اعتدال از دو ریشه «عَدل» از عدالت و «عِدل» به معنای توازن آمده است. لذا اینکه اعتدال به معنای حد وسط یا معنای حد عادلانه است همواره مورد بحث و مناقشه بوده است. با این حال تأکید علمای شیعه عمدتاً بر آن بوده است که اعتدال را می‌بایست از ریشه‌ی عدل به معنای عدالت برشمرد.

در این نوشتار کوتاه بدون پرداختن به حواشی موضوع، تلاش شده است به بررسی آیات و روایاتی که درخصوص موضوع اعتدال وجود دارند، بپردازیم. در این خصوص تلاش شده است، پس از تعریف اعتدال و بیان اهمیت آن در قرآن و روایات به عوامل خروج از اعتدال و معیارهای آن پرداخته و الگوهای اعتدال معرفی شوند.

 

تعریف لغوی اعتدال

اعتدال در لغت به معنای میانه‌روی، رعایت حد وسط در بین دو حال از جهات مختلف، توازن و هم‌وزنی، انتخاب محاسن دو حد نهایی افراطی و برقراری تناسب بین آنها و پرهیز از افراط و تفریط در زندگی است.

 

تعریف اصطلاحی اعتدال

اعتدال از دو ریشه «عَدلٌ» از عدالت و «عِدل» به معنای توازن آمده است. لذا اینکه اعتدال به معنای حد وسط یا معنای حد عادلانه است همواره مورد بحث و مناقشه بوده است. با این حال تأکید علمای شیعه عمدتاً بر آن بوده است که اعتدال را می‌بایست از ریشه‌ی عدل به معنای عدالت برشمرد. آیت الله جوادی آملی، اعتدال به معنای تعادل و یکسانی را ناپسند شمرده و اعتدال از ریشه عَدَلَ را پسندیده می‌شمارد، از نظر ایشان نباید اعتدال را حد وسط دو چیز دانست.

این مسئله نکته‌ای بسیار مهم و اساسی است و اگر اعتدال از معنای عدالت دانسته شود می‌توان به اهمیت آن و دلیل تأکید بر آن در آیات و روایات ذیل پی برد. در غیر این‌صورت اگر اعتدال تنها حد وسط و متوازن برشمرده شود شکی نیست نه منطق و نه اخلاق اسلامی و غیراسلامی چنین رویه‌ای را نپذیرفته و حد وسط گرفتن در همه جا را رویه‌ای غیرعاقلانه بر می‌شمرد.

 

اعتدال در آیات و روایات

در قرآن کریم در موارد متعددی بر اعتدال و اهمیت آن تأکید شده است، به عنوان مثال هنگامی که ویژگی امت اسلام را بیان می‌نماید، از اعتدال به عنوان ویژگی مهم ایشان نام برده و می‌فرماید:

«وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً...؛ و این چنین شما را امتی میانه و معتدل ساختیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد و ...»  (بقره: 143)

همچنین در قرآن از راه راست به عنوان راه میانه یاد شده است و از زبان حضرت موسی(ع) بیان‌ شده که راه میانه، راه درست هدایت است و لذا می‌فرماید:

«قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل؛ حضرت موسی گفت شاید پروردگارم مرا به راه میانه و اعتدال راهنمایی و هدایت کند.» (قصص آیه ۲۲)

خداوند در بیان ویژگی‌های دین ابراهیمی می‌فرماید:

«ما کان ابراهیم یهودیاً و لانصرانیاً و لکن کان حنیفاً مسلماً و ما کان من المشرکین؛ ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی بلکه او بر دین معتدل اسلام بود و از مشرکان نیز نبود.» (آل عمران آیه ۶۷)

در کنار تأکیدات قرآن، پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و‌آله نیز بر اهمیت اعتدال در امور مختلف زندگی تأکید داشته‌اند. به عنوان مثال ایشان به امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند:

«علی‌‌ جان، عبادت پروردگار را مبغوض خویش قرار ‌مده، کسی‌که در این‌کار زیاده‌روی می‌کند، نه راه پس برای خودش می‌گذارد و نه راه پیش. مانند کسی عمل کن که امید دارد که در پیری بمیرد و مانند کسی مباش که می‌ترسد فردا بمیرد.»

رسول خدا (صلی الله علیه‌و‌آله) بارها می فرمودند: «یا ایها الناس علیکم بالقصد، علیکم بالقصد، علیکم بالقصد؛ ای مردم! بر شما باد به میانه‌روی، بر شما باد به میانه‌روی، بر شما باد به میانه‌روی.» (کنز العمال، ج 3، ص 28 )

حضرت علی علیه السلام در خصوص نحوه اعتدال در دوستی و دشمنی می فرمایند: «دوست خود را دوست بدار از روی اعتدال (او را بر  همه اسرارت آگاه مکن)، شاید روزی از روزها دشمنت شود و پشیمان شوی و دشمنت را دشمن بدار از روی اعتدال (پرده دری مکن)، شاید روزی از روزها دوستت شود و شرمنده او بشوی.» (شرح نهج البلاغه کلمات 274)

امیرمؤمنان علی علیه‌‌‌السلام آنان را که از راه اعتدال به سوی افراط و تفریط کشانده می‌شوند، جاهل می‌خواند و می‌فرماید: «لا تَرَی الجاهِلَ إِلّا مُفرِطا او مُفرِّطاً؛ همیشه جاهل را نمی‌بینی جز اینکه یا زیاده‌روی می‌کند و یا کم می‌آورد.» (نهج البلاغه حکمت 70)

در متون روايي حضرت علی (علیه السلام) در مورد پيامبر گرامي اسلام فرموده است: «سیرته القصد؛ رسول خدا، سیره و رفتارش میانه و معتدل بود.» (نهج البلاغه، کلمات قصار67)

امام علی علیه‌السلام بارها سیره‌ی رسول‌الله را میانه‌روی و معتدل در امور و میانه‌رو معرفی می‌کردند، به گونه‌ای که هیچ‌گاه از ایشان افراط یا تفریط مشاهده نمی‌شد. (عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص318)

امام علی علیه‌السلام در جایی دیگر فرمودند: «الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ عَلَيْهَا بَاقِي الْكِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ الْعَاقِبَة؛ انحراف به‌ راست و چپ گمراهی است و راه مستقیم و میانه جاده وسیع حق است . کتاب خدا و آیین رسول(صلی الله علیه و آله وسلم) همین راه را توصیه می‌کند و سنت پیامبر (صلی‌الله علیه و‌آله وسلم) نیز به همین راه اشاره می‌کند و سرانجام همین جاده ترازوی کردار همگان است و راه هم بدان منتهی می‌شود.» (خطبه16 نهج البلاغه)

 

معیار اعتدال

حضرت امیر (علیه السلام ) می‌فرمایند: «نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطَى بِهَا يَلْحَقُ‌ التَّالِي وَ إِلَيْهَا يَرْجِعُ الْغَالی؛ ما جایگاه میانه‌ایم، عقب افتادگان باید به ما ملحق شوند و تندروان غلوکننده باید به سوی ما باز گردند.» (نهج البلاغه، حکمت 109)

لذا از نظر ایشان، ائمه اطهار و معصومین سلام‌الله‌ علیهم معیار اعتدال هستند و تندروان و کندروان می‌بایست به ایشان ملحق شده و خود را با ایشان بسنجند.

 

عوامل خروج از اعتدال

عموماً اعتدال را معادل عمل اخلاقی و منطقی می‌دانند و حتی اخلاق جدید هم اعتدال را منطقی می‌شمارد. با این حال دو عامل را دلایل خروج از اعدال بر می‌شمرند که عبارتند از:

الف. جهل:  انسانی که جاهل است اقدامات افراطی و تفریطی انجام می‌دهد. امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: «لَا تَرَی الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً» (نهج البلاغه، حكمت 70)

ب. پیرویازهواینفس: کسی که از تمایلات نفسانی پیروی می‌کند دچار افراط و تفریط می‌شود. قرآن می‌فرماید: «وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا» (کهف28)

 

الگوهاي اعتدال

در پایان به نمونه‌هایی از الگوهای اعتدال اشاره می‌شود. در قرآن دو نمونه به عنوان الگوهای اعتدال معرفی شده‌اند و روی ایشان تأکید شده است:

ابراهیم (ع): در قرآن مجيد پيامبر (ص)مسلمانان مأمور به تبعيت از دين ابراهيم (ع) شده‌اند، در يك جا فرموده: «فاتبعوا مله ابراهيم حنيفا» (آل عمران، 95) و در جاي ديگري فرموده: «واتبع مله ابراهيم حنيفا» (نسا، 125) از ويژگي‌هاي دين حضرت ابراهيم حنيف‌بودن آن است که«حنيف» يعني معتدل و به دور از انحراف.

 عباد الرحمان: در زمينه اعتدال، عباد الرحمان به عنوان انسان‌هايي معتدل و به دور از افراط و تفريط معرفي شده‌اند و قرآن در شأن آنان فرموده: «وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَوامًا؛ آنان کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند نه اسراف کنند و نه سخت‌گیری، بلکه در میان این دو،اعتدال می‌ورزند.» (فرقان 67)