دیکتاتوری قذافی و حمله نظامی کشورهای غربی به لیبی و عدم تدبیر لازم برای آینده این کشور زمینه‌های هرج‌ومرج را فراهم نمود؛ درواقع در شرایط کنونی داعش در میان دو دولت طبرق و طرابلس شبه‌دولتی در شهر ساحلی سرت برپا نموده که نمی‌توان ظهور و بروز آن را در سواحل لیبی ناگهانی دانست، چراکه بازیگرانی سهم دارند که تلاش می‌کنند تا دایره نفوذ خود را گسترش دهند.

مقدمه

با سقوط قذافی در سال 2011 موجی از شادمانی سراسر لیبی را فراگرفت؛ اما این هیجان و احساسات پس‌ازآن مدت زیادی دوام نیافت؛ چراکه چندی بعد گروه‌های مبارز با اختلافات درونی روبرو شدند و نتیجه آن تشکیل دو دولت یکی در طبرق و دیگری در طرابلس بود؛ در این میان گروه‌های افراطی و قبایل از فرصت بهره‌برداری نمودند و مناطقی از این کشور را تحت اختیار خود قراردادند؛ یکی از گروه‌های تروریستی که بیش از همه موفقیت‌هایی در لیبی، نسبت به دیگر گروه‌ها کسب نمود، گروه وهابی_تکفیری داعش بود؛ همين امر امروز موجب شده، كه تشكيل حكومت واحد با مشكل روبرو شود و یا به عبارتي كشور به حالت فلج درآید و موجبات افزایش گستره دامنه بی‌ثباتی به همسایگان را فراهم نماید؛ لذا با این مقدمه باید بیان داشت که ثمر و نتیجه 40 سال در حکومتی که انتخابی جز یک شخصیت به نام معمر قذافی نداشت، این هرج‌ومرج و آشفتگی است؛ به‌علاوه آن باید حمله نظامی کشورهای غربی و عدم تدبیر لازم برای آینده لیبی را هم افزود که زمینه‌های افزایش شدت و وسعت ناامنی را فراهم نمودند.

 

داعش و لیبی

تضاد درونی، ناتوانی در برآوردن نیازهای اساسی شهروندان مانند اشتغال و معیشت، عدم استقلال در تصمیم‌گیری و موارد دیگر این محیط جغرافیایی را با رژیم‌های خودکامه‌ای روبرو ساخت که دهه‌ها از سوی حامیان خارجی‌شان با توجیه ثبات حمایت و تقویت شدند و درنهایت به شکل غافلگیرکننده‌ای پوسیدگی درونی آنان آشکار و سقوط کردند؛ اما این مسئله سبب نشد زمینه‌های رفاه و رفع بیکاری فراهم شود؛ لیکن این موضوع بستر رشد افراطی‌گری را فراهم نمود و گروه‌هایی که پول و ایدئولوژی نفرت را توأمان با یکدیگر پخش می‌نمودند، به‌سرعت زمینه‌های فعالیت خود را به‌مانند قطعات یک پازل چیدند و شهر به شهر در این منطقه به‌پیش رفتند؛ امروز داعش در میان دو دولت طبرق و طرابلس شبه‌دولتی در شهر ساحلی سرت برپا نموده است؛ لیکن این ظهور و بروز را نمی‌توان در سواحل لیبی ناگهانی دانست، چراکه بازیگرانی خصوصاً در سطح منطقه هستند که تلاش دارند دایره نفوذ خود را گسترش دهند و در این غوغا و آشوب اهداف خود را به‌پیش ببرند؛ برنادرد لیون نماینده جامعه جهانی در امور صلح و آشتی این کشور بیان می‌دارد که «لیبی امروزه از عناصر لازم برای لغزیدن به صحنه‌ای که در عراق و سوریه شاهدیم را دارا است». [1]

 

یکی از گروه‌های تروریستی که بیش از همه موفقیت‌هایی در لیبی، نسبت به دیگر گروه‌ها کسب نمود، گروه وهابی_تکفیری داعش بود؛ همين امر امروز موجب شده، كه تشكيل حكومت واحد با مشكل روبرو شود و یا به عبارتي كشور به حالت فلج درآید و موجبات افزایش گستره دامنه بی‌ثباتی به همسایگان را فراهم نماید؛

 

اما حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا داعش به دنبال منطقه دیگری خارج از محیط شامات هست و به چه دلایلی لیبی مستعد این حضور هست؟ نخست باید به این موضوع اشاره نمود که داعش برخلاف القاعده همواره به دنبال زمین هست و تلاش داشته همواره در هر مکان جغرافیایی که نفوذ می‌‌کند، متصرفات زمینی نیز داشته باشد؛ بنابراین داعش با توجه به اینکه اکنون در منطقه شامات تحت‌فشار هست ضرورت می‌بیند به جهت حفظ و بقای خود منطقه دیگری را به‌عنوان پایگاه اصلی خود برگزیند؛ لذا از میان سه منطقه‌ لیبی، افغانستان و آسیای جنوب شرقی که داعش برای حضور در آن برنامه‌ریزی نموده، لیبی بیش از همه مستعد ورود به آن هست؛ لیکن داعش تلاش می‌نماید که بر اساس مؤلفه‌های ذیل حضور خود در لیبی تقویت و سطح امکان موفقیت خود را در این منطقه با توجه به خلأها افزایش دهد:

 

- فشار نظامی روسیه در منطقه شامات و احتمال فروپاشی این نیرو در آن منطقه؛

- خارج شدن از مناطقی در عراق و سوریه به جهت فشار نیروهای مردمی عراق و ارتش سوریه؛

- افزایش تلاش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به جهت حل مسئله سوریه؛

- به نقل از برخی منابع، خارج شدن البغدادی از سوریه به همراه 50 تن دیگر از رهبران و استقرار در سالن اجلاس «واگادوگو» در شهر سرت که بخش اعظمی از این ساختمان زیر زمین هست؛ [2]

- تضعیف روحیه نیروهای داعش؛ لیکن رهبران می‌کوشند با حضور در لیبی و دیگر مناطق جهان سطح روحی نیروها را بالا ببرند؛ [3]

- استراتژی وسعت زمین داعش؛

- محیط آشوب‌زده لیبی؛

- پیمان بستن برخی از قبایل و گروه‌های تروریستی و افراطی در لیبی؛ (با شکست‌هایی که انصار الشریعه داشته، برخی از زیرشاخه‌های آن به داعش پیوستند.)

- بیعت «ابوبکر شیکاو» سرکرده بوکوحرام با داعش؛ [4]

- نفت لیبی، درواقع پول هست و این منبع مالی نیز قدرت را برای داعش فراهم می‌آورد؛ (حضور در منطقه نفت‌خیز «برقه» در شرق لیبی)؛

- وجود قبایل متعدد در لیبی که گرایش به داعش دارند؛

- نبود نهادهای دولتی منسجم؛ (تداوم اختلافات میان دو دولت طرابلس و طبرق به‌رغم تلاش‌های بین‌المللی به جهت برقراری تفاهم)؛

- نزدیکی به صحرای مرکزی آفریقا؛

- بازی بازیگران منطقه‌ای در لیبی به جهت افزایش آشوب؛

- ترانزیت نیرو جهت مبارزه( اوایل ماه جاری دولت لیبی اعلام کرده بود که جنگ جویان داعش از مسیر دریای مدیترانه به اروپا قاچاق می شوند. مقامات رسمی ایتالیا و مصر نیز پیش از این نسبت به ورود جنگ جویان گروه تروریستی داعش به اروپا هشدار داده بودند. [5])؛ همسایگی با کشورهایی که مستعد جذب نیرو برای داعش هستند (تونس، مصر، مراکش، الجزایر و...)؛

- هم‌جواری با اروپا به جهت فعالیت (تنها حدود 400 کیلومتر فاصله‌دارند)؛

- ساحلی بودن لیبی توان نیروی داعش را افزایش می‌دهد؛

 

درواقع با توجه به مؤلفه‌های فوق داعش به دنبال آن هست که با ایجاد جبهه‌ای جدید در منطقه علاوه بر کاهش فشار همچنان به طرفداران خود این حس را القاء نماید که منسجم و پابرجاست و همچنین بر شکست‌های اخیر خود در مناطقی از عراق و سوریه سرپوش بگذارد، علاوه بر آن نیروهای مخالف خود چه در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی را با وسعت میدان جنگ به سمت فرسایش سوق دهد؛ بنابراین این تصادفی نیست که نخست داعش با انصار بیت‌المقدس به سینا وارد شده و سپس لیبی برود.

 

تضاد درونی، ناتوانی در برآوردن نیازهای اساسی شهروندان مانند اشتغال و معیشت، عدم استقلال در تصمیم‌گیری و موارد دیگر این محیط جغرافیایی را با رژیم‌های خودکامه‌ای روبرو ساخت که دهه‌ها از سوی حامیان خارجی‌شان با توجیه ثبات حمایت و تقویت شدند و درنهایت به شکل غافلگیرکننده‌ای پوسیدگی درونی آنان آشکار و سقوط کردند؛ اما این مسئله سبب نشد زمینه‌های رفاه و رفع بیکاری فراهم شود؛ لیکن این موضوع بستر رشد افراطی‌گری را فراهم نمود.

 

پیامدهای داخلی فعالیت داعش در لیبی

ورود داعش به لیبی و آغاز فعالیت آن زمانی بود که یک گروه در شرق این کشور از گروه موسوم به «انقلابیون لیبی» جدا شده و با ابوبکر البغدادی سرکرده اصلی این گروه بیعت نموده است؛ درواقع این رویداد سرآغازی بر ورود داعش بود که از شهر «درنه» آغاز و امروز به «سرت» رسیده است، همچنین آثاری از گروه‌های طرفدار داعش در شهرهای «بنغازی» و «طرابلس» دیده می‌شود؛ گروه داعش و دیگر گروه‌های افراطی نهایت بهر‌ه‌برداری را از شکاف میان دو دولت لیبی می‌برند؛ چراکه امروز اختلافات دولت «طبرق و طرابلس» حتی با میانجیگری جامعه بین‌المللی راه به‌جایی نبرده و دو دولت همدیگر را متهم می‌کنند که مسئول جنایات داعش هستند؛ به‌عنوان نمونه پارلمان طبرق ضمن آنکه گروه تروریستی داعش را مسئول همه جنایات تروریستی در لیبی معرفی می‌کند بر این باور هست که گروه «فجر لیبی» یکی از شاخه‌های داعش به شمار می‌آید و با آن همکاری مستقیم دارد، درحالی‌که به این شکل نبوده و فجر لیبی با القاعده بیعت نموده است و شریک اصلی آنان در لیبی «انصار‌الشریعه» است گرچه برخی از این گروه جدا شدند و به داعش پیوستند ولی هسته مرکزی آنان همچنان در بیعت با فجر لیبی هست؛ لذا داعش تاکنون سعی نموده که درگیری چندانی با فجر پیدا نکند؛ درواقع داعش همان مدل سوریه یعنی دوگانه النصره و داعش را در اینجا پیاده‌سازی می‌نماید؛ در این وضعیت آشوب که لیبی در آن قرار دارد دولت و پارلمان مستقر در طرابلس معتقد است که دولت طبرق اهمیت خطر داعش را نادیده انگاشته تا بتواند از طریق اینکه گسترش داعش خطری برای اروپا و جهان هست، زمینه‌های مداخله و ورود نظامی اروپا و آمریکا را فراهم نماید.

 

 بنابراین در این فضای اتهام، داعش بر پیچیدگی میان گروه‌های سیاسی و معارض در لیبی افزوده شده و در پی اهداف خود هست؛ درواقع وضعیت امروز میان نیروهای قدرت در لیبی با ورود داعش به یک پیچیدگی امنیتی تبدیل شده است که هریک از بازیگران نمی‌توانند به دیگری اعتماد نماید؛ عدم اعتماد فوق نه‌تنها سبب تقویت نیروهای داخلی نشده بلکه زمینه و بستر مناسبی برای فعالیت داعش و دیگر گروه‌های تروریستی فراهم نموده تا به تقویت خود بپردازند. لذا این وضعیت تا زمانی که دو دولت به درک مشترک از خطر داعش نرسند همچنان در این کشور ادامه خواهد داشت و این دو پارلمان را بیش‌ازپیش در مقابل گروه‌های تروریستی تضعیف خواهند شد.

 

پیامدهای منطقه‌ای حضور داعش در لیبی

تضعیف نهاد دولت و عدم همکاری نیروهای سیاسی در لیبی به‌رغم تلاش‌های جامعه بین‌المللی و برگزاری جلسات متعدد در کشورهای همسایه و دیگر کشورهای جهان سبب شد که امروز داعش حوزه جغرافیایی خود را در این منطقه گسترش دهد؛ حضوری که زمینه‌های نگرانی کشورهای همسایه و بیش از همه تونس، مصر و اتحادیه اروپا خصوصاً فرانسه و ایتالیا را برانگیخته است.

 

 تونس به‌عنوان کشوری که بیشترین اعضای داعش در آن هستند [6]؛ بیشترین نگرانی را دارد حتی تاکنون چند مرتبه مرزهای خود با لیبی را مسدود نموده است و درگیری‌های مرزی و حتی داخلی نیز با گروه‌های تروریستی داشته است؛ به‌عنوان نمونه در چند ماه اخیر مهم‌ترین رویداد تروریستی نفوذ تروریست‌ها در گارد ریاست جمهوری این کشور بود که سبب شد اتوبوس حامل این نیروها با انفجار انتحاری 14 کشته برجای گذارد، مسئله‌ای که نگرانی کارگزاران سیاسی این کشور را بیش‌ازپیش نمود [7]؛ بنابراین این وضعیت برای دولت نوپای تونس که بعد از بن‌علی شکل گرفته است خطرآفرین است، علاوه بر آن تونس به لحاظ نظامی نیز آن‌چنان قوی نبوده و مجموع تعداد نیروهای مسلح آن بالغ بر ۳۵ هزار نفر است به‌علاوه حدود 3500 عضو مردمی نیز دارد [8].

 

از میان سه منطقه‌ لیبی، افغانستان و آسیای جنوب شرقی که داعش برای حضور در آن برنامه‌ریزی نموده، لیبی بیش از همه مستعد ورود به آن هست؛ لیکن داعش تلاش می‌نماید که بر اساس مؤلفه‌های ذیل حضور خود در لیبی تقویت و سطح امکان موفقیت خود را در این منطقه با توجه به خلأها افزایش دهد.

 

مصر نیز به‌عنوان یکی دیگر از همسایگان لیبی که صحرای سینا نیز با این مسئله روبرو هست برنمی‌تابد که محیط جغرافیایی دیگر در پیرامون کشورش با بی‌ثباتی روبرو شود به همین دلیل از ابتدای ورود این نیرو‌ها به لیبی تاکنون تعداد زیادی عملیات نظامی که اغلب آن‌ها هوایی بوده انجام داده است( عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر در گفت‌وگوی زنده با تلویزیون دولتی این کشور با اشاره به لزوم تشکیل نیروی عربی مشترک برای مقابله با تهدیدات، گفت: ارتش مصر 13 هدف را در لیبی هدف قرار داد [10].)؛ به‌عنوان نمونه مصر چندین عملیات نظامی در چارچوب «حق دفاع از خود» و با همکاری دولت لیبی که ازلحاظ بین‌المللی مشروعیت آن پذیرفته شده (دولت طبرق)، انجام داده است؛ همچنین ژنرال السیسی رئیس‌جمهوری مصر نیز از ژنرال حفتر حمایت ویژه‌ای می‌نماید [9]. درواقع مصر نگران آن هست که با ورود داعش سلفی‌های داخل مصر با ارتباط‌گیری با عناصر داعش ثبات کشور را به خطر بیفکنند.

 

اتحادیه اروپا خصوصاً ایتالیا و فرانسه بیشترین نگرانی را نخست از سیل مهاجران از لیبی دارند و در سطح دوم نگران امنیت خود می‌باشند؛ درواقع معتقد هستند که لیبی به محل ترانزیت نیروی تروریستی از اروپا به لیبی و از این کشور به اروپا تبدیل شود که زمینه‌های بی‌ثباتی، ناامنی و افزایش تنش‌های نژادپرستانه را فراهم می‌آورد؛ به‌عنوان نمونه روزنامه «دیلی تلگراف» به نقل از منابعی در گروه تروریستی داعش اعلام کرد که این گروه قصد دارد تا با ورود به لیبی و سپس تسلط بر تمام کشورهای واقع در شمال آفریقا و ساحل مدیترانه راهی به‌سوی جنوب اروپا و ایتالیا بگشاید و رؤیای تسلط کامل بر دریای مدیترانه و ورود به اروپا را برای خود محقق کند. به نوشته این روزنامه، داعش برنامه‌هایی در دست دارد که بر اساس آن اعضای این گروه قصد دارند از کشتی‌ها و قایق‌های مهاجرت غیرقانونی به اروپا استفاده کنند و خود را به ایتالیا و جنوب قاره اروپا برسانند. این امر در صورت تحقق هرچند به‌صورت معدود و موردی، می­‌تواند چالش­های جدی برای امنیت کشورهای جنوب قاره اروپا ایجاد نماید [11]؛ بنابراین داعش در بلندمدت تأثیرات فراوانی بر جای خواهد گذاشت که اثرات آن تا زمان‌های زیادی برجای خواهد ماند.

 

گروه داعش و دیگر گروه‌های افراطی نهایت بهر‌ه‌برداری را از شکاف میان دو دولت لیبی می‌برند؛ چراکه امروز اختلافات دولت «طبرق و طرابلس» حتی با میانجیگری جامعه بین‌المللی راه به‌جایی نبرده و دو دولت همدیگر را متهم می‌کنند که مسئول جنایات داعش هستند.

 

بازی قدرت بازیگران منطقه‌ای

پادشاهی‌های عربی که پس از رویدادهایی که در سال 2011 جهان عرب را فراگرفت، ناگهان خودشان را در محاصره خیزش‌های مردمی می‌دیدند؛ لذا به الزام و ضرورت حفاظت از پایه‌های قدرت، نقش تخریبی را در دیگر کشورهای عربی آغاز نمودند؛ در این میان ترکیه که امروز تحت اندیشه‌های اخوان‌المسلمین تلاش دارد در منطقه نفوذ خود را گسترش دهد، به یکی از اضلاع این بازی قدرت مخرب تبدیل شد؛ بر همین اساس در مورد کشور لیبی این جبهه‌بندی به دو قسمت تقسیم شده است، در جبهه نخست عربستان سعودی و امارات متحده عربی که به‌ پشتیبانی از نیروهای مستقر در «طبرق» و نیروهای ژنرال حفتر می‌پردازند که بیشتر این کمک‌ها از مسیر مصر انجام می‌شود؛ همچنین این دو کشور از برخی قبایل مسلح در لیبی نیز حمایت ویژه‌ای به عمل می‌آورند؛ در جبهه دوم و مقابل، کشورهای قطر و ترکیه قرار دارند که با حمایت از اسلام‌گرایان اخوانی مستقر در «طرابلس» سعی می‌نمایند، نقش حمایتی خود را ایفا کنند؛ بنابراین در لیبی بازی قدرتی میان بازیگران منطقه‌ای شکل گرفته که مانع ایجاد ثبات در این کشور می‌شود؛ اما در این میان نقش تخریبی عربستان سعودی بیشتر از سایر کشورهای منطقه‌ای هست؛ به‌عنوان نمونه عربستان در فاصله فوریه 2011 زمان آغاز بحران لیبی تا سپتامبر 2011 از نیروهایی تحت عنوان «المقاتله الاسلامیه» حمایت می‌نموده است؛ کما این‌که همین گروه بعداً و زمانی که تحت عنوان «مجالس العسکریه» در دوره حکومت «مصطفی عبدالجلیل» به آشوب و ناامنی دامن می‌زدند و درنهایت مانع استقرار نظم جدید می‌شدند، هم یک جریان وهابی بودند [12]؛ درواقع این کشور با حمایت‌های جداگانه از گروه‌های قدرت لیبی در برخی زمان‌ها آن‌ها را مقابل یکدیگر قرار می‌دهد [13]؛ علاوه بر آن عربستان با ترویج وهابیت میان قبایل لیبی سعی دارد، زمینه‌های رشد گروه‌های تروریستی در شمال آفریقا به جهت هدف‌های بعدی فراهم نماید؛ درواقع امر عربستان سعودی چهار هدف عمده را دنبال می‌نماید؛ نخست، ایفای نقش فعال در منطقه البته با بار منفی؛ دوم، انحراف توجه بین‌المللی و افکار عمومی داخلی از شرایط عربستان به خارج از این کشور؛ سوم، با بازی قدرت مانع رشد اندیشه‌ها و تفکرات اخوانی در ژئوپلیتیک منطقه شود، (رقابت ایدئولوژیک در ژئوپلیتیک منطقه)؛ چهارم، ایجاد نا‌امنی و بی‌ثباتی در منطقه به جهت تضعیف رقبای عرب خود ازجمله مصر و...؛ بنابراین عربستان سعودی تلاش دارد که لیبی را به یک کشور شکست‌خورده تبدیل نماید تا عملاً محیط پیرامونی آن را در بلندمدت تحت تأثیر قرار داده و حاشیه امنی برای خود ایجاد کند.

 

واکنش‌های بین‌المللی

اروپا در ابتدا چندان پس از سقوط قذافی مسئله ناامنی و عدم ثبات را جدی نگرفت؛ ولیکن زمانی که بحران پناه‌جویان لیبیایی در دریای مدیترانه جدی شد، اروپا تلاش نمود از طریق برقراری خط مذاکره میان نیروهای سیاسی این موضوع را به جهت رفع بحران پیگیری نماید؛ اما با حوادثی تروریستی که در اروپا صورت پذیرفت اروپاییان به نتیجه رسیدند که خطر داعش در لیبی بسیار جدی هست علاوه بر آن مسئله نفت لیبی نیز در میان بود که مؤلفه مهمی در عدم دخالت‌های اولیه اروپا و طرح امروز دخالت نظامی هست؛ بنابراین در نخستین اقدام ایتالیا خواستار دخالت در این کشور شد که این موضوع رسماً از سوی مقامات ایتالیایی، دیگر مقامات اروپایی و آمریکایی بیان شده است؛ به‌عنوان نمونه وزیر دفاع ایتالیا نیز گفته بود: حتی درصورتی‌که گروه‌های لیبیایی در تشکیل دولت وحدت ملی شکست بخورند، غرب آماده مبارزه با داعش در لیبی است؛ و در اظهارنظر دیگری اشتون کارتر وزیر دفاع آمریکا نیز گفته بود، گروه داعش پایگاه‌هایی آموزشی در لیبی ایجاد کرده و در حال جذب نیروهای خارجی‌ است، در همین راستا نخست‌وزیر ایتالیا بیان می‌دارد که نظامیان و سرویس‌های اطلاعاتی ایتالیا از هم‌اکنون در این کشور برای آماده‌سازی زمینه مداخله نظامی احتمالی علیه داعش حضور دارند؛ همچنین به عقیده منابع اطلاعاتی آمریکا، سرت می‌تواند تبدیل به یک پایگاه جدید برای سران داعش بشود که برای فرار از بمباران ائتلاف بین‌المللی در خاورمیانه، ممکن است به مناطق مقابل سواحل ایتالیا منتقل شوند [14]؛ لیکن همه این‌ها در حالی هست که منابع غربی از کلیه تحرکات این گروه اطلاع دارند و اقدام عملی خاصی را انجام نمی‌دهند؛ درواقع زمانی وارد عملیات می‌شوند که در راستای اهداف راهبردی‌شان منافعشان تأمین شود. لذا درحالی‌که داعش در حال پیشروی در شرق لیبی و تهدید «هراوه» و «بن جواد» است و سپس ورود به منطقه «اجدابیه» دروازه ورود به میدان نفتی است؛ چراکه همان‌طور که منابع انرژی لیبی برای غرب مهم هست برای داعش هم کنترل این منابع یک موضوع استراتژیکی است؛ بنابراین در هدف اولیه اتخاذشده، نیروهای ویژه ایتالیا با حرکت میان «زواره» و «صبراته» و استقرار در منطقه میان طرابلس و مرز با تونس از ساختارهای شرکت نفت «انی» که خود یک مسئله امنیت ملی محسوب می‌شود، دفاع نمایند؛ لیکن در کنار مراحل اولیه آغاز برنامه دخالت نظامی، دولت ایتالیا در حال تلاش برای ایجاد شرایط میزبانی در رم از یک رویداد در خصوص لیبی همانند آنچه در وین برای سوریه برگزار شده، است؛ در این میان اروپا و غرب تلاش رسانه‌ای می‌کنند که این موضوع یک مداخله نظامی نیست و هدف کمک به تشکیل یک دولت در این کشور هست؛ به‌عنوان نمونه «دومنیکو روسی» قائم‌مقام وزارت دفاع ایتالیا در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که مداخله نظامی ایتالیا در لیبی در دستور کار نیست؛ مسئله اصلی سیاسی و موفقیت در ایجاد یک دولت وحدت ملی است [15].

 

اما این حضور اروپا و آمریکا در لیبی و صحبت از تشکیل یک دولت وحدت ملی منظور دولت و پارلمان طبرق هست؛ درواقع وزنه غرب بیشتر به سمت نیروهای سیاسی در این منطقه است که این خود سبب می‌شود که عملاً ایجاد دولت وحدت ملی ناقص‌الخلقه متولد شود و زمینه‌های آشوب پس از تشکیل دولت وحدت ملی همچنان برقرار باشد؛ بنابراین هدف اصلی آن‌ها تأمین منافع راهبردی‌شان خصوصاً در حوزه انرژی هست و تشکیل دولت وحدت ملی و مبارزه با داعش در سطح یک حرف باقی خواهد ماند.

 -----------------------------------

پی‌نوشت‌ها:

[1]- http://irdiplomacy.ir/fa/page/1944568/

[2]- http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/09/21/940229/

[3]- http://fa.alalam.ir/news/1767889

[4]- http://daesh-news.com/20510

[5]- http://rapporteuronline.com/fa/news-details/2836/

[6]- http://jamejamonline.ir/online/1826859522484839980

[7]- http://www.ghatreh.com/news/nn28838644/

[8]- http://www.aftabir.com/travel/countries/tunisia/politics/military.php

[9]- http://www.mehrnews.com/news/2500183/

[10]- http://afghanistan.shafaqna.com/media/item/49907

[11]- http://tabyincenter.ir/index.php/menu-examples/child-items-5/تهدیدات-احتمالی-ورود-داعش-به-لیبی-برای-اروپا-1

[12]- http://www.abraronline.net/ar/index.php?option=com_content&view=article&id=10935:2013-10-11-17-00-09&catid=83:2009-03-27-15-15-17&Itemid=197

[13]- http://alwaght.com/ar/News/22644

[14]- http://payeshonline.com/news/29959/

[15]- http://www.irna.ir/fa/News/81864842/