به رسمیت شناخته شدن دولت فلسطین توسط پارلمان انگلیس و برخی دیگر از کشورهای اتحادیه‌ی اروپا بیش از آن که یک پیروزی برای مردم فلسطین تلقی شود، یک شکست برای رژیم صهیونیستی به خصوص در نزد افکار عمومی دنیا است. به نحوی که تأثیر روانی این موضوع، منجر به تسری پیدا کردن درخواست‌ها برای به رسمیت شناختن دولت فلسطین در دیگر کشورهای اروپایی و کشورهای مشترک‌المنافع شود. واقعیتی که می‌توان آن را در اظهارات محتاط‌آمیز برخی مقامات فرانسوی مشاهده کرد.

مقدمه

 

پارلمان انگلیس در جلسه‌ی اخیر خود و پس از بحث و گفت‌و‌گوی پنج‌ساعته با اکثریت 274 رأی موافق در برابر 12 رأی مخالف به طرح به رسمیت شناختن دولت فلسطین رأی مثبت داد. این طرح توسط گراهام موریس (1) یکی از اعضای پارلمان مطرح گردید و نحوه‌ی رأی‌گیری به این صورت بود که اعضا تنها می‌توانستند رأی موافق یا مخالف خود را ابراز کنند و قادر به دادن رأی ممتنع نبودند. اگرچه این رأی برای دولت انگلیس الزام‌آور تلقی نمی‌شود، اما یک گام نمادین مهم به حساب می‌آید. از آن جالب‌تر این که ترکیب رأی‌دهندگان نشان می‌دهد حتی نیمی از نمایندگانی که در لیست "دوستان حزب کارگری اسرائیل" قرار دارند و 40 نفر از نمایندگان محافظه‌کار نیز به موضوع به رسمیت شناخته شدن دولت فلسطین رأی موافق دادند.(2)

 

رأی مثبت پارلمان انگلیس در مورد به رسمیت شناختن دولت فلسطین، پس از آن اتفاق می‌افتد که مجمع عمومی سازمان ملل در رأی‌گیری ۲۹ نوامبر سال ۲۰۱۲ با رأی مثبت ۱۳۸ کشور و مخالفت ۹ عضو (آمریکا، کانادا، جمهوری چک، پاناما و چهار کشور جزیره‌ای کوچک واقع در میکرونزی اقیانوس آرام و رژیم صهیونیستی) و رأی ممتنع ۴۱ کشور، با ارتقای دولت فلسطین به عنوان کشور ناظر غیرعضو موافقت کردند.(3)

 

چندی پیش نیز خبرها از به رسمیت شناختن دولت فلسطین از سوی سوئد حکایت داشت.(4) اقدامی که خشم مقامات صهیونیست را با خود به همراه آورد. اما این اقدام پارلمان انگلیس به دلیل جایگاه این کشور در اتحادیه‌ی اروپا و داشتن روابط خاص با رژیم صهیونیستی از اهمیت خاص خود برخوردار است. مروری کوتاه در تاریخ به خوبی این واقعیت را یادآوری می‌کند که انگلیس مسئول اصلی فاجعه‌ی فلسطین است. در واقع بر اساس "وعده‌ی بالفور" یا همان "بیانیه‌ی بالفور"، لرد آرتور جیمز بالفور، وزیر وقت امور خارجه‌ی بریتانیا، در اوایل ماه نوامبر سال 1917 میلادی، به "سازمان جهانی صهیونیسم" وعده داد رژیم اسرائیل به عنوان میهن قوم یهود در سرزمین فلسطین تشکیل شود.

 

این پیشینه‌ی تاریخی و حمایت‌های سیاسی انگلیس از رژیم صهیونیستی در سال‌های پس از اشغال فلسطین را نمی‌توان از ذهن دور داشت. اما سوالی که در این میان مطرح می‌شود این است که این تصمیم که با اکثریت موافق بالا در پارلمان انگلیس همراه بود، چگونه اتفاق افتاد و از آن مهم‌تر این که آیا از این پس می‌توان شاهد تغییر رویکرد انگلیس در قبال مساله‌ی فلسطین بود یا این که این موضوع نهایتاً هیچ‌گونه تغییری در سیاست این کشور ایجاد نخواهد کرد. این نوشتار تلاش می‌کند با بررسی جوانب مسأله، پاسخی برای این سوال‌ها پیدا کند.

 

خیزش افکار عمومی علیه رژیم صهیونیستی

 

به نظر می‌رسد به رسمیت شناخته شدن دولت فلسطین از سوی پارلمان انگلیس بیش از هر چیز نشان‌دهنده‌ی تغییر رویکرد جدی اعضای پارلمان به تبع افکار عمومی در برابر رژیم صهیونیستی است. این موضوع به طور خاص به وحشی‌گری‌های این رژیم در جنگ اخیر غزه و خشم عمومی همه‌ی مردم جهان از به شهادت رسیدن هزاران نفر از مردم نوار غزه به دست صهیونیست‌ها برمی‌گردد.

 

رهبر حزب کارگر انگلیس در جریان حملات 2014 علیه فلسطین، با انتقاد از دیوید کامرون نخست‌وزیر انگلیس به دلیل عدم مخالفت در این رابطه، سکوت وی را قابل سرزنش دانست.(5) این موضوع به حزب کارگر که گرایش قوی‌تری نسبت به دیگر گروه‌های سیاسی انگلیسی در موضوع فلسطین دارد، ختم نشد. تا جایی که "سعیده ورسی" مشاور وزیر امور خارجه‌ی انگلیس که از حزب محافظه‌کار نیز بود، در اعتراض به آن چه که وی آن را سیاست "اخلاقاً غیرقابل دفاع" انگلیس در برابر غزه خواند، از پست خود استعفا داد.(6)

 

این واقعیت چیزی است که حداقل برخی از مقامات صهیونیست نیز به آن اذعان دارند. برای مثال آوی پرایمور مدیر مطالعات اروپا در دانشگاه تل‌آویو و سفیر پیشین رژیم اشغالگر در اتحادیه‌ی اروپا به رادیو اسرائیل می‌گوید: "مشکل این است که ما به شدت در حال از دست دادن افکار عمومی هستیم. این مسأله به سال‌ها پیش بازمی‌گردد و به خصوص پس از شکست مذاکرات ما با فلسطینی‌ها با حضور جان کری پس از نه ماه باز می‌گردد و از آن بیشتر بعد از عملیات لبه محافظ  (نبرد سال 2014 غزه)."

 

دولت انگلیس چه می‌گوید؟

 

دیوید کامرون پس از اعلامِ رأی پارلمان، به صراحت اعلام کرد دولت فلسطین تا انجام مذاکراتی که راه حل دو دولت را به همراه داشته باشد، شناسایی نخواهد شد.(7) سفارت اسرائیل در لندن در این باره بیانیه‌ای را منتشر و ضمن انتقاد از اقدام نمایندگان تأکید کرد: «مسیر استقلال فلسطین تنها از اتاق مذاکره می‌گذرد. این اقدام انگلیس یک پیام نگران‌کننده برای رهبران فلسطین است که آن‌ها می‌توانند از انتخاب‌های سختی که برای صلح در پیش دارند، فرار کنند و این مسئله شانس طرفین برای دستیابی به صلح واقعی را تضعیف می‌کند».(8)

 

همان‌طور که نخست‌وزیر انگلیس اذعان داشته، نباید از نظر دور داشت که به رسمیت شناخته شدن دولت فلسطین توسط انگلیس، به هر حال در چارچوب "طرح دو دولت" به عنوان پایان دادن به قضیه‌ی فلسطین مطرح می‌شود. با این حال به نظر می‌رسد همان‌طور که پیش از این نیز یکی از مقامات انگلیسی به طور ضمنی مطرح کرده بود، سیاستمداران این کشور خواهان این بودند که این حق مردم فلسطین را که در واقع بخشی از حق بزرگ‌تر آن‌ها یعنی حاکمیت بر کل سرزمین پدریشان (از نهر تا بحر) است را مشروط به پذیرفتن شروطی خاص در جریان مذاکرات به اصطلاح صلح کنند.

 

پیامدهای رأی پارلمان انگلیس

 

از نظر مناسبات سیاسی داخل انگلیس، برخی ناظران معتقدند تصویب پیشنهادِ به رسمیت شناخته شدن فلسطین می‌تواند به جلب آرای عمومی به نفع اعضای حزب کارگر در پارلمان این کشور که در شرایط کنونی مغلوب محافظه‌کاران است، کمک کند.

 

در بعد بین‌المللی، به رسمیت شناخته شدن دولت فلسطین توسط کشورهای اروپایی می‌تواند زمینه‌ی دخالت بیشتر این کشورها را به خصوص در بعد سیاسی قضیه فلسطین و مذاکرات احتمالی سازش فراهم کند. با این حال این مسأله ابعاد و پیچیدگی‌های گسترده‌تری را نیز در بردارد. شاید ذکر این نکته ضروری باشد که حداقل در چند دهه‌ی اخیر طرف‌های اروپایی چندان مایل نبوده‌اند یا اجازه نداشته‌اند که در بعد سیاسی موضوع فلسطین ایفای نقش کنند و بیشتر با دید حقوق بشری به فلسطین نگریسته‌اند. این موضوع به احتمال زیاد به فشارهای طرف صهیونیستی یا آمریکایی برمی‌گردد.

 

برای روشن شدن بحث می‌توان به اتفاقات سال‌های 2002 و 2003 و ارائه‌ی طرح موسوم به "نقشه‌ی راه" از سوی جورج بوش پسر اشاره کرد. بوش در یکی از بندهای این طرح، كميته‌ی چهارجانبه‌ی بين‌المللی متشكل از آمريكا، اتحاديه‌ی اروپا، روسيه و سازمان ملل را مطرح ساخت اما در نسخه‌ی اصلی منتشر شده توسط مقامات این کشور این بند با فشار صهیونیست‌ها و بدون مشورت با طرف اروپایی حذف شد.(10) به هر حال به نظر نمی‌رسد اتحادیه‌ی اروپا و انگلیس بتوانند از سیاست اعطای کمک‌های صرفا مالی به فلسطینیان که عملاً تکمیل‌کننده‌ی پازل رژیم صهیونیستی برای پیشبرد طرح‌های اشغال‌گرانه‌اش بوده است رهایی پیدا کنند.

 

در نهایت می‌توان گفت به رسمیت شناخته شدن دولت فلسطین توسط پارلمان انگلیس و برخی دیگر از کشورهای اتحادیه‌ی اروپا بیش از آن که یک پیروزی برای مردم فلسطین تلقی شود، یک شکست برای رژیم صهیونیستی به خصوص در نزد افکار عمومی دنیا است. به نحوی که تأثیر روانی این موضوع، منجر به تسری پیدا کردن درخواست‌ها برای به رسمیت شناختن دولت فلسطین در دیگر کشورهای اروپایی و کشورهای مشترک‌المنافع شود. واقعیتی که می‌توان آن را در اظهارات محتاط‌آمیز برخی مقامات فرانسوی مشاهده کرد.

 

----------------------------------------

فهرست منابع:

1- Grahame Morris

2- http://palestinebriefing.org/2014/10/16/nothing-changes-but-everything-changes-after-recogntion-vote/

3- دولت فلسطین/ ویکی‌پدیای فارسی.

4- سوئد کشور فلسطین را به رسمیت شناخت/ شبکه خبر، 5 آبان 93.

5- http://www.nytimes.com/2014/10/14/world/europe/british-parliament-palestinian-state.html?_r=0

6- http://www.iribnews.ir/NewsText.aspx?ID=179521

7- http://palestinebriefing.org/2014/10/16/cameron-rejects-commons-vote/

8- http://nedains.com/fa/news/308480

9- http://www.nytimes.com/2014/10/14/world/europe/british-parliament-palestinian-state.html?_r=0

10- الحاجة إلى «تحالف راغبين» في أوروبا للاعتراف بفلسطين/ مرکز کارنیغی للشرق الاوسط، 16 اوکتبر 2014.