جمهوري اسلامي ايران تلاش کرده با حمايت از جريان‌ها و گروه‌هاي قانوني تاجيکستان نظير حزب نهضت اسلامي، به ترويج اسلام واقعي بپردازد و زمينه‌ساز صلح و ثبات در اين کشور باشد. اين در حالي‌ست که عربستان سعودي از تمام ابزارهاي خود جهت تبليغ و ترويج قرائت افراط‌گرايانه‌ی وهابي- سلفي استفاده کرده است.

جريان‌ها و گروه‌هاي اسلامي در منطقه‌ی آسياي مرکزي داراي ويژگي‌هاي خاص خود هستند. به نحوي که اکثر آن‌ها با حمايت کشورهاي خارجي پديد آمده‌اند و مروّج افکار و ايدئولوژي وارداتي هستند که با رويه‌هاي اسلام سنتي در ميان مردم منطقه تفاوت‌هاي زيادي دارند. در اين بين کشور تاجيکستان نيز از اين قاعده مستثني نيست. به خصوص که تاجيکستان به واسطه‌ی همسايگي با افغانستان و اين نکته که دروازه‌ی ورود به منطقه‌ی آسياي مرکزي محسوب مي‌شود، همواره تحت تأثير رقابت بازيگران مختلف قرار داشته است.

 

در اين بين قرابت‌هاي تاريخي، تمدني و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و تاجيکستان سبب شده که عربستان سعودي در رقابت با ايران از يک‌سو به ترويج اسلام وهابي- سلفي بپردازد و از سوي ديگر تلاش کند توجه دولت اين کشور را به توسعه‌ی روابط با خود سوق دهد. بر اين اساس نوشتار حاضر در پي واکاوي نقش ايران و عربستان بر اسلام‌گرايي و جريان‌ها و گروه‌هاي اسلامي در تاجيکستان است. بر اين اساس در وهله‌ی نخست، به گروه‌هاي اسلامي در تاجيکستان اشاره خواهد شد و سپس، ميزان و نحوه‌ی تأثيرگذاري ايران و عربستان سعودي بر جريان‌ها و گروه‌هاي اسلامي در اين کشور مورد بررسي قرار خواهد گرفت. در نهايت نيز اين موضوع بررسي خواهد شد که دولت تاجيکستان با توجه به تأثيرگذاري ايران و عربستان بر جريان‌ها و گروه‌هاي اسلامي، به گسترش روابط خارجي خود با کدام کشور بهاي بيشتري مي‌دهد.

 

روابط تاجيکستان با گروه‌هاي اسلامي

اسلام به عنوان يکي از پايه‌ها و ستون‌هاي هويت ملي مردم تاجيکستان، همواره نقش مهمي در اين کشور داشته است. اين نقش به خصوص در سال‌هاي پس از استقلال تاجيکستان با توجه به پيدايش گروه‌هاي اسلامي بيش‌ازپيش افزايش يافته است. آنچه باعث جلب توجه بيشتر در اين خصوص شده، قرائت‌هاي مختلف از اسلام و تلاش برخي از کشورهاي خارجي جهت تأثيرگذاري بر جريان‌ها و گروه‌هاي اسلامي در اين کشور بوده است. بر اين اساس طي سال‌هاي گذشته، جريان‌هاي اسلام‌گرا به دو شكل مختلف در تاجيکستان پديدار شده‌اند:

 

شکل اول؛ جريان‌ها و گروه‌هاي وابسته به اسلام سنتي و عرفي هستند که قرائت‌هاي معتدلي از اسلام دارند و از جمله مهم‌ترين مصاديق آن‌ها مي‌توان به حزب نهضت اسلامي اشاره کرد.

 

قرابت‌هاي تاريخي، تمدني و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و تاجيکستان سبب شده که عربستان سعودي در رقابت با ايران از يک‌سو به ترويج اسلام وهابي- سلفي بپردازد و از سوي ديگر تلاش کند توجه دولت اين کشور را به توسعه‌ی روابط با خود سوق دهد.

 

شکل دوم؛ گروه‌هاي تندرو و راديکال هستند که تحت تأثير جريان‌هاي اسلامي جهان عرب و به‌ويژه کشورهايي نظير عربستان سعودي قرار دارند. اين گروه‌ها عمدتاً تحت تأثير تلاش‌هاي عناصر خارجي به وجود آمده‌اند و عقبه و تفکرات آن‌ها وارداتي است. از جمله مهم‌ترين اين گروه‌ها مي‌توان به جريان‌هايي اشاره کرد که از اوايل دهه‌ی 1990، در دره‌ی فرغانه پديدار شدند و رشد و نمو يافتند. دره‌ی فرغانه كه بر مبناي اصطلاحات سياسي و اداري ميان جمهوري‌هاي آسياي مركزي، ازبكستان، تاجيكستان و قرقيزستان تقسيم شده، در سال‌هاي گذشته مهم‌ترين کانون ظهور و بلوغ اسلام راديکال و تندروانه بوده است. در آغاز، افراط‌گرايان عمدتاً توسط حزب احياي اسلامي،  ظهور يافتند. در دوره بين سال‌هاي 1996 و 1997، نقش سازمان‌هاي اسلام‌گرا در منطقه به جنبش اسلامي ازبكستان منتقل شد. پس از 1999، حزب التحرير اسلامي، جريان اكراميه و جنبش اسلامي ازبكستان، مهم‌ترين نمايندگان راديكاليسم و افراط‌گرايي در دره‌ی فرغانه محسوب مي‌شدند. از نظر ايدئولوژيک اين گروه‌ها در پي تشكيل خلافت جهاني و نيز خصومت شديد با شيعيان هستند. هدف اصلي اين جريان‌هاي اسلامي تندرو در آسياي مرکزي، عمدتاً جذب حمايت جوانان بي‌سواد و زنان و مردان بيكار است، اما ايده‌هاي آن‌ها بعضاً توانسته توجه گروه‌هاي ناراضي گسترده‌تري را نيز جلب نمايد. همچنين اکثر اين گروه‌ها ارتباطات نزديکي با وهابي‌ها و سلفي‌ها دارند و در زمره‌ی حاميان طالبان و القاعده در افغانستان محسوب مي‌شوند.

 

در تاجيكستان، حزب‌التحرير در اواخر دهه‌ی 1990 ظاهر شد و اصلي‌ترين حاميان آن در شمال و غرب كشور مستقر بودند. عوامل اصلي رشد روزافزون حزب‌التحرير در تاجيکستان، گسترش نارضايتي‌هاي عمومي از وضعيت اجتماعي و اقتصادي و كنترل رسمي موضوعات مذهبي به ويژه روحانيوني بود كه مردم را در مسائل اجتماعي و مذهبي ارشاد مي‌كردند. همچنين نااميدي از گروه‌هاي ميانه‌رو اسلامي براي ايجاد تغيير در شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي نيز مزيد بر علت شد تا گرايش‌ها به حزب‌التحرير افزايش يابد. در حيقت يك نوع سرخوردگي عمومي در ميان پيروان گروه‌هاي ميانه‌رو بوجود آمده بود؛ چرا كه آن‌ها معتقد بودند اين گروه‌ها به خدمت دولت درآمده و هدف خود را براي ايجاد يك دولت اسلامي رها كرده‌اند.

 

به هر حال اين گروه‌ها در شرايطي طي سال‌هاي گذشته در تاجيکستان پديد آمده و رشد کرده‌اند که تحت حمايت کشورهاي خارجي نظير عربستان سعودي قرار داشته‌اند. اين در حالي‌ست که از يک‌سو دولت تاجيکستان تلاش مي‌کند قرائت خاص و محدود خود را از اسلام ارائه کند و از سوي ديگر سعي مي‌کند به طور کلي با هر دو گروه اسلام‌گرايان معتدل و تندرو به مقابله برخيزد و آن‌ها را سرکوب نمايد. آخرين نمونه در اين خصوص، ممنوعيت فعاليت حزب نهضت اسلامي تاجيکستان است که نماينده‌ی اسلام ميانه‌رو و سنتي در جامعه‌ی تاجيکستان محسوب مي‌شد و در پي مشارکت قانوني در ساختار قدرت سياسي اين کشور بود.

 

ايران، عربستان و گروه‌هاي اسلام‌گرا در تاجيکستان

در ميان کشورهاي خارجي که طي سال‌هاي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي از آن‌ها با عنوان بازيگران مؤثر مذهبي در تاجيکستان ياد شده، مي‌توان به جمهوري اسلامي ايران و عربستان سعودي اشاره کرد. با اين حال نحوه‌ی حضور و فعاليت دو کشور با يکديگر متفاوت بوده است. بر اين اساس جمهوري اسلامي ايران تلاش کرده با حمايت از جريان‌ها و گروه‌هاي قانوني تاجيکستان نظير حزب نهضت اسلامي به ترويج اسلام واقعي بپردازد و زمينه‌ساز صلح و ثبات در اين کشور باشد. اين در حاليست که عربستان سعودي از تمام ابزارهاي خود جهت تبليغ و ترويج قرائت افراط‌گرايانه وهابي- سلفي استفاده کرده است.

 

آنچه موجب تسهيل‌ نفوذ و حضور ايده‌هاي وهابي و تکفيري سعودي‌ها در تاجيکستان و منطقه‌ی آسياي مرکزي و قفقاز شده، ناآگاهي مذهبي و اطلاعات اندک ساکنان کشورهاي اين منطقه از دين اسلام است. سلطه‌ی هفتادساله‌ی اتحاد جماهير شوروي و سياست‌هاي شديد دين‌زدايي دولت کمونيست که خود در پي سال‌ها سلطه‌ی روسيه‌ی تزاري بر منطقه شکل گرفته بود، هرگونه ارتباط مشخص و مستمر ميان مسلمانان منطقه و عرصه‌ی گسترده‌تر جهان اسلام را از ميان برد و همين امر، زمينه‌اي را براي تلفيق اسلام با خرافات، عرف و آداب و سنن و نيز باورهاي غلط به وجود آورد. اين زمينه‌ی سُست اعتقادي سبب شد تا پس از فروپاشي شوروي، اسلام افراطي مورد حمايت برخي کشورهاي فرامنطقه‌اي نظير عربستان بتواند در منطقه نفوذ کند و پيرواني در هر يک از کشورها از جمله تاجيکستان جذب نمايد. علاوه بر اين، به قدرت رسيدن طالبان در افغانستان، عامل محرّک بسيار مهمي بود که به گروه‌هاي افراطي در آسياي مرکزي جان تازه‌اي بخشيد. پس از آن، وهابي‌هاي عربستان و ديگر گروه‌هاي اسلام‌گرا از پاکستان و ترکيه و ديگر کشورها به سمت تاجيکستان به عنوان دروازه‌ی ورود به آسياي مرکزي حرکت کردند.

 

روابط ايران و تاجيکستان از ابتدای استقلال اين کشور در سال 1991 بسيار عميق بوده است. ایران اولین کشوري بود که استقلال تاجیکستان را به رسمیت شناخت و نقش فعالي در برقراري صلح در جريان جنگ داخلي تاجیکستان داشت.

 

به طور کلي سعودي‌ها در طول سال‌هاي گذشته به انحاء مختلف کوشيده‌اند قرائت تکفيري- وهابي خود را از اسلام به تاجيکستان صادر نمايند. از جمله اقدامات سعودي‌ها در اين خصوص مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:

 

1. تدوين و انتشار کتاب‌هاي مذهبي با قرائت وهابي- سلفي؛

2. اعطاي کمک‌هاي مالي به جريان‌هاي وابسته به خود در منطقه؛

3. تأسيس و احداث مساجد و نهادهاي مبلغ وهابيت؛

4. آموزش طلاب و جوانان تاجيک در مدارس ديني وابسته به خود؛

5. اعزام مبلغان وهابي به مناطق مختلف کشور تاجيکستان؛

6. استفاده از ظرفيت گروه‌هاي افراطي القاعده و طالبان براي نفوذ در ميان مردم تاجيکستان؛

7. سوءاستفاده از فقر مالي شهروندان تاجيکستان براي جذب آن‌ها در گروه‌هاي افراطي.

 

نفوذ جريان‌ها و گروه‌هاي وابسته به عربستان سعودي به حدي بود که در سال ۲۰۰۹، نهادهاي امنيتي تاجيکستان تعداد سلفي- وهابي‌‌هاي تاجيک را حدود ۲۰۰ نفر معرفي کردند؛ اين در حالي بود که خود سلفي- وهابي‌‌ها از رقمي بالاي ۲۰ هزار نفر صحبت مي‌کردند. در اين بين پس از آغاز بحران سوريه، ابعاد جديدتري از گسترش افکار سلفي- وهابي‌‌ در تاجيکستان پديدار شد. چرا که از يک سو در برخي از مناطق تاجيکستان، پرچم گروه‌هاي تندرو و ترويستي نظير داعش و جبهه النصره برافراشته شد و از سوي ديگر تعداد زيادي از اتباع اين کشور براي مبارزه عليه دولت‌هاي سوريه و عراق به صفوف تروريست‌ها پيوستند. اين مسئله که از نفوذ عميق افکار سلفي- وهابي‌‌ در تاجيکستان حکايت دارد، موجب نگراني‌هايي نزد مقامات دولتي اين کشور شده است. چرا که پيوند و ارتباط مستقيم ميان جريان‌هاي افراطي تاجيکستان با مراکز سلفي- وهابي و حضور آن‌ها در ميدان نبرد سوريه مي‌تواند به افزايش نفوذ حاميان بين‌المللي تروريسم در اين کشور منجر گردد. چنين امري نه تنها نفوذ حاميان بين‌المللي تروريسم را در تاجيکستان افزايش مي‌دهد، بلکه موجب تأثيرگذاري بر سياست خارجي دوشنبه نيز مي‌شود.

 

عربستان سعودي سعي دارد گستره‌ی نفوذ خود را به محدوده‌اي فراتر از کشورهاي عربي مسلمان افزايش دهد. به همين دليل در پي توسعه‌ی روابط با کشورهاي مسلمان غير عرب نظير جمهوري آذربايجان و تاجيکستان است. اين امر از آن جهت براي سعودي‌ها اهميت دارد که کشورهاي غير عرب مسلمان در مناطق آسياي مرکزي و قفقاز از لحاظ تاريخي و تمدني در حوزه‌ی نفوذ جمهوري اسلامي ايران قرار دارند.

 

تاجيکستان؛ ايران يا عربستان؟

در حال حاضر اصطلاح «وهابيون» در آسياي مرکزي بيش از آنكه داراي معناي مذهبي باشد، اشاره به افراد و گروه‌هايي دارد كه از واگرايي نسبت به دولت‌هاي مركزي و ادارات دولتي ديني برخوردارند و حاضر به اقدامات خشونت‌آميز براي رسيدن به اهداف خويش هستند. در این راستا وهابيت و وهابيون چنان كاربرد وسيعي دارد كه بعضاً در اين جمهوري‌ها به عنوان اتهامي براي تخريب رقبا از جانب برخي از روحانيون نيز به كار برده مي‌شود.

 

با اين اوصاف ديدگاه چندان مثبتي نسبت به عربستان و قرائت وهابي آن از اسلام در تاجيکستان وجود ندارد و همين امر نيز باعث شده که گسترش روابط دوشنبه با رياض تحت تاثير قرار گيرد. در اين بين درباره سفر رئیس جمهوری تاجیکستان به عربستان بايد به اين نکته توجه داشت که اگر چه سفر امام علي رحمان به رياض در بدترين زمان يعني پس از اعدام شيخ نمر انجام شد، اما سفري از پيش تعيين شده بود. با اين حال اگر اين سفر لغو و به زمان ديگري موکل مي‌شد، حاشیه‌های پيرامون آن نيز کاهش مي‌يافت. البته آنچه بر حاشيه‌هاي اين سفر افزود، اعتراض دولت تاجيکستان به حضور محی الدین کبیری رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در یک همایش بین‌المللی در ایران و انتشار عکس او در ديدار با رهبر معظم انقلاب اسلامي بود که موجب احضار سفیر ایران به وزارت امور خارجه تاجیکستان و اعتراض رسمی اين کشور شد. اين دو رويداد باعث شد که برخي تصور کنند تاجيکستان از ايران روي‌گردان و به سمت عربستان سعودي متمايل شده است.

 

با اين حال بررسي واقعيت‌هاي موجود نشان مي‌دهد که احتمال وقوع چنين امري اندک است. زيرا روابط تاريخي، تمدني، فرهنگي، نژادي و زباني ايران و تاجيکستان آنچنان عميق و گسترده است که تنش‌هاي کوچک هيچ‌گاه نمي‌توانند روابط دو ملت را تحت تأثير قرار دهند. ضمن آنکه گسترش روابط تاجیکستان با عربستان سعودی الزاماً نمي‌تواند به معنای کاهش سطح روابط دوشنبه با تهران باشد. نبايد از ياد برد که روابط ايران و تاجيکستان از ابتدای استقلال اين کشور در سال 1991 بسيار عميق بوده است. ایران اولین کشوري بود که استقلال تاجیکستان را به رسمیت شناخت و نقش فعالي در برقراري صلح در جريان جنگ داخلي تاجیکستان داشت. در سال‌هاي گذشته نيز همواره ايران در طرح‌هاي اقتصادي و عمراني تاجيکستان حضور فعالي داشته است. بنابراين روابط دو کشور عميق‌تر از آن است که تحت تأثير مداخله‌ی کشورهايي نظير عربستان سعودي قرار گيرد.

 

در عين حال بايد توجه داشت که عربستان سعودي سعي دارد گستره‌ی نفوذ خود را به محدوده‌اي فراتر از کشورهاي عربي مسلمان افزايش دهد. به همين دليل در پي توسعه‌ی روابط با کشورهاي مسلمان غير عرب نظير جمهوري آذربايجان و تاجيکستان است. اين امر از آن جهت براي سعودي‌ها اهميت دارد که کشورهاي غير عرب مسلمان در مناطق آسياي مرکزي و قفقاز از لحاظ تاريخي و تمدني در حوزه‌ی نفوذ جمهوري اسلامي ايران قرار دارند. در واقع سعودي‌ها با گسترش روابط خود با کشورهاي اين مناطق قصد دارند مناقشات خود با جمهوري اسلامي ايران را به سطحي فراتر از دوگانه‌ی عرب و عجم ارتقاء دهند و چنين نمايش دهند که تمام کشورهاي اسلامي اعم از عرب و غير عرب، با ايران داراي مشکلات و چالش‌هاي اساسي هستند. دعوت از الهام علي‌يف رئيس‌جمهوري آذربايجان و سپس امام علي رحمان براي بازديد از عربستان سعودي در همين راستا قابل ارزيابي است.

 

سعودي‌ها با گسترش روابط خود با کشورهاي منطقه‌ی آسياي مرکزي قصد دارند مناقشات خود با جمهوري اسلامي ايران را به سطحي فراتر از دوگانه‌ی عرب و عجم ارتقاء دهند و چنين نمايش دهند که تمام کشورهاي اسلامي اعم از عرب و غير عرب، با ايران داراي مشکلات و چالش‌هاي اساسي هستند.

 

علاوه بر اين عربستان سعودي تلاش زيادي دارد به‌رغم حمايت‌هاي مستقيم و غيرمستقيم از گروه‌هاي تروريستي، خود را کشوري نشان دهد که در مبارزه با تروريسم و افراط‌گرايي پيشگام است. به همين دليل نيز تلاش دارد جبهه‌اي از کشورهاي اسلامي تحت عنوان ائتلاف ضد تروريستي تشکيل دهد. سعودي‌ها علاقه‌ی زيادي دارند که در اين جبهه، اکثر کشورهاي اسلامي حضور داشته باشند و تعداد کشورها و جغرافياي ائتلاف ضد تروريستي خود را گسترش دهند. به همين دليل از کشورهايي نظير تاجيکستان نيز جهت حضور در اين ائتلاف دعوت به عمل آورده‌اند.

 

با اين حال در شرايطي که عربستان سعودی پس از اعلام تأسیس ائتلاف به اصطلاح ضد تروریسم خود با عضویت کشورهای اسلامی، از تاجیکستان هم دعوت کرده بود تا به این ائتلاف بپیوندد، دولت تاجيکستان به‌رغم سفر امام علي رحمان به عربستان، با حضور در فهرست کشورهای ائتلاف اسلامی به اصطلاح ضد تروریسم موافقت نکرد. اين امر نشان مي‌دهد که روابط رياض و دوشنبه به‌رغم امضاي پنج سند همکاری میان دو کشور از جمله توافقنامه‌ی همکاری در مبارزه با تروریسم و جنایت، همکاری در حوزه‌ی علم و تکنولوژی و ورزش در سفر سه‌روزه‌ی امام علي رحمان به عربستان، چندان هم گسترده و ريشه‌دار نيست.

 

واقعيت آن است که مقامات امنيتي تاجيکستان به خوبي از نقش و جايگاه جريان‌هاي تکفيري وابسته به عربستان سعودي در جذب اتباع تاجيکستان براي حضور در گروه‌هاي تروريستي در عراق و سوريه مطلع هستند. علاوه بر اين مقامات دولت تاجيکستان به خوبي از ترويج اسلام تکفيري- وهابي توسط افراد و جريان‌هاي افراط‌گرا در داخل کشور خود نيز آگاهي دارند. بنابراين در چنين شرايطي هرگز نمي‌توانند به عربستان سعودي به عنوان کشوري که داعيه‌دار مبارزه با تروريسم و افراط‌گرايي است، اعتماد کنند.

 

اين در حاليست که مقامات تاجيکستان به خوبي اطلاع دارند که جمهوري اسلامي ايران پرچم‌دار مبارزه با تروريسم و افراط‌گرايي در منطقه است و به عنوان دژي مستحکم در برابر نفوذ جريان‌هاي افراطي به منطقه‌ی آسياي مرکزی عمل مي‌کند. علاوه بر اين مقامات دولت تاجيکستان آگاهي دارند که جمهوري اسلامي ايران هيچ‌گاه در امور داخلي تاجيکستان مداخله نکرده و همواره خواهان برقراري صلح و ثبات در اين کشور بوده است.

 

مقامات امنيتي تاجيکستان به خوبي از نقش و جايگاه جريان‌هاي تکفيري وابسته به عربستان سعودي در جذب اتباع تاجيکستان براي حضور در گروه‌هاي تروريستي در عراق و سوريه مطلع هستند و در چنين شرايطي هرگز نمي توانند به عربستان سعودي به عنوان کشوري که داعيه دار مبارزه با تروريسم و افراط گرايي است، اعتماد کنند.

 

در اين بين حمايت جمهوري اسلامي ايران از حزب نهضت اسلامي نيز همواره در چارچوب قانون اساسي تاجيکستان بوده است. زيرا در وهله‌ی نخست، حزب نهضت اسلامي به عنوان يک حزب رسمي در ساختار سياسي و قانوني جمهوري تاجيکستان مجوز فعاليت داشت. نکته‌ی ديگر آن است که حزب نهضت اسلامي يک سوي توافق صلح در جريان جنگ داخلي تاجيکستان بوده و قابل حذف از فضاي سياسي اين کشور نيست.

 

در واقع اين دولت تاجيکستان است که با ممنوع کردن فعاليت حزب نهضت اسلامي، توافق‌نامه‌ی صلح را زير پا گذاشته است. اين امر نه تنها مي‌تواند پايه‌هاي صلح و ثبات را در تاجيکستان متزلزل نمايد، بلکه تأثير عمده‌اي بر جريان‌هاي اسلامي خواهد داشت. زيرا ممنوعيت فعاليت حزب نهضت اسلامي به معناي ممنوعيت فعاليت تنها حزب اسلامي ميانه‌رو در تاجيکستان و آسياي مرکزي است و اين مسئله مي‌تواند زمينه‌ی گسترش فعاليت جريان‌هاي افراطي و به مخاطره افتادن امنيت و ثبات نظام سياسي تاجيکستان را فراهم نمايد. بر اين اساس اگر دولت تاجيکستان در درازمدت دست از کنترل بي‌حدوحصر اسلام‌گرايان برندارد و با سازمان‌هاي سياسي- اسلامي ميانه‌رو همکاري نکند، زمينه را براي نفوذ جريان‌هاي افراطي و حاميان آن‌ها نظير عربستان سعودي بیش‌ازپیش آماده مي‌کند.

 

----------------------------------------

منابع:

1. شعيب بهمن، ژئوپلتيک تشيع در آسياي مرکزي، تهران: موسسه مطالعات انديشه‌سازان نور، 1392.

 

2. Galina M. Yemelianova, The Rise of Islam in Muslim Eurasia: Internal Determinants and Potential Consequences, China and Eurasia Forum Quarterly, Volume 5, No. 2, 2007