با پیشروی سریع داعش در نیمه دوم سال 2014 و انتشار اخبار و فیلم‌های زیاد از خشونت‌ها و رعب‌افکنی‌های این گروه، جامعه جهانی دچار شک نسبتاً شدیدی شد. توجه شدید افکار عمومی به این قضیه باعث شد تا توقع از قدرت‌ها برای مبارزه با داعش بالا برود.

تاریخچه ورود کشورها به مبارزه با داعش

ایران و حزب‌الله را می‌توان اولین عناصری دانست که برای مبارزه با داعش وارد میدان شدند. هرچند بمباران هوایی داعش نیز توسط نیروی هوایی ایران انجام گرفت[1] اما اکثریت کمک‌های ایران و حزب‌الله در این مبارزه به صورت عملیات‌های مستشاری و آموزش یا فرماندهی نیروها بود. می‌توان شروع این عملیات‌ها را از خرداد 93 دانست.

 

هم‌زمان با آغاز مبارزه ایران با داعش، آمریکا نیز پروازهای شناسایی پهپادهای خود در عراق را آغاز کرد. در شهریور 93، آمریکا در حاشیه اجلاس امنیتی ناتو از کشورهای عضو خواست تا از مبارزات اقتصادی و نظامی علیه داعش حمایت کنند و به این ترتیب مبارزه با داعش را با ارسال سلاح به پیشمرگه‌ها آغاز کرد. اوباما در مصاحبه خود مبارزه با داعش را یک پدیده بلندمدت خواند.[2] در نهایت در 17 مرداد 93 آمریکا اولین بمباران هوایی خود علیه داعش را انجام داد. این عملیات آمریکا برای حمایت هوایی از کردها برای جنگ با داعش بود که گفته می‌شود موفقیت‌هایی را نیز کسب کردند. ائتلاف مدعی است که در کمتر از 6 ماه اول، 16 هزار سورتی پرواز علیه داعش انجام داده که 60 درصد آن توسط نیروی هوایی آمریکا بوده است.[3] در مجموع آمریکا توانست 22 کشور را به شرکت در عملیات هوایی ضد داعش راضی کند.[4]

 

در تیر 93، آمریکا یک گروه 800نفره از سربازان آمریکایی را به بهانه حفاظت از اماکن دیپلماتیک آمریکا در بغداد و اربیل و کنترل اماکن استراتژیک مثل فرودگاه بغداد، به عراق فرستاد. آمریکا بعدها نیز افسران دیگری را برای هدایت عملیات یا آموزش کردها و ارتش عراق، به این کشور اعزام کرد. عدد این سربازان تا نزدیک 5000 نفر افزایش یافت.[5] اما آمریکا هیچ نیرویی را برای مبارزه با داعش ارسال نکرد. (شایان ذکر است که آمریکا خود یکی از اصلی‌ترین مسبّبان شکلگیری داعش بوده و به دفعات مختلف- به طور مستقیم یا غیر مستقیم- از آن حمایت کرده است. متحدان منطقه‌ای آمریکا، مهمترین منابع تمویل داعش هستند و این کار را با اجازه و توصیه آمریکا انجام می‌دهند. اقدامات خصمانه مذکور بنا به منافع و مصالح سیاسی آمریکا انجام گرفته است.)

 

عربستان و هوای ورود به سوریه

عربستان نیز جزئی از ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا برای مبارزه با داعش بود. بعد از موفقیت عملیات «نصر حلب»- که در شمال حلب انجام گرفت- دو شهر نبل و الزهراء پس از سال‌ها از محاصره خارج شدند. در نتیجه این عملیات، ارتباط تروریست‌های موجود در شهر بسیار مهم حلب با ترکیه قطع شد و در حالتی از شبه محاصره قرار گرفت. با توجه به اهمیت استراتژیک این شهر و در خطر قرار گرفتن آن، عربستان سعودی سریعاً اعلام کرد که قصد ارسال نیروی نظامی به سوریه دارد. این خبر در ابتدا توسط خیلی‌ها جدی گرفته نشد اما زمانی که اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه عربستان رزمایشی با حضور 150 هزار نفر در شمال عربستان برگزار می‌کند، این مسئله جدّی‌تر شد. این پیشنهاد خیلی زود مورد موافقت غرب و آمریکا قرار گرفت. مسئولین عربستان خیلی زود مسئله ورود عربستان به سوریه را در چارچوب ائتلاف بین المللی ضد داعش عنوان کردند.[6]

 

چگونه عربستان می‌تواند به سوریه برود

ورود زمینی عربستان به سوریه و عراق در صورت تحقق، نقطه عطفی درتحولات منطقه خواهد بود. این کار را می‌توان تلاشی برای بر هم زدن توازن قوا در سوریه دانست و قطعاً دوستان سوریه در این زمینه ساکت نخواهند نشست و دست به اقدامات متقابل خواهند زد. برای سنجش عواقب این عمل باید در ابتدا سناریوهای پیش روی عربستان را مورد بررسی قرار داد.

 

ترکیه و عربستان هر دو و جداگانه از آمادگی برای ورود زمینی به سوریه خبر داده‌اند[7] و گفته‌اند که این کار را تنهایی انجام نخواهند داد. از طرف دیگر امارات و عربستان اعلام کرده‌اند که تنها در صورتی به این کار دست خواهند زد که آمریکا  فرماندهی این عملیات را در چارچوب ائتلاف بین المللی داعش بپذیرد. عربستان با این کار در واقع توپ را در زمین آمریکا انداخت. زیرا زمانی که کشوری مانند روسیه در کشوری ورود می‌کند و در آن عملیات می‌کند، آن منطقه به نوعی حریم آن کشور می‌شود و از قدرت‌های کوچکی مثل عربستان و ترکیه، شکستن حریم یک قدرت بزرگ ساخته نیست. عربستان خواهان نقش فعال‌تر آمریکا در سوریه است در حالی که آمریکا نشان داده است که قصد ورود جدی به درگیری در سوریه را ندارد. پس از تضاد بین آمریکا و عربستان در حمایت از حکومت‌های اخوان‌المسلمین و توافق هسته‌ای ایران، می‌توان مواضع آمریکا نسبت به قضیه سوریه را سومین مورد از سری اختلافات این دو کشور دانست. عربستان و ترکیه خواستار ورود آمریکا و ناتو به سوریه همانند قضیه لیبی بودند و حتی برای آن بهانه شیمیایی نیز فراهم کردند اما آمریکا این کار را نکرد و عملاً نتوانست جلوی ورود روسیه را نیز بگیرد. آمریکا بنا به دلایل زیادی نیت و توان ورود به یک درگیری دیگر در غرب آسیا را ندارد. لذا نمی‌توان حمایت‌های لفظی مقامات غربی از ورود زمینی عربستان به سوریه را جدی گرفت.

 

اگر عربستان و ترکیه و امارات نیروی زمینی برای مبارزه با داعش نفرستند و به بمباران هوایی اکتفا کنند، اتفاق جدیدی نیفتاده است زیرا آن‌ها پیش از این نیز در ائتلاف بین‌المللی مبارزه با داعش حضور داشتند (هرچند که کشورهای خلیج فارس مدتی از بمباران داعش کنار گرفته بودند و بر یمن متمرکز بودند). اما اگر بخواهند نیروی زمینی برای این کار ارسال بکنند، طبعاً باید از طریق مرز اردن یا ترکیه این کار را انجام دهند. کشور اردن نشان داد تمایلی به انجام این کار از طریق خاک آن ندارد زیرا امکان دارد دامنه جنگ به خاک این کشور کشیده شود و هزینه‌های سنگین اقتصادی و امنیتی برای آن‌ها ایجاد بکند که به سادگی جبران‌پذیر نباشد. از طرفی تعادل اصلی جبهه نبرد در سمت شمال ترکیه به هم خورده است و برای سعودی امکان این که از مرزهای اردن به نیت حقیقی خود (کمک به تروریست‌های وابسته در شمال سوریه) برسد، وجود ندارد. از طرف دیگر داعش در مرزهای جنوبی حضور زیادی ندارد و می‌توان آن را نادیده گرفت و ورود عربستان از این مرزها به خاک سوریه می‌تواند نیت حقیقی وی را که مبارزه با حکومت سوریه است، افشا کند.

 

اگر این تجاوز بخواهد از سمت شمال انجام بگیرد، انتقال تعداد زیادی نیرو و تجهیزات به ترکیه عمل دشوار و وقت‌گیری خواهد بود. قسمت اعظم مرز ترکیه با سوریه در دست کردهایی است که مورد حمایت آمریکا هستند ولی با ترکیه دشمن هستند. درگیری یا عدم درگیری و حمایت از کردها یک تصمیم سخت برای عربستان خواهد بود. زیر ترکیه آن‌ها را تروریست می‌داند و خواستار مبارزه با آن‌ها است در حالی که آمریکا از آنها حمایت می‌کند.  نقش کردها در مسئله سوریه پررنگ‌تر از قبل شده است و آمریکا حاضر نیست که یک بازیگر نسبتاً بزرگ در سوریه را نیز به دشمنان خود بیفزاید. همچنین جنگیدن با کردها هزینه‌های جنگ را تا حد زیادی افزایش خواهد داد که برای عربستان نیز مطلوب نیست.

 

در نتیجه مهم‌ترین گزینه پیش روی عربستان برای ورود به سوریه حد فاصل جرابلس تا اعزاز است که در دست داعش و ارتش آزاد است. این ناحیه در شمال حلب واقع است.[8] اگر آل‌سعود بخواهند از این ناحیه به سمت رقه بروند، باید حدود 250 کیلومتر در سوریه پیشروی کنند و تمام این ناحیه سرشار از خطوط دفاعی داعش است. با توجه به ضعف نیروی زمینی آل‌سعود، چنین عملیاتی بسیار پرهزینه و سخت است.

 

ارتش سوریه در این ناحیه 40 کیلومتر از مرز فاصله دارد. در صورتی که ارتش سعودی بخواهد با ارتش سوریه درگیر شود، قطعاً عواقب سنگینی برای آن خواهد داشت و سوریه می‌تواند آل‌سعود را در سرزمین خود مورد اصابت قرار دهد. علاوه بر این ارتش سوریه توسط نیروی هوایی روسیه پشتیبانی می‌شود و عربستان نمی‌تواند در این زمینه روی پشتیبانی هوایی ائتلاف حساب باز کند. از طرف دیگر اگر آل سعود در این ناحیه با ارتش یا کردها درگیر نشود، امکان کمک‌رسانی به تروریست‌های مورد حمایت خود را ندارد.

 

عواقب ورود عربستان به سوریه

بررسی دقیق عواقب ورود عربستان به سوریه تا حد زیادی بستگی به نحوه ورود آن دارد. اما چند ویژگی مشترک بین هرگونه تجاوز زمینی به خاک سوریه وجود دارد:

 

1. تشدید حضور بازیگران خط مقاومت در سوریه: قطعاً اگر عربستان چنین کاری انجام دهد، متحدین سوریه، حق خود خواهند دانست که دست به اقدام متقابل بزنند. در نتیجه احتمالاً شاهد عکس‌العمل‌هایی مثل افزایش تعداد مستشاران و نیروهای رزمی سپاه، تقویت حضور نیروهای مقاومت، مجهز کردن سوریه به ابزارهای رزمی و دفاعی پیشرفته‌تر همانند پهپاد و تانک‌های تی90، افزایش کمک‌های اقتصادی به سوریه و شدیدتر کردن بمباران معارضه خواهیم بود. این واکنش‌ها کم‌ترین واکنش‌هایی هستند که می‌توان تصور کرد و امکان اتخاذ واکنش‌های شدیدتر نیز محتمل است.

 

2. تقویت وحدت ملی: چنین عملی از سوی سعودی در افکار عمومی مردم سوریه تجاوز آشکار محسوب می‌شود. لذا حمایت مردم از دولت سوریه افزایش خواهد یافت و وابستگی و مزدوری مسلحین را اثبات می‌کند.

 

3. فشار اقتصادی سنگین بر عربستان: هزینه‌های چنین عملیاتی برای عربستان سرسام‌آور خواهد بود. این امر در کنار قیمت پایین نفت و درگیری یک‌ساله آل‌سعود در یمن، باعث فشار اقتصادی مضاعفی بر آل سعود خواهد شد. این قضیه تبعات سنگینی برای آل‌سعود خواهد داشت. لذا امکان دارد این دخالت باعث افزایش قیمت نفت نیز بگردد.

 

4. کم‌رنگ شدن حضور در یمن: در صورتی که عربستان سعودی بخواهد حضور مؤثری در سوریه داشته باشد، باید بخشی از نیروهای خود را از یمن فرا بخواند. عربستان 150 هزار نیرو در یمن استفاده کرده است[9] که بنا بر آمار، بیش از نصف ظرفیت نظامی این کشور است. لذا اگر در پی عملیات گسترده باشد، باید از حضور خود در یمن بکاهد. همچنین این کشورها چندین ماه به خاطر تمرکز بر یمن از شرکت در بمباران هوایی داعش خودداری کردند. لذا اگر بخواهند حضور هوایی خود در سوریه را تقویت کنند، طبیعتاً از بمباران یمن کاسته خواهد شد.

 

5. امکان پیگیری در مجامع بین‌المللی: ورود به یک کشور دیگر احتیاج به قطعنامه شورای امنیت دارد. چون عربستان سعودی چنین مجوزی را ندارد، لذا می‌توان از آن شکایت کرد.

 

6. افزایش موج مهاجرت‌ها از سوریه: تشدید کردن هرگونه نبرد زمینی در شمال سوریه، باعث افزایش موج مهاجرت‌ها به ترکیه خواهد شد. این امر هزینه‌های اقتصادی زیادی برای ترکیه خواهد داشت. لذا ترکیه فقط زمانی چنین چیزی را خواهد پذیرفت که تضمین‌های اقتصادی بزرگی از عربستان بگیرد یا این که بتواند از قدرت‌ها تعهدی برای ایجاد منطقه پروازممنوع در سوریه دریافت کند.

 

در مجموع می‌توان گفت که انجام چنین عملی دشواری‌های فراوانی برای آل‌سعود دارد و در عین حال اطمینان بر سودمند بودن آن وجود ندارد. این امر در کنار درگیری آل‌سعود در یمن و اوضاع بد اقتصادی، احتمال ورود جدی عربستان به سوریه را بسیار کاهش می‌دهد. هر چند عربستان ثابت کرده است که در بسیاری از موارد، تصمیمات غیرمنطقی اتخاذ می‌کند.



[1] http://www.bbc.co.uk/news/world-middle-east-28125687

[2] http://www.nytimes.com/2014/08/10/world/middleeast/us-airstrikes-on-militants-in-iraq.html?_r=0

[3] www.defensenews.com/story/defense/2015/01/19/a10-strikes-isis-11-percent/21875911/

[4] https://www.fas.org/sgp/crs/natsec/R44135.pdf

[5] www.stripes.com/news/us/1-000-soldiers-from-the-82nd-airborne-headed-to-iraq-1.320194

[6] http://fa.alalam.ir/news/1787710

[7] مقامات ترکیه متعاقبا اظهارت متضاد این امر را نیز بیان کردند.

[8] در طی روزهای اخیر کردها پیش روی های زیادی در این ناحیه داشتند که ترکیه را مجبور به ورود مستقیم کرد. همچنین ترکیه 400 تروریست را از داخل خاک خود از استان ادلب به سمت شمال حلب برد تا جلوی پیشروی کردها را بگیرد.

[9] http://edition.cnn.com/2015/03/25/middleeast/yemen-unrest/