ابتکار عمل پاکستان بکاهیم. یکی از مباحث میان هند و ایران، فعال‌سازی کریدور شمال-جنوب است.  همانطور که شما استحضار دارید، هندی‌ها مشارکت در فعال‌سازی بندر چابهار را آغاز کرده‌اند که این کار در رقابت با چینی‌ها و پاکستانی‌ها صورت گرفته است، چون آن‌ها پیش از این روی بندر گوادر و کراچی کار کرده بودند و اکنون ما دست به فعال‌سازی بندر چابهار زده‌ایم. بنابراین جلوه‌ای از همکاری منطقه‌ای ما و هندوستان و برعکس یک جلوه‌ای از تعارض ما با پاکستان در اینجا مشهور است. بنابراین هندی‌ها برای مصالح و منافع خود دارند هزینه می‌کنند. در ادامه اشاره خواهم کرد که هند هم‌اکنون از آرمان‌گرایی خارج شده است و به سمت رئالیسم در حال حرکت است. البته در همین‌جا باید اشاره کنم که هند در بندر عباس و زاهدان نیز کنسول‌گری ایجاد کرده است، در حالی که اتباع چندانی در ایران ندارند که بخواهند برای آن‌ها ایجاد کنسول‌گری نمایند. یک زمانی در جنگ جهانی دوم یک عده از هندی‌ها به همراه انگلیسی‌ها وارد ایران شده‌اند و در آنجا مستقر گردیده‌اند، اما مرسوم نیست که برای این تعداد از اتباع خارجی، کنسول‌گری ایجاد شود. هدف هندی‌ها که ما آن را نادیده می‌گیریم این است که بتواند با بلوچ‌ها علیه پاکستان کار کند. به‌عبارتی پاکستان به وسیله کشمیری‌ها علیه هند دست به فعالیت می‌زند و حال هند می‌خواهد که با بلوچ‌ها علیه هند کار کند. شما می‌دانید که استراتژی‌های مبارزه و منازعه سه دسته هستند: یا غیرمتعارف هستند مثلا بهره‌گیری از سلا‌ح‌ها اتمی که این در روابط بین‌المللی امکان‌پذیر نیست. سلاح‌های اتمی صرفا کارکردی استراتژیک دارند و نه تاکتیک. کارکرد استراتژیک از سلاح هسته‌ای به این معناست که از آن برای موازنه قدرت و بازدارندگی استفاده شود، حال اینکه کاربرد تاکتیکی به این معناست که عملا این سلاح ها به کار گرفته شوند. منهای آن زمانی که آمریکا از سلاح هسته‌ای علیه ژاپن استفاده کرد، این سلاح‌ها قاعدتا نباید مورد استفاده قراربگیرند. یک استراتژی دیگر، استراتژی متعارف است که نمونه آن جنگی است که میان ایران و عراق اتفاق افتاده است و در آن‌ها از تسلیحات متعارف استفاده می‌شود. یک استراتژی دیگر، استراتژی دون متعارف است که این استراتژی را هم هندی‌ها علیه پاکستان استفاده می‌کنند و هم پاکستانی‌ها علیه هندی‌ها. به عبارتی هم هندی‌ها می‌خواهند تا از طریق تقویت بلوچ‌ها در زاهدان و بندرعباس علیه پاکستان اقداماتی را انجام دهند و هم ایران این استراتژی را در عراق و سوریه استفاده می‌کنند و هم سعودی‌ها به آن دست می‌زنند. استراتژی دون متعارف به معنای محدود کردن منازعه در داخل یک کشور به‌خصوص از طریق نیروهای خود آن کشور و آسیب‌پذیر کردن آن کشور است.

مجری: تا حدودی این استراتژی شبیه جنگ‌های نیابتی است!

: بله! فعال‌سازی کریدور شمال-جنوب در همین راستا قابل تفسیر است. حال اگر بخواهیم از منظر انرژی به مسئله نگاه کنیم، ایران برای هند مهم است که در جای خود به این مسئله خواهیم پرداخت. احیای سند همکاری ایران و هند در سال ۱۹۹۸م میان ایران نیز در این میان حائز اهمیت است. در آن دوره ایران در سیاست خارجی خود تغییراتی را ایجاد کرده بود و در جامعه بین‌الملل خریدارانی داشت و باعث شده بود که هند وارد همکاری‌های راهبردی با ایران شود. همانطور که می‌دانید که همکاری‌های استراتژیک، مشارکت‌های استراتژیک، پیمان‌های استراتژیک، همگی جزو سطوح “High politics” کشورها است. به‌عبارتی زمانی که روابط خیلی اوج می‌گیرد، این اتفاقات حادث می‌شود و بالاترین سطح همکاری کشورها، همکاری امنیتی و راهبردی است. ما روی ادامه این همکاری‌ها با هند اصرار داشتیم، اما هندی‌ها آن را به دلیل فشار آمریکایی‌ها متوقف کرده بودند. آقای شمخانی در ملاقات با هندی‌ها می‌گوید که موانع برجام برطرف شده است و لازم است که هند از این فرصت استفاده کند و سعی می‌کند تا اشتهای هندی‌ها را تحریک کند. به عبارتی ایشان می‌گوید که در فضای پسابرجام سایر کشورها برای همکاری با ما التماس می‌کنند، اما در رابطه با هند ما خود پیش‌قدم می‌شویم که آن نیز حسن سابقه شماست. همچنین ایشان ضرورت پیشنهاد جدید و فعال‌سازی همکاری فضایی، دفاعی، سایبری، امنیتی و… را مطرح می‌کنند. به نظر می‌رسد که همکاری سایبری، یکی از حوزه‌های جدیدی است که ایشان پیشنهاد می‌دهند. آقای شمخانی به طرف هندی می‌گوید که اگر ما در این حوزه‌ها وارد همکاری شویم، این مکمل همکاری‌های اقتصادی ما خواهد بود. در روابط بین‌المللی ما گاها معادلات دووجهی و سه‌وجهی داریم. معادله دووجهی به معنای اقتصاد و سیاست است و یا اقتصاد و امنیت. معادله سه‌وجهی به معنی یک معادله اقتصادی-سیاسی-امنیتی است. آقای شمخانی در دیدار خود بیان می‌کند که اگر شما می‌خواهید که از ظرفیت اقتصادی ما استفاده کنید، لازم است که یک معادله درست میان ما و شما برقرار باشد، به عبارتی شما نیز با ما همکاری سیاسی و دفاعی داشته باشد. اینکه ایران کریدوری برای هند و یک بازار مصرف برای آن شود، قابل قبول نیست و طرف هندی نیز باید برای جلب رضایت خاطر ما کاری انجام دهد. آیا هند صرفا به دنبال خرید انرژی از ایران است؟! ایران خواهان یک همکاری متعادل اقتصادی-سیاسی- امنیتی متعادل میان خود و هند است. همچنین ایشان به این اشاره داشت که روابط ایران و هند تهدید برای یک کشور ثالث نیست. منظور آقای شمخانی در اینجا پاکستان بود. کشور پاکستان با وجود دلخوری هایی که ما از آن‌ها داریم برای ما مهم است. همیشه همسایگان بلافصل کشورها بالاترین اولویت را در سیاست‌های امنیتی آن کشورها دارند. درست است که فناوری ارتباطات و فناوری موشکی باعث شده است که شما بتوانید دشمن خود را از فواصل دور مورد هدف قرار دهید اما تصرف یک کشور باید از طریق همسایگان آن انجام شود. لذا شما به سادگی نمی‌توانید همسایگان خود را ازدست دهید. یک ضرب‌المثل چینی است که می‌گوید که شما می‌توانید که خانم خود را اختیار کنید ولی همسایه خود را نمی‌توانید و ملزم هستید که با وی کار کنید. متأسفانه اختلافات و درگیری‌هایی میان همسایگان وجود دارد اما اساس کار همیشه بر همکاری است. آقای شمخانی همچنین راجع به جامعه مسلمانان هند صحبت‌هایی را مطرح کرد. گفته می‌شود که هند بزرگترین کشور مسلمان است. در اینجا ما برخی از مسائل را مطرح می‌کنیم تا بیشتر جا بیفتد. هند بیش از ۲۵۰ میلیون نفر مسلمان دارد، البته ممکن است که آماری که هندی‌ها ارائه می‌کنند تعداد کمتری را گزارش کند. در اینجا آقای شمخانی به بسترهای فرهنگی و تمدنی اشاره می‌کند. معمولا بیان چنین مواردی در مذاکرات رواج دارد و آن را به‌عنوان نقاط قوت بیان می‌کنند تا بستری برای نزدیکی ذهن‌ها به یکدیگر باشد. آقای شمخانی همچنین به بحث تروریسم اشاره داشتند و تعمدا عبارت تکفیری را بعد از کلمه تروریسم می‌آورند تا آن را مصداق قرار دهند. تعریفی که آمریکایی‌ها از تروریسم ارائه می‌دهند، حزب الله لبنان و حماس را نیز در برمی‌گیرد، اما استفاده از عبارت تروریسم تکفیری، روشن کردن ماهیت تروریسم از نگاه ایران است. هندی‌ها اساسا نسبت به شیعیان نظر مناسب‌تر و مساعدتری دارند تا اهل سنت. هندی به‌طور خاصی با وهابیت مشکل دارند، گرچه با عربستان روابطی دارند. دلیل این امر این است که کشمیر که اهل سنت در آن حضور دارند، با هند درگیر است، پاکستان که اکثریت اهل سنت را داراست با هند درگیر است، القاعده نیز در کنار کشمیری‌هاست. آمریکایی‌ها نیز چنین برداشتی دارند. آمریکایی‌ها با وجود اینکه با عربستانی‌ها دوست هستند و با ما مشکل دارند، شیعه را متمدن‌تر و معقول‌تر می‌دانند. حافظه تاریخی در روابط کشورها همواره مهم است. در کشور ما هر موقع که نام روسیه می‌آید، مردم ابتدا یک لحظه مکث کرده و سپس حرکت می‌کنند. دلیل این امر این است که در تاریخ ایران چیزهایی از روسیه دیده شده است که در ذهن مردم مانده است. البته این می‌تواند یک متغیر باشد اما الزاما تعیین‌کننده نیست. در جنگ‌های میان هند و پاکستان، شاه ایران همواره از پاکستان حمایت می‌کرده است. این مسئله در ذهن هندی‌ها باقی مانده است که اگر جنگی میان هند و پاکستان حادث شد، ایران انقلابی در کنار پاکستان قرار گیرد. این مسئله همواره ذهن هندی‌ها را مشغول کرده است. حرف‌هایی که تا اینجا به آن اشاره داشتم صحبت‌های آقای شمخانی بود. آقای مودی حرف خوبی می‌زند که ما دارد ما را به هم وصل می‌کند. مودی در اصل از حزب BGP است که یک حزب راستگرا و ناسیونالیست است و علاقه‌ای به مسلمانان ندارد. دلیل این امر این است که وی یک ملی‌گرا و حزب وی نیز یک حزب ملی‌گراست و در زمانی، هند از سوی مسلمانان متحمل شکست شده و مسلمانان در کشور هند حضور پیدا کرده‌اند. مودی می‌گوید که در ۱۴۰۰ سال عمر اسلام، هیچ‌چیز به اندازه تروریسم تکفیری به اسلام ضربه نزده است. این موضع رسمی یک نخست وزیر است  و مودی به کشورهای عربی و اسلامی نیاز دارد و حال وی می‌گوید که باید با تروریسم تکفیری و منشأ آن برخورد شود. این صحبت‌ها ناشی از بدبینی طرف هندی نسبت به اهل سنت افراطی  و حافظه تاریخی هند که  آنچه که در کشمیر دارد اتفاق می‌افتد است. این امر می‌تواند یک ارتباط نزدیک میان ما و هند برقرار کند و موضع‌گیری مودی برای ما جالب است. در دیدار آقای شمخانی با مشاور امنیت ملی نخست‌وزیر هند چند نکته دیگر نیز مطرح شد که بنده سریعا به آن اشاره می‌کنم. همکاری مشترک تهران و دهلی‌نو و مسکو. این نکته توسط آقای شمخانی مطرح شده است که پیش از این زمینه آن وجود داشته است. اولین پایه این امر را یوگنی پریماکوف نخست وزیر روسیه بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹م پیشنهاد داد که در میان مسائل مختلف گم شد. اینک شمخانی این را مطرح کرده است. از طرفی جالب است که مشاور امنیت ملی نخست‌وزیر هند، پیشنهاد یک مربع را داده است، یعنی ایران، چین، هند و روسیه. این در حالی است که هند با چین مشکل دارد اما هند امروز، یک هند دیگر است که علاقه‌مند است تا اختلافات خود را با همسایگانش به صفر برساند. احیای کمیسیون مشترک همکاری‌های دفاعی در قالب جدید. ما یک کمیسیون همکاری مشترک دفاعی داریم که آن نیز تاکنون هر کاری کرده است، هندی‌ها زیر بار آن نرفته‌اند که دلیل آن نیز آمریکایی‌ها هستند. مبادله دانش سایبری و فناوری ارتباطات یکی از پیشنهادهای شمخانی است. آقای شمخانی صحبت مهم دیگری نیز کرده است و باید در محافل استراتژیک ما بحث شود و آن تغییر رویکرد ایران در مورد کشمیر است. صحبت‌های آقای شمخانی یا مربوط به چیزهایی است که از قبل وجود داشته است و باید احیا می‌شده است یا چیزهایی بوده است که پیشنهاد می‌داده است اما چیزی که در مورد کشمیر گفت چیز جدیدی بود. ایشان در مورد کشمیر گفت که هندی‌ها باید راجع به کشمیر خویشتن‌داری نشان دهند و با تداوم خدمت خود به کشمیر، احساس تبعیض را در مردم کشمیر از بین ببرند. این یک موضع جدید توسط دولت ایران بوده است. ایران معمولا در قبال حوادث کشمیر یا سکوت می‌کرده است یا در جایی که بحث کشمیر پیش می‌آمده است گفته می‌شد که اجازه دهید که مردم این منطقه تعیین تکلیف کنند یا چنین حرف‌هایی زده می‌شده است. اما این موضع بحث جدیدی است و این بحث جدید ناشی از یک درک عمیق است. به‌عبارتی ما تجزیه‌طلبی در کشورهای مختلف را نمی‌پذیریم و از تمامیت ارضی کشورها حمایت می‌کنیم، کمااینکه از تمامیت ارضی خود، سوریه، عراق و… دفاع می‌کنیم. به‌عبارتی ما نمی‌خواهیم که اینگونه باب شود که هر جا که جمعیت واحدی وجود داشت، تجزیه طلبی رخ دهد. هندی‌ها نیز می‌دانند که اگر کشمیر از هند جدا شود، همانند دومینو سایر ایالت‌های این کشور نیز ادعای استقلال خواهند کرد. به‌عبارتی گرایش‌های استقلال‌طلبانه در ایالت‌های هند وجود دارد. لذا هند هیچ‌گاه نمی‌پذیرد که کشمیر از این کشور جدا شود، مگر اینکه با یک شرایط خاص این امر به وقوع بپیوندد. این‌ها بحث‌هایی بود که بنده از صحبت‌های آقای شمخانی جدا کردم و سعی کردم تا توجه شما را به آن جلب کنم. حال بررسی کنیم تا ببینیم که متأثر از برجام چه اتفاقاتی در این میان رخ داده است. واقعیت قضیه این است که اگر برجام وجود نداشت، طرح این مسائل با هندی‌ها دشوار بود. ما همکاری‌ها و پیوندهای خیلی مهمی با هندی‌ها داشتیم اما هندی‌ها تقریبا بعد از سال ۱۹۹۱م به بعد (بعد از پایان جنگ سرد) آن‌ها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتند و رها کردند. دلیل آن دگرگونی‌هایی است که در سیاست خارجی هند ایجاد شده است. در اینجا بنده می‌خواهم که به دو سؤال پاسخ دهم، یکی روابط ما با هند پس از برجام و دیگری اینکه ما از نگاه هند در کجا قرار داریم و هند در دیدگاه ما در چه جایگاهی قرار دارد. هندی‌ها تقسیم‌بندی‌های مختلفی را از سیاست خارجه خود ارائه می‌دهند اما از دیدگاه بنده هندی‌ها دو دوره سیاست خارجی را پشت سر گذاشته‌اند، چون سیاست خارجه آن‌ها مستمر است، نمی‌توان حد فاصل مشخصی برای این دو دوره مشخص کرد ولی به هر صورت دوره اول از تاریخ استقلال هند در سال ۱۹۴۷م شروع می‌شود و تا سال ۱۹۹۱م (پایان جنگ سرد) ادامه می‌یابد. دوره دوم نیز سال‌های بعد از پایان جنگ سرد را در بر می‌گیرد. شما می‌دانید که هر تحولی که اتفاق می‌افتد، یکباره اتفاق نمی‌افتد، از این رو دوران دهه ۸۰م را در سیاست خارجی هند می‌توان یک دوران بینابینی در نظر گرفت که زمینه را برای ورود به عصر جدید فراهم می‌کرده است. می‌توان دوره اول سیاست خارجه هند را دوران آرمان‌گرایی نامید. هر چه که از سال ۱۹۴۷م به این طرف می‌آییم، آرمان‌گرایی در سیاست‌ خارجه هند کم‌رنگ‌تر می‌شود. این فقط سیاست خارجه هندی‌ها نیست که اینگونه بود. در سیاست خارجی شوروی، دوران لنین به یک شکل بود، دوران استالین به یک شکل، تروتسکی به یک شکل بود و سایرین به شکل دیگر و به این ترتیب آن‌ها از آرمان‌گرایی مارکس به تدریج جدا می‌شدند تا نهایت به واقع‌گرایی رسیدند که منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی منجر شد. چین نیز همین گونه بود. یک زمان ما شاهد مائوئیسم افراطی بودیم، اما زمانی که به سال ۱۹۷۰م رسیدیم، دنگ شائوپینگ تغییراتی را در سیاست خارجه چین ایجاد کرد. این روندها در کشورهای مختلف وجود داشته است و در هند نیز وجود دارد. آن چیزی که وجه غالب سیاست هند را در این دوره تشکیل می‌دهد، نهروئیسم است که به آن جهان‌سوم‌گرایی، آرمان‌گرایی، ضد استعماری و ضدامپریالیسمی نیز گفته می‌شود. این آرمان‌گرایی و نهروئیسم به دو شکل بیان می‌شود، یکی پانچاشیلای نهرو است که ۵ اصل را بیان کرد و گفت که سیاست خارجی بر این پنج اصل استوار است: ۱- احترام متقابل، ۲- عدم مداخله، ۳- حسن همجواری، ۴- عدم توسل به زور، ۵- همزیستی مسالمت‌آمیز. پس از آن این را تلخیص کردند و به اجتماع نهرو تبدیل نمودند. اجتماع نهرو مبتنی بر خودبسندگی اقتصادی در داخل، عدم تعهد در خارج و حمایت از مبارزات ضداستعماری و آزادی بخش در کشورهای مختلف. با این حال هر چه که از استقلال هند به این طرف می‌آییم، این مفاهیم رنگ می‌بازد و سال ۱۹۸۰م نقطه آغازی برای پر رنگ شدن این رنگ باختن است. دلیل این امر این است که ناسیونالیست‌ها تقویت می‌شوند. به این دوره، دوره اخلاق‌گرایی نیز گفته می‌شود. صحبت ملی‌گراها این بود که اینکه صحبت از اخلاق، عدالت جهانی، فروپاشی ساختارهای موجود و جایگزینی ساختارهای جدید می‌شود، هند در وضعیتی نیست که بتواند به این هدف نایل آید. آن‌ها می‌گفتند که شما این مباحث را از اصول مبارزاتی ضد استعماری هند گرفته اید که شامل مبارزه بدون خشونت است و از طرفی می‌خواهید آن را تبدیل به بیرون کنید که این امر شدنی نیست. به عبارتی نه ما می‌توانیم این کار را انجام دهیم، نه اینکه این کار اصلا شدنی است. شما به جای اینکه از عدالت جهانی صحبت کنید و به این بحث‌ها بپردازید، مردم خود را به رفاه و خوشبختی برسانید که این بزرگترین کار است و بگذارید که در بیرون هر کس هر کاری که می‌خواهد انجام دهد. نکته دوم بحث فقری است که در هند وجود داشت. بحث آرمان‌گرایی عمدتا در حزب کنگره و ناسیونالیسم عمدتا در حزب BGP وجود داشته است. نکته دیگر این بود که گفته می‌شد چین به هند حمله کرده است و به شکل خفت باری آن را شکست داده است و بخشی از سرزمین هند را اشغال کرده است. نکته سوم این بود که ناسیونالیست‌ها می‌گفتند که هرچه که من به بیرون نگاه می‌کنم، کشورهای قدرتمند، اهمیت بیشتری نسبت به کشورهای ضعیف دارند و ما باید به دنبال این باشیم که چگونه خود را تقویت کنیم. البته موارد دیگری از تحقیر برای ناسونالیست‌ها مطرح بوده است. از طرفی هند مدت زمان طولانی مستعمره بریتانیا بود. قبل از بریتانیا نیز مسلمانان هر چه که می‌خواستند بر سر هندی‌ها آورده‌اند. لذا هند چیزی در دست ندارد تا به اهداف خویش برسد. بنابراین ناسیونالیست‌ها می‌گفتند که ما باید به سمت قدرتمند شدن حرکت کنیم. در سال ۱۹۹۸م که آزمایش هسته‌ای هند صورت می‌گیرد، در دوره حکومت این افراد یعنی راست‌گرایان است. البته برای آرمان‌گراها نیز جا افتاده بود که باید در نگرش خود تغییراتی را ایجاد کنند. این ترجمه کار در آن زمان باعث شد که هند گرایش خود به سمت بلوک شرق را تقویت کند؛ به عبارتی هند با وجود اینکه عضو جنبش عدم تعهد بود اما دید که پیوند آمریکا با پاکستان دارد روز به روز تقویت می‌شود و پیوند چین و پاکستان دارد روز به روز تقویت می‌شود. لذا از موضع خود در عدم تعهد اندکی کنار کشیدند و به سمت بلوک شرق و شوروی رفتند. البته هند هیچ‌گاه عضو بلوک شرق نبود، اما نیمه‌سوسیالیست شده بود و در حوزه تسلیحاتی با شوروی همکاری داشت و در حوزه صنایع سنگین مانند فولاد و ذوب آهن نیز با این کشور همکاری داشتند و شوروی‌ها نیز در اروپای شرقی و آسیای مرکزی، بازارهایی را در اختیار هندی‌ها قرار داده بودند. بسیاری این دورانی را که در آن تفکرات ملی‌گرایانه قدرت می گیرد یک دوره مجزا در نظر می‌گیرند اما به نظر بنده دوران جدید سیاست خارجه هند از سال ۱۹۹۱م آغاز می‌شود. سال ۱۹۹۱م تاکنون را می‌توان دوران رئالیسم نامید. تأکید می‌کنم که حزب کنگره نماد آرمان‌گرایی و راست‌گرایی نماد رئالیسم در هند است، البته توجه داشته باشید که ما هرچه که از سال ۱۹۴۷م فاصله می‌گیریم، در درون حزب کنگره نیز استحاله‌هایی ایجاد می‌شود و این حزب به سمت واقع‌گرایی حرکت می‌کند. مثلا بسیاری از حوادثی که ما از آن به‌عنوان حوزه‌های پیشرفت هند از آن یاد می‌کنیم در دوره ناراسیمها رائو و مانموهان سینگ- که قدرت را از دست داد و مودی بر سر کار آمد- اتفاق افتاده است. از این دو نفر تحت عنوان لیبرال‌های حزب کنگره یاد می‌شود. درست است که آن‌ها در حزب کنگره دم از آرمان گرایی می‌زنند اما از طرفی لیبرالیسم اقتصادی را مطرح می‌کنند. خود مانموهان سینگ با بانک جهانی همکاری داشته است و در نهادهای مهم بین‌المللی حضور داشته است و به این کارها وارد است. کلید بسیاری از جریان‌های پیشرفت هندوستان در این دوره زده شده است. بعد از جنگ سرد کشوری که هند با آن همکاری داشت، فرو پاشید و نه تنها آن متحد از دست رفت، بلکه الگوی آن نیز از دست رفت؛ یعنی سوسیالیسم جواب نداد. بنده مطلبی را در داخل پرانتز عرض می‌کنم که برای جامعه ما نیز مهم است، زیرا شبیه این مسئله در جامعه ما وجود دارد. در روسیه بسیاری هستند که معتقدند که این سوسیالیسم نبود که فروپاشید، بلکه دولت سوسیالیسم فروپاشید. به‌عبارتی اصول سوسیالیسم، اصول خوبی از دید آن‌ها دارد اما دولت نتوانست آن را اجرا کند. در کشور ما نیز زمانی که می‌خواهیم از برخی اصول اسلامی فرار کنیم، گاهی به آن نقد می‌کنیم، در حالی که این دولت است که نمی‌تواند آن را اجرا کند. چین خیزش بزرگی در حوزه اقتصاد و تکنولوژی‌های نظامی، فضایی و… برداشته است و هم‌اکنون دومین اقتصاد جهان است. باید در قبال چنین حوادثی چه کار کرد؟! از طرفی واقعیت این است که بااینکه روابط هند و پاکستان کمرنگ و بعدها دچار مشکلاتی شده است، روابط این دو کشور با آمریکا پیوندهای خود را حفظ کرده است. اکنون ما وارد عصری به نام جهانی‌شدن شده‌ایم که در آن هر کاری که می‌کنیم اقتصادها به هم پیوند می‌خورند و شما در این زمان نمی‌توانید در این عصر به‌طور مستقل زندگی کنید و ناچارید که با دنیای خارج ارتباط اقتصادی برقرار نمایید. از این‌رو هندی‌ها گرچه سیاست خودبسندگی خود را کاملا کنار نگذاشتند، اما آن بخشی از آن را که لازم بود به کار گرفتند و آن قسمتی را که لازم نبود، وارد بحث اقتصاد بازار آزاد و جهانی شدن شدند. بنابراین هند کنونی، یک هند لیبرال است؛ اقتصاد آن به روی کشورها مختلف کاملاً باز است و اقتصاد کشورهای دیگر نیز به روی آن کاملاً باز است. این هند تحت حکومت راستگرایی، لیبرالیسم، واقع‌گرایی و…. به این سمت می‌رود که تبدیل به یک قدرت بزرگ شود. تفکرات رئالیستی اصولا با قدرت‌های بزرگ کار می‌کند و اساسا کسی که رئالیست می‌شود می‌خواهد بزرگ شود. از طرفی لیبرالیسم اقتصادی می‌گوید که اقتصاد باید تقویت شده، از خودبسندگی فاصله گرفته شده، جذب اقتصاد جهانی شده و سرمایه کسب شود. ناسیونالیست‌ها نیز همین بحث را مطرح می‌کند. این‌ها تماما جزو تفکرات رایج در هند است، منتها این موارد از مناظر گوناگون مورد بحث قرار می‌گیرد و خروجی آن یک چیز است که آن تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ است. هند اگر بخواهد که به یک قدرت بزرگ تبدیل شود، باید سه کار انجام دهد. یکی اینکه در حوزه نظامی به یک قدرت اتمی تبدیل شود که شده است. یکی اینکه در حوزه سیاسی عضو شورای امنیت شود که آمریکایی‌ها دارند از این بحث حمایت می‌کنند و اگر ساختار شورای امنیت تغییر پیدا کند، یکی از کشورهایی که عضو آن خواهد شد، هند خواهد بود. دیگر اینکه هند باید از لحاظ اقتصادی رشد پیدا کند. بنده لازم است که چند آمار راجع به هند جدید به شما بدهم. هند چهارمین اقتصاد رو به رشد جهان است. در سال ۲۰۵۰م این کشور باید به موازات چین یک قدرت برتر اقتصادی باشد. هند دومین اقتصاد بزرگ جهان به لحاظ رشد اقتصادی است. متوسط رشد اقتصادی هند طی یک دهه اخیر، ۴۵/۷% بوده است، گاهی اوقات به ۹ و گاهی اوقات به ۶ می‌رسیده است. توجه داشته باشید که هند از یک کشور فقیر به چنین کشوری تبدیل شده است. از نظر تولید صنعتی، هند در رتبه ۱۱ جهان قرار دارد. از نظر برخوردی از نیروی انسانی ماهر و تحصیل‌کرده، هند سومین کشور جهان است. این کشور جزو ۵ کشور اول جذب کننده سرمایه‌گذاری خارجی است. موازنه تجاری هند و کسری مالی این کشور نیز به شدت کاهش پیدا کرده است. ما به لحاظ اقتصادی با چنین هندی مواجه هستیم. بنابراین ما پس از استقلال هند ابتدا شاهد نهروئیسم و آرمان‌گرایی هستیم و پس از آن شاهد رئالیسم هستیم و هم‌اکنون نیز که در حال صحبت با شما هستم، رئالیسم نوع کلاسیک بر سیاست خارجی هند حکم‌فرما است. شما می‌دانید که رئالیست‌ها به این معتقد هستند که باید با قدرت‌های بزرگ رابطه برقرار کنند که هندی‌ها نیز این کار را کرده‌اند تا به High-tech دست یابند. از طرفی آن‌ها به دنبال این هستند که اگر خواستند که عضوی از شورای امنیت شوند، اعضای بزرگ این شورا به آن‌ها رأی دهند، چرا که هرگونه اصلاح ساختاری در شورای امنیت سازمان ملل، منوط به رأی اعضای دائم این شوراست. لذا تفکر رئالیستی، دنیا را در دست قدرت‌های بزرگ می‌بیند. شما در چین شاهد گروه ۲۰ بودید. این براساس تفکر رئالیستی است. این تفکر بیان می‌دارد که هر تصمیمی که بزرگ‌ترها می‌گیرند، کوچک‌ترها به دنبال آن خواهند رفت. این تفکر گرچه به لحاظ دموکراتیک غلط است ولی به لحاظ تفکرات رئالیستی درست است. لذا هند می‌خواهد به قدرت‌های بزرگ بپیوندد و از این رو یک دیپلماسی همه‌سویه را در پیش گرفته است و با شرق و غرب کار می‌کند، ولی قدرت‌های بزرگ و صنعتی اولویت اول این کشور هستند. در اینجا ما به رئالیسم نوع کلاسیک اشاره کردیم. رئالیسم نوع کلاسیک، فلسفه‌ای از این قرار دارد که اینکه شماهمواره فکر می‌کنید که ساختار بین‌الملل بر رفتار شما تأثیرگذار است، چنین نیست. یکسری مسائل داخلی که به‌ آن تحلیل در سطح واحد گفته می‌شود هم در این مسئله دخالت دارد؛ مثلا نوع نگاه اقتصادی، سیاسی، ویژگی شخصیتی رهبران، احزاب، ایدئولوژی‌ها و… نیز دخالت دارند. بنابراین اینکه ما تصور کنیم که فقط باید متناسب با فشارهای بیرونی و درکی که از بیرون داریم عمل کنیم، اینگونه نیست. ما خود نیز یکسری مسائل و مشکلات داریم و باید آن را نیز در نظر بگیریم. به این خاطر است که آمریکایی‌ها هرچه که بر روی هندی ها فشار می‌آورند، باز هم هندی‌ها تمایل دارند که در حوزه انرژی با ایران همکاری کنند. در رابطه با بحث خط لوله صلح، نگرانی هندی‌ها بیشتر از سوی پاکستان است و الا به شکل‌های دیگر هند علاقه‌مند است که با ایران کار کند. حوزه انرژی یکی از حلقه‌های پیوند مؤثر ما با هند است. دلیل این امر این است که هند برای به حرکت درآوردن چرخ اقتصاد خود نیازمند انرژی است. همچنین هند برای صادرات محصولات خود نیازمند کریدور شمال-جنوب است. همچنین هند برای فروش محصولات خود نیازمند بازار ایران است. این‌ها در حوزه ژئواکونومی قرار می‌گیرند. در حوزه ژئوپلتیک، از منظر هندی‌ها ایران در منطقه ای مستقر است که خلیج فارس، خاورمیانه، قفقاز، آسیای مرکزی، جنوب آسیا و با یک فاصله اروپا را به یکدیگر وصل می‌کند، لذا در صورتی که بتواند خود را به ایران برساند، دسترسی این کشور به همه این مناطق آسان است. در حوزه ژئوکالچر هند یک کشور مشرقی و آسیایی است و مباحث آسیا در سیاست خارجی هند همواره در اولویت بوده است. از طرفی هند کشوری دارای ریشه زبان فارسی است و این‌ها حوزه‌های ژئوکالچری است که ایران و هند را به یکدیگر متصل می‌کند. جمع‌بندی کار این است که روابط ما باهند با وجود بسترهای فراوان برای همکاری، متأثر از فقط نقش ایالات متحده آمریکا، نتوانسته است که با یک سرعت متناسب رو به جلو حرکت کند. در حال حاضر این حرکت به‌صورت کج‌دار و مریز است، اما سرعت حرکت هند در تعامل ما بیشتر از سرعت حرکت سایر کشورهایی است که ما پس از برجام وارد تعامل با آن‌ها شده‌ایم. در هر صورت واقعیت این است که آن‌ها کماکان با ما با احتیاط برخورد می‌کنند. هند یکسری مسائل پایه‌ای با آمریکا دارد که نمی‌تواند به‌سادگی از آن عبور کند. هند زمانی مانند ما در عرصه بین‌الملل تجدید نظر طلب بود. رئالیسم نوع کلاسیک می‌گوید که کشورهای تجدیدنظرطلب بر دو گونه است؛ یا تجزیه‌طلب نامحدود است و می‌خواهد که ساختارشکنی کرده و تمام نظم موجود را فروبپاشد؛ مانند چین زمان مائو، هند دوران نهروئیسم (به‌خصوص سال‌های ابتدایی آن)، ایران و انقلاب اسلامی آن، اتحاد جماهیر شوروی سابق و تفکرات مارکسیستی اولیه و دیگری سیاست خارجی تجدیدنظرطلب محدود است، به این معنا که گرچه ما تمایلی به ساختارهای موجود نداریم، ولی می‌خواهیم در درون این ساختارها کار کرده و چنانچه توانستیم، اصلاحاتی را در درون این ساختارها انجام دهیم. هند رویه دوم را در پیش گرفت و می‌گوید که اگر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تبعیض‌آمیز رفتار می‌کند، ما باید وارد آن شده و به تدریج آن را از درون اصلاح کنیم. اگر WTO ناعادلانه رفتار می‌کند، باید وارد آن شده و آن را از درون اصلاح نماییم. چین نیز همین رویه را در پیش گرفت؛ به‌عبارتی چین از مائوئیسم دوآتشه تبدیل به دنگ ژیائوپینگیسمِ پرگماتیست تبدیل شد. هند هم‌اکنون دارد چنین رفتارهایی را نشان می‌دهد. ما باید جایگاه خود را در سیاست خارجی هند متناسب با این تحلیل‌ها ببینیم. هند به ما به لحاظ ژئوکالچر، ژئوپلتیک و ژئواکونومی  به ما نیاز دارد. از طرف دیگر، نحوه توزیع قدرت و نفوذ که ایالات متحده آمریکا باشد، دارد یکسری فشارها را بر هند وارد می‌کند. چنانچه برجام و مسائلی از این قبیل حل شود باعث رفع بهانه‌ها خواهد بود. آمریکا قرار است که ۱۷ راکتور هسته‌ای برای هند بسازند. هندی‌ها می‌گویند که حتی اگر آمریکا این ۱۷ راکتور را نیز بسازد، جایگزین گاز نخواهد بود، زیرا گاز باید در مصارف خانگی مورد استفاده قرار بگیرد و از این رو قابلیت جایگزینی ندارد. بنابراین هندی‌ها با وجود اینکه از آمریکایی‌ها به خاطر لغو تحریم‌های هسته‌ای این کشور و نیز حضور این کشور برای ساخت نیروگاه هسته‌ای تشکر می‌کنند، اما چیزهایی هست که آمریکا نمی‌تواند برای هند تأمین کند، از جمله بازار، کریدور و… این‌ها از اقتضائات ژئوپلتیک و ثابت است. بنابراین در بحث برجام، هند یکی از کشورهایی است که علاقه‌مند به ورود در ایران است و اکنون نیز در خصوص آزادکردن پول‌های ایران ورود خوبی کرده است و اکنون منتظر این است که تحولات دیگری نیز در حوزه برجام اتفاق بیفتد و مسائل دیگر آن نیز حل شود تا این کشور بتواند با آزادی عمل بیشتری وارد ایران شود.

مجری: صحبت‌های شما بیشتر سؤالات را پوشش داد و تقریبا کامل و جامع بود. مسئله‌ای که باقی می‌ماند این است که هند در سیاست خارجی ما چه جایگاهی دارد و لازم است که بازتر از صحبت‌های آقای شمخانی به مسئله پرداخته شود. سؤالی که در اینجا مطرح است، تأثیر عوامل منطقه‌ای در روابط ایران و هند است. یکی اینکه هندی که الآن به‌عنوان یک قدرت نوظهور در صحنه حضور دارد، همچنان برای یک مسئله مهمی مانند رابطه با ایران و تأمین انرژی تحت فشار آمریکا است. مسئله بعدی نقش پاکستان است و اینکه رابطه ما با هند چه تأثیری بر روی رابطه ما با پاکستان خواهد داشت. همچنین عوامل دیگر همچون افغانستان، روابط هند با رژیم صهیونیستی و… نیز چه تأثیری روی روابط ما با هند خواهند گذاشت و چگونه باعث تسریع یا کندشدن این روابط خواهد شد. از طرفی از آنجا که آقای شمخانی بالاترین مقام امنیتی ما هستند، مسئله سفر ایشان به هند چگونه با مسئله تروریسم در ایران، پاکستان و افغانستان پیوند می‌خورد. آیا ما داریم به‌موجب وجود تروریسم در منطقه به سمت یک ائتلاف می‌رویم؟! وزیر دفاع نیز پیش از این از مسئله تشکیل همکاری‌های امنیتی میان ایران، هند، روسیه و چین صحبت کرده بودند.

نوذر شفیعی: مسائل خیلی پیچیده است و شما همواره برای درک بهتر مطالب سعی کنید که همواره خطوط کلی را داشته باشد، چرا که مسائل جزئی در ذیل خطوط کلی جای می‌گیرد. به‌طور کلی در رابطه با نگاه ایران به هند، هند اگر قرار است که به یک قدرت بزرگ تبدیل شود، منافع آن نیز بزرگتر می‌شود. ما قدرت‌ها را به لحاظ برد منافع ملی، به چند دسته تقسیم می‌کنیم. یک کشور اگر ابرقدرت مانند آمریکا باشد، بعد منافع آن جهانی است، اگر کشور یک قدرت بزرگ مانند چین باشد، در پهنه وسیعی از جهان بعد منافع ملی دارد. اگر کشور یک قدرت منطقه‌ای مانند ایران باشد، منافع آن در سطح منطقه قرار می‌گیرد و اگر کشور یک ریزقدرت باشد، محدوده منافع آن‌ها تنها عرصه خود این کشورها را در بر می‌گیرد. یکی از مسائلی که در دیپلماسی باید مورد توجه قرار بگیرد این است که اگر هند قرار است که یک قدرت بزرگ باشد، قدرت بزرگ بودن تنها این نیست که یک کشور به سلاح اتمی دسترسی پیدا کند و اقتصاد آن رو به رشد باشد و عضو شورای امنیت سازمان ملل نیز بشود. قدرت بزرگ در حوزه‌های استراتژیک بزرگ نیز باید حضور داشته باشد. اگر هند بخواهد در خاورمیانه و خلیج فارس حضور داشته باشد، باید در پرتو ایران قرار گیرد. شما می‌دانید که ایران و متحدانش مانند عراق و سوریه یک طرف قرار دارند و کل کشورهای عرب نیز یک طرف قرار دارند. کشورها عربی، شورای همکاری خلیج فارس را ایجاد کردند تا با قدرت ایران ایجاد موازنه نمایند اما موفق نشدند. خود آمریکا نیز در کنار آن ها ایستاد و پایگاه‌هایی نظامی را ایجاد کرد و مستقر شد، اما راه به جایی نبرد. بنابراین اگر هند بخواهد به ایران نگاه کند، ایران بسیار جالب توجه است، همانطور که چینی‌ها پاکستان را مبنایی برای توسعه نفوذ خود قرار دادند. لذا این مسائل برای تشویق هندی‌ها به‌منظور توسعه مناسبات با ما اهمیت دارد. یک بحث دیگری که شما مورد اشاره قرار دادید، بحث افغانستان است. بنده یک نگاه فلسفی که هند مطابق آن دارد با ایران و افغانستان همکاری می‌کند را مورد اشاره قرار دادم که همانا فشار علیه پاکستان است. پاکستان واقعا تحت تأثیر این مسئله قرار گرفته است و الآن رفتارهای پرخاشگرایانه بیشتری از خود بروز می‌دهد؛ یک نوک به افغانستان می‌زند تا افغانستان شلوغ شود، یک نوک به کشمیر می‌زند که اکنون شما می‌بینید که در کشمیر چه اوضاعی پیش آمده است و یک نوک نیز از طریق جریانات افراطی به ما می‌زند. البته پاکستان فقط فضای کار این جریانات را فراهم می‌کند و پول لازم برای این کار را عربستان در اختیار این کشور قرار می‌دهد. بنابراین افغانستان از این جهت برای هندی‌ها مهم است. افغانستان برای هند، هم بازار است، هم پنجره تنفسی پاکستان را می‌بندد و تحت فشار قرار می‌دهد. سیاست ما و هندی‌ها در افغانستان از قضا مشابه است. گاهی منافع مشترک وجود دارد که تکلیف مشخصی دارد، گاهی اوقات نیز منافع متعارض است که آن نیز تکلیف مشخصی دارد و گاهی نیز موازی است. در روابط موازی، گاهی دو کشور که رقیب نیز هستند، در شرایطی قرار می‌گیرند که اگر یکی دارد کاری را انجام می‌دهد، دیگری نیز از آن نفع می‌برد. ما برای خود در افغانستان یک انگیزه داریم و هندی‌ها نیز انگیزه خود را دارند و البته آمریکا نیز در این کشور انگیزه‌هایی دارد. ما با آمریکایی‌ها در افغانستان و عراق یکسری منافع موازی داریم، اما با هندی‌ها منافع مشترک داریم. اگر طالبان و داعش در افغانستان تقویت شود که موتور محرکه آن عربستان و پاکستان باشند، هم ما دچار ناامنی خواهیم شد، هم هند و هم افغانستان و در نهایت آسیای مرکزی را به ناامنی خواهد کشاند. لذا ما ناچاریم که با یکدیگر همکاری داشته باشیم. شما در جایی نمی‌بینید که القاعده و داعش وجود داشته باشد و یکسری از فرماندهان آن در یک زمان در افغانستان آموزش ندیده باشند. پس هند نگاهی اصولی به افغانستان دارد. مسئله تروریسم یک بحث است و بحث کریدور و توافقنامه چابهار را نیز که خدمت شما عرض کردم موضوع دیگری است. در رابطه با پاکستان، بنده به‌طور کلی اشاره کردم که پاکستان برای ما مهم است، چراکه همسایه ماست و ۲۰۰-۱۸۰ میلیون نفر جمعیت دارد، ۲۰% از جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند، طیف گسترده‌ای از بریلوی‌ها در این کشور حضور دارند که در تضاد با دیوبندیست‌ها و وهابی‌ها به ایران تمایل دارند. یک بار مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهوری خود به پاکستان سفر کردند. آن چنان استقبالی از ایشان به عمل آمد که در تاریخ روابط ایران با دنیای خارج بی‌نظیر بود، بخشی از استقبال‌کنندگان شیعیان و برخی دیگر بریلوی‌ها بودند که البته سنی‌مذهب‌اند اما نسبت به تشیع گرایش دارند. از طرفی عنصر زبان نیز در این استقبال تأثیرگذار بود. بنده به تجربه عرض می‌کنم که کل شبه‌قاره هند، ایران را گهواره تمدنی خود برمی‌شمرد و شما می‌بینید که هیچ‌گاه در تاریخ ایران ما از ناحیه شرق مشکلی نداشته‌ایم. حال بماند که اکنون محیط ناامنی در شرق کشور ما ایجاد شده است و عربستانی‌ها دارند برخی عملیات‌های ایذایی را شکل می‌دهند. با این حال زمانی که جنگ ایران و عراق در جریان بود، کل نیروهای نظامی ایران شرق را تخلیه کرده بودند و در غرب ایران به جنگ می‌پرداختند، زیرا که یک تکیه‌گاه مطمئنی در شرق ایران وجود دارد، به شرط اینکه بتوان روابط درستی را تنظیم نمود. شاید اگر کسی این را ۲۰ سال پیش مطرح می‌کرد،  به مثابه جرم قلمداد می‌شد، اما بنده اعتقاد دارم که عرب نمی‌تواند برای ما یک همسایه و دوست باشد و آن دوستی که ما با برخی از اعراب داریم، ناشی از گرایش شیعی است و الا اگر وارد وادی عربی مسئله شویم، در جنگ ایران و عراق، پشت ارتش عراق قرار گرفته بودند. این را از این جهت مطرح می‌کنم که بدانید که حوزه شرق ایران، یک حوزه قابل اتکا است، البته اگر قدرت‌های بیرونی نیایند و این حوزه را به هم بریزند. به هر حال ما در افغانستان با پاکستان در حال رقابت هستیم. مسائل پاکستان در افغانستان با ما جداست. پاکستان با افغانستان مسائل حیاتی دارد. منافع از نظر شدت به ۳ دسته غیرحساس، حساس و حیاتی تقسیم‌بندی می‌شود. حیاتی چیزی است که باید برای آن جنگید. اختلافات مرزی یکی از مسائل حیاتی است. افغانستان با پاکستان منازعه ارضی دارد. از دید افغان‌ها بلوچستان، ایالت سرحد و مناطق قبایلی باید جزئی از افغانستان باشد. لذا پاکستان لازم می داند که افغانستان بی‌ثبات باشد و اگر هم قرار است که با ثبات باشد، حکومتی بر سر کار باید بیاید که ایدئولوژیک باشد و چندان به مرز اهمیت ندهد. با این حال پاکستان در این خصوص اشتباه می‌کرد چرا که با وجود شکل گیری حکومت طالبان، این حکومت هیچ‌گاه از مسئله مرزها صرف نظر نکرد. از این رو پاکستان پیگیر بی ثبات سازی افغانستان است. از این منظر پاکستان از طالبان  می‌کند و بحث پشتونیسم را مطرح کرده و از آن در مقابل فارسیسم حمایت می‌کند و از طرفی سعی می‌کند که ما را به یک سمت وسوی خاص هدایت کند. البته ما با کلیت افغانستان ارتباط داریم. به هر حال یک رقابت کلی میان ما و پاکستان در افغانستان وجود دارد. در برخی از مسائل منطقه‌ای متأسفانه پاکستانی‌ها با عربستانی‌ها همکاری می‌کنند و درب‌های کشور خود را به روی عربستان گشوده‌اند که این البته به ضرر خود پاکستان تمام می شود. پاکستان یک کشور فقیر است و چون فقیر است لازم است که برای خود مزیت‌سازی کند، از برخی طرف‌ها پول بگیرد و با گروه‌ها و کشورهای مختلف وارد تجارت شود. اغلب سیاست‌مداران پاکستان نیز فاسد هستند و به ندرت یکی از آن‌ها توانسته است که یک دوره حکومت خود را پشت سر بگذارد. در هر صورت آن‌ها به این توجه دارند که تنش‌ها میان آن‌ها و افغانستان یک حدی دارد. در رابطه با ما نیز همین‌طور است. زمانی که دیپلمات‌های ما در مزار شریف توسط طالبان شهید شدند، حتی نخواستیم که سفیر خود را از پاکستان فرا بخوانیم، به‌عبارتی با وجود اینکه ما با پاکستان رقیب هستیم، اما این رقابت ما با پاکستان یک حدی دارد. عربستانی‌ها از پاکستان خواسته بودند تا وارد عرصه مبارزات یمن شوند، اما پاکستان با توجه به ملاحظاتی که نسبت به ایران داشت، این کار را نکرد. زمانی که پاکستان اولین آزمایش اتمی خود را انجام داد، خرازی بلافاصله رفت و تبریک گفت و این باعث شد که ایران اولین کشوری باشد که در این حوزه به پاکستان تبریک می‌گوید. آن‌ها نیز در حوزه هسته‌ای با ما همکاری‌هایی داشتند. بنابراین قصد دارم که بگویم که باوجود رقابت‌هایی که وجود دارد، اما اینگونه نیست که دو رقیب به دنبال حذف یکدیگر باشند. اوج تقابل ما با پاکستان این است که سفری به هند انجام دهیم و پاکستان از این کار ناراحت شود که پیام آن این است که چون پاکستان دارد یکسری رفتارها را در مورد ایران انجام می‌دهد، ما نیز ناچاریم که به یکسری کارها دست بزنیم. از منظر ایران، هند یک قدرت نوظهور است که آینده خوبی دارد و باید با آن رابطه برقرار کرد. این مسئله در سیاست نگاه به شرق ما قابل گنجاندن است، گرچه هم‌اکنون سیاست نگاه به غرب پررنگ‌تر شده است. ایران حائز یکسری از ظرفیت‌هاست که در قالب این ظرفیت‌ها می‌توان در حوزه‌های مختلف موشکی به‌خصوص سوخت جامد، تکنولوژی‌های سایبری (جنگ‌های سایبری) و… با هند همکاری داشت. همانطور که می‌دانید یکی از ابعاد جنگ‌های نوین، جنگ سایبری است. از طرفی در مقابل چین که دست به تولید سخت‌افزار می‌زند، هند تولید نرم‌افزار می‌کند و ظرفیت خوبی در این حوزه دارد. هند برای ما یک بازار و منبع قابل اطمینان است، به‌خصوص اگر ما بتوانیم هندی‌ها را قانع کنیم که خط لوله گاز کشیده شود. شما توجه داشته باشید که چرا زمانی که اروپایی‌ها به روسیه فشار وارد می‌کنند، روسیه شیر صادرات گاز خود را می‌بندد!؟ اگر یک وابستگی ساختاری میان دو کشور ایجاد شود، امنیت این دو کشور به یکدیگر پیوند می‌خورد و بدین‌ترتیب هر کسی نمی‌تواند تأسیسات اساسی شما را هدف قرار دهد، چرا که در این صورت گاز پاکستان و هند نیز قطع خواهد شد. بنابراین لازم است که یکسری وابستگی‌های ساختاری به وجود بیاید.

مجری: لطفا به بحث جایگزین خط لوله صلح بپردازید. یک بار قطر در این خصوص اعلام آمادگی کرده بود. از طرف دیگر بحث خط لوله تاپی مطرح است. اینکه می‌فرمایید که صادرات گاز ایران به هند به خاطر پاکستان انجام نشده است، در خصوص خط لوله تاپی نیز همین مسئله مطرح خواهد بود.

 تاپی از چهار کلمه تشکیل شده است: ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند. سیاست کلی ایالات متحده مبتنی بر متکثر کردن خطوط لوله انرژی است. به عبارتی آمریکایی‌ها می‌خواهند که خطوط لوله انرژی به قدری متکثر باشد که یک کشور نتواند در روند انرژی جهان ایجاد اختلال کند. به‌عنوان رقیب آن‌ها می‌خواهند که خط لوله تاپی را فعال کنند. همین الآن نیز در این کار فعال هستند. هندی‌ها در خصوص خط لوله صلح ما دو مشکل دارند، یکی پاکستان و دیگری آمریکایی‌ها. اما واقعیت امر این است که خود پاکستان برای هندی‌ها مهم‌تر است، زیرا مشکل هند با آمریکا ممکن است که دیر یا زود حل شود. ولی این خط لوله چه تاپی و چه خط لوله صلح باید از پاکستان عبور کند. گذشتن خط لوله از خاک پاکستان به معنای گذاشتن گلوی هند در دست پاکستان است. البته ما این مسئله را مطرح کردیم که شما به این مسائل چه کار دارید؟! بیایید و در مرز خود با پاکستان از ما گاز تحویل بگیرید و ما خود مسئله پاکستان را حل می‌کنیم. این حرف خوبی است اما یک زمان هست که ما نیز نتوانیم به هند گاز تحویل دهیم، آنگاه چه خواهیم کرد. پاکستان برای خود مصیبت‌های مختلفی دارد و این امکان وجود دارد در بلوچستان این کشور خط لوله صلح را منفجر کنند. به عبارتی از یک طرف پاکستان به خودی خود ناامن است و از طرفی اراده سیاستمداران این کشور بر استفاده از این ابزار در مواقع مورد نیاز است. بنابراین تاپی نیز این مشکل را دارد و لازم است که از پاکستان عبور کند. از طرفی عبور خط لوله از افغانستان نیز مشکلات خاص خود را دارد. افغانستان یک کشور کوهستانی است، ناامن است و امکان دستکاری و خرابکاری در آن توسط کشورهای همسایه وجود دارد. در دریا نیز از آنجا که عمق دریا زیاد است، تکنولوژی حاضر کشورها در حدی نیست که بتوان خط لوله را در این عمق از دریا احداث کرد. بنابراین چنانچه قرار باشد که خط لوله از طریق دریا به هند برسد، لازم است که از نزدیکی سواحل پاکستان عبور کند. البته زمانی که خط لوله در عمق آب های بین‌المللی باشد و خارج از سرزمین پاکستان قرار گیرد، دست هندی‌ها برای مقابله با تهدید پاکستان بازتر است و شاید حتی بتوانند به تلافی منفجر کردن خط لوله گاز علیه پاکستان وارد جنگ شوند. در حال حاضر تکنولوژی احداث لوله در این عمق از دریا در انحصار نروژی‌هاست. در حال حاضر عمدتا تانکرها بحث انتقال گاز را انجام می‌دهند که البته کفاف نیاز هند را نمی‌دهد. هندی‌ها سعی کرده بودند که در داخل کشور خود منابعی از گاز را کشف کنند که ظاهرا در حوزه قجرات و راجستان منابعی را پیدا کردند، اما آن کفاف اقتصاد رو به رشد هند را نمی‌دهد. بنابراین بهترین و مناسب‌ترین راه برای تأمین گاز هند از طریق ایران است اما موانعی که وجود دارد، کار را دشوار می‌کند. واردات گاز از روسیه و سایر جاها نیز باعث پیچیده‌تر شدن کار خواهد شد. در نهایت هندی‌ها مجبور هستند که مشکل انرژی خود را از طریق یکی از این گزینه‌ها حل کنند.

مجری: آیا این احتمال را می‌دهید که همکاری‌های امنیتی ایران و هند تشدید شود؟ مثلا در بحث کنترل تکفیری‌های جنوب آسیا، ایران در رابطه با مبارزه با تکفیری‌ها تبدیل به یک برند شده است و خود هند نیز تحت تأثیر دخالت‌هایی است که پاکستان از طریق تقویت گروه‌های تکفیری به عمل می‌آورد. از طرفی این احتمال وجود دارد که هند در خصوص تحولات امنیتی منطقه غرب آسیا فعال شود؟

نوذر شفیعی….: شرایط هندی‌ها به گونه‌ای است که باید آرام، روان و محتاط حرکت کنند. دلیل این امر این است که حساسیت‌هایی که میان مسلمان‌ها نسبت به هند وجود دارد، نسبت به کشوری مانند ایران وجود ندارد. دلیل این امر این است که آن‌ها با مسلمانان وارد جنگ شده‌اند. از طرفی هند، سرزمین هندوها و پاکستان سرزمین پاک‌هاست. به هر حال این دو کشور یک تصفیه حساب تاریخی با یکدیگر داشته اند. در بنگلادش، بسیاری از رهبرانی که در سال ۱۹۷۲م  و بحث جدایی بنگلادش از پاکستان، طرفدار پاکستان بودند، الآن دارند تحت عنوان جنایت جنگی اعدام می‌شوند. این را می‌خواهم بگویم که یک کینه و عداوت در سرزمین‌های جنوب آسیا وجود دارد. اگر هند بخواهد با ایران وارد همکاری شود، باید خیلی غیرمستقیم و طی یک تقسیم کار وارد عمل شود. هندی باید تسلیحات نظامی در اختیار دولت افغانستان قرار دهند، به نظامیان این کشور آموزش نظامی بدهند و از این طریق وارد جنگ با تکفیری‌ها شوند. لذا اینکه تصور کنید که هند به شخصه بخواهد نیروی نظامی خود را وارد معرکه کند، دچار آسیب خواهد شد. در این رابطه یکسری راهکارهای فنی وجود دارد که در حوزه تخصص بنده قرار ندارد. در خصوص تکفیری‌ها، قطعا میان ایران و هند یکسری همکاری‌هایی صورت خواهد گرفت، چراکه آمریکایی‌ها نیز نسبت به این مسئله راغب هستند. به هر حال چنانچه افغانستان دچار بی‌ثباتی شود، همواره نیروهای رادیکال و تکفیری چکش تعادل هستند. در سوریه مصرف تکفیری‌ها تمام شده‌است. در افغانستان تکفیری‌ها در ساقط کردن حکومت کمونیستی به آمریکا کمک کردند و حتی تداوم جنگ افغانستان یکی از دلایل سقوط اتحاد جماهیر شوروی بود، اما به هر حال مصرف آن‌ها در آنجا به اتمام رسید. آمریکایی‌ها در حال ارتکاب یک اشتباه هستند. ما یک نظریه تحت عنوان نظریه زنجیره هدف-وسیله داریم که طبق آن یک چیزی در جایی هدف است اما تبدیل به وسیله می‌شود. آمریکایی‌ها القاعده را ابزاری می‌دانستند که با آن می‌توان کمونیست‌ها را سرنگون کرد و در نهایت از بین برد، حال آنکه القاعده دارای یکسری تفکرات جهانی است و جهان را به دارالإسلام و دارالحرب تقسیم‌بندی می‌کند. درست است که آمریکا از چکش خود در مقابل شوروی استفاده کرد، و به نوعی القاعده برای آمریکا یک چکش تعادل است، اما ممکن است که کنترل این چکش از دست این کشور خارج شود. در حوزه افغانستان حضور القاعده و طالبان برای آمریکا زیان‌بخش است، زیرا ثباتی را که این کشور در افغانستان ایجاد کرده است به هم می‌زند، مگر اینکه خود آمریکا بخواهد در پرتوی این بی‌نظمی، جایگاهش را تثبیت کند. افغانستان هیچ‌گاه برای سرزمین خود مهم نبوده است، بلکه به خاطر منطقه‌ای که در آن مستقر است، اهمیت داشته است. افغانستان یک پل ارتباطی میان مناطق مختلف بوده است.  آقای شمخانی در این خصوص به نکته خوبی اشاره کردند و گفتند که امروزه کشورها مهم نیست که در یک قلمروی جغرافیایی قرار گرفته باشند و به اقتصای این قلمروی جغرافیایی با یکدیگر کار کنند. گاهی اوقات ممکن است که دو کشور از یکدیگر بسیار دور باشند اما تقدیر مشترکی داشته باشند. لذا ناچارند که در عین دور بودن به یکدیگر نزدیک شوند.

مجری: اینکه فرمودید که در سال ۱۹۸۰م یک جهش از آرمان‌گرایی به واقع‌گرایی در هند اتفاق افتاد، این به دنبال چه اتفاقی بود؟

نوذر شفیعی…: ممکن است که تعمدا دوران سیاست خارجه هند در مطالبی که شما می‌خوانید به ۵-۴ دوره تقسیم‌بندی شده باشد، ولی بنده آن را به دو دوره ساده تقسیم‌بندی می‌کنم با این تفاوت که هر چه که از ابتدا به این سمت می‌آییم، آرمان‌گرایی رنگ می‌بازد و ناسیونالیسم و رئالیسم تقویت می‌شود. ۴-۳ نکته مهم وجود دارد که کمی قبل از مقطع یاد شده در هند به وقوع پیوست. در سال ۱۹۶۲م هندی‌ها از چینی‌ها شکست سنگینی خوردند. از طرفی پیمان سنتو شکل گرفته بود، پاکستان به‌عنوان متحد در این جرگه قرار گرفته بود و عملاً مرز بلوک غرب تا پاکستان رفته بود و هند را تحت تأثیر قرار می‌داد. همچنین ۳-۲ جنگ میان هند و پاکستان اتفاق افتاده بود و شاه ایران نیز منفردا از پاکستان حمایت می‌کرد. به‌علاوه جنگ ویتنام حادث شده بود و آمریکایی‌ها در آنجا درگیر بودند و نگاه هند به ویتنام محلی از اعراب نداشت. در میانمار نیز به راحتی یک کودتا صورت گرفت و چینی‌ها آن کودتا را به رسمیت شناختند و هندی‌ها به رسمیت نشناختند و این باعث شد که میانمار به دامن چین بیفتند. این‌ها را باید در کنار فقر مردم هند قرار داد، زیرا هند در آن زمان یکی از فقیرترین کشورهای جهان بوده است و هنوز نیز از مصائب و مشکلات فقر رنج می‌برد. این‌ها باعث شد که به تدریج، اجماع نهرو و اخلاق و آرمان‌گرایی رنگ ببازد. به این دلیل بنده گفتم که بحث رئالیسم در دهه ۸۰م تقویت شد، زیرا در آن زمان جایگاه حزب کنگره به شدت تضعیف شده و راستگراها قدرت را در دست گرفتند. از طرفی راستگراها با شعارهای افراطی قدرت را در دست گرفتند؛ شعارهایی که در ضدیت با مسلمانان بود و بحث بازگشت هند به عظمت و شوکت گذشته آن را مطرح می‌کرد. بنده نمی‌دانم که پیش از ایجاد حکومت‌های اسلامی، هند چه وضعیتی داشته است که به عظمت گذشته آن اشاره می‌کنند. تفاوت کسانی که می‌خواهند هند را به عظمت گذشته برگردانند با سایر راست‌گراها، تفاوت در رئالیسم تهاجمی و تدافعی است. برخی راستگراها می‌گویند که هند باید به عظمت گذشته خود برگردد اما نه اینکه تبدیل به یک قدرت هژمون شود، اما رئالیست‌های تهاجمی می‌گویند که نباید محدودیتی قائل بود و باید اجازه داد که هند تبدیل به یک ابرقدرت تبدیل شود.

]]>
http://tabyincenter.ir/13280/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%af/feed/ 0
مواضع اعلامی دولت یازدهم در قبال اتحادیه اروپا http://tabyincenter.ir/12022/%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af/ http://tabyincenter.ir/12022/%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af/#respond Sun, 08 May 2016 06:23:45 +0000 http://localhost/tabyin/?p=12022   مواضع اِعلامی دولت یازدهم در قبال اتحادیه اروپا از ابتدای تشکیل دولت یازدهم تا انتهای سال ۱۳۹۴

 

مقدمه

مذاکرات پیچیده و فشرده هسته ای، با رسیدن به ایستگاه آخر خبر از شروع تغییرات مهمی می داد. با توجه به آنچه در مواضع اعلامی دولت دیده می‌شود، با حل‌وفصل پرونده هسته ای، از دیدگاه دولت برخی از تحریم های که به‌واسطه برنامه ی هسته ای در طول چندین سال در حال اعمال علیه ایران بود، لغو شده است. در این میان لغو تحریم ها به مثابه چراغ سبزی به کشورهای اروپایی بود که به گفته مقامات کاخ سفید در صورت تصمیم بر ادامه تحریم، دیگر قصد همکاری نداشتند. موضوعات مختلفی سبب رغبت اروپا برای از سر گیری روابط با جمهوری اسلامی ایران شده بود. بحران های منطقه‌ای، سبب تزلزل در ثبات بسیاری از کشورهای منطقه شده و ایران به‌عنوان جزیره ای امن در منطقه می‌توانست در روند ایجاد صلح و ثبات در منطقه نقش فعالی ایفا کند؛ مخصوصا زمانی‌که با شروع بحران پناهندگان، کشورهای اروپایی بحران را در مرزهای خود حس می کردند. بحران اوکراین و تیره شدن روابط اروپا با روسیه به‌عنوان اصلی ترین تأمین کننده گاز کشورهای اتحادیه اروپا، اهمیت ایران، به‌عنوان دومین کشور دارای ذخایر بزرگ گازی را برای کشورهای اروپا بیشتر کرده است. بحران اقتصادی و نیاز به یافتن بازارهای جدید به همراه نیاز به جذب سرمایه، ایران را که نیاز به نوآوری و به روزرسانی در زیرساخت ها و سرمایه‌گذاری در بخش های مختلف دارد، بیش از پیش در نظر کشورهای اروپایی مهم جلوه می داد. دلایل بسیاری سبب شد تا اتحادیه اروپا با آغاز برجام، درخواست ایران مبنی بر افزایش سطح روابط اقتصادی و سیاسی را بسیار زود پاسخ دهد. اما با توجه به روند روابط تا کنون، به نظر می‌رسد اتحادیه اروپا این افزایش سطح تعاملات را در راستای سود اقتصادی و اهداف سیاسی خود پیش برده و به نوعی دیگر گونه ای از تعامل برد-باخت را در روابط با دولت یازدهم در دستور کار خود قرار داده است.

روابطی پر فرازونشیب

روابط ایران و اروپا همواره شاهد حرکتی سینوسی و نامتعادل بوده است. گرچه روابط بین این دو تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ در سطح قابل‌قبول و بالایی در حوزه اقتصادی و سیاسی دنبال می‌شد، اما با پیروزی انقلاب اسلامی، اروپایی که پرچم‌دار سکولاریسم بود، در روابط خود با ایران تجدیدنظر کرد. تا پیش از انقلاب نیز همگرایی اروپا و ایران به دلیل نقش پهلوی در تامین اهداف غرب به رهبری آمریکا از روند روبه رشدی برخوردار بود. با پایان جنگ تحمیلی فصل جدیدی در روابط به وجود آمد. در این دوران شاهد گسترش روابط اقتصادی هستیم تا جاییکه کشورهای اتحادیه بین سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۵، با اعطای وام ۱۸ میلیارد دلاری به ایران موافقت می‌کنند. ترور چند نفر از اپوزیسیون ایرانی در رستوران میکونوس در سال ۷۱، اتفاقی بود که روابط ایران و اروپا را با چالش جدی مواجه کرد. صدور رأی دادگاه و مجرم دانستن ایران در این پرونده، روابط را  در فروردین ۷۶ به پایین‌ترین سطح ممکن رساند. با روی کار آمدن دولت اصلاحات در سال ۷۶، دور تازه‌ای از روابط آغاز شد. نزدیکی شعارهای اصلاحات با ارزش‌های غربی و اشتراکات این دو در طرح مفاهیمی ازجمله حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و … باعث اعتماد دولتمردان غربی به این جریان و افزایش سطح همکاری‌ها شد با وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر، وزرای امور خارجه اروپا طی بیانیه‌ای سیاست خارجی جدیدی منبعث از حوادث ۱۱ سپتامبر را اعلام نمودند و هرگونه معاهده و روابط با ایران را به پیشرفت حقوق بشر و بحث سلاح‌های کشتارجمعی مرتبط کردند. با شروع بحث هسته‌ای، روند منفی پیگیری شد و گفتگوهای طولانی‌مدت بین این دو نیز نتوانست پاسخگوی اختلافات باشد. در دوران دولت‌های نهم و دهم نیز شاهد اتفاق مثبت چشمگیری در رابطه ایران و اروپا نبودیم و برخی حوادث ازجمله تسخیر سفارت انگلیس نیز بر روند منفی روابط افزود. با آغاز بکار دولت یازدهم، گفتگوهای هسته‌ای به‌طور ویژه و سیاست‌های جدیدی پیگیری شد. گفتگوهای هسته‌ای بهانه‌ای بود برای تغییر در سیاست خارجی طرف‌های درگیر تا بهانه‌های موجود برای اختلاف را از طریق مذاکره حل‌وفصل کنند. با پایان موفقیت‌آمیز مذاکرات و رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب از دیدگاه دولت یازدهم و اتحادیه اروپا، فصل جدیدی از روابط آغاز شد.

فصل نو، به روایت مسئولین

محمدجواد ظریف در کنفرانس خبری خود با فدریکا موگرینی در مردادماه امسال بیان کرد: “امروز تصمیم گرفتیم دور جدیدی از گفت‌وگو را بین ایران و اتحادیه اروپا شروع کنیم و بر اساس روشی که اتحادیه اروپا دارد به آن گفت‌وگوهای سطح بالا نام می‌نهیم .این گفت‌وگوها در آینده‌ای نزدیک در سطح معاونین وزارت خارجه و معاون موگرینی شروع می‌شود و به‌تدریج در سطح وزرا ادامه می‌یابد. موضوعات مختلفی در این گفت‌وگوها مدنظر است که موضوعات همکاری دو طرف محسوب می‌شود. این موضوعات شامل انرژی، حمل‌ونقل، محیط‌زیست ، حقوق بشر و سایر حوزه‌های همکاری است.[۱]”

این سخنان وزیر امور خارجه را می‌توان راهبرد اصلی دولت یازدهم در آغاز فصل جدیدی از روابط با اروپا دانست. راهبردی که از آن با عنوان گفتگوهای سطح بالا نام برده می‌شود. در این راهبرد موضوعات اقتصادی، انرژی، حمل‌ونقل، محیط‌زیست و حقوق بشر در اولویت قرارگرفته‌اند که انتظار می‌رود این همکاری‌ها در دیگر حوزه‌های سیاسی و اقتصادی دیگر نیز ادامه داشته باشد. ظریف همچنین بهمن ماه امسال، در بروکسل نیز به تشریح ابعاد بیشتری از فصل نوین همکاری‌ها پرداخت: “درواقع یک همکاری همه‌جانبه بین ایران و اتحادیه اروپا در حوزه‌های مختلف موردعلاقه دو طرف شروع خواهد شد.[۲]” مجید تخت روانچی عضو ارشد گروه مذاکره‌کننده ایران نیز با اشاره به این گفتگوها افزوده است: “قرار است در این مذاکرات که هر ۶ ماه یک‌بار در تهران و بروکسل انجام می‌شود، موضوعات متنوعی درزمینه روابط دوجانبه ایران و اتحادیه اروپا ازجمله درزمینه انرژی، تجارت، همکاری‌های مالی و بانکی، محیط‌زیست و مبارزه با مواد مخدر به بحث گذاشته شود.[۳]”

بعدازاین گفتگوها ، شاهد افزایش سفر نمایندگان اتحادیه به ایران بودیم. در همین حال بود که فدریکا موگرینی، نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی  با اشاره به دور جدید همکاری‌ها با ایران اظهار داشت: “همه کشورهای اروپایی آماده تحکیم و گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران هستند[۴].” هلگا اشمید معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز اظهار داشت:” اکنون فرصت مناسبی ایجاد شده است تا در زمینه گسترش و توسعه همکاری‌های دوجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپا صحبت کنیم.[۵]”

در حال حاضر شاهد اظهارات مشابهی از جانب مسئولان ایرانی هستیم. روحانی در سفر خود به فرانسه و در فرودگاه پاریس بیان داشت : “فصل تازه‌ای در روابط ایران و اتحادیه اروپا آغازشده است.[۶]”  سفر ریاست‌جمهور به ایتالیا و فرانسه و دیدار با مقامات این کشور در راستای همین فصل جدید روابط قابل‌بررسی است. روحانی در این سفر و در دیدار با سرجیو ماتارلا رئیس‌جمهور ایتالیا بار دیگر بر راهبردهای فصل جدید روابط با اروپا تأکید کرد. “برای جمهوری اسلامی ایران ارتقای روابط با اروپا به‌ویژه ایتالیا از اهمیت بسزایی برخوردار است و در فضای جدید ایجادشده باید سطح این روابط هر چه بیشتر گسترش یابد … بدون همکاری‌های جامع و جدی نمی‌توان تروریسم را ریشه‌کن کرد و بدون شک اگر خاورمیانه بی‌ثبات شود، آثار خسارت‌بار آن به اروپا هم می‌رسد.[۷]” این سخنان نشان‌دهنده‌ی تأکید روحانی بر محورهای بیان‌شده در راهبرد فصل جدید روابط است.‌ “سرجیو ماتارلا” رییس‌جمهوری ایتالیا نیز بابیان نکاتی ابراز داشت:” ایتالیا مصمم است زمینه‌های دوستی و همکاری خود را با جمهوری اسلامی ایران مستحکم کرده و همکاری‌های پایداری با تهران برقرار سازد … بی‌تردید شرایط جدید به ایران این امکان را می‌دهد که نقش اصلی و ثبات‌آفرین خود را در منطقه هر چه بیشتر و بهتر ایفا کند[۸].” این سفر توجه بسیاری از رسانه‌های جهان را به خود معطوف کرد به شکلی که بسیاری از آن‌ها به بررسی ابعاد و تحلیل این سفر پرداختند.

روزنامه دیلی تلگراف روز دوشنبه در یادداشتی با اشاره به سفر دکتر حسن روحانی رییس‌جمهور ایران به ایتالیا و فرانسه ، نوشت: “غرب حسن روحانی را فردی معتدل و یکی از افراد خوب می‌داند[۹]”. پایگاه خبری و تحلیلی پولیتیکو نیز ضمن مطلبی به این اشاره کرد که اکنون کشورهای اروپایی برای دسترسی به بازار بالقوه ایران در رقابت هستند. خبرگزاری رویترز نیز طی مطلبی یکی از اهداف سفر روحانی را محکم کردن مواضع ایران به‌عنوان قدرت منطقه‌ای و کلید حل بحران طولانی‌مدت سوریه دانست.  خبرگزاری فرانسه نیز با انتشار گزارشی عنوان کرد که دکتر روحانی گفته است که وی با پیام ‘گشایش تجاری’ به دنبال توافق هسته‌ای تهران با غرب به اروپا آمده است.

آنچه مطرح شد تاکنون راهبرد دولت یازدهم در فصل جدید روابط را به‌خوبی نشان می‌دهد. اما درعین‌حال هنوز اعتماد کامل بین سران کشور به اتحادیه اروپا وجود ندارد. این عدم اعتماد نیز کاملاً عقلانی و منطقی است چراکه اروپا نشان داده است در صورت اقتضای منافع، طرف منفعت بیشتر را می‌گیرد و تاکنون بارها به اقداماتی علیه مردم ایران روی آورده است. به این دلیل بهتر است دولت جانب احتیاط در عقد قراردادها و معاهدات سیاسی را رعایت کند. مقام معظم رهبری نیز با در دیدار با هاینس فیشر، با اشاره به اظهارت مقامات اروپایی برای آغاز دوران جدیدی از روابط خاطرنشان کردند: “تاکنون صحبت‌هایی از طرف دولت‌هایی اروپایی مطرح‌شده است، اما باید منتظر آثار عملی این اظهارات بود[۱۰]. “

موضوعات همکاری، راهبرد دولت در فصل جدید روابط

همان‌طور که اشاره شد، طبق اظهارات مقامات رسمی، فصل جدید روابط با شروع همکاری در برخی حوزه‌ها کلید خواهد خورد. قرار است دو طرف در این حوزه‌ها به فصل مشترک خواسته‌ها پرداخته و زمینه همکاری برای نیل به اهداف مشترک را فراهم آورند. این حوزه‌ها را می‌توان به‌طورکلی در سه بخش تقسیم‌بندی کرد: الف) حوزه اقتصادی ،ب) حوزه سیاسی- امنیتی و ج) حوزه همکاری‌های عمومی.  در ادامه به توضیح بیشتری در خصوص موضوعات همکاری در فصل جدید همکاری میان ایران و اروپا خواهیم پرداخت.

الف) همکاری‌های اقتصادی

شاید بتوان اقتصاد را بحث اصلی دوران جدید همکاری با اروپا دانست. از اظهارات مسئولان دولتی این‌طور به دست می‌آید که دولت در تلاش است تا تعامل با غرب را به راهبرد دولت یازدهم تبدیل کند. اظهارات محمد نهاوندیان، رئیس دفتر ریاست جمهوری، گواهی بر این ادعا است: “اگر شما در بحث رقابت‌پذیری در اقتصاد تعامل برد- برد را تعریف کنید دیگرکسی به شما پشت پا نمی‌زند. اقتصاد مقاومتی اقتصادی تحریم ناپذیر است یعنی باید مسیر سرمایه‌گذاری خارجی را آن‌چنان هموار کنیم که همان‌قدر که ما رشد اقتصادی کشورمان را می‌خواهیم کشورهای دیگر هم خواهان رشد اقتصادی ما باشند و با تحریم اقتصاد کشور مخالفت کنند[۱۱]”. وی همچنین در گفتگوی ویژه خبری با اشاره به قراردادهای اقتصادی اخیر افزوده بود: “این قراردادها به تولید ملی ما کمک، برنامه توسعه‌ای ما را تأمین می‌کند و در آینده قطع روابط اقتصادی را از آن‌ها (کشورهای اروپایی) سلب می‌نمایند[۱۲]”. محمدجواد ظریف ،وزیر امور خارجه ایران نیز در دیدار با رییس مجلس اسلونی در تهران بر اهمیت این روابط اقتصادی تأکید کرده و افزوده بود :” فرصت بزرگی برای همکاری ایران و اتحادیه اروپا در زمینه‌های مختلف اقتصادی وجود دارد[۱۳]”.  وی همچنین در حاشیه برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ با اشاره به توافق هسته‌ای و فرصت‌ها و چالش‌های فراروی آن گفت:” تمامی زیرساخت‌ها در ایران آماده به‌کارگیری برای سامان بخشیدن به همکاری بلندمدت با کشورهای مختلف دنیا و اروپا است[۱۴]”. اقتصاد ایران، نیاز به سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه در بلندمدت داشته و از دیدگاه دولت توافق هسته‌ای شاید بتواند زمینه مساعدی را برای این مهم فراهم آورد. با این توافق و نتیجه آن در رفع برخی تحریم‌ها، کشورهای اروپایی هم‌اکنون می‌توانند بازار پرسود ایران را در دسترس خود داشته باشند. ایران نیز با توجه به آسیب‌های چندین دهه تحریم، روی خوشی به ورود کشورهای عضو اتحادیه به بازار خود نشان می‌دهد. اما کشورهای عضو اتحادیه نیز از این رهگذر درصدد دستیابی به سود سرشار بازار بکر و ظرفیت‌های اقتصاد ایران هستند. در جریان بحران اقتصادی و رکود ناشی از آن، ایران می‌تواند به محل خوبی برای ارائه محصولات غربی و کسب درآمد تبدیل شود. فصل اختلاف دولت ایران و کشورهای غربی نیز در همین مصرف‌گرایی بوده و دولت یازدهم تلویحاً خواستار سرمایه‌گذاری و مشارکت هرچه بیشتر کشورهای اروپایی هستند. اظهارنظر ظریف در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ را در همین راستا می‌توان ارزیابی کرد؛ در این کنفرانس وی با تصریح بر این موضوع که ایران در تنظیم روابط نوین تجاری صنعتی و اقتصادی خود با اروپا بازار مصرف نخواهد بود عنوان نمود کلیه زیرساخت‌ها آماده به‌کارگیری برای  سامان بخشیدن به همکاری بلندمدت می‌باشد. [۱۵] اظهارات مقامات غربی نیز نشان از آن دارد که آن‌ها نیز این دغدغه مسئولین ایرانی را درک کرده‌اند یا حداقل این‌طور وانمود می‌کنند که در راستای همان طرح حرکت خواهند کرد. مارتین شولتس، رئیس مجلس اتحادیه اروپا نیز بابیان اینکه سه موضوع برای فعالیت در ایران مورد تأکید قرار دارد ، گفت:” این موارد امکان انتقال تکنولوژی، همکاری‌های مشترک در انجام کارهای فنی و توسعه زیربنایی و استفاده از فرصت‌های جغرافیایی ایران برای سرمایه‌گذاری است[۱۶]”.  وی همچنین در ادامه جلسات با مقامات ایرانی افزود: “هدف من از این سفر فراهم آوردن چارچوبی امن برای مستحکم‌تر کردن زیربنای روابط پایدار اقتصادی است.[۱۷]”

حوزه انرژی

پس از وقوع بحران در روابط اروپا-روسیه در پی تنش در موضوع اوکراین، اروپا به دنبال جایگزینی برای تأمین نیاز کشورهای این حوزه به انرژی است. در همین راستا ایران به‌عنوان دومین کشور دارنده ذخایر گاز طبیعی در جهان ، گزینه مناسبی برای این مهم بشمار می‌آید. دولت یازدهم نیز درصدد است با استفاده از این فرصت بازار جدیدی را در اروپا برای خود فراهم کرده و مقادیر بیشتری از گاز طبیعی را در کشورهای این حوزه عرضه کند. به گزارش روزنامه وال‌استریت ژورنال، کمیسیون اروپا که شدیداً در پی کاهش وابستگی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به منابع انرژی روسیه است، چشم به واردات گاز از ایران دارد. در این حوزه می‌توان به اظهارات «میگل آریاس کانته» کمیسیونر اتحادیه اروپا  اشاره کرد که بیان داشته : ازجمله حوزه‌های موردنظر برای همکاری با ایران، می‌توان به‌تمامی حوزه‌های امور انرژی ازجمله هسته‌ای، نفت، گاز و انرژی‌های تجدید پذیر اشاره کرد. وی همچنین به اقدامات اتحادیه اروپا برای جایگزین کردن گاز کشوری دیگر به‌جای گاز روسیه برای جنوب اروپا اشاره کرد.[۱۸] معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز در دیدار با رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به نیاز اروپا به استفاده از انرژی‌های مختلف، گفت: اتحادیه اروپا علاقه‌مند به استفاده از منابع انرژی ایران به‌ویژه گاز طبیعی است.[۱۹] عزیز اله رمضانی مدیر امور بین‌الملل شرکت ملی گاز ایران با تأکید بر اینکه برنامه صادرات گاز ایران صرفاً نباید به کشورهای همسایه و منطقه محدود شود، تصریح کرد: بر این اساس باید صادرات گاز به کشورهای دوردست به‌ویژه کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم در دستور کار قرار بگیرد.[۲۰] حوزه صادرات نفت نیز از دیگر حوزه‌هایی است که موردتوجه کشورهای اروپایی قرارگرفته است. در این راستا وزارت نفت اعلام کرده که دستور افزایش تولید ۵۰۰ هزار بشکه‌ای نفت برای دوره بعد از تحریم‌ها صادر شده است.[۲۱] پیتر سند، تحلیلگر کشتیرانی بیمکو نیز اظهار داشت: “مشتریان سابق ایران احتمالاً مجدداً به فهرست مشتریان نفت این کشور اضافه خواهند شد… ایتالیا، اسپانیا و یونان مشتریان مهم اروپایی نفت ایران در سال ۲۰۱۱ بودند.[۲۲]”شرکت‌های انی ایتالیا، رپسول اسپانیا و توتال فرانسه برخی از شرکت‌هایی بودند که بزرگ‌ترین هیئت‌ها را به کنفرانس ماه نوامبر در تهران فرستادند. در همین راستا زنگنه در حاشیه اجلاس شصت و چهارم اوپک در وین تأکید کرد: “ما سیگنال‌های مثبتی را از سوی شرکت‌های نفتی بین‌المللی و دولت‌های آن‌ها برای آغاز مذاکره با ایران داشته‌ایم.[۲۳]” معظمی ،معاون وزیر نفت، نیز از تمایل شرکت‌های نفتی بین‌المللی برای مذاکره با ایران خبر داده و می‌گوید:” پس از برنامه اقدام مشترک ژنو، مذاکراتی به درخواست شرکت‌های نفتی معتبر بین‌المللی که خواهان سرمایه‌گذاری در ایران هستند انجام شده است.[۲۴]”

حمل‌ونقل

 ازجمله همکاری‌های بخش اقتصاد می‌توان از همکاری در حوزه حمل‌ونقل نام برد. در این بخش دولت یازدهم بیشتر به دنبال استفاده از تکنولوژی و منابع مالی کشورهای غربی در جهت به‌روزرسانی و نوسازی و همچنین سرمایه‌گذاری در بخش حمل‌ونقل کشور است. در همین راستا می‌توان به سخنان آخوندی در دیدار با « یان ملادک » وزیر صنعت و تجارت جمهوری اشاره کرد که در این دیدار اشاره‌کرده بود : “ایران برای انجام پروژه‌های گسترده زیربنایی حمل‌ونقل در حوزه‌های جاده‌ای، دریایی، فرودگاهی و ریلی از سرمایه گذری خارجی استقبال می‌کند. [۲۵]” وی همچنین در دیداری که با کریستین ینسن وزیر امور خارجه دانمارک داشت، افزوده بود: “ما تلاش داریم روابط جدیدی را با دنیا بنا نهیم؛ … در زمینه همکاری دو کشور در بخش حمل‌ونقل دریایی نیز فرصت‌های زیادی در خصوص واگذاری پروژه‌های توسعه بندرها ایران وجود دارد…. دولت تلاش دارد تا از وضعیت پیمانکاری فاصله بگیرد و به دنبال ایجاد تسهیلات بیشتر برای سرمایه‌گذاری‌های سودآور در حوزه‌های زیربنایی حمل‌ونقل است.[۲۶] “

تعاملات بانکی

حوزه همکاری دیگری که در روابط جدید ایران و اروپا تعریف‌شده ، تعاملات پولی و بانکی است. پس از شروع تحریم‌های جدید به بهانه برنامه هسته‌ای، تحریم پولی بانکی ایران توسط کشورهای اروپایی ازجمله سنگین‌ترین تحریم‌ها بود. دولت یازدهم با علم به اهمیت این موضوع به دنبال ایجاد اعتبار در مراکز سرمایه‌گذاری کشورهای اروپایی و ایجاد اعتماد در سرمایه‌گذاران و شرکت‌های خارجی برای سرمایه‌گذاری در ایران است. ایجاد اعتماد دوباره برای بازگشت به بازار ایران را می‌توان به‌عنوان هدف دولت در این بخش عنوان کرد. آخوندی در همین راستا در دیدار با وزیر امور خارجه دانمارک گفت: موقعیت خوبی در دانمارک در بخش بانک‌های مشاوره‌ای یا سیستم‌های مشاوره بانکی این کشور سراغ دارم؛ اگر شما قصد سرمایه‌گذاری در ایران داشته باشید پروژه‌ها و بازار خوبی در کشورمان وجود دارد؛ با توجه به همکاری سیستم‌های بانکی دو کشور، این پروژه‌ها سریعاً واگذار می‌شود؛ رفع تحریم‌ها نیز به این بازار کمک خواهد کرد.[۲۷] ولی اله سیف در همایش تخصصی فاینانس یورو در فرانکفورت آلمان نیز در سخنرانی خود بیان داشته بود: در حال حاضر ما انتظار داریم روابطی درازمدت و پیشرو با شرکای بانکی جهانی خود داشته باشیم. اعتقاد عمیق داریم که صرف تعاملات کوتاه‌مدت بین ایران و دوستانش مزیت چندانی نخواهد داشت. داشتن چشم‌اندازی درازمدت عنصری حیاتی در سرمایه‌گذاری در بخش بانکی ایران خواهد بود.[۲۸] سخنان مارتین شولتز رئیس مجلس اتحادیه اروپا نیز در راستای همکاری در این حوزه است: برای انجام کارهای پایدار و قابل‌اتکا نیازمند ارتباط بانکی و مالی بین ایران و بخش‌های پولی و بانکی بین‌المللی هستیم و در نظر داریم که به راهکاری جامع و بادوام برای رسیدن به تحقق اهداف و مواضع طرفین برسیم.[۲۹] در بحث سوئیفت نیز ولی‌الله سیف رئیس‌کل بانک مرکزی نیز درباره اتصال دوباره شبکه بانکی به سامانه بین‌المللی سوئیفت با اشاره به سوئیفت به‌عنوان یکی از ابزارهای برقراری ارتباط گفت :‌‌ “سوئیفت  به‌زودی می‌تواند عملیاتش را شروع کند و ما می‌توانیم از این ابزار برای ارتقای نظام بانکی استفاده کنیم.[۳۰]”

ب) همکاری سیاسی- امنیتی

از دیگر موضوعات مهم مورد همکاری می‌توان به بحث مبارزه با تروریسم اشاره کرد. ظهور گروه تروریستی داعش در منطقه، تاکمی پیش تنها معضلی برای منطقه غرب آسیا به‌حساب می‌آمد، اما با گسترش درگیری‌ها در سوریه و کشیده شدن بحران پناهندگان به اروپا و همچنین عملیات تروریستی در چندین پایتخت اروپایی ازجمله پاریس، زنگ خطر برای اتحادیه اروپا نیز به صدا درآمد. از اظهارنظرهای مقامات غربی واضح است که آن‌ها معتقدند حل بحران‌های منطقه بدون حضور ایران امری محال است. همان‌طور که نخست‌وزیر یونان پس از امضای یادداشت تفاهم در نشست خبری مشترک با معاون رئیس‌جمهور به آن اشاره‌کرده است: “نقش ایران در مبارزه با تروریسم در منطقه بسیار حائز اهمیت است و می‌تواند عامل ثبات در منطقه‌ای بی ثابت باشد و نقش‌آفرینی کند[۳۱].” فرانک والتر اشتان مایر، وزیر خارجه آلمان نیز تأکید کرده بود که حل بحران‌های منطقه‌ای بدون مشارکت ایران امکان‌پذیر نیست[۳۲]. استفان دی میستورا نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل در امور سوریه نیز در گفت‌وگو با وال‌استریت ژورنال تأکید کرد که بحران سوریه بدون کمک ایران پایان نمی‌پذیرد[۳۳]. از همین رو کشورهای اروپایی به دنبال همکاری با ایران در این حوزه هستند. فصل مشترک همکاری‌های سیاسی امنیتی با ایران از مقابله با گسترش و نفوذ افراطی‌گری شروع خواهد شد. به نظر می‌رسد شعار دولت در این حوزه تحقق امنیت برای همه بازیگران می‌باشد.  ظریف در سخنرانی در مرکز مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه بلژیک تأکید کرد که ” نمی‌توان درصورتی‌که دیگران امنیت نداشته باشند انتظار داشته باشید که شما امنیت داشته باشید[۳۴]”. وی همچنین بیان داشت که : “اگر می‌خواهیم به مسئله داعش و تروریسم خشونت‌آمیز بپردازیم باید مسائل را بازتعریف کنیم و بیش از هر چیز دیگری ما نیازمند یک‌راه حل جهانی برای متوقف کردن نفرت هستیم نمی‌توانیم تنها یک‌راه حل نظامی یا سیاسی داشته باشیم بلکه باید یک‌راه حل جامع جهانی باشد[۳۵]”. در همین راستا، کشور سوریه به اولین زمینه همکاری ایران و اروپا تبدیل‌شده است. هلگا اشمیت نیز در دیدار با کاظم جلالی بیان کرد : “ما در اتحادیه اروپا معتقدیم جمهوری اسلامی ایران در تمامی مذاکرات مربوط به حل بحران سوریه باید حضورداشته باشد.[۳۶]” وی همچنین افزود: “کشورهای اروپایی به دنبال آن هستند تا پس از حل مشکلات در منطقه به‌ویژه سوریه کمک‌های بزرگی را به این کشور بنمایند که رسیدن به این راهکارها نیازمند گسترش همکاری‌های با جمهوری اسلامی ایران است.[۳۷]” در همین راستا ظریف نیز در کنفرانس خبری مشترک با فدریکا موگرینی در بروکسل افزود: “ما برای رسیدن به راه‌حل سیاسی در سوریه و یمن با اتحادیه اروپا گفتگو و مشورت خواهیم داشت.[۳۸]”

حسن روحانی نیز در دیدار “آلکسیس چیپراس” نخست‌وزیر یونان، با اشاره به معضل تروریسم در جهان، ضرورت همکاری بیشتر میان ایران و اتحادیه اروپا را مورد تأکید قرارداد و گفت: مبارزه با تروریسم نیازمند یک اراده جدی در عرصه جهانی است.[۳۹] محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه در دیدار رییس مجلس اسلوونی در تهران با اشاره به گسترش افراط‌گرایی در غرب آسیا، آن را موضوع مهمی برای اتحادیه اروپا دانست.[۴۰] «ماتئو رنزی» نخست‌وزیر ایتالیا نیز در دیدار با حسن روحانی، تأکید کرد: “ما باید همگی باهم، با حضور ایران در میز مذاکرات درصحنه بین‌المللی، با تروریسم مقابله کنیم.[۴۱]”ماحصل این نوع عملکرد را می‌توان در اظهارات اخیر ظریف در بروکسل مشاهده کرد. وی با اشاره به موضوع سوریه و ضرورت ایجاد یک جبهه هماهنگ برای مبارزه با داعش و سایر گروه‌های افراطی، تأکید کرد: “ما در جلسه مونیخ توانستیم درباره ضرورت آتش‌بس همه‌جانبه و توقف عملیات از سوی همه طرف‌ها و کمک‌رسانی انسانی به یک تفاهم برسیم.[۴۲]”

ج) همکاری در حوزه‌های عمومی

این حوزه شامل همکاری‌ها در حوزه محیط‌زیست ، مبارزه با مواد مخدر ، مهاجرت و حقوق بشر می‌شود.

محیط‌زیست

 در این حوزه نیز، شاهد شکل‌گیری  همکاری‌ها با  برخی کشورهای اروپایی هستیم. در همین راستا معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط‌زیست، در یاسوج بیان داشت: با تعامل و گشایشی که با کشورهای ایتالیا، فرانسه، نروژ  و لهستان و سایر کشورها برقرار می‌شود بخش عمده‌ای از چالش‌های زیست‌محیطی نیز حل خواهد شد. وی همچنین خاطرنشان کرد: همکاری این چهار کشور اروپایی در زمینه دسترسی به فناوری‌های پیشرفته به‌ویژه در حوزه بهینه‌سازی مصرف انرژی و آب ، تصفیه هوا ،روش‌ها و طرح‌های نوین آبیاری کشاورزی و گلخانه‌ای خواهد بود.[۴۳]

مبارزه با مواد مخدر

مبارزه با قاچاق مواد مخدر از مبدأ افغانستان به مقصد کشورهای اروپایی، همواره یکی از دلایل نزدیکی برخی کشورهای اروپایی به جمهوری اسلامی ایران بوده است. گرچه تا پیش از تصویب برجام، موانع زیادی بر سر راه همکاری‌های گسترده در این حوزه وجود داشت، اما با برداشته شدن تحریم‌ها، کشورهای اروپایی مایل‌اند تا در این زمینه همکاری مؤثرتری را با جمهوری اسلامی ایران آغاز کنند. در همین راستا، وزیر کشور بیان داشته است: “جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را به‌منظور برگزاری اولین نشست مقامات ارشد مبارزه با مواد ‏مخدر ٣١ کشور واقع در مسیر قاچاق مواد مخدر از مبدأ افغانستان و از مسیر ایران به مقصد کشورهای اروپای جنوب ‏شرقی، اروپای مرکزی و اروپای غربی (موسوم به مسیر بالکان) با دو محور مبارزه با پول‌شوئی و اجرای طرح‌های مشترک ‏کنترل دلیوری اعلام کرده است[۴۴].” رحمانی فضلی همچنین در دیدار با همتای اتریشی خود با تشریح اقدامات جمهوری اسلامی ایران در زمینه مبارزه با مواد مخدر پرداخته و گفته است: “جلوگیری از ‏ترانزیت بخش مهمی از محموله‌های مواد مخدر با منشأ تولید در افغانستان به مقصد اروپا و کشف سالانه حدود ۵٠٠ تن ‏انواع مخدر ازجمله اقدامات جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با مواد مخدر بوده است.[۴۵]” در اظهارنظری دیگر نیز یانوش لواندوفسکی، رییس هیئت روابط با ایران در پارلمان اروپایی در دیدار با محمدجواد ظریف بر همکاری در زمینه مقابله با قاچاق مواد مخدر تأکید کرد.[۴۶]

مهاجرت

تأثیرات جنگ سوریه از ابتدای وقوع بحران در این کشور به‌وضوح در منطقه غرب آسیا نمایان شد. اما موج این بحران با تازگی و بعد از گذشت بیش از ۴ سال به مرزهای اروپا رسیده است. بحران پناهندگان، مسئله‌ای است که اروپا را درگیر چالش‌های جدی امنیتی و حقوق بشری کرده است. به اعتقاد برخی کارشناسان، ظاهراً کشورهای غربی بعد از حادث شدن پدیده مهاجرت و آوارگی جمعی عظیمی از مردم سوریه به سمت مرزهای اروپا متوجه عمق فاجعه در سوریه شده‌اند.[۴۷] از طرفی بر مبنای اصول اخلاقی رایج در بین کشورهای اتحادیه، باید به پناهندگان جنگ سوریه باید بها داده‌شده و نادیده گرفته نشوند و از طرفی دیگر بحران امنیتی و اقتصادی ناشی از ورود پناهندگان این کشورها را در تنگنای شدید قرار داده است. ازاین‌رو کشورهای اروپایی پس از وقوع بحران پناهندگان به دنبال راهکاری برای توقف سیل مهاجرت به اروپا و بازگرداندن جمعیت آواره به کشور خود هستند. ازاین‌رو ایران که سال‌ها در میزبان پناهندگان مختلفی از کشورهای منطقه بوده است با در اختیار داشتن تجارب مختلف در این حوزه و نقش تأثیرگذار در منطقه می‌تواند در حل‌وفصل این بحران همکاری کند. در همین راستا ظریف در دیدار با یانوش لواندوفسکی، رییس هیئت روابط با ایران در پارلمان اروپایی در بروکسل با اشاره به موضوع مهاجرت به‌عنوان یکی از موضوعات مشترک بین ایران و اروپا گفت: “ایران میزبان حدود ۳ میلیون افغانی است. ایران و اروپا می‌توانند همکاری خوبی در این زمینه داشته باشند.[۴۸]” وی همچنین در کنفرانس خبری مشترک با فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در بروکسل بیان داشت که: “ما در زمینه مهاجرت می‌توانیم همکاری خوبی با اتحادیه اروپا داشته باشیم.[۴۹]” خوزه مانوئل گارسیا مارگالو وزیر خارجه اسپانیا نیز در نشست خبری مشترک با محمدجواد ظریف با اشاره به مسئله موج پناهندگان در اروپا گفت: “یکی از اهداف سفرم به تهران علاوه بر گسترش روابط دوجانبه و بررسی مسائل منطقه‌ای بحران مهاجرت است که تبدیل به چالشی جدی برای اروپا شده است.[۵۰]”

حقوق بشر

بااینکه دامنه همکاری‌ها در حوزه‌های مختلف پس از اجرای برجام، افزایش چشمگیری داشته، اما حقوق بشر همچنان یکی از مباحث بحث‌برانگیز در روابط ایران و اتحادیه اروپا است. به نظر می‌رسد همکاری‌های سطح بالا هنوز این حوزه را شامل نمی‌شود و همچنان مباحث حقوق بشری در ذیل گفتگوهای انتقادی قابل‌بررسی است. بر اساس مصوبه کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا، در کنار توافق هسته‌ای، موضوعات دیگری شامل حقوق بشر و امنیت منطقه باید بین ایران و اتحادیه اروپا مورد گفت‌وگو قرار گیرند[۵۱]. ظریف نیز چندی پیش در یک نشست در محل پارلمان انگلیس گفت: هیچ کشوری در بحث حقوق بشر نمی‌تواند مدعی باشد که کامل است و هیچ نقصی ندارد[۵۲].

آخر سخن

با توجه به آنچه بیان شد، به نظر می‌رسد دولت یازدهم در حوزه اقتصاد، در پی همکاری هرچه بیشتر با کشورهای اروپایی و درنتیجه، ورود به اقتصاد جهانی است. دولتمردان این عمل را در راستای اقتصاد مقاومتی دانسته و تأکیددارند که این اقدام می‌تواند خطر تحریم شدن را برای همیشه از بین ببرد. آن‌ها همچنین معتقدند که در حوزه سیاسی-امنیتی، ایجاد روابط گسترده در حوزه‌های مختلف با اروپا می‌تواند زمینه‌ساز ایفای نقش ایران به‌عنوان عضوی تأثیرگذار در جامعه بین‌الملل باشد. از همین رو سیاست دولت یازدهم، افزایش سطح روابط با اروپا در حوزه‌های مختلف می‌باشد. بر مبنای راهبرد جدید دولت در فصل نوین روابط، آغاز همکاری‌ها در حوزه‌هایی ازجمله، اقتصاد، مبارزه با تروریسم، محیط‌زیست و … خواهد بود که در بالا به آن‌ها اشاره شد، و این حوزه‌ها به‌مرورزمان افزایش‌یافته و سطح همکاری‌ها به میزان بالاتری افزایش خواهد یافت.



[۱] http://www.rajanews.com/news/234143

[۲]http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=380071

[۳] http://www.rajanews.com/news/234143

[۴] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/08/08/902109

[۵] http://www.isna.ir/fa/news/94112012744

[۶] http://aftabnews.ir/fa/news/345266

[۷] http://www.isna.ir/fa/news/94110503058

[۸] http://www.isna.ir/fa/news/94110503058

[۹] http://www.irna.ir/fa/News/81935642/

[۱۰] http://www.leader.ir/fa/content/13571

[۱۱] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940614000596

[۱۲] http://www.mehrnews.com/news/3037789

[۱۳] http://www.irna.ir/fa/News/81159151

[۱۴]http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=379839

[۱۵] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/11/23/999125

[۱۶] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/08/16/909568

[۱۷] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/08/16/909568

[۱۸] http://www.irna.ir/fa/News/81924242

[۱۹] http://www.shana.ir/fa/newsagency/254867

[۲۰] http://www.ireconomy.ir/fa/page/23001

[۲۱] http://www.jamaran.ir/fa/n120963

[۲۲] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/25/971550

[۲۳] http://www.irna.ir/fa/News/81012357

[۲۴] http://www.irna.ir/fa/News/81012357

[۲۵] http://www.irna.ir/fa/News/81927912/

[۲۶] http://www.irna.ir/fa/News/81910004/

[۲۷] http://www.irna.ir/fa/News/81910004/

[۲۸] http://www.cbi.ir/showitem/13922

[۲۹] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/08/16/909568

[۳۰] http://www.irinn.ir/news/115460

[۳۱] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/11/19/995126

[۳۲] http://www.irna.ir/fa/News/81758663/

[۳۳] http://www.irna.ir/fa/News/81758663/

[۳۴] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/11/26/1002178

[۳۵] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/11/26/1002178

[۳۶] http://www.isna.ir/fa/news/94112012744

[۳۷] http://www.isna.ir/fa/news/94112012744

[۳۸] http://jamejamonline.ir/online/2283818580086126557

[۳۹] http://www.yjc.ir/fa/news/5492572

[۴۰] http://www.irna.ir/fa/News/81159151

[۴۱] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13941106000084

[۴۲]http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=380071

[۴۳] http://www.irna.ir/fa/News/81706494/

[۴۴] http://www.mehrnews.com/news/3000915

[۴۵] http://www.mehrnews.com/news/3000915

[۴۶]   http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=380121

[۴۷] http://www.irna.ir/fa/News/81758663/

[۴۸] http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=380121

[۴۹] http://jamejamonline.ir/online/2283818580086126557

[۵۰] http://www.mizanonline.ir/fa/news/74294

[۵۱] http://www.yjc.ir/fa/news/4791064

[۵۲] http://www.seratnews.ir/fa/news/284897

]]>
http://tabyincenter.ir/12022/%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af/feed/ 0
مواضع اعلامی دولت یازدهم در قبال اتحادیه اروپا http://tabyincenter.ir/13411/%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-2/ http://tabyincenter.ir/13411/%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-2/#respond Sun, 08 May 2016 06:23:26 +0000 http://wp.tabyincenter.ir/?p=13411  مواضع اِعلامی دولت یازدهم در قبال اتحادیه اروپا از ابتدای تشکیل دولت یازدهم تا انتهای سال ۱۳۹۴

 

مقدمه

مذاکرات پیچیده و فشرده هسته ای، با رسیدن به ایستگاه آخر خبر از شروع تغییرات مهمی می داد. با توجه به آنچه در مواضع اعلامی دولت دیده می‌شود، با حل‌وفصل پرونده هسته ای، از دیدگاه دولت برخی از تحریم های که به‌واسطه برنامه ی هسته ای در طول چندین سال در حال اعمال علیه ایران بود، لغو شده است. در این میان لغو تحریم ها به مثابه چراغ سبزی به کشورهای اروپایی بود که به گفته مقامات کاخ سفید در صورت تصمیم بر ادامه تحریم، دیگر قصد همکاری نداشتند. موضوعات مختلفی سبب رغبت اروپا برای از سر گیری روابط با جمهوری اسلامی ایران شده بود. بحران های منطقه‌ای، سبب تزلزل در ثبات بسیاری از کشورهای منطقه شده و ایران به‌عنوان جزیره ای امن در منطقه می‌توانست در روند ایجاد صلح و ثبات در منطقه نقش فعالی ایفا کند؛ مخصوصا زمانی‌که با شروع بحران پناهندگان، کشورهای اروپایی بحران را در مرزهای خود حس می کردند. بحران اوکراین و تیره شدن روابط اروپا با روسیه به‌عنوان اصلی ترین تأمین کننده گاز کشورهای اتحادیه اروپا، اهمیت ایران، به‌عنوان دومین کشور دارای ذخایر بزرگ گازی را برای کشورهای اروپا بیشتر کرده است. بحران اقتصادی و نیاز به یافتن بازارهای جدید به همراه نیاز به جذب سرمایه، ایران را که نیاز به نوآوری و به روزرسانی در زیرساخت ها و سرمایه‌گذاری در بخش های مختلف دارد، بیش از پیش در نظر کشورهای اروپایی مهم جلوه می داد. دلایل بسیاری سبب شد تا اتحادیه اروپا با آغاز برجام، درخواست ایران مبنی بر افزایش سطح روابط اقتصادی و سیاسی را بسیار زود پاسخ دهد. اما با توجه به روند روابط تا کنون، به نظر می‌رسد اتحادیه اروپا این افزایش سطح تعاملات را در راستای سود اقتصادی و اهداف سیاسی خود پیش برده و به نوعی دیگر گونه ای از تعامل برد-باخت را در روابط با دولت یازدهم در دستور کار خود قرار داده است.

روابطی پر فرازونشیب

روابط ایران و اروپا همواره شاهد حرکتی سینوسی و نامتعادل بوده است. گرچه روابط بین این دو تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ در سطح قابل‌قبول و بالایی در حوزه اقتصادی و سیاسی دنبال می‌شد، اما با پیروزی انقلاب اسلامی، اروپایی که پرچم‌دار سکولاریسم بود، در روابط خود با ایران تجدیدنظر کرد. تا پیش از انقلاب نیز همگرایی اروپا و ایران به دلیل نقش پهلوی در تامین اهداف غرب به رهبری آمریکا از روند روبه رشدی برخوردار بود. با پایان جنگ تحمیلی فصل جدیدی در روابط به وجود آمد. در این دوران شاهد گسترش روابط اقتصادی هستیم تا جاییکه کشورهای اتحادیه بین سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۵، با اعطای وام ۱۸ میلیارد دلاری به ایران موافقت می‌کنند. ترور چند نفر از اپوزیسیون ایرانی در رستوران میکونوس در سال ۷۱، اتفاقی بود که روابط ایران و اروپا را با چالش جدی مواجه کرد. صدور رأی دادگاه و مجرم دانستن ایران در این پرونده، روابط را  در فروردین ۷۶ به پایین‌ترین سطح ممکن رساند. با روی کار آمدن دولت اصلاحات در سال ۷۶، دور تازه‌ای از روابط آغاز شد. نزدیکی شعارهای اصلاحات با ارزش‌های غربی و اشتراکات این دو در طرح مفاهیمی ازجمله حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و … باعث اعتماد دولتمردان غربی به این جریان و افزایش سطح همکاری‌ها شد با وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر، وزرای امور خارجه اروپا طی بیانیه‌ای سیاست خارجی جدیدی منبعث از حوادث ۱۱ سپتامبر را اعلام نمودند و هرگونه معاهده و روابط با ایران را به پیشرفت حقوق بشر و بحث سلاح‌های کشتارجمعی مرتبط کردند. با شروع بحث هسته‌ای، روند منفی پیگیری شد و گفتگوهای طولانی‌مدت بین این دو نیز نتوانست پاسخگوی اختلافات باشد. در دوران دولت‌های نهم و دهم نیز شاهد اتفاق مثبت چشمگیری در رابطه ایران و اروپا نبودیم و برخی حوادث ازجمله تسخیر سفارت انگلیس نیز بر روند منفی روابط افزود. با آغاز بکار دولت یازدهم، گفتگوهای هسته‌ای به‌طور ویژه و سیاست‌های جدیدی پیگیری شد. گفتگوهای هسته‌ای بهانه‌ای بود برای تغییر در سیاست خارجی طرف‌های درگیر تا بهانه‌های موجود برای اختلاف را از طریق مذاکره حل‌وفصل کنند. با پایان موفقیت‌آمیز مذاکرات و رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب از دیدگاه دولت یازدهم و اتحادیه اروپا، فصل جدیدی از روابط آغاز شد.

فصل نو، به روایت مسئولین

محمدجواد ظریف در کنفرانس خبری خود با فدریکا موگرینی در مردادماه امسال بیان کرد: “امروز تصمیم گرفتیم دور جدیدی از گفت‌وگو را بین ایران و اتحادیه اروپا شروع کنیم و بر اساس روشی که اتحادیه اروپا دارد به آن گفت‌وگوهای سطح بالا نام می‌نهیم .این گفت‌وگوها در آینده‌ای نزدیک در سطح معاونین وزارت خارجه و معاون موگرینی شروع می‌شود و به‌تدریج در سطح وزرا ادامه می‌یابد. موضوعات مختلفی در این گفت‌وگوها مدنظر است که موضوعات همکاری دو طرف محسوب می‌شود. این موضوعات شامل انرژی، حمل‌ونقل، محیط‌زیست ، حقوق بشر و سایر حوزه‌های همکاری است.[۱]”

این سخنان وزیر امور خارجه را می‌توان راهبرد اصلی دولت یازدهم در آغاز فصل جدیدی از روابط با اروپا دانست. راهبردی که از آن با عنوان گفتگوهای سطح بالا نام برده می‌شود. در این راهبرد موضوعات اقتصادی، انرژی، حمل‌ونقل، محیط‌زیست و حقوق بشر در اولویت قرارگرفته‌اند که انتظار می‌رود این همکاری‌ها در دیگر حوزه‌های سیاسی و اقتصادی دیگر نیز ادامه داشته باشد. ظریف همچنین بهمن ماه امسال، در بروکسل نیز به تشریح ابعاد بیشتری از فصل نوین همکاری‌ها پرداخت: “درواقع یک همکاری همه‌جانبه بین ایران و اتحادیه اروپا در حوزه‌های مختلف موردعلاقه دو طرف شروع خواهد شد.[۲]” مجید تخت روانچی عضو ارشد گروه مذاکره‌کننده ایران نیز با اشاره به این گفتگوها افزوده است: “قرار است در این مذاکرات که هر ۶ ماه یک‌بار در تهران و بروکسل انجام می‌شود، موضوعات متنوعی درزمینه روابط دوجانبه ایران و اتحادیه اروپا ازجمله درزمینه انرژی، تجارت، همکاری‌های مالی و بانکی، محیط‌زیست و مبارزه با مواد مخدر به بحث گذاشته شود.[۳]”

بعدازاین گفتگوها ، شاهد افزایش سفر نمایندگان اتحادیه به ایران بودیم. در همین حال بود که فدریکا موگرینی، نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی  با اشاره به دور جدید همکاری‌ها با ایران اظهار داشت: “همه کشورهای اروپایی آماده تحکیم و گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران هستند[۴].” هلگا اشمید معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز اظهار داشت:” اکنون فرصت مناسبی ایجاد شده است تا در زمینه گسترش و توسعه همکاری‌های دوجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپا صحبت کنیم.[۵]”

در حال حاضر شاهد اظهارات مشابهی از جانب مسئولان ایرانی هستیم. روحانی در سفر خود به فرانسه و در فرودگاه پاریس بیان داشت : “فصل تازه‌ای در روابط ایران و اتحادیه اروپا آغازشده است.[۶]”  سفر ریاست‌جمهور به ایتالیا و فرانسه و دیدار با مقامات این کشور در راستای همین فصل جدید روابط قابل‌بررسی است. روحانی در این سفر و در دیدار با سرجیو ماتارلا رئیس‌جمهور ایتالیا بار دیگر بر راهبردهای فصل جدید روابط با اروپا تأکید کرد. “برای جمهوری اسلامی ایران ارتقای روابط با اروپا به‌ویژه ایتالیا از اهمیت بسزایی برخوردار است و در فضای جدید ایجادشده باید سطح این روابط هر چه بیشتر گسترش یابد … بدون همکاری‌های جامع و جدی نمی‌توان تروریسم را ریشه‌کن کرد و بدون شک اگر خاورمیانه بی‌ثبات شود، آثار خسارت‌بار آن به اروپا هم می‌رسد.[۷]” این سخنان نشان‌دهنده‌ی تأکید روحانی بر محورهای بیان‌شده در راهبرد فصل جدید روابط است.‌ “سرجیو ماتارلا” رییس‌جمهوری ایتالیا نیز بابیان نکاتی ابراز داشت:” ایتالیا مصمم است زمینه‌های دوستی و همکاری خود را با جمهوری اسلامی ایران مستحکم کرده و همکاری‌های پایداری با تهران برقرار سازد … بی‌تردید شرایط جدید به ایران این امکان را می‌دهد که نقش اصلی و ثبات‌آفرین خود را در منطقه هر چه بیشتر و بهتر ایفا کند[۸].” این سفر توجه بسیاری از رسانه‌های جهان را به خود معطوف کرد به شکلی که بسیاری از آن‌ها به بررسی ابعاد و تحلیل این سفر پرداختند.

روزنامه دیلی تلگراف روز دوشنبه در یادداشتی با اشاره به سفر دکتر حسن روحانی رییس‌جمهور ایران به ایتالیا و فرانسه ، نوشت: “غرب حسن روحانی را فردی معتدل و یکی از افراد خوب می‌داند[۹]”. پایگاه خبری و تحلیلی پولیتیکو نیز ضمن مطلبی به این اشاره کرد که اکنون کشورهای اروپایی برای دسترسی به بازار بالقوه ایران در رقابت هستند. خبرگزاری رویترز نیز طی مطلبی یکی از اهداف سفر روحانی را محکم کردن مواضع ایران به‌عنوان قدرت منطقه‌ای و کلید حل بحران طولانی‌مدت سوریه دانست.  خبرگزاری فرانسه نیز با انتشار گزارشی عنوان کرد که دکتر روحانی گفته است که وی با پیام ‘گشایش تجاری’ به دنبال توافق هسته‌ای تهران با غرب به اروپا آمده است.

آنچه مطرح شد تاکنون راهبرد دولت یازدهم در فصل جدید روابط را به‌خوبی نشان می‌دهد. اما درعین‌حال هنوز اعتماد کامل بین سران کشور به اتحادیه اروپا وجود ندارد. این عدم اعتماد نیز کاملاً عقلانی و منطقی است چراکه اروپا نشان داده است در صورت اقتضای منافع، طرف منفعت بیشتر را می‌گیرد و تاکنون بارها به اقداماتی علیه مردم ایران روی آورده است. به این دلیل بهتر است دولت جانب احتیاط در عقد قراردادها و معاهدات سیاسی را رعایت کند. مقام معظم رهبری نیز با در دیدار با هاینس فیشر، با اشاره به اظهارت مقامات اروپایی برای آغاز دوران جدیدی از روابط خاطرنشان کردند: “تاکنون صحبت‌هایی از طرف دولت‌هایی اروپایی مطرح‌شده است، اما باید منتظر آثار عملی این اظهارات بود[۱۰]. “

موضوعات همکاری، راهبرد دولت در فصل جدید روابط

همان‌طور که اشاره شد، طبق اظهارات مقامات رسمی، فصل جدید روابط با شروع همکاری در برخی حوزه‌ها کلید خواهد خورد. قرار است دو طرف در این حوزه‌ها به فصل مشترک خواسته‌ها پرداخته و زمینه همکاری برای نیل به اهداف مشترک را فراهم آورند. این حوزه‌ها را می‌توان به‌طورکلی در سه بخش تقسیم‌بندی کرد: الف) حوزه اقتصادی ،ب) حوزه سیاسی- امنیتی و ج) حوزه همکاری‌های عمومی.  در ادامه به توضیح بیشتری در خصوص موضوعات همکاری در فصل جدید همکاری میان ایران و اروپا خواهیم پرداخت.

الف) همکاری‌های اقتصادی

شاید بتوان اقتصاد را بحث اصلی دوران جدید همکاری با اروپا دانست. از اظهارات مسئولان دولتی این‌طور به دست می‌آید که دولت در تلاش است تا تعامل با غرب را به راهبرد دولت یازدهم تبدیل کند. اظهارات محمد نهاوندیان، رئیس دفتر ریاست جمهوری، گواهی بر این ادعا است: “اگر شما در بحث رقابت‌پذیری در اقتصاد تعامل برد- برد را تعریف کنید دیگرکسی به شما پشت پا نمی‌زند. اقتصاد مقاومتی اقتصادی تحریم ناپذیر است یعنی باید مسیر سرمایه‌گذاری خارجی را آن‌چنان هموار کنیم که همان‌قدر که ما رشد اقتصادی کشورمان را می‌خواهیم کشورهای دیگر هم خواهان رشد اقتصادی ما باشند و با تحریم اقتصاد کشور مخالفت کنند[۱۱]”. وی همچنین در گفتگوی ویژه خبری با اشاره به قراردادهای اقتصادی اخیر افزوده بود: “این قراردادها به تولید ملی ما کمک، برنامه توسعه‌ای ما را تأمین می‌کند و در آینده قطع روابط اقتصادی را از آن‌ها (کشورهای اروپایی) سلب می‌نمایند[۱۲]”. محمدجواد ظریف ،وزیر امور خارجه ایران نیز در دیدار با رییس مجلس اسلونی در تهران بر اهمیت این روابط اقتصادی تأکید کرده و افزوده بود :” فرصت بزرگی برای همکاری ایران و اتحادیه اروپا در زمینه‌های مختلف اقتصادی وجود دارد[۱۳]”.  وی همچنین در حاشیه برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ با اشاره به توافق هسته‌ای و فرصت‌ها و چالش‌های فراروی آن گفت:” تمامی زیرساخت‌ها در ایران آماده به‌کارگیری برای سامان بخشیدن به همکاری بلندمدت با کشورهای مختلف دنیا و اروپا است[۱۴]”. اقتصاد ایران، نیاز به سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه در بلندمدت داشته و از دیدگاه دولت توافق هسته‌ای شاید بتواند زمینه مساعدی را برای این مهم فراهم آورد. با این توافق و نتیجه آن در رفع برخی تحریم‌ها، کشورهای اروپایی هم‌اکنون می‌توانند بازار پرسود ایران را در دسترس خود داشته باشند. ایران نیز با توجه به آسیب‌های چندین دهه تحریم، روی خوشی به ورود کشورهای عضو اتحادیه به بازار خود نشان می‌دهد. اما کشورهای عضو اتحادیه نیز از این رهگذر درصدد دستیابی به سود سرشار بازار بکر و ظرفیت‌های اقتصاد ایران هستند. در جریان بحران اقتصادی و رکود ناشی از آن، ایران می‌تواند به محل خوبی برای ارائه محصولات غربی و کسب درآمد تبدیل شود. فصل اختلاف دولت ایران و کشورهای غربی نیز در همین مصرف‌گرایی بوده و دولت یازدهم تلویحاً خواستار سرمایه‌گذاری و مشارکت هرچه بیشتر کشورهای اروپایی هستند. اظهارنظر ظریف در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ را در همین راستا می‌توان ارزیابی کرد؛ در این کنفرانس وی با تصریح بر این موضوع که ایران در تنظیم روابط نوین تجاری صنعتی و اقتصادی خود با اروپا بازار مصرف نخواهد بود عنوان نمود کلیه زیرساخت‌ها آماده به‌کارگیری برای  سامان بخشیدن به همکاری بلندمدت می‌باشد. [۱۵] اظهارات مقامات غربی نیز نشان از آن دارد که آن‌ها نیز این دغدغه مسئولین ایرانی را درک کرده‌اند یا حداقل این‌طور وانمود می‌کنند که در راستای همان طرح حرکت خواهند کرد. مارتین شولتس، رئیس مجلس اتحادیه اروپا نیز بابیان اینکه سه موضوع برای فعالیت در ایران مورد تأکید قرار دارد ، گفت:” این موارد امکان انتقال تکنولوژی، همکاری‌های مشترک در انجام کارهای فنی و توسعه زیربنایی و استفاده از فرصت‌های جغرافیایی ایران برای سرمایه‌گذاری است[۱۶]”.  وی همچنین در ادامه جلسات با مقامات ایرانی افزود: “هدف من از این سفر فراهم آوردن چارچوبی امن برای مستحکم‌تر کردن زیربنای روابط پایدار اقتصادی است.[۱۷]”

حوزه انرژی

پس از وقوع بحران در روابط اروپا-روسیه در پی تنش در موضوع اوکراین، اروپا به دنبال جایگزینی برای تأمین نیاز کشورهای این حوزه به انرژی است. در همین راستا ایران به‌عنوان دومین کشور دارنده ذخایر گاز طبیعی در جهان ، گزینه مناسبی برای این مهم بشمار می‌آید. دولت یازدهم نیز درصدد است با استفاده از این فرصت بازار جدیدی را در اروپا برای خود فراهم کرده و مقادیر بیشتری از گاز طبیعی را در کشورهای این حوزه عرضه کند. به گزارش روزنامه وال‌استریت ژورنال، کمیسیون اروپا که شدیداً در پی کاهش وابستگی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به منابع انرژی روسیه است، چشم به واردات گاز از ایران دارد. در این حوزه می‌توان به اظهارات «میگل آریاس کانته» کمیسیونر اتحادیه اروپا  اشاره کرد که بیان داشته : ازجمله حوزه‌های موردنظر برای همکاری با ایران، می‌توان به‌تمامی حوزه‌های امور انرژی ازجمله هسته‌ای، نفت، گاز و انرژی‌های تجدید پذیر اشاره کرد. وی همچنین به اقدامات اتحادیه اروپا برای جایگزین کردن گاز کشوری دیگر به‌جای گاز روسیه برای جنوب اروپا اشاره کرد.[۱۸] معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز در دیدار با رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به نیاز اروپا به استفاده از انرژی‌های مختلف، گفت: اتحادیه اروپا علاقه‌مند به استفاده از منابع انرژی ایران به‌ویژه گاز طبیعی است.[۱۹] عزیز اله رمضانی مدیر امور بین‌الملل شرکت ملی گاز ایران با تأکید بر اینکه برنامه صادرات گاز ایران صرفاً نباید به کشورهای همسایه و منطقه محدود شود، تصریح کرد: بر این اساس باید صادرات گاز به کشورهای دوردست به‌ویژه کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم در دستور کار قرار بگیرد.[۲۰] حوزه صادرات نفت نیز از دیگر حوزه‌هایی است که موردتوجه کشورهای اروپایی قرارگرفته است. در این راستا وزارت نفت اعلام کرده که دستور افزایش تولید ۵۰۰ هزار بشکه‌ای نفت برای دوره بعد از تحریم‌ها صادر شده است.[۲۱] پیتر سند، تحلیلگر کشتیرانی بیمکو نیز اظهار داشت: “مشتریان سابق ایران احتمالاً مجدداً به فهرست مشتریان نفت این کشور اضافه خواهند شد… ایتالیا، اسپانیا و یونان مشتریان مهم اروپایی نفت ایران در سال ۲۰۱۱ بودند.[۲۲]”شرکت‌های انی ایتالیا، رپسول اسپانیا و توتال فرانسه برخی از شرکت‌هایی بودند که بزرگ‌ترین هیئت‌ها را به کنفرانس ماه نوامبر در تهران فرستادند. در همین راستا زنگنه در حاشیه اجلاس شصت و چهارم اوپک در وین تأکید کرد: “ما سیگنال‌های مثبتی را از سوی شرکت‌های نفتی بین‌المللی و دولت‌های آن‌ها برای آغاز مذاکره با ایران داشته‌ایم.[۲۳]” معظمی ،معاون وزیر نفت، نیز از تمایل شرکت‌های نفتی بین‌المللی برای مذاکره با ایران خبر داده و می‌گوید:” پس از برنامه اقدام مشترک ژنو، مذاکراتی به درخواست شرکت‌های نفتی معتبر بین‌المللی که خواهان سرمایه‌گذاری در ایران هستند انجام شده است.[۲۴]”

حمل‌ونقل

 ازجمله همکاری‌های بخش اقتصاد می‌توان از همکاری در حوزه حمل‌ونقل نام برد. در این بخش دولت یازدهم بیشتر به دنبال استفاده از تکنولوژی و منابع مالی کشورهای غربی در جهت به‌روزرسانی و نوسازی و همچنین سرمایه‌گذاری در بخش حمل‌ونقل کشور است. در همین راستا می‌توان به سخنان آخوندی در دیدار با « یان ملادک » وزیر صنعت و تجارت جمهوری اشاره کرد که در این دیدار اشاره‌کرده بود : “ایران برای انجام پروژه‌های گسترده زیربنایی حمل‌ونقل در حوزه‌های جاده‌ای، دریایی، فرودگاهی و ریلی از سرمایه گذری خارجی استقبال می‌کند. [۲۵]” وی همچنین در دیداری که با کریستین ینسن وزیر امور خارجه دانمارک داشت، افزوده بود: “ما تلاش داریم روابط جدیدی را با دنیا بنا نهیم؛ … در زمینه همکاری دو کشور در بخش حمل‌ونقل دریایی نیز فرصت‌های زیادی در خصوص واگذاری پروژه‌های توسعه بندرها ایران وجود دارد…. دولت تلاش دارد تا از وضعیت پیمانکاری فاصله بگیرد و به دنبال ایجاد تسهیلات بیشتر برای سرمایه‌گذاری‌های سودآور در حوزه‌های زیربنایی حمل‌ونقل است.[۲۶] “

تعاملات بانکی

حوزه همکاری دیگری که در روابط جدید ایران و اروپا تعریف‌شده ، تعاملات پولی و بانکی است. پس از شروع تحریم‌های جدید به بهانه برنامه هسته‌ای، تحریم پولی بانکی ایران توسط کشورهای اروپایی ازجمله سنگین‌ترین تحریم‌ها بود. دولت یازدهم با علم به اهمیت این موضوع به دنبال ایجاد اعتبار در مراکز سرمایه‌گذاری کشورهای اروپایی و ایجاد اعتماد در سرمایه‌گذاران و شرکت‌های خارجی برای سرمایه‌گذاری در ایران است. ایجاد اعتماد دوباره برای بازگشت به بازار ایران را می‌توان به‌عنوان هدف دولت در این بخش عنوان کرد. آخوندی در همین راستا در دیدار با وزیر امور خارجه دانمارک گفت: موقعیت خوبی در دانمارک در بخش بانک‌های مشاوره‌ای یا سیستم‌های مشاوره بانکی این کشور سراغ دارم؛ اگر شما قصد سرمایه‌گذاری در ایران داشته باشید پروژه‌ها و بازار خوبی در کشورمان وجود دارد؛ با توجه به همکاری سیستم‌های بانکی دو کشور، این پروژه‌ها سریعاً واگذار می‌شود؛ رفع تحریم‌ها نیز به این بازار کمک خواهد کرد.[۲۷] ولی اله سیف در همایش تخصصی فاینانس یورو در فرانکفورت آلمان نیز در سخنرانی خود بیان داشته بود: در حال حاضر ما انتظار داریم روابطی درازمدت و پیشرو با شرکای بانکی جهانی خود داشته باشیم. اعتقاد عمیق داریم که صرف تعاملات کوتاه‌مدت بین ایران و دوستانش مزیت چندانی نخواهد داشت. داشتن چشم‌اندازی درازمدت عنصری حیاتی در سرمایه‌گذاری در بخش بانکی ایران خواهد بود.[۲۸] سخنان مارتین شولتز رئیس مجلس اتحادیه اروپا نیز در راستای همکاری در این حوزه است: برای انجام کارهای پایدار و قابل‌اتکا نیازمند ارتباط بانکی و مالی بین ایران و بخش‌های پولی و بانکی بین‌المللی هستیم و در نظر داریم که به راهکاری جامع و بادوام برای رسیدن به تحقق اهداف و مواضع طرفین برسیم.[۲۹] در بحث سوئیفت نیز ولی‌الله سیف رئیس‌کل بانک مرکزی نیز درباره اتصال دوباره شبکه بانکی به سامانه بین‌المللی سوئیفت با اشاره به سوئیفت به‌عنوان یکی از ابزارهای برقراری ارتباط گفت :‌‌ “سوئیفت  به‌زودی می‌تواند عملیاتش را شروع کند و ما می‌توانیم از این ابزار برای ارتقای نظام بانکی استفاده کنیم.[۳۰]”

ب) همکاری سیاسی- امنیتی

از دیگر موضوعات مهم مورد همکاری می‌توان به بحث مبارزه با تروریسم اشاره کرد. ظهور گروه تروریستی داعش در منطقه، تاکمی پیش تنها معضلی برای منطقه غرب آسیا به‌حساب می‌آمد، اما با گسترش درگیری‌ها در سوریه و کشیده شدن بحران پناهندگان به اروپا و همچنین عملیات تروریستی در چندین پایتخت اروپایی ازجمله پاریس، زنگ خطر برای اتحادیه اروپا نیز به صدا درآمد. از اظهارنظرهای مقامات غربی واضح است که آن‌ها معتقدند حل بحران‌های منطقه بدون حضور ایران امری محال است. همان‌طور که نخست‌وزیر یونان پس از امضای یادداشت تفاهم در نشست خبری مشترک با معاون رئیس‌جمهور به آن اشاره‌کرده است: “نقش ایران در مبارزه با تروریسم در منطقه بسیار حائز اهمیت است و می‌تواند عامل ثبات در منطقه‌ای بی ثابت باشد و نقش‌آفرینی کند[۳۱].” فرانک والتر اشتان مایر، وزیر خارجه آلمان نیز تأکید کرده بود که حل بحران‌های منطقه‌ای بدون مشارکت ایران امکان‌پذیر نیست[۳۲]. استفان دی میستورا نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل در امور سوریه نیز در گفت‌وگو با وال‌استریت ژورنال تأکید کرد که بحران سوریه بدون کمک ایران پایان نمی‌پذیرد[۳۳]. از همین رو کشورهای اروپایی به دنبال همکاری با ایران در این حوزه هستند. فصل مشترک همکاری‌های سیاسی امنیتی با ایران از مقابله با گسترش و نفوذ افراطی‌گری شروع خواهد شد. به نظر می‌رسد شعار دولت در این حوزه تحقق امنیت برای همه بازیگران می‌باشد.  ظریف در سخنرانی در مرکز مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه بلژیک تأکید کرد که ” نمی‌توان درصورتی‌که دیگران امنیت نداشته باشند انتظار داشته باشید که شما امنیت داشته باشید[۳۴]”. وی همچنین بیان داشت که : “اگر می‌خواهیم به مسئله داعش و تروریسم خشونت‌آمیز بپردازیم باید مسائل را بازتعریف کنیم و بیش از هر چیز دیگری ما نیازمند یک‌راه حل جهانی برای متوقف کردن نفرت هستیم نمی‌توانیم تنها یک‌راه حل نظامی یا سیاسی داشته باشیم بلکه باید یک‌راه حل جامع جهانی باشد[۳۵]”. در همین راستا، کشور سوریه به اولین زمینه همکاری ایران و اروپا تبدیل‌شده است. هلگا اشمیت نیز در دیدار با کاظم جلالی بیان کرد : “ما در اتحادیه اروپا معتقدیم جمهوری اسلامی ایران در تمامی مذاکرات مربوط به حل بحران سوریه باید حضورداشته باشد.[۳۶]” وی همچنین افزود: “کشورهای اروپایی به دنبال آن هستند تا پس از حل مشکلات در منطقه به‌ویژه سوریه کمک‌های بزرگی را به این کشور بنمایند که رسیدن به این راهکارها نیازمند گسترش همکاری‌های با جمهوری اسلامی ایران است.[۳۷]” در همین راستا ظریف نیز در کنفرانس خبری مشترک با فدریکا موگرینی در بروکسل افزود: “ما برای رسیدن به راه‌حل سیاسی در سوریه و یمن با اتحادیه اروپا گفتگو و مشورت خواهیم داشت.[۳۸]”

حسن روحانی نیز در دیدار “آلکسیس چیپراس” نخست‌وزیر یونان، با اشاره به معضل تروریسم در جهان، ضرورت همکاری بیشتر میان ایران و اتحادیه اروپا را مورد تأکید قرارداد و گفت: مبارزه با تروریسم نیازمند یک اراده جدی در عرصه جهانی است.[۳۹] محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه در دیدار رییس مجلس اسلوونی در تهران با اشاره به گسترش افراط‌گرایی در غرب آسیا، آن را موضوع مهمی برای اتحادیه اروپا دانست.[۴۰] «ماتئو رنزی» نخست‌وزیر ایتالیا نیز در دیدار با حسن روحانی، تأکید کرد: “ما باید همگی باهم، با حضور ایران در میز مذاکرات درصحنه بین‌المللی، با تروریسم مقابله کنیم.[۴۱]”ماحصل این نوع عملکرد را می‌توان در اظهارات اخیر ظریف در بروکسل مشاهده کرد. وی با اشاره به موضوع سوریه و ضرورت ایجاد یک جبهه هماهنگ برای مبارزه با داعش و سایر گروه‌های افراطی، تأکید کرد: “ما در جلسه مونیخ توانستیم درباره ضرورت آتش‌بس همه‌جانبه و توقف عملیات از سوی همه طرف‌ها و کمک‌رسانی انسانی به یک تفاهم برسیم.[۴۲]”

ج) همکاری در حوزه‌های عمومی

این حوزه شامل همکاری‌ها در حوزه محیط‌زیست ، مبارزه با مواد مخدر ، مهاجرت و حقوق بشر می‌شود.

محیط‌زیست

 در این حوزه نیز، شاهد شکل‌گیری  همکاری‌ها با  برخی کشورهای اروپایی هستیم. در همین راستا معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط‌زیست، در یاسوج بیان داشت: با تعامل و گشایشی که با کشورهای ایتالیا، فرانسه، نروژ  و لهستان و سایر کشورها برقرار می‌شود بخش عمده‌ای از چالش‌های زیست‌محیطی نیز حل خواهد شد. وی همچنین خاطرنشان کرد: همکاری این چهار کشور اروپایی در زمینه دسترسی به فناوری‌های پیشرفته به‌ویژه در حوزه بهینه‌سازی مصرف انرژی و آب ، تصفیه هوا ،روش‌ها و طرح‌های نوین آبیاری کشاورزی و گلخانه‌ای خواهد بود.[۴۳]

مبارزه با مواد مخدر

مبارزه با قاچاق مواد مخدر از مبدأ افغانستان به مقصد کشورهای اروپایی، همواره یکی از دلایل نزدیکی برخی کشورهای اروپایی به جمهوری اسلامی ایران بوده است. گرچه تا پیش از تصویب برجام، موانع زیادی بر سر راه همکاری‌های گسترده در این حوزه وجود داشت، اما با برداشته شدن تحریم‌ها، کشورهای اروپایی مایل‌اند تا در این زمینه همکاری مؤثرتری را با جمهوری اسلامی ایران آغاز کنند. در همین راستا، وزیر کشور بیان داشته است: “جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را به‌منظور برگزاری اولین نشست مقامات ارشد مبارزه با مواد ‏مخدر ٣١ کشور واقع در مسیر قاچاق مواد مخدر از مبدأ افغانستان و از مسیر ایران به مقصد کشورهای اروپای جنوب ‏شرقی، اروپای مرکزی و اروپای غربی (موسوم به مسیر بالکان) با دو محور مبارزه با پول‌شوئی و اجرای طرح‌های مشترک ‏کنترل دلیوری اعلام کرده است[۴۴].” رحمانی فضلی همچنین در دیدار با همتای اتریشی خود با تشریح اقدامات جمهوری اسلامی ایران در زمینه مبارزه با مواد مخدر پرداخته و گفته است: “جلوگیری از ‏ترانزیت بخش مهمی از محموله‌های مواد مخدر با منشأ تولید در افغانستان به مقصد اروپا و کشف سالانه حدود ۵٠٠ تن ‏انواع مخدر ازجمله اقدامات جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با مواد مخدر بوده است.[۴۵]” در اظهارنظری دیگر نیز یانوش لواندوفسکی، رییس هیئت روابط با ایران در پارلمان اروپایی در دیدار با محمدجواد ظریف بر همکاری در زمینه مقابله با قاچاق مواد مخدر تأکید کرد.[۴۶]

مهاجرت

تأثیرات جنگ سوریه از ابتدای وقوع بحران در این کشور به‌وضوح در منطقه غرب آسیا نمایان شد. اما موج این بحران با تازگی و بعد از گذشت بیش از ۴ سال به مرزهای اروپا رسیده است. بحران پناهندگان، مسئله‌ای است که اروپا را درگیر چالش‌های جدی امنیتی و حقوق بشری کرده است. به اعتقاد برخی کارشناسان، ظاهراً کشورهای غربی بعد از حادث شدن پدیده مهاجرت و آوارگی جمعی عظیمی از مردم سوریه به سمت مرزهای اروپا متوجه عمق فاجعه در سوریه شده‌اند.[۴۷] از طرفی بر مبنای اصول اخلاقی رایج در بین کشورهای اتحادیه، باید به پناهندگان جنگ سوریه باید بها داده‌شده و نادیده گرفته نشوند و از طرفی دیگر بحران امنیتی و اقتصادی ناشی از ورود پناهندگان این کشورها را در تنگنای شدید قرار داده است. ازاین‌رو کشورهای اروپایی پس از وقوع بحران پناهندگان به دنبال راهکاری برای توقف سیل مهاجرت به اروپا و بازگرداندن جمعیت آواره به کشور خود هستند. ازاین‌رو ایران که سال‌ها در میزبان پناهندگان مختلفی از کشورهای منطقه بوده است با در اختیار داشتن تجارب مختلف در این حوزه و نقش تأثیرگذار در منطقه می‌تواند در حل‌وفصل این بحران همکاری کند. در همین راستا ظریف در دیدار با یانوش لواندوفسکی، رییس هیئت روابط با ایران در پارلمان اروپایی در بروکسل با اشاره به موضوع مهاجرت به‌عنوان یکی از موضوعات مشترک بین ایران و اروپا گفت: “ایران میزبان حدود ۳ میلیون افغانی است. ایران و اروپا می‌توانند همکاری خوبی در این زمینه داشته باشند.[۴۸]” وی همچنین در کنفرانس خبری مشترک با فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در بروکسل بیان داشت که: “ما در زمینه مهاجرت می‌توانیم همکاری خوبی با اتحادیه اروپا داشته باشیم.[۴۹]” خوزه مانوئل گارسیا مارگالو وزیر خارجه اسپانیا نیز در نشست خبری مشترک با محمدجواد ظریف با اشاره به مسئله موج پناهندگان در اروپا گفت: “یکی از اهداف سفرم به تهران علاوه بر گسترش روابط دوجانبه و بررسی مسائل منطقه‌ای بحران مهاجرت است که تبدیل به چالشی جدی برای اروپا شده است.[۵۰]”

حقوق بشر

بااینکه دامنه همکاری‌ها در حوزه‌های مختلف پس از اجرای برجام، افزایش چشمگیری داشته، اما حقوق بشر همچنان یکی از مباحث بحث‌برانگیز در روابط ایران و اتحادیه اروپا است. به نظر می‌رسد همکاری‌های سطح بالا هنوز این حوزه را شامل نمی‌شود و همچنان مباحث حقوق بشری در ذیل گفتگوهای انتقادی قابل‌بررسی است. بر اساس مصوبه کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا، در کنار توافق هسته‌ای، موضوعات دیگری شامل حقوق بشر و امنیت منطقه باید بین ایران و اتحادیه اروپا مورد گفت‌وگو قرار گیرند[۵۱]. ظریف نیز چندی پیش در یک نشست در محل پارلمان انگلیس گفت: هیچ کشوری در بحث حقوق بشر نمی‌تواند مدعی باشد که کامل است و هیچ نقصی ندارد[۵۲].

آخر سخن

با توجه به آنچه بیان شد، به نظر می‌رسد دولت یازدهم در حوزه اقتصاد، در پی همکاری هرچه بیشتر با کشورهای اروپایی و درنتیجه، ورود به اقتصاد جهانی است. دولتمردان این عمل را در راستای اقتصاد مقاومتی دانسته و تأکیددارند که این اقدام می‌تواند خطر تحریم شدن را برای همیشه از بین ببرد. آن‌ها همچنین معتقدند که در حوزه سیاسی-امنیتی، ایجاد روابط گسترده در حوزه‌های مختلف با اروپا می‌تواند زمینه‌ساز ایفای نقش ایران به‌عنوان عضوی تأثیرگذار در جامعه بین‌الملل باشد. از همین رو سیاست دولت یازدهم، افزایش سطح روابط با اروپا در حوزه‌های مختلف می‌باشد. بر مبنای راهبرد جدید دولت در فصل نوین روابط، آغاز همکاری‌ها در حوزه‌هایی ازجمله، اقتصاد، مبارزه با تروریسم، محیط‌زیست و … خواهد بود که در بالا به آن‌ها اشاره شد، و این حوزه‌ها به‌مرورزمان افزایش‌یافته و سطح همکاری‌ها به میزان بالاتری افزایش خواهد یافت.



[۱] http://www.rajanews.com/news/234143

[۲]http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=380071

[۳] http://www.rajanews.com/news/234143

[۴] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/08/08/902109

[۵] http://www.isna.ir/fa/news/94112012744

[۶] http://aftabnews.ir/fa/news/345266

[۷] http://www.isna.ir/fa/news/94110503058

[۸] http://www.isna.ir/fa/news/94110503058

[۹] http://www.irna.ir/fa/News/81935642/

[۱۰] http://www.leader.ir/fa/content/13571

[۱۱] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940614000596

[۱۲] http://www.mehrnews.com/news/3037789

[۱۳] http://www.irna.ir/fa/News/81159151

[۱۴]http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=379839

[۱۵] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/11/23/999125

[۱۶] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/08/16/909568

[۱۷] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/08/16/909568

[۱۸] http://www.irna.ir/fa/News/81924242

[۱۹] http://www.shana.ir/fa/newsagency/254867

[۲۰] http://www.ireconomy.ir/fa/page/23001

[۲۱] http://www.jamaran.ir/fa/n120963

[۲۲] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/25/971550

[۲۳] http://www.irna.ir/fa/News/81012357

[۲۴] http://www.irna.ir/fa/News/81012357

[۲۵] http://www.irna.ir/fa/News/81927912/

[۲۶] http://www.irna.ir/fa/News/81910004/

[۲۷] http://www.irna.ir/fa/News/81910004/

[۲۸] http://www.cbi.ir/showitem/13922

[۲۹] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/08/16/909568

[۳۰] http://www.irinn.ir/news/115460

[۳۱] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/11/19/995126

[۳۲] http://www.irna.ir/fa/News/81758663/

[۳۳] http://www.irna.ir/fa/News/81758663/

[۳۴] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/11/26/1002178

[۳۵] http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/11/26/1002178

[۳۶] http://www.isna.ir/fa/news/94112012744

[۳۷] http://www.isna.ir/fa/news/94112012744

[۳۸] http://jamejamonline.ir/online/2283818580086126557

[۳۹] http://www.yjc.ir/fa/news/5492572

[۴۰] http://www.irna.ir/fa/News/81159151

[۴۱] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13941106000084

[۴۲]http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=380071

[۴۳] http://www.irna.ir/fa/News/81706494/

[۴۴] http://www.mehrnews.com/news/3000915

[۴۵] http://www.mehrnews.com/news/3000915

[۴۶]   http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=380121

[۴۷] http://www.irna.ir/fa/News/81758663/

[۴۸] http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=1&pageid=176&newsview=380121

[۴۹] http://jamejamonline.ir/online/2283818580086126557

[۵۰] http://www.mizanonline.ir/fa/news/74294

[۵۱] http://www.yjc.ir/fa/news/4791064

[۵۲] http://www.seratnews.ir/fa/news/284897

]]>
http://tabyincenter.ir/13411/%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-2/feed/ 0