از نظر کارشناسان، روی کار آمدن لیبرال­‌ها به رهبری «جاستین ترودو» در کانادا، به‌منزله بازگشت این کشور به سیاست­‌های پیش از محافظه­‌کاران و به‌تبع آن ایجاد تغییرات در سیاست­ خارجی لیبرال­‌ها نسبت به منطقه غرب آسیا به‌ویژه در مورد روابط کانادا با رژیم صهیونیستی و ایران خواهد بود. این نوشتار ضمن بررسی سیاست خارجی هارپر در غرب آسیا، به ارزیابی تغییرات احتمالی این سیاست در دوران جدید خواهد پرداخت.

سیاست خارجی خاورمیانه­‌ای کانادا در دوران استفن هارپر

طی 6 دهه‌ی گذشته، کانادا با اتخاذ سیاست چندجانبه­‌گرایی و هم‌چنین در موارد لازم بی‌طرفی، تلاش­‌های بسیاری را برای حل مسائل جهانی در مشارکت با دیگر کشورها داشته ‌است. اما این رویکردها در سال­‌های اولیه آغاز قرن ۲۱ و با روی کار آمدن استفن هارپر تا حد زیادی کنار گذاشته شد. در واقع، هارپر با کنار گذاشتن سنت­‌های سیاست خارجی کانادا به تغییر چهره سیاست خارجی این کشور پرداخت. هارپر اعتقادی به وجود و کارکرد سازمان ملل نداشت و در ده سالی که نخست‌وزیر کانادا بود، تنها دو بار در مجمع عمومی این سازمان سخنرانی کرد. کانادا در دوره هارپر یکی از تنها چهار کشوری بود که به اعلامیه‌ی سازمان ملل در موضوع حقوق قومیت‌های بومی رأی نداد و تنها کشوری بود که از پیمان کیوتو، برنامه نجات زیست­‌بوم و کاهش دادن گازهای گلخانه‌ای، خارج شد. در زمینه سیاست­‌های هارپر، ژان کرتیین عنوان می­‌کند: «هارپر کانادا را خجالت‌زده کرده است. من رنج می‌برم از این که می‌بینم در کمتر از یک دهه اعتبار 60 ساله‌ی کانادا را که نمایی از یک سازنده‌ی صلح و پیشرفت بوده، کدر ساخته است.» همچنین جو کلارک، در کتاب خود  با عنوان «چگونه رهبری می‌کنیم: کانادا در سده‌ی تغییرات» (2013)، عنوان می­‌کند که هارپر با بددهانی و بایکوت کردن مجامع چندجانبه، "اهانت و ترک کردن آن‌ها"، کانادا را گوشه‌نشین (ایزوله) کرده است. هارپر در راستای سیاست­‌های یک‌جانبه­‌گرایانه خود تقریباً در تمام جنگ­‌های منطقه مشارکت کرد. شرکت در جنگ افغانستان، عراق، لیبی، و اکنون مشارکت در بمباران علیه داعش در عراق و سوریه رویکردی است که با روح سنتی سیاست خارجی کانادا چندان مطابقت ندارد.[1]

 

هارپر هم‌چنین به‌عنوان یک حامی بی‌چون‌وچرای صهیونیسم، پشتیبان تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان در سال 2006 و حمله به غزه در 9-2008، 2012 و 2014 بود. کانادا تنها کشوری بود که پشتیبانی مالی از مقاصد انسان‌دوستانه آژانس کمک‌رسانی ملل متحد را قطع کرد، سازمانی که به فلسطینیان بی­‌خانمان در غزه، یاری می‌رساند.[2] هارپر اولین نخست‌وزیر کانادایی است که در کنست (پارلمان اسرائیل) سخنرانی کرد. حمایت هارپر از اسرائیل تا جایی بود که وی طی یک سخنرانی در سال ۲۰۱۰ در پارلمان کانادا گفت تا زمانی که نخست‌وزیر کانادا باشد از اسرائیل «به هر قیمتی شده» دفاع خواهد کرد و بدین ترتیب اطاعت کورکورانه خود را از رژیم صهیونیستی در معرض نمایش گذاشت. یک سال پیش از آن، هارپر طی یک سخنرانی در فدراسیون یهودیان متحد از «حمایت راسخ کانادا از اسرائیل» خبر داد و به مخاطبین صهیونیست خود اطمینان داد که «دولت ما اعتقاد دارد هر کسی که اسرائیل را تهدید می‌کند، تهدیدی برای کانادا نیز هست». ایو انگلر، کارشناس سیاست خارجی کانادا در کتاب خود تحت عنوان «کانادا و اسرائیل: ایجاد آپارتاید» می‌گوید: «کانادا در دوران رژیم محافظه‌­کار هارپر تبدیل به «بزرگ‌ترین حامی اسرائیل در جهان» شده است. انگلر برای اثبات ادعای خود به سابقه رأی‌های کانادا در سازمان ملل اشاره می‌کند که طی آن این کشور در تک‌تک قطعنامه‌ها در محکومیت رفتار تجاوزکارانه، شهرک­سازی‌های غیرقانونی در کرانه باختری و رفتار غیرانسانی رژیم صهیونیستی با مردم فلسطین یا رای منفی و یا رأی ممتنع داده است.»[3]

 

سیاست همراهی هارپر با رژیم صهیونیستی موجب شد تا اتاوا در مواردی هم‌چون برنامه هسته­‌ای ایران و محور مقاومت، همچون نتانیاهو رویکرد به‌شدت خصمانه­‌ای را اتخاذ کرده و روابط خود را با تهران قطع کند. در این راستا، هفدهم شهریورماه 1391 شمسی (هفتم سپتامبر 2012)، جان برد، وزیر امور خارجه­ی وقت کانادا، به بهانه­‌ی حمایت ایران از گروه­‌های تروریستی پس از انتشار بیانیه­‌ای سفارت کشور متبوع خود را در ایران تعطیل کرد و پنج روز مهلت داد تا دیپلمات­‌های کشورمان اوتاوا را ترک کنند. رفتار خصمانه­‌ی حزب محافظه­‌کار حاکم در کانادا حتی پس از توافق هسته‌ای ایران و 1+5 ادامه یافت. باوجود استقبال و حمایت جهانی از توافق وین، کانادا هم‌چنان در سنگر نتانیاهو قرار گرفت و وزیر امور خارجه­‌ی این کشور با انتشار بیانیه­‌ای اعلام کرد ایران همانند گذشته تهدیدی اساسی به شمار می‌رود.[4] در سوی مقابل، هارپر به دیگر حکومت‌های استبدادی عرب نزدیک شد و قرارداد فروش 15 میلیارد دلار خودروهای زرهی سبک را با عربستان سعودی منعقد کرد. در همین زمینه، جان برد در گفتگو با روزنامه الحیات چاپ لندن درباره روابط اتاوا با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس عنوان می­‌کند: «روابط ما با این کشورها بسیار حسنه است. ما در 6 مأموریت جنگی با امارات همکاری داشتیم. هم‌چنین از روابط خوبی با بحرین برخوردار هستیم و چند پروتکل با این کشور امضا کردیم و عین حال روابط کانادا با عربستان سعودی بسیار عالی است... اردن نخستین کشور عربی است که با این کشور توافق‌نامه تجارت آزاد امضا می­‌کنیم ... با تمام توان از عبدالفتاح السیسی رئیس‌جمهوری جدید مصر و مردم آن حمایت می­‌کنیم.» جان برد همچنین درباره روابط نظامی و امنیتی کانادا با کشورهای عربی نیز عنوان می­‌کند: «ما روابط دفاعی خوبی با عربستان داریم و در حال ایجاد روابط نظامی دفاعی با شماری از کشورهای منطقه هستیم و در قطر دارای پایگاه­‌های نظامی هستیم. همچنین 25 شهروند کانادایی در زمینه اطلاعاتی و غیره در بحرین فعالیت دارند و این تعداد در کویت بالغ بر صدها نفر است.»[5]

 

در نتیجه سیاست­‌های هارپر، در سال 2010 برای نخستین بار در تاریخ سازمان ملل، کانادا نتوانست کرسی شورای امنیت سازمان ملل را به دست آورد و به‌جای این کشور پرتغال انتخاب شد. پل هاینبکر، سفیر سابق کانادا در سازمان ملل، عدم مشارکت هارپر در تغییر وضعیت آب و هوایی، کاهش کمک به آفریقا و رویکرد یک‌جانبه کانادا به درگیری فلسطین و رژیم صهیونیستی را از جمله دلایلی می­‌داند که منجر به از دست رفتن کرسی شورای امنیت کانادا شده است.[6] رها کردن بی‌طرفی و حمایت بی‌قیدوشرط از رژیم صهیونیستی به‌کلی با رویه­‌ای که کانادا سال‌ها در سیاست خارجی خود در غرب آسیا دنبال کرده، متفاوت بود. بنابراین می­‌توان گفت سیاست منطقه‌ای کانادا در این دوران، بر محورهای حمایت قاطع از رژیم صهیونیستی، تنش و تقابل با ایران و محور مقاومت، نزدیکی و ارتقاء مناسبات تجاری، سیاسی و امنیتی- نظامی با اعراب قرار داشت و نتیجه این سیاست­‌ها در یک دهه گذشته، تغییر چهره سیاست خارجی کانادا از یک کشور چندجانبه‌گرا به یک‌جانبه‌گرایی و اتخاذ رویکردهای تهاجمی بود.

 

روی کار آمدن جاستین ترودو و شعار تغییر

حزب لیبرال کانادا به رهبری جاستین ترودو  با پیروزی در انتخابات به یک دهه قدرت محافظه‌کاران پایان داد. در جریان مبارزات و کمپین انتخاباتی، ترودو به‌شدت از مواضع سیاست خارجی دولت استفن هارپر و محافظه‌کاران به‌ویژه در مورد نزدیکی بیش از حد با رژیم صهیونیستی و سیاست­‌های تقابل‌جویانه با ایران انتقاد کرد و از تغییر رویکرد در قبال مشارکت در ائتلاف ضد داعش صحبت به میان آورد. در همین زمینه، ازسرگیری ارتباط با ایران و توقف عملیات هوایی در عراق و سوریه، ازجمله اصلی‌ترین شعارهای انتخاباتی ترودو بود. ترودو در مورد ائتلاف ضد داعش عنوان کرده است که «کانادا هم‌چنان یک عضو قدرتمند ائتلاف علیه داعش باقی می‌ماند»، با این حال او «تعهداتی که در ارتباط با پایان عملیات نظامی داده‌ایم» را برای اوباما شفاف کرده است. ترودو معتقد است به‌جای عملیات هوایی در عراق و سوریه، باید بر آموزش بیشتر نیروهای محلی تمرکز کرد. وی در مبارزات انتخاباتی اعلام کرده بود که با خروج جنگنده‌های کانادایی، این کشور اقدامات بیشتری برای تجهیز و تقویت ارتش عراق انجام خواهد داد.

 

در مورد روابط کانادا با رژیم صهیونیستی باید خاطر نشان کرد که اولین مسئول کانادایی که اندکی از این رژیم فاصله گرفت، «پیر الیوت ترودو» (نخست‌وزیر اسبق و پدر «جاستین ترودو» رهبر فعلی حزب لیبرال) بود. در سال ۱۹۸۲ هنگامی که صهیونیست‌ها لبنان را اشغال کردند، کانادا از اولین کشورهایی بود که این تهاجم را محکوم کرد. در دوران نخست‌وزیری ترودو پدر، کانادا گفتگو را با سازمان آزادی‌بخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات آغاز کرد. برخی کارشناسان معتقدند که جاستین در کسوت نخست‌وزیر همان راهی را می­‌رود که پدرش در دوران نخست‌وزیری رفته بود؛ یعنی اتاوا از رژیم صهیونیستی فاصله می­‌گیرد، اما باید توجه داشت که شرایط کنونی روابط کانادا و رژیم صهیونیستی با دوران ترودو پدر متفاوت است و به نظر می­‌رسد باوجود تغییر محسوس در رویکرد ترودو پسر نسبت به رژیم صهیونیستی، وی همچنان به حمایت­‌های دیپلماتیک اتاوا از تل‌آویو ادامه خواهد داد.

 

در گفت‌وگویی که به‌تازگی از جاستین ترودو در مورد مسئله فلسطین منتشر شده است، وی به راه­‌حل دو کشور مستقل اعتقاد دارد و عنوان کرده است که سیاست تأسیس کشور «امن، دموکرات و باثبات فلسطین» را دنبال خواهد کرد. ترودو در این مصاحبه تأکید کرده است که این فرآیند، به دلیل اقدام­‌های یک‌جانبه از هر دو سو، متوقف‌شده است و ما باید پیشرفت راه­‌حل دو کشور را به روشی معنادار و مسئولانه تضمین کنیم. در مقابل، وی عنوان کرده است که از مخالفان «بایکوت رژیم صهیونیستی و محصولات تولیدشده در تل‌آویو» است.

 

نباید فراموش کرد که نخست‌وزیر جدید کانادا هم تحت کنترل لابی قدرت‌مند صهیونیستی است. در همین زمینه، تایمز اسرائیل می­‌نویسد که وی از حامیان «دوستان لیبرال اسرائیل» است و یکی از نزدیک‌ترین مشاوران او در امور مربوط به رژیم صهیونیستی، «اروین کاتلر» وزیر دادگستری سابق کانادا است. کاتلر در جامعه یهودیان کانادا به داشتن سیاست­‌های طرفدار صهیونیست‌ها معروف است. همچنین ترودو در دوران انتخابات، «استفان برونفمان» را به‌عنوان مسئول جمع­‌آوری کمک­‌های نقدی کمپین انتخاباتی خود انتخاب کرده بود. استفان برونفمان فرزند میلیارد یهودی معرف کانادا «چارلز برونفمان» است. خانواده برونفمان از رابطه­‌ای بسیار نزدیک با جامعه یهودیان کانادا که خود روابطی گسترده با اسرائیل دارند، برخوردار است.[7] به‌طورکلی، هر سه حزب اصلی در کانادا همین وضعیت را دارند. سال 2014 که حمله به غزه در حال انجام بود، هر سه حزب کانادا تأکید داشتند که نشان دهند رژیم صهیونیستی قربانی جنگ شده است و در حال دفاع  از خود است. بنابراین، قدرت لابی صهیونیستی محدود به حزب محافظه‌کار نمی‌شود، بلکه در همه حزب‌های دیگر هم جریان دارد که البته این مسئله در نزد این احزاب دارای شدت و ضعف است.

 

در مورد روابط با ایران نیز رهبر حزب لیبرال در جریان مبارزات انتخاباتی، اختلاف‌نظر خود را با هارپر در موضوع رابطه با ایران اعلام و تصریح کرده بود که او خواهان حرکت در مسیر عادی‌سازی روابط با ایران است. او در این باره گفته بود: «من امید خواهم داشت که کانادا قادر به بازگشایی مجدد سفارت خود باشد البته آن‌طور که من فهمیدم نگرانی­‌های امنیتی منجر به تعطیلی و بستن آن شده، اما من مطمئنم راه‌هایی برای تعامل مجدد (با ایران) وجود دارد.» ترودو برخلاف هارپر، توافق هسته­‌ای میان ایران و 1+5 را «گامی مثبت در مسیری درست» ارزیابی کرد.[8] با این حال، با در نظر گرفتن واقعیت­‌های موجود، نباید انتظار تغییری بزرگ در کوتاه‌مدت داشت. جاستین ترودو نیز همانند هارپر در ادبیات سیاسی خود هنگام سخن گفتن درباره ایران، از ایراد اتهام­‌های تند در زمینه سیاست­‌های منطقه­‌ای ایران و وضعیت حقوق بشر در ایران فروگذار نمی­‌کند.[9] مطرح کردن چنین اتهام­‌هایی، سرعت بهبود روابط میان دو کشور را کاهش می‌دهد. در مورد کشورهای عربی منطقه نیز پیش­‌بینی می­‌شود که با توجه به اهمیت تجارت در سیاست خارجی کانادا، حجم روابط تجاری این کشور با اعراب روند رو به رشد خود را حفظ نماید.

 

جمع‌­بندی

جاستین ترودو با شعار تغییر و احیای سنت‌­های تاریخی سیاست خارجی کانادا هم‌چون چندجانبه‌گرایی، بی‌طرفی و صلح­‌طلبی بر سرکار آمده است و در صورت پایبندی به شعارهای خود می‌­توان پیش‌­بینی نمود که سیاست خارجی کانادا در دوران جدید تحت زعامت وی دست‌کم از نظر گرایش­‌های یک‌جانبه­‌گرایانه و تهاجمی دوران هارپر تعدیل خواهد شد. در این چارچوب، به نظر می­‌رسد روابط کانادا با رژیم صهیونیستی در دوران نخست‌وزیری ترودو نسبت به دوران هارپر متوازن­‌تر شده و از حمایت­‌های یک‌جانبه و افراطی دوران پیشین فاصله گیرد. در مورد ایران نیز با توجه به نگاه مثبت ترودو به توافق هسته­‌ای و هم‌چنین بهبود مجدد مناسبات ایران با کشورهای اروپایی، به نظر می­‌رسد روابط تهران و اتاوا نیز در الگویی مشابه، باوجود اختلاف­‌نظرهایی در زمینه حقوق بشر و سیاست­‌های منطقه­‌ای، با حاکم شدن نگاهی واقع­‌بینانه به سمت بهبود روابط به‌ویژه در حوزه تجاری حرکت نماید.

 


[1]. Siddiqui, Haroon (2015), The high cost of Stephen Harper's foreign policy, available at:

http://www.thestar.com/opinion/commentary/2015/09/27/the-high-cost-of-stephen-harpers-foreign-policy-siddiqui.html

[2]. Roy, Sara (2015), The Gaza Strip’s Last Safety Net Is in Danger, available at: http://www.thenation.com/article/the-gaza-strips-last-safety-net-is-in-danger/

[3]. http://www.irinn.ir/news/34781

[4]. http://www.irna.ir/fa/News/81807904/

[5]. http://www.mehrnews.com/news/2442429

[6]. http://www.mehrnews.com/news/2945265/

[7]. بیاتی، عبدالحمید (1394)، کنار رفتن هارپر از قدرت و سایه روشن‌های روابط اتاوا-تل آویو، قابل مشاده در:

http://www.mehrnews.com/news/2945265

 

[8]. http://www.cjnews.com/education/jewish-learning?q=node/144200

[9]. رضاخانی، زمان (1394)، خانه تکانی در اتاوا و آینده روابط ایران- کانادا، قابل مشاهده در:

http://www.irna.ir/fa/News/81806867/