در چرایی تبیین چرخش 180 درجه‌ای دولت چپ‌گرای یونان از دشمنی با رژیم صهیونیستی به دوستی و گسترش روابط با این رژیم، باید به «بحران اقتصادی یونان» به‌عنوان مهم‌ترین عامل توجه کرد که تمامی سیاست داخلی و خارجی دولت یونان را به خود مشغول کرده و همه تحولات در سیاست خارجی آتن به‌نوعی به این بحران مربوط می‌شود.

تداوم و تغییر در سیاست خارجی کشورها منوط به عوامل بیرونی و درونی متعددی است. تغییر نظام سیاسی، تغییر دولت‌ها و روی کار آمدن نخبگانی با ایدئولوژی‌ها و آرمان‌های خاص، تغییر شرایط در محیط منطقه‌ای و جهانی که اتخاذ سیاست‌های خاصی را به دولت‌ها تحمیل می‌کند و وقوع بحران در داخل کشور که دولت را مجبور می‌کند سیاست‌های خاصی را برای غلبه بر بحران اتخاذ کند.

 

تغییر سیاست خارجی دولت «الکسی سیپراس» نخست‌وزیر چپ‌گرا و ضد اسرائیلی یونان را نسبت به رژیم صهیونیستی و تلاش برای ایجاد ائتلاف با دولت صهیونیست را نیز می‌توان در چارچوب دلایل گفته‌شده برای تغییر سیاست دولت‌ها بررسی کرد.

 

یکشنبه (5 بهمن‌ماه 93) مردم یونان در انتخابات پارلمانی زودهنگام این کشور اعتماد خود را از احزاب راست‌گرا و معتقد به اقتصاد بازار آزاد سلب و نمایندگان حزب چپ‌گرای «سیریزا» را برای تشکیل دولت آینده این کشور انتخاب کردند.

 

دولت راست‌گرا در طول 5 سال گذشته روابط بسیار گرم و صمیمی را با رژیم صهیونیستی نیز برقرار کرده بود. درست به همین خاطر وقتی حزب چپ‌گرای «سیریزا» به رهبری «الکسی سیپراس» قدرت را به دست گرفت روزنامه «یدیعوت آحارونوت» در مقاله‌ای از پایان ماه عسل روابط میان یونان و رژیم صهیونیستی خبر داده و اعلام کرده که با به قدرت رسیدن سیپراس باید با دوران طلایی روابط یونان و رژیم صهیونیستی خداحافظی کرد.

 

آحارونوت نوشت: «تبریک مسئولان اسرائیل به مناسبت پیروزی سیپراس در انتخابات پارلمانی و نخست‌وزیر شدن وی درواقع ظاهری است و نگرانی‌های زیادی پشت این تبریک مخفی شده است. دلیل اصلی آن سیاست‌های ضد اسرائیلی سیپراس است که ظاهراً هنوز آن را کنار نگذاشته است.»(1)

 

نگرانی «یدیعوت آحارونوت» زیاد هم بی‌دلیل نبود چراکه حزب «سیریزا» و «الکسی سیپراس» رهبر 40 ساله آن به اتخاذ برنامه‌ها و مواضع شدیداً ضد اسرائیلی مشهور بودند. برای آگاهی از مواضع ضد اسرائیلی حزب چپ‌گرای «سیریزا» کافی است نگاهی به بیانیه این حزب زمانی که در مردادماه سال 89 «نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به آتن سفر کرده بود انداخته شود.

 

حزب چپ «سیریزا» در بیانیه‌ای با انتقاد شدید از عملکرد دولت یونان مبنی بر توسعه روابط با دولت غاصب صهیونیستی اعلام کرد: «دولت پاپااندرئو، زمانی از نخست‌وزیر رژیم اشغالگر دعوت کرده است که هنوز خون دستان رژیم تل‌آویو از کشتار فعالان سیاسی و اجتماعی کاروان «آزادی غزه»، خشک نشده است و درحالی‌که رژیم غاصب صهیونیستی در افکار عمومی جهان به خاطر جنایاتی که مرتکب شده است، از هر زمانی منفورتر گشته و در انزوای کامل قرار گرفته است، اقدام دولت یونان برای توسعه روابط با رژیم اسرائیل به‌شدت محکوم می‌شود.»(2)

 

سیپراس همچنین در سال 2009 در ناوگان آزادی غزه که برای شکستن محاصره این منطقه به‌سوی ساحل غزه حرکت کرد، حضور داشت و در همین کاروان بود که کماندوهای رژیم صهیونیستی با حمله به کشتی مرمره آبی 9 فعال ترک حاضر در کاروان را به قتل رساندند.

 

غیر از مواضع ضد صهیونیستی حزب سیریزا، «الکسی سیپراس» رهبر آن نیز در طول سال‌های گذشته به اتخاذ مواضع ضد صهیونیستی مشهور بود. وی پیش از رسیدن به قدرت همواره یکی از حامیان ملت فلسطین و از منتقدان سرسخت رژیم صهیونیستی بوده و تقریباً در تمامی تجمع‌ها و راهپیمایی‌های ضد اسرائیلی در داخل کشورش و حتی در خارج از مرزهای یونان مشارکت فعال داشت و مخالف اصلی همکاری‌های نظامی یونان با رژیم صهیونیستی نیز محسوب می‌شد. سیپراس همچنین در سال 2009 در ناوگان آزادی غزه که برای شکستن محاصره این منطقه به‌سوی ساحل غزه حرکت کرد، حضور داشت و در همین کاروان بود که کماندوهای رژیم صهیونیستی با حمله به کشتی مرمره آبی 9 فعال ترک حاضر در کاروان را به قتل رساندند.(3)

 

برنامه‌های اعلامی «سیپراس» برای پیروزی در انتخابات پارلمانی بهمن‌ماه نیز نگرانی رژیم صهیونیستی را نسبت به آینده روابط آتن و تل‌آویو دوچندان کرده بود. سیپراس اعلام کرده بود به‌محض این‌که به قدرت برسد همکاری‌های نظامی یونان را با رژیم صهیونیستی لغو خواهد کرد. وی بلافاصله بعد از پیروزی در انتخابات پارلمانی نیز در جمع انبوه هواداران خود مواضع پیشین خود در حمایت قاطع از فلسطین را تکرار و نگرانی‌های  رژیم اسرائیل درباره آینده روابط دو طرف را دوچندان کرد.

 

چرا چرخش؟

اما این مواضع ضد صهیونیستی «سیپراس» مدت نه‌چندان زیادی پس از روی کار آمدن وی رنگ باخت؛ و در عمل نه‌تنها همان‌طور که سیپراس ادعا کرده بود که روابط نظامی آتن و تل‌آویو را قطع خواهد کرد اتفاق نیفتاد بلکه دولت یونان سیاست کاملاً متضادی را نسبت به اهداف و مواضع اعلامی خود در قبال رژیم صهیونیستی در پیش گرفت که اوج آن برگزاری رزمایش نظامی مشترک بین یونان، آمریکا و رژیم صهیونیستی و سفر وزیر خارجه و وزیر دفاع یونان به سرزمین‌های اشغالی همزمان با برگزاری رفراندوم تیرماه بود.

 

در اولین تغییر موضع دولت یونان نسبت به رژیم صهیونیستی، دو طرف در اردیبهشت‌ماه رزمايش مقابله با «اس - 300» برگزار کردند. ارتش رژیم صهیونیستی با 10 فروند جنگنده «اف - 161» در این رزمایش مشارکت کرد.(4)

 

این رزمایش بخشی از رزمایش سالیانه مشترک آمریکا، یونان و رژیم صهیونیستی بود که در مجاورت جزیره کرت تحت عنوان نوبل دنیا برگزار شد. بخشی از این رزمایش «سناریوی ایران» نام داشت که در آن تمریناتی باهدف دفاع از بنادر اسراییل در مقابل حملات ایران انجام می‌گیرد.(5) بعد از این رزمایش نیز که دقیقاً در نقطه مقابل سیاست‌ها و برنامه‌های دولت چپ‌گرای سیپراس بود اوج همگرایی یونان و رژیم صهیونیستی همزمان با برگزاری رفراندوم سرنوشت‌ساز یکشنبه (14 تیر) اتفاق افتاد و وزیر خارجه یونان به سرزمین‌های اشغالی سفر کرد.

 

«نیکوس کوتزیاس» وزیر دفاع یونان در این سفر در کنفرانس خبری مشترک با بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل در تل‌آویو گفت: «اسرائیل دوست خوب و مهمی برای یونان است. ما در سال‌های اخیر روابط دوجانبه خود را در حوزه‌های مختلف از قبیل امنیت و انرژی و گردشگری و اقتصاد توسعه داده‌ایم. گفتگوی سیاسی عمیق و جاری در همه مسائل دوجانبه و امنیتی بین اسرائیل و یونان در جریان است. روابط اسرائیل و یونان برای استقرار ثبات در این منطقه بسیار حائز اهمیت است. استقرار ثبات و صلح در این منطقه همسو با منافع مشترک ما است.»(6)

 

یونان چرا چرخید؟

در چرایی تبیین چرخش 180 درجه‌ای دولت چپ‌گرای یونان از دشمنی با رژیم اسرائیل به دوستی و گسترش روابط با این رژیم را باید به «بحران اقتصادی یونان» به‌عنوان مهم‌ترین عامل توجه کرد که تمامی سیاست داخلی و خارجی دولت یونان را به خود مشغول کرده و همه تحولات در سیاست خارجی آتن به‌نوعی به این بحران مربوط می‌شود.

 

در ارزیابی اهداف اعلامی و اعمالی کشورها در سیاست خارجی معمولاً می‌گویند «عملکرد بهتر از ایدئولوژی بیانگر اهداف است» این گزاره شاید در مورد یونان به‌خوبی صدق کند. سیپراس پس از پیروزی در انتخابات برای غلبه بر بحران اقتصادی که اصلی‌ترین علت رأی مردم به حزب سیریزا نیز بود؛ تصمیم گرفت عمل‌گرایی و تنوع‌بخشی به گزینه‌های سیاست خارجی را در اولویت خود قرار دهد. دیدار با سفیر روسیه در آتن آن هم درست چند ساعت پس از ادای سوگند نشانه‌ای از سیاست جدید دولت چپ‌گرای یونان برای تنوع‌بخشی به متحدین در سیاست خارجی بود.

 

در چرایی تبیین چرخش 180 درجه‌ای دولت چپ‌گرای یونان از دشمنی با رژیم اسرائیل به دوستی و گسترش روابط با این رژیم، باید به «بحران اقتصادی یونان» به‌عنوان مهم‌ترین عامل توجه کرد که تمامی سیاست داخلی و خارجی دولت یونان را به خود مشغول کرده و همه تحولات در سیاست خارجی آتن به‌نوعی به این بحران مربوط می‌شود.

 

اما یونان با نزدیکی به رژیم صهیونیستی چند هدف را دنبال می‌کند:

 

1- یونان به‌خوبی می‌تواند با بهبود روابط با رژیم صهیونیستی و با جلب نظر مساعد رژیم صهیونیستی ابر سرمایه‌داران یهودی را در اروپا و آمریکا قانع کند تا بخشی از سرمایه‌های خود را به یونان سرازیر کنند تا اقتصاد یونان که این روزها به‌شدت نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی است اندکی در فضای جدید به وجود آمده بتواند تنفس بکند.

2- یونان به‌خوبی به مناسبات گسترده رژیم صهیونیستی با آمریکا و اتحادیه اروپا از یک‌سو و نفوذ گسترده سیاسی و اقتصادی لابی یهود در غرب واقف است لذا از این وضعیت می‌تواند برای اعمال فشار بر اتحادیه اروپا برای تعدیل در سیاست‌های ریاضتی تحمیل‌شده به خود استفاده کند.

3- یونان دشمنی تاریخی با ترکیه نیز دارد اگرچه طی سال‌های اخیر دو طرف اعلام کرده‌اند که اختلافات دیرینه مرزی را بر سر قبرس کنار گذاشته‌اند ولی معمولاً اختلافاتی که ریشه‌های عمیق تاریخی و ژئوپلیتیک دارد تنها با چند دیدار حل‌وفصل نمی‌شوند لذا یونان با نزدیکی با رژیم صهیونیستی و تشکیلی ائتلافی با رژیم صهیونیستی و قبرس همان‌طور که وزیر خارجه این کشور در دیدار با نتانیاهو گفت سعی دارد در مقابل ترکیه رقیب قدرتمند منطقه‌ای خود ائتلافی توازن بخش ایجاد کند.

4- به گفته وزیر خارجه یونان در دیدار با نتانیاهو آتن خود را در مرز یک مثلث بی‌ثباتی بین «یونان قبرس و اسرائیل» نیز می‌بیند (7) که برای در امان ماندن از امواج بحران‌زای این مثلث که در نوک آن اوکراین و گوشه سمت چپ آن لیبی و گوشه سمت راست آن نیز منطقه خاورمیانه یعنی عراق و سوریه را تشکیل می‌دهد مجبور شده است خود را به اسرائیل نزدیک کند تا امنیتش بیشتر تأمین شود غافل از این‌که رژیم صهیونیستی خود اصلی‌ترین عامل برهم زننده ثبات و امنیت در منطقه خاورمیانه است.

 

اهمیت راهبردی یونان برای رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی از وضعیت بحران مالی عمیقی که یونان در آن گرفتار شده و به هر ریسمانی چنگ میزند تا از آن خلاص شود برای منافع نامشروع امنیتی، سیاسی و اقتصادی خود به بهترین وجه در حال استفاده است که به برخی از این موارد اشاره می‌کنیم:

 

1. رژیم صهیونیستی همواره در تلاش بوده است در نزدیکی مرزهای ایران به‌عنوان دشمن شماره یک خود متحدی استراتژیک برای خود داشته باشد شاید اگر روابط راهبردی ترکیه و رژیم صهیونیستی پس از حمله 2008 صهیونیست‌ها به نوار غزه و پس از آن نیز کاروان آزادی و کشتی مرمره ترکیه به هم نمی‌ریخت یونان در محاسبات راهبردی اسرائیل نقشی که امروز دارد را نداشت. پس از این تاریخ بود که ترکیه و رژیم صهیونیستی رزمایش‌های نظامی مشترک سالیانه خود را لغو کردند و رژیم صهیونیستی مجبور شد در منطقه مدیترانه یونان را جایگزین ترکیه کند.

 

روابط نظامی بین رژیم صهیونیستی و یونان نیز دقیقاً بعد از برهم خوردن روابط تل‌آویو و آنکارا در سال 2010 تقویت شد و دو طرف طی چند سال گذشته چند رزمایش مشترک نظامی نیز برگزار کرده‌اند. با گسترش مناسبات نظامی دو طرف وزارت دفاع رژیم صهیونیستی پس از انجام رزمایش «پرچم آبی» اعلام کرد با توجه به افزایش روابط نظامی بین این رژیم و دولت یونان، قصد دارد دفتر وابسته نظامی خود در یونان را افتتاح کند، به دنبال این تصمیم یونان نیز آمادگی خود را برای افتتاح دفتر وابسته نظامی در تل‌آویو اعلام و روابط نظامی دو طرف بیش‌ازپیش مستحکم شد.(8) حتی دو طرف در ماه جولای پس از سفر وزیر دفاع یونان به تل‌آویو و دیدار با موشه یلعون وزیر دفاع اسرائیل موافقت‌نامه همکاری نظامی و آموزش نیرو امضا کردند که به گفته وزیر دفاع اسرائیل «تل‌آویو تاکنون فقط با آمریکا چنین توافقی را امضا کرده است. و یکی از اهداف اصلی امضای این توافق برنامه هسته‌ای ایران است»(9)

 

2. نگاه رژیم صهیونیستی به یونان تنها نگاه نظامی و امنیتی نیست بلکه منافع اقتصادی نیز در این میان دخیل است سال 2009 کشف میدان گازی تمار در دریای مدیترانه که به گفته کارشناسان تا سال 2020 رژیم اسرائیل را تبدیل به صادرکننده گاز می‌کند مقامات این رژیم را بر آن داشت که برای انتقال گاز به اروپا به جد روابط خود را یونان و قبرس تحکیم ببخشند. براساس توافقات صورت گرفته بین این کشور، رژیم صهیونیستی و قبرس قرار است اسراییل گاز خود را به‌وسیله خط لوله از طریق قبرس به یونان و سپس به اروپا صادر کند.(10)

 

نتیجه‌گیری

باوجود انتخاب یونان به‌جای ترکیه از سوی اسرائیل و تلاش برای برقراری اتحاد با دولت آتن بر ضد ایران ولی قطعاً این ائتلاف اهداف مدنظر رژیم صهیونیستی را تأمین نخواهد کرد چراکه نگاه یونان به ایران به‌هیچ‌وجه بر نگاه اسرائیل به ایران منطبق نیست و منافع یونان در تلاقی با منافع جمهوری اسلامی ایران نیست. وزیر دفاع یونان در دیدار با وزیر دفاع رژیم صهیونیستی می‌گوید «یونان در تیررس موشک‌های ایران است و اگر یکی از موشکی‌های ایران راهی مدیترانه شود پایانی خواهد بود بر امنیت در منطقه»(10) البته چنین اظهارنظرهایی نیز تنها برای به دست آوردن دل صهیونیست‌ها و استفاده از آن‌ها برای خروج از بحران اقتصادی است و فاقد ضروریات استراتژیک است و به‌احتمال زیاد اگر دولت چپ‌گرای یونان بتواند در آینده بر بحران مالی خود غلبه کند از همراهی با ماجراجویی‌های رژیم صهیونیستی در دریای مدیترانه بر ضد ایران خودداری خواهد کرد چراکه هیچ منفعتی در آن ندارد.

 

----------------------------------------

منابع:

1. «کابوس یونانی اسرائیل»، ایسنا (14 بهمن 93)

2. «رییس جمهوری یونان نتانیاهو را به حضور نپذیرفت» ایرنا (27 مرداد 89)

3. «کابوس یونانی اسرائیل»، همان

4. رژيم صهيونيستي و يونان رزمايش مقابله با «اس - 300» برگزار کردند، تابناک (18 اردیبهشت 94)

5. «رزمایش دریایی مشترک آمریکا، یونان و رژیم صهیونیستی»، ایسنا 28 اردیبهشت 94

6. «وزیر امور خارجه يونان بر گسترش روابط با رژيم صهيونيستي تأکید کرد»،خبرگزاری صدا و سیما (15 تیر 94)

7. «Greece, deep in crisis, is keen on axis of ‘security’ with Israel and Cyprus», jerusalem post, (7 جولای 2015)

8. «رزمایش دریایی مشترک آمریکا، یونان و رژیم صهیونیستی»، ایسنا، همان

9. «Israel, Greece sign status of forces agreement», jerusalem post, (19 جولای 2015)

10. «اسرائیل در مسیر تبدیل شدن به صادرکننده گاز»، عصر ایران (11 فرودین 92)

11. «Israel, Greece sign status of forces agreement», jerusalem post, (19 جولای 2015)