مخالفان دولت سوریه به دلیل تعارضات جدی در اهداف، ایدئولوژی و شیوه مبارزاتی نتوانسته‌اند به یک وحدت نظر در تشکیل یک تشکیلات فراگیر دست یابند. با توجه به جدی‌تر شدن مذاکره سوری- سوری میان نمایندگان نظام و نمایندگان معارضان شناخت دقیق‌تر از این گروه‌ها یک ضرورت است.

با آغاز بحران سوریه، گروه‌های سیاسی که یا از گذشته وجود داشتند و یا تازه تأسیس بودند، فعالیت‌های خود را با رویکردهای متفاوت و عمدتاً با محور مشترک تغییر نظام آغاز کردند. این گروه‌ها بعضاً به یکدیگر پیوستند و ائتلاف‌ها، شوراها و هیئت‌هایی را به وجود آوردند تا بتوانند خود را به‌عنوان نماینده بخشی از مردم سوریه معرفی کنند و شرایط را در عرصه سیاسی برای برکناری بشار الاسد فراهم سازند.

بعد آغاز تحولات عربی، جهان عرب شاهد تغییراتی در سطوح مختلف و تغییر رویکرد کشورها نسبت به مطالبات مردمی و معادلات بین‌المللی شد. یکی از این بحران‌ها که نزدیک به پنج سال طول کشیده و تبدیل به بحرانی فراتر از مرزهای یک کشور شده، بحران سوریه هست.

هرچند عوامل درونی و مطالبات مردمي در تداوم بحران سوريه نقش دارند ولي با نگاهی دقیق به نقشه صف‌آرایی‌های منطقه‌ای، نقش عوامل بیرونی در اين اعتراضات را نباید نادیده گرفت که به‌نوعی نتیجه رقابت بين دو جريان متعارض «مقاومت» و «محافظه‌کار» در منطقه ‌ غرب آسیاست که با ورود گروه‌های تکفیری و موج‌سواری جریان محافظه‌کار برای ضربه‌زدن به جریان مقاومت، این بحران جدی‌تر شده است.

جریان محافظه‌کار معتقد است اگر این اختلافات تداوم پیدا کند موجب تغییر معادلات منطقه‌ای به نفع محور مقاومت می‌شود و باید در صورت پیروزی این محور، سلطه آن را که همان سلطه مردم و خط مقاومت است را بپذیرند. به همین دلیل احساس تهدید می‌کنند و برای موازنه سازی با رقیب خود در عرصه منطقه‌ای شروع به ایجاد ائتلاف و اتحاد می‌کنند.

یکی از عوامل پیروزی‌های پی‌درپی دیپلماسی سوریه در سال‌های اخیر اختلافات درونی گروه‌های سیاسی معارض با یکدیگر بود برای مثال می‌توان به درگیری گروه‌های اخوانی و سکولارها اشاره کرد که خود این امر ضربات سنگینی را به جبهه معارضین وارد کرده بود که این اختلافات درونی، ریشه در اختلافات بین متحدین هریک از این گروه‌ها دارد.

 

در حقیقت می‌توان گفت که هر گروه فعال مبارز در هر شهر و یا روستا دارای یک رهبر با دیدگاه متفاوت است که خود را نه‌تنها ملزم به اطاعت از یک تشکیلات بالاتری همچون ائتلاف معارضان نمی‌داند بلکه اساساً به آن اعتقادی ندارد. اگرچه برای دریافت کمک مالی و تسلیحاتی خود را در قالب یک مجموعه کلی تعریف می‌کنند که این مجموعه را می‌توان به سه گروه تقسیم‌بندی کرد:

گروه اول، مبارزان اسلام‌گرا در سوریه هستند که خود در سه قالب تقسیم‌بندی می‌شود: نخست، گروه اخوان المسلمین با رهبری افرادی همچون «علی صدرالدين البيانونی» و «محمد رياض خالد الشفقة» كه در مقايسه با اخوان‌ المسلمين مصر از تندروی برخوردار است.

گروه دوم مخالفان سوریه را گروه فکری مدرن و روشنفکران از طیف‌های چپ و راست می‌توان برشمرد که خواهان تشکیل حکومت مدرن همانند سوسیال‌- دمکرات و لیبرال دمکرات هستند.

گروه سوم، قومیت‌گرایان معترض نظام سوریه یعنی کردها، ترکمن و چرکس‌ها هستند که در ورای سقوط نظام، به دنبال اهداف خودمختاری هستند. کردها اصلی‌ترین گروه‌های قومیت‌گرا به شمار مي‌روند.

با توجه به جدی‌تر شدن مذاکره سوری- سوری میان نمایندگان نظام و نمایندگان معارضان شناخت دقیق‌تر از این گروه‌ها یک ضرورت است. هریک از گروه‌های و ائتلاف‌های سیاسی تأثیرگذار عبارت‌اند از:

 

ارتش آزاد سوریه: بعد از آغاز بحران سوریه برخی از اعضای ارتش سوریه با فرار از یگان خدمت خود به کشورهای ترکیه و اردن پناهنده شدند برخی از این افسران به رهبری ریاض الاسعد سرهنگ سابق نیروی هوایی در 29 ژوئیه 2011 در استان هاتای ترکیه در مرز شمال غربی سوریه با ترکیه با حمایت مستقیم دولت ترکیه ارتش آزاد سوریه را به‌عنوان یکی از اولین گروه‌های‌ معارض و البته مسلح ایجاد کردند که یکی از زمینه‌های اصلی بحران خون‌بار کنونی است.

این گروه مشی خود را سکولار و خواهان برپایی نظام دمکراتیک بیان کرده است. ارتش آزاد به دلیل پراکندگی نیروها و فرماندهی از یک انسجام برخوردار نیست و هر منطقه برای خود تشکیلات خاص خود را دارد.

بعد از شکست‌های پی‌درپی ارتش آزاد، کشورهای اردن، قطر، ترکیه، عربستان و طرف‌های غربی بااحساس تهدید از سوی پیش‌روی ارتش و نیروهای مردمی سوریه، اقدام به کم کردن سطح اختلافات خود کرده و با فعال کردن اتاق‌های عملیات مشترک «الموک» از اواخر 2014 اقدام در ایجاد یک اتحاد بین معارضان مسلح کردند[1].

 

با توجه به این تلاش‌ها ائتلافی از نزدیک به 34 گروه مسلح تکفیری همچون جبهه النصره، اخوان المسلمین و احرار الشام و 49 یگان ارتش آزاد به محوریت ارتش آزاد به اسم الجبهه الجنوبیة شکل گرفت. با شکل‌گیری این ائتلاف، سطح اختلافات این گروه‌ها کاهش پیدا کرد و اقدام به طراحی عملیات‌ها گسترده در محورهای مختلف جبهه جنوب کردند که تاکنون به پیشرفت قابل‌توجهی دست نیافته‌اند.

یکی از عملیات‌های طراحی‌شده در محور القنیطره، عملیات «نصرة لحرائرنا» در 16 می 2015 بود[2] که هدف آن اشغال شهر القنیطره و وصل کردن خطوط عملیاتی غوطه غربی در ریف دمشق به بلندی‌های جولان بود که با شکست روبرو شد.

 

شورای ملی سوریه[3]: این ائتلاف یکی از اولین ائتلاف‌های معارضان سوریه بوده است که در دوم اکتبر 2011 با 310 عضو شامل گروه‌های «جنبش انقلابی[4]»،«فراکسیون لیبرال‌های مستقل[5]»، «اعلان دمشق»، «سازمان آشوریان[6]»، «اخوان المسلمین سوریه»، «بهار دمشق[7]» و «فراکسیون ملی کردها[8]»،«فراکسیون ملی[9]» و اشخاص معارضه اکثراً تبعیدی و خارج نشین همچون جورج صبرا، برهان غلیون، عبدالباسط سیدا و میشل کیلو فعالیت خود را در استانبول با حمایت ویژه ترکیه و قطر و اکثر کشورهای غربی و عربی آغاز کرد با تلاش ترکیه این شورا به‌عنوان رهبر سیاسی ارتش آزاد معرفی شد تا اقدامات نظامی با رهبری سیاسی اهداف ترکیه در سوریه را تأمین کند.

 

در شورای ملی مخالفان جریانات مختلفی اعم از اسلامی، ملی، لیبرالی، قومی، سوسیالیستی و حتی مستقل مردمی شرکت دارند؛ اما این جریانات به دلیل داشتن ایدئولوژی‌ها، روش‌ها، سیاست‌ها و همچنین برنامه‌های متفاوت با مشکلات زیادی به‌ویژه ازلحاظ ایجاد انسجام و تعیین رهبری روبه‌رو بودند که هرروز موجب ضعف آن شده است.

عموماً این شورا دارای نگاه بدبینانه به جمهوری اسلامی ایران بوده و بارها تلاش‌های دیپلماتیک کشورمان را در مورد حل مسالمت‌آمیز بحران سوریه رد کرده است اما این امر شامل همه گروه‌ها و اعضای آن نمی‌شود زیرا برخی از آن‌ها به‌خصوص احزاب چپی و کردها در مواردی سیگنال‌های مثبتی را برای ایران ارسال نموده‌اند ولی به‌طورکلی نحوه برخورد آن با جمهوری اسلامی به سیاست‌های ترکیه بازمی‌گردد.

 

هیئت هماهنگی ملی سوریه: در پی تشکیل شورای ملی سوریه و گزینش مشی نظامی آن برخی از گروه‌های کوچک و همچنین شخصیت‌های ملی‌گرا، چپ‌گرا و کرد مقیم سوریه و خارج از سوریه که با مشی نظامی مخالف بودند در حلبون در ریف دمشق در 11 اکتبر 2011 هیئت هماهنگی ملی نیروهای تغییر دمکراتیک سوریه[10] را به ریاست حسن عبدالعظیم تشکیل دادند. این هیئت در اهداف خود اعلام کرد که خواهان تغییر نظام سوریه و کلیه وابستگان آن است ولی این تغییر باید از طریق مسالمت‌آمیز صورت بگیرد. هیئت هماهنگی سوریه سعی کرده مشی استقلال گونه خود را سیاست‌های خود حفظ کند و دارای روابط با کشورهای غربی و همین‌طور روسیه است و همواره در پی حل سیاسی بحران سوریه بوده است و تشکیل دولت انتقالی با حضور بشار اسد را برای تغییرات در سوریه را می‌پذیرد. هیثم مناع یکی از چهره‌های شاخص این هیئت است.

اگرچه این هیئت تاکنون تمام طرح‌های جمهوری اسلامی ایران را برای پایان مسالمت‌آمیز بحران سوریه رد کرده است ولی به دلیل مشی مسالمت‌جو آن و برخی ارتباطات با روسیه، از زمینه مناسبی برای ایجاد ارتباط و برخی از همکاری‌ها با جمهوری اسلامی ایران است.

 

ائتلاف ملی سوریه[11]: در پی بروز برخی اختلافات بین ترکیه و قطر در رهبری مخالفان سوری و همین‌طور بین اعضای شورای ملی سوریه و برخی از گروه‌های سیاسی و ارتش آزاد، با تلاش دولت قطر در یازدهم نوامبر ۲۰۱۲ این ائتلاف با شرکت بیش از شصت گروه معارض سوری در شهر دوحه شکل گرفت و معاذ الخطیب را به‌عنوان رئیس این گروه انتخاب کردند و بعد از ایجاد اختلاف بر سر رهبری محتاطانه الخطیب، اعضای ائتلاف ملی جورج صبرا برای ریاست این ائتلاف انتخاب کردند با تلاش قطر و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و ترکیه این گروه توانست حمایت اکثر کشورهای غربی را به دست آورد. این ائتلاف نیز به دلیل تنوع ایدئولوژی‌ها یک ایدئولوژی ثابتی نداشته است. این ائتلاف در سال‌های اول از سیاست‌های قطر و تا حدودی ترکیه پیروی می‌کرد اما بعد از تحولات در قطر (واگذاری قدرت پدر به پسر) و فعال شدن بیشتر عربستان و هماهنگی با ترکیه در بحران سوریه یکی از شیوخ قبایل سوریه به نام احمد الجربا نزدیک به عربستان به این پست انتخاب شد و این ائتلاف در جهت سیاست‌های عربستان قرار گرفت و حتی بعد از تغیر این شخص و انتخاب هادی البحره و خالد الخوجه این مشی وابستگی به عربستان در این ائتلاف ادامه پیدا کرده است.

لازم به ذکر است به دلیل تنوع افکار و ایدئولوژی‌های این ائتلاف شاهد هماهنگی بین اعضا به‌هیچ‌وجه نبوده‌ایم به‌طوری‌که احزاب چپ‌گرا تمایل زیادی به همکاری با غرب ندارند و تمایل دارند با روسیه ارتباط برقرار نمایند احزاب اسلام‌گرا به‌ویژه اخوانی‌ها با عربستان مشکلات زیادی دارند و به دنبال تقویت روابط با ترکیه هستند به همین دلیل ما شاهد مواضع بعضاً متضاد از سوی این ائتلاف هستیم و این ائتلاف مواضع مثبتی نسبت به جمهوری اسلامی ایران ندارد و چشم‌انداز روشنی از روابط این ائتلاف با ایران وجود ندارد مگر تغییر رویکرد عربستان و ترکیه نسبت به این روابط.

 

حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه[12]: در پی بحران سوریه کردهای این کشور با این تحلیل که این بحران یک اختلاف عربی- عربی است و کردها با دخالت در این بحران ضرر خواهند کرد در ابتدا سعی داشتند که با عدم دخالت در امور، خود را بی‌طرف نگه‌دارند اما اوج‌گیری بحران و ورود گروه‌های تکفیری مسلح به‌تدریج وارد بحران سوریه شدند در ابتدا تلاش‌های نرمی را در جهت فدرالیسم در سوریه آغاز کردند و با مذاکراتی که با نظام سوریه و معارضان انجام دادند و با تشکیل گروه‌های مسلح به دفاع از مناطق کردی پرداختند. یکی از اصلی‌ترین گرو‌های فعال در کردستان سوریه حزب اتحاد دموکراتیک به رهبری صالح مسلم است که رهبری این منطقه را با مشارکت دیگر گروه‌های سیاسی همچون حزب ترقی‌خواه کرد به رهبری «حمد درویش»، حزب دموکرات کرد به رهبری «عبدالحکیم بشار»، کنگره ملی کرد به رهبری «جوادالملا» و افرادی همچون «عبد الباسط سيدا"‏، بر عهده دارد. این حزب به دلیل داشتن روابط با حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) دارای مشی سوسیالیستی است. این حزب در اکثر ائتلافات معارضه عضویت دارد ولی همیشه رویه و سیاست‌های مخصوص به خود را دارد به عقیده اکثر کارشناسان سیاسی این حزب در ورای شعارهای فدرالیستی خود به دنبال تجزیه‌طلبی است.

 

لازم به ذکر است، ترکیه که در شمال این مناطق قرار دارد، نیز به دلیل حاکمیت احزاب کردی طرفدار پ.ک.ک و عبدالله اوجلان، با کردهای سوریه کاملاً امنیتی برخورد کرده و با همکاری با گروه‌های مسلح و داعش از قدرت‌گیری آن‌ها جلوگیری می‌نماید. احزاب کردی به‌ویژه حزب اتحاد دموکراتیک کردستان نسبت به دیگر جریانات سیاست خصمانه نسبت به جمهوری اسلامی ندارد بااینکه منتقد حمایت ایران از نظام سوریه است ولی به دلیل اختلافات خود با ترکیه و رهبران اقلیم کردستان و برخی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس سعی کرده برای موازنه قوا سیاست‌های ضد ایرانی در پیش نگیرد و جمهوری اسلامی ایران نیز باید با توجه به مباحث مطرح‌شده زمینه همکاری بیشتر با احزاب کردی را در پیش بگیرد.

در جمع‌بندی مطالب فوق باید گفت مخالفان دولت سوریه به دلیل تعارضات جدی در اهداف، ایدئولوژی و شیوه مبارزاتی نتوانسته‌اند به یک وحدت نظر در تشکیل یک تشکیلات فراگیر دست یابند. درنتیجه، به دلیل فعالیت گروه‌های تکفیری به‌عنوان بازیگر اصلی تحولات سوریه، تشکیلات موجود قابلیت پذیرفتن تعهدات و مسئولیت‌ها را ندارد و همین تشدد گروه‌های مبارزاتی با اهداف مختلف، کشور سوریه را وارد مرحله بسیار خطرناک جنگ داخلی کرده که نه‌تنها این کشور بلکه کل منطقه را با بحران جدی روبه‌رو کرده است. به نظر می‌رسد خروج از بحران کنونی نیازمند مذاکرات جدی قدرت‌های منطقه‌ای بدون دخالت خارجی برای کاهش سطح تنش منازعات منطقه‌ای و همچنين عدم‌مداخله در امور سوریه و کمک به‌نظام این کشور و همچنین گروه‌های معارضه مستقل برای مبارزه با گروه‌های تکفیری در استقرار نظم است.



[1] مهند الحوراني،"الموك غرفة العمليات الدولية المشتركة التي تقدم الدعم للمعارضة المسلحة المعتدلة "، القدس العربي، 26 اکتبر 2014،

 http://www.alquds.co.uk/?p=240870.

[2] "معركة جديدة في القنيطرة للسيطرة على ما تبقى من معاقل للنظام في محافظة "، المكتب الإعلامي لقوى الثورة السورية، 16 مایو 2015،

http://rfsmediaoffice.com/2015/06/16/14072/#.VZEmOVKxW8l.

[3] المجلس الوطني السوري

[4] الحراك الثوري

[5] كتلة المستقلين الليبراليين

[6] المنظمة الآثورية

[7] ربيع دمشق

[8] الكتلة الوطنية الكردية

[9] الكتلة الوطنية

[10] هيئة التنسيق الوطنية لقوى التغيير الديمقراطي

[11] الائتلاف الوطني لقوى الثورة والمعارضة السورية

[12] PYD