نقاط ضعف عربستان برای ایجاد یک رابطه راهبردی با چین، دقیقاً نقاط قوت ایران محسوب می‌شوند. مجله آمریکایی «فارن‌افرز» در گزارشی پس از تور غرب آسیای رئیس‌جمهور چین به سه کشور ایران، عربستان و مصر می‌نویسد: «در صورتی که چین بخواهد متحدی کلیدی را در منطقه انتخاب کند، این کشور ایران خواهد بود.»

رئیس جمهور چین، دوم و سوم بهمن‌ماه، طی سفری به ایران، پایه‌های یک رابطه استراتژیک را با ایران پی‌ریزی کرد: امضای 17 سند توافق همکاری در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، هسته‌ای و محیط زیست. خبر آقای روحانی، رئیس جمهور کشورمان، از افزایش مبادلات اقتصادی بین دو کشور به ارزش 600 میلیارد دلار طی 10 سال آینده و تنظیم سند جامع همکاری‌های راهبردی دو کشور طی 25 سال آینده، همه نشان‌دهنده عزم دو کشور در پی‌ریزی روابط استراتژیک طی دهه‌های آینده است.

 

اما رئیس جمهور چین قبل از سفر به ایران، سفری نیز به عربستان داشت. بر اساس گزارش رسانه‌ها، چین و عربستان در جریان این سفر برای ایجاد یک همکاری جامع استراتژیک توافق کردند و بر افزایش همکاری‌ها در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، تجاری، فرهنگی، نظامی، امنیتی و انرژی تأکید کردند. همچنین پکن و ریاض در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در زمینه مبارزه با تروریسم و صلح و ثبات منطقه و ثبات بازارهای جهانی انرژی بر همکاری دوجانبه تأکید کردند.(1) در اجلاس مشترک سران 2 کشور، همچنین،14  موافقت‌نامه و تفاهم‌نامه به منظور تقویت همکاری میان دو کشور در زمینه‌های مختلف امضا شد. تفاهم‌نامه‌هایی در زمینه احیای ایده چین برای جاده ابریشم دریایی و طرح ابتکار عمل دریایی چین برای قرن 21، همچنین غول نفتی آرامکو عربستان نیز با شرکت «سینوپک» چین توافقنامه‌ای برای همکاری استراتژیک بین دو شرکت به امضا رساند.(2)

 

رشد اقتصادی چین در کل سال 2015 به 6.9 % رسید که پایین‌ترین رقم رشد اقتصادی این کشور در 25 سال گذشته بود. سفر اخیر رئیس‌جمهور چین به سه کشور مصر، عربستان و ایران و امضای قرادادهای متعدد اقتصادی، تلاشی در جهت روغن‌کاریِ موتور اقتصادی چین ارزیابی می‌شود.

 

چین در غرب آسیا

سفر رئیس جمهور چین به عربستان، مصر و ایران، این پرسش را در اذهان ایجاد کرده است که چین در غرب آسیا به دنبال چیست؟ شاید نتوان متنی را در مورد سیاست خارجی چین پیدا کرد که کانون توجه آن اقتصاد و امنیت انرژی نباشد. سال‌ها کانون پیونددهنده چین با سیاست خارجی خود، اقتصاد، نفت و انرژی بوده و چین بدون پیگیری اهدافی سیاسی یا فرهنگی- مثل آنچه که آمریکا در سیاست خارجی خود دنبال می‌کند- نگاه صرفاً اقتصادی نسبت به مناطق مختلف جهان و از جمله غرب آسیا داشته است. رشد سریع اقتصادی چین طی سه دهه گذشته مستلزم ثبات در تأمین امنیت انرژی بوده است. چین بزرگترین واردکننده نفت جهان طی سال‌های اخیر بوده است. نیاز نفتی چین از 6 میلیون بشکه به طور روزانه در سال 2014 به 13 میلیون بشکه واردات نفت روزانه تا سال 2035 افزایش پیدا خواهد کرد که بیشتر این نیاز شدید نفتی را نیز پکن از منطقه غرب آسیا تأمین خواهد کرد.(3)

 

چنان که گفته شد، غرب آسیا مهم‌ترین تأمین‌کننده سوخت موتور اقتصادی چین بوده است. بر اساس برآورد آژانس بین‌المللی انرژی، در حالی که سیاست نفتی آمریکا برای دو دهه آینده اتکاء بر منافع داخلی انرژی پایه‌ریزی شده، درست در نقطه مقابل، واردات نفتی چین از غرب آسیا دو برابر خواهد بود که در این میان ایران و عربستان بیشترین سهم را در صادرات نفت به چین خواهند داشت.(4) نیاز شدید نفتی چین به ایران و عربستان باعث شده که پکن به شدت به دنبال  امنیت و ثبات در منطقه غرب آسیا و تنش‌زدایی بین ایران و عربستان باشد (5) و درست به این خاطر است که پکن سعی دارد روابط مستحکم و پایداری با هر دو بازیگر مهم منطقه غرب آسیا برقرار کند. چین به شدت از تنش و درگیری و هر مسئله‌ای که بخواهد امنیت و ثبات منطقه را به خطر بیندازد و در جریان انتقال انرژی به مرزهای خود خللی ایجاد کند، مخالف است.

 

اما انرژی تنها عامل پیوند چین به غرب آسیا نیست. منطق انباشت قدرت اقتصادی چین بر اساس تئوری رئالیستیِ روابط بین‌الملل ایجاب می‌کند که پکن این قدرت را به قدرت سیاسی و نظامی تبدیل کرده و در مناطق حساس جهان و از جمله منطقه غرب آسیا و زیرسیستم آن یعنی خلیج فارس، برای خود جای پا باز کند. افزایش نقش جهانی چین در مناسبات بین‌المللی برای دهه‌های آینده، پکن را ناگزیر از ورود و حضور در منطقه و ایجاد پیوند با بازیگران عمده آن کرده است و سفر رئیس‌جمهور چین به سه کشور مصر، ایران و عربستان نیز در کنار منافع سرشار اقتصادی، دقیقاً در همین راستا ارزیابی می‌شود. غرب آسیا عرصه کشمکش منافع قدرت‌های جهانی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و استراتژیک است و چین برای تصاحب سهم خود از دنیای چند قطبی و مبارزه با روند یک‌جانبه‌گراییِ آمریکا، ناگزیر از حضور در این منطقه است.

 

اما پکن طی سال‌های اخیر نگرانی دیگری نیز پیدا کرده و آن مسئله «مسلمانان ایغور» و سربازگیری گروه‌های تروریستی سلفی- تکفیری مثل داعش از مسلمانان منطقه سن‌کیانگ چین است. حضور سلفی‌های چینی در بین نیروهای داعش طی دو سال گذشته و نگرانی از بازگشت این تروریست‌ها به چین، پکن را نسبت به تحولات منطقه حساس کرده است. چینی‌ها پیش از این، به عنوان یک «سواری مجانی» به هزینه آمریکا و سایر بازیگران، از تأمین کالای امنیت- بدون اینکه هزینه‌ای بپردازند- سود می‌بردند اما ظاهراً دولت‌مردان چین به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه این روند به شکل گذشته دیگر نه قابل قبول و نه تأمین‌کننده منافع آن‌هاست و در صورت ادامه سیاست قبلی، چه‌بسا طی سال‌های آینده شعبه چینی داعش نیز افتتاح شود. تأکیدات رئیس جمهور چین در سفر به ایران و عربستان بر لزوم مبارزه جدی و پیگیر با داعش با محوریت سازمان ملل، در این چارچوب ارزیابی می‌شود.

 

بسیاری از مدارسی وهابی که در مناطق مسلمان‌نشین چین طی چند دهه گذشته تأسیس شده‌اند، منابع مالی و ایدئولوژی خود را  مدیون کمک‌هایی هستند که از عربستان به این منطقه سرازیر می‌شود.

 

ایران یا عربستان؟

منطق نگاه چین به غرب آسیا و سفر رئیس جمهور این کشور به ایران و عربستان و اظهارات مشابه مبنی بر ایجاد روابط راهبردی با هر دو کشور، ما را به سؤال دیگری هدایت می‌کند و آن اینکه آیا چین نگاه مشابهی به هر دو کشور ایران و عربستان دارد؟ دلایل و شواهد زیادی وجود دارد که اگر چین بخواهد بین ایران و عربستان یکی را به عنوان متحد راهبردی خود انتخاب کند، آن ایران خواهد بود:

 

1. برخی تحلیگران بین‌المللی معتقدند روابط چین و عربستان فاقد دورنمای استراتژیک است و روابط دو کشور را تنها و تنها از منظر انرژی و نفت بررسی می‌کنند و معتقدند این تنها نفت است که عربستان و چین را به هم پیوند زده و روابط دو کشور با نفت شروع می‌شود و به نفت نیز خاتمه پیدا می‌کند.(6) این تحلیل غیرمنطقی نیست چرا که عربستان بزرگترین صادرکننده نفت جهان و چین بزرگترین واردکننده نفت از این کشور است. از این منظر حتی اگر صادرات نفت عربستان به چین نیز متوقف شود، پکن می‌تواند آن را از طریق ایران یا روسیه جبران کند.

 

2. عربستان از سوریه تا یمن و از عراق تا سین‌کیاینگ چین از ایدئولوژی اسلام وهابی که ریشه اصلی گسترش گروه‌های تروریستی مثل داعش در منطقه غرب آسیا است، حمایت می‌کند. یعنی دقیقاً مسئله‌ای که نقطه مقابل منافع چین محسوب می‌شود و دورنمای روابط راهبردی دو کشور را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد. پکن طی سال‌های اخیر به شدت از شکلگیری و گسترش اسلامِ تکفیریِ الهام‌گرفته از مفتی‌های سعودی در منطقه سین‌کیانگ خود نگران است. بسیاری از مدارس وهابی که در مناطق مسلمان‌نشین چین طی چند دهه گذشته تأسیس شده‌اند، منابع مالی و ایدولوژی خود را مدیون کمک‌هایی هستند که از عربستان به این منطقه سرازیر می‌شود (7) و پدیده «ایغورهای جهادی» خواهان استقلال نیز ریشه در این مسئله دارد. شاید به همین دلیل باشد که یک تحلیلگر چینی به آسیا تایمز می‌گوید: «نگرانی بزرگ ما چینی‌ها در غرب آسیا نفت نیست؛ عربستان سعودی است.»(8)

 

3. جدای از حمایت عربستان از اسلام تکفیری، سیاست خارجی عربستان در منطقه غرب آسیا، درست نقطه مقابل چین قرار دارد. چین در مورد موضوعات مهم منطقه مثل سوریه خواهان حفظ دولت کنونی این کشور است. در مورد تروریسم نیز خواهان ریشه‌کنی آن با کمک سازمان ملل است. در مورد یمن و عراق نیز سیاست‌های مشابهی دارد و کلاً می‌توان گفت سیاست خارجی چین در غرب آسیا مبتی بر حفظ ثبات است. اما سیاست‌های عربستان منشأ تولید بی‌ثباتی  است.

 

4. مسئله دیگری که چین را در ایجاد روابط راهبردی با عربستان محتاط می‌کند، موضع ریاض درباره نظم موجود بین‌المللی و هژمونی ایالات متحده است. سیاست بین‌المللی چین، مبارزه با یک‌جانبه‌گرایی و عدم پذیرش هژمونی آمریکا است. اما دولت‌مردان سعودی برای سال‌ها تحت حمایت آمریکا قرار داشتند و بسیاری از آن‌ها روابط بسیار مستحکمی با الیگارشی‌های سیاسی، نظامی و امنیتی آمریکا برقرار کرده‌اند. این وضعیت چنان در محافل سیاسی و آکادمیک جهان معروف است که حتی برای ارزیابی میزان بخت و اقبال شاهزادگان سعودی برای صعود در هرم قدرت این خاندان به میزان نزدیکی یا دوری آن‌ها به کانون‌های قدرت در آمریکا مثل سیا، پنتاگون یا وزارت خارجه استناد می‌شود. از نگاه پکن، دولت‌مردان سعودی در بهترین حالت تنها سعی دارند با کارت چین در مقابل آمریکا بازی کنند و قادر نیستند در دیدگاه کلان یک سیاست راهبردی مستقل از آمریکا در پیش بگیرند.

 

5. مسئله دیگری که چین را نسبت به سعودی‌ها دچار تردید می‌کند، وضعیت ثبات سیاسی و شخص‌محور بودن سیاست خارجی عربستان است. طی ماه‌های گذشته، اخبار و گزارش‌های ضد و نقیض زیادی درباره بروز جنگ قدرت و حتی تلاش برای کودتا در بین محمد بن نایف و محمد بن سلمان منتشر شده است. هر چند صحت این گزارش‌ها را نمی‌توان کاملاً تأیید کرد، ولی شخص‌محور بودن سیاست و حکومت در سیستم پادشاهی و مبتنی بر استبداد فردی عربستان بر کسی پوشیده نیست و آنچه که چینی‌ها را وادرا می‌کند در مقابل عربستان سیاست محتاطانه‌ای را در پیش گیرند، همین نکته است. کافی‌ست نوع نگاه پادشاه یا ولیعهد یا وزیر دفاع بعدی عربستان نسبت به روابط با چین متفاوت باشد، در آن صورت معلوم نیست چه آینده‌ای در انتظار روابط دوجانبه خواهد بود.

 

انرژی تنها عامل پیوند چین به غرب آسیا نیست. منطق انباشت قدرت اقتصادی چین بر اساس تئوری رئالیستیِ روابط بین‌الملل ایجاب می‌کند که پکن این قدرت را به قدرت سیاسی و نظامی تبدیل کرده و در مناطق حساس جهان و از جمله منطقه غرب آسیا برای خود جای پا باز کند.

 

ایران متحدی قابل اعتماد

نقاط ضعف عربستان برای ایجاد یک رابطه راهبردی با چین دقیقاً نقاط قوت ایران محسوب می‌شوند. مجله آمریکایی «فارن‌افرز» در گزارشی پس از تور غرب آسیای رئیس‌جمهور چین به سه کشور ایران، عربستان و مصر می‌نویسد: «در صورتی که چین بخواهد متحدی کلیدی را در منطقه انتخاب کند، این کشور ایران خواهد بود.» (9) دلایل عدیده‌ای گزارش «فارین‌افرز» را تأیید می‌کند:

 

1. چین و ایران، هر دو، پیشینه تاریخی و تمدنی مشابهی دارند و نزدیکی ایده‌ها، هنجارها و نگرش‌های دو ملت برخلاف چین و عربستان که از نقطه مشترک تایخی و تمدنی برخوردار نیستند، به دولت‌مردان دو کشور این امکان را می‌دهد که پایه‌های یک رابطه راهبردی را پی‌ریزی کنند.(10)

 

2. چین بر خلاف عربستان، به ایران به عنوان متحدی نگاه می‌کند که مقابل نفوذ و یکجانبه‌گرایی آمریکا در منطقه غرب آسیا ایستاده است. نگرش مشترک هر دو کشور نسبت به ناعادلانه بودن نظم موجود بین‌المللی، مقابله با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا و سیاست مبتنی بر هژمون‌گرایی واشنگتن در سیستم بین‌المللی، ایران را در موقعیت ممتازی نزد دولت چین نسبت به عربستان- که یکی از متحدان کلیدی آمریکا در غرب آسیا است- قرار داده است.(11)

 

3. ایران و چین در غرب آسیا  نگرش مشترکی نسبت به موضوعات اصلی منطقه‌ای مثل مبارزه با تروریسم، ضرورت مقابله با گروه تروریستی داعش، حل‌وفصل سیاسی بحران یمن، حفظ یکپارچگی عراق و ضرورت حفظ دولت بشار اسد در سوریه دارند. این دیدگاه‌های مشترک دولت‌مردان چینی را در پایه‌ریزی یک اتحاد پایدار با ایران بیشتر ترغیب می‌کند. چنانکه گفته شد، برخلاف روابط اقتصادی چین و عربستان، سیاست خارجی ریاض درست نقطه مقابل سیاست خارجی چین در منطقه غرب آسیا است و پکن حتی به دیده مشکوک به سعودی‌ها نسبت به نقش آن‌ها در حمایت از سلفی‌های ایغور در منطقه مسلمان‌نشین سین‌کیانگ نگاه می‌کند.

 

4. موقعیت استراتژیک و ژئوپلوتیک ایران در اتصال غرب آسیا به آسیای مرکزی و قفقاز از یک سو و اتصال آسیا به اروپا از سوی دیگر و در کنار آن بازار بزرگ 80 میلیونی ایران با فرصت‌های عظیم سرمایه‌گذاری باز، ایران را نسبت به عربستان در موقعیت ممتازی برای اجرای ایده چین نسبت به «کمربند اقتصادی جاده ابریشم» و «راه ابریشم دریایی قرن 21» قرار داده است.(12)

 

5. از منظر چین، ایران بر خلاف عربستان یک کشور مستقل و باثبات منطقه غرب آسیا است(13) و سیاست خارجی این کشور از ثبات و پایداری برخوردار است و با جابه‌جایی دولت‌ها، در جهتگیری کلان آن نسبت به مسائل مهم منطقه‌ای و جهانی، تغییر چندانی ایجاد نمی‌شود. امنیت و ثبات، پیش‌شرط ضروری پی‌ریزی یک رابطه راهبردی و طولانی‌مدت است، امری که در منطقه آشوب‌زده غرب آسیا، ایران از آن به خوبی برخوردار است.

 

افزایش نقش جهانی چین در مناسبات بین‌المللی برای دهه‌های آینده، پکن را ناگزیر از ورود و حضور در منطقه و ایجاد پیوند با بازیگران عمده آن کرده است و سفر رئیس‌جمهور چین به سه کشور مصر، ایران و عربستان نیز در کنار منافع سرشار اقتصادی، دقیقاً در همین راستا ارزیابی می‌شود.

 

نتیجه‌گیری

رشد اقتصادی چین در کل سال 2015 به 6.9 % رسید که پایین‌ترین رقم رشد اقتصادی این کشور در 25 سال گذشته بود. سفر اخیر رئیس‌جمهور چین به سه کشور مصر، عربستان و ایران و امضای قرادادهای متعدد اقتصادی، تلاش برای روغن‌کاری موتور اقتصادی چین ارزیابی می‌شود. از سوی دیگر به نظر می‌رسد نگرش چین نسبت به مناسبات بین‌المللی تغییر کرده و پکن سیاست سنتی خود را نسبت به عدم درگیری و حضور در مناطق از جمله غرب آسیا کنار گذاشته است. چین برای تأمین امنیت انرژی و تداوم رشد اقتصادی خود نیازمند امنیت و ثبات در غرب آسیا است و برای این هدف و همچنین ایجاد موازنه در مقابل آمریکا و متحدین منطقه‌ای آن، به دنبال یک متحد قابل اعتماد می‌گردد که بر اساس دلایل و شواهد متعدد، ایران از مزیت‌های متعددی نسبت به عربستان برای اجرای این هدف برخوردار است.

 

----------------------------------------

منابع:

1- »Saudi Arabia, China agree on strategic partnership« available at :

http://www.arabnews.com/news/868276 Thursday 21 January 2016

2-  »Chinese president in Saudi Arabia to boost profile«, available at :

http://news.yahoo.com/chinese-president-saudi-arabia-boost-profile-000134177,

3- »China’s long game in West Asia«, available at :

http://www.worldaffairsjournal.org/content/opinion-china%E2%80%99s-long-game-west-asia

4-Fahad Nazer, »Saudi Arabia's New Best Friend: China?«,( September 2, 2015)

available at :

http://nationalinterest.org/feature/saudi-arabias-new-best-friend-china-13761

5-» China to pay a steep price in Saudi-Iran conflict« , available at :

http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2016/01/china-saudi-iran-conflict-oil-160106124359989.html

6-Fahad Nazer ,ibid.

7- »China to pay a steep price in Saudi-Iran conflict«ibid.

8-»  China & the Middle East: Tilting Towards Iran?«, available at :

http://www.huffingtonpost.com/james-dorsey/china--the-middle-east-ti_b_9098224.html

9- »China's Middle East Tour«, available at : https://www.foreignaffairs.com/articles/china/2016-01-24/chinas-middle-east-tour

10- Scott Warren Harold, Alireza Nader, » China and Iran:Economic, Political, and Military Relations«,available at :

http://www.rand.org/pubs/occasional_papers/OP351html

11- Gordon G. Chang , » China-Iran Upgrade Their 'Comprehensive Strategic Relationship«, available at :

http://www.worldaffairsjournal.org/blog/gordon-g-chang/china-iran-upgrade-their-comprehensive-strategic-relationship%E2%80%99

12-»  China & the Middle East: Tilting Towards Iran?«,ibid

13- »China’s long game in West Asia«, ibid