سعودی‌ها نه می خواهند و نه می‌توانند به بازی کاهش نفت در  طولانی مدت ادامه دهند. استفاده از اهرم‌های اقتصادی در  بازی‌های سیاسی اصولاً عمر طولانی ندارد و بازیگران   نمی‌توانند از برگ برنده‌های خود برای یک دوره طولانی مدت استفاده کنند.

عربستان سعودی به دلیل برخورداری از موقعیت ویژه ژئوپلتیک و هم‌چنین بهره‌مندی از منابع عظیم انرژی، همواره یکی از بازیگران مهم و تأثیرگذار در جهان اسلام و منطقه خاورمیانه بوده است. همین ویژگی‌های منحصر به فرد نیز عموماً موجد بلندپروازی‌های مقامات سعودی چه در سطح  منطقه ای و چه در سطح بین المللی گردیده است. نمونه های فراوانی از این دست وجود دارد که بحران اخیر سوریه و عراق مصداق عینی آن است.

 

برخورداری از بیشترین ذخایر نفتی جهان، عربستان سعودی را به مهم‌ترین عضو در میان اعضای باشگاه کشورهای نفتی تبدیل نموده است و همین جایگاه ویژه سبب شده تا تصمیمات و سیاست های نفتی این کشور، تأثیر تعیین کننده ای در بازار جهانی نفت داشته باشد. در این میان، اگرچه تشکیل سازمان اوپک به منظور هماهنگ سازی رفتار کشورهای نفتی، نقطه عطفی در تعیین میزان تولید و نرخ جهانی نفت، به حساب می آید، اما در این سازمان نیز، هم‌چون سایر نهادهای بین المللی و منطقه‌ای، همه دولت‌ها از قدرت یکسانی برخوردار نیستند و دولت‌های عضو بسته به میزان تولید نفت، از توان تأثیرگذاری بر روندهای موجود برخوردارند.

 

رفتار اخیر دولت عربستان در جهت کاهش ندادن میزان تولید نفت و متعاقب آن کاهش کم سابقه بهای نفت در بازار جهانی و عدم واکنش صحیح اوپک به این موضوع، ابعاد و پیامدهای مهمی در بر دارد که در ادامه به برخی از آنها پرداخته خواهد شد.

 

نفت و اقتصاد عربستان

 

نظر به حجم عظیم ذخایر نفتی، اقتصاد عربستان سعودی، یک اقتصاد وابسته به نفت است و دولت کنترل کامل فعالیت‌های اقتصادی را در اختیار دارد. عربستان در حدود 16 درصد ذخایر نفتی جهان را در خود جای داده است و بر این اساس بزرگترین صادرکننده نفت جهان به شمار می رود و نقش رهبری را در سازمان اوپک ایفا می کند. درآمد حاصل از فروش نفت 80 درصد کل درآمدهای دولت، 45 درصد تولید ناخالص ملی و 90 درصد درآمد صادراتی عربستان را تشکیل می دهد.[1]

 

نقش آمریکا در بازی نفتی عربستان

 

عربستان سعودی از دیر باز متحد اصلی آمریکا در منطقه بوده و روابط راهبردی در زمینه‌های مختلف با این کشور داشته است. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم پهلوی در کنار دولت سعودی، نقش بازوان آمریکا را در منطقه ایفا می کردند و این نقش در چارچوب دکترین نیکسون، از سوی دولت آمریکا تعریف شده بود.

 

در  25 ژوئيه 1969 میلادی، نیکسون، رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا راهبرد جدید خود را در سیاست خارجی، چارچوب دکترینی جدیدی تعریف کرد. دکترين نيکسون بازتاب خود را بر منطقه خليج فارس با سياست دو ستونی نشان داد. بر اساس اين سياست، دولت‌هاي ايران و عربستان، به عنوان دو ستون مرکزي در راهبرد نوين امريکا، وظيفه رفع خلاء قدرت را در منطقه خليج فارس و درياي عمان عهده‌دار شدند. آمريکا با اعطاي کمک‌هاي همه‌جانبه اقتصادي و نظامي به اين دو کشور، آنان را به عنوان ابزار و وسيله تأمين امنيت و منافع خود در کل منطقه تقويت مي‌کرد، بدون آنکه خود احتياجي به حضور مستقيم داشته باشد.[2]

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عربستان سعودی به تنهایی وظیفه تأمین منافع آمریکا را در منطقه بر عهده گرفت و اهمیتی بیش از پیش برای مقامات کاخ سفید پیدا کرد. این نقش ویژه تقریباً در تمامی بحران های منطقه ای 3 دهه گذشته قابل تشخیص است.

 

نفت همواره یکی از ابزارهای عربستان به منظور تحقق اهداف سیاسی بوده است. نمونه‌های زیادی از بازی سعودی‌ها با نفت در کارزار سیاسی در طول دهه‌های گذشته وجود داشته است. در سال 1973، انور سادات رئیس‌جمهور وقت مصر پس از مذاکره با ملک فیصل، پادشاه عربستان تصمیم گرفتند تا با کاهش تولید نفت، قیمت آن را بالا ببرند و در ادامه نیز صادرات نفت را متوقف کردند. همه این اقدامات با هدف تنبیه کردن آمریکا به خاطر حمایت از اسرائیل در برابر کشورهای عربی، صورت گرفت.

 

در جریان بازی نفتی اخیر عربستان سعودی ردپای آمریکا به روشنی قابل مشاهده است. هفت ماه پیش از سقوط قیمت نفت، آوریل 2014، روزنامه «براودا» روسیه در سر مقاله خود به خبر مهمی اشاره کرد؛ این روزنامه نوشت: اوباما در سفر ابتدای سال 2014 خود به عربستان از ریاض خواسته بود طی گام‌های هماهنگ با واشنگتن از قیمت نفت برای ضربه زدن به اقتصاد روسیه استفاده کند.[3]

 

علاوه بر این دیدار، جان کری، وزیر خارجه آمریکا با ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی در ماه سپتامبر 2014 ملاقات محرمانه‌ای داشت که متعاقب آن کاهش قیمت نفت و اصرار سعودی‌ها بر کاهش ندادن میزان تولید به وقوع پیوست.

 

«بر این اساس در جریان ملاقات محرمانه جان‌کری، وزیر خارجه آمریکا و ملک‌عبدالله، پادشاه عربستان سعودی در ماه سپتامبر 2014، دو طرف به توافقی پنهانی دست یافتند که بر اساس آن سعودی‌ها موافقت کردند تا نفت خام خود را به قیمتی کمتر از قیمت رایج بازار به فروش برسانند. توطئه آمریکا و عربستان سعودی، قیمت نفت را ــ در مقایسه با بیشترین میزان آن در ماه ژوئن ــ تقریباً به نصف کاهش داده است.»[4]

 

آنچه که اتفاق افتاد این بود که عربستان سعودی بازار جهانی نفت را با نفت ارزان قیمت اشباع کند و یک جنگ قیمت در اوپک به راه بیندازد. سعودی‌ها مشتری‌های آسیایی، به خصوص مهمترین مشتری خود یعنی چین را برای تخفیف‌های خود نشانه گرفته‌اند و نفت خام خود را به جای قیمت سابق حدود 100 دلار برای هر بشکه، به 50 تا60 دلار برای هر بشکه عرضه می‌کنند. این تخفیف بی‌سابقه عربستان، از هر لحاظ با عملیات جنگ مالی آمریکا به وسیله دفتر «تروریسم و اطلاعات مالی» وزارت خزانه داری، با همکاری تعدادی از بازیگران داخلی در وال استریت که تجارت مشتقات نفتی را  کنترل می‌کنند، هماهنگ بود.[5]

 

دستکاری قیمت نفت توسط آمریکا و عربستان سعودی، با هدف بی‌ثبات کردن اوضاع اقتصادی دولت‌های مخالف سیاست های آمریکا صورت گرفته است. البته هدف اصلی در این میان، دولت روسیه است، دولتی که مهم‌ترین تهدید برای تسلط هژمونیک آمریکا بر جهان محسوب می‌شود. استراتژی کنونی آمریکا و عربستان، همانند استراتژی دو کشور در سال 1986 است، زمانی که در نتیجه همکاری آمریکا و عربستان سعودی، سیل نفت در جهان سرازیر شد و قیمت نفت به پایین تر از 10 دلار در هر بشکه رسید.

 

در اثر سقوط قیمت نفت، اقتصاد دولت‌های متحد شوروی سابق، از جمله صدام حسین در عراق، از بین رفت و همین مسئله زمینه را برای ضربه زدن به شوروی و نهایتاً فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فراهم نمود. امروز هم آمریکا و عربستان امیدوارند کاهش شدید درآمدهای نفتی روسیه در کنار تحریم هایی که توسط دولت آمریکا بر این کشور اعمال شده است، محبوبیت داخلی ولادیمیر پوتین را به طرز چشم‌گیری کاهش دهد و شرایط را برای سرنگونی دولت وی فراهم نماید.[6]

 

نکته دیگری که در این زمینه قابل ذکر است اینکه کاهش کم سابقه قیمت نفت در بازار جهانی، تبعات خطرناک اقتصادی برای فعالان اقتصادی در آمریکا، از جمله تولیدکنندگان داخلی شیل، به دنبال داشته است. اما با این همه کاخ سفید تا کنون در قبال این رفتار عربستان سعودی سکوت اختیار کرده است.

 

اهداف عربستان از کاهش قیمت نفت

 

همان طور که گفته شد، بازی نفتی اخیر عربستان سعودی بدون تردید با اهداف سیاسی صورت گرفته است. منطقه خاورمیانه در طول سه سال گذشته، شاهد دو بحران مهم در سوریه و عراق بوده است. بحران‌هایی که به عقیده اکثر کارشناسان، عرصه جنگ نیابتی عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران است. همین مسئله سبب شده تا سعودی‌ها از هر فرصت و ابزاری برای ضربه زدن به رقیب استفاده کنند. البته نمی توان همه اهداف عربستان را به اهداف سیاسی محدود نمود، بلکه برخی اهداف دیگر نیز برای مقامات سعودی متصور بوده است.

 

پادشاهی عربستان در این جنگ نفتی دو هدف عمده دارد. اول، به اعتقاد برخی از تحلیل گران ایجاد فشار بر جریان تولید نفت شیل – که اگر بخواهد با منابع متعارف نفتی رقابت کند باید با قیمت بیشتری فروخته شود – در خارج از بازار جهانی نفت. هدف دوم و مهم‌تر، فشار بر دو رقیب اصلی عربستان و آمریکا، ایران و روسیه است، کشورهایی که از رژیم بشار اسد در جریان جنگ داخلی سوریه حمایت کرده اند.[7]

 

تبعات اقتصادی و سیاسی این اقدام برای عربستان

 

کاهش شدید قیمت نفت، اگرچه ممکن است اهداف سیاسی و اقتصادی عربستان سعودی را در کوتاه مدت تأمین کند، اما بدون تردید تبعات زیان‌بار سیاسی و اقتصادی را در طولانی مدت برای این کشور به همراه خواهد داشت.

 

اگرچه علی النعیمی، وزیر نفت عربستان با اطمینان از عدم آسیب‌پذیری اقتصاد کشورش در قبال کاهش قیمت نفت سخن گفته است، اما کارشناسان اقتصادی بازار بورس عربستان روز سه‌شنبه 16 دسامبر 2014 را با توجه به سقوط بی‌سابقه شاخص بورس عربستان به کمترین میزان خود در 6 سال گذشته «سه‌شنبه سیاه» نامیدند. در پی کاهش قیمت نفت و هراسان شدن سرمایه گذاران عربستانی، شاخص بورس عربستان با  7.73% کاهش به 7330.3 واحد رسید.[8]

 

به لحاظ اقتصادی، برخی تحلیلگران بر این باورند در میدان کاهش قیمت‌ها، عربستان که در سال‌های گذشته ذخیره بزرگی اندوخته بود، بیش از هشت برابر ایران از درآمدهای ارزی‌اش کاسته خواهد شد. اگر ایران باید زیان‌هایش از بابت کاهش حدود چهل دلاری هر بشکه نفت در عدد حدود یک میلیون ضرب کند، عربستان باید زیان ناشی از کاهش بهای هر بشکه نفت را هشت برابر بیشتر بپردازد.[9]

 

نمود بارز تأثیرات مهلک اقتصادی کاهش بهای نفت را می توان در بودجه ریزی عربستان برای سال 2015 مشاهده کرد. کابینه عربستان سعودی، روز پنج شنبه 25 دسامبر 2014 در جلسه ای بودجه سال 2015 این کشور را تصویب کردند. بودجه‌ای که با افزایش اندک هزینه‌ها و کاهش شدید درآمدها به دلیل کاهش بهای نفت همراه بود. درآمدهای عربستان سعودی در سال 2015 با 39 میلیارد دلار کسری همراه خواهد بود. نشانه این فشار اقتصادی را می‌توان در سخنان وزیر اقتصاد عربستان مشاهده کرد، وی اعلام کرد که دولت تلاش خواهد کرد تا حقوق، دستمزد و کمک هزینه ها – که 50 درصد هزینه های دولت را تشکیل می دهند- را تا حد امکان کاهش دهد.[10]

 

تبعات خطرناک سیاست نفتی اخیر عربستان، تنها محدود به پیامدهای اقتصادی نیست، بلکه در زمینه سیاسی نیز این سیاست تبعات غیرمنتظره و خطرناکی را برای سعودی‌ها به همراه خواهد داشت. «عربستان سعودی یک بازی خطرناک را شروع کرده است. شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد ایران و روسیه تحت فشارهای اقتصادی، رفتارهای خود را تغییر دهند. هم‌چنین این سیاست عربستان ممکن است نتیجه معکوس بدهد و ایران و روسیه را در مقابله با این کشور جدی تر کند.»[11]

 

عربستان تا کجا بازی نفتی را ادامه خواهد داد؟

 

برای پاسخ به این سؤال که سیاست نفتی عربستان مبنی بر عدم کاهش میزان تولید نفت تا چه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد، باید عوامل متعددی را مورد بررسی قرار داد. در واقع پاسخ به این سؤال باید در دو مقطع کوتاه مدت و بلند مدت بررسی شود.

 

همان طور که گفته شد، عربستان اهداف سیاسی و اقتصادی مهمی را در بازی نفتی خود در کوتاه مدت دنبال می‌کند. به لحاظ سیاسی، سعودی‌ها نشان داده‌اند که برای حفظ نفوذ و جایگاه خود در معادلات منطقه حاضرند هزینه‌های سنگینی را بپردازند، حتی اگر تبعات اقدامات شان، دامن خود آنها را نیز بگیرد. در واقع پیروزی در جنگ‌های نیابتی جاری در منطقه برای مقامات سعودی اهمیت استراتژیک دارد و چه بسا در این میان حاضر باشند از برخی منافع اقتصادی خود نیز بگذرند.

 

به لحاظ اقتصادی اگر بخواهیم مبنای تصمیم دولت در این زمینه را مواضع اخیر علی النعیمی، وزیر نفت عربستان قرار دهیم، به نظر می رسد سعودی‌ها حداقل در کوتاه مدت برنامه‌ای برای کاهش تولید نفت نخواهند داشت و با راهکارهایی از جمله افزایش حفاری نفتی، با پدیده کاهش بهای نفت و محدودیت‌های اقتصادی آن مقابله خواهند کرد.

 

اما در بلند مدت قضیه به کلی متفاوت است و سعودی‌ها نه می خواهند و نه می توانند به بازی کاهش نفت در طولانی مدت ادامه دهند. استفاده از اهرم‌های اقتصادی در بازی های سیاسی اصولاً عمر طولانی ندارد و بازیگران نمی توانند از برگ برنده‌های خود برای یک دوره طولانی مدت استفاده کنند، زیرا از یک سو هم اعتبار این برگ برنده‌ها به تدریج از بین می رود و هم طرف‌های مقابل امکان مقابله با این برگ‌ها را خواهند داشت. ورود به یک رقابت خطرناک نفتی با ایران و روسیه، ممکن است تبعات ناگوار و غیر قابل پیش بینی برای عربستان سعودی به همراه داشته باشد.

 

به لحاظ اقتصادی نیز امکان تحمل قیمت‌های پایین نفت برای کشوری مانند عربستان سعودی که یک اقتصاد کاملاً وابسته به نفت دارد، چندان ساده نخواهد بود. در واقع بازی کاهش قیمت نفت ممکن است قیمت این ماده مهم و استراتژیک را به حدی برساند که سعودی ها نیز با چالش های جدی مواجه شوند.

 

کارشناسان نفتی معتقدند اگرچه عربستان قیمت‌های کنونی نفت را می‌تواند تحمل کند؛ اما با رسیدن نفت به بشکه‌ای ٤٠ دلار زیان های اساسی به این کشور وارد می شود. به گزارش شبکه خبری ‌ان‌بی‌سی آمریکا، کریس فالکنر، مدیرعامل شرکت بریتلینگ انرژی، اعلام کرد که عربستان برای حفظ سطح تولید سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در سطح ٣٠ میلیون بشکه در روز تلاش می‌کند؛ اما باید دانست که حتی بزرگ‌ترین‌ صادرکننده نفت جهان، یعنی عربستان، آستانه تحملی دارد. فالکنر گفت: به نظر من قیمتی که عربستان را مجبور به واکنش خواهد کرد ٤٠ دلار برای هر بشکه نفت است، آنها هر چیزی که دوست دارند می‌توانند بگویند؛ اما در پایان نمی‌توانند برای همیشه پول تزریق کنند و درآمد نداشته باشند.[12]


نشانه های آسیب‌های اقتصادی کاهش قیمت نفت از هم اکنون در بودجه ریزی عربستان سعودی برای سال 2015 میلادی مشهود است. « عربستان سعودی برای سال مالی 2015 یک کسری بودجه عظیم را پیش بینی کرده است. بنابر اعلام شاهزاده سلمان بن عبدالعزیز آل سعود، میزان کسری بودجه عربستان در سال آینده میلادی، رقم 38.6 میلیارد دلار خواهد بود.»[13]

 

همچنین در حالی که عربستان سعودی هر ساله قیمت نفت را در بودجه پایین تر از قیمت بازار در نظر می گرفت، در شرایط کنونی بنابر پیش بینی تحلیلگران اقتصادی، قیمت نفت در بودجه 2015 عربستان بین 55 تا 63 دلار در نظر گرفته شده است که با قیمت کنونی نفت در بازار برابری می کند.[14] همین مسئله نشان می دهد که کاهش بیشتر قیمت نفت، چالش‌های مهمی را برای دولت عربستان در سال آینده میلادی به همراه خواهد داشت.

 

اگرچه برخی از مقامات اقتصادی عربستان سعودی مدعی هستند که با استفاده از ذخایر عظیم ارزی می توانند کسری بودجه سال 2015 را جبران کنند، اما تداوم این کسری بودجه ها قطعاً مطلوب دولت عربستان نخواهد بود و محدودیت‌های اقتصادی جدی را بر این کشور تحمیل خواهد کرد.[15]



[1]. https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/sa.html

[2]. محمدجعفر چمنکار، "بازتاب دکترين نيکسون بر منطقه خليج فارس و سياست خارجي محمدرضا پهلوي"، مؤسسه مطالعات تاریخ ایران معاصر

http://www.iichs.org/index.asp?id=1214&doc_cat=1

[3]. خبرگزاری فارس، 30/09/93.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930928000796

[4]. پایگاه باشگاه خبرنگاران جوان، 29 آذر 1393

http://www.yjc.ir/fa/news/5075372/

[5]. F. William Engdahl, “The Secret Stupid Saudi-US Deal on Syria. Oil Gas Pipeline War”, October 26, 2014 http://www.globalresearch.ca/the-secret-stupid-saudi-us-deal-on-syria/5410130

[6]. F. William Engdahl, “The Secret Stupid Saudi-US Deal on Syria. Oil Gas Pipeline War”, October 26, 2014 http://www.globalresearch.ca/the-secret-stupid-saudi-us-deal-on-syria/5410130

[7]. Mohamad Bazzi, “Saudi Arabia is playing chicken with its oil”, December 15, 2014,http://blogs.reuters.com/great-debate/2014/12/15/saudi-arabia-is-playing-chicken-with-its-oil/

[8]. خبرگزاری فارس، 30/09/93

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930930000200

[9]. دکتر سکینه ببری گنبد، "بازی عربستان در اوپک". مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران

 

 http://www.tisri.org/default-1747.aspx

[10]. http://www.nytimes.com/aponline/2014/12/25/world/middleeast/ap-ml-saudi-economy.html?_r=0

[11]. Mohamad Bazzi, “Saudi Arabia is playing chicken with its oil”, December 15, 2014,http://blogs.reuters.com/great-debate/2014/12/15/saudi-arabia-is-playing-chicken-with-its-oil/

[12]. پایگاه اینترنتی روزنامه دنیای اقتصاد، 07/10/93

http://www.donya-e-eqtesad.com/news/849869/

[13]. http://www.presstv.ir/detail/2014/12/25/391812/saudi-arabia-declares-huge-budget-deficit/

[14]. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931007001211

[15]. http://www.ft.com/intl/cms/s/0/d448514c-844e-11e4-bae9-00144feabdc0.html#axzz3NOSvRBX0