آماده سازی چاپ
اندازه قلم :
چاپ
نویسنده :
شناسه خبر : 25406
تاریخ : ۲۱ فروردین, ۱۳۹۷
israiel - رژیم صهیونیستی در سال 96، روندها و رویدادها رژیم صهیونیستی در سال 96، روندها و رویدادها وضعیت انفجاری غزه و ترس رژیم صهیونیستی از حضور محور مقاومت، ایران و حزب‌الله در نزدیکی‌های جولان اشغالی، موجب می‌شود دورنمای سال 97 در میان مسئولین صهیونیستی همراه با یک جنگ باشد. جنگ جدید در محور شمالی یا جنوبی سرزمین‌های اشغالی با توجه به شرایط داخلی نتانیاهو و وضعیت ویژه نوار غزه  و جنوب سوریه چندان دور از ذهن نیست.

اندیشکده راهبردی تبیین - سال 96 برای رژیم صهیونیستی با چالش های گوناگون در عرصه سیاست داخلی سپری شد، هرچند در خارج از سرزمین های اشغالی تصمیمات ترامپ و همراهی کشورهای عربی برای عادی سازی روابط با رژیم، تل آویو را برای تحقق آرمان هایش امیدوارتر کرده است. به نظر می رسد سقوط جنگنده اف 16 ، حضور گروه های مقاومت در نزدیکی جولان و تغییر تیم رهبری حماس و تصمیمات ترامپ و نتانیاهو برای قدس، سال 97 برای تیم نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی را چالشی‌تر از 96 رقم خواهد زد. در این یادداشت نیم‌نگاهی به مهم‌ترین تحولات سال گذشته رژیم صهیونیستی خواهیم داشت و در پایان دورنمایی از سال ۹7 ارائه می‌شود.

 

1-سیاست داخلی

1-1-افزایش راست‌گرایی در احزاب سیاسی

در نیمه تیرماه اسحاق هرتزوگ رهبر حزب کارگر در انتخابات درون حزبی شکست سختی خورد و صندلی ریاست این حزب را واگذار کرد. حزب کارگر به عنوان رهبر اپوزیسیون کابینه نتانیاهو در کنست شناخته می‌شود. این حزب با ارائه لیست مشترک با حزب هاتنوعا تحت عنوان اتحاد صهیونیستی توانست ۲۴ کرسی در انتخابات پیشین کنست به دست آورد. کسب 24 صندلی این فرصت را در اختیار حزب کارگر قرار داد که عنوان رهبر اپوزیسیون ائتلافی که در اردیبهشت 94 به رهبری لیکود شکل گرفته است، برعهده داشته باشد.[1]

آوی گبای موفق شد در دو مرحله جای هرتزوگ را در رهبری حزب کارگر از آن خود نماید. در ابتدا گبای و امیر پرز (وزیر دفاع سابق و رئیس سابق اتحادیه کارگر رژیم صهیونیستی) با پست سر گذاشتن هرتزوگ که در انتخابات درون حزبی سوم شد، به مرحله دوم رقابت رفتند و در آخر گبای توانست با کسب 54 درصد آرا و با شکست امیر پرز موفقیت خود را کامل کند.

 

[stitr1]

 

انتخاب گبای بسیاری را متعجب زده کرد زیرا وی یک تازه ‌وارد به عرصه سیاست رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود که سال گذشته از حزب راست میانه کولانو که بخشی از دولت ائتلافی نتانیاهو است؛ به حزب چپ میانه کارگر روی آورد. استعفای گبای در اعتراض به پیوستن لیبرمن به کابینه و انتخاب وی به عنوان وزیر جنگ بود. گبای پیش از آنکه از حزب کولانو استعفا دهد و از ائتلاف با نتانیاهو خارج شود، رئیس وزارت محیط‌زیست را برعهده داشت. مجموعه ویژگی‌های گبای موجب شده است توجه رسانه‌ها به این اتفاق جلب گردد.

باید دید انتخاب اوی گبای راست‌گراتر از هرتزوگ، چه شرایطی را برای نتانیاهو رقم خواهد زد. در وضعیتی که پرونده فسادهای مالی بالاخص پرونده توافق خرید زیردریایی از آلمان، نتانیاهو را آزار می‌دهد، آیا گبای با جلب نظر برخی احزاب راست‌گرای ائتلاف دولت (همانند کولانو که زمانی خودش سهم آن در کابینه نتانیاهو بوده است) خواهد توانست ائتلاف کنونی نتانیاهو را ساقط نماید و بر تسلط ده ساله وی بر کرسی نخست‌وزیری پایان دهد؟

 

2-1-چالش حریدی ها

طی هفته‌های پایانی مهرماه فضای رسانه‌ای سرزمین‌های اشغالی به شدت درگیر تظاهرات و تجمعات گروه یهودیان افراطی که از آن تعبیر به «حریدی» می‌شود، بوده است. دلیل این چالش‌ها تصمیم رژیم صهیونیستی به لغو معافیت حریدی‌ها از سربازی به‌منظور جلوگیری از فرار از سربازی به بهانه تحصیلات مذهبی است. اخیراً حکمی از سوی دیوان عالی صادر شده است که از دولت تل‌آویو می‌خواهد ظرف یک سال مقدمات خدمت سربازی حریدی‌ها را فراهم سازد. اقدامی که موجب اعتراضات دامنه‌دار حریدی‌ها شده است. روزنامه صهیونیستی هاآرتص، از تظاهرات حدود 1500 نفری یهودیان حریدی‌ها در اعتراض به بازداشت دانشجویان مذهبی که به دفاتر جذب ارتش مراجعه نکرده‌اند، خبر داد. تظاهراتی که به درگیری و خون‌ریزی هم کشیده شده است. این درگیری ها و تظاهرات تا پایان سال 96 هم ادامه یافته است، امری که نشان می‌دهد بحران و چالش حریدی ها برای رژیم صهیونیستی موضوعی بسیار مهم و حیاتی است.[2]

 

[stitr2]

 

حریدی‌ها و تندروهای مذهبی با توجه به نوع خاص از زندگی‌شان به اقلیتی تبدیل شده‌اند که با جامعه صهیونیستی مرزبندی عیانی پیدا کرده‌اند. تحصیل در مدارس جداگانه‌ای که بر پایه یهود و تلمود است، ازدواج و آداب و رسوم کاملاً متمایز با دیگر یهودیان ساکن سرزمین‌های اشغالی، عدم حضور در جامعه کار، عدم یهودی دانستن برخی از نژادها (به ویژه فالاشه‌ها) و ... همگی بخشی از عواملی است که موجب شده است یهودی ارتدوکس به یک هویت کاملاً متمایز از جامعه اسرائیل تبدیل شود. این احساس در میان حریدی‌ها بسیار عیان است. نظرسنجی ارائه شده از سوی مرکز دموکراسی رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که حریدی‌ها کمتر از سکولارها یا مذهبی‌های سنتی به «هویت اسرائیلی» احساس تعلق نموده‌اند.[3]

 

3-1-جنگ قدرت و فساد نتانیاهو

اکنون نتانیاهو با چهار پرونده فساد اقتصادی روبروست. پرونده‌های نتانیاهو بهانه‌ای شده است که برخی سیاست‌مداران رژیم صهیونیستی این موضوع را یادآوری نمایند که چالششان درونی است و تهدید نمایی مقاومت نوار غزه، مرزهای جولان و ایران هسته‌ای تنها بهانه‌هایی از سوی نتانیاهو برای حفظ قدرت است. موشه یعلون، وزیر جنگ پیشین رژیم صهیونیستی که در اعتراضات اخیر هم حضور پررنگی داشته است در سخنانی قابل تامل در انتقاد به نتانیاهو گفته است: «رهبری کردن این‌گونه نیست، رهبری باید متحد باشد. این در حالی است که سیاستمداران مسائل را به دو جبهه راست و چپ تقسیم‌بندی می‌کنند. اگر در گذشته کسی از من سوال می‌کرد که چه چیز باعث می‌شود شب‌ها بیدار بمانم، انتظار می‌رفت که بگویم ایران اما اکنون می‌گویم فساد مالی...فساد مالی اکنون سبب شده تا شهروندان ما اعتماد و اعتقاد خود را به رهبری اسرائیل از دست بدهند. این خطری بزرگ‌تر از تهدید ایران، حزب‌الله، حماس یا داعش است.»

 

[stitr3]

 

اکنون هم به نظر می‌رسد نتانیاهو در حال تداوم سناریوی انتخابات کنست بیستم است. حذف مخالفان و میل به افراطی‌گرایی در کنار القای فضای امنیتی بر جامعه، مؤلفه‌هایی است که توانسته است نتانیاهو را سال‌ها بر منصب قدرت نگه دارد. باید این را مدنظر داشت که اگر فشارها و مخالفت‌ها از درون کابینه یا حزب لیکود علیه نتانیاهو افزایش یابد، نتانیاهو با انحلال دولت و کنست، ضمن حذف مخالفینش از لیست انتخاباتی لیکود و تشکیل لیستی افراطی‌تر، هم چنان شانس نخست پیروزی در کنست و تشکیل دولت خواهد بود. شاید بتوان دلیل اصلی عدم حرکت انتحاری یا خروج از ائتلاف برخی مخالفین نتانیاهو را این موضوع دانست.

برخی سیاست‌مداران معتقدند نتانیاهو علی‌رغم فسادهای فراوان که بخشی از آنان ناشی از تبعیض نژادی و ساختار سیاسی غیر شفاف و دموکراسی غیرواقعی کنست (مجلس) است، به این دلیل توانسته است طی یک دهه در راس قدرت باقی بماند که پشت جنجالِ دشمن هراسی و ایران هراسی پنهان شده است.

 

4-1- ناکامی در تبادل اسرا؛ شکستی برای سیاست داخلی نتانیاهو

داستان تبادل اسرا همواره یکی از چالش‌های اصلی دولت نتانیاهو در سال‌ اخیر بوده است. به دلیل حساسیت بالای جامعه صهیونیستی در خصوص اسرای خویش، انتقادات شدیدی به رژیم به دلیل عدم مذاکره یا تبادل با حماس وارد شده است. نتانیاهو بارها از پیشرفت مذاکرات برای آزادی اسرای صهیونیستی خبر داده بود تا از حجم فشار انتقادات به او کاسته شود.

حماس در جنگ ۵۱ روزه موفق شد چند اسیر را به اسارت بگیرد. صهیونیست‌ها معتقدند حماس دو اسیر را از آنان در اختیار دارد در حالی که حماس بارها اعلام کرده چهار نفر هستند و در مردادماه تصاویری از هر چهار نفر را منتشر نموده است. هفته‌های اخیر بار دیگر موضوع نظامیان صهیونیست اسیر در دستان حماس در نوار غزه، با خبر استعفای لیئور لوتان مسئول پرونده نظامیان مفقود و اسیر رژیم صهیونیستی در نوار غزه برجسته شد.

رسانه‌ها در شهریورماه 96 مطرح کرده‌اند که لوتان در اعتراض به عدم پیشرفت پرونده نظامیان اسیر رژیم صهیونیستی و همکاری نکردن دولت نتانیاهو با او در این زمینه، از سمت خود استعفا داده است. این استعفا واکنش‌های گوناگونی را هم با خود به همراه داشت. به طور مثال موشه یعلون وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی و یکی از رقبای احتمالی نتانیاهو بر سر نخست وزیری، در واکنش به این اتفاق گفت: «استعفای لوتان نگران کننده است، دولت پایبندی اخلاقی در قبال بازگرداندن نظامیان مفقود و کشته شدگان ارتش و دفن آن‌ها در محل سکونت خود دارد.» با آنکه آزادی اسرای صهیونیستی برای این رژیم و افکار عمومی یهودیان بسیار حیاتی است اما برخی از تکرار توافق شالیت که منجر به آزادی ۴۷۷ فلسطینی از جمله یحیی سنوار با شالیت سرباز ارتش رژیم صهیونیستی شد، بسیار ابزار نگرانی می‌نمایند.

 

[stitr4]

 

می‌توان به مخالفت لیبرمن وزیر جنگ دولت نتانیاهو هم اشاره کرد. وی در مصاحبه با شبکه ۷ تلویزیون رژیم صهیونیستی پس از استعفای لوتون گفت: «نباید اشتباهات انجام گرفته در تبادل گیلعاد شالیت تکرار بشود. از آن زمان تاکنون ۲۰۲ تن از افرادی که در جریان این تبادل آزاد شدند، از سوی سیستم امنیتی به علت دخالت در فعالیت‌های تروریستی بازداشت شدند و ۱۱۱ نفر از آن‌ها هنوز در اسرائیل در زندان به سر می‌برند. هفت اسرائیلی با مداخله مستقیم یا غیرمستقیم افراد آزاد شده در همین معاوضه به قتل رسیدند.»

این مخالفت‌ها و استدلال بسیاری از سیاست‌مداران صهیونیستی در ندادن یک پیروزی دیگر به حماس در کنار فشارها برای آزادی سربازان از سوی افکار عمومی، تبادل اسرا و شیوه انجام آن را برای دولت نتانیاهو بسیار سخت‌تر کرده است.[4]

 

2-سیاست خارجی

1-2-سقوط اف 16، چالشی بر بازدارندگی رژیم صهیونیستی

صبح روز شنبه 21 بهمن‌ماه رسانه‌های صهیونیستی به ساقط شدن یک جنگنده اف 16 از سوی پدافند هوایی ارتش سوریه اعتراف کردند. خبری که برای رسانه‌ها و حتی مسئولین نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی بسیار شوکه کننده بود.

پس از این اتفاق در زمانی کوتاه «کابینه امنیتی» این رژیم تشکیل جلسه داد و به ارتش اجازه داد تا حملات هوایی به اهدافی در سوریه را ادامه بدهد. سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی پس از جلسه وزارت جنگ این رژیم اعلام کرد ارتش رژیم صهیونیستی به سران سیاسی گفته است در صورت صدور دستور، آماده ادامه عملیات است. یدیعوت آحارونوت اعلام کرد: «اسرائیل نمی‌تواند در مقابل معادله ساقط کردن یک پهپاد در مقابل ساقط کردن یک جنگنده اف 16 تسلیم شود (کوتاه بیاید)، زیرا معادله بدی است.[5]» اتفاقات اخیر و پاسخ غیرمنتظره پدافند ارتش سوریه به حمله جنگنده‌های صهیونیستی این چالش را برای صهیونیست‌ها ایجاد می‌نماید که سیاست آنان در قبال جنوب سوریه و نظم آتی منطقه‌ای چه خواهد بود. به نظر می‌رسد صهیونیست‌ها سعی کردند با انجام حملاتی پس از ساقط شدن اف 16 به حومه دمشق و جولان، این بازدارندگی را برای خود حفظ نمایند؛ اما به نظر می‌رسد این حملات بدون پاسخ نمانده و صهیونیست‌ها را مجاب به کاهش تنش در ساعاتی پس از تصمیم به انجام عملیات کرده است. ادبیات تل‌آویو و نتانیاهو مبنی بر عدم اراده‌شان مبنی بر افزوده شدن بر سطح تنش و درگیری نشان می‌دهد که صهیونیست‌ها حتی پس از سقوط جنگنده نخست همچنان گمان می‌کردند سوری‌ها سیاست گذشته و عدم درگیری را دنبال می‌کنند لذا تصمیم به انجام عملیات‌هایی علیه پایگاه‌ها گرفتند.

 

[stitr5]

 

2-2- پایتختی قدس شرقی و روابط با روسیه

در ۱۷ فروردین ۱۳۹۶ پس از جنجال رسانه‌های صهیونیستی، وزارت خارجه روسیه بیانیه‌ای را بر روی خروجی سایت خود قرار داد که همه تحلیل‌گران را شوکه نمود. بیانیه‌ای که می‌توان از منظری آن را بسیار با اهمیت و تاریخی دانست. در بیانیه وزارت خارجه روسیه آمده است: «ما مجدداً تعهد خود بر اصول مورد تأیید سازمان ملل برای حل مشکل فلسطین و اسراییل که شامل به رسمیت شناخته شدن وضعیت اورشلیم (قدس) شرقی به‌عنوان پایتخت کشور فلسطینی که در آینده تشکیل خواهد شد است را مورد تأکید قرار می‌دهیم در همین زمان باید اعلام کنیم در قالب چنین مفهومی اورشلیم (قدس) غربی را پایتخت کشور اسراییل می‌بینیم.» در بخشی از این بیانیه تأکید شده است با اشاره به اینکه فلسطینیان و رژیم صهیونیستی، حدود سه سال است که در مذاکرات سیاسی برای حل مناقشات میان دو طرف شرکت نکرده‌اند، آمده است: «مسکو عمیقاً نگران این موضوع است.»

لازم است در ابتدا بر این موضوع تأکید داشت که هرچند روسیه در بیانیه خود شناسایی قدس غربی به پایتختی رژیم را منوط به تشکیل دولت فلسطینی به پایتختی قدس شرقی به‌منظور تحقق مذاکرات صلح و طرح دو دولت نموده است؛ اما این شناسایی از لحاظی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است. نتانیاهو و پوتین طی دو سال گذشته بارها از طریق دیدارهای دوجانبه یا تماس تلفنی با یکدیگر ارتباط برقرار نموده‌اند. ارتباطاتی که نشان دهنده میزان سطح روابط دوسویه بود. بیشتر تحلیل‌ها و اخبار از این دیدارها حول موضوع پرونده سوریه، بلندی‌های جولان، ایران و بخشی کمی هم مذاکرات صلح با واسطه‌گری روس‌ها انجام می‌گرفت؛ اما بیانیه اخیر وزارت خارجه روسیه و شناسایی قدس غربی به پایتختی رژیم، این هشدار را روشن نمود که سطح روابط دوجانبه و راهبردی کرملین و تل‌آویو در سطحی عالی و در موضوعات مهم دیگری هم تداوم داشته است. امری که می‌تواند معادلات بین‌المللی و منطقه‌ای در پرونده فلسطین و به تبع آن روابط و کنش ایران در منطقه دچار تغییر نماید.[6]

 

3-2- روابط راهبردی با هند

رژیم صهیونیستی تا پیش از دو دهه گذشته همواره به دنبال بهبود روابط سیاسی و دیپلماتیک خویش با کشورهای اروپایی و آمریکا بود؛ اما طی بیست سال گذشته این رژیم به منظور غلبه بر چالش‌های سیاسی و مشروعیت پذیرش حقوقی خویش در میان افکار عمومی جهانیان، سعی نموده است با کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین تبادلات دیپلماسی و اقتصادی برقرار نماید.

در میانه تیرماه 1396، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های مورد نظر سیاست خارجی تل‌آویو در ایجاد رابطه راهبردی با کشورهای نوظهور به نتایج و جایگاه عالی رسید. نشانه‌ی این موضوع، سفر مودی به سرزمین‌های اشغالی بود. مودی به عنوان اولین نخست‌وزیر هندی است که پس از 70 سال از تشکیل رژیم صهیونیستی به تل‌آویو سفر می‌کند و این امر برای صهیونیست‌ها تاریخی بود. نتانیاهو در این سفر استقبال ویژه‌ای از مودی داشت و در فرودگاه بن‌گوریون گفت: «ما 70 سال برای (دیدار) شما صبر کردیم...ما عاشق هند هستیم. ما فرهنگ، تاریخچه، دموکراسی و پیشرفت‌های شما را تحسین می‌کنیم. من مطمئنم همکاری ما موفق خواهد شد.[7]»

سفر مودی بسیار زود و در روزهای پایانی دی ماه با سفر نتانیاهو به هند پاسخ داده شد. در این سفر قراردادهای نظامی و اقتصادی وسیعی میان دو طرف به امضا رسید. هند امروز به بزرگ‌ترین خریدار نظامی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. در آخرین قراردادی که بین وزارت دفاع هند و صنایع هوافضای رژیم صهیونیستی منعقد و رسانه‌ای شده است، این کشور قرار است سامانه‌های پیشرفته‌ی موشکی زمین به هوای با برد متوسط و بلند را از این رژیم خریداری نماید. ارزش این قرارداد که بزرگ‌ترین قرارداد نظامی در طول تاریخ مجعول رژیم محسوب می‌شود، حدود دو میلیارد دلار اعلام‌شده است[8].

 

4-2-سفر ترامپ به تل آویو؛ مقدمه سازی برای سازش قرن

در حالی ترامپ نخستین سفر خارجی خویش به منطقه غرب آسیا را در خرداد 1396 با دو مقصد ریاض و تل‌آویو انتخاب نمود که اکثر رؤسای جمهور آمریکا، مکزیک و کانادا را برای سفر نخست انتخاب می‌کردند و انتخاب غرب آسیا به عنوان مقصد اول، کم ‌سابقه است. یکی از حاشیه‌های حائز توجه سفر ترامپ، ورود مستقیم وی از ریاض به تل‌آویو بود. امری که هرچند غیرمعقول نیست اما برای نخستین بار حداقل به‌طور علنی اتفاق افتاد و مورد توجه رسانه‌های صهیونیستی هم قرار گرفت.

در واکنش به این اتفاق نتانیاهو خطاب به ترامپ در کنفرانس خبری‌ که در فرودگاه تل‌آویو برگزار شد گفت: «ای رئیس‌جمهور تو با پرواز از ریاض به تل‌آویو آمدی. امیدوارم روزی فرا برسد که نخست‌وزیر اسرائیل هم بتواند مستقیم از تل‌آویو به ریاض برود.» این اقدامات حاشیه‌ای همگی نشانه‌هایی برای عادی‌سازی روابط میان کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی و حساسیت‌زدایی از داشتن چنین روابطی برای ملت‌های عرب است.

به باور برخی تحلیل‌گران انتخاب سعودی و سپس تل‌آویو برای سفر منطقه‌ای از سوی ترامپ، به‌منظور مقدمه‌چینی برای صلح و هم‌پیمانی اعراب و رژیم است. برخی رسانه‌های صهیونیستی هم اعلام کردند که ترامپ حامل پیامی از ملک سلمان به نتانیاهو بوده که در آن تأکید شده است اکنون زمان صلح فرا رسیده است! سفر ترامپ به منطقه و موضع گیری‌های گوناگون بازیگران منطقه‌ای ، نشان دهنده یک تحول بسیار مهم در سیاست منطقه‌ای آمریکا در غرب آسیا است. اصلی‌ترین ویژگی این تحول نگریستن به منطقه از دریچه تل‌آویو و بالأخص از زاویه تفکر صهیونیست‌های حریدی یا همان ارتدوکس‌های افراطی است.

این امر در کنفرانس خبری ترامپ و نتانیاهو هم به وضوح دیده می‌شود. نتانیاهو خطاب به ترامپ گفت: «مشتاق همکاری نزدیک با شما هستیم تا صلح را در این منطقه پیش ببریم زیرا شما متوجه شده‌اید که خطرات مشترک، دشمنان سابق را به شرکای هم تبدیل می‌کند؛ و این همان چیزی است که بسیار تازگی دارد و بسیار نویدبخش است. این کار آسان نخواهد بود اما برای اولین بار در طول چندین سال گذشته و برای اولین بار در طول زندگی‌ام، شاهد امید واقعی به تغییر هستم. سران کشورهای عربی که شما دیروز با آن‌ها ملاقات داشتید، می‌توانند به تغییر فضا کمک کنند. آن‌ها می‌توانند به ایجاد شرایط برای صلح واقع بینانه کمک کنند»[9]

 

3-دورنمای رژیم صهیونیستی در سال 1397

سال 97، برای رژیم صهیونیستی سرنوشت ساز خواهد بود. تشدید فشارها علیه نتانیاهو و احتمال برگزاری انتخابات زود هنگام می تواند مهم‌ترین رخداد در سیاست داخلی رژیم صهیونیستی برای سال 97 باشد. شکست نتانیاهو در مقابل رقبایی که هر روز برای شکست وی جدی‌تر می‌شوند، تأثیر مهم و وسیعی بر سیاست داخلی و تا حدی خارجی رژیم صهیونیستی خواهد داشت. هرچند بسیاری معتقدند این مسئله بسیار به شرایط ترامپ و موفقیت گروه صهیونیستی کاخ سفید به رهبری کوشنر وابسته است.

وضعیت انفجاری غزه و ترس رژیم صهیونیستی از حضور محور مقاومت، ایران و حزب‌الله در نزدیکی‌های جولان اشغالی، موجب می‌شود دورنمای سال 97 در میان مسئولین صهیونیستی همراه با یک جنگ باشد. جنگ جدید در محور شمالی یا جنوبی سرزمین‌های اشغالی با توجه به شرایط داخلی و وضعیت نتانیاهو و وضعیت ویژه نوار غزه  و جنوب سوریه چندان دور از ذهن نیست.


منابع:

[1]«آوی گبای رئیس حزب کار "اسرائیل" شد»، مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، منتشرشده در تاریخ 20 تیر 1396، قابل بازیابی در پیوند زیر:

  https://farsi.palinfo.com/8202

[2] محمد محسن فایضی، « حریدی‌ها؛ چالشی بزرگ برای رژیم صهیونیستی»، خبرگزاری فارس، منتشرشده در تاریخ 4 آبان 1396، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960803002097

[3] محمد محسن فایضی، « میزان رضایت‌مندی از «اسرائیلی» بودن در سرزمین‌های اشغالی»، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 30 بهمن 1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/17441/

[4]محمد محسن فایضی، « تبادل اسرا؛ چالشی جدی برای رژیم صهیونیستی»، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 11 مهر 1396، قابل بازیابی در پیوند زیر:

 http://tabyincenter.ir/21183

[5] «پایان جلسه وزارت جنگ اسرائیل بعد از سقوط جنگنده اف-16»، خبرگزاری فارس، منتشرشده در تاریخ 21 بهمن 1396، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13961121000379

[6] محمد محسن فایضی، « به رسمیت شناختن قدس غربی به پایتختی رژیم صهیونیستی از سوی روسیه، پیامدها و تهدیدها»، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 4 اردیبهشت 1396 ، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/18844

[7] « مودی: هند به راهکار دو دولتی معتقد است/ نتانیاهو: 70 سال برای دیدار شما صبر کردیم»، خبرگزاری فارس، منتشرشده در تاریخ 14 تیر 1396، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.farsnews.com/13960414000435

[8]« اهداف سفر نتانیاهو به هند»، خبرگزاری تسنیم ، منتشرشده در تاریخ 23 دی 1396، قابل بازیابی در پیوند زیر:

 https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/10/23/1626189

[9]محمد محسن فایضی، « سفر ترامپ به سرزمین‌های اشغالی؛ مقدمه شکل‌گیری سیاست منطقه‌ای ترامپ»، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 17 خرداد 1396 ، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/19478

 

 


© 2018 تمام حقوق این وبگاه برای اندیشکده راهبردی تبیین محفوظ می باشد.