بیش از 15 ماه از برگزاری نشست اول ژنو پیرامون حل بحران سوریه می‌گذرد. نشستی که بدون حضور دولت سوریه و ایران به عنوان یکی از حامیان و طرف‌های تاثیرگذار در سوریه و با حضور اعضای شورای امنیت، نمایندگان اتحادیه‌ی اروپا و اتحادیه‌ی عرب به دعوت "کوفی عنان" برگزار شد و نگاهش بیشتر به منافع مخالفان سوریه معطوف شد.

نیم‌نگاهی به آخرین وضعیت طرف‌های درگیر در بحران سوریه، قبل از برگزاری کنفرانس ژنو 2 و آینده‌شان بعد از این نشست

 

ژنو 1، آغاز توافقات سیاسی یا نمایان شدن اختلافات

بیش از 15 ماه از برگزاری نشست اول ژنو پیرامون حل بحران سوریه می‌گذرد. نشستی که بدون حضور دولت سوریه و ایران به عنوان یکی از حامیان و طرف‌های تاثیرگذار در سوریه و با حضور اعضای شورای امنیت، نمایندگان اتحادیه‌ی اروپا و اتحادیه‌ی عرب به دعوت "کوفی عنان" برگزار شد و نگاهش بیشتر به منافع مخالفان سوریه معطوف شد تا نگاهی جامع برای راضی نگه داشتن همه طرف‌های درگیر در سرزمین شام. در این نشست که در ژوئن ۲۰۱۲ میلادی در پایتخت سوئیس برگزار شد و به "ژنو 1" موسوم گشت، تصمیماتی مهم و به اصطلاح خودشان "الزام آور" اتخاذ شد از جمله:

آزادیِ تمامی بازداشت شدگان از سوی ارتش سوریه و معارضین، اجازه‌ی برگزاری تظاهرات توسط مردم سوریه، عقب‌نشینی نیروهای نظامی از مناطق مسکونی، بازگشت تمامی پناهندگان به داخل کشور سوریه، اجازه‌ی ورود کمک‌های بشردوستانه به سوریه، تاکید بر پایان خشونت از سوی تمام طرف‌های درگیر و همچنین تصمیم جنجالی و پرصدای "آغاز گفت‌وگوی سیاسی برای تشکیل دولت انتقالی بی‌طرف با مشارکت برخی عناصر کنونی نظام و مخالفان و به دست‌گیری کامل زمام امور در زمان انتقال توسط دولت انتقالی" که خشم دولت سوریه را به همراه داشت. طبق این بند، اين دولت اختيار تام داشت که دستگاه‌های امنيتی و اطلاعاتی و همچنين فرماندهی ارتش و نيروهای انتظامی را تحت کنترل خود داشته باشد. نکته‌ای که در این نشست به علت اختلاف نیفتادن بین اعضاء یا فراموشی(!) به آن اشاره‌ای نشده بود، "چگونگی فرآیند حضور یا عدم حضور بشار اسد و نقش او در دولت انتقالی" بود که بعد از کنفرانس، به اختلافات بین شرکت کنندگان به خصوص آمریکا و روسیه دامن زد. آمریکایی‌ها و محور غربی- عربی- عبری هیچ نقشی برای بشار قائل نبودند و روسیه و حامیانش قرار گرفتن بشار یا یکی از اعضای دولت فعلی بر مسند حکومت را منوط به نظر مردم سوریه می‌دانستند و از پیش‌شرط نداشتن و الزام‌آور نبودن نتایج نشست سخن گفتند.

حالا بعد از گذشت 15 ماه از ژنو 1 و اجرایی نشدن توافقات صورت گرفته در آن کنفرانس در عرصه‌ی میدانی، طرفین صحبت از برگزاری ژنو 2 در آینده‌ای نزدیک می‌کنند؛ امری که روسیه به شدت پی‌گیر برگزاری آن است. آمریکا برگزاری آن و حضور ایران را منوط به پیش‌شرط‌هایی می‌داند. گروه‌های مخالف سیاسی دولت سوریه نیز برگزاری‌اش را بی‌فایده می‌دانند و گروه‌های معارض مسلح اصلاً در چنین وادی‌هایی نیستند که بخواهند بحران را از راه‌حل سیاسی حل کنند و فقط به اسلحه‌هایشان می‌نگرند و دولت سوریه نیز در حال محاسبه‌ی شرایط موجود است که شرکت یا عدم شرکتش چه نتایجی را می‌تواند به ارمغان بیاورد.

 

وضعیت مخالفان سیاسی سوری در نشست ژنو 2

شرکت مخالفین سیاسی دولت سوریه در ژنو 2 همچنان با بالا و پایین‌های اساسی روبروست. از طرفی کمیته‌های هماهنگی یا همان هیئت‌های تنسیق از حضور جدی خود می‌گویند و سعی دارند نقش پررنگی در این نشست بازی کنند. "هیثم مناع" نماینده‌ی این کمیته‌ها حتی از مشخص شدن اسامی اعضای این هیئت که قرار است در کنفرانس ژنو 2 شرکت کنند، سخن گفته و مشکل را در ائتلاف مخالفان نظام سوریه دانسته که با اختلافات داخلی مواجه‌اند و در روابط خود با شماری از گروه‌های مخالف مسلح در سوریه آشفته عمل می‌کند.(1) از طرف دیگر، شورای ملی مخالفان همچنان بر طبل ناسازگاری می‌کوبد و از عدم حضور در کنفرانس دم می‌زند. در جدیدترین اظهارنظر، "جورج صبرا" رئیس شورای موسوم به ملی سوریه، در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفت: «این شورا که بزرگ‌ترین حزب سیاسی در ائتلاف ملی است، پیش از هیات رئیسه "ائتلاف ملی" اعلام کرده که با توجه به شرایط کنونی سوریه و شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی، تصمیم قاطع اتخاذ کرده که در کنفرانس ژنو 2 که نتیجه‌ای برای سوری‌ها به ارمغان نخواهد آورد، مشارکت نمی‌کند و این بدان معناست که در صورت شرکت "ائتلاف ملی" در کنفرانس ژنو 2، شورای ملی از ائتلاف جدا خواهد شد.»(2) این‌طور که از سخنان صبرا برمی‌آید، آتش اختلافات در داخل معارضین همچنان شعله‌ور است اما گویی از توافقات طرف‌های خارجی هم دل‌شان خون است که این‌گونه می‌گوید: «ما در کنفرانسی که هدف آن پنهان کردن شکست سیاست بین‌المللی است، شرکت نمی‌کنیم.» با این وجود چندان نمی‌توان به حضور شورای ملی مخالفان در ژنو 2 با چنین اوضاعی دل‌خوش کرد چرا که این ائتلاف انجام هرگونه مذاکره‌ای با دولت سوریه را منوط به استعفای بشار اسد از سمت ریاست جمهوری سوریه می‌داند. این اصل چند روز پیش در صحبت‌های یکی از اعضای شورای مخالفین هم بیان شد. "صالح مبارک" از چهره‌های مخالف که ساکن قطر می‌باشد، در مصاحبه‌ای با "المانیتور" گفت: «شرط مخالفان برای شرکت در مذاکرات ژنو 2 این است که بشار اسد و اعضای دولت او نباید هیچ نقشی در آینده‌ی دولت سوریه ایفا کنند. تنها شخصیت‌هایی از حکومت می‌توانند در آینده در دولت سوریه حضور داشته باشند که در این درگیری‌ها هیچ نقشی نداشته‌اند. ما قصد نابودی کشور را نداریم اما می‌خواهیم رژیم و به ویژه سرویس‌های امنیتی را سرنگون کنیم. برای ایجاد یک سوریه‌ی جدید، رژیم فعلی باید برچیده شود. تنها راه‌حل موجود، متأسفانه نظامی است. ما از صحبت کردن در مورد راه حل سیاسی خسته شده‌ایم.»(3) مبارک در مورد حضور هیئت‌های تنسیق و رهبر آنها حسن عبدالعظیم گفته بود: «به او اجازه دهید آن‌طور که دوست دارد معامله کند. معامله‌ای که بدون حضور ائتلاف و شورای ملی و دیگر گروه‌های مخالف صورت بگیرد، هیچ ارزشی ندارد.»

با این حال طرف‌های‌ خارجی و خصوصاً روس‌ها هم از این اختلافات حسابی شاکی هستند. چندی پیش بود که "سرگئی لاوروف"، وزیر خارجه روسیه در مصاحبه با تلویزیون سی‌بی‌اس آمریکا، شورای ملی مخالفان را مسئول به تأخیر افتادن ژنو 2 دانست و گفت: «متأسفانه عدم توانایی گروه‌های مخالف در اتخاذ موضعی سازنده، این کنفرانس را به تأخیر انداخته چرا که گروه‌هایی هستند که موضعی سازنده اتخاذ کرده و خاک سوریه را ترک نکردند بلکه در همه‌ی این سال‌ها با مردم سوریه و در کنار آنها بودند. ما منتظر اتخاذ یک موضع مشخص از سوی مخالفان بودیم که تاکنون چنین چیزی صورت نگرفته است.» (4)

 

برآورد وضعیت گروه‌های مسلح معارض پیرامون نشست ژنو 2

طبق وضعیت موجود، قدرت‌های سیاسی حتی اگر بتوانند مخالفین سوری را دور هم جمع کنند، بعید است بتوانند به همین سرعت در عرصه‌ی میدانی معارضین مسلح را راضی کنند تا دست از خشونت بردارند. جبهه النصره و ارتش آزاد سوریه به عنوان دو قطب اصلی معارضین مسلح در کنار گروه‌های ریز و درشت دیگری همچون داعش و اخوان‌المسلمین- که هر کدام با تفاسیر خاص خود دست از سلاح برنمی‌دارند و بعضاً جنگ را در عرصه‌ی اعتقادی نیز دنبال می‌کنند- نه تنها چشم به راه‌حل سیاسی ندارند بلکه همچون صالح مبارک تنها راه موجود را درگیری نظامی با حکومت بشار اسد می‌دانند و ذره‌ای تره هم برای کسب آرامش از طریق عمل سیاسی خُرد نمی‌کنند. گروه‌های مسلح قطعاً به صورت مستقیم نماینده‌ای در ژنو 2 نخواهند داشت اما حامیان عربی- غربی آنها خواهند کوشید مقاصد آنان را تا حد امکان دنبال کنند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن اگر تمام راه‌های سیاسی چه در ژنو 2 و چه بعد از آن به پایان کار جبهه النصره ختم شود، باز این گروه در سوریه حالتی پیدا خواهد کرد مشابه آنچه در عراق و لبنان مشاهده می‌کنیم. یعنی یک گروه پنهان شده در پس چهره‌ی مذهبی در بین لایه‌های اهل‌سنت که همواره از خلاء‌های موجود امنیتی استفاده خواهند کرد تا ضربات خودش را به محور مقاومت در منطقه وارد سازد. این همان هدف شخص بندربن‌سلطان رئیس سازمان اطلاعات عربستان سعودی در سطح منطقه است که با هدف کلان جبهه‌ی غربی برای بالکانیزه کردن منطقه‌ی غرب آسیا در یک پازل قرار می‌گیرد. "داعش" یا همان "دولت اسلامی عراق و شام" هم وضعیتی مشابه جبهه النصره دارد چرا که آبشخور هر دو گروه از یک‌جا و آن هم سرویس اطلاعاتی عربستان و تفکر القاعده می‌باشد با این تفاوت که داعش به دنبال امارت اسلامی است و دلبستگی به یک جغرافیای خاص برای ایجاد منطقه‌ای تحت سلطه‌ی خود جهت پیاده کردن عقاید خشکش دارد و جبهه النصره در هدفی کلان‌تر چشم به نابودی جبهه‌ی مقاومت و حذف شیعیان از منطقه دوخته است.

در این بین اوضاع اخوان المسلمین و ارتش آزاد کمی متفاوت‌تر از جبهه النصره و داعش است. اعضای اخوان و ارتش آزاد سوریه تقریباً همه سوری هستند و سال‌هاست که در بطن حوادث این کشور قرار دارند و به جریانات این کشور آگاه هستند. اخوان که از منظر سیاسی یکی از گروه‌های مخالف دولت دکتر بشار اسد محسوب می‌شود و برخی از طرفدارانش در کوران درگیری‌های 33 ماهه علیه حکومت دست به اسلحه برده‌اند، باز هم تلاش دارد تا در فضای سیاست هم راه‌های کسب قدرت را بیازماید. گرچه تجربه‌ی تلخ اخوان المسلمینِ مصر پیش روی هم‌فکرانش در سوریه و اردن است و به خوبی هم می‌دانند که این جریان توانایی حمل بار سنگین حکومت بر یک کشور را نخواهد داشت، اما این‌بار اخوان سوریه تلاش دارد به آرامی در دولت انتقالی (در صورت تشکیل) نقش بازی کند و همچون سابق به فکر رساندن یکی از اعضایش بر مسند ریاست جمهوری نباشد و این بدان معناست که کنفرانس ژنو 2 می‌تواند آخرین روزنه‌ی امید اخوان سوریه برای حضور در قدرت تا قبل از انتخابات سال 2014 باشد. این‌گونه که از شواهد امر پیداست، امید اصلی جریان اخوان المسلمین در منطقه برای رسیدن به قدرت، این‌بار نه در مصر و نه در سوریه بلکه در کشور پادشاهی اردن دنبال می‌شود که البته این امر هم با چالش‌های خاص و فراوان خود مواجه است و بعید است جریان اخوان المسلمین و حتی نواخوانی‌ها بعد از ضربه‌ی سختی که در مصر بر پیکره‌شان وارد آمد و حمایت سیاسی خود را از سوی قطر و ترکیه از دست دادند، بتوانند به این زودی‌ها در منطقه قد عَلَم کنند مگر با شوکی خاص.

نیروهای ارتش آزاد نیز در ژنو 2 چشم به اربابان غربی خود دارند و منتظرند تا ببینند در بازی چوگان سیاست، گوی‌شان به کدام سمت زمین خواهد افتاد. اعضای این ارتش به خوبی می‌دانند که تنها در یک صورت می‌توانند در قدرت سیاسی سوریه حضور داشته باشند و آن هم حذف بشار اسد از حکومت و خارج شدن کنترل کشور از دست ارتش سوریه و نیروهای امنیتی این کشور است چرا که در غیر این صورت و با وجود شکست‌های سنگین میدانی و همچنین مورد غضب واقع شدن از سوی یاران قدیمی خویش، هیچ روزنه‌ی امیدی برای آینده‌ی سیاسی و نظامی آنان به شکل رسمی قابل تصور نیست مگر کوتاه آمدن از خواسته‌هایشان  و تفاهم با دولت سوریه. جالب اینکه این ارتش به اصطلاح آزاد، سایه‌ی سنگین رقبای تماماً وحشی خود یعنی جبهه النصره و داعش را بالای سر خود احساس می‌کند و مجبور است توانش را در جبهه‌های دیگر نیز به کار گیرد.

 

برآورد وضعیت حضور ایران و سوریه در کنفرانس ژنو 2

در واقع تمامی این اختلافات و ضعف‌‌ها در جبهه‌ی مخالفان و معارضان، خود برگ برنده‌ای است برای دولت سوریه جهت احیای توان، بازسازی خویش و حفظ موقعیت خود در مقابل دشمنان. همین امر می‌تواند تصمیمات سیاسی را که احیاناً در ژنو 2 علیه این دولت گرفته می‌شود به چالش بکشاند همان‌طور که تصمیمات ژنو 1 نیز تاکنون اجرایی نشده و راه به جایی نبرده است. در حقیقت اگر نبود پیروزی‌های میدانی ارتش سوریه و تشتّت در صفوف معارضان، بشار اسد هم به راحتی نمی‌توانست از حضورش در انتخابات 2014 و نقش تعیین کننده‌ی مردم در این انتخابات سخن بگوید. با این حساب بشار می‌داند دولتش چه در ژنو 2 شرکت کند چه شرکت نکند، باز برگ‌های برنده‌ای دارد که می‌تواند تصمیمات سیاسی علیه کشورش را به چالش بکشاند. علاوه بر اینکه از پشتوانه و حمایت سیاسی و لجستیکی چند ابرقدرت منطقه‌ای و بین‌المللی مثل ایران، چین و روسیه نیز برخوردار است. با این حال دولت سوریه اعلام کرده که در صورت تصمیم برای حضور در ژنو 2، ولید معلم، وزیر امور خارجه‌ی این کشور، ریاست هیأت شرکت‌کننده را در کنفرانس ژنو ۲ بر عهده خواهد داشت.(5)

همین وضعیت تا حدودی در مورد شرکت یا عدم شرکت ایران در ژنو 2 صادق است. مخالفان داخلی و خارجی دولت سوریه تنها در صورتی با حضور ایران در ژنو 2 موافقند که ایران بیانیه و تصمیمات ژنو 1 را بپذیرد و زیر بار آن‌ها رود اما ایران نیز حاضر به پذیرش چنین پیش‌شرطی نیست و طبق آخرین اظهارنظرهای رسمی مقاماتش، شیفتگی برای شرکت در ژنو 2 ندارد.(6) این موضع ایران از یک سو نشان از برتری موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی این کشور در مبحث بحران سوریه دارد و از سویی دیگر دست برتر سوریه در تحولات میدانی را بیش از پیش آشکار می‌سازد و نشان‌دهنده‌ی آن است که حتی تصمیمات سیاسی آن هم در سطوح بین‌المللی نمی‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در عزم دولت سوریه برای پایداری در برابر دشمنانی که خواهان حذف حلقه‌ی طلایی زنجیره‌ی مقاومت در منطقه هستند، داشته باشد.

 

روسیه همچنان در عرصه‌ی سیاسی در برابر آمریکا می‌تازد

روس‌ها تا اینجای کار هم تقریباً به آنچه می‌خواستند، رسیده‌اند. برای آنان بیشتر حفظ منافع‌شان در سوریه و عدم تسلط آمریکا بر این کشور اهمیت داشته که به تحقق هم پیوسته است. حالا اگر در لابه‌لای اخبار رسانه‌ها از توافقات پنهانی روسیه و آمریکا در مورد سوریه می‌شنویم، نباید چندان تعجب کنیم چرا که قطعاً این توافقات در حیطه‌ی عبور از خط قرمزهای روسیه نخواهد بود و بیشتر در مورد چگونگی شکل‌گیری حکومت آتی سوریه می‌باشد که حالا با حضور اسد یا بدون او، باید منافع روسیه حفظ شود. با این حال آمریکا که طعم شیرین استفاده از چاه‌های غنی نفت لیبی- با اشغال این کشور و قدم گذاشتن در مرکز آفریقا- در زیر دندان‌هایش مزه کرده است، به راحتی نمی‌تواند از قلب غرب آسیا هم بگذرد به علاوه اینکه می‌تواند با تسلط بر این منطقه گلوی محور مقاومت را به راحتی بفشارد و بر امنیت ماشین جنگی خود در منطقه یعنی رژیم جعلی صهیونیستی بیفزاید. اینجاست که اختلاف اساسی روس‌ها و آمریکا باز نمایان می‌شود و موضوع اصلی در برگزاری کنفرانس ژنو 2 نحوه‌ی مشارکت دولت‌مردان سوریه می‌شود. یکی از مصوبه‌های ژنو 1 که در تابستان سال گذشته برگزار شد، بر "مشارکت افرادی از دولت سوریه در کنفرانس که دستشان به خون بیگناهان آلوده نشده" تاکید می‌کند. اختلاف اساسی بین واشنگتن و مسکو در همین نکته است به نحوی که هیلاری کلینتون وزیر خارجه‌ی وقت امریکا پس از خروج از کنفرانس تاکید کرد که بشار اسد نباید در قدرت باشد و او را قاتل توصیف کرد در حالی که لاوروف همتای روسی او در همان زمان در مصاحبه‌ی مطبوعاتی تاکید کرد که اسد رئیس جمهور قانونی سوریه است و می‌تواند خود و یا فردی به نمایندگی از او در کنفرانس  شرکت کند. روسیه مصوبه‌ی ژنو 1 در این خصوص را به نفع دولت سوریه تلقی کرد به دلیل اینکه شخصیت‌های ممنوع‌الحضور در کنفرانس نام برده نشده‌اند و بشار اسد را اساساً فردی نمی‌داند که دستش به خون بیگناهان آلوده شده باشد. موضوع مهم دیگر در مورد تشکیل دولت انتقالی است که افراد جنایت‌کار نظام فعلی سوریه در آن نباشند که این بند نیز خالی از ابهام نیست و انگشت اتهام را به سوی فرد و یا افراد مشخصی نشانه نرفته است. (7) همه‌ی این موارد باعث شده تا با وجود توافقات قبلی آمریکا و روسیه، باز هم این دو کشور در مورد سوریه و ژنو 2 به بن‌بست برسند و مجبور شوند دوباره کنار هم بنشینند و توافق‌نامه‌ی مهمی را با سه بند اصلی به تصویب برسانند:

1- موضوع بشار اسد (ابقاء، کناره‌گیری یا حضور وی در انتخابات دوره‌ی آینده) در کنفرانس ژنو 2 بررسی نمی‌شود.

2- ارتش و نیروهای امنیتی ارکان اصلی بازگشت آرامش به سوریه هستند و در مورد پیوستن عناصر و جریان‌های مخالف دولت به ارتش در آینده نیز توافق صورت گرفته است.

3- اجرای شفاف انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت بین‌المللی و امکان کاندید شدن برای همه از جمله بشار اسد وجود دارد.(8)

به هر حال آنچه در ظاهر نمایان گشته، پیش‌قراولی روسیه در صحنه‌ی بحران سوریه است. جلوگیری از حمله‌ی آمریکا به سوریه، پیش‌دستی در امحای تسلیحات شیمیایی سوریه، تلاش جدی برای برگزاری کنفرانس ژنو 2 و حمایت از حضور ایران در این کنفرانس، از جمله نشانه‌های این پیش‌قراولی است. موضوعی که حتی از دید تحلیل‌گران سیاسی پنهان نمانده است و این امر را نشانه‌ی ضعف دولت و سیاست‌مداران آمریکا می‌دانند. آنان معتقدند آمريكا جنبه‌ی تبليغاتي، سياسي و ديپلماتيك جنگ عليه سوريه را رهبري مي‌كرد و گروهي به نام "دوستان سوريه" تشكيل داد و مسأله‌ی سوريه را به شوراي امنيت برد اما اكنون همه‌ی فرضيه‌ها و حتی راه‌حل نظامي عليه دمشق آزمايش شده است و آمريكا به شكست خود در سوريه اذعان دارد و موجب شده تا واشنگتن راه نجات روسي را براي خارج شدن از بحران پیش بگیرد.(9)

 

چشم دو جریان به حوادث میدانی سوریه

با توجه به اخبار موجود، کنفرانس ژنو 2 نهایتاً تا آخر ماه میلادی بعد برگزار خواهد شد و آنچه مسلم است، تکاپوی معارضه برای پیروزی در عرصه‌ی میدانی جهت گرفتن امتیاز در عرصه‌ی سیاسی است. این دقیقاً می‌تواند تا حدودی جبهه‌ی غربی- عربی- عبری را برای برتری سیاسی در ژنو 2 در مقابل جناح حامیان دولت سوریه آماده سازد. در مقابل، حامیان بشار هم چشم به ارتش این کشور دارند تا دست آنان را در آستانه‌ی مذاکرات ژنو 2 خالی نگذارد.

 

----------------------------------------

منابع:

1. «هيثم المناع: آماده‌ی شرکت در کنفرانس ژنو 2 هستيم.»، به نقل از باشگاه خبرنگاران.

2. «تازه‌ترین اختلاف معارضین سوری درباره مشارکت در ژنو 2»، به نقل از شبکه‌ی خبری العالم.

3. به نقل از سایت ایران دیپلماتیک.

4. «مخالفان سوریه؛ مسئول تأخیر در کنفرانس ژنو 2»، به نقل از سایت ایراس (موسسه مطالعات ایران اوراسیا).

5. «اتحادیه عرب: کنفرانس ژنو ۲ روزهای ۲۳ و ۲۴ دسامبر»، به نقل از سایت بررسی استراتژیک.

6. «علی لاریجانی در نطق پیش از دستور مجلس: ایران در صورتی در کنفرانس ژنو 2 شرکت می‌کند که راه حل دموکراتیک مبتنی بر رای مردم سوریه مبنا باشد»، به نقل از خبرگزاری نسیم.

7. «نشست مقدماتی ژنو 2 و بازیگران خارجی بحران سوریه»، به نقل از سایت «سیر نیوز».

8. «جزئیات منتشر نشده از کنفرانس ژنو 2 درباره‌ی سوریه/ محورهای پیش‌نویس توافق آمریکا و روسیه»، به نقل از خبرگزاری فارس.

9. «شكست در سوريه، آمريكا را به توافق با روسيه كشاند»، به نقل از شبکه‌ی خبری العالم.