بدون شک گام اساسی برای ممانعت از غربی شدن پوشش جامعه، تغییر ارزش «مدپذیری» می باشد در حالی که متاسفانه به نظر می رسد سیاست اشتباهی را برخی برنامه ریزان فرهنگی در پیش گرفته اند و از روشهایی مانند فستیوال مد اسلامی، نمایشگاه مد و مجلات مد اسلامی برای گسترش الگوی اسلامی استفاده می کنند.

پوشش هر جامعه علاوه بر رفع نیازهای افراد، یکی از ابزارهای نشان دهنده فرهنگ، هویت و تمدن آن جامعه می باشد، به گونه ای که پوشش (اعم از لباس، آرایش و ظاهر) را می توان از مهمترین حوزه های سبک زندگی جوامع دانست. لذا شکی نیست در حرکت گام به گام به سوی تمدن اسلامی - ایرانی نیاز به تدوین الگوهای بومی پوشش برای ساخت سبک زندگی مبتنی بر آموزه های نظام اسلامی وجود دارد و تدوین الگوهای کلان پوششی(در راستای تدوین سبک زندگی بومی) یکی از جنبه های مهندسی فرهنگی در مسیر نیل به آرمانهای انقلاب به شمار می رود.

در این نوشتار ابتدا به بیان تفاوت دو مقوله «مُد» و «الگوهای پوششی» پرداخته و سپس الگوی پوششی بررسی شده و گام های موردنیاز جهت تدوین الگوهای پوششی مبتنی بر مدل اسلامی - ایرانی بحث می شود.

«مُد» و «الگوی پوشش»

هنجارها و حد و حدود پوشش در هر جامعه و فرهنگ را الگوی پوشش می گویند که از دو بخش چارچوب اصولی و شیوه های ظاهری پوشش تشکیل شده است و دو ویژگی مهم آن پایداری و ارتباط آن با لایه های عمیق هویتی و تمدنی جامعه می باشد.

در حالیکه مُد پدیده ای مدرن و به معنای شیوه های گذرا و ناپایدار زندگی می باشد که به صورت یک موج، فراگیر شده و پس از زمان کوتاهی با ورود مد جدید از بین می رود. هر مد جدید، کلیه الگوهای زندگی پیش از خود را با برچسب دِمُده و قدیمی بودن فاقد ارزش دانسته و سعی در القای خود به عنوان فرهنگ غالب دارد. گسترش مد در جامعه نیاز به پیش نیازهایی دارد که از جمله آنها «مد پذیر» یا «مدپرست» شدن جامعه می باشد به آن معنا که جامعه می بایست به صورت آگاهانه پذیرای مدهای جدید بوده و تغییرات مد را به عنوان ارزش غالب بپذیرد.

پدیده مدگرایی در ابتدای قرن بیستم به دلیل منافع عظیم اقتصادی برای سرمایه داران گسترش یافت اما بعدها به وسیله ای برای نفوذ فرهنگی و گسترش سبک زندگی مطلوب غرب بدل شد به گونه ای که امروزه بسیاری از مردمان جهان در حوزه های سبک زندگی و پوششی تابع الگوهای غربی بوده و علاوه بر آن چشم انتظار مدهای جدید تولید شده از سوی ایشان می باشند.

به طور کلی می توان نفوذ فرهنگ از طریق مد را در سه گام توضیح داد که درگام اول بدون تعدی به فرهنگ میزبان و چارچوب های آن تنها تلاش می شود «تغییر» و «نو شدن افراطی» به یک ارزش در فرهنگ میزبان بدل شود. در چنین شرایطی هرچیز «نو» و جدیدی دارای ارزش شده و قدیمی شدن منجر به بی اعتباری سبکهای گوناگون زندگی می شود. این روند تا جایی ادامه می یابد که در گام بعد جامعه میزبان، مدپذیر و سپس مدپرست شده و تشنه مدهای جدید می شود. در چنین شرایطی فرهنگ میزبان به دلیل نداشتن ساختارهای معرفی مدهای گوناگون و ارضای نیاز جامعه، قادر به پاسخگویی به جامعه مدپرست خود نبوده و لذا جامعه رو به مدلهای غیربومی می آورند که در چنین حالتی به راحتی الگوهای پوششی غرب به درون جامعه میزبان نفوذ می کند و گام به گام به تغییر هنجارهای پوششی غرب می پردازد.

بنابراین گام اساسی برای ممانعت از غربی شدن پوشش جامعه تغییر ارزش «مدپذیری» می باشد در حالی که متاسفانه به نظر می رسد سیاست اشتباهی که برخی برنامه ریزان فرهنگی در پیش گرفته و از روشهایی مانند فستیوال مد اسلامی، نمایشگاه مد و مجلات مد اسلامی برای گسترش الگوی اسلامی پیشنهاد می کنند هرچند شاید بتواند فرهنگ اسلامی را در لایه های پوششی جامعه گسترش دهد ولی نمی تواند مدپرستی را حل کرده و بالعکس به مدپرستی بیشتر جامعه دامن می زنند، همانگونه که رهبر معظم انقلاب در این خصوص می فرمایند:

"به اعتقاد من، گرايش به سمت مدگرايى و تجمل‌گرايى و تازه‌طلبى و افراط در كار آرايش و نمايش در مقابل مردان، يكى از بزرگ‌ترين عوامل انحراف جامعه و انحراف زنان ماست. در مقابل اين‌ها، خانم‌ها بايستى مقاومت كنند."  (ديدار با جمع كثيرى از پرستاران 1370/8/22)

انواع الگوی پوشش

همانگونه که بیان شد الگوی پوشش دو وجه چارچوب و ظاهر دارد. چارچوب که اصول اساسی و باید و نبایدهای ارزشی در حیطه سبکهای پوششی می باشد می بایست از اصول دینی و ارزشی جامعه مشتق گردد. پس از تعیین چارچوب، سطوح ظاهری و زیبایی شناختی پوشش درون چارچوب ارزشی شکل گرفته و قابلیت تغییر درون این چارچوب را دارند.

انواع پوشش را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود:

الف) پوشش عمومی: پوشش عمومی الگوهایی هستند که افراد در ظهور و بروزهای اجتماعی خود در جامعه استفاده می کنند و به عبارتی پوشش رسمی جامعه در سنین و سطوح مختلف به حساب می آید. عمدتا در عرف جامعه هرجا از پوشش سخن به میان می آید این پوشش مدنظر است.

ب) پوشش غیرعمومی: در کنار پوشش عمومی، انواع دیگری از پوشش هستند که رسمیت خاص و محدودی دارند، از جمله پوشش مشاغل، پوشش مهمانی ها یا جشنها یا عزاداریها، پوشش در محیط خصوصی و خانواده و ... . هرچند این نوع از پوشش از نظر عموم جامعه فاقد اهمیت شناخته نمی شود اما به نظر می رسد یکی از مهم ترین حوزه هایی که مدخل ورود الگوهای پوششی به جامعه می باشد همین پوشش های غیرعمومی هستند که دسته بندی های آنها بسیار زیاد و متنوع است.

ج) پوشش سمبلیک: در این دسته، پوشش به عنوان ابزار انتقال ارزش استفاده می شود و عمدتا پیامهای عمیق فرهنگی با خود دارند به عنوان مثال چفیه سنبل جهاد و ایثار و شهادت یا لباس فارغ التحصیلی و ... از آن جمله اند. این گونه از پوشش می تواند به جهت دهی ارزشهای جامعه بپردازد و می بایست سنخیت کاملی با فرهنگ و ارزشهای جامعه داشته باشد در غیر اینصورت به تغییر فرهنگ جامعه می پردازد.

تهدیدهای استفاده از الگوی غربی

در حال حاضر که با هجمه عظیم فرهنگی مواجه هستیم گام به گام الگوهای پوششی تغییر کرده و به مدهای غربی نزدیک تر می شوند که سه آسیب جدی، جامعه را تهدید می کند:

1- اولین تهدید پیش رو، رواج و گسترش هرچه بیشتر مدپذیری، مدپرستی و تجمل گرایی در جامعه است و حتی اگر بتوان مدهای اسلامی نیز تولید و ارائه کرد، اصل موضوع مدپرست بودن جامعه مذموم و نکوهیده بوده و منجر به ضربه زدن به پیکره های جامعه می شود.

"تهاجم فرهنگى، مثل خودِ كار فرهنگى، اقدامِ آرام و بى سر و صدايى است. يكى از راههاى تهاجم فرهنگى، اين بوده است كه سعى كنند جوانان مؤمن را از پايبنديهاى متعصّبانه به ايمان، كه همان عواملى است كه يك تمدّن را نگه مى‌دارد، منصرف كنند.   (۱۳۷۱/۰۵/۲۱  بيانات در دیدار جمعی از كارگزاران فرهنگی)"

2- دومین تهدید، نگاه الگویی و ارزشی جامعه به غرب در حوزه های مختلف سبک زندگی است که منجر به تقلید صرف از سبک زندگی غربی می گردد و یکی از نتایج غیرمستقیم مدپرستی آن است که زمینه پذیرش بدون چون و چرای فرهنگ غرب در حوزه های مختلف سبک زندگی، و اطاعت و تقلید محض از الگوهای غربی در جامعه مهیا می گردد.

"اشاره كردم به مسأله‌ى تقليد فرهنگى. البته تقليد فرهنگى خطر خيلى بزرگى است، ... مواظب باشيد قبله‌نماى اين مُدگرايى به سمت اروپا نباشد... من مى‌گويم بنشينيد براى خودتان يك لباس طراحى كنيد... اگر مى‌خواهيد سبك راه رفتن را تغيير دهيد، بكنيد؛ اما خودتان انجام دهيد؛ از ديگران ياد نگيريد.  (1383/4/17  بيانات ديدار جوانان استان همدان)"

3- سومین تهدید نیز فرهنگ برهنگی است، چراکه مدهای برآمده و الگوگرفته از غرب، هرچند در ابتدای راه بویی از برهنگی به همراه نداشته باشند، اما در ذات خود گام به گام به سمت مدینه فاضله غرب پیش می روند تا جایی که به مدلهای برهنه که منتها الیه پیش روی غرب می باشد رسیده و منجر به زمینه سازی برای انحطاط گام به گام فرهنگی جامعه می شود.

«شما خيال كرده‌ايد كه اگر ما چادر را كنار گذاشتيم، فرضاً آن مقنعه‌ى كذايى و آن لباسهاى «و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ» و همانهايى را كه در قرآن هست، درست كرديم، دست از سر ما بر مى‌دارند؟ نه، آنها به اين چيزها قانع نيستند؛ آنها مى‌خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عيناً اين‌جا عمل بشود؛»  (1370/10/4 بيانات در ديدار اعضاى شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان)

«الگوى غربىِ امروزِ اروپايى، برخاسته و زاييده از الگوى باستانى رومى و يونانى آنهاست. آن روز هم اين‌طور بود كه زن وسيله‌يى براى تكيف و التذاذ مرد بود و همه چيز تحت‌الشعاع اين بود، امروز هم اين را مى‌خواهند؛ حرف اصلى غربيها اين است.»  (۱۳۷۰/۰۸/۲۲ بیانات در ديدار جمعی از پرستاران)

بنابراین شکی نیست که پیروی از الگوهای غربی و انفعال در الگوسازی پوشش اسلامی در سه گام ابتدا به مدپرست شدن جامعه، سپس به الگوشدن غرب برای جامعه (به صورت یک کل) و سپس برهنه شدن جامعه منجر می شود. در این راستا می بایست برای ساخت تمدن اسلامی - ایرانی به شناسایی این سه تهدید و عمق آنها و ارائه مدلهای بدیل الگوی اسلامی همت گماشت.

چه باید کرد؟

قبل از پاسخ به این سوال که چه باید کرد می بایست به این مسئله توجه کرد که از نظر شرع مبین اسلام موازین کلی در حوزه پوشش و مد ارائه گردیده است که می بایست استخراج شده و بررسی شوند. به عنوان مثال اسلام با اسراف مخالف است، با پوشش شهرت و متفاوت با عرف جامعه مخالف است، با مباهات و فخرفروشی ناشی از نوع پوشش مخالف است و در الگوهای پوششی نیز حد و حدود شرعی را به عنوان خط قرمز ارائه می دهد. بنابراین قبل از پرداختن به مسئله الگوی پوشش، واضح است که اسلام و انقلاب با پدیده «مُد» اختلاف مبنایی داشته و مد و مدپذیری را آفت جامعه و فرد و ناقض حد و حدود الهی می داند.

و اما برای حرکت به سمت تدوین الگوی اسلامی - ایرانی پوشش می بایست گام های ذیل در نظر گرفته شود:

 1- برخورد با مدپذیری جامعه:

پدیده مدپذیری و مدپرستی به خودی خود آسیبهای بسیاری دارد و لذا می بایست جامعه را از آن برحذر داشت. از مولفه های مهم این پدیده تجمل گرایی افراطی می باشد که با توجه به ریشه های مدرن این پدیده، تمایل افراد به نوشدن و نوگرایی بسیار زیاد می شود. در این حال به طور طبیعی طبقات بالاتر جامعه توانمندی بیشتری برای هماهنگ شدن با مدهای روز داشته و شار تغییر مد، از طبقات بالا به سوی طبقات پایین رواج می یابد.

لذا می بایست با مجموعه برنامه های مشخص(که در این مجال نمی گنجد) به مقابله با مدپذیری جامعه، و نیز مقابله با تبدیل نظام ارزشی به نظام هرمی از طبقات بالا به سوی طبقات پایین پرداخت.

 2- شناسایی نحله های پوششی کنونی جهان و ایران:

متاسفانه ما هنوز شناخت دقیقی از نحله ها و جریانهای فرهنگی تعیین کننده پوشش در جهان و ایران نداریم. به گونه ای که با تکثر ناشناخته و سردرگم کننده ای مواجه بوده و قدرت تشخیص و تمیز تفاوتها و سبقه این جریانها برای شناسایی لایه های زیرین پوشش های مختلف وجود ندارد. بنابراین می بایست در گام اول به شناسایی جریانهای فکری و فرهنگی زیربنایی که منجر به ایجاد مدها و سبک های پوششی گوناگون گردیده اند ، پرداخت.

 3- استخراج چارچوبهای اسلامی:

همانگونه که گفته شد الگوی پوششی نیاز به چارچوبهای ارزشی دارد و بدون آنها نمی توان به قضاوت در خصوص پوششهای مختلف دست زد. بدین منظور در یک بخش استخراج اصول و ارزشهای دین در این خصوص، در بخش دیگر تدوین نظام ارزشی پوشش از منظر دین و در گام بعد هم جنس نمودن اصول استخراجی با مقتضیات زمان و ارائه نظام پوشش اسلامی از مهمترین وظایف پیش روی عالمان دین در این حوزه است. در صورتی که این چارچوب به خوبی استخراج شده و سپس شاخص گذاری گردد می توان به قضاوت دقیق در خصوص وضعیت کنونی پوششی جامعه و پوششهای الگویی جهان پرداخت.

 4- راه اندازی مراکز تدوین الگوهای پوششی:

در این گام می بایست مراکز تدوین الگوهای پوششی در جامعه ایجاد شود. این مراکز می بایست تحت نظارت دقیق حوزه دین، و در چارچوبهای ارزشی استخراج شده در نظام پوششی، از زمینه های هنری و زیبایی شناختی استفاده نموده و به تدوین الگوهای پوششی برای سنین مختلف بپردازد. نکته مهم آنکه تفاوت اصلی چنین مراکزی با مراکز ارائه مد آن است که الگوهای پوششی تدوین شده توسط این مراکز می بایست پایدار بوده و علاوه بر تکثر بسیار زیاد مدلها(برای تامین ذائقه جامعه) از تغییرات هر روزه دور باشد.

 5- استفاده از ابزارهای تبلیغی فرهنگ سازی مناسب:

حتی در صورتی که الگوهای پوششی مناسب نیز تدوین شود، هنوز برای اشاعه آن در جامعه نیاز به ابزارهای تبلیغی متنوع است و تا زمانی که نتوان جامعه را به استفاده از چنین الگوهایی ترغیب کرد هنوز به مقصود نایل نشده ایم. در این راستا پیشنهاد می شود از دو ابزار مهم تبلیغات رسانه ها و هدایت تولید کنندگان استفاده شود. به این صورت که از یک سو از طریق بمباران تبلیغاتی رسانه ای، به ارائه الگوهای پوششی پرداخته و ویژگیهای متمایز کننده این الگوها در مقابل مدهای غربی، برای ترغیب جامعه بیان شود. از سوی دیگر با سیاستگذاری در جهت هدایت و تشویق تولیدکنندگان تلاش شود پوشش های تولید شده در این سطح با قیمت مناسب در اختیار جامعه قرار گیرد.البته این امر نیاز به مهندسی فرهنگی دارد که می بایست به صورت مفصل به آن پرداخته شود.

در این گام نکته بسیار اساسی که وجود دارد وضعیت کنونی جامعه است که مدپرست بوده و شار تغییر پوشش از طبقات بالا به سمت طبقات پایین است. همانگونه که در گام اول گفته شده می بایست مدپرستی جامعه تغییر کند ولی در کنار آن نیاز است برای تبلیغ الگوهای پوششی بومی، به شار ارزشی جامعه دقت شده و از طریق الگوهای پذیرفته شده جامعه اقدام شود. به گونه ای که اگر با مدپرستی مخالفت نشود و آن را بپذیریم، راهی جز تغییر الگوها از طریق هدایت از طبقات بالای جامعه وجود نخواهد داشت. برای بیان اهمیت این موضوع مثالی بیان می شود:

در صورتی که جامعه، مدپرست بوده و شار ارزشی از طبقات بالا به پایین باشد ارائه پوششهای ارزان منجر به خروج آنها از نظام ارزشی جامعه شده و برای گسترش الگوهای مدنظر خود، می بایست پوششهای بومی را با هزینه های گزاف و به شکلی ارائه کرد که تنها طبقه بالای جامعه بتواند از آن استفاده کند. در همین راستا طبقه بالای مدپرست، با هدایت به سمت استفاده از چنین کالاهای گران قیمتی الگوی خود را تغییر می دهد و طبقات پایین نیز در راستای همان مدپرستی، به الگوگیری از «لباسهای گرانقیمت و با کلاس» طبقه بالا می پردازند. به همین دلیل است که در صورت عدم علاج مدپرستی، مهندسی فرهنگی در حوزه های الگوی پوششی کار بی حاصلی می باشد و به همین جهت ترویج نمایشگاه های مد اسلامی(تا زمانی که جامعه را به سمت مدپرستی بیشتر هدایت کند) در عمل کاری بیهوده و باطل است.

 6- برخورد سلبی با مدهای غربی:

در کنار کلیه گام های فوق، در گام آخر می بایست به برخورد سلبی و ممانعت از ورود مدهای غربی در جامعه و جلوگیری از استفاده از آنها پرداخت. این برخورد سلبی می تواند در سطوح مختلف اعم از ممانعت از رسانه های ایشان، برخورد با تولیدکنندگان، برخورد با کسانی که از چنین مدهایی استفاده می کنند و ... اجرا شود و نتیجه آن محدود کردن الگوهای پوششی غرب و بالابردن شانس گسترش الگوهای پوششی اسلامی - ایرانی می باشد.

چه دستگاه هایی می بایست متولی تغییر الگوهای پوششی شوند؟

اینکه در ایران کنونی چه دستگاههایی متولی تغییر الگوی پوششی هستند بحث مفصلی می طلبد اما می توان کلیت دستگاه های مرتبط با چنین مسئله ای را نام برد و به صورت زیر بیان نمود:

حوزه های علمیه

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

وزارت صنعت، معدن و تجارت

سازمان صدا و سیما

نیروی انتظامی

وزارت ورزش و جوانان

سازمان تبلیغات اسلامی

وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و وزارت بهداشت

وزارت امور اقتصادی و دارایی

مرکز امور زنان و خانواده

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

نیروی مقاومت بسیج

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهرداری‌ها

ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

مجلس شورای اسلامی

وزارت کشور

قوه قضائیه

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

در این نوشتار به صورت خلاصه به ارائه تعریف الگوی پوششی، انواع آن، تهدیدهای پیشروی غرب و راهکارهای تدوین الگوی پوشش اسلامی - ایرانی پرداخته شد. در گامهای بعدی پژوهش به مواردی از جمله شیوه های مقابله با مدپذیری جامعه، شیوه های مقابله نرم با ورود مد به جامعه و شیوه های مهندسی فرهنگی پوشش در جامعه(ترویج پوششهای مطلوب در جامعه) به صورت نرم پرداخته می‌شود.