آماده سازی چاپ
اندازه قلم :
چاپ
نویسنده :
شناسه خبر : 22881
تاریخ : ۲۹ آذر, ۱۳۹۶
سیاست خارجی فرانسه1 - مؤلفه‌های سیاست غرب آسیایی فرانسه مؤلفه‌های سیاست غرب آسیایی فرانسه غرب آسیا ازجمله معدود مناطقی در جهان است که بازیگران فرا منطقه‌ای نقشی هم تراز یا بعضاً بیشتر از بازیگران داخل منطقه دارند. فرانسه یکی از بازیگران فرامنطقه ای است که منافع خاصی را برای خود در غرب آسیا تعریف کرده است.

اندیشکده راهبردی تبیین - غرب آسیا ازجمله معدود مناطقی در جهان است که بازیگران فرا منطقه‌ای نقشی هم‌تراز یا بعضاً بیشتر از بازیگران داخل منطقه دارند. یکی از عوامل بی‌ثباتی پایدار و تقریباً دائمی این منطقه نیز تا حدود بسیار زیادی به نقش‌آفرینی و دخالت بازیگران فرا منطقه‌ای برای تحصیل منافعشان برمی‌گردد. نکته‌ای که یکی از ابعاد سیاست خارجی اصولی جمهوری اسلامی ایران را برای کاهش دخالت و قطع نفوذ قدرت‌های فرا منطقه‌ای به خود متوجه کرده است. فرانسه یکی از بازیگران فرا منطقه‌ای است که منافع خاصی را برای خود در غرب آسیا تعریف و البته با روشی متفاوت‌تر از دیگران پیگیری می‌کند. این کشور سعی دارد تا از هر مسئله‌ای که مربوط به این منطقه می‌شود، بیشترین بهره‌برداری را در راستای منافع خود به عمل آورد. ورود مستقیم در جنگ یمن به نفع عربستان سعودی[1] درحالی‌که موضع کلی اروپا حمایت از راه‌حل سیاسی برای بحران این کشور بود و یا انجام اولین دیدار با مقامات اقلیم کردستان عراق پس از همه‌پرسی 25 سپتامبر[2] درحالی‌که اتحادیه اروپا در ظاهر روی خوشی به انجام همه‌پرسی در این مقطع زمانی نشان نمی‌داد[3] حکایت از روش خاص فرانسه برای پیگیری منافع خود در منطقه غرب آسیا دارد.

 

[stitr1]

 

نگاه فرانسوی به بازیگران غرب آسیا؛ از متحدان تا مشتریان بالقوه و بالفعل

فرانسه برای پیشبرد سیاست غرب آسیایی خود، تقسیم‌بندی نانوشته‌ای را از بازیگران این منطقه انجام داده است که اولاً ماهیتی اقتصادی و تجاری دارد و ثانیاً از منطق صفر و یکی تبعیت نمی‌کند. به عبارتی روشن‌تر این کشور با طراحی سطح دوم بازی برای خود، این امکان را فراهم کرده است تا حتی اگر در سطح اول -که در قالب اتحادیه اروپا و غرب، نقش‌آفرینی می‌کند- مجبور به ترک منافع اقتصادی شود، در سطح دوم به‌صورت منفرد بتواند به نحوی جبران نماید. به این اعتبار و به گفته فردریک آنسل استاد علوم سیاسی فرانسوی، «فرانسه تنها یک متحد در منطقه خلیج‌فارس دارد که امارات متحده عربی است و چند مشتری که پادشاهی‌های خلیج‌فارس ازجمله عربستان سعودی را شامل می‌شود که مشتریان بالفعل هستند و نه مشتریان بالقوه مانند ایران»[4]. این گفته ماکرون که ایران متحد ما نیست[5] و تحلیل سیاست‌های اعمالی فرانسه در غرب آسیا، عملاً تقسیم‌بندی که آنسل انجام داده است را تائید می‌کند.

 

[stitr2]

 

فرانسه و تنها متحد غرب آسیایی

نه‌تنها  فردریک آنسل که می‌گوید « فرانسه تنها یک متحد در منطقه خلیج‌فارس دارد که [آن‌هم ]امارات متحده عربی است، بلکه نگاهی به روابط فرانسه و امارات متحده عربی این گزاره را اثبات می‌کند.

در سطح سیاسی و امنیتی امارات برای تأمین سیستم دفاعی خود نگاه ویژه‌ای به فرانسه و پایگاه نظامی این کشور در ابوظبی دارد. مشورت‌های بین مقامات سطوح بالای دو کشور به‌صورت مرتب انجام می‌شوند، بعلاوه گفتگوهای راهبردی که از سال 2012 بین دو کشور شکل‌گرفته باعث ایجاد و استمرار اتحاد راهبردی بین دو کشور شده است. از سال 2015 تا 2017، بیش از 15 دیدار رسمی بین مقامات دو طرف صورت گرفته است. در بعد اقتصادی امارات متحده عربی دومین بازار بزرگ کالاهای فرانسوی به ارزش بیش از 3میلیارد یورو در منطقه است. علاوه بر این بیش از 40 کمپانی مطرح فرانسوی، مقر دفاتر منطقه‌ای خود را در دبی قرار داده‌اند. متقابلاً امارات به‌تنهایی سهمی 35درصدی سرمایه‌گذاری کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در فرانسه را به خود اختصاص داده است و سرمایه‌گذاران اماراتی، سهام عمده بیش از 50 کمپانی فرانسوی را در اختیار دارند. در بعد نظامی هم با امضای قرارداد امنیتی در سال2009 در ضمن سفر نیکلاس سارکوزی، روابط دو طرف عمیق‌تر شده و امارات را به یک متحد واقعی فرانسه تبدیل کرده است. در این دیدار تنها پایگاه نظامی دائمی فرانسه در امارات افتتاح شد. در این پایگاه حدود 250 نظامی فرانسوی حضور دارند. هزینه این پایگاه که سالانه حدود 50 میلیون یورو است که اعلام شده است توسط امارات متحده عربی تأمین می‌شود. از این پایگاه نیروهای هوایی، دریایی و زمینی فرانسه در منطقه فرماندهی می‌شوند.

مجموع روابط گسترده و عمیق باعث شده است که فرانسه امارات را به چشم تنها متحد راهبردی خود در منطقه ببیند. اتحاد امارات و فرانسه یکی از اجزای اصلی سیاست غرب آسیایی این کشور است که در کنار اجزای دیگر، چارچوب نقش‌آفرینی فرانسه در منطقه را تشکیل می‌دهد.

فرانسه و مشتریان غرب آسیایی

فرانسه در کنار امارات متحده عربی، به‌عنوان تنها متحد خود، سایر کشورهای غرب آسیا، به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را در قالب مشتریان بالفعل و بالقوه خود تعریف می‌کند. با این نگاه کشورهای عربی پادشاهی حاشیه خلیج، و حتی ایران در دایره مشتریان فرانسه قرار می‌گیرند. اما این مشتریان یکدست نیستند و کشورهایی مانند عربستان، کویت، قطر، لبنان و مصر مشتری بالفعل و ایران مشتری بالقوه فرانسه محسوب می‌شود. آمار و ارقام مربوط به روابط تجاری و سطح روابط سیاسی نیز این گزاره را اثبات می‌کند. البته عامل تعیین‌کننده روابط فرانسه با مشتریان خود سطح رابطه اقتصادی است. به‌عنوان نمونه قرارداد امضاشده در سفر محمد بن سلمان به پاریس با ارزش بیش از 12میلیارد دلار یک نمونه از روابط تجاری برجسته بین فرانسه و مشتریان بالفعل خود است. بعلاوه قراردادهای 3 و 7 میلیارد دلاری این کشور با قطر و مصر برای فروش جت‌های «رافائل»[6]، نگاه اقتصادی فرانسه به مشتریان بالفعل خود را نشان می‌دهد.

در دیگر سو، فرانسه ایران را به چشم یک مشتری با اقتصادی بزرگ و بازاری معتنابه خصوصاً در حوزه انرژی و خودروسازی می‌بیند، اما نوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و عرصه بین‌الملل و نیز الزام سیاست غرب آسیایی فرانسه، باعث می‌شود تا آن را در دسته مشتریان بالقوه خود قرار دهد که سطح محدودتری از روابط را با آن دارد که به معنی مشروط کردن رابطه و تعامل اقتصادی با ایران است. فرانسه با این طراحی تلاش می‌کند تا در درجه اول بر عمق روابط خود با تنها متحد خود، امارات متحده عربی، بیفزاید و در درجه دوم بیشترین نفع و سود اقتصادی را از مشتریان بالفعل خود کسب کند.[7] سؤالی که مطرح می‌شود این است که فرانسه چه سیاستی را در مورد ایران به‌عنوان یک مشتری بالقوه دنبال می‌کند؟

 

[stitr3]

 

نوع رفتار فرانسه با ایران تا حدود بسیار بالایی بر خواسته از الزامات سیاست غرب آسیایی فرانسه است؛ این کشور برای زمینه‌سازی جهت حضور نظامی خود در منطقه و نیز ترغیب مشتریان بالفعل خود برای امتیازدهی بیشتر نیاز دارد تا ایران را به‌عنوان یک تهدید منطقه‌ای نشان دهد. بدین ترتیب ترجیح فرانسه این است که ایران در چشم متحد و مشتریان بالفعل به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای تهدید زا نشان داده شود.

مؤلفه‌های اساسی سیاست غرب آسیایی فرانسه

سیاست خارجی فرانسه در قبال ایران، ذیل نگاه کلی این کشور به منطقه غرب آسیا تعریف می‌شود. از مطالعه رویکردهایی که فرانسه در قبال غرب آسیا، به‌ویژه در ده سال گذشته اتخاذ کرده است، گزاره‌های زیر استخراج می‌شوند:

1-غلبه نگاه اقتصادی و تجاری بر نگاه نظامی؛ تحلیل روابط و رفتار این کشور با منطقه غرب آسیا، نشان از غلبه نگاه اقتصادی و تجاری بر نگاه نظامی و امنیتی دارد، البته فرانسه از حضور و معادلات نظامی به‌عنوان پشتوانه و عامل محرک تحصیل سود اقتصادی بهره می‌برد. در بعد نظامی فرانسه حضور نظامی ملموس خود را محدود به امارات متحده عربی با کمتر از 1000 نیرو، کرده است. اگر حضور نظامی این کشور را با کشوری مانند ایالات‌متحده آمریکا با بیش از 54000 نیرو در هفت‌کشور عمان، امارات، قطر، بحرین، کویت، عراق و اردن[8]، مقایسه شود، مشخص می‌شود که حضور نظامی گسترده جزو اهداف اصلی و اساسی فرانسه در منطقه غرب آسیا نیست، بلکه قراردادهای گسترده اقتصادی و تجاری با کشورهای منطقه ازجمله ایران برای فرانسه از اولویت بالایی برخوردار است. تحلیل رفتار این کشور در بحران‌های نظامی و امنیتی منطقه نیز این گزاره را تائید می‌کند، به‌عنوان نمونه، مطالعه حضور نظامی این کشور در افغانستان، نشان می‌دهد، از سال 2011 تا 2017، فرانسه حضور نظامی خود در افغانستان را از 3935 نفر به صفر رسانده است. در میان متحدان آمریکا و کشورهایی که بیش از 2000 نیرو در افغانستان داشته‌اند، فرانسه بیشترین میزان کاهش نیرو را داشته است.[9]

 

[stitr4]

 

2-تقسیم‌بندی بازیگران منطقه: همان‌گونه که گفته شد، فرانسه تقسیم‌بندی منحصربه‌فردی از بازیگران منطقه دارد، این کشور امارات متحده عربی را به‌عنوان تنها متحد و سایر بازیگران را مشتریان بالفعل و بالقوه خود می‌بیند و برای هریک نقشی ویژه قائل است. امارات متحده عربی، میزبان پایگاه نظامی فرانسه و زمینه‌ساز حضور نظامی این کشور در منطقه است که از آن به‌عنوان پشتوانه روابط تجاری و اقتصادی فرانسه در منطقه استفاده می‌شود. بقیه کشورها مخصوصاً پادشاهی‌های حاشیه خلیج‌فارس، منهای ایران، مشتریان بالفعل فرانسه هستند که با درآمدهای نفتی بالا، بازار غیرقابل‌چشم‌پوشی را برای تولیدات فرانسوی فراهم می‌کند. دراین‌بین هرچند ایران جزو مشتریان بالقوه فرانسه دسته‌بندی می‌شود، اما در عمل به‌عنوان عاملی برای کسب سود و نفع حداکثری استفاده می‌شود. ایجاد رعب و وحشت از سیاست‌های ایران در اعراب تقریباً به یکی از رویه‌های ثابت فرانسه و البته غربی‌ها تبدیل شده است که آن‌ها را هرچه بیشتر برای دادن امتیازات سیاسی، اقتصادی و نظامی درازای کسب حمایت ترغیب می‌کند.

3-بازی دوسطحی در مناسبات منطقه‌ای: روش فرانسه در تحقق اهداف خود در غرب آسیا، پیگیری یک بازی دوسطحی در مناسبات و تحولات منطقه‌ای است. در این چارچوب فرانسه برای خود یک «نقش ‌بین‌المللی جمعی» و یک «نقش منطقه‌ای فردی»، تعریف کرده است. نقش بین‌المللی فرانسه در راستای بازیگری در قامت یکی از پنج قدرت عمده عضو شورای امنیت سازمان ملل قرار دارد. در این سطح فرانسه جهت حفظ جایگاه بین‌المللی، در سطح منطقه‌ای با سایر قدرت‌های جهانی، هماهنگ عمل می‌کند یا حداقل اینکه سیاست‌های خود را در تعارض با منافع آن‌ها قرار نمی‌دهد. نقش منطقه‌ای و منفردی که فرانسه برای خود طراحی کرده است، منافع خاص این کشور را در غرب آسیا پیگیری می‌کند. در چارچوب نقش منفرد، فرانسه با کشورهای غرب آسیا در قالب متحدان و مشتریانی که پیش‌تر گفته شد برخورد می‌کند.

 

[stitr5]

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

تحلیل سیاست غرب آسیایی فرانسه در مورد جمهوری اسلامی ایران بر مبنای سه گزاره گفته‌شده حاوی نتایجی است که تا حدود بسیار زیادی الگوی رفتاری این کشور در مورد منطقه و ایران را مشخص می‌کند. اول اینکه تجارت و اقتصاد، مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده نوع کنش فرانسه در قبال منطقه غرب آسیا و ایران است. این بدان معنی است که ملاحظاتی مانند دمکراتیزه کردن کشورهای منطقه، رعایت حقوق بشر، تروریسم و ملاحظات این‌چنینی جزو اولویت‌های  دست چندم سیاست خارجی غرب آسیایی فرانسه به شمار می‌آید. دوم، فرانسه در تلاش است تا از تقسیم بازیگران منطقه، طبق یک طبقه‌بندی خاص و رفتار با آن‌ها در یک چارچوبی مشخص، منافع حداکثری خود را تحصیل کند. در این چارچوب فرانسه تنها یک متحد دارد و آن امارات متحده عربی است، عربستان و بقیه پادشاهی‌های منطقه مشتریانی هستند که ارزش آن‌ها به میزان سود اقتصادی است که عاید فرانسه می‌کنند. ایران نیز هم به‌عنوان یک تهدید در سطح منطقه و عاملی که موجب ترغیب اعراب برای سوددهی بیشتر می‌شود، کارایی دارد و هم بازارهای ایران می‌تواند، مقصد بسیاری از تولیدات فرانسوی مانند پژو و ایرباس باشد. سوم هم اینکه فرانسه در عین ایفای نقش منطقه‌ای، سیاست‌های خود را با نقش بین‌المللی خود نیز تنظیم می‌کند. لذا دو عامل «ملاحظات بین‌المللی جمعی (بین قدرت‌های عمده)» و «منافع خاص فردی» دو منبع سیاست غرب آسیایی فرانسه به شمار می‌آیند.


 

پی‌نوشت‌ها و ارجاعات

[1] France Is at War in Yemen, Photos Indicate, August 22, 2016, available at: http://warisboring.com/france-is-at-war-in-yemen-photos-indicate/

[2] France's Macron calls on Iraq to dismantle all militias, December 2,  2017, available at: https://www.reuters.com/article/us-mideast-crisis-iraq-kurds-france/frances-macron-calls-on-iraq-to-dismantle-all-militias-idUSKBN1DW0EC

[3] European Union; Statement by the Spokesperson on Yemen, June 19, 2017, available at: https://eeas.europa.eu/headquarters/headquartershomepage_en/28427/Statement%20by%20the%20Spokesperson%20on%20Yemen

[4] «ایران متحد فرانسه نیست و برنامه موشکی بالستیکی ایران نیاز به بررسی دارد»، 30 نوامبر2017، یورونیوز فارسی، قابل بازیابی در:

http://fa.euronews.com/2017/11/30/france-macron-says-iran-iran-is-not-our-all#

 

[5] همان

[6] European council on foreign relations, France's deepening relations with the Gulf, June 30, 2017, available at:

http://www.ecfr.eu/article/commentary_frances_deepening_relations_with_the_gulf

 

 

[7] تحلیل سیاست غرب آسیایی فرانسه(بخش ۱از ۳):«از متحدان تا مشتریان»، اندیشکده راهبردی تبیین، قابل بازیابی در آدرس زیر:

http://tabyincenter.ir/22512

 

[8] Forbes, Where U.S. Troops Are In The Middle East, June 7, 2017, available at:

https://www.forbes.com/sites/niallmccarthy/2017/06/07/qatar-hosts-largest-u-s-base-in-the-middle-east-despite-allegedly-funding-extremism-infographic/#3f49fa223dc7

 

 

[9] گزارش اندیشکده راهبردی تبیین از تعداد نیروهای خارجی در افغانستان به تفکیک سال و تعداد، قابل بازیابی در آدرس زیر:

http://tabyincenter.ir/22878

 

 


© 2018 تمام حقوق این وبگاه برای اندیشکده راهبردی تبیین محفوظ می باشد.